١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٦ - تعدیلکنندههای واکنش در خوشایند _ ناخوشایند بر اساس احادیث

پیدا کند، از سرمستی خارج شده و آن حالت فراخ، بر او تنگ می‌گردد و لذا از رفتار‌های منفی دوران خوشایند دوری می‌کند. سرّ مطلب نیز در ویژگی هدم لذت است. یاد مرگ با چنین ویژگی، هم دوران خوشایند را تعدیل می‌کند و هم دوران ناخوشایند را.

٢. تنظیم رغبت

رغبت و تمایل، یکی دیگر از ابعاد وجودی انسان است که ارتباط تنگاتنگی با واکنش انسان در خوشایند و ناخوشایند زندگی دارد. یکی از عوامل واکنش منفی در آن دو موقعیت، رغبت و دلبستگی به دنیا است. اگر رشته علاقه انسان به دنیا گره خورد، چنان وابستگی به وجود می‌آید که از یک سو به دست آوردن و یافتن آن موجب شدت فرح و خوشحالی می‌گردد و از سوی دیگر، فقدان آن موجب بی‌تابی و حسرت شدید می‌شود. وقتی انسان رشته دل خود را به دنیا گره زد، با نوسانات دنیا به شدت دچار نوسان روحی و روانی می‌گردد؛ بدین معنا که رویکرد دنیا او را بالا برده و به شدت خرسند و سرمست می‌سازد، و رویگَرد آن نیز به شدت او را بر زمین می‌زند و ناامید و افسرده می‌سازد. امام کاظم _ علیه السلام _ در زمره سفارشاتی که به هشام بن حکم دارند، می‌فرمایند که روزی حضرت مسیح _ علیه السلام _ به حواریان خود فرمود که کسی در هنگام بلا بی‌تاب ترین است که علاقه‌مندترین فرد به به دنیا باشد.[١] همچنین امام علی _ علیه السلام _ و امام صادق _ علیه السلام _ نیز می‌فرمایند کسی که همه همّ و غمش دنیا باشد، هنگام جدا شدن از آن به شدت دچار حسرت می‌گردد.[٢]

از عوامل مهم در پیشگیری از واکنش‌های منفی در هر دو موقعیت، بی‌رغبتی به دنیا و رغبت به آخرت است. با توجه به این حقیقت _ که ریشه هر دو نوع واکنش منفی یکی است _ معلوم می‌گردد که راه درمان این مشکل نیز یکی است و آن، قطع رغبت و دلبستگی به دنیا است. اگر رشته دلبستگی به دنیا قطع گردد، انسان نه در خوشایند زندگی بدمستی می‌کند و نه در ناخوشایند آن بی‌تاب می‌گردد. این همان چیزی است که در ادبیات دین به عنوان «زهد» شناخته می‌شود. زهد به معنای «بی‌رغبتی» است[٣] نه


[١]. «یا هِشامُ! إنَّ المَسیحَ _ علیه السلام _ قالَ لِلحَوارِیینَ:... إنَّ أجزَعَکُم عِندَ البَلاءِ لأَشَدُّکُم حُبّاً لِلدُّنیا، و إنَّ أصبَرَکُم عَلَی البَلاءِ لأَزهَدُکُم فِی الدُّنیا» (تحف العقول، ص٣٩٢_٣٩٣؛ النهایه ابن اثیر، ج٩، ص٣٠٠؛ الدر المنثور، ج٢، ص٢٠٥).

[٢]. «مَن کانَتِ الدُّنیا هِمَّتَهُ، اشتَدَّت حَسرَتُهُ عِندَ فِراقِها» (من لایحضره الفقیه، ج٤، ص٣٨٢ ح٥٨٣٣؛ معانی الاخبار، ص١٩٨، ح٤؛ (ر. ک: الکافی، ج٢، ص٣٢٠، ح١٦).

[٣]. کلمه «زهد» در اصل به معنای «اندک بودن» و «کم ارزش بودن» چیزی است و از آن جا که این معنا غالباً ملازم با بی‌رغبتی به آن چیز است، این کلمه در بی‌رغبتی نیز به کار می‌رود. ابن فارس در تبیین معنای «زهد» می‌گوید: «الزاء و الهاء و الدال، أصل یدلّ علی قلّة الشیء، و الزّهید: الشیء القلیل، و هو مُزهدٌ: قلیل المال، و قال رسول الله
_ صلی الله علیه و آله _ : «أفضل الناس مؤمن مُزهد»، هو المقلّ؛ مادّة زاء و ‌هاء و دال (زهد)، بر اندک بودن چیزی دلالت می‌کند. «زَهید»، یعنی چیز اندک و «مُزهد» یعنی دارای مال اندک. پیامبر خدا فرمود: «برترینِ مردم، مؤمنِ مُزهد است»؛ یعنی آن که داریی اندک دارد».

جوهری، «زهد» را چنین معنا کرده است: «الزّهد خلاف الرّغبة... وا لتَّزهیدُ فی الشیء و عن الشیء: خلاف الترغیب فیه؛ زهد، خلاف رغبت است «... التزهید فی الشیء و عن الشیء»؛ یعنی در فلان چیز یا نسبت به آن، زهد (بی‌رغبتی) ورزیدن».

و راغب اصفهانی در المفردات آورده است: «الزهید: الشیء القلیل و الزّاهد فیإ الشیء الراغب عنه، و الراضی منه بالزّهید، أی القلیل؛ زهید: چیز اندک «الزاهد فی الشیء» یعنی بی‌اعتنا به آن چیز و رضایت دادن به اندک از آن» (دنیا و آخرت از نگاه قرآن و حدیث، ج٢، ص٢٥ به بعد).