پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ٤١١ - حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟

حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟

کد مطلب: ٨٨١٩ تاریخ انتشار: ١٠ بهمن ١٣٩٦ - ١٠:١٢ تعداد بازدید: ٤٣١٩ پرسش و پاسخ » حضرت فاطمه زهرا (س) حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟

سؤال كننده:‌ حسين اميري

فهرست مطالب :

پاسخ اجمالي

پاسخ تفصيلي

فصل اول: اعطاي فدك از سوي رسول خدا صلي الله عليه وآله به فاطمه زهرا سلام الله عليها

فصل دوم: مراحل مطالبه فدك از سوي حضرت زهرا سلام الله عليها

ا : مطالبه فدك به صورت حضوري (به عنوان هديه بودن فدك)

ب: مطالبه فدك به صورت حضوري (با ادعاي ميراث)

ج: مطالبه فدك به صورت غير حضوري (با عنوان ادعاي ميراث)

د. مطالبه و درخواست از عموم مردم ، براي احقاق حق

نتيجه

چند سؤال از اهل سنت

 

 

پاسخ اجمالي:

 بعد از اين كه ابوبكر توسط عده‌ا‌ي به خلافت رسيد، باغ فدك را كه ملك خالص حضرت زهرا سلام الله عليها بود، از ايشان گرفته و كارگران ايشان را از آنجا بيرون انداخت؛ نه تنها فدك از سوي دستگاه خلافت گرفته شد؛ بلكه حضرت زهرا سلام الله عليها از ارث اموال و ما ترك پدر نيز محروم گرديد و همچنين ابوبكر سهم بني‌هاشم (ذوي القرباي پيامبر) را از خمس خيبر، قطع كرد.

حضرت زهرا سلام الله عليها، ابتدا فدك را به عنوان مال شخصي و هديه‌ي پدر، مطالبه نمود. بر اساس برخي روايات، ابوبكر با تصديق سخن دخت گرامي پيامبر صلي الله عليه وآله، نامه‌ي ‌رد فدك را براي عامل خود نوشت؛ اما اين نامه توسط عمر  در همان مجلس و يا در ميان راه پاره شد و نوشته‌ي آن محو گرديد.

اين مطلب را در پاسخ به سؤالي بررسي كرده‌ايم:

 آيا عمر سند و قباله‌ي فدك را از دست حضرت زهرا (سلام الله علیها) گرفت و پاره كرد؟

 

حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها بار ديگر مطالبه‌ي فدك را با عنوان ديگر كه باز هم حق مسلم ايشان را ثابت مي‌كرد، ادامه داد و ‌آن ادعاي ميراث و ارث بردن از پدر است؛ يعني برفرض اين كه رسول خدا فدك را به ايشان نبخشيده باشد، چون فاطمه سلام الله عليها تنها وارث پيامبر مي‌باشد، و از طرفي به اتفاق مسلمانان فدك متعلق به پيامبر صلي الله عليه وآله بوده،‌ اموال پدر را ارث مي‌برد و در نتيجه فدك حق ايشان خواهد بود.

ابو بكر ادعاي بخشش و هديه بودن فدك را با رد شهادت شاهدان حضرت نپذيرفت. و ادعاي ميراث بودن آن را نيز با جعل روايت «لا نُورَثُ، مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ»، انكار كرد.

مطالبه ديگر حضرت زهرا سلام الله عليها سهم خمس بود كه در اين قسمت نيز ابوبكر روايت «سَهْمُ ذَوِي الْقُرْبَى لَهُمْ في حَيَاتِي وَلَيْسَ بَعْدَ مَوْتِي»، را ساخت و در نهايت اهل بيت را از همه حقوق شان محروم كرد.

در روايات اهل سنت مطالبه‌ي فدك از طريق ادعاي ميراث بيشتر گزارش شده و روي اين نقطه دست گذاشته اند و انگار دستهايي در كار بوده است كه حق مسلم ايشان را به فراموشي بسپارند؛ اما برخي از منابع آنها رواياتي را كه حكايت از هديه و بخشش فدك دارد نيز با سند معتبر آورده اند.

با بررسي روايات اين موضوع، مطالبات آن حضرت به صورت مكرر، و با عناوين مختلف و حد اقل پنج مرتبه بوده است.

پاسخ تفصيلي:

پاسخ تفصيلي را در ضمن چند فصل بيان مي‌كنيم:

فصل اول: اعطاي فدك از سوي رسول خدا صلي الله عليه وآله به فاطمه زهرا سلام الله عليها

روايات متعدد در منابع شيعه و اهل سنت بيان مي‌كنند، كه رسول خدا صلي الله عليه وآله بعد از اين كه فدك را از يهوديان خيبر تسليم شد، آن را به دخترش حضرت زهرا سلام الله عليها بخشش نمود.

روايت اول از ابو سعيد خدري: (با سند صحيح)

ابويعلي موصلي از قدماء اهل سنت روايتي را از ابو سعيد خدري چنين نقل مي‌كند:

قَرَأْتُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ الطَّحَّانِ فَقَالَ: هُوَ مَا قَرَأْتُ عَلَى سَعِيدِ بْنِ خُثَيْمٍ، عَنْ فُضَيْلٍ، عَنْ عَطِيَّةَ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتِ الآيَةُ: وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ.دَعَى النَّبِيُّ صلي الله عليه وسلم فَاطِمَةَ وَأَعْطَاهَا فَدَكَ.

« ابو‌سعيد خدري (صحابي معروف پيامبر) گفت: هنگامي كه اين آيه: «سهم ذوى القربى را به آنان بده»، نازل شد، رسول خدا فاطمه را خواست و فدك را به ايشان عطا كرد.»

أبو يعلى الموصلي التميمي، أحمد بن علي بن المثنى (متوفاي٣٠٧ هـ)، مسند أبي يعلى، ج ٢، ص ٣٣٤ و ج ٢، ص ٥٣٤، تحقيق: حسين سليم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث - دمشق، الطبعة: الأولى، ١٤٠٤ هـ – ١٩٨٤م.

همين روايت را با اندك تغيير در سند، در جاي ديگر اين‌گونه نقل كرده است:

قَرَأْتُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ الطَّحَّانِ، حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ خُثَيْمٍ، عَنْ فُضَيْلٍ، عَنْ عَطِيَّةَ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ، قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَةُ: " وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ "دَعَا النَّبِيُّ صلي الله عليه وسلم فَاطِمَةَ وَأَعْطَاهَا فَدَكَ"

أبو يعلى الموصلي التميمي، أحمد بن علي بن المثنى (متوفاي٣٠٧ هـ)، مسند أبي يعلى، ج ٢، ص ٥٣٤، تحقيق: حسين سليم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث - دمشق، الطبعة: الأولى، ١٤٠٤ هـ – ١٩٨٤م.

اشكال سندي روايت و پاسخ آن

اين روايت از نظر متن ثابت مي‌كند كه رسول خدا صلي الله عليه و‌آله فدك را پس از نزول آيه، به حضرت زهرا سلام الله عليها بخشيده است. اما از نظر سندي برخي از علماي اهل سنت بر آن اشكال گرفته اند.

هيثمي از علماي رجال اهل سنت، پس از نقل روايت، تنها «عطيه» را در سند آن ضعيف مي‌داند و مي‌نويسد:

قوله تعالى (وآت ذا القربى حقه) عن أبي سعيد قال لما نزلت (وآت ذا القربى حقه) دعا رسول الله صلى الله عليه وسلم فاطمة فأعطاها فدك رواه الطبرانيوفيه عطية العوفي وهو ضعيف متروك.

