پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ٩ - آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟

آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟

کد مطلب: ١٠٧٥٠ تاریخ انتشار: ٢٣ بهمن ١٣٩٥ - ٢٠:٤٩ تعداد بازدید: ٣٢٦٣ پرسش و پاسخ » حضرت فاطمه زهرا (س) آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟

مقدمه:

همواره در طول تاريخ، دشمنان اهل بيت عليهم السلام در پنهان نمودن و انکار فضائل ايشان تلاش بسيار داشته اند تا به خيال خود بتوانند نور اهل بيت عليهم السلام را خاموش كنند اما غافل از اينكه خداوند بر اين انگاره مهر بطلان کوبيده؛مي فرمايد:

«يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون»؛

سوره صف:٨

می‌خواهند نور خدا را با دهان‌های خود خاموش کنند؛ ولی خداوند نمی‌گذارد تا اینکه که نور خود را کامل کند و هر چند کافران خوش ندارند.

«عدنان عرعور» نيز يكي از اين دشمنان اهل بيت عليهم السلام است. وي براي انکار فضائل آن بزرگواران، به هر مغالطه اي دست مي زند. در اين نوشتار، در صدد بيان پندار عرعور پيرامون حديث نبوي«إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك»كه بیانگر منزلت والاي حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها است، مي باشيم. حديثي که منابع اهل تسنن به نقل آن اهتمام داشته و با سند معتبر آن را در کتب خود ذکر کرده اند.

بيان شبهه

«عدنان عرعور» کارشناس شبکه صفا، با رد دلالت حديث شريف«إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك»مي گويد: خداوند بالاتر از آن است كه پيرو يك انسان باشد.

وي ادعا ميکند که غضب حضرت زهرا سلام الله عليها، غضب الهي را به دنبال ندارد و دليل اين ادعا را عظمت جايگاه خداوند و غير ممکن بودن پيروي خداوند از بنده بيان مي‌کند. بيان عرعور در حقيقت، دفاع از عملکرد ابوبکر به دنبال جريان فدک و غضبناک شدن حضرت زهرا سلام الله عليها بر ابوبکر است. وي مي خواهد چنين نتيجه بگيرد که اگر هم حضرت زهرا سلام الله عليها غضبناک شده باشد، باز هم مستلزم غضب الهي بر او نيست. سخن او را مي توان اينگونه تبيين کرد:

صغري: غضبناک شدن خداوند از غضب حضرت زهرا پيروي خداوند از احساس يک بنده است.

کبري: پيروي خداوند از احساس يک بنده دون شأن و جايگاه خداوند و غيرممکن است.

نتيجه: غضبناک شدن خداوند به دنبال غضب حضرت زهرا دون شأن خداوند و غيرممکن است.

«عرعور» با زير سؤال بردن دلالت حديث، در پي انكار اصل اين روايت مي باشد؛ از اين رو در پاسخ حلي به اين شبهه، ابتدا مغالطه عرعور را تبيين مي كنيم؛ سپس به بحث سند روايت و در ادامه، به بررسی دلالت آن می پردازیم. پس از پاسخ هاي حلي، به جواب هاي نقضي در اين زمينه پرداخته، در نهايت برخي از مقامات اهل بيت عليهم السلام را بر پايه منابع شيعه ذكر مي كنيم.

پاسخ حلي

بيان مغالطه عرعور

در اين روايت سخن از تبعيت خداوند از بشر نيست؛ بلكه اين حديث در مقام بيان جايگاه والاي معنوي حضرت زهرا سلام الله عليها و تسليم محض بودن ايشان در پيشگاه پروردگار است كه اين مطلب نشانگر اين است كه آن حضرت به قدري تسليم خداوند هستند و به نحوي اعمال ايشان مطابق با اراده الهي است كه نه تنها رضايت و خشم ايشان به خاطر خداست؛ بلكه خداوند نيز به خاطر ايشان خشنود و غضبناك مي شود.

بنابراين حديث شريف «ان الله يغضب لغضبك» دلالت مي كند كه خداوند باغضبناك شدن به خاطر غضب حضرت زهرا سلام الله عليها، مقامي بسيار والا را براي ايشان ثابت مي كند و مقامي بالاتر از مقام پيامبران الهي براي صديقه طاهره قائل شده است چرا كه حضرت يونس (علي نبينا و آله و عليه السلام) با آنکه پيامبر الهي ومعصوم بود؛ ولي خداوند متعال با غضب او غضبناك نشد:

«وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمين».

سوره أنبياء: ٨٧.

و ذو النّون (یونس) را [یاد کن]، آن‌گاه که خشمگین [از میان مردم خود] برفت و پنداشت که ما هرگز بر او تنگ نمی‌گیریم، [که ماهی او را بلعید،] پس درون تاریکی‌ها ندا در داد که معبودی جز تو نیست. منزّهی تو. به راستی که من از ستمکاران بودم.

معصومان، تجلي افعال الهي هستند

آيات متعددي در قرآن وجود دارد که رسول خدا صلي الله عليه و آله را در کنار خدا معرفي و مطرح مي کند كه حكايت از مقام والاي رسول خداصلي الله عليه وآله دارد؛ از جمله:

خداوند در سوره ي توبه از بي نيازي مردم توسط خودش و پيامبرش سخن مي گويد:

«أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ»

سوره توبة: ٧٤.

خدا و رسول او مردم را از فضلش غنا مي بخشند.

در آيه ٨٠ سوره نساء نيز خداوند اطاعت از پيامبر را برابر با اطاعت خود معرفي کرده است:

«مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا»

سوره نساء: ٨٠.

هر کس پيامبر را اطاعت کند در حقيقت از خدا اطاعت کرده است و هرکه روي برتابد ما تو را بر ايشان نگهبان نفرستاديم.

دو آيه فوق بيانگر مقام والا و ويژه رسول خداست و كسي نمي تواند ادعا كند كه در اين آيات خداوند خود را تابع و پيرو رسولش معرفي نموده است؛ اين روايت هم مانند دو آيه فوق بيانگر مقام والاي حضرت زهرا عليها السلام مي باشد.

خداوند، چشم و گوش و دست مؤمنان

از طرفي در منابع اهل سنت، شبيه همين مقامات براي مؤمناني كه به انجام مستحبات و نوافل مي پردازند، ثابت شده است.

حديث زير در اين باره قابل توجه است:

أبي هُرَيْرَةَ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِنَّ اللَّهَ قال من عَادَى لي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالْحَرْبِ وما تَقَرَّبَ إلي عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إلي مِمَّا افْتَرَضْتُ عليه وما يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إلي بِالنَّوَافِلِ حتى أُحِبَّهُ فإذا أَحْبَبْتُهُ كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها...

صحيح البخاريج ٥ص ٢٣٨٤ ح ٦١٣٧، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا.

خداوند می فرماید: هر کس با ولی من دشمنی بورزد او را به جنگ با خود فراخوانده ام. و بنده من با چیزی محبوبتر از آنچه بر او واجب کرده ام به من تقرب نجسته است. پیوسته بنده من با نوافل به سوی من تقرب می جوید تا آنکه او را دوست بدارم. پس وقتی او را دوست داشتم، گوش او خواهم بود که با آن می شنود و چشم او خواهم بود که با آن می بیند و دست او که با آن اخذ می کند و پای او که با آن راه می پیماید...

همان طور كه ملاحظه شد،‌ در روايت صحيح بخاري، مؤمني كه به واسطه انجام مستحبات به خداوند تقرب مي جويد،‌ خداوند گوش شنواي او،‌ چشم بيناي او و دست و پاي تواناي او مي شود؛ تمامي اين تعابير نه تنها تبعيت خداوند از بندگان را به دنبال ندارد؛ بلكه تنها در مقام بيان فضايل مؤمناني است كه علاوه بر واجبات، به انجام مستحبات نيز مداومت دارند.

