١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٦ - واکاوی گونههای دخالت ذهنیت راویان در فهم حدیث

بوده است _ رعایت می‌کردند. آنها که خود عالم به جریان داشتن نقل به معنا و دخالت ذهنیت راویان در گفت و گو‌های رایج میان مردم بوده‌اند، به طور قطع سخن خود را، به ویژه در مواردی مانند احکام فقهی که مخاطب عام دارد و برای به عمل درآمدن در حوزه عمومی القا شده است، به گونه‌ای مطرح نمی‌کردند که مخاطبان از فهم آن عاجز بمانند و لازم باشد بلیغ‌ترین و فصیح‌ترین سخنوران عرب جمع شوند تا معنای آن را بفهمند. دو بیان زیر در حوزه سخنان عمومی معصوم _ علیه السلام _ بهترین شاهد بر این مدعاست؛

«و ما أرسَلنا من رسولٍ إلا بِلِسان قومِه».[١]

«إنّا معاشرَ الأنبیاءِ أمِرنا أن نكلَّمَ الناسَ علی قَدر عُقولِهم».[٢]

حتی اگر نفس الفاظ معصوم برای ما نقل شود نمی‌توانیم بر عهده معصوم بگذاریم که تمام ظرایفی را که در کلمات عربی قابل تصور است باید لحاظ کند. از همین رو، در برداشت از سخن ایشان هم نمی‌توان بیش از آنچه که سخن در عرف عرب دارای معنا است، بر آن معنا تحمیل نمود. به این ترتیب، روشن می‌شود که چه بسا نقل به معنا _ که بر اساس فهم زبان عربی و شرایط آن اتفاق افتاده است _ در زمینۀ انتقال معانی مراد معصوم از نقل به الفاظ چیزی کم نداشته باشد.[٣]

٢.      عمده‌ترین مباحث مرتبط با نقل به معنا مربوط به راویان دسته اول و نویسندگان اصول اربعمأة است. توجه به سیره ایشان در تدوین، مقابله، تأکید بر اجازات، قرائت متن کتاب‌ها برای شیخ و دیگر امور مربوط به حفظ حدیث درصد احتمال نقل به معنا را به گونه‌ای که موجب تغییری عرفی در آن بشود، به شدت کاهش داده و موارد آن را در سطح ندرت نگاه می‌دارد. راویانی که تمام تلاش خود را می‌نمودند تا معنا به طور کامل به دیگران منتقل شود و علاوه بر الفاظ معصوم قراین حالی و اشارات دست و صورت ایشان را تذکر می‌دادند و به این نیز اکتفی نمی‌کردند، بلکه گاه قراین مرتبط با راوی را بیان می‌کردند و گاه حالت فیزیکی بدن خود را همانند معصوم _ علیه السلام _ قرار می‌دادند و ایستاده یا نشسته یا با همان حالت معصوم سخن وی را نقل می‌نمودند.[٤]

٣.      


[١]. سوره ابراهیم، آیه ٤.

[٢]. الکافی، ج١، ص٢٣، ح١٥.

[٣]. برای تکمیل این بحث می‌توانید به مقالۀ زیر مراجعه کنید: «محمد تقی اکبر نژاد، نقل به معنا در حدیث، ابعاد و آثار آن»، مجله فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، ش٥٥. ص٩٨-١٠٠ و ١١٤- ١١٦».

[٤]. برای مثال ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ١٤٧: (و أشار الی صدره...)؛ بحار الانوار، ج٦٥، ص١١٤، ح٢٨؛ المحاسن، ج١، ص٩٢؛ بصائر الدرجات، ص٣٨، ح١٣و ص٥٠، ح٨ و ص٥٥،ح ٤ و ص٦١، ح١٧؛ الکافی، ج٤، ص١٥، ح٢:( قال بیده و هزها) و ج١، ص٣٩٧: (کان رجلاً له علم و فضل و حدیث...)؛ من لا یحضره الفقیه، ج٣، ص١٩٠، ح٣٧١٥: (کان رجلاً بزازاً فذهب ماله و افتقر..). و تقلید حالت معصوم در هنگام سخن مانند «و قد شبک اصبعه» در روایتی که از نبی اکرم نقل شده و همه راویان خود را در هنگام نقل به این حالت درآورده‌اند. این قبیل روایات به روایات «المسلسل علی فعل» مشهور هستند (رسائل فی درایة الحدیث، ج٢، ص١٢١).