«از ابو سعيد نقل شده كه او گفت:‌ هنگامي‌كه آيه «وآت ذا القربي حقه» نازل شد، رسول خدا صلي الله عليه وآله فاطمه را خواست، و فدك را به ايشان عطا كرد. اين روايت را طبراني نقل كرده و در سند آن عطيه عوف ضعيف و مترك است.»

الهيثمي،ابوالحسن علي بن أبي بكر (متوفاى٨٠٧ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد،ج ٧ ، ص ٤٩،ناشر: دار الريان للتراث/‏ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت – ١٤٠٧هـ.

توثيقات عطيه عوفي از سوي علماي اهل سنت و وهابي

از آنجايي كه تنها ايراد اين سند، جناب عطيه است، ما نيز تنها احوال ايشان را از نظر علماي رجال اهل سنت بررسي مي‌كنيم.

مشخصات كامل «عطيه»، عطية‌ بن سعد بن جنادة است. و علماي اهل سنت ايشان را از راويان بزرگ مي‌دانند و توثيق كرده اند. براي اثبات اين مطلب سخنان آنها را ذكر مي‌كنيم:

١. توثيق هيثمي:

خود هيثمي عطيه بن سعيد را (كه در اينجا او را ضعيف محسوب كرده)، در جاي ديگر توثيق كرده است:

رواه أحمد وفيه عطية بن سعيد وفيه كلاموقد وثق.

«اين روايت را احمد نقل كرده و در سند آن عطيه قرار دارد كه در باره او سخن گفته شده ولي به تحقيق توثيق شده است.»

مجمع الزوائد، ج ٣، ص ١٢٠

٢. توثيق عجلي کوفي:

وي در کتاب «معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحديث» نام ايشان را ‌آورده و به توثيق وي تصريح كرده است:

١٢٥٥ عطية العوفي كوفىتابعي ثقةوليس بالقوي.

«عطيه عوفي از اهل كوفه، تافي و موثق است اما قوي نيست.»

العجلي، أبي الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى٢٦١هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحديث ومن الضعفاء وذكر مذاهبهم وأخبارهم، ج ٢، ص ١٢٥٣، تحقيق: عبد العليم عبد العظيم البستوي، ناشر: مكتبة الدار - المدينة المنورة - السعودية، الطبعة: الأولى، ١٤٠٥ – ١٩٨٥م.

٣. ملا على قارى:

وي در باره او مى‌گويد :

عطية بن سعد العوفي،وهو من أجلاء التابعين.

«عطيه بن سعد عوفي، از بزرگان تابعان است.»

القاري ، ملا علي (وفات ١١٠٤) ؛شرح مسند أبي حنيفة، ص ٢٩٢ ، ناشر : دار الکتب العلمية بيروت

٤. توثيق محمد بن جرير طبري :

در مورد او مي‌گويد :

منهم عطية بن سعد بن جنادة العوفى ... وکان کثير الحديثثقة إن شاء الله.

«از جمله آنها عطيه بن سعد بن جناده عوفي است... وي روايات فراوان نقل كرده و انشاء الله موثق است.»

الطبري، محمد بن جرير بن يزيد بن کثير بن غالب الآملي، أبو جعفر (متوفاي٣١٠هـ) المنتخب من ذيل المذيل ، ج ١، ص ٣٠٤ ، طبق برنامه الجامع الکبير

٥. توثيق ابن سعد:

 مولف الطبقات نيز مي‌نويسد :

عطية بن سعد بن جنادة العوفي ...وکان ثقة إن شاء الله وله أحاديث صالحة.

«عطيه بن سعد... انشاء الله ثقه است و روايات خوبي دارد.»

الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاى٢٣٠هـ)، الطبقات الکبرى، ج٦، ص ٣٠٤ ، ناشر: دار صادر - بيروت.

٦. يحيى بن معين :

وي از بزرگان علم رجال اهل سنت و از متشددين روايات است و عطيه را صالح مي‌داند:

قيل ليحيى کيف حديث عطيةقال صالح.

«براي يحيي بن معين گفته شد، روايت عطيه چگونه است؟ گفت:‌ خوب است.»

يحيى بن معين أبو زکريا ( متوفاي٢٣٣هـ)، تاريخ ابن معين (رواية عثمان الدارمي)، ج ٣ ، ص ٥٠٠، تحقيق: د. أحمد محمد نور سيف، دار النشر: دار المأمون للتراث - دمشق - ١٤٠٠

ابن جعد نيز سخن يحيي بن معين را نقل کرده است:

٢٠٤٨ حدثنا بن زنجويه نا زيد بن الحباب نا فضيل بن مرزوق الأغر الرؤاسي نا أبو إسحاق وحدثنا عباس سمعت يحيى بن معين يقول عطية العوفي هو عطية الجدلي قيل ليحيى کيف حديث عطيةقال صالح.

الجوهري البغدادي، علي بن الجعد بن عبيد ابوالحسن (متوفاى٢٣٠هـ) مسند ابن الجعد، ج ١، ص ٣٠٢ ، تحقيق: عامر أحمد حيدر، ناشر: مؤسسة نادر - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤١٠هـ – ١٩٩٠م.

٧. تصحيح روايت عطيه توسط ترمذي:

ترمذي صاحب يکي از صحاح سته اهل سنت، روايات عطيه را صحيح مي‌داند:

٢٣٨١ حدثنا أبو کُرَيبٍ حدثنا مُعَاوِيةُ بن هِشَامٍ عن شَيبَانَ عن فِرَاسٍ عنعَطِيةَعن أبي سَعِيدٍ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم من يرَائِي يرَائِي الله بِهِ وَمَنْ يسَمِّعْ يسَمِّعْ الله بِهِ قال وقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم من لَا يرْحَمْ الناس لَا يرْحَمْهُ الله وفي الْبَاب عن جُنْدَبٍ وَعَبْدِ اللَّهِ بن عَمْرٍو قال أبو عِيسَى هذاحَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌمن هذا الْوَجْهِ

«... سند روايت از اين طريق حسن و صحيح است.»

الترمذي السلمي، ابوعيسي محمد بن عيسي (متوفاى ٢٧٩هـ)، سنن الترمذي، ج ٤ ، ص٥٩١ ، تحقيق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

و در چندين جاي ديگر روايت وي را تصحيح مي‌کند؛ از جمله در آدرسهاي ذيل:

سنن الترمذي  ج ٤، ص ٦٧٠ ش ٢٥٢٢،

سنن الترمذي  ج ٤، ص ٦٩٣ ش ٢٥٥٨ ،

٨. تصحيح روايت عطيه توسط حاكم نيشابوري:

حاكم نيشابوري نيز روايت عطيه را صحيح مي‌داند:

٧٨٩٩ أخبرنا عبد الله بن الحسين بمرو ثنا الحارث بن أبي أسامة ثنا هاشم بن القاسم ثنا أبو عقيل عبد الله بن عقيل الثقفي عن ربيعة بن يزيد وعطية بن قيس عنعطية بن سعدرضي الله عنه وكان من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم إن الرجل لا يكون من المتقين حتى يدع ما لا بأس به حذرا لما به بأس هذا حديثصحيح الإسنادولم يخرجاه.