پس اينکه مي گوييم خداوند از غضب حضرت زهرا سلام الله عليها غضب مي کند، در اصل غضب حضرت به دنبال غضب الهي است. چون وقتي خداوند از چيزي غضبناک است معصومان هم غضبناک مي شوند و اراده آنها در تمامي لحظات از اراده خداوند جدا نيست.

عرعور با اين مغالطه در پي زير سؤال بردن اصل روايت است و مي خواهد چنين روايتي را كذب قلمداد كند؛ غافل از اينكه اين حديث بر اساس دانش رجال از اعتبار كافي برخوردار است، علاوه بر اينكه علماي اهل سنت نيز به صحت و اعتبار اين روايت اعتراف نموده اند.

بررسي سند و اثبات صحت آن

الف. بررسي راويان

«حاكم نيشابوري» اين روايت شريف را با سند زير گزارش نموده است:

قال الحاكم النيسابوري(متوفاي٤٠٥): «حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا الحسن بن علي بن عفان العامري وأخبرنا محمد بن علي بن دحيم بالكوفة ثنا أحمد بن حاتم(حازم) بن أبي غرزة قالا ثنا عبد الله محمد بن سالم ثنا حسين بن زيد بن علي عن عمر بن علي عن جعفر بن محمد عن أبيه عن علي بن الحسين عن أبيه عن علي رضي الله عنه قال قال رسول الله لفاطمة إن اللهيغضب لغضبك ويرضى لرضاك...»

محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري(متوفاي٤٠٥)، المستدرك على الصحيحين ج ٣ص ١٦٧، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، الطبعة الأولى، بيروت، النشر: دار الكتب العلمية، ١٤١١هـ - ١٩٩٠م.

... رسول خدا صلی الله علیه و آله به فاطمه فرمود: همانا خدا به سبب غضب تو غضب می کند و با رضایت تو راضی می شود.

در اين مجال به بررسي شرح حال يكايك راويان مي پردازيم:

محمد بن يعقوب

نام اولين راوي: «محمد بن يعقوب بن يوسف بن معقل بن سنان بن عبد الله» است.

«ذهبي»(متوفاي ٧٤٨ق) در شرح حال او مي نويسد:

«محمد بن يعقوب بن يوسف بن معقل بن سنان الإمام المحدث مسندالعصر رحلة الوقت أبوالعباس الأموي...»

محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله(متوفاي ٧٤٨)، سير أعلام النبلاء ج ١٥ ص ٤٥٢، تحقيق: شعيب الأرناؤوط, محمد نعيم العرقسوسي، الطبعة التاسعة، بيروت، النشر: مؤسسة الرسالة، ١٤١٣.

محمد بن يعقوب بن يوسف بن معقل بن سنان امام، محدث تکیه گاه دوران و محل رجوع مردم زمانه بود، [كنيه اش] ابوالعباس اموی است.

او همچنين در «تذکرة الحفاظ» چنين مي نويسد:

«الأصم الإمام المفيد الثقة محدث المشرق أبو العباس محمد بن يعقوب بن يوسف بن معقل بن سنان الأموي»

محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله(متوفاي ٧٤٨)، تذكرة الحفاظ ج ٣ ص٨٦٠، الطبعة الأولى، بيروت، النشر: دار الكتب العلمية، بي‌تا.

الأصم، امام، مفيد، ثقه و حدیث گوی درخشنده، أبو العباس محمد بن يعقوب.

«ابن جوزي»(متوفاي٥٩٧ق) نيز درباره او مي نويسد:

«محمد بن يعقوب بن يوسف بن معقل بن سنان بن عنان بن عبد الله الأموي مولاهم، أبو العباس الأصم....وهو محدّث كبير...»

عبد الرحمن بن علي بن محمد بن الجوزي أبو الفرج (متوفاي ٥٩٧)، المنتظم في تاريخ الملوك والأمم ج ١٤ص ١١٢، الطبعة الأولى، بيروت، النشر: دار صادر، ١٣٥٨.

... و او محدث بزرگی است.

«ابن کثير»(متوفاي٧٧٤ق) او را چنين توصيف مي کند:

«وكان ثقة صادقا ضابطا لما سمعه ويسمعهم»

إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء(متوفاي٧٧٤)، البداية والنهاية ج ١١ص ٢٣٢، بيروت، النشر: مكتبة المعارف، بي‌تا.

او ثقه و راستگو و حافظ آن چیزی است که شنیده است و به گوش دیگران رسانده است.

وي در جاي ديگر مي نويسد:

«محمد بن يعقوب بن يوسف بن معقل بن سنان أبو العباس الأصم مولى بني أمية النيسابوري راوي المذهب، كان إماما، ثقة، حافظا، ضابطا، صدوقا، دينا، حدث في الإسلام ستا وسبعين سنة.»

إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء(متوفاي٧٧٤)، طبقات الشافعيين ص ٢٧٠، محقق: أحمد عمر هاشم/ محمد زينهم محمد عزب، بي‌جا، مكتبة الثقافة الدينية،١٤١٣ هـ - ١٩٩٣ م.

راوی مذهب، پيشوا، مورد وثوق، حافظ حديث، ضابط [اهل دقت در روايت نمودن احاديث]، راستگو و دیندار بود. هفتاد و شش سال در اسلام زندگی کرد.

حسن بن علي بن عفان

نام راوي دوم«حسن بن علي بن عفان» است.

ابن ابي حاتم الرازي(متوفاي ٣٢٧ق) درباره او مي نويسد:

«الحسن بن علي بن عفان الكوفي روى عن معاوية بن هشام وأبى أسامة وعبد الله بن نمير كتبنا عنه وهو صدوق.»

ابن ابي حاتم الرازي التميمي(متوفاي ٣٢٧)، الجرح والتعديل ج٣ ص ٢٢، الطبعة الأولي، بيروت، نشر: دار إحياء التراث العربي، ١٣٧١ه ـ ١٩٥٢م.

حسن بن علی بن عفان کوفی از معاویه بن هشام و ابی اسامه و عبد الله بن نمیر روایت نقل کرده و ما از او روایت نقل کرده ایم، وي فردي راستگو است.

«ابن حبان»(متوفاي٣٥٤ق) نيز نام او را در کتاب «الثقات» خود ذکر نموده است:

«الحسن بن علي بن عفان العامري من أهل الكوفة يروى عن معاوية بن هشام وأبى نعيم والكوفيين ثنا عنه زكريا بن يحيى الساجي وغيره كنيته أبو محمد»

ابن حبان(متوفاي٣٥٤)، الثقات ج ٨ ص١٨١، چاپ الأولى، بي‌جا، نشر: مؤسسة الكتب الثقافية، ١٣٩٣.

حسن بن علي بن عفان، از اهل کوفه، از معاویه بن هشام و ابو نعیم و کوفیان روایت نقل می کند، زکریا بن یحیی و دیگران از او حدیث نقل میکنند. کنیه اش ابو محمد است.

«ذهبي»(متوفاي ٧٤٨) درباره او مي نويسد:

«ابن عفان، المحدث الثقة المسند أبو محمد الحسن بن علي بن عفان العامري الكوفي»

محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله(متوفاي ٧٤٨)، سير أعلام النبلاء ج ١٣ ص ٢٤، تحقيق: شعيب الأرناؤوط, محمد نعيم العرقسوسي، الطبعة التاسعة، بيروت، النشر: مؤسسة الرسالة، ١٤١٣.

ابن عفان، نقل كننده حدیث و مورد وثوق و [در حديث] تکیه گاه است.

محمد بن علي بن دحيم

نام وي«محمد بن علي بن دحيم بن كيسان» است.

«ذهبي» (متوفاي٧٤٨) نيز در شرح حال او مي نويسد:

«ابن دحيم: الشيخ الثقة المسند الفاضل، محدث الكوفة، أبو جعفر محمد بن علي بن دحيم، الشيباني الكوفي.»

