پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ١٠٤ - آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟

آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟

کد مطلب: ٤٩٩٢ تاریخ انتشار: ٢١ ارديبهشت ١٣٩٦ تعداد بازدید: ١٤٠٥٠ پرسش و پاسخ » مهدويت آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟

سؤال كننده : سيد محمد مهدي

خلاصه اشكالات :

در اين نوشته مجموعه به شبهاتي كه يكي از علماي اهل سنت در مقاله خويش در مورد امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف طبق نظر شيعه مطرح كرده است و مي خواهد به وسيله اين شبهات القاء كند كه مهدي شيعه همان دجال (مسيح دجال) يا پادشاه يهود است ، پاسخ داده شده است .

خلاصه شبهات :

١-مهدي شيعه به جاي احكام دين ما به احكام آل داود حكم مي كند .

٢-مهدي شيعه به زبان عبري يعني همان زبان يهود سخن مي گويد .

٣-طرفداران مهدي شيعه يهودي اند ؛ پس او همان مسيح دجال است .

٤-مهدي شيعه كوفه را پايتخت خود مي كند ؛ مانند مسيح دجال كه به جاي مدينه بيت المقدس را پايتخت قرار مي دهد .

٥-مهدي شيعه ، عده اي از مردگان را زنده مي كند تا او را ياري كنند .

٦-مهدي شيعه مردگان دشمنانش را زنده نموده عذاب مي كند .

٧-مهدي شيعه مانند مسيح دجال خونريز است .

٨-مهدي شيعه در جنگ ها از تابوت بني اسرائيل كمك مي گيرد .

٩-قدرت ياوران مهدي شيعه از مردمان عادي بيشتر است .

١٠-در هنگام ظهور مهدي شيعه نعمت فراوان خواهد شد ؛ مانند مسيح دجال كه به طرفداران خود نعمت زيادي مي دهد .

١١-مهدي شيعه در هنگام ظهور لخت خواهد بود !!!

١٢-در روايات اهل سنت شيعيان طرفداران دجال ذكر شده اند .

ما در اين متن در هر قسمت هر آنچه را كه در مورد آن شبهه در اين مقاله عربي مطرح شده بود در يك جا جمع آوري كرده و يك يك اين شبهات را مطرح نموده به آن ها پاسخ خواهيم گفت :

حكم كردن به حكم آل داود:

أ - مهدي الشيعة الرافضة سيحكم بشريعة داود وآل داود و بتوراة موسي :

روي بخاري الرافضة الكليني في كتاب الحجة من الأصول في الكافي - الجزء الأول ص ٣٩٧|٣٩٨ - ما يلي :

١- علي بن إبراهيم عن أبيه عن ابن أبي عمير عن منصور عن فضل الأعور عن أبي عبيد الحذَاء قال : كنا زمان جعفر عليه السلام حين قبض نتردد كالغنم لا راعي لها، فلقينا سالم بن أبي حفصة فقال لي : يا أبا عبيدة من إمامك ؟ فقلت : أئمتي آل محمد، فقال : هلكت وأهلكت أما سمعتُ أنا وأنت أبا جعفر عليه السلام يقول : من مات وليس له إمام مات ميتة جاهلية ؟ فقلت : بلي لعمري ، ولقد كان قبل ذلك بثلاث أو نحوها لدخلت علي أبي عبد الله عليه السَلام فرزق اللهُ المعرفة ، فقلت لأبي عبد الله عليه السَلام : إن سالما قال لي كذا وكذا، قال : يا أيا عبيدة إنَه لا يموت هنا ميت حتي يخلف من بعده من يعمل بمثل عمله ويسير بسيرته ويدعو إلي ما دعا إليه ، يا أبا عبيدة إنَه لم يمنع ما أعطي داود أن أعطي سليمان . ثم قال يا أبا عبيدة إذا قام قائم آل محمد عليه السلام حكم بحكم داود وسليمان ولا يُسأل بيننة.

٢- محمَد ين يحي عن أحمد بن محمَد عن محمد بن سنان عن أبان قال : سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول : « لا تذهب الدنيا حتي يخرج رجل مني يحكم بحكومة آل داود ولا يُسأل بيّنة ، يعطي كل نفس حقها » .

٣ - محمد عن أحمد بن محمد عن ابن محبوب عن هشام بن سالم عن عمَار الساباطي قال : قلت لأبي عبد الله عليه السَلام : بما تحكمون إذا حكمتم قال : بحكم الله وحكم داود ، فإذا ورد علينا الشَيء الذي ليس عندنا تلقَانا به روح القُدُس.

٤ - محمد بن أحمد عن محمد بن خـالد عن النَضر بن سويد عن يحي الحلبي عن عمران بن أعين عن جعيد الهمداني عن عليَ بن الحـسين عليه السَلام قال: سألته بأي حكم تحكمون ؟ قال << بحكم آل داود، فإن أعيانا شيء تلقاا به روح القُدُس.

٥ - اًحمد بن مهران رحمه الله عن محمَد بن عليَ عن ابن محبوب عن هشام ين سالم عن عمَار السَاباطي قال قلت لأبي عبد الله عليه السلام : ما منزلة الأئمَة ؟ قال كمنزلة ذي القرنين وكمنزلة يوشع وكمنزلة آصف صاحب سليمان. قلت : فبما تحكمون ؟ قال :بحكم الله وآل داود وحكم محمَد صلي الله عليه وسلم ولتلقَانا به روح القُدُس.

الأصول في الكافي للكليني الجزء الأول ص٣٩٧-٣٩٨.

...

٣- أنه يحكم بحكم آل داود عليه السلام

...

١- يحكم بشريعة آل داود ، وبقرآن جديد ليس هو الذي بين أيدينا ، ولو سأل سائل فأين شريعة آل داود لوجد الإجابة ولا شك أنه التلمود ، ولذلك يبايع الناس علي كتاب جديد ففي كتاب الغيبة للنعماني عن أبي جعفر أنه قال :

« فوالله لكأني أنظر إليه بين الركن والمقام يبايع الناس بأمر جديد شديد ، وكتاب جديد ، وسلطان جديد من السماء .»

الغيبة للنعماني ص١٠٧.

پاسخ:

در مورد روايت اول ، بايد ترجمه قسمت آخر آن ( يعني همان قسمت سوال برانگيز كه مي گويد مهدي به حكم داود و سليمان حكم مي كند ) مشخص شود :

اي ابا عبيده وقتي كه قائم ما قيام كند به همان حكم داود و سليمان حكم مي كند و ( براي حكم كردن ) از شاهد سوال نمي پرسد.

مقصود از حكم داوود و سليمان چيست؟

آيا مقصود جاري كردن احكامي است كه بزرگان يهود براي خود وضع كرده بودند ؟ يا مقصود همان طريقه عدالتي است كه داوود و سليمان به امر خدا آن را اجرا مي كردند ؟

مقصود از حكم داوود و سليمان قضاوت كردن از روي الهام وفهم الهي است :

اين روايات در مورد طريقه حكم كردن است : زيرا طبق آيات قرآن داوود و آل وي در هنگام حكم كردن از طريق الهام الهي حق را شناخته و به آن حكم مي كردند . به خلاف حكم كردن عادي ؛ زيرا در اين طريق حكم كردن ممكن است دو شاهد به دروغ شهادت دهند و قاضي را گمراه كنند .

وقوله وفصل الخطاب اختلف أهل التأويل في معني ذلك فقال بعضهم عني به أنه علم القضاء والفهم به

ذكر من قال ذلك حدثني محمد بن سعد قال ثني أبي قال ثني عمي قال ثني أبي عن أبيه عن بن عباس وآتيناه الحكمة وفصل الخطاب قال أعطي الفهم

حدثنا أبو كريب قال ثنا بن إدريس عن ليث عن مجاهد وفصل الخطاب قال إصابة القضاء وفهمه

حدثنا محمد بن الحسين قال ثنا أحمد بن المفضل قال ثنا أسباط عن السدي في قوله وفصل الخطاب قال علم القضاء

حدثني يونس قال أخبرنا بن وهب قال قال بن زيد في قوله وآتيناه الحكمة وفصل الخطاب قال الخصومات التي يخاصم الناس إليه فصل ذلك الخطاب الكلام الفهم وإصابة القضاء والبينات

تفسير الطبري ج٢٣/ص١٣٩

و كلام خداوندفصل الخطاب اهل تاويل در مورد آن اختلاف كرده اند . پس عده اي آن را به معني علم قضاء و فهم آن دانسته اند .

كسانيكه اين نظر را دارند :

... فصل خطاب يعني به هدف زدن در قضاوت و فهميدن آن

... فصل خطاب علم قضاوت است .

... فهم و به هدف زدن در قضاء و شهود است .

همين مطلب در تفاسير بسياري از جمله در الدر المنثور ج٧/ص١٥٤ و تفسير أبي السعود ج٧/ص٢٢٠ و... در ذيل آيه ٢٠ سوره صاد آمده است .

كه لازمه به هدف زدن در قضاوت اين است كه شخص بتواند بينه و شاهد و مدرك ِ صحيح را از غلط تشخيص دهد . واين همان طريقه قضاوت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است .