المستدرك على الصحيحين  ج ٤ ، ص ٣٥٥

٩. تصحيح روايت عطيه توسط قطيعي و ترمذي:

احمد بن حنبل روايتي را در فضيلت ابوبكر و عمر نقل كرده كه علماي ديگر اهل سنت اين روايت را تصحيح كرده اند. متن روايت اين است:

١١٩٠٠ حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا بن فُضَيْلٍ ثنا سَالِمٌ يعني بن أبي حَفْصَةَ وَالأَعْمَشُ وَعَبْدُ اللَّهِ بن صُهْبَانَ وَكَثِيرٌ النَّوَّاءُ وابن أبي لَيْلَى عنعَطِيَّةَ العوفيعن أبي سَعِيدٍ الخدري قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ان أَهْلَ الدَّرَجَاتِ العلي لَيَرَاهُمْ من تَحْتَهُمْ كما تَرَوْنَ النَّجْمَ الطَّالِعَ في أُفُقٍ من آفَاقِ السَّمَاءِ أَلاَ وانأَبَا بَكْرٍ وَعُمَرَ منهموَأَنْعَمَا

عطيه از ابو سعيد خدري نقل كرده است كه رسول خدا صلي الله عليه وسلم فرمود: كساني كه در درجات بالا هستند، كساني را كه پايين تر ‌آنها هستند، مي‌بينند همانگونه كه ستارگان را كه از افق آسمان طلوع مي‌كند، مي‌ّبينند. ابوبكر و عمر از جمله اين افراد هستند.

مسند أحمد بن حنبل  ج ٣، ص ٩٣

بدر الدين عبد الله بدر محقق كتاب «جزء الالف دينار، بعد از نقل روايت، سند را تصحيح كرده است:

١٥٠ حدثنا الفضل قال حدثنا عثمان بن عبد الله البيتامي قال حدثنا سلمة ابن سنان الأنصاري عن عطية العوفي عن أبي سعيد الخدري قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ( إن أهل الدرجات العلى ليراهم من هو أسفل منهم كما تراءون الكوكب الدري في أفق السماء وإن أبا بكر وعمر منهم وأنعما )صحيح.

القطيعي،أبو بكر أحمد بن جعفر بن حمدان(متوفاي٣٦٨هـ)، جزء الألف دينار وهو الخامس من الفوائد المنتقاة والأفراد الغرائب الحسان،ج ١، ص ٢٣٨،تحقيق: بدر بن عبد الله البدر،دار النشر: دار النفائس – الكويب،الطبعة: الأولى١٤١٤هـ - ١٩٩٣م 

البته اين محقق در دو جاي ديگر نيز روايت را تصحيح كرده است:

جزء الألف دينار، ج ١،  ص ٢٨٨

جزء الألف دينار، ج ١،  ص ٤٤١

بغوي نيز روايت را حسن مي‌داند:

هذا حديثحسن.

البغوي، الحسين بن مسعود (متوفاى٥١٦هـ)، شرح السنة، ج ١٤، ص ١٠٠، تحقيق: شعيب الأرناؤوط - محمد زهير الشاويش، ناشر: المكتب الإسلامي - دمشق _ بيروت، الطبعة: الثانية، ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م.

١٠. تصحيح روايت عطيه توسط زيلعي:

زيلعي يكي ديگر از علماي اهل سنت روايت عطيه را حسن مي‌داند:

حديث آخر أخرجه الترمذي عنعطية العوفيعن أبي سعيد الخدري قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ان أحب الناس إلى الله يوم القيامة وادناهم مجلسا منه امام عادل قال بن القطان في كتابه وعطية العوفي مضعف وقال بن معين فيه صالحفالحديث به حسنانتهى

الزيلعي، عبدالله بن يوسف ابومحمد الحنفي (متوفاى٧٦٢هـ)، نصب الراية لأحاديث الهداية، ج ٤، ص ٦٨، تحقيق: محمد يوسف البنوري، ناشر: دار الحديث - مصر – ١٣٥٧هـ.

١١. تصحيح روايات عطيه توسط الباني وهابي:

الباني وهابي نيز چندين روايت او را تصحيح مي‌کند.

روايت اول:

٣٢٤٠ - ٤٠٠١( صحيح )

 حدثنا القاسم بن زکريا بن دينار حدثنا عبد الرحمن بن مصعب ح و حدثنا محمد ابن عبادة الواسطي حدثنا يزيد بن هارون قالا حدثنا إسرائيل أنبأنا محمد بن جحادة عنعطية العوفيعن أبي سعيد الخدري قال قال رسول الله صلى الله عليه و سلم أفضل الجهاد کلمة عدل عند سلطان جائر(صحيح )...

صحيح سنن ابن ماجة للالباني ش ٣٢٤٠-٤٠٠١

روايت دوم:

 ( سنن الترمذي )

٤٧٧ حدثنا زياد بن أيوب البغدادي حدثنا محمد بن ربيعة عن فضيل بن مرزوق عن عطية العوفي عن أبي سعيد الخدري قال كان نبي الله صلى الله عليه وسلم يصلي الضحى حتى نقول لا يدع ويدعها حتى نقول لا يصليقال أبو عيسى هذا حديث حسنغريب .

تحقيق الألباني :

صحيح، ابن ماجة ( ١٣٧٩ )

صحيح وضعيف سنن الترمذي - (ج ١ / ص ٤٧٧)

 ( سنن الترمذي )

٣٢٤٣ حدثنا ابن أبي عمر حدثنا سفيان عن مطرف عن عطية العوفي عن أبي سعيد الخدري قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم كيف أنعم وقد التقم صاحب القرن القرن وحنى جبهته وأصغى سمعه ينتظر أن يؤمر أن ينفخ فينفخ قال المسلمون فكيف نقول يا رسول الله قال قولوا حسبنا الله ونعم الوكيل توكلنا على الله ربنا وربما قال سفيان على الله توكلنا قالأبو عيسى هذاحديث حسنوقد رواه الأعمش أيضا عن عطية عن أبي سعيد .

تحقيق الألباني :

صحيح، الصحيحة ( ١٠٧٨ - ١٠٧٩ )

صحيح وضعيف سنن الترمذي، (ج ٧ / ص ٢٤٣)

و روايات ديگر....

بنابراين، عطيه از نظر علماي اهل سنت موثق است؛ به خصوص در جايي كه فضائل خليفه اول و دوم را نقل كرده باشد؛ چنانچه يك نمونه آن را در بالا مشاهده مي‌فرماييد.

البته علماي ديگر نيز روايات عطيه را تصحيح كرده و در باره اعتبار ايشان سخن گفته اند ما به همين مقدار در اينجا بسنده مي‌كنيم؛ زيرا توثيق عطيه يك امر روشني است.

سيوطى، عالم سرشناس اهل سنت در كتاب الدر المنثور، تعدادي از علماي اهل سنت را نام مي‌برد كه روايت ابو سعيد را در كتب خود نقل كرده‌اند:

وأخرج البزار وأبو يعلى وابن أبي حاتم وابن مردويه عن أبي سعيد الخدري رضي الله عنه قال: لما نزلت هذه الآية «وآت ذا القربى حقه» دعا رسول الله صلى الله عليه وسلم فاطمة فأعطاها فدك.

«بزار، أبو يعلى، ابن أبي حاتم وابن مردويه از طريق أبي سعيد خدري رضي الله عنه اين جريان را روايت نموده‌اند كه ابوسعيد گفت: وقتي كه آيه«وآت ذا القربى حقه» نازل شد، رسول خدا فاطمه را صدا زد و فدك را به وي بخشيد.»

السيوطي، عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين (متوفاي٩١١هـ)، الدر المنثور، ج ٥، ص ٢٧٣، ناشر: دار الفكر - بيروت – ١٩٩٣.