شمس الدين ذهبي(متوفاى ٧٤٨)، سير أعلام النبلاء ج ١٦ ص٣٦، تحقيق: شعيب الأرناؤوط, محمد نعيم العرقسوسي، الطبعة التاسعة، بيروت، نشر: مؤسسة الرسالة، ١٤١٣.

ابن دحیم: شیخ [استاد] مورد وثوق و تکیه گاه [و فردي] فاضل و محدث شهر کوفه بود.

«ابن عماد حنبلي»(متوفاي١٠٨٩) نيز درباره او مي نويسد:

«أبو جعفر محمد بن علي بن دحيم الشيباني الكوفي مسند الكوفة في زمانه»

عبد الحي العكري الدمشقي«ابن العماد الحنبلي»(متوفاي١٠٨٩)، شذرات الذهب في أخبار من ذهب ج٣ ص ٩، بيروت، نشر: دار إحياء التراث العربي، بي‌تا.

أبو جعفر محمد بن علي، تکیه گاه کوفیان در دوران خود بود.

أحمد بن (حاتم)حازم بن أبي غرزة

نام اين راوي «أحمد بن حازم بن محمد بن يونس بن قيس بن أبي غرزة» است.

«ابن حبان»(متوفاي٣٥٤ق) نام او را در کتاب «الثقات» خود ذکر نموده و مورد اطمينان دانسته است:

«أحمد بن حازم بن أبي غرزة أبو عمرو من أهل الكوفة يروى عن جعفر بن عوف روى عنه أهل العراق والغرباء وهو من ولد قيس بن أبي غرزة مات في أول سنة سبع وتسعين ومائتين وكان متقنا وهو أحمد بن حازم بن محمد بن يونس بن حازم بن قيس بن أبي غرزة.»

ابن حبان(متوفاي٣٥٤)، الثقات ج ٨ ص٤٤، چاپ الأولى، بي‌جا، نشر: مؤسسة الكتب الثقافية، ١٣٩٣

... از اهل کوفه که از جعفر بن عوف روایت می کند و اهل عراق و ناشناسان از او روایت می کنند. او از فرزندان غیث بن ابی غرزه بود که در ابتدای سال ٢٩٧ از دنیا رفت. و دارای اتقان بود.

«ذهبي» (متوفاي٧٤٨ ق) درباره او مي نويسد:

«ابن أبي غرزة، الامام، الحافظ الصدوق، أحمد بن حازم بن محمد بن يونس بن قيس بن أبي غرزة، أبو عمرو الغفاري الكوفي، صاحب «المسند». ولد سنة بضع وثمانين ومئة.»

محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله(متوفاي ٧٤٨)، سير أعلام النبلاء ج ١٣ ص ٢٣٩، تحقيق: شعيب الأرناؤوط, محمد نعيم العرقسوسي، الطبعة التاسعة، بيروت، النشر: مؤسسة الرسالة، ١٤١٣.

ابن أبي غرزه، امام، حافظ احادیث، راستگو و صاحب کتاب المسند بود. در سال صد و هشتاد و اندی متولد شد.

«سيوطي»(متوفاي ٩١١ق) نيز در شرح حال او مي نويسد:

«ابن أبي غرزة الحافظ المجود أبو عمرو أحمد بن حازم الغفاري الكوفي صاحب المسند توفي في ذي الحجة سنة ست وسبعين ومائتين.»

عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي (متوفاي ٩١١)، طبقات الحفاظ ج ١ ص ٢٧٠، الطبعة الأولى، بيروت، النشر: دار الكتب العلمية١٤٠٣.

ابن أبي غرزة، حافظ احادیث، فردي درست كار و صاحب کتاب المسند بود. در ذی حجه سال٢٧٦ از دنیا رفت.

عبد الله محمد بن سالم

نام وي«عبد الله بن سالم بن محمد بن الوليد» است.

«ابن حبان»(متوفاي٣٥٤ق) نام او را در کتاب «الثقات» خود ذکر نموده است:

«عبد الله بن محمد بن سالم المفلوج يروى عن عبيد الله بن موسى والكوفيين روى عنه الحضرمي ربما خالف.»

ابن حبان(متوفاي٣٥٤)، الثقات ج ٨ ص٣٥٨، چاپ الأولى، بي‌جا، نشر: مؤسسة الكتب الثقافية، ١٣٩٣.

از عبید الله بن موسی و کوفیان روایت می کند و حضرمی از او روایت می کند وي [عبد الله بن محمد بن سالم] گاهی خطا مي كند.

«ذهبي» (متوفاي٧٤٨ق) درباره او مي نويسد:

«عبد الله بن سالم الزبيدي الكوفي القزاز المفلوج عن وكيع وطبقته وعنه أبو داود وابن ماجة وأبو يعلى الموصلي ثقة عابد توفي ٢٣٥. د ق.»

ذهبي(متوفاي٧٤٨)، الكاشف في معرفة من له رواية في كتب الستة ج ١ ص ٥٥٦، تحقيق: محمد عوامة، چاپ الأولى، جده، نشر: دار القبلة للثقافة الاسلامية، ١٤١٣ - ١٩٩٢ م.

وي مورد وثوق و اهل عبادت بود.

         همچنين «ذهبي» در آخرين کتاب رجالي خود درباره وي مي نويسد:

«عبد الله بن محمد بن سالم القزاز المفلوج. ما علمت به بأسا. قد حدث عنه أبو داود والحفاظ إلا أنه أتى بما لا يعرف.»

شمس الدين الذهبي(متوفاي٧٤٨)، ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ٢١ ص ٤٩٢، تحقيق: علي محمد البجاوي، چاپ الأولى، بيروت، نشر: دار المعرفة للطباعة والنشر، ١٣٨٢ ـ ١٩٦٣م.

اشکالی در او نمی دانم. ابوداوود و حفاظ از او نقل حدیث می کنند جز اینکه [گاهي] احاديثي نقل مي كند كه شناخته شده نيست [منكر است و با اعتقاد ما (اهل سنت) سازگاري ندارد].

«ابن حجر عسقلاني»(متوفاى٨٥٢ق) نيز پيرامون او مي نويسد:

«عبد الله بن سالم أو ابن محمد بن سالم الزبيدي بالضم أبو محمد الكوفي القزاز المفلوج ثقة ربما خالف من كبار الحادية عشرة...»

ابن حجرالعسقلاني الشافعي(متوفاى٨٥٢)، تقريب التهذيب ج١ ص٤٩٥، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، چاپ الثانية، بيروت، نشر: دار الكتب العلمية، ١٤١٥ ـ ١٩٩٥ م.

وي مورد وثوق است و گاهی خطا مي كند. او از بزرگان طبقه یازدهم [راويان] است.

حسين بن زيد بن علي

نام وي «حسين بن زيد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب» است.

«دارقطني» او را ثقه دانسته و مي نويسد:

«قلت له الحسين بن زيد بن علي بن الحسين عن عبد الله بن محمد بن عمر بن علي عن أبيه عن جده عن علي فقال كلهم ثقات.»

علي بن عمر أبو الحسن الدارقطني البغدادي(متوفاي ٣٨٥)، سؤالات البرقاني للدارقطني ج ١ ص ٢٢، باكستان، النشر: كتب خانه جميلي،١٤٠٤.

از دارقطنيدرباره «حسين بن زيد بن علي بن حسين از عبد الله بن محمد بن عمر بن علي از پدرش از جدش از علی»، پرسیدم، گفت همگی ثقه هستند.

«ابن عدي»(متوفاي٣٦٥ق)در الكامل في الضعفا، تصريح مي کند که اشکالي بر او نيست:

«قال الشيخ: وللحسين بن زيد أحاديث غير ما ذكرته يحدث عنه أهل الكوفة وأهل الحجاز ويحدث هو عن أبي جعفر محمد بن علي وعن أبيه جعفر وعن أخي جعفر كما أمليت ويحدث عن قوم آخرين من أهل البيت كما ذكرت بعضه وجملة حديثه عن أهل البيت وأرجو أنه لا بأس به الا أني وجدت في بعض حديثه النكرة.»