روايتي از رسول خدا در مورد قضاوت از روي فهم الهي والهام و وحي :

در همين زمينه اهل تسنن در صحيح مسلم از رسول خدا روايت جالبي دارند :

فقال رسول اللهصلي الله عليه وسلمإني لم أومر أن أنقب عن قلوب الناس ولا أشق بطونهم قال ثم نظر إليه وهو مقف فقال إنه يخرج من ضئضئ هذا قوم يتلون كتاب الله رطبا لا يجاوز حناجرهم يمرقون من الدين كما يمرق السهم من الرمية قال أظنه قال لئن أدركتهم لأقتلنهم قتل ثمود

صحيح مسلم ج٢/ص٧٤٢ كتاب الزكاة باب ذكر الخوارج وصفاتهم چاپ دار احياء التراث العربي بيروت

رسول خدا فرمودند : من مامور نيستم كه راه به قلب هاي مردمان باز كنم ( از قلب هاي ايشان خبر دهم) و نه اينكه دل هاي ايشان را باز گردانم . سپس به او نگاه كرده و گفتند از قبيله اين شخص افرادي بيرون مي آيند كه قرآن را ( با نوايي ) تازه مي خوانند اما از گلوهاي ايشان بيرون بيشتر پيش نمي رود ( به قلب ايشان نمي رسد ) از دين خارج مي شوند همانطور كه تير از كمان بيرون مي رود .

گفت : گمان مي برم كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند اگر ( زمان ) ايشان را درك كنممانند كشتن قوم ثمود ايشان را مي كشتم .

نووي مهمترين شارح صحيح مسلمدر شرح اين روايت مي گويد :

قولهصلي الله عليه وسلماني لم أومر أن أنقب عن قلوب الناس ولا أشق بطونهممعناه أني امرت بالحكم بالظاهر والله يتولي السرائر

شرح النووي علي صحيح مسلم ج٧/ص١٦٣ چاپ دار احياء التراث العربي بيروت

كلام رسول خدا كه فرمودند من مامور نيستم كه راه به قلبهاي مردم باز كنم و نه اينكه دلهاي ايشان را باز گردانممعنايش اين است كه من مامور شده ام كه به ظاهر حكم كنم ( حتي اگر واقع را بدانم لازم نيست كه به آن حكم كنم) و خداوند خوددر امر درون را به عهده مي گيرد .

كلام رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم واضح است كه ايشان مامور نبوده اند كه در بر خورد با مردم ( كه يكي از مصاديق آن قضاوت است ) به واقع عمل نمايند و اين منافات ندارد با اينكه بتوانند به اختيار خودشان و با اذن الهي به واقع عمل كنند ؛ همانطور كه سليمان و داود عليهما السلام چنين مي كرده اند . و در مورد قضاوت هاي امير مومنان علي عليه السلام هم مواردي از اين قبيل ذكر شده است .

آيا قضاوت داوود وسليمان ( پيامبران الهي ) را مي توان با قضاوت دجال ( كافر ) يكي دانست؟

جالب توجه در بعضي از اين روايات اين است كه در آنها گفته شده است به حكم خداوند و حكم آل داوود . و اين اشاره به يكي بودن اين دو دارد .و همانطور كه از روايت صحيح مسلم به دست آمد حكم خداوند ، همان حكم بهواقع است :

«والله يتولي السرائر»

و اين عبارت به خوبي مقصود را واضح مي نمايد .

اما اينكه ايشان ادعا دارند كه اين شخصي كه به حكم خداوند و ال داوود حكم مي كند دجال است !!!! اين را ايشان بايد اثبات بنمايند با اينكه در كتب اهل سنت آمده است كه دجال اصلا خداوند را قبول ندارد و خود را خدا مي داند . اينكه اين دجال چگونه به حكم خداوند و انبيا حكم مي كند جاي تعجب است . نيز اتهام دجالي و دروغي بودن احكام آل داوود نيز از جساراتي است كه اين مولف به خود اجازه آن را داده است كه قطعا بايد از آن توبه كند .

مقصود از كتاب جديدي كه مهدي مي آورد چيست؟

اما آنچه كه در آخرين روايت ذكر شده است كتاب جديد مقصود قرآن جديدي نيست ، بلكه همان قرآني است كه توسط امير مومنان نوشته شده است- و در آن تمامي شان نزول ها ، تاويل ها و نسخ ها و... ذكر شده است و قرآن موجود در آن همين قرآن ، تنها قرار گيري آيات آن به ترتيب نزول است ؛ اما تفاسير آن غير اين تفاسير موجود در دست اهل سنت است - ؛ همان قرآني كه علماي اهل سنت آرزوي ديدن آن را مي كردند :

وقال محمد بن سيرين لما توفي رسول اللهصلي الله عليه وسلمأبطأ علي عن بيعة أبي بكر فلقيه أبو بكر فقال أكرهت إمارتي فقال لا ولكن آليت لا أرتدي بردائي إلا إلي الصلاة حتي أجمع القرآن فزعموا أنه كتبه علي تنزيله فقال محمد لو أصبت ذلك الكتاب كان فيه العلم

ابن سيرين گفته است كه وقتي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از دنيا رفت علي در بيعت ابو بكر تاخير كرد ، پس ابو بكر گفت : آيا از خلافت من ناراضي هستي؟ گفت: نه ولي من قسم خورده بودم كه عبا به دوش نگيرم مگر براي نماز تا اينكه همه قرآن را جمع كنم ؛ پس چنين گمان كرده اند كه وي اين كتاب را بر طبق نزول آيات جمع كرده است .

ابن سيرين گفت : اگر به اين كتاب دست مي يافتم ، ( تمام) علم در آن بود.

تاريخ الإسلام ج٣ص٦٣٧

همين مطلب در كتب ذيل نيز آمده است :

تاريخ الخلفاء ذهبي ج١ص١٨٥ و الصواعق المحرقة ج٢ص٣٧٥

پس مقصود اين است كه مهدي طبق معاني حقيقي قرآن عمل مي كند كه براي بيشتر مردم ناشناخته است . و اين با آنچه ادعا كرده بودند كه مهدي شيعه قرآن جديدي (تلمود) مي آورد منافات دارد .

صحبت كردن مهدي به زبان عبري :

ب - مهدي المنتظر يتكلم العبرانيةّ :

في كتاب (الغيبة) للنعماني :

«إذا أذَن الإمام دعا الله باسمه العبراني (فانتخب ) له صحابته الثلاثمائة والثلاثة عشر كقزع الخريف ، منهم أصحاب الألوية، منهم من يفقد فراشه ليلا فيصبح بمكة ، ومنهم من يُري يسير في السحاب نهارا يعرف باسمه واسم أبيه وحليته ونسبه ...»

...

٢ - لسان المهدي وهو العبرانية .

...

ومما يؤكد صلة مهدي الرافضة باليهود ما يلي :

١- عندما يخرج مهدي الرافضة ينادي الله باسمه العبراني

پاسخ :

كاش نويسنده اين نوشته كمي با كتاب خداوند متعال و روايات رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم و صحابه آشنايي داشت و چنين كلماتي را نمي نوشت . اسم خداوند به زبان عبراني در قرآن موجود است و آن كلمه « ايل » است .تفسير اين لغت در اكثر تفاسيري كه كلمه اسرائيل ، جبرائيل ، ميكائيل و .... را ترجمه كرده اند به وضوح مشخص است . اين روايت مي گويد كه مهدي نام خداوند متعال به زبان عبري را ( كه خداوند هم اسم خود را در قرآن به زبان عبراني آورده است) بر لب مي آورد . آيا اين به معني دجال بودن وي است ؟

إسرائيليعقوب عليه السلام ممنوع الصرف للعلمية والعجمة وقد ذكروا أنه مركب من إسرا وهو العبد وإيل اسم من أسماء الله تعالي فكأنه عبدالله وذلك باللسان العبراني فيكون مثل جبرائيل وميكائيل وإسرافيل وعزرائيل عليهم السلام وقيل غير ذلك

التبيان في تفسير غريب القرآن ج١/ص٨٠ و تفسير البحر المحيط ج١/ص٣٢٥

اسرائيل اسم يعقوب عليه السلام است ممنوع التصرف است زيرا علم و عجمه دارد و گفته اند كه اين اسم مركب است از اسرا به معني عبدو ايل كه اسمي از اسماء خداوند است . پس مانند عبد الله است و به زباني عبري است . مانند جبرائيل و ميكائيل و...

و نكته ديگر اينكه آيا اگر شخصي يك يا دو كلمه به زبان ديگري سخن گفت يعني آن زبان ، زبان اصلي وي است ؟

و اگر اين شخص به اقرار خود شما اولين كلمه اي كه بعد از ظهور بر زبان مي آورد نام خداست ، آيا مي توان وي را مسيح دجال دانست ؟

طرفداران مهدي شيعه يهودي اند پس او مسيح دجال يا همان حاكم يهود است :

ج - اليهود من أتباع المهدي الشّيعي المنتظر :

روي الشَيخ المفيد في (الإرشاد ، عن المفضّل بن عمر عن أبي عبد الله قال

يخرج مع القائم عليه السلام من ظهر الكوفة سبعة وعشرون رجلا من قوم موسي، وسبعة من أهل الكهف ويوشع بن نون وسليمان وأبو دجـانة الأنصاري والمقداد ومالك الأشتر فيكونون بين يديه أنصارا .

الإرشاد للمفيد ص٤٠٢ .

٣ - أتباعه من اليهود ، فهو ملك اليهود ( المخلص) المنتظر وهو نفسه المسيح الدجال الذي أخبر به الرسول صلي الله عليه وسلم.