روايت دوم از ابن عباس:

شوكانى از طريق ابن عباس روايت كرده كه در آن هديه داده شدن فدك از سوي رسول خدا صلي الله عليه وآله به حضرت زهرا (س) تصريح شده است :

وأخرج ابن مردويه عن ابن عباس قال لما نزلت (وآت ذا القربى حقه)أقطع رسول الله صلى الله عليه وسلم فاطمة فدك.

«ابن مردويه از ابن عباس روايت نموده كه گفت: وقتي كه آيه «وآت ذا القربى حقه» نازل شد، رسول خدا فدك را براي فاطمه جدا كرد.»

الشوكاني، محمد بن علي بن محمد (متوفاي١٢٥٥هـ)، فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير، ج ٣، ص ٢٢٤، ناشر: دار الفكر – بيروت.

روايت سوم از امام صادق عليه السلام:

در منابع شيعه نيز روايات فراوان آمده كه رسول خدا صلي الله عليه وآله فدك را به حضرت زهرا سلام الله عليها بخشيده است. از جمله اين روايت طولاني است كه امام صادق عليه السلام در قسمتي از آن فرموده است:

... فَلَمَّا دَخَلَ عَلَى فَاطِمَةَ عليها السلام فَقَالَ يَا بُنَيَّةِ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَفَاءَ عَلَى أَبِيكِ بِفَدَكَ وَ اخْتَصَّهُ بِهَا فَهِيَ لِي خَاصَّةً دُونَ الْمُسْلِمِينَ أَفْعَلُ بِهَا مَا أَشَاءُ وَ إِنَّهُ قَدْ كَانَ لِأُمِّكِ خَدِيجَةَ عَلَى أَبِيكِ مَهْرٌ وَ إِنَّ أَبَاكِ قَدْ جَعَلَهَا لَكِ بِذَلِكِ وَ نَحَلْتُكِهَا تَكُونُ لَكِ وَ لِوُلْدِكِ بَعْدَكِ قَالَ فَدَعَا بِأَدِيمٍ عُكَاظِيٍّ وَ دَعَا عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام فَقَالَ اكْتُبْ لِفَاطِمَةَ بِفَدَكَ نِحْلَةً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله وَ شَهِدَ عَلَى ذَلِكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ مَوْلًى لِرَسُولِ اللَّهِ وَ أُمُّ أَيْمَنَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله إِنَّ أُمَّ أَيْمَنَ امْرَأَةٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ جَاءَ أَهْلُ فَدَكَ إِلَى النَّبِيِّ صلي الله عليه وآله فَقَاطَعَهُمْ عَلَى أَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ أَلْفَ دِينَارٍ فِي كُلِّ سَنَةٍ..

«... پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله وقتي از غزوه برگشت، نزد حضرت فاطمه- سلام اللَّه عليها- رفت و فرمود: دخترم! خدا فدك را به پدرت بخشيده و به او اختصاص داده است. و مسلمانان را در آن سهمى نيست. هر چه مى‏خواهى در باره آن انجام بده. چون من به مادرت خديجه، مهرش را مقروض بودم. فدك را عوض مهر مادرت به تو مى‏دهم. از آن تو و فرزندانت باشد. بعد پوستى را خواست و خطاب به على- عليه السّلام- فرمود: «بنويس: رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- فدك را به دخترش فاطمه بخشيد». على- عليه السّلام-، غلام پيامبر و ام ايمن شاهد اين جريان بودند. و پيامبر اكرم در مورد ام ايمن فرمود: «ام ايمن اهل بهشت است». اهل فدك آمدند و با حضرت بر بيست و چهار هزار دينار در سال، صلح كردند. ...»

الراوندي، قطب الدين (متوفاى٥٧٣هـ)، الخرائج والجرائح، ج‏١، ص ١١٣، تحقيق ونشر: مؤسسة الإمام المهدي عليه السلام ـ قم، الطبعة: الأولى، ١٤٠٩هـ.

تا اينجا طبق روايت صحيح و روايات ديگر اصل اين مطلب كه فدك مال خالص پيامبر صلي الله عليه وآله بوده و آن را به دخترش حضرت زهرا سلام الله عليها هديه داده است، روشن شد.

فصل دوم: مراحل مطالبه فدك از سوي حضرت زهرا سلام الله عليها

بعد از اين كه ثابت شد رسول خدا صلي الله عليه وآله فدك را به دخترش هديه داده، روشن مي‌شود كه فدك مال خالص حضرت زهرا سلام الله عليها بوده و ايشان ذواليد است. و هر كسي ديگري اگر بخواهد تصرفي در آن انجام دهد بايد با اجازه ايشان باشد و هيچ كس بدون اجازه ايشان حق گرفتن آن را ندارد.

اما بعد از رحلت رسول خدا صلي الله عليه وآ‌له، ابوبكر وقتي به خلافت رسيد، وكيل ايشان را از فدك بيرون كرد و آن را جزء اموال مسلمانان محسوب نمود.

پس از اين رويداد، حضرت زهرا سلام الله عليها مطالبات خود را براي استرداد فدك شروع كرد.

نكته‌ي مهم اين است كه مطالبه‌ي فدك از سوي حضرت زهرا سلام الله عليها در چند مرحله و با عناوين مختلف و مكرر صورت گرفته است.

 روايات اين موضوع را دسته بندي شده، مرور مي‌كنيم:

ا : مطالبه فدك به صورت حضوري (به عنوان هديه بودن فدك)

در مرحله نخست، حضرت زهرا سلام الله عليها فدك را به عنوان هديه و بخشش پدر به ايشان از حاكم وقت مطالبه نمود؛ اما او براي اثبات مدعاي حضرت، خواست شاهدانش را احضار نمايد. ايشان نيز اميرمؤمنان عليه السلام، ام ايمن، و رباح غلام رسول خدا صلي الله عليه وآله و طبق برخي روايات، امام حسن و امام حسين عليهما السلام را براي شهادت نزد وي ‌آورد كه متأسفانه به بهانه‌هاي مختلفي رد شدند.

در اين قسمت روايات شيعه واهل سنت را ذكر مي‌نماييم:

روايت اول از امام صادق عليه السلام:

علي بن ابراهيم قمي در تفسيرش ذيل آيه «فَآتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ‏» اين روايت را آورده است:

حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى وَ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ لَمَّا بُويِعَ لِأَبِي بَكْرٍ وَ اسْتَقَامَ لَهُ الْأَمْرُ عَلَى جَمِيعِ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ بَعَثَ إِلَى فَدَكَ فَأَخْرَجَ وَكِيلَ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِصلي الله عليه وآلهمِنْهَا-فَجَاءَتْ فَاطِمَةُ عليها السلام إِلَى أَبِي بَكْرٍ، فَقَالَتْ يَا أَبَا بَكْرٍ مَنَعْتَنِي عَنْ مِيرَاثِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ أَخْرَجْتَ وَكِيلِي مِنْ فَدَكَ فَقَدْ جَعَلَهَا لِي رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله بِأَمْرِ اللَّهِ، فَقَالَ لَهَا هَاتِي عَلَى ذَلِكَ شُهُوداً-فَجَاءَتْ بِأُمِّ أَيْمَنَفَقَالَتْ لَا أَشْهَدُ- حَتَّى أَحْتَجَّ يَا أَبَا بَكْرٍ عَلَيْكَ بِمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله فَقَالَتْ أَنْشُدُكَ اللَّهَ، أَ لَسْتَ تَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وآله قَالَ إِنَّ أُمَّ أَيْمَنَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ قَالَ بَلَى، قَالَتْ فَأَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ أَوْحَى إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله «فَآتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ» فَجَعَلَ فَدَكَ لِفَاطِمَةَ بِأَمْرِ اللَّهِ- وَ جَاءَ عَلِيٌّ عليه السلام فَشَهِدَ بِمِثْلِ ذَلِكَ- فَكَتَبَ لَهَا كِتَاباً بِفَدَكَ وَ دَفَعَهُ إِلَيْهَا- فَدَخَلَ عُمَرُ فَقَالَ مَا هَذَا الْكِتَابُ فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: إِنَّ فَاطِمَةَ ادَّعَتْ فِي فَدَكَ وَ شَهِدَتْ لَهَا أُمُّ أَيْمَنَ وَ عَلِيٌّ فَكَتَبْتُ لَهَا بِفَدَكَ، فَأَخَذَ عُمَرُ الْكِتَابَ مِنْ فَاطِمَةَ فَمَزَّقَهُ وَ قَالَ هَذَا فَيْ‏ءُ الْمُسْلِمِين‏...

