١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٩ - تحلیل انکار نصوص امامت از سوی برخی نزدیکان اهل بیت

 

هدف جریان نفاق از زشت نشان دادن چهره پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ نابودی شخصیت بود تا پس از آن بتواند اساس اسلام را به انحراف بکشاند و مسلمانان را از راه و روش و سنت پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ دور سازد.[١] آنان در اجرای این هدف موفقیت‌هایی نیز به دست آوردند که اولین آن، خانه‌نشین کردن جانشین پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ و دور ساختن امت اسلام از اهل بیت ایشان بود.

ب: منع تدوین حدیث

دستگاه غاصب خلافت که می‌دانست پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ بارها جانشین خود را به امت معرفی کرده و در باره شایستگی‌های او سخن گفته، برای رسیدن به قدرت و حکومت و ماندگاری در آن، با تدوین و نگارش حدیث به مبارزه برخاست و از ترویج سخنان پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ ممانعت به عمل آورد تا با گذشت زمان سفارش‌های پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ از حافظه مردم و جامعه پاک شود و اندیشه سیاسی پیامبر
_ صلّی الله علیه و آله _ به فراموشی سپرده شود.

ج: پدید آوردن جریان رأی و سپردن فتوا به دست نااهلان

پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ برای روزهای پس از خود نیز اندیشیده بود. آن حضرت مرجعیت سیاسی، علمی و فکری پس از خود را به شایسته‌ترین فرد امت سپرده بود؛ اما نیرنگ بازان عرصه سیاست مانع خلافت و مرجعیت امام علی _ علیه السلام _ شدند.

پس از پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ کسانی حکومت را به دست گرفتند که نه آگاهی درستی از دین و معارف آن داشتند و نه اعتقادی به آن. اما امت اسلام انتظار داشت همانند زمان پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ برای مرجعیت دینی و فکری چاره‌ای اندیشیده شود. حاکمان غاصب برای حل این مشکل تصمیم گرفتند باب رأی و تأویل را بگشایند و خود و عده‌ای از اشخاص مورد اعتمادشان عهده دار کرسی فتوا و مرجعیت فکری و دینی جامعه شوند.

از این رو، مشاهده می‌شود که اشخاصی مانند عایشه، زید بن ثابت، عبد الرحمن بن عوف، ابو هریرة و مانند آنان اجازه فتوا یافتند؛ اما اهل بیت پیامبر _ که بر اساس سفارش پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ در حدیث ثقلین، مرجعیت امت به آنان واگذار شده بود _ به حاشیه رانده شدند تا مبادا اندیشه سیاسی پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ از طریق آنان برای


[١]. ر.ک: الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ج١، ص٢٢.