علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٠ - نگاهی به نقش و جایگاه مؤلّفههای «کتابْمحور» در ارزیابیهای حدیثی قدما
هر چند متفردات احمد بن هلال عبرتایی از سوی متقدّمان بیاعتبار قلمداد شده[١] و ابن غضایری نیز نظر به توقف در بارۀ احادیث وی دارد، اما احادیثی را که او از کتاب المشیخة حسن بن محبوب و نوادر محمّد بن ابی عمیر روایت کرده، معتبر و قابل اعتماد برشمرده است. دلیل وی برای این سخن آن است که گروه بسیاری از اصحاب این دو کتاب را سماع کرده و به عبرتایی در نقل محتوای آنها اعتماد کردهاند.[٢] سبب تشکیک قدما در بارۀ کتاب حسن بن علی بن فضّال از امام رضا _ علیه السلام _ آن بوده که فقط قمیان این کتاب را از علی پسر حسن نقل کردهاند.[٣] نجاشی همچنین در شرح حال علی بن حسن بن علی بن فضّال گزارش داده است که نسخۀ این کتاب را شیخ صدوق به بغداد آورده است و کوفیان این نسخه را نمیشناختهاند، این کتاب جز همان طریق به طریق دیگری روایت نشده است.[٤]
مواجهۀ متقدّمان امامی با پدیدههای غرابت و تفرد به مثابۀ ضعف، اختصاص به کتابها حدیثی نداشته بلکه تکاحادیث را نیز شامل میشده است. به دیگر سخن، میتوان گفت که غرابت و تفرد هر دو مخل اعتماد به صدور حدیث بوده و بنا بر این حدیث غریب و متفرد در زمرۀ احادیث نامعتبر قلمداد میشده است.[٥] نمونههای متعددی در ارزیابیهای قدما قابل مشاهده است که گاهی حدیث به یکی از دو ضعف فوق معتبر تلقی نمیشد؛ برای نمونه، شیخ صدوق (م٣٨١ق) در حدیثی از امام رضا _ علیه السلام _ چگونگی اقامۀ نماز بر فرد مصلوب را گزارش کرده، اما به دلیل غرابت این حدیث، حکم آن را نمیپذیرد.[٦] او در نمونهای دیگر، ضمن ناصحیح خواندن حدیثی
[١]. کمال الدین، ص٧٥-٧٦.
[٢]. رجال ابن الغضائری، ص١١١-١١٢.
[٣]. رجال النجاشی، ص٣٦.
[٤]. همان، ص٢٥٨.
[٥]. درخور ذکر است که در مواردی به دلیل وجود قراین اعتباربخش، «تفرّد» مخلّ اعتماد به صدور حدیث تلقی نمیشده است (در این باره ر.ک: العدة، ج١، ص٣٨٦). برای نمونههایی از اعتماد صدوق به متفردات ر.ک: من لا یحضره الفقیه، ج٢، ص١١٧، ذیل ح١٨٨٩، ص١٢٨، ذیل ح١٩٢٩؛ ج٤، ص٢٢٢-٢٢٣، ح٥٥٢٦. نمونۀ عینی آن، حدیثی در بارۀ نماز عید غدیر است و محمد بن موسی همدانی _ که تضعیف شده (ر.ک: من لا یحضره الفقیه، ج٢، ص٩٠-٩١، ذیل ح١٨١٧) _ در نقل آن متفرد است، اما روایت مشهور بوده (ر.ک: المقنعة، ص٢٠٤؛ مسار الشیعة، ص٣٩) و طوسی در تهذیب الأحکام (ج٣، ص١٤٣، ح٣١٧) نقل کرده و اصحاب _ جز ابن ولید و شاگردش صدوق _ به آن اعتماد کرده و بر اساس آن فتوا دادهاند (ر.ک: خاتمة مستدرک الوسائل، ج١، ص٧٠-٧١).
[٦]. عیون اخبار الرضا _ علیه السلام _ ، ج١، ص٢٣٢.