«امام صادق عليه السلام فرمود: هنگامي‌كه با ابو بكر بيعت شد و خلافت (با زور) تثبيت گرديد، سراغ فدك فرستاد و نماينده (كارگر) فاطمه دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله را از آنجا بيرون كرد. فاطمه سلام الله عليها نزد ابوبكر آمد و فرمود: اي ابو بكر! مرا از ميراث رسول خدا صلي الله عليه وآله محروم كردي و نماينده ام را از فدك بيرون كردي در صورتي كه رسول خدا صلي الله عليه وآله به دستور خداوند آن را براي من قرار داده بود. ابو بكر گفت: براي اثبات اين مطلب برايم شاهد بياوريد. حضرت زهرا سلام الله عليها ام ايمن را آورد. او به ابو بكر گفت: من شهادت نمي‌دهم تا اين كه به فرمايش رسول خدا صلي الله عليه وآله بر تو احتجاج كنم.

ام ايمن گفت: تو را به خدا قسم مي‌دهم آيا از رسول خدا شنيدي كه فرمود: ام ايمن از اهل بهشت است ؟ ابو بكر گفت: بله، شنيدم. ام ايمن گفت: شهادت مي‌دهم كه خدا به رسولش وحي فرمود:‌ «به ذوي القربا حقشان را بده» آنگاه فدك را به دستور خدا براي فاطمه، فدك قرار داد و علي عليه السلام آمد همانند ام ايمن شهادت داد. ابوبكر براي زهرا سلام الله عليها نامه رد فدك را نوشت به آن حضرت داد. عمر وارد شد و گفت: اين نامه‌ي چيست؟ ابو بكر گفت:‌ فاطمه در مورد فدك ادعا كرد و ام ايمن و علي عليه السلام شهادت دادند من هم اين نامه را نوشتم. عمر نامه را از فاطمه سلام الله عليها گرفت و نابود كرد و گفت: اين مال مسلمانان است. ...»

القمي، أبي الحسن علي بن ابراهيم (متوفاى٣١٠هـ) تفسير القمي، ج‏٢، ص ١٥٦، تحقيق: تصحيح وتعليق وتقديم: السيد طيب الموسوي الجزائري، ناشر: مؤسسة دار الكتاب للطباعة والنشر - قم، الطبعة: الثالثة، صفر ١٤٠٤.

روايت دوم از مالك بن جعونه:

بلاذري نيز آورده است كه حضرت زهرا سلام الله عليها فدك را به عنوان هديه پدر از ابوبكر مطالبه نمود:

وَحَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَيْمُونٍ الْمُكْتِبُ، قَالَ: أَخْبَرَنَا الْفُضَيْلُ بْنُ عَيَّاضٍ، عَنْ مَالِكِ بْنِجَعْوَنَةَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: قَالَتْ فَاطِمَةُ لأَبِي بَكْرٍ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وآلهجَعَلَ لِي فَدَكَ، فَأَعْطِنِي إِيَّاهُ،وَشَهِدَ لَهَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ، فَسَأَلَهَا شَاهِدًا آخَرَ، فَشَهِدَتْ لَهَا أُمُّ أَيْمَنَ، فَقَالَ: قَدْ عَلِمْتِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ أَنَّهُ لا تَجُوزُ إِلا شَهَادَةُ رَجُلَيْنِ أَوْ رَجُلٍ وَامْرَأَتَيْنِ، فَانْصَرَفَتْ.

«مالك بن جعونه از پدرش نقل كرده كه وي گفته است: فاطمه به ابوبكر گفت: رسول خدا صلي الله عليه وسلم فدك را براي من قرار داد پس آن را به من برگردان و علي بن أبي طالببراي حضرت زهرا شهادت داد. ابوبكر شاهد ديگري خواست، ام ايمن شهادت داد. ابوبكر گفت: اي دختر رسول خدا مي‌داني كه قبول نمي‌شود مگر شهادت دو مر يا يك مرد و دو زن. حضرت زهرا با شنيدن اين سخن از نزد او برگشت.»

البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي٢٧٩هـ)، فتوح البلدان، ج ١، ص ٤٤، تحقيق: رضوان محمد رضوان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت – ١٤٠٣هـ

روايت سوم از جعفر بن محمد:

بلاذرى روايت ديگري را نيز اين‌گونه نقل كرده است:

وَحَدَّثَنِي رَوْحٌ الْكَرَابِيسِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا زَيْدُ بْنُ الْحُبَابِ، قَالَ: أَخْبَرَنَا خَالِدُ بْنُ طَهْمَانَ، عَنْ رَجُلٍ حَسِبَهُ رَوْحٌ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ، أَنَّ فَاطِمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ لأَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ:أَعْطِنِي فَدَكَ، فَقَدْ جَعَلَهَا رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم لِي، فَسَأَلَهَا الْبَيِّنَةَ، فَجَاءَتْ بِأُمِّ أَيْمَنَ، وَرَبَاحٍ مَوْلَى النَّبِيِّ صلي الله عليه وسلم فَشَهِدَا لَهَا بِذَلِكَ، فَقَالَ: إِنَّ هَذَا الأَمْرَ لا تَجُوزُ فِيهِ إِلا شَهَادَةُ رَجُلٍ وَامْرَأَتَيْنِ.

«جعفر بن محمد گفته است: فاطمه به ابو بكرصديق رضي الله عنه گفت: فدك را به من باز گردان زيرا رسول خدا آن را به من بخشيده است، ابوبكر از ايشان شاهد خواست. فاطمه ام ايمن و رباح غلام پيامبر را آوردند و آنها بر اين اعطاي فدك شهادت دادند. آنگاه ابوبكر گفت: شهادت قبول نمي‌شود جز اين كه شاهد يك مرد و دو زن باشد.»

البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي٢٧٩هـ)، فتوح البلدان، ج ١، ص ٤٤، تحقيق: رضوان محمد رضوان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت – ١٤٠٣هـ.

روايت چهارم از ابي بكر بن عمرو:

طبري روايت ديگر را از طريق ابي بكر بن عمرو نقل كرده است:

وعن عبد الله بنأبي بكر بن عمرو بن حزمعن أبيه قال جاءت فاطمة إلى أبي بكر فقالتاعطني فدك فإن رسول الله صلى الله عليه وسلم وهبها ليقال صدقت يا بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم ولكني رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقسمها فيعطي الفقراء والمساكين وابن السبيل بعد ان يعطيكم منها.