عبد الله بن عدي الجرجاني(متوفاي٣٦٥)، الكامل في ضعفاء الرجال ج ٢ ص ٣٥١، تحقيق: يحيى مختار غزاوي، چاپ الثالثة، يروت، نشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، محرم ١٤٠٩ - ١٩٨٨ م.

شیخ [نويسنده همين كتاب] می گوید: غیر از آنچه ذکر کردم، حسین بن زید احادیث ديگري نيز دارد که اهل کوفه و حجاز از او نقل می کنند. و همانطور که املا کردم او از محمد بن علی و پدرش جعفر و از برادرم جعفر، روایت نقل می کند؛ از قومی دیگر از اهل بیت نیز روایت می کند همان گونه که بعضی از آنها و همه روایاتش از اهل بیت را ذکر کردم. و امید دارم که اشکالی در او نباشد جز آنکه در بعضی از روایاتش حدیث منکر [خلاف اعتقاد اهل سنت] دیدم.

«ابن حجر عسقلاني»(متوفاى٨٥٢ق) نيز پيرامون او مي نويسد:

«الحسين بن زيد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب صدوق ربما أخطأ من الثامنة مات وله ثمانون سنة في حدود التسعين.»

ابن حجرالعسقلاني الشافعي(متوفاى٨٥٢)، تقريب التهذيب ج١ ص٢١٥، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، چاپ الثانية، بيروت، نشر: دار الكتب العلمية، ١٤١٥ ـ ١٩٩٥ م.

... راستگو است. گاهی خطا می کند. وي در زمره طبقه ي هشتم راويان است. در حدود سال ٩٠ق در حالی که هشتاد ساله بود از دنیا رفت.

«علي بن مديني» (متوفاي٢٣٤ق) در توصيف او مي نويسد:

«وسألت عليا عن حسين بن زيد بن علي؟ فقال: كان فيه ضعف ويكتب حديثه قال أبو جعفر حدثنا علي عنه على المنبر، يعني حسينا.»

«علي بن مديني»(متوفاي٢٣٤)، سؤالات محمد بن عثمان بن أبي شيبةص١١٣، تحقيق: موفق عبد الله عبد القادر، چاپ الأولى، الرياض، نشر: مكتبة المعارف، ١٤٠٤

محمد بن عثمان بن أبي شيبه مي گويد از علي بن مديني دربارهحسين بن زيد بن علي پرسيدم، ويگفت: ضعفی در او هست، اما حدیثش نوشته می شود. ابو جعفر [محمد بن عثمان بن أبي شيبه] مي گويد: علي [بن مديني] روي منبر براي ما ازحسين [بن زيد] حديث نقل مي كرد.

«ابو نعيم اصفهاني» وقتي اين روايت را با اين سند نقل مي کند، تصريح مي کند که او از زمره اهل بيت عليهم السلام است:

«حدثنا أبو بكر الطلحي، ثنا محمد بن عبد الله الحضرمي، ثنا عبد الله بن محمد بن سالم، حدثنا حسين بن زيد بن علي بن الحسين، عن علي بن عمر بن علي، عن جعفر بن محمد، عن أبيه، عن علي بن الحسين، عن الحسين بن علي، عن علي بن أبي طالب، عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال: «يا فاطمة، إن الله تعالى يغضب لغضبك ويرضى لرضاك» تفرد برواية هذا الحديث العترة الطيبة خلفهم عن سلفهم حتى ينتهي إلى النبي صلى الله عليه وسلم.»

ابو نعيم أحمد بن عبد الله الأصبهاني(متوفاى٤٣٠)، معرفة الصحابة ج١ص ٩٣، تحقيق: عادل بن يوسف العزازي، چاپ الأولى، الرياض، نشر: دار الوطن للنشر، ١٤١٩ ه‍ - ١٩٩٨ م.

... این روایت را فقط عترت پاک نبی اکرم نقل كرده اند که متاخرین آنها از متقدمین روايت نموده اند تا برسد به نبی اکرم صلی الله علیه و آله.

لازم به ذکر است که برخي نويسندگان اهل سنت، براي تضعيف اين روايت، اشکال اصلي را متوجه حسين بن زيد کرده،او را منکر الحديث معرفي کرده اند.

براي مثال، ذهبي ذيل روايتي که حاکم در المستدرک آورده و تصريح به صحت سند آن مي کند، بر اين راوي ايراد وارد کرده، چنين مي نويسد:

تعليق الذهبي قي التلخيص: بل حسين بن زيد منكر الحديث.

الحاكم النيسابوري،ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى ٤٠٥ هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج٣، ص١٦٧، مع تعليقات الذهبي في التلخيص،تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولى، ١٤١١هـ - ١٩٩٠م.

تعليقه ذهبي در التخليص: حسين بن زيد منکر الحديث است.

در پاسخ به اين اشکال، علاوه بر توثيقاتي که درباره وي ذکر شد، بايد گفت:

طبق تصريحات علماي اهل سنت، هر منکر الحديثي ضعيف نبوده و اگر ميزان سنجش ضعف راوي «منكر الحديث بودن»، باشد، تمامي محدثان اهل سنت از درجه اعتبار ساقط مي شوند چنانچه ابن حجر در شرح حال «حسين بن فضل بجلي» به اين واقعيت تصريح مي كند:

فلو كان كل من روى شيئاً منكراً استحق أن يذكر في الضعفاء لما سلم من المحدثين أحد.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢ هـ)، لسان الميزان، ج٢، ص٣٠٧، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت، الطبعة: الثالثة، ١٤٠٦هـ – ١٩٨٦م.

اگر هر كس كه روايت منكر نقل كند مستحق باشد كه ما او را جزو راويان ضعيف ذكر كنيم، احدي از محدثان سالم نخواهد ماند.

همچنين ذهبي در شرح حال احمد بن عتاب مروزي در ميزان الاعتدال مي‌گويد:

ليس ما كل من روى المناكير يضّعف.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ٧٤٨ هـ)، ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج١، ص٢٥٩، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٩٩٥م.

اللكنوي الهندي، ابوالحسنات محمد عبدالحي (متوفاى١٣٠٤هـ)، الرفع والتكميل في الجرح والتعديل، ج١، ص٢٠١، تحقيق: عبد الفتاح ابوغدة، ناشر: مكتب المطبوعات الإسلامية - حلب، الطبعة: الثالثة، ١٤٠٧.

هر كس كه روايات مُنكر نقل كند، تضعيف نمي شود.

علاوه بر مطالب فوق، گاهي واژه «منکر الحديث» به برخي از راويان مورد وثوق نيز اطلاق مي شود.

حاکم نيشابوري از دار قطني پيرامون يک راوي چنين سوال مي‌کند:

فسليمان بن بنت شرحبيل قال: ثقة، قلت: أليس عنده مناكير؟ قال: يحدث بها عن قوم ضعفاء فأما هو، فهو ثقة الدار القطني.

الدارقطني البغدادي، ابوالحسن علي بن عمر (متوفاى ٣٨٥هـ)، سؤالات الحاكم النيسابوري للدارقطني، تحقيق: د. موفق بن عبدالله بن عبدالقادر، ناشر: مكتبة المعارف - الرياض ، الطبعة: الأولى، ١٤٠٤ – ١٩٨٤م.

به دارقطني گفتم سليمان نوه دختري شرحبيل از نظر شما چگونه فردي است؟ گفت: مورد وثوق است؛ گفتم: آيا روايات منكر [خلاف اعتقادات] نقل نمي كند؟ گفت: اين گونه روايات را از افراد ضعيف نقل كرده است؛ اما خودش مورد اعتماد است.

