علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٨ - مطالعه انتقادی دیدگاه عمر فلاته در باره آغاز پیدایش جعلِ حدیث
این حدیث _ بر خلاف ادعای عمر فلاته _ از یک سو، با عبارت «اذا لم یکن یکذب علیه» از وقوع نسبت دروغ بر پیامبر خبر داده است و از سوی دیگر، وقوع جعل حدیث در نیمه نخست قرن اول هجری را _ که مصادف با دوره صحابه بوده _ به اثبات رسانیده است.[١] بنا بر این، در خوشبینانهترین حالت میتوان گفت که عمر فلاته به این نقل توجه نداشته و در بررسی خود از آن غفلت کرده است و الا وجود پدیده جعل حدیث در زمان پیامبر را _ حداقل در حدّ یک احتمال _ انکار نمیکرد.
٤. روایات دالّ بر وقوع جعل حدیث در حیات پیامبر _ صلی الله علیه و آله _
با وجود تأکید عمر فلاته بر عدم وقوع جعل حدیث در زمان پیامبر، قراین متعددی وجود دارد که نشان میدهد آغاز پیدایش جعل حدیث در حیات رسول خدا اتفاق افتاده است؛ چنان که حدیث نبوی «من کذب علیّ متعمداً فلیتبوأ مقعده من النار» _ که از احادیث مشهور و مقبول نزد فریقین است[٢] _ از جمله شواهدی است که به این موضوع اشاره دارد.
البته در باره مفاد حدیث یاد شده اختلاف نظرهایی وجود دارد و برخی دلالت این حدیث بر وقوع پدیده جعل در حیات پیامبر را نپذیرفته، آن را ناظر به دوره پس از پیامبر دانستهاند؛ گو آن که رسول خدا _ صلی الله علیه و آله _ نسبت به پدیده وضع حدیث هشدار داده و امت خود را از گرفتار آمدن در دام کذب بر حذر داشتهاند.[٣] اما برخی نیز با استناد به سبب صدور روایت[٤] آن را ناظر به قضیهای واقعی دانسته، بر وقوع جعل حدیث در زمان پیامبر استدلال کردهاند.[٥]
[١]. اگر چه، ابن عباس در دهه هفتم سال نخست هجری وفات کرده است، لکن میتوان اِخبار وی از گذشته را قرینهای بر وقوع جعل حدیث در نیمه نخست قرن اول هجری به حساب آورد. علاوه بر آن که نقل این سخن از ابن عباس لزوماً به معنای صدور آن در سالهای پایانی عمر وی نیست.
[٢]. در میراث اهل سنت این حدیث از شصت راوی نقل (ر.ک: طرق حدیث من کذب علیّ) و در یازده منبع گزارش شده است و دارای نود طریق است که برخی چون ابن صلاح رتبه تواتر آن را در احادیث بی نظیر خواندهاند (ر.ک: علم الحدیث، ص١١٥). در میراث شیعه نیز این حدیث در هفت منبع معتبر _ که دو منبع آن از کتب اربعه حدیثی هستند _ نقل شده است. (ر.ک: «تأملی در حدیث نبوی من کذب علیّ متعمداً»، ص١٧٠ و ١٧١).
[٣]. ر.ک: بحوث فی تاریخ السنة المشرفة، ص٢١؛ همچنین مصطفی سباعی با استناد به تأثیر پذیری صحابه پیامبر از حدیث نبوی، آن را ناظر به رخداد جعل پیش از صدور روایت نمیداند (ر.ک: السنة و مکانتها فی التشریع الاسلامی، ص٧٦).
[٤]. ر.ک: همین مقاله.
[٥]. اشخاصی چون: احمد امین مصری (ر.ک: فجر الاسلام، ص٢١١)، شیخ ابو زهو (ر.ک: الحدیث و المحدثون، ص٤٨٠) و محمود ابوریه (ر.ک: اضواء علی السنة المحمدیة، ص٦٥) از این گروهاند.