«فاطمه نزد ابوبكر آمد و فرمود: فدك را به من بده زيرا رسول خدا صلي الله عليه وآله آن را به من بخشيده است. ابو بكر گفت: اي دختر رسول خدا صلي الله عليه وسلم راست گفتي اما من ديدم كه رسول خدا صلي الله عليه وآله آن را ميان فقرا، مساكين و در راه مانده ها تقسيم كرد بعد از اين كه سهم شما را مي‌داد.»

الطبري، ابوجعفر محب الدين أحمد بن عبد الله بن محمد (متوفاى٦٩٤هـ)، الرياض النضرة في مناقب العشرة، ج ٢، ص ١٢٦، تحقيق: عيسي عبد الله محمد مانع الحميري، ناشر: دار الغرب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٩٩٦م.

روايت پنجم از موسي بن عقبه:

بلاذري روايت ديگر را از موسي بن عقبه نقل كرده است:

الْمَدَائِنِيُّ ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ خَالِدٍ مَوْلَى خُزَاعَةَ ، عَنْ مُوسَى بْنِ عُقْبَةَ ، قَالَ : دَخَلَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْرٍ حِينَ بُويِعَ . فَقَالَتْ :إِنَّ أُمَّ أَيْمَنَ وَرَبَاحًا يَشْهَدَانِ لِي أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَعْطَانِي فَدَكَ. فَقَالَ : وَاللَّهِ مَا خَلَقَ اللَّهُ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ أَبِيكِ ، لَوَدِدْتُ أَنَّ الْقِيَامَةَ قَامَتْ يَوْمَ مَاتَ ، وَلَأَنْ تَفْتَقِرَ عَائِشَةُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ تَفْتَقِرِي ، أَفَتَرَيْنِي أُعْطِي الأَسْوَدَ وَالأَحْمَرَ حُقُوقَهُمْ وَأَظْلِمُكِ وَأَنْتِ ابْنَةُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، إِنَّ هَذَا الْمَالَ إِنَّمَا كَانَ لِلْمُسْلِمِينَ ، فَحَمَّلَ مِنْهُ أَبُوكِ الرَّاجِلَ وَيُنْفِقُهُ فِي السَّبِيلِ ، فَأَنَا إِلَيْهِ بِمَا وَلِيَهُ أَبُوكِ ، قَالَتْ : وَاللَّهِ لا أُكَلِّمُكَ قَالَ : وَاللَّهِ لا أَهْجُرُكِ . قَالَتْ : وَاللَّهِ لأَدْعُوَنَّ اللَّهَ عَلَيْكَ . قَالَ : لأَدْعُوَنَّ اللَّهَ لَكِ.

«موسي بن عقبه مي‌گويد: حضرت فاطمه [سلام الله عليها] هنگام بيعت بر ابو بكر وارد شد و به او فرمود: ام ايمن و رباح براي من شهادت مي‌دهند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله فدك را به من بخشيده است. ابوبكر گفت: به خدا سوگند خداوند جز پدرت محبوب تر در نزد من كسي را نيافريده است، دوست داشتم كه روز رحلت او قيامت بر پا مي‌شد. اگر عايشه محتاج و فقير شود، نزد من محبوب تر از اين است كه تو فقير شوي.

آيا شما عقيده داريد كه من به مردمان سياه و سرخ پوست عطا مي‌كنم اما در حق شما ظلم مي‌كنم؟ در حالي كه شما دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله هستي. اين مال، براي مسلمين است پدرت از آن به سواران در راه خدا انفاق مي‌كرد. (يعني رسول خدا از اين مال براي مردان جنگي در حال جنگ انفاق مي‌كرد) من نيز همان كاري انجام مي‌دهم كه پدرت انجام مي داد. فاطمه فرمود: به خدا سوگند هرگز با تو سخن نمي‌گويم. ابو بكر گفت: به خدا سوگند با تو قهر نمي‌كنم. فاطمه فرمود: به خدا سوگند تو را نفرين مي‌كنم. ابو بكر گفت: من براي شما دعا مي كنم.»

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاى٢٧٩هـ)، أنساب الأشراف، ج٣، ص ٣١٦، طبق برنامه الجامع الكبير.

روايت ششم: هشام بن محمد :

جوهري از علماي قرن چهارم نيز نقل كرده است كه حضرت زهرا سلام الله عليها نزد ابو بكر آمد، استرداد فدك را به عنوان هديه پدر مطرح كردند:

وروى هشام بن محمد، عن أبيه قال: قالت فاطمة، لأبي بكر:إن أم أيمن تشهد لي أن رسول الله (صلى الله عليه وآله)، أعطاني فدك، فقال لها: يا ابنة رسول الله، والله ما خلق الله خلقا أحب إلي من رسول الله (صلى الله عليه وآله) أبيك، ولوددت أن السماء وقعت على الأرض يوم مات أبوك، والله لأن تفتقر عائشة أحب إلي من أن تفتقري، أتراني أعطي الأحمر والأبيض حقه وأظلمك حقك، وأنت بنت رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم)، إن هذا المال لم يكن للنبي (صلى الله عليه وآله وسلم)، وإنما كان مالا من أموال المسلمين يحمل النبي به الرجال، وينفقه في سبيل الله، فلما توفي رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) وليته كما كان يليه، قالت: والله لا كلمتك أبدا، قال: والله لا هجرتك أبدا، قالت: والله لأدعون الله عليك، قال: والله لأدعون الله لك، فلما حضرتها الوفاة أوصت ألا يصلي عليها، فدفنت ليلا، وصلى عليها عباس بن عبد المطلب، وكان بين وفاتها ووفاة أبيها اثنتان وسبعون ليلة .

«فاطمه به ابو بكر گفت: ام ايمن براي من شهادت مي‌دهد كه رسول خدا صلي الله عليه وآ‌له فدك را به من بخشيده است. ابو بكر گفت: اي دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله به خدا سوگند، به نظر من خداوند هيچ مخلوقي را محبوب تر از رسول خدا نيافريده است، دوست داشتم كه روز وفات پدرت آسمان به زمين فرود مي‌آمد. به خدا سوگند، اگر عايشه فقير شود نزد من محبوبتر از اين است كه شما فقير باشيد. به خدا سوگند آيا شما عقيده داريد كه من به با طلاي سرخ و نقره سفيد حق او را عطا مي‌كنم اما در حق شما ظلم مي‌كنم؟ در حالي كه شما دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله هستيد. اين اموال (فدك) از آن رسول خدا صلي الله عليه وآ‌له نبود بلكه جزئي از اموال مسلمين است كه مردم براي او مي آوردند و رسول خدا آن را در راه خدا انفاق مي‌كرد. هنگامي كه وفات يافت من متولي ‌آن شدم همانگونه كه ايشان متولي آن بود.

فاطمه فرمود: به خدا سوگند هرگز با تو سخن نمي‌گويم. ابو بكر گفت: هرگز با شما قهر نمي‌شوم. فاطمه فرمود: به خدا سوگند تو را نفرين مي‌كنم. ابو بكر گفت: به خدا سوگند براي تو دعا مي كنم. هنگامي‌كه زمان وفاتش فرار رسيد وصيت نمود كه ابو بكر بر او نماز نخواند؛ پس شبانه دفن شد و عباس بن عبد المطلب بر او نماز خواند. ميان وفات رسول خدا و وفات فاطمه ٧٢ شب فاصله بود.» 