پاسخ :

اينكه عده اي از قوم موسي عليه السلام (٢٧ نفر) و اطرافيان وي همراه مهدي مي شوند به اين دليل است كه ايشان به حقيقت دين موسي آشنايي دارند :

وَإذ أخَذَ اللهُ مِيثَاقَ النَبِيّيّنَ لَما آتَيتُكُم مِن كِتَابٍ وَحِكمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُم رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُم لَتُؤمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ

سوره آل عمران آيه ٨١

و هنگامي كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت كه هرگاه به شما كتاب و حكمتي دادم ، سپس شما را فرستاده اي آمد كه آنچه را با شماست تصديق كرد البته به او ايمان آوريد و حتما ياريش كنيد .

مهدي خليفه رسول خداست و به دين وي عمل مي كند و ياري وي جزو دستورات خداوند بر موسي و قوم وي و عيسي و تمامي انبياي گرامي است .

آيا اين به معني دجال بودن مهدي است ؟ يا اينكه اطرافيان موسي و اصحاب كهف و يوشع بن نون وصي موسي و سليمان نبي و... گرد دجال جمع مي شوند . اين شخص ، جرات را بر ضد انبيا به نهايت رسانده است و كاش كه خود اهل سنت با وي مقابله مي نمودند .

آيا داشتن ٢٧ نفر سرباز از يهود يعني پادشاهي بر تمام يهود ؟

البته بايد توجه داشت كه در اين روايت كه سربازان ابتدايي حضرت را بيان مي كند آمده تنها ٢٧ نفر از قوم موسي ، پس نمي توان مهدي را پادشاه يهود - يا همان دجال به نظر مولف- دانست ؛ و اگر بنا باشد به خاطر وجود اين تعداد اندك از طرفداران كه منسوب به حضرت موسي هستند ( نه يهودي ، زيرا در روايت دارد اطرافيان موسي پس ظاهرا مقصود اين است كه ايشان پس از رجعت اسلام مي آورند ؛ همانطور كه ظاهر روايات اطرافيان مهدي در آخر الزمان همين مطلب را مي رساند ) بايد طبق نظر ايشان رسول خدا را نيز العياذ بالله مسيح دجال يهود دانست ؛ زيرا تعداد زيادي از يهود هم به ايشان اسلام آوردند و گرد ايشان جمع شدند .

مهدي ، مهمترين دشمن يهوديان مخالف اسلام :

اما نكته مهم در دشمني اصل يهود با ايشان است ؛ در روايات مهدي هم مهترين دشمن وي يهود شناخته شده است . و مي گويد وي با يهود جنگ مي كند . و حتي ذلت دنيايي يهود كه در قرآن هم آمده است به نابودي حكومت ايشان توسط مهدي تاويل شده است .

در اين زمينه به ذيل آيه شريفه

«لَهُم فِي الدُّنيَا خِزيٌ»

آيه ١١٤ سوره بقره

مراجعه شود .

آيا تنها پادشاه يهود مسيح دجال است ؟

اما اينكه ايشان پادشاه يهود را مسيح دجال ناميدند :

ايشان يا به عمد يا از روي جهل خلط صورت داده اند . زيرا در رواياتمسلمانان و باقي مذاهب دو مسيح ذكر شده است:

١- المسيح الدجال

٢- المسيح المبشر والصديق

٥٥٦٢ حدثنا عبد الله بن يوسف أخبرنا مالك عن نافع عن عبد الله بن عمر رضي الله عنهما أن رسول اللهصلي الله عليه وسلمقال أراني الليلة عند الكعبة فرأيت رجلا آدم كأحسن ما أنت راء من آدم الرجال له لمة كأحسن ما أنت راء من اللمم قد رجلها فهي تقطر ماء متكئا علي رجلين أو علي عواتق رجلين يطوف بالبيت فسألت من هذا فقيل المسيح بن مريم وإذا أنا برجل جعد قطط أعور العين اليمني كأنها عنبة طافية فسألت من هذا فقيل المسيح الدجال

صحيح البخاري ج٥/ص٢٢١١ كتاب اللباس باب الجعد

امشب در كنار كعبه به من نشان داده شد ؛ پس مردي را ديدم گندمگون به زيباترين چهره اي كه از مردمان ديده اي ؛ و در او جذابيتي بود مانند بهترين جذابيت هايي كه ديده ايي ؛ پاهاي كشيده اي داشت كه از آن قطرات آب مي ريخت ؛ بر دو مرد يا شانه دو مرد تكيه كرده بود ، و به خانه خدا طواف مي كرد ؛ پس پرسيدم اين كيست گفته شد كه مسيح بن مريم است . و مردي را ديدم با موهاي مجعد و پراكنده و چشم لوچ مانند ميوه عنبه نا رسيده ، پس پرسيدم كه اين كيست گفته شد مسيح دجال

حاكم الهي بر يهود مسيح مبشر است كه در همان زمان مسيح دجال ( آخر الزمان ) از آسمان به زمين آمده و به ياري مهدي مي شتابد ؛ يهوديان اعتقاد دارند كه وي هنوز نيامده و مسيحيان مي گويند آمده و كشته شده است . اما مسلمانان مي گويند كه وي زنده است و خداوند وي را به آسمان برد و در آخر الزمان پايين آمده و با مهدي به جنگ مسيح دجال مي رود .

خداوند در قرآن مي فرمايد :

وَإن مِن أهلِ الكِتَابِ إلَّا لَيُؤمِنُنُّ بِهِ قَبلَ مَوتِهِ

سوره نساء آيه ١٥٩

كسي از اهل كتاب( يهود و نصاري) نيست مگر اينكه قبل از مرگ وي ( عيسي ،در آخر الزمان و بعد از نزول وي) به وي ايمان مي آورند .

الأخبار تظاهرت برفعه وأنه في السماء حي وأنه ينزل ويقتل الدجال

تفسير القرطبي ج٦/ص٣٧٦

اخبار در زمينه بالا رفتن مسيح و اينكه او در آسمان زنده است و اينكه به زمين مي آيد و دجال را مي كشد بسيار زياد است .

نمي دانم آيا نويسنده اين نوشته ، يهودياني را كه به عيسي ايمان مي آورند كافر مي داند ؟ يا اين عيسي را همان دجال مي داند؟ يا به نظر ايشان خداوند اشتباه كرده كه گفته است اهل كتاب( يهود و نصاري) به وي ايمان مي آورند ؛ بلكه بايد مي گفت نصاري به وي ايمان مي آورند .

اين در مورد حاكم الهي بر يهود و نصاري ؛

اما حاكم شيطاني بر يهود همان مسيح دجال است .

كه در مورد وي هم روايات بسياري در كتب اهل سنت و صحاح سته موجود است با اين مضامين كه يهود وي را به عنوان پادشاه خود بر مي گزينند :

وهم في الحقيقة إنما ينتظرون مسيح الضلالة الدجال فهم أكثر أتباعه وإلا فمسيح الهدي عيسي بن مريم عليه السلام يقتلهم ولا يبقي منهم أحدا

والأمم الثلاث تنتظر منتظرا يخرج في آخر الزمان فإنهم وعدوا به في كل ملة والمسلمون ينتظرون نزول المسيح عيسي بن مريم من السماء لكسر الصليب وقتل الخنزير وقتل اعدائه من اليهود وعباده من النصاري وينتظرون خروج المهدي من أهل بيت النبوة يملأ الأرض عدلا كما ملئت جورا

إغاثة اللهفان محمد بن أبو بكر زرعيمتوفي ٧٥١ج٢/ص٣٣٨

يهود و نصاري در واقع انتظار مسيح گمراهي و دجال را مي كشند ، پس ايشان بيشترين اتباع وي هستند ، وگرنه مسيح هدايت و عيسي بن مريم ايشان را مي كشد و از ايشان كسي را زنده نمي گذارد .

مسلمانان، يهود و مسيحيان انتظار منتظري را مي كشند در آخر الزمان ، پس بدرستيكه ايشان وعده داده شده اند به آن در هر امتي . و مسلمانان منتظر نزول مسيح عيسي بن مريم از آسمانند تا صليب را بشكند و خوكها را بكشد و دشمنانش از يهود را بكشد و كساني را كه از نصاري وي را پرستيدند بكشد و منتظر خروج مهدي هستند كه از اهل بيت نبوت است و زمين را پر از عدل مي كند همانطور كه پر از جور شده است .

پس بايد دانسته شود كهيهود دو حاكم دارند ؛ حاكم الهي و حاكم شيطاني و نه مهدي حاكم شيطاني بر يهود است و نه مسيح عيسي بن مريم ، بلكه حاكم غير الهي مسيح دجال است و حاكمان الهي همان مسيح و مهدي هستند كه بسياري از يهود و ميسحيان به ايشان ايمان آورده همراه با لشكر مهدي مي شوند .

و اگر مقصود مصنف دجالي دانستن اين عده است ، اين عمل در نظر اهل سنت تكفير مسلمانان است .

١٠٥٠ حدثنا يحيي بن سعيد العطار البصري عن سليمان بن عيسي قال بلغني أنه علي يدي المهدي يظهر تابوت السكينة من بحيرة الطبرية حتي يحمل فيوضع بين يديه ببيت المقدس فإذا نظرت إليه اليهود أسلمت إلا قليلا منهم ثم يموت المهدي

الفتن لنعيم بن حماد ج١/ص٣٦٠

به دست مهدي تابوت سكينه از درياچه طبريه بيرون مي آيد پس حمل مي شود و در جلوي وي در بيت المقدس گذارده مي شود ؛ پس وقتي يهود به آن نظر مي كنند همگي غير از اندكي اسلام مي آورند ؛ سپس مهدي مي ميرد.