ثانيا، طبق مبناي علم رجال اهل سنت، اگر يک راوي هم جرح [تضعيف] داشته باشد و هم تعديل [توثيق]، مادامي كه جرح او مُفَسَّر نباشد، تضعيف نمي شود و حداقل روايت او حسن ( نوعي از حديث معتبر ) است و در اصطلاح به او مختلف فيه گفته مي شود.

براي مثال ابن حجر عسقلاني درباره قزعة‌ بن سويد مي‌نويسد:

أماقزعة بن سويد... واختلف فيه كلام يحيى بن معين فقال عباس الدوري عنه ضعيف وقال عثمان الدارمي عنه ثقة وقال أبو حاتم محله الصدق وليس بالمتين يكتب حديثهولا يحتج به وقال ابن عدي له أحاديث مستقيمة وأرجو أنه لا بأس به وقالالبزار لم يكن بالقوي وقد حدث عنه أهل العلم وقال العجلي لا بأس به وفيهضعيف.

قزعه بن سويد... سخن يحيي بن معين در مورد او مختلف است. عباس دوري از او نقل مي كند كه وي ضعيف است. عثمان دارمي از او نقل مي كند كه ثقه است. ابوحاتم مي گويد: راستگوست ولي قوي نيست حديثش نوشته مي شود ولي به آن احتجاج نمي شود. ابن عدي مي گويد احاديث خوبي دارد اميدوارم مشكلي در او نباشد. بزار مي گويد: قوي نيست اهل حديث از او روايت كرده اند. عجلي مي گويد: مشكلي ندارد در او ضعف است.

اما در نهايت اين گونه حكم مي‌كند:

فالحاصل من كلام هؤلاء الأئمة فيه أن حديثه في مرتبة الحسن والله أعلم.

العسقلاني، أحمد بن علي أبو الفضل، القول المسدد في الذب عن المسند للإمام أحمد، صلي الله عليه و آله ٣٠، المحقق: مكتبة ابن تيمية، الطبعة الأولى، ١٤٠١، دارالنشر: مكتبة ابن تيمية – القاهرة.

نتيجه سخن علما در مورد او اين است كه حديث وی، «حسن = معتبر» است.

عمر بن علي

نام وي«عمر بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب» است.

«ابن حبان»(متوفاي٣٥٤ق) نام او را در کتاب «الثقات» خود ذکر کرده است:

«عمر بن على بن الحسين بن على بن أبى طالب يروى عن أبيه روى عنه بن أخيه جعفر بن محمد بن على يخطئ.»

ابن حبان(متوفاي٣٥٤)، الثقات ج ٧ص١٨٠، چاپ الأولى، بي‌جا، نشر: مؤسسة الكتب الثقافية، ١٣٩٣.

عمر بن على، از پدرش روایت نقل می کند و پسر برادرش از وی[عمر بن علی] روایت می کند.

«ابن حجر عسقلاني»(متوفاى٨٥٢ق) نيز دربارهوي چنين مي نويسد:

«عمر بن علي بن الحسين بن علي الهاشمي المدني صدوق فاضل من السابعة.»

ابن حجرالعسقلاني الشافعي(متوفاى٨٥٢)، تقريب التهذيب ج١ ص٧٢٤، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، چاپ الثانية، بيروت، نشر: دار الكتب العلمية، ١٤١٥ ـ ١٩٩٥ م.

عمر بن علي، فردي راستگو و فاضل و از طبقه هفتم راويان بوده است.

جعفر بن محمد عن أبيه عن علي بن الحسين عن أبيه عن علي عليهم السلام

بقيه ي راويان اين حديث، امام صادقعليه السلام و پدرشان و اجداد طاهرين شان تا اميرمومنانعليه السلام هستند که در وثاقتشان شک و شبهه اي نيست و نياز به بررسي سندي ندارد.

 بنابراين روايت شريف «قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لفاطمة إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك» از نظر علم رجال، کاملا صحيح و معتبر است.

علاوه بر اينكه يكايك راويان اين حديث از وثاقت كافي برخوردار بودند، علماي اهل سنت نيز اين روايت را تصحيح نموده اند كه در ادامه به ذكر آنها مي پردازيم.

ب. تصحيح روايت، توسط علماي اهل سنت

بسياري از علماي اهل سنت اين روايت را در کتب خود ذکر و به معتبر بودن آن اذعان داشته اند که براي روشن شدن اين مسأله، مواردي را ذکر مي کنيم:

تصحيح طبراني(متوفاي٣٦٠ق)

قال الطبراني(متوفاي٣٦٠):«حدثنا بِشْرُ بن مُوسَى ومُحَمَّدُ بن عبد اللَّهِ الْحَضْرَمِيُّ قَالا ثنا عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدِ بن سَالِمٍ الْقَزَّازُ قال ثنا حُسَيْنُ بن زَيْدِ بن عَلِيٍّ وَعَلِيُّ بن عُمَرَ بن عَلِيٍّ عن جَعْفَرِ بن مُحَمَّدٍ عن أبيه عن عَلِيِّ بن الْحُسَيْنِ عَنِ الْحُسَيْنِ بن عَلِيٍّ عن عَلِيٍّ قال قال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم لِفَاطِمَةَ أن اللَّهَ يَغْضَبُ لِغَضَبِكِ وَيَرْضَى لِرَضَاكِ»

سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني(متوفاي٣٦٠)، المعجم الكبير ج١، ص ١٠٨، ح ١٨٢ و ج ٢٢ ص ٤٠١، ح١٠٠١، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، الطبعة الثانية، الموصل، النشر: مكتبة الزهراء، ١٤٠٤- ١٩٨٣.

محقق اين کتاب در پاورقي جلد اول مي نويسد:

«في هامش الأصل:هذا حديث صحيح الاسناد وروي من طرق عن علي عليه السلام رواه الحارث عن علي وروي مرسلا وهذا الحديث احسن شئ رأيته وأصح اسناد قرأته انتهي.»

سند این حدیث صحیح است و از چند طریق از علی علیه السلام نقل شده است. حارث آن را از علی علیه السلام به صورت مرسل روایت کرده است. این، بهترین حدیثی است که دیده ام و صحیح ترین سندی است که خوانده ام.

تصحيح حاکم نيشابوري (متوفاي ٤٠٥ ق)

 قال الحاكم النيسابوري(متوفاي٤٠٥ق):«حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا الحسن بن علي بن عفان العامري وأخبرنا محمد بن علي بن دحيم بالكوفة ثنا أحمد بن حاتم بن أبي غرزة قالا ثنا عبد الله محمد بن سالم ثنا حسين بن زيد بن علي عن عمر بن علي عن جعفر بن محمد عن أبيه عن علي بن الحسين عن أبيه عن علي رضي الله عنه قال قال رسول الله لفاطمة إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاكهذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه.»

محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري(متوفاي٤٠٥)، المستدرك على الصحيحين ج ٣ص ١٦٧، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، الطبعة الأولى، بيروت، النشر: دار الكتب العلمية، ١٤١١هـ - ١٩٩٠م.

...سند این حدیث، صحیح است؛ ولی بخاری و مسلم آن را نقل نکرده اند.

ابن حجر هيثمي (متوفاي٨٠٧ ق)

قال الهيثمي(متوفاي٨٠٧ق):«وعن علي قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك رواه الطبرانيوإسناده حسن.»

علي بن أبي بكر الهيثمي(متوفاي٨٠٧)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ج ٩ ص ٢٠٣، النشر: القاهره، دار الريان للتراث/‏بيروت، دار الكتاب العربي، ١٤٠٧.

هیثمی می گوید: علی می گوید: رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: همانا خداوند از غضب تو غضب می کند. این روایت را طبرانی نقل کرده و سندش حسن «معتبر» است.

ابن حجر عسقلاني (متوفاي٨٥٢ ق)

ابن حجر عسقلاني اين حديث را به نقل از حاكم نيشابوري نقل مي كند:

قال العسقلاني(متوفاي٨٥٢):«حديث،كم: قال لفاطمة: إن الله يغضب لغضبك، ويرضى لرضاك. كم في مناقب فاطمة: ثنا أبو العباس، ثنا الحسن بن علي العامري، وأنا محمد بن علي، ثنا أحمد بن حازم، قالا: ثنا عبد الله بن محمد بن سالم، ثنا حسين بن زيد بن علي، عن جعفر بن محمد، عن أبيه، بهذا، وقال: صحيح الإسناد.»

ابن حجر العسقلاني(متوفاي٨٥٢)، إتحاف المهرة ج ١١، ص ٣٤٥، تحقيق: عبد العليم عبد العظيم البستوي، المدينة المنورة، نشر: مجمع الملك فهد/ ومركز خدمة السنة والسيرة النبوية، ١٩٩٦م.

وي بعد از نقل حديث، تصحيح حاكم نيشابوري را پيرامون اين حديث نقل مي كند.

سيوطي (متوفاي ٩١١ ق)

جلال الدين عبدالرحمن سيوطي نيز در کتاب الثغور الباسمة تصريح مي کند که سند اين روايت، حسن است:

أخرج الطبرانيبسند حسنعن علي قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لفاطمة:إن الله ويرضي لرضاك و يغضب لغضبك.

سيوطي، جلال الدين عبدالرحمن، الثغور الباسمة في مناقب سيدتنا فاطمة، ص١١.

صالحي شامي (متوفاي٩٤٢ ق)

قال الصالحي(متوفاي٩٤٢):«روى الطبراني بإسناد حسنوابن السني في معجمه وأبو سعيد النيسابوري في «الشرف» عن علي رضي الله تعالى عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لفاطمة «إن الله تعالى يغضب لغضبك ويرضي لرضاك» انتهى.»

محمد بن يوسف الصالحي الشامي(متوفاي ٩٤٢)، سبل الهدى والرشاد في سيرة خير العباد ج ١١ ص ٤٥، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود وعلي محمد معوض، الطبعة الأولى، بيروت، النشر: دار الكتب العلمية، ١٤١٤.

مناوي (متوفاى ١٠٣١ ق)

«مناوي» نيز اين روايت را از «طبراني» نقل و سپس روايت را تصحيح مي کند:

قال المناوي(متوفاى ١٠٣١): «عن علي رضي الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لفاطمة « إن الله يرضى لرضاك ويغضب لغضبك»رواه الطبراني بإسناد حسن.»

زين الدين محمد المدعو بعبد الرؤوف بن تاج العارفين بن علي بن زين العابدين الحدادي ثم المناوي القاهري (متوفاى ١٠٣١)، اتحاف السائل بما لفاطمة من المناقب والفضائل ص ٦٥، تحقيق: عبد اللطيف عاشور، القاهرة، النشر: مكتبة القرآن للطبع والنشر والتوزيع، بي‌تا.

محمد بن علي الصبان الشافعي (متوفاي ١٢٠٦ ق)

وي نيز از قول طبراني اين روايت را نقل و به حسن بودن سند آن نيز اشاره مي کند:

وروي الطبراني وغيره باسناد حسنعن علي ان رسول الله صلي الله عليه وسلم قال لفاطمة ان الله يغضب لغضبک ويرضي لرضاک.

الصبان، محمد، اسعاف الراغبين في سيرة المصطفي وفضائل أهل بيته الطاهرين، ص٦٧.

زرقاني (متوفاى ١١٢٢ ق)

زرقاني نيز در شرح المواهب اللدنية بالمنح المحمدية اين روايت را از طبراني نقل و تصريح مي کند که سند اين روايت صحيح است:

أخرجه الطبراني في الأوسط بسند صحيحعلى شرط الشيخين، وأخرجه ابن أبي عاصم عن علي أنه صلى الله عليه وسلم، قال لفاطمة: "إن الله يغضب لغضبك ويرضي لرضاك".

الزرقاني المالكي، أبو عبد الله محمد بن عبد الباقي بن يوسف بن أحمد بن شهاب الدين بن محمد (المتوفى: ١١٢٢هـ)، شرح الزرقاني على المواهب اللدنية بالمنح المحمدية، ج٤، ص٣٣١،الطبعة: الأولى ١٤١٧هـ-١٩٩٦م، دارالنشر: دار الكتب العلمية.

طبرانی در اوسط با سند صحیح به روش شیخین، آن را نقل کرده است. ابن ابی عاصم از علی نقل کرده که پیامبر به فاطمه فرمود: همانا خدا از غضب تو غضبناک و با رضایت تو، راضی می شود.

حال سؤال اينجاست، علماي اهل سنت كه اين روايت را تائيد مي كنند، آيا خداوند را تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي دانند و آيا حضرت فاطمه سلام الله عليها شريك خدا است؟ اگر اين گونه است،‌ آيا تمامي علمايي كه روايت فوق را معتبر شمرده اند، از نظر شما وهابيان، مشرك هستند؟!

جالب اينجاست كه مضمون فوق[رضايت و غضب خداوند به خاطر رضايت و غضب حضرت زهرا سلام الله عليها] تنها به روايتي كه گذشت، خلاصه نمي شود؛ بلكه مضمون اين روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك»، از ديگر منابع اهل سنت نيز قابل اثبات است كه در ادامه به آن مي پردازيم:

ج. وجود روايات ديگر در منابع اهل سنت به همين مضمون

رواياتي با تعابير «فاطمة بضعه مني فمن اغضبها اغضبني» که در منابع مهم اهل سنت مثل صحيح بخاري و مسلم و... آمده، بيانگر خشم پيامبرصلي الله عليه وآله به سبب خشم حضرت فاطمه سلام الله عليها مي باشد و قرار دادن اين روايت در کنار احاديثي که غضب خدا را به خاطر غضب پيامبرصلي الله عليه وآله مطرح مي کند، دليل ديگري بر خشم خدا به خاطر خشم فاطمه و اثبات مدلول اين حديث است. اينک هر دو دسته روايت ذکر مي شود:

الف. غضب فاطمه مساوي با غضب رسول اكرم است

بخاري در صحيحش چنين نقل مي کند:

حدثنا أبو الْوَلِيدِ حدثنا بن عُيَيْنَةَ عن عَمْرِو بن دِينَارٍ عن بن أبي مُلَيْكَةَ عن الْمِسْوَرِ بن مَخْرَمَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّيفَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي

محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، صحيح البخاريج ٣ص ١٣٦١.

...فاطمه پاره وجود من است. هر کس او را خشمگین کند، مرا خشمگین کرده است.

مسلم به سند خودش از مسور بن مخرمه نقل مي كند:

قال رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم: «إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤذِينِي مَا آذَاهَا».

صحيح مسلم ج ٧، ص١٤١، ح ٦٢٠٢، كتاب فضائل الصحابة، ب ١٥ ـباب فَضَائِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِيِّ عَلَيْهَا الصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ.

...همانا فاطمه پاره وجود من است؛ هر چه او را بیازارد مرا می آزارد.

ب. غضب پيامبر (ص) مساوي با غضب خداوند

هيثمي به نقل از طبراني با سند معتبر نقل مي كند:

وعن أم سلمة قالت أشهد أني سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول من أحب عليا فقد أحبني ومن أحبني فقد أحب الله ومن أبغض عليا فقد أبغضنيومن أبغضني فقد أبغض الله.

رواه الطبراني وإسناده حسن.

مجمع الزوائد ج ٩، ص ١٣٢، علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: ٨٠٧، دار النشر: دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – ١٤٠٧.

... هر کس علی را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر کس علی را دشمن بدارد مرا دشمن داشته استو هر کس مرا دشمن بدارد خدا را دشمن داشته است.

بخاري در ماجراي دو زن [عايشه و حفصه] كه عليه پيامبر صلي الله عليه وآله توطئه نمودند به نقل از عمر چنين مي نويسد:

٢٣٣٦ حدثنا يحيى بن بُكَيْرٍ حدثنا اللَّيْثُ عن عُقَيْلٍ عن بن شِهَابٍ قال أخبرني عُبَيْدُ اللَّهِ بن عبد اللَّهِ بن أبي ثَوْرٍ عن عبد اللَّهِ بن عَبَّاسٍ رضي الله عنهما... فَوَاللَّهِ إِنَّ أَزْوَاجَ النبيeليُرَاجِعْنَهُ وَإِنَّ إِحْدَاهُنَّ لَتَهْجُرُهُ الْيَوْمَ حتى اللَّيْلِ فَأَفْزَعَنِي فقلت خَابَتْ من فَعَلَ مِنْهُنَّ بِعَظِيمٍ ثُمَّ جَمَعْتُ عَلَيَّ ثِيَابِي فَدَخَلْتُ على حَفْصَةَ فقلت أَيْ حَفْصَةُ أَتُغَاضِبُ إِحْدَاكُنَّ رَسُولَ اللَّهِ الْيَوْمَ حتى اللَّيْلِ فقالت نعم فقلت خَابَتْ وَخَسِرَتْأَفَتَأْمَنُ أَنْ يَغْضَبَ الله لِغَضَبِ رَسُولِهِ....

محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، صحيح البخاريج ٢، صص ٨٧١- ٨٧٢.

عمر گفت: به خدا سوگند همسران پيامبر [ صلي الله عليه وآله] به ايشان رجوع كردند، يكي از آنان يك روز تا شب پيامبر [ صلي الله عليه وآله] را رها كرد، من ترسيدم و با خود گفتم هر كدام از زنان ايشان اين كار را كرده باشد، خطاي بزرگي مرتكب شده است، لباس هايم را پوشيدم و بر حفصه وارد شدم و گفتم اي حفصه آيا يكي از شما [همسران پيامبرصلي الله عليه وآله] امروز تا شب رسول خدا را خشمگين كرده ايد؟! حفصه گفت آري! گفتم: [كسي كه مرتكب اين كار شده] زيان كار است آیا از خشم و غضب خداوند به سبب غضب رسولش در امان است؟...

همان طور كه گذشت در روايت بخاري غضب حضرت زهرا سلام الله عليها غضب پيامبر صلي الله عليه وآله را به دنبال داشت و بر اساس روايت هيثمي به نقل از طبراني و روايت بخاري، غضب رسول خداصلي الله عليه وآله غضب پروردگار را به دنبال دارد ؛ بنابراين با ضميمه کردن اين دو دسته روايات به يکديگر، چنين نتيجه گرفته مي شود که غضب حضرت زهرا مستلزم غضب خداوند است و خداوند به خاطر غضب ايشان غضب مي كند.

پاسخ نقضي

آياتقرآن

در قرآن کريم، مواردي مطرح شده که فعل خدا را در پي افعال بندگان مطرح مي کند.اگر –همانطور که عرعور مي گويد- آمدن فعل الهي در پي فعل بندگان، علامت پيروي و تبعيت خدا باشد، در اين موارد قرآني هم بايد علامت تبعيت خدا و دون شان او باشد که هيچ کس حتي خود عرعور به آن ملتزم نيست. برخي از اين آيات چنين اند:

الف: در سوره بقره مي فرمايد:

«قد نري تقلب وجهک في السماء فلنولينک قبله ترضها فول وجهک شطر المسجد الحرام و حيث ما کنتم فولو وجوهکم شطره».سوره بقره، آيه ي ١٤٤.

ما گردش رويت را در جهت آسمان مي بينيم پس يقينا تو را به سوي قبله اي که آن را بپسندي بر مي گردانيم پس رويت را به سوي مسجد الحرام گردان و شما نيز هر جا که باشيد روي خود را به سوي آن برگردانيد.

طبق اين آيه خداوند قبله مسلمين را آن گونه که پيامبرش مي پسندد و مورد رضايت وي واقع مي‌شود تغيير مي‌دهد. تغيير قبله مسلمين مسئله قابل اهميت و حياتي بوده و خداوند اين امر مهم را منوط به رضايت و خشنودي پيامبرش قرار داده است.

ب: در سوره آل عمران مي فرمايد:

«قل ان کنتم تحبون الله فاتبعوني يحببکم الله».سوره آل عمران، آيه ي ٣١.

بگو اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید، تا او نیز دوستتان بدارد.

در اين آيه به صراحت محبت خدا را منوط به تبعيت از رسول او معرفي ميکند که بنا بر استدلال عرعور اين خود نوعي تبعيت خدا از بندگان است.

ج.در سوره نساء مي فرمايد:

«من يطع الرسول فقد اطاع الله و من تولي فما ارسلنک عليهم حفيظا».سوره نساء، آيه ي٨٠.

هر کسي پيامبر را اطاعت کند در حقيقت از خدا اطاعت کرده است و هرکه روي برتابد ما تو را بر ايشان نگهبان نفرستاديم.

در اين آيه، خداوند اطاعت از رسول را در رديف اطاعت از خود قرار داده است. آيا بايد طبق اين آيه ادعا شود كه خداوند از رسول گرامي اسلام تبعيت مي كند؟ و آيا رسول اللهصلي الله عليه وآله، شريك خداوند است؟!

«فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْفَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رابِيَةً».سوره حاقة، آيه ي ١٠.

و از فرمان فرستاده‌ي پروردگارشان سرپيچي کردند پس آنها را بکيفري سخت بگرفت.

از مفاد اين آيه هم فهميده ميشود که کيفر الهي در پي عصيان مردم از امر رسولشان آمده است.

اکنون بايد از عرعور پرسيد که طبق اين آيات، آيا خدا تابع عمل بندگانش است؟

روايا ت اهل سنت

رواياتي در منابع اهل سنت وجود دارد که بيان مي کند نظر و عمل خداي متعال پيرو عمل يک بنده است.

اراده خدا تابع اراده عمر

يکي از اين روايات، تشريع حکم حجاب و برخي از احکام ديگر بر اساس نظر خليفه دوم است. بخاري نقل کرده است:

حدثنا مُسَدَّدٌ عن يحيى بن سَعِيدٍ عن حُمَيْدٍ عن أَنَسٍ قال قال عُمَرُوَافَقْتُ اللَّهَ في ثَلَاثٍ أو وَافَقَنِي رَبِّي في ثَلَاثٍقلت يا رَسُولَ اللَّهِ لو اتَّخَذْتَ من مَقَامَ إبراهيم مُصَلًّى وَقُلْتُ يا رَسُولَ اللَّهِ يَدْخُلُ عَلَيْكَ الْبَرُّ وَالْفَاجِرُ فَلَوْ أَمَرْتَ أُمَّهَاتِ الْمُؤْمِنِينَ بِالْحِجَابِ فَأَنْزَلَ الله آيَةَ الْحِجَابِ قال وَبَلَغَنِي مُعَاتَبَةُ النبي صلى الله عليه وسلم بَعْضَ نِسَائِهِ فَدَخَلْتُ عَلَيْهِنَّ قلت إن انْتَهَيْتُنَّ أو لَيُبَدِّلَنَّ الله رَسُولَهُ صلى الله عليه وسلم خَيْرًا مِنْكُنَّ حتى أَتَيْتُ إِحْدَى نِسَائِهِ قالت يا عُمَرُ أَمَا في رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ما يَعِظُ نِسَاءَهُ حتى تَعِظَهُنَّ أنت فَأَنْزَلَ الله ) عَسَى رَبُّهُ إن طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبَدِّلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ...

صحيح البخاريج ٤ص ١٦٢٩ ح ٤٢١٣، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا.

عمر مي گويد:با خدادر سه جا موافقت کردم یاخدا در سه مورد با من موافقت کرد؛ گفتم اي رسول خدا اگر مقام ابراهيم را محل نماز قرار مي دادي؛ و گفتم اي پيامبر آدم هاي خوب و بد بر شما وارد مي شوند اگر به مادران مؤمنين [همسران رسول خداصلي الله عليه وآله] دستور دهي حجاب را رعايت كنند [بهتر است] در اين هنگام خداوند آيه حجاب را نازل كرد. به من خبر رسيد كه پيامبر [ صلي الله عليه وآله] بعضي از زنانش را سرزنش نموده،‌ بر زنان ايشان وارد شدم و گفتم يا [به آزار و اذيتتان] پايان دهيد يا خداوند بهتر از شما نصيب پيامبرش مي گرداند، پيش يكي از همسرانش رفتم، او گفت اي عمر رسول خدا زنانش را نصيحت نمي كند تا اينكه تو آنها را نصيحت كني؛ در اين هنگام خداوند این آیه را نازل نمود: « اميد است كه اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان.....».

حال سوال اينجاست كه چگونه است که اگر خدا بر اساس نظر و ميل شخصي عمر حکمي بر همه بندگان خويش تشريع نمايد و موافق عمر بن خطاب عمل کند، خلاف شان او نيست اما اگر به خاطر غضب حضرت زهرا سلام الله علیها، غضب کند خلاف شان خداوند عزوجل است؟

نافرماني حاكم،مساوي با نافرماني خدا

روايت بعديبيانگر اين است که اطاعت از امير جامعه، اطاعت از رسول و اطاعت رسول، همان اطاعت از خداست:

من أَطَاعَنِي فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَمَنْ يُطِعْ الْأَمِيرَ فَقَدْ أَطَاعَنِي وَمَنْ يَعْصِ الْأَمِيرَ فَقَدْ عَصَانِي.

صحيح البخاريج ٣، ص ١٠٨٠، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا.

هر کس مرا اطاعت کند خدا را اطاعت کرده و هرکس مرا نافرمانی کند خدا را نافرمانی نموده است. و هر کس از امیر و فرمانروا اطاعت کند، مرا اطاعت کرده و هر کس از امیر نافرمانی نماید، مرا نافرمانی کرده است.

طبق روايت فوق اگر كسي از امير جامعه اطاعت كند از رسول خداصلي الله عليه وآله اطاعت كرده و در نتيجه از خدا اطاعت كرده و هر كسي مرتكب نافرماني از امير جامعه شود، پيامبر صلي الله عليه وآله و خدا را عصيان نموده است.

حال بايد از عرعور پرسيد آيا در اينجا اراده خدا تابع اراده ظامير جامعه است؟ چرا در اينجا لب به اعتراض نمي گشايد؟

نظر ابن تيميه (غضب و رضاي خدا به خاطرغضب و رضاي مشايخ و مؤمنان)

جالب اينکه شبيه روايت مورد انکار عرعور، در کلام ابن تيميه نسبت به مشايخ و مؤمنان هم آمده است:

وي در كتاب مجموع الفتاوي چنين مي نويسد:

وَأَمَّا قَوْلُ الْقَائِلِ: إنَّ اللَّهَ يَرْضَى لِرِضَا الْمَشَايِخِ وَيَغْضَبُ لِغَضَبِهِمْ.

فَهَذَا الْحُكْمُ لَيْسَ هُوَ لِجَمِيعِ الْمَشَايِخِ وَلَا مُخْتَصٌّ بِالْمَشَايِخِ بَلْكُلُّ مَنْ كَانَ مُوَافِقاً لِلَّهِ: يَرْضَى مَا يَرْضَاهُ اللَّهُ وَيَسْخَطُ مَا يَسْخَطُ اللَّهُ كَانَ اللَّهُ يَرْضَى لِرِضَاهُ وَيَغْضَبُ لِغَضَبِهِ مِن المَشَايِخِ وَغَيْرِهِمْوَمَنْ لَمْ يَكُنْ كَذَلِكَ مِن المَشَايِخِ لَمْ يَكُنْ مِنْ أَهْلِ هَذِهِ الصِّفَةِ

أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: ٧٢٨،‌ مجموعة الفتاوى، ج ١١، ص ٥١٥، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي.

اما اين قول كهمی گوید: «همانا خدا به خاطر رضایت مشایخ راضی می شود و به خاطر غضب آن ها به خشم می آید»، این حکم برای همه مشایخ نیست، همچنین مختص به مشایخ هم نیست؛ بلکه هر کسی که با خدا موافق است یعنی آنچه خدا راراضی مي كند، او را نیز راضی گرداند و از آنچه خدا ناراضی است، ناراضی باشد، خداوند نیز به خاطر رضایتش راضی و به خاطر غضبش غضبناک می شود؛ خواه این شخص از مشایخ باشد یا غیر مشایخ. و اگر کسی از مشایخ اینگونه نباشد[ از آنچه خدا راضی است، راضی باشد و از آنچه خدا ناراضی است، ناراضی باشد] از این دسته نیست.

ابن تيميه در چند كتاب ديگرش نيز رضا و غضب الهي را دائر مدار رضا و غضب مؤمنان مي داند:

فإن المحبة مستلزمة للجهاد لأن المحب يحب ما يحب محبوبه ويبغض ما يبغض محبوبه ويوالى من يواليه ويعادي من يعاديهويرضى لرضاه ويغضب لغضبهويأمر بما يأمر به وينهى عما ينهى عنه فهو موافق له في ذلك وهؤلاء هم الذين يرضى الرب لرضاهم ويغضب لغضبهم إذ هم انما يرضون لرضاه ويغضبون لما يغضب له.

أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: ٧٢٨،‌ مجموعة الفتاوى ج ١٠، ص ٥٨، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي؛‌ أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني الوفاة: ٧٢٨، التحفة العراقية، ص ٦٤، دار النشر: المطبعة السلفية - القاهرة - ١٣٩٩، الطبعة: الثانية؛ أحمد بن تيمية الوفاة: ٧٢٨، أمراض القلوب وشفاؤها ص ٦٤، دار النشر: المطبعة السلفية - القاهرة - ١٣٩٩هـ، الطبعة: الثانية.

محبت، مستلزم جهاد است؛ برای اینکه محب، آنچه را محبوبش می پسندد، دوست دارد و آنچه را محبوبش نمی پسندد، دوست ندارد. با هرکس که محبوبش دوستی کند، او نیز دوستی می کند و با هر کس که دشمنی می کند، او هم دشمن است. به خاطر رضایتش، راضی و به خاطر غضبش، غضب می کند. به هر چه محبوبش امر و نهی کند او نیز امر و نهی می نماید. با محبوبش در این امور موافق است. اینان همان کسانی هستند که خداوند به خاطر رضایشان، راضی می شود و به خاطر غضبشان، غضبناک می گردد؛ چرا که آنان فقط به خاطر رضای خدا راضی می شوند و به خاطر غضبش غضب می کنند.

بنابر آنچه گذشت، همين مقامي را كه پيامبر صلي الله عليه وآله براي حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها بيان نمودند، ابن تيميه يعني پدر معنوي وهابيان،براي مؤمنان و مشايخ ثابت نموده است؛ اما نصب و عداوت وهابيان با اهل بيت عليهم السلام مانع پذيرش فضايل اهل بيت عليهم السلام است.

نتيجه

چنانچه گذشت «عدنان عرعور» وهابي با توسل به مغالطه اي سخيف در پي انكار فضيلت معتبر حضرت صديقه اطهر فاطمه زهرا سلام الله عليها برآمد كه بر اساس دانش رجال و گفتار علماي اهل سنت، صحت اين روايت به اثبات رسيد؛ علاوه بر اينكه بر اساس احاديث ديگر اهل سنت همانند برخي از روايات بخاري، همين مضمون درباره آن حضرت قابل اثبات است. نكته حائز اهميت ديگر نيز پيروي خدا از برخيبندگانش بود كه به عنوان پاسخ نقضي در اين نوشتار بيان شد.