الجوهري، أبي بكر أحمد بن عبد العزيز (متوفاي٣٢٣هـ)، السقيفة وفدك، ص ١٠٤، تحقيق: تقديم وجمع وتحقيق: الدكتور الشيخ محمد هادي الأميني، ناشر : شركة الكتبي للطباعة والنشر - بيروت – لبنان، الطبعة الأولى ١٤٠١ ه‍ - ١٩٨٠م / الطبعة الثانية ١٤١٣ ه‍ . ١٩٩٣م

ب: مطالبه فدك به صورت حضوري (با ادعاي ميراث)

بعد از اين كه مطالبات حضرت زهرا سلام الله عليها از طريق هديه بودن و بخشش فدك مورد قبول حاكم سقيفه قرار نگرفت ، دختر پيامبر روش مطالبه را تغيير داد. سيد بن طاووس در اين باره مي‌نويسد:

ومن طريف ما تجدد لفاطمة عليها السلام منهم أنها لما رأت تكذيبهم لها وشكهم فيها وفي شهودها بأن أباها وهبها ذلك في حياته أرسلت إلى أبي بكر ورووا أنها حضرت بنفسها تطلب فدكا بطريق ميراث أبيها، ورووا أنها حضرت بنفسها تطلب فدكا بطريق ميراث أبيها، لأن المسلمين لا يختلفون في أن فدكا كانت لأبيها محمد (صلي الله عليه وآله) فمنعها أيضا أبو بكر من ميراثها وهان عليه ظلمها وتكذيبها.

«از نكات جالب اين است كه فاطمه سلام  الله عليها شيوه وروش خود را تغيير داد و راه ديگري در پيش گرفت و از آنجاي كه آنها، فاطمه سلام الله عليها را تكذيب مي‌كردند و در گواهان او نيز ترديد مي‌نمودند و در نهايت بخشيده شدن فدك را نمي‌پذيرفتند فاطمه كسي را نزد ابوبكر فرستاد. و روايت كرده اند كه خودش در اين كه فدك مال پيامبر صلي الله عليه و‌آله بود، هيچ اختلافي نداشتند، اما ابوبكر ايشان را از ميراث پدر محروم كرد و ظلم و تكذيب ايشان را كار عادي جلوه داد.»

ابن طاووس الحلي، ابي القاسم علي بن موسي (متوفاي٦٦٤هـ)، الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ص ٢٥٧، چاپخانه: الخيام ـ قم، چاپ: الأولى١٣٩٩

در منابع اهل سنت، روايات مطالبه حضرت زهرا سلام عليها با اين روش با اسناد صحيح گزارش شده كه به صورت مكرر انجام شده است.

مرتبه اول: مطالبه فدك به همراه علي (عليه السلام) در فرداي رحلت پيامبر صلي الله عليه وآله

ابن سعد در الطبقات الكبري مي‌نويسد:

أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ، أَخْبَرَنَا هِشَامُ بْنُ سَعْدٍ، عَنْ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: سَمِعْتُ عُمَرَ، يَقُولُ: لَمَّا كَانَ الْيَوْمُ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم بُويِعَ لأَبِي بَكْرٍ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ،فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ جَاءَتْ فَاطِمَةُ إِلَى أَبِي بَكْرٍ مَعَهَا عَلِيٌّ،فَقَالَتْ: مِيرَاثِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ أَبِي! فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَمِنَ الرِّثَّةِ أَوْ مِنَ الْعِقَدِ؟ قَالَتْ: فَدَكُ وَخَيْبَرُ وَصَدَقَاتُهِ بِالْمَدِينَةِ أَرِثُهَا كَمَا يَرِثُكَ بَنَاتُكَ إِذَا مِتَّ !، فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَبُوكِ وَاللَّهِ خَيْرٌ مِنِّي، وَأَنْتِ وَاللَّهِ خَيْرٌ مِنْ بَنَاتِي، وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: " لا نُورَثُ، مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ". يَعْنِي هَذِهِ الأَمْوَالَ الْقَائِمَةَ، فَتَعْلَمِينَ أَنَّ أَبَاكِ أَعْطَاكِهَا، فَوَاللَّهِ لَئِنْ قُلْتِ نَعَمْ لأَقْبَلَنَّ قَوْلَكِ وَلأُصَدِّقَنَّكِ ! قَالَتْ: جَاءَتْنِي أُمُّ أَيْمَنَ فَأَخْبَرَتْنِي أَنَّهُ أَعْطَانِي فَدَكَ، قَالَ: فَسَمِعْتِهِ، يَقُولُ هِيَ لَكِ؟ فَإِذَا قُلْتِ قَدْ سَمِعْتُهُ فَهِيَ لَكِ، فَأَنَا أُصَدِّقُكِ، وَأَقْبَلُ قَوْلَكِ، قَالَتْ: قَدْ أَخْبَرْتُكَ مَا عِنْدِي.

«زيد بن اسلم از پدرش نقل كرده كه عمر مي‌گفت: روزي كه پيامبر صلي الله عليه و آله از دنيا رفت، در اين روز با أبوبكر بيعت شد، فرداي آن روز، حضرت زهرا همراه امير مؤمنان [عليهما السلام] پيش ابو بكر آمدند. آن حضرت فرمود: ميراث پدرم رسول خدا صلي الله عليه وآله را مي‌خواهم. ابو بكر گفت: از ارث پدري يا از عقد (يعني چيزهايي را كه از پيامبر خريدي يا به تو داده است). حضرت زهرا فرمود: فدك، خيبر و صدقات ايشان را در مدينه من ارث مي‌برم؛ همانگونه كه وقتي مي‌خواهي بميري، دختران تو از تو ارث مي‌برند. ابو بكر گفت:‌ به خدا سوگند پدرت بهتر از من است و تو بهتر از دختران من هستي و رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمود: ما پيامبران چيزي به ارث نمي‌گذاريم آنچه را مي‌گذاريم صدقه است، يعني همين اموال موجود.»

البصري الزهري، محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله (متوفاي٢٣٠ هـ)، الطبقات الكبرى، ج ٢، ص ٣١٥، دار النشر : دار صادر - بيروت ، طبق برنامه الجامع الكبير

اين روايت طبق برنامه «جوامع الكلم» كه توسط اهل سنت تهيه شده، صحيح است و در باره حكم اين روايت مي‌نويسد:

الحكم على المتن: صحيح لغيره.

نكته‌ي مورد توجه در اين روايت:

ظاهر عبارت «فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ جَاءَتْ فَاطِمَةُ إِلَى أَبِي بَكْرٍ مَعَهَا عَلِيٌّ»مي‌رساند كه يك روز پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه وآله، حضرت زهرا سلام الله عليه و اميرمؤمنان براي مطالبه فدك نزد ابوبكر رفتند.

اما كلمه «غد» را نمي‌شود به فرادي رحلت آن حضرت حمل كرد؛ زيرا فرداي رحلت، هنوز بدن مطهر رسول خدا صلي الله عليه وآله دفن نشده بود، پس چگونه اين دو بزرگوار مي‌توانستند بدن حضرت را رها كرده و به دنبال ميراث و مال دنيا باشند.

علاوه برآن، فرداي رحلت و به محض اين كه عده‌ي با ابوبكر بيعت كردند، فدك تصاحب نشد و هنوز خلافت ابو بكر پا برجا نشده بود و بيعت گرفتن تكميل نگرديده بود تا در نتيجه ايشان بيايند فدك را مطالبه كنند.