اين روايت اهل سنت صريحا اعلام مي كند كه بسياري از يهود به خاطر معجزات الهي مهدي به ايشان ايمان مي آورند و مسلمان مي شوند ؛ و لازمه كلام مولف ، كافر و يهودي دانستن همه اين مسلمانان است .

مهدي شيعه كوفه را پايتخت خود مي كند مانند مسيح دجال كه بيت المقدس را پايتخت قرار مي دهد :

أدلة أخري عن السمات اليهودية لمهدي الرافضة:

أولا : عندما يعود مسيح اليهود يضم مشتتي اليهود من كل أنحاء الأرض ويكون مكان اجتماعهم مدينة اليهود المقدسة وهي القدس

وعندما يخرج مهدي الرافضة يجتمع إليه الرافضة من كل مكان ويكون مكان اجتماعهم المدينة المقدسة عند الرافضة الكوفة

...

الأدلة:

١-جاء في بحار الأنوار عن أحد موالي أبي الحسن عليه السلام قال :

سألت أبا الحسن عليه السلام عن قوله تعالي { أينما تكونوا يأت بكم الله جميعا } قال : وذلك والله أن لو قد قام قائمنا يجمع الله إليه شيعتنا من جميع البلدان

وعن رفيد مولي أبي هبيرة عن أبي عبدالله عليه السلام أنه قال له : يا رفيد كيف أنت إذا رأيت أصحاب القائم قد ضربوا فساطيطهم في مسجد الكوفة

پاسخ:

جالب است كه خود ايشان دليلي ارائه مي كنند بر دجال نبودن مهدي ؛ چون همگان مي دانند كه كوفه ، مكاني غير از قدس است . پس مهدي غير دجال است . البته اين طبيعي است كه هر حاكمي محلي را براي حكومت خود قبول كند ؛ حال چون ابو بكر و عمر مدينه را محل خلافت قرار داند اين مي شود شباهت با دجال؟

كوفه پايتخت امير المومنين علي بن ابي طالب عليه السلام :

اين مولف سني يا به عمد و يا از روي جهل مطلبي را بيان مي كند كه طعن بر امير المومنين علي بن ابي طالب عليه السلام دارد ؛ زيرا وي مي گويد چون مهدي به جاي مدينه پايتخت را در كوفه قرار مي دهد ، پس او پادشاه و خليفه بر مسلمانان نيست !!! و درست همين كلام وي در مورد امير المومنين علي بن ابي طالب عليه السلام نيز جاري مي شود ؛ زيرا ايشان بودند كه پايتخت را از مدينه به كوفه منتقل نمودند و اين مولف سني ناچار است كه ايشان را نيز حاكم بر غير مسلمانان بداند !!!

اهل سنت بيت المقدس را محل زندگي مهدي و عيسي مي دانند :

البته در كتب اهل سنت آمده است كه مهدي و عيسي در بيت المقدس سكني خواهند گزيد كه اگر ادعاي ايشان در مورد مسيح دجال درست باشد ، مهدي و عيساي ايشان بيشتر به دجال شباهت دارند تا مهدي و عيساي شيعه:

ويتسلم الأمر من المهدي ويكون المهدي مع أصحاب الكهف الذين هم من أتباع المهدي من جملة أتباعه ويصلي عيسي وراء المهدي صلاة الصبح وذلك لا يقدح في قدر نبوته ويسلم المهدي لعيسي الأمر ويقتل الدجال ويموت المهدي ببيت المقدس وينتظم الأمر كله لعيسي عليه السلام ويمكث في الأرض بعد نزوله أربعين سنة ثم يموت ويصلي عليه المسلمون

الفواكه الدواني ج١/ص٧٠

او حكومت را از مهدي مي گيرد و به همراه اصحاب كهف جزو همراهان مهدي خواهد بود و عيسي در پشت سر مهدي نماز صبح را مي خواند و اين در مقام نبوتش ضرر نمي زند و مهدي حكومت را به عيسي مي سپارد و او دجال را مي كشد و مهدي در بيت المقدس مي ميرد و امر تمامش به دست عيسي مي افتد و او در زمين بعد از نزولش چهل سال زندگي مي كند سپس از دنيا رفته و مسلمانان بر وي نماز مي خوانند .

١٠٥٠ حدثنا يحيي بن سعيد العطار البصري عن سليمان بن عيسي قال بلغني أنه علي يدي المهدي يظهر تابوت السكينة من بحيرة الطبرية حتي يحمل فيوضع بين يديه ببيت المقدس فإذا نظرت إليه اليهود أسلمت إلا قليلا منهم ثم يموت المهدي

الفتن لنعيم بن حماد ج١/ص٣٦٠

به دست مهدي تابوت سكينه از درياچه طبريه بيرون مي آيد پس حمل مي شود و در جلوي وي در بيت المقدس گذارده مي شود ؛ پس وقتي يهود به آن نظر مي كنند همگي غير از اندكي اسلام مي آورند ؛ سپس مهدي مي ميرد.

پس جواب اساسي همان است كه در پادشاه يهود گفته شد : كه نويسنده بين مسيح دجال و مسيح صديق يا همان عيسي مسيح خلط كرده اند .

مهدي شيعه مانند مسيح دجال عده اي از مردگانرا زنده مي كند تا ياور وي باشند:

ثانيا : عند خروج مسيح اليهود يحيي الأموات من اليهود ويخرجون من قبورهم لينضموا إلي جيش المسيح

وعندما يعود مهدي الرافضة يحيي الأموات من الرافضة ويخرجون من قبورهم لينضموا إلي معسكر المهدي

...

٢- روي العاملي عن أبي عبدالله عليه السلام

أنه سئل كم يملك القائم قال سبع سنين تطول الأيام …. إلي أن قال : فينبت الله به لحوم المؤمنين وأبدانهم من قبورهم فكأني أنظر إليهم مقبلين من قبل جهينة ينفضون شعورهم من التراب

وعن المفضل بن عمر قال : ذكرنا القائم عليه السلام ومن مات ينتظره من أصحابنا فقال لنا أبو عبدالله عليه السلام : إذا قام أتي المؤمن في قبره فيقال له : يا هذا إنه قد ظهر صاحبك فإن شئت تلحق به فالحق وإن تشأ تقيم في كرامة ربك فأقم

پاسخ:

اين ادعايي است كه ايشان نموده اند كه مسيح يهود يا همان دجال مردگان را زنده مي كند تا به وي بپيوندند!!!

البته اگر مقصود عيسي مسيح باشد كه مردگان را به اذن خداوند زنده مي كرد - همانطور كه در قرآن آمده است -، وبگويند كه ايشان را زنده مي كند تا در راه خدا بجنگند همانطور كه مهدي چنين مي كند اين مطلب درست است ، چون در روايات ايشان به صراحت آمده كه عيسي مسيح از ياوران مهدي است و حتي پشت سر وي نماز مي خواند و هيچ استبعادي ندارد كه همان طور كه در گذشته مردگان را زنده كرده ، در آينده هم زنده نمايد :

عيسي مسيح ( صاحب دم مسيحايي ) از ياوران مهدي :

اما اينكه عيسي مسيح از ياوران مهدي استو پشت سر وي نماز مي خواند :

ولابن ماجة في حديث أبي أمامة الطويل في الدجال قال وكلهم أي المسلمون ببيت المقدس وإمامهم رجل صالح قد تقدم ليصلي بهم إذ نزل عيسي فرجع الإمام ينكص ليتقدم عيسي فيقف عيسي بين كتفيه ثم يقول تقدم فإنها لك أقيمت وقال أبو الحسن الخسعي الأبدي في مناقب الشافعي تواترتالأخبار بأن المهدي من هذه الأمة وأن عيسي يصلي خلفه

فتح الباري ج٦/ص٤٩٣

و ابن ماجه رواتي طولاني از ابي امامه دارد در مورد دجال و مي گويد كه همه مسلمانان در بيت المقدس اند و امام ايشان مردي صالح است كهجلو رفته تا با ايشان نماز بخواند ، در اين هنگام عيسي از آسمان نزول مي كند پس امام عقب رفته تا عيسي جلو بايستد، پس عيسي در پشت سر وي ايستاده مي گويد تو جلو برو ، پس بدرستيكه نماز براي تو به پا شده است ، و ابو حسن خسعي ابدي در كتاب مناقب شافعي گفته است كه روايات متواتر است در اين زمينه كه مهدي از اين امت است و عيسي در پشت سر وي نماز مي خواند .

٣٧٦٤٩ حدثنا أبو أسامة عن هشام عن بن سيرين قال المهدي من هذه الأمة وهو الذي يؤم عيسي بن مريم

مصنف ابن أبي شيبة ج٧/ص٥١٣

ابن سيرين گفته است كه مهدي از اين امت است و اوست كه امامت مي كند بر عيسي بن مريم

عيسي در آخر الزمان نيز مردگان را زنده مي كند :

اما زنده شدن مردگان به دست عيسي مسيح :

٣٨٨٦٣ - ينزل عيسي ابن مريم ثمانمائة رجل وأربعمائة امرأة أخيار من علي الأرض وأصلحاء من مضي

الديلمي - عن أبي هريرة

كنز العمال ج١٤/ص١٤٨

عيسي (به همراه خود)٨٠٠ مرد و ٤٠٠ زن از بهترين افراد روي زمين و نيكان در گذشته را از آسمان نازل مي كند

اصحاب كهف ياوران حضرت مهدي :

البتهدر مورد اصحاب كهف خود اهل سنت گفته اند كه در عصر مهدي از ياوران حضرت خواهند بود كه لازمه اين مطلب زنده شدن ايشان در آن زمان است . آيا اين مطلب كه در كتب اهل سنت آمده شباهت به دجال است يا تنها اگر در كتب شيعه باشد چنين اشكالي گرفته مي شود ؟

وأخرج ابن مردويه عن ابن عباس قال قال رسول اللهصلي الله عليه وسلمأصحاب الكهف أعوان المهدي

الدر المنثور ج٥/ص٣٧٠

أصحاب كهف ياوران مهدي اند

يا در مورد عيسي عليه السلام گفته اند كه :

ويتسلم الأمر من المهدي ويكون المهدي مع أصحاب الكهف الذين هم من أتباع المهدي من جملة أتباعه ويصلي عيسي وراء المهدي صلاة الصبح وذلك لا يقدح في قدر نبوته ويسلم المهدي لعيسي الأمر ويقتل الدجال ويموت المهدي ببيت المقدس وينتظم الأمر كله لعيسي عليه السلام ويمكث في الأرض بعد نزوله أربعين سنة ثم يموت ويصلي عليه المسلمون

الفواكه الدواني ج١/ص٧٠

او حكومت را از مهدي مي گيرد و به همراه اصحاب كهف جزو همراهان مهدي خواهد بود و عيسي در پشت سر مهدي نماز صبح را مي خواند و اين در مقام نبوتش ضرر نمي زند و مهدي حكومت را به عيسي مي سپارد و او دجال را مي كشد و مهدي در بيت المقدس مي ميرد و امر تمامش به دست عيسي مي افتد و او در زمين بعد از نزولش چهل سال زندگي مي كند سپس از دنيا رفته و مسلمانان بر وي نماز مي خوانند .

آيا اين مهدي كه اصحاب كهف را زنده مي كند و با وي خواهند بود و عيسي از ياوران وي است و با يهود مي جنگد و ... ( همانطور كه تمامي اين مطالب در كتب اهل سنت آمده است ) همان دجال است؟

مهدي شيعه مردگان دشمنانش را زنده نموده عذاب مي كند :

ثالثا : عند خروج مسيح اليهود تخرج جثث العصاة ليشاهد اليهود تعذيبهم

وعندما يعود مهدي الرافضة يخرج أصحاب النبي (صلي الله عليه وسلم) من قبورهم فيعذبهم

رابعا : يحاكم مسيح اليهود كل من ظلم اليهود ويقتص منهم

ويحاكم مهدي الرافضة كل من ظلم الرافضة ويقتص منهم

...

٣- روي المجالسي عن أبي عبدالله عليه السلام قال :

هل تدري أول ما يبدأ به القائم عليه السلام قلت : لا . قال : يخرج هذين رطبين غضين فيحرقهما ويذريهما في الريح ويكسر المسجد .

- هذين أي أبي بكر وعمر رضي الله عنهما -

٤- يروي المفيد عن أبي عبدالله أنه قال :

إذا قام القائم من آل محمد عليهم السلام أقام خمسمائة من قريش فيضرب أعناقهم ثم خمسمائة أخر حتي يفعل ذلك ست مرات

پاسخ :

در مورد اين اشكالدو پاسخ مي توان داد :

سند روايات ضعيف است :

در ابتدا در مورد اين روايت بايد گفت كه اين روايت در دو كتاب غيبت نعماني و ارشاد شيخ مفيدبا دو سند نقل شده است كه هر دو سند آن ضعيف مي باشد :

١- سند كتاب غيبت نعماني ص ٢٣٥ باب ١٣:

حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد قال : حدثنا القاسم بن محمد بن الحسن بن حازم قال : حدثنا عبيس بن هشام ، عن عبدالله بن جبلة ، عن علي بن أبي المغيرة قال : حدثنا عبدالله بن شريك العامري ، عن بشر بن غالب الاسدي قال : قال لي الحسين بن علي عليهما السلام :

در اين سند سه شخص مجهول وجود دارد :

الف) قاسم بن محمد بن حسن بن حازم

ب) عبيس بن هشام

ج) بشر بن غالب الاسدي

لذا اين سند از درجه اعتبار ساقط است .

٢- سند كتاب ارشاد شيخ مفيد ص ٣٦٤:

وروي عبدالله بن المغيرة عن أبي عبدالله عليه السلام

اين روايت مرسله بوده و راويان اين روايت از جناب شيخ مفيد تا امام عليه السلام مشخص نمي باشد . لذا اين روايت از درجه اعتبار ساقط مي باشد .

همچنين بايد اضافه كرد كه رواياتي كه در آن ها به مهدي نسبت خونريز بودن داده شده است همگي داراي سندي ضعيف و عمدتا با روات اهل سنت بوده اند . اما در رواياتي كه با سند صحيح آمده است چنين مطلبي ديده نمي شود و تمام آن ها اشاره به رافت و رحمت حضرت دارند .

آيا دفاع حضرت از طرفداران و ياوران به معني دجال بودن است ؟

نيز مي توان گفت كه باز در اينجا خلط شده است بين مسيح دجال و مسيح صديق ؛ آنكسي كه مردگان را زنده مي كند - تا عذاب شوند يا جزو ياوران مهدي باشند -مسيح صديق است نه مسيح دجال و او نيز از ياوران مهدي است همانطور كه در عنوان مهدي مرده زنده مي كند و عنوان مهدي پادشاه يهود به آن اشاره شده است .

اما در مورد قصاص كردن دشمنان شيعه بايد گفت :رسول خدا نيز هر كس را كه بر مسلمانان تعدي مي كرد عذاب مي نمود و از وي قصاص مي كرد . آيا اين به معني دجال بودن وي است ؟ اين شان هر حاكمي است كه از طرفداران خود دفاع كند . البته اگر شما مهدي را مخصوص شيعه - يا همان رافضه - مي دانيد بسيار جاي خوشحالي است ؛ زيرا علماي شما وي را حاكم به حق ، از ذريه رسول خدا و هم شان بزرگان صحابه مي دانند . و اين نشانگر حقانيت شيعه است.

مهدي شيعه مانند مسيح دجال خونريز است :

خامسا : يقتل مسيح اليهود ثلثي العالم

ويقتل مهدي الرافضة ثلثي العالم

...

٥- روي الأحسائي عن أبي عبدالله قال :

لا يكون هذا الأمر حتي يذهب ثلثا الناس فقيل له : فإذا ذهب ثلثي الناس فما يبقي قال : أما ترضون أن تكونوا الثلث الباقي

پاسخ:

اهل سنت مي گويند عيسي مسيح نيز همه دشمنان خود را مي كشد :

بايد دانسته شود كه طبق نظر اهل سنت آن مسيحي كه اعداي خود همگي را مي كشد مسيح صديق است ، نه مسيح دجال ؛ همانطور كه اين مطلب در كتب اهل سنت آمده است :

وهم في الحقيقة إنما ينتظرون مسيح الضلالة الدجال فهم أكثر أتباعه وإلا فمسيح الهدي عيسي بن مريم عليه السلام يقتلهم ولا يبقي منهم أحدا

والأمم الثلاث تنتظر منتظرا يخرج في آخر الزمان فإنهم وعدوا به في كل ملة والمسلمون ينتظرون نزول المسيح عيسي بن مريم من السماء لكسر الصليب وقتل الخنزير وقتل اعدائه من اليهود وعباده من النصاري وينتظرون خروج المهدي من أهل بيت النبوة يملأ الأرض عدلا كما ملئت جورا

إغاثة اللهفان محمد بن أبو بكر زرعيمتوفي ٧٥١ج٢/ص٣٣٨

يهود و نصاري در واقع انتظار مسيح گمراهي و دجال را مي كشند ، پس ايشان بيشترين اتباع وي هستند ، وگرنه مسيح هدايت و عيسي بن مريم ايشان را مي كشد و از ايشان كسي را زنده نمي گذارد .

مسلمانان، يهود و مسيحيان انتظار منتظري را مي كشند در آخر الزمان ، پس بدرستيكه ايشان وعده داده شده اند به آن در هر امتي . و مسلمانان منتظر نزول مسيح عيسي بن مريم از آسمانند تا صليب را بشكند و خوكها را بكشد و دشمنانش از يهود را بكشد و كساني را كه از نصاري وي را پرستيدند بكشد و منتظر خروج مهدي هستند كه از اهل بيت نبوت است و زمين را پر از عدل مي كند همانطور كه پر از جور شده است .

آيا ايشان جرات دارند كه چنين اتهامي را به عيسي مسيح بزنند كه چون همه دشمنان خود را مي كشد ، پس او دجال است ؟

بر خلاف نظر اهل سنت در مورد مهدي و عيسي ، در روايات شيعه ايشان خونريزد معرفي نشده اند :

در روايات شيعه نيامده است كه مهدي ايشان را مي كشد ؛ بلكه در آن است كه در آخر الزمان به سبب طاعون و جنگ و بيماري ها دو سوم مردم ، مرده و تنها يك سوم باقي مي مانند :

وبهذا الاسناد ، عن الحسين بن سعيد ، عن صفوان بن يحيي ، عن عبد - الرحمن بن الحجاج ، عن سليمان بن خالد قال : سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول : قدام القائم موتتان : موت أحمر وموت أبيض ، حتي يذهب من كل سبعة خمسة ، الموت الأحمر السيف ، والموت الأبيض الطاعون .

وبهذا الاسناد ، عن أبي أيوب ، عن أبي بصير ، ومحمد بن مسلم قالا : سمعنا أبا عبد الله عليه السلام يقول : لا يكون هذا الامر حتي يذهب ثلث الناس ، فقيل له : إذا ذهب ثلث الناس فما يبقي ؟ فقال عليه السلام : أما ترضون أن تكونوا الثلث الباقي .

كمال الدين وتمام النعمة - الشيخ الصدوق - ص ٦٥٥ - ٦٥٦ الباب السابع و الخمسون

قبل از قائم دو مرگ است : مرگ سرخ و سفيد تا اينكه از هر هفت نفر پنج نفر بميرند ؛ مرگ سرخ شمشير است و مرگ سفيد طاعون . پس به امام گفته شد : اگر دو سوم مردم بميرند پس كه باقي مي ماند ؟ حضرت فرمودند آيا دوست نداريد كه از يك سوم باقي مانده باشيد؟

أخبرنا علي بن الحسين ، قال : أخبرنا محمد بن يحيي ، عن محمد بن حسان الرازي ، عن محمد بن علي الكوفي ، عن إبراهيم بن أبي البلاد ، عن علي بن محمد بن الأعلم الأزدي ، عن أبيه ، عن جده ، قال :قال أمير المؤمنين ( عليه السلام ) : بين يدي القائم موت أحمر ، وموت أبيض ، وجراد في حينه ، وجراد في غير حينه ، أحمر كالدم ، فأما الموت الأحمر فبالسيف ، وأما الموت الأبيض فالطاعون .

كتاب الغيبةمحمد بن إبراهيم النعمانيص ٢٨٦ باب ١٤ ما جاء في العلامات.

امير مومنان فرمودند كه در پيش روي قائم ( جلو تر از وي ) دو مرگ است : مرگ سرخ و سفيد و ملخ به هنگام - در فصل آفت - و ملخ نا بهنگام - در غير وقت - كه سرخ است مانند خون . اما مرگ سرخ با شمشير است و مرگ سفيد طاعون .

و اين نيز مخالف ادعاي ايشان در مورد دجال بودن مهدي است . اما اهل سنت چون مي خواهند مهدي شيعه را خونريز معرفي كنند چنين مطالبي را مطرح مي كنند ؛ اما همانطور كه در بعضي روايات اهل سنت موجود است ، اكثريت يهود با ديدن تابوت بني اسرائيل - كه از معجزات موسي بود - به همراه مهدي ، ايمان آورده مسلمان مي شوند :

١٠٥٠ حدثنا يحيي بن سعيد العطار البصري عن سليمان بن عيسي قال بلغني أنه علي يدي المهدي يظهر تابوت السكينة من بحيرة الطبرية حتي يحمل فيوضع بين يديه ببيت المقدس فإذا نظرت إليه اليهود أسلمت إلا قليلا منهم ثم يموت المهدي

به دست مهدي تابوت سكينه از درياچه طبريه بيرون مي آيد پس حمل مي شود و در جلوي وي در بيت المقدس گذارده مي شود ؛ پس وقتي يهود به آن نظر مي كنند همگي غير از اندكي اسلام مي آورند ؛ سپس مهدي مي ميرد.

الفتن لنعيم بن حماد ج١/ص٣٦٠

پس اين ادعا نيز باطل است .

مهدي در جنگ ها از تابوت بني اسرائيل كمك مي گيرد:

٢- أنه يستفتح المدن بتابوت اليهود ويخرج عصا موسي

...

٧- روي المجلسي عن جعفر بن محمد عن أبيه عن جدة عليهما السلام قال :

إذا قام القائم بمكة وأراد أن يتوجه إلي الكوفة نادي مناديه : ألا لا يحمل أحد منكم طعاما ولا شرابا ويحمل حجر موسي … إلي أن قال : فإذا نزلوا ظاهرها أنبعث منه الماء واللبن دائما فمن كان جائعا شبع ومن كان عطشانا روي

پاسخ:

توضيحي در مورد تابوت :

تابوت بني اسرائيل ، صندوق ، سلاحي و معجزه اي بود كه خداوند آن را تنها به دست پيامبران و پادشاهان الهي بني اسرائيل مي داد و حتي وقتي بني اسرائيل سركشي نمودند تا مدتي اين نعمت الهي از ايشان گرفته شده و ايشان سرگردان بودند ؛ اما وقتي دوباره توبه نمودند ، خداوند به دست طالوت (پادشاه عادل و الهي بني اسرائيل) اين تابوت را باز گردانده و دوباره شوكت گذشته آنان ، به ايشان بازگشت . اين صندوق معجزه اي بود كه سبب آرامش قلوب مومنين يهود در هنگام جنگ و شكست دشمنان مي شد و در آن آثار بعضي از انبياي الهي يافت موجود بود ؛ نيز اين صندوق به اعجاز الهي بر دوش فرشتگان حمل مي شد و بدون آنكه كسي اين فرشتگان را ببيند ، تنها آن را مي ديدند كه از زمين بلند شده و در حال حركت است .

وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آَيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آَلُ مُوسَي وَآَلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ

سوره بقره آيه ٢٤٨

و پيامبرشان بديشان گفت : در حقيقت نشانه پادشاهي او اين است كه آن صندوق كه در آن آرامش خاطري از جانب پروردگارتان و بازمانده اي از آنچه خاندان موسي و خاندان هارون بر جاي نهاده اند - در حاليكه فرشتگان آن را حمل مي كنند - به سوي شما خواهد آمد . به تحقيق اگر مومن باشيد ، براي شما در اين نشانه اي است .

اين آيه شريفه از قرآن ، تابوت را نشانه اي براي مومنان مي داند و مي گويد كه اين معجزه و كرامت تنها به دست پادشاهي الهي به دست ايشان خواهد رسيد ؛

ولي اين عالم سني ، اين آيه شريفه و امثال آن را كنار گذاشته و به مجرد آن كه اين تابوت مربوط به بني اسرائيل شد ، حكم به دجال بودن صاحب آن يعني مهدي نمود .

مهدي اهل سنت نيز با همين صندوق به جنگ يهود مي رود :

١٠٥٠ حدثنا يحيي بن سعيد العطار البصري عن سليمان بن عيسي قال بلغني أنه علي يدي المهدي يظهر تابوت السكينة من بحيرة الطبرية حتي يحمل فيوضع بين يديه ببيت المقدس فإذا نظرت إليه اليهود أسلمت إلا قليلا منهم ثم يموت المهدي

الفتن لنعيم بن حماد ج١/ص٣٦٠

به دست مهدي تابوت سكينه از درياچه طبريه بيرون مي آيد پس حمل مي شود و در جلوي وي در بيت المقدس گذارده مي شود ؛ پس وقتي يهود به آن نظر مي كنند همگي غير از اندكي اسلام مي آورند ؛ سپس مهدي مي ميرد.

وقال حدثنا نعيم قال حدثنا أبو يوسف المقدسي عن صفوان بن عمرو عن عبد الله بن بسر الحمصي عن كعب قال المهدي يبعث بقتال الروم يعطي قوة عشرة يستخرج تابوت السكينة من غار بأنطاكية فيه التوراة التي أنزل الله علي موسي والإنجيل الذي أنزل الله علي عيسي

بغية الطلب في تاريخ حلب ج١/ص٥١٨

مهدي عده اي را به جنگ روم مي فرستد ، و به وي قدرت ده مرد داده شده است ؛ تابوت سكينه را از غاري در انطاكيه بيرون مي آورد كه در آن توراتي است كه خداوند بر موسي نازل كرد و انجيلي كه خداوند بر عيسي نازل فرمود .

اين مطلب نيز در كتب خود اهل سنت موجود است ، پس ربطي به مهدي شيعه يا سني ندارد ، بلكه مهدي اسلام چنين مي كند .

هنگام ظهور مهدي شيعه بدنهاي شيعيان وي تغيير مي كند و قدرتمند تر مي گردد:

سادسا : عندما يخرج مسيح اليهود تتغير أجسام اليهود فتبلغ قامة الرجل منهم مائتي ذراع وكذلك تطول أعمارهم

وعندما يخرج مهدي الرافضة تتغير أجسام الرافضة فيصير للرجل منهم قوة أربعين رجلا ويطأ الناس بقدميه وكذلك يمد الله لهم في أسماعهم وأبصارهم

٦- جاء في الكافي عن أبي عبدالله عليه السلام يقول :

إن قائمنا إذا قام مد الله عز وجل لشيعتنا في أسماعهم وأبصارهم …الخ

وفي بحار الأنوار عن علي بن الحسين عليهما السلام قال :

إذا قام قائمنا أذهب الله عز وجل عن شيعتنا العاهة وجعل قلوبهم كزبر الحديد وجعل قوة الرجل منهم قوة أربعين رجلا … الخ

پاسخ :

اگر بنا باشد كه د لطف خدا را در قدرت دادن به مومنين به صورت خارق عادت ، دجالي شدن ايشان به حساب آوريم بايد عرض بنماييم كهشما خودتان مشابه اين را در مورد عمر بن الخطاب نقل كرده ايد ؛زيرا ماجراي يا سارية جبل رادر مورد با آب و تاب نقل نموده و آن را در بيشتر كتب تاريخي يا روايي خود آورده ايد . اين قصه آن قدر معروف شده است كه حتي كتاب هاي لغت نيز آن را نقل كرده اند . ما آن را از كتاب البداية و النهاية ابن كثير نقل مي كنيم :

ذكر سيف عن مشايخه أن سارية بن زنيم قصد فسا و دار أبجرد فاجتمع له جموع ـ من الفرس و الأكرادـ عظيمة و دخم المسلمين منهم أمر عظيم و جمع كثير، فرأي عمر في تلك الليلة فيما يري النائم معركتهم و عددهم فخاوفت من النهار و أنهم في صحراء و هناك جبل إن اسندوا اليه لم يؤتوا ألاّ من وجه واحد. فنادي من الغد الصلاة جامعة، حتي اذا كانت الساعة التي رأي أنهم اجتمعوا فيها، خرج الي الناس و صعد المنبر، فخطب الناس و أخبرهم بصفة ما رأي، ثم قال: يا سارية! الجبل الجبل!!! ثم اقبل عليهم و قال ان الله جنودا و لعل بعضها أن يبلغّهم. قال: ففعلوا ما قال عمر، فنصرهم الله علي عدوهم و فتحوا البلد.

ساريه بن زنيم به سمت فسا و دار آبگرد رفت ؛ پس لشكريان فارس و كرد در مقابل او جمع شدند و جمعيت زياد ايشان بر مسلمانان فشار آورد ؛ پس عمر در آن شب در خواب ، جنگ ايشان و تعدادشان را ديد ؛ پس از روز بعد ( آنچه كه در روز بعد اتفاق خواهد افتاد ) و اينكه ايشان در بيابان بودند نگران شد ؛ و در آنجا كوهي بود كه اگر مسلمانان به آن تكيه مي كردند تنها از يك جهت با دشمن درگير مي شدند .

فردا عمر همه را به مسجد خواند ؛ پس براي مردم سخن گفت و ايشان را به آنچه ديده بود آگاه ساخت ؛ سپس گفت اي ساريه !! كوه !!سپس رو به ايشان كرد و گفت : خداوند لشگرياني دارد كه شايد بعضي ايشان اين خبر را به آنها برساند .

گفت : پس ايشان ( مسلمانان در جنگ) همان را كه عمر گفته بود انجام دادند پس خداوند ايشام را بر دشمنان پيروزي بخشيد و شهر را فتح كردند !!!

البداية و النهاية، ج٧، ص٩٤، قصه جنگ فسا و المغني ، عبد الله بن قدامه ، ج ١٠ ، ص ٥٥٢ و الشرح الكبير ، عبد الرحمن بن قدامه ، ج ١٠ ، ص ٣٨٧ و فيض القدير شرح الجامع الصغير ، المناوي ، ج ٤ ، ص ٦٦٤ و تفسير الرازي ، الرازي ، ج ٢١ ، ص ٨٧ و دقائق التفسير ، ابن تيمية ، ج ٢ ، ص ١٤٠ و أسد الغابة ، ابن الأثير ، ج ٢ ، ص ٢٤٤ و الإصابة ، ابن حجر ، ج ٣ ، ص ٥ - ٦و تاريخ اليعقوبي ، اليعقوبي ، ج ٢ ، ص ١٥٦ و الكامل في التاريخ ، ابن الأثير ، ج ٣ ، ص ٤٢ - ٤٣ و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج ١ ، ص ٣٨٤ و تاريخ ابن خلدون ، ابن خلدون ، ج ١ ، ص ١١٠ و تاج العروس ، الزبيدي ، ج ١٦ ، ص ٣٢٧ .

بنا بر اين نمي توان لطف الهي را در مورد اعطاي نيروي خارق عادت به مومنين ( حتي به اقرار شما ) دجالي شدن ايشان به حساب آورد .

فراواني نعمت در زمان مهدي مانند مسيح دجال:

سابعا : في عهد مسيح اليهود تكثر الخيرات عند اليهود فتنبع الجبال لبنا وعسلا وتطرح الأرض فطيرا وملابس من الصوف

وفي عهد مهدي الرافضة تكثر الخيرات عند الرافضة وينبع من الكوفة نهران من الماء واللبن يشرب منهما الرافضة

پاسخ:

اهل سنت نيز اعتقاد دارند كه در زمان عيسي مسيح ( كه سابقا ذكر شد ايشان از ياوران حضرت مهدي است ) لطف الهي بر مردم زياد شده و نعمت ها فراوان مي گردند ؛ آيا اين مطلب را بايد به معني دجال بودن حضرت عيسي عليه السلام و يا حضرت مهدي دانست ؟

وفي بعض الآثار أنه يتزوج ويولد له ويحج لتحقيق التبعية ثم يموت ويدفن في روضة النبيصلي الله عليه وسلموصاحبيه رضي الله عنهما والناس في زمانه في أمن وخصب وروي مسلم أنه يقال للأرض أنبتي ثمرتك فيومئذ تأكل العصابة من الرمانة ويستظلون بقحفها بكسر القاف وهو قشرها الشبيه بقحف الرأس ويبارك في اللبن حتي أن الناقة لتكفي الجماعة الكثيرة من الناس ويقع الأمن في زمنه في الأرض يرعي الأسد مع الإبل والنمر مع البقر والذئب مع الغنم ويلعب الصبيان بالحيات ولا يصاب أحد منهم

الفواكه الدواني ج١/ص٧٠

در بعضي روايات است كه عيسي ازدواج مي كند و فرزند مي آورد و حج مي كند تا تبعيت وي از رسول خدا مشخص شود و سپس در روضه در كنار رسول خدا و دو همراه او دفن مي شود و مردم در زمان او در امن و نعمت خواهند بود . و مسلمروايت كرده است كه به زمين گفته مي شود كه گياهانت را برويان ، پس در آن زمان جمعيت بسياري يك دانه انار مي خورند ( و سير مي شوند ) و در زير پوست يك انار سايه مي گيرند ؛ و خداوند در شير بركت مي گذارد به حدي كه يك شتر كفايت بسياري از مردم را مي كند ؛ و امنيت در زمين ايجاد مي شود كه شير چوپان شتر مي شود و ببر همراه گاو و گرگ همراه گوسفند و كودكان با مارها بازي مي كنند و كسي از ايشان آسيبي نمي بيند .

أيا اين مطالب كه از كتب اهل سنت نقل شده است مربوط به مسيح دجال است ؟ العياذ بالله. كاش نويسنده نا محترم اين نوشته كمي از روايات كتب خودشان آگاهي داشت تا مطالبي را كه مربوط به مسيح صديق و مهدي است به مسيح دجال نسبت نمي داد و بالعكس .

مهدي شيعه در هنگام ظهور لخت خواهد بود!!!

٨- و من المضحكات التي يقولها الرافضة عن مهديهم المزعوم ما رواه الشيخ الطوسي والنعماني عن الإمام الرضي عليه السلام

(أن من علامات ظهور المهدي أنه سيظهر عاريا أمام قرص الشمس)

حق اليقين، لمحمد الباقر المجلسي، ص٣٤٧.

و لا أدري هل الشيعه سرقوا ملابسه و هو في السرداب؟ كل شئ جائز!

پاسخ:

اين مطلب نيز از دروغهايي است كه اهل سنت به سبب پاسخ نداشتن در مقابل ادله شيعه مطرح كرده و آن را به صورت گسترده در اينترنت پخش نمودندو اكنون آن را جزو مسلمات مي دانند و حتي براي آن از كتب شيعه آدرس مي دهند !!! مانند قضيه كسي كه به مردم گفت در فلان محل حلواي نذري پخش مي كنند . وقتي همه رفتند با خود گفت نكند شايد واقعادر آنجا حلوا بدهند و خود نيز به دنبال مردم روان شد !!!

اين روايت در هيچ يك از كتب شيعه ديده نمي شود ؛ نه با سند صحيح و نه با سند ضعيف ؛ و كاش اين جاعل ِ سني كمي دقت به خرج داده و براي آدرسي كه داده بود شماره جلد را نيز مشخص مي كرد ؛ زيرا كتاب حق اليقين دو جلد دارد و مطالب مربوط به امام زمان در جلد دوم آن ذكر شده است ؛ اما اين جاعل ِ سني ، با ناشي گري تمام آدرس را بدون شماره جلد بيان مي كند !!!

البته يكي از معجزاتي كه در مورد زمان ظهور مطرح شده و شايد از جهت متن كمي شبيه مطلب ادعا شده توسط ايشان باشد مطلب ذيل است كه ماآن را نيز با جستجوي فراوان پيدا نموديم:

أن من علامات ظهور الإمام المهديأن الناس : .... يرون بدنا بارزاً نحو عين الشمس ...

الغيبة للنعماني ص ٩٤وغيبة الشيخ الطوسي ص ٢٦٨

از علامات ظهور مهدي آن است كه مردم شخصي بزرگ قامت و نمودار را در مقابل خورشيد مي بينند ...

كه در روايات از آن به جبرئيل امين تاويل شده و گفته اند كه وي در مقابل خورشيد ظاهر شده و مهدي را با نام و كنيه به مردم معرفي مي كند .

اما اين چه ربطي به آنچه ايشان ادعا مي كنند دارد !!! خدا مي داند .

در روايات اهل سنت شيعيان را طرفداران دجال مي داند :

أحاديث شريفة عن الأعور الدجال :

١-قال رسول الله صلي اللهم عليه وسلم:

« ينزل الدجال في هذه السبخة بمرقناة فيكون أكثر من يخرج إليه النساء حتي إن الرجل ليرجع إلي حميمه وإلي أمه وابنته وأخته وعمته فيوثقها رباطا مخافة أن تخرج إليه ثم يسلط الله المسلمين عليه فيقتلونه ويقتلون شيعته حتي إن اليهودي ليختبئ تحت الشجرة أو الحجر فيقول الحجر أو الشجرة للمسلم هذا يهودي تحتي فاقتله»

[رواه أحمد ٥٠٩٩]

فلماذا ذكر رسول الله صلي الله عليه وسلم حنيما قال شيعته ولم يقل أتبعاه؟ وهم كانوا يقال لهم الرافضة وفي عهدنا هذا مشهورون بالشيعة وعليه الصلاة والسلام لاينطق عن الهوي!

٢- قال رسول الله ( صلي الله عليه وسلم) :

« لكل أمه مجوس ومجوس هذه الأمه الذين يقولون لا قَدَر. من مات منهم فلا تشهدو جنازتهم و من مرض فلا تعودوهم و هم شيعة الدجال وحق علي الله أن يلحقهم بالدجال.»

[سنن أبي داؤود حديث رقم ٤٠٧٢]

إذن فالشيعة هم مجوس هذه الأمة و أرضهم في فارس (إيران حالياً).

والخميني ينكر القدر فيقول :

يجب علي كل مسلم وأن كان مخالفا للحق علي الأصح ولا يجوز علي الكافر بأقسامه حتي المرتد ومن حكم بكفره ممن انتحل الإسلام كالنواصب والخوارج.

تحرير الوسيله ج١ص٧٩

٣- و قال رسول الله صلي الله عليه وسلم:

« إن الدجال يخرج بأرض يقال لها خراسان يتبعه أقوام كأن وجوهم المجان المطرقه.»

[ سنن أبن ماجه حديث رقم ٤٠٦٢]

٤- و قال رسول الله صلي الله عليه وسلم:

«يتبع الدجال من يهود أصبهان سبعون ألفاً عليهم الطيالسة. »

[صحيح مسلم حديث رقم ٥٢٢٧]

فمن الذي أتي به من أرض الشيعة وما دخل اليهود في أصبهان وهي أرض للشيعة هل هي صدفة أم ماذا؟

پاسخ:

آيا شيعه دجال يعني همان شيعه مصطلح؟

چون در روايت اول لفظ شيعه دجال آمده پس مقصود شيعه است !!!

اين ديگر استدلالي است بسيار قوي!!! لابد در قرآن هم كه آمده است :

وَإنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإبرَاهِيم

سوره صافات آيه ٨٣

و بدرستيكه از شيعيان ( طرفداران ) او ( نوح نبي عليه السلم) ابراهيم ( نبي ) است.

مقصود همين شيعه فعلي است ؟ زيرا خدا نفرموده از اتباع نوح ابراهيم است ، بلكه فرموده از شيعه نوح ابراهيم است !!! پس حضرت ابراهيم شيعه بوده است .

شيعه در لغت به معني طرفدار است . اگر طرفداران خوبان باشند از خوبانند و طرفداران بدان ، از بدان ؛ و اين ربطي به لفظ شيعه ندارد .

آيا كساني كه قدر را قبول ندارند مجوسي و طرفدار دجال اند ؟

اما روايت دوم كه از سنن ابي داود نقل كرده اند خوب است كه دانسته شود سيوطي در كتابش اللآليء المصنوعة ج١/ص٢٣٦ كه مربوط به روايات جعلي است اين روايت را ذكر كرده است و مي گويد نسايي اين مضمون را جعلي مي داند :

الدراقطنيحدثنا محمد بن إسماعيل الفارسي حدثنا الوليد بن عبد الملك بن يحيي بن عبد الله بن بكير حدثنا أبي حدثنا الحسن بن عبد الله بن عون الثقفي عن رجاء بن الحارث عن مجاهد عن أبي هريرة مرفوعا يكونون قدرية ثم يكونون زنادقة ثم يكونون مجوسا وإن لكل أمة مجوسا وإن مجوس أمتي المكذبة بالقدر فإن مرضوا فلا تعودوهم وإن ماتوا فلا تتبعوا لهم جنازة لا يصح جعفر بن الحارث ليس بشيء وغسان مجهول وفي الإسناد الأخير مجاهيل قال النسائي هذا الحديث باطل كذب

اللآليء المصنوعة ج١/ص٢٣٦

دارقطني روايت كرده است كه ... ابو هريره گفته است : عده اي قدريه شده و سپس و كافر خواهند شد و سپس مجوس مي گردند و بدرستيكه براي هر امتي مجوسي است و مجوس اين امت كساني هستند كه قدر را دروغ مي پندارند ؛ پس اگر مريض شدند به عيادت ايشان نرويد و اگر مردند به دنبال جنازه شان ؛ اين روايت درست نيست ؛ ... نسايي گفته است اين روايت باطل و دروغ است .

. همچنين ابن جوزي در العلل المتناهية ج١/ص١٥١ اين روايت را جعلي مي داند :

عن نافع عن ابن عمر عن النبيصلي الله عليه وسلمانه قال القدرية مجوس هذه الأمة فإن مرضوا فلا تعودوهم وإن ماتوا فلا تشهدوهم

قال المؤلف وهذا حديث لا يصح

العلل المتناهية ج١/ص١٥١ ش ٢٢٥

از نافع از ابن عمر از رسول خدا روايت شده است كه فرمودند : قدريه (منكرين قدر) مجوس اين امت هستند ؛ پس اگر مريض شدند به عيادت ايشان نرويد و اگر مردند در تشييع ايشان نرويد .

مولف مي گويد و اين روايت صحيح نيست .

بنا بر اين ، اين مولف سني براي اثبات مطلب خود به روايتي استشهاد كرده است كه بزرگان اهل سنت آن را جعلي و دروغ مي دانند ؛ كاش به جاي تهمت زدن به شيعه كمي كتب خود را مطالعه مي كردند !!!

اتهام به امام خميني : خميني منكر قــَـدَر است!!!

در مورد اتهام انكار قدر توسط امام خميني نيز بايد گفت :

كه اين شخص با آوردن جمله اي از كتاب تحرير كه به بحث قدر مربوط نمي شود و حتي در آن كلمه قدر نيز نيامده است مي خواهد بگويد كه امام خميني منكر قدر بوده اند و چون روايت بالا مي گفت كسي كه منكر قدر باشد مجوس است پس خميني از همان مجوس و طرفداران دجال است !!!

خوب بود اين شخص براي گمراه كردن مردم ، عبارتيديگر را ذكر مي كرد كه شايد در آن بحث قدر مطرح شده باشد . نهاين عبارت كه به بحث قدر مربوط نمي شود ؛ ترجمه عبارت امام هم مشخص است :

نماز ميت واجب است بر هر مسلماني حتي اگر مخالف باشد ( سني باشد ) و جايز نيست بر كفار - همه اقسام ايشان - حتي مرتد و كسي كه در حكم مرتد است از كساني كه خود را به اسلام زده اند ( ادعاي اسلام دارند ) مانند نواصب و خوارج .

اين جملات چگونه قدر را اثبات مي كند خدا مي داند !!! . البته اينكه شيعيان معتقد به قدر هستند يكي از مسلمات است و در تمامي كتب عقيدتي شيعه بابي را در مورد اعتقاد به قدر مي توان يافت .

آيا علائم ظاهري طرفداران دجال با شيعه يكسان است ؟

واضح است كه اتباع دجال را عده اي از اهل خراسان ( كه شامل مناطق بسياري از پاكستان وافغانستان مي شود ) ذكر كرده است و علائم ظاهري ايشان كه ذكر كرده اند بيشتر به اهل همان منطقه كه بيشتر سني و حنفي اند ، مي خورد . و اگر بنا باشد مانند ايشان استدلال كنيم بايد اتباع دجال را احناف بدانيم ؛ يا اهل سنت ؛ اما ما اين طريق استدلال را قبول نداشته و بي جهت كسي را متهم نمي نماييم .

چرا به جاي قم در روايت اصفهان ذكر شده است ؟

اما در مورد روايت آخر : در آن تصريح شده از يهود اصبهان و همگان در ايران مي دانند كه شهر اصفهان مركز يهود در ايران است ، و ربطي به شيعه ندارد . اگر اين روايت مي خواست مركز شيعه را معرفي كند بايد مي گفت از قم ، نه از اصفهان ؛ نكته ديگر اينكه بسياري از سردمداران فلسطين اشغالي از همين اصفهان هستند كه در زمان شاه از ايران رفته و در آنجا ساكن شدند . جالبتر اين است كه در روايت آمده ايشان لباسهاي خاص يهود را مي پوشند اما كسي نديده است كه شيعه لباس يهود را بپوشد . و حتي يهوديان ساكن در ايران هم كمتر چنين لباسي مي پوشند .

لذا بهتر است به جاي استدلال هاي واهي ، و تهمت زدن به شيعه ، خود را آماده ظهور مهدي نماييم و اخلاق اسلامي را در بين خود پياده نماييم .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)