مناسك حج - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨ - ٤ استطاعت
نرفت حج بر او مستقر مىشود، و بايد به نذر عمل كند، و اگر حج رفت تخلف نذر موجب كفاره نمىشود؛ ولى اگر حج نرفت و به نذر هم عمل نكرد كفاره نذر را بايد بدهد.
مسأله ١٧- اگر رفتن حج موجب ترك واجب يا فعل حرامى مىشود، بايد ملاحظه اهميت حج يا حرام و واجب را كرد، اگر حج اهميتش بيشتر است بايد برود، و الّا نبايد برود، لكن اگر رفت و حرامى به جا آورد يا واجبى را ترك كرد معصيتكار است؛ ولى حج او صحيح است.
مسأله ١٨- اگر با اعتقاد به اينكه مستطيع نيست، قصد حج استحبابى كند و بعد معلوم شود كه مستطيع بوده، كفايت از حَجة الاسلام نمىكند مگر در صورتى كه قصد وظيفه فعليه نموده باشد و اشتباهاً آن را بر حج استحبابى تطبيق كرده باشد.
مسأله ١٩- اگر شخص، زاد و راحله ندارد ولى به او گفته شد كه حج به جا آور و نفقه تو و عائلهات بر عهده من، با اطمينان به وفا و عدم رجوع باذِل، حج واجب مىشود و اين حج را بذلى مىگويند و در آن رجوع به كفايت كه از شرايط وجوب است شرط نيست، بلى اگر قبول بذل و رفتن به حج موجب اخلال در امور زندگى او شود واجب نيست.
مسأله ٢٠- اگر مالى كه براى حج كفايت مىكند را به او ببخشند براى اينكه حج به جا آورد بايد قبول كند و حج به جا آورد و همچنين اگر واهب بگويد مخيّرى بين اينكه حج بجاآورى يا نه، ولى اسم حج را نياورد و فقط مال را به او ببخشد، قبول واجب نيست.
مسأله ٢١- باذِل مىتواند از بذلش برگردد ولى اگر در بين راه باشد