بنابراين، گوينده‌ي خبر (يعني عمر) مي‌خواسته است اهل بيت پيامبر را نيز در امر دنيا طلبي با خود همراه سازد و گرنه از دختر پيامبر بعيد است كه بدن پدر را رها كرده و به دنبال دعواي ميراث باشد؛ چنانچه خلفا بدن پيامبر را رها كرده و به سقيفه رفتند.

ابن ابي الحديد يكي از علماي متعزله تصريح مي‌كند كه حضور فاطمه سلام الله عليها براي مطالبه فدك در نزد ابو بكر، ده روز بعد از رحلت پيامبر بوده است:

وحديث فدك وحضور فاطمة عند أبي بكركان بعد عشرة أياممن وفاة رسول الله صلي الله عليه وسلم.

«حديث فدك و حضور فاطمه در نزد ابوبكر، پس از ده روز از درگذشت رسول خدا صلي الله عليه وسلم بوده است.»

إبن أبي‌الحديد المدائني المعتزلي، ابوحامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاى٦٥٥ هـ)، شرح نهج البلاغة، ج ١٦، ص ١٥٦، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولى، ١٤١٨هـ - ١٩٩٨م.

مرتبه دوم: مطالبه فدك به تنهايي

در روايت صحيح بخاري به نقل از عايشه آمده است كه حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها بعد از وفات رسول خدا صلي الله عليه وآله نزد ابوبكر براي مطالبه ارث پيامبر آمد:

٢٩٢٦ حدثنا عبد الْعَزِيزِ بن عبد اللَّهِ حدثنا إِبْرَاهِيمُ بن سَعْدٍ عن صَالِحٍ عن بن شِهَابٍ قال أخبرني عُرْوَةُ بن الزُّبَيْرِ أَنَّ عَائِشَةَ أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ رضي الله عنها أَخْبَرَتْهُ أَنَّ فَاطِمَةَ عليها السَّلَام ابْنَةَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلمسَأَلَتْ أَبَا بَكْرٍالصِّدِّيقَبَعْدَ وَفَاةِرسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَنْ يَقْسِمَ لها مِيرَاثَهَا ما تَرَكَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مِمَّا أَفَاءَ الله عليه فقال أبو بَكْرٍ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال لَا نُورَثُ ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلمفَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍفلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّيَتْوَعَاشَتْ بَعْدَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ قالتوَكَانَتْ فَاطِمَةُ تَسْأَلُ أَبَا بَكْرٍنَصِيبَهَا مِمَّا تَرَكَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم من خَيْبَرَ وَفَدَكٍ وَصَدَقَتَهُ بِالْمَدِينَةِ فَأَبَى أبو بَكْرٍ عليها ذلك.

«عروة بن زبير گفته است كه عايشه به او خبر داد فاطمه عليها السلام دختر پيامبر صلي الله عليه وسلم بعد از وفات رسول خدا از ابوبكر درخواست نمود ه ميراث ايشان را از ماترك رسول خدا صلي الله عليه وسلم تقسيم نمايد. ابوبكر گفت: رسول خدا فرموده: ما پيامبران چيزي را به ارث نمي‌گذاريم آن چه را مي‌گذاريم صدقه است. پس از آن، فاطمه دختر رسول خدا صلي الله عليه وسلم خشمگين شد، و با ابوبكر قهر گرديد اين قهر ادامه يافت تا از دنيا رفت. فاطمه بعد از رسول خدا صلي الله عليه وسلم شش ماه زندگي كرد. راوي مي‌گويد: فاطمه پيوسته از ابوبكر حقش را از ماترك رسول خدا صلي الله عليه وآله از خيبر، فدك و صدقات ايشان در مدينه درخواست مي‌كرد اما ابوبكر درخواست ايشان را قبول نمي‌كرد.»

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاى٢٥٦هـ)، صحيح البخاري، ج ٣، ص ١١٢٦، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، ١٤٠٧ - ١٩٨٧.

نكات مورد توجه در روايات:

نكته اول: در اين روايات مطالبه فدك تنها با عنوان ادعاي ميراث پدري مطرح شده است.

نكته دوم: موارد مورد مطالبه، فدك و خمس خيبر و سهم ايشان از ماترك پدر بوده است.

نكته سوم: كلمه «هَجَرَتْ» در اين روايت به معناي قهر شدن است به گونه‌ي كه رابطه با او ناخوشايند باشد؛ چنانكه شارح بخاري در باره اين كلمه مي‌نويسد:

 معنى الهجرة هو ترك الرجل كلام أخيه مع تلاقيهما واجتماعهما وإعراض كل واحد منهما عن صاحبه مصارمة له وتركه السلام عليه.

«معناي هجرت، ترك سخن گفتن شخصي با برادرش است به گونه‌ي كه اگر همديگر را ملاقات كنند و در يك جا هم جمع شوند، از همديگر اعراض داشته باشد و سلام كردن بر يكديگر را ترك كنند.»

إبن بطال البكري القرطبي، ابوالحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاى٤٤٩هـ)، شرح صحيح البخاري، ج ٩، ص ٢٧٠، تحقيق: ابوتميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، ١٤٢٣هـ - ٢٠٠٣م.

بنابراين،‌ هجران و قهر حضرت زهرا سلام الله عليها با ابوبكر، در پايان مطالبات به صورت غير حضوري و حضوري بوده است و گرنه رواياتي كه مطالبات مكرر آن حضرت را بيان مي‌كند، معنايي ندارد.

در روايت ديگر احمد بن حنبل نيز از ابو هريره نقل كرده است:

٨٦٢١ حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا عبد الْوَهَّابِ الْخَفَّافُ ثنا محمد بن عَمْرٍو عن أبي سَلَمَةَ عن أبي هُرَيْرَةَ انفَاطِمَةَ جَاءَتْ أَبَا بَكْرٍ وَعُمَرَتَطْلُبُ مِيرَاثَهَا من رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَقَالاَ لها سَمِعْنَا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول اني لاَ أُورَثُ.

«ابو هريره مي‌گويد: فاطمه [سلام الله عليها] نزد ابوبكر و عمر آمد و ميراث خود را از رسول خدا صلي الله عليه وسلم درخواست نمود. آن دو گفتند: ما از رسول خدا صلي الله عليه وسلم شنيديم كه مي فرمود: من چيزي به ارث نمي‌گذارم.»

الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل(متوفاى٢٤١هـ)،مسند أحمد بن حنبل، ج ٢، ص ٣٥٣، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

مرتبه سوم : مطالبه فدك به همراه عباس بن عبد المطلب

در روايت ديگر صحيح بخاري گزارش شده است كه حضرت زهرا سلام الله عليها يك بار ديگر به همراه عباس عموي پيامبر نزد ابوبكر براي مطالبه حقوق شان آمدند.

٦٣٤٦ حدثنا عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدٍ حدثنا هِشَامٌ أخبرنا مَعْمَرٌ عن الزُّهْرِيِّ عن عُرْوَةَ عن عَائِشَةَأَنَّ فَاطِمَةَ وَالْعَبَّاسَعَلَيْهِمَا السَّلَام أَتَيَا أَبَا بَكْرٍ يَلْتَمِسَانِ مِيرَاثَهُمَا من رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلموَهُمَا حِينَئِذٍ يَطْلُبَانِ أَرْضَيْهِمَا من فَدَكَ وَسَهْمَهُمَا من خَيْبَرَفقال لَهُمَا أبو بَكْرٍ سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول لَا نُورَثُ ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ إنما يَأْكُلُ آلُ مُحَمَّدٍ من هذا الْمَالِ قال أبو بَكْرٍ والله لَا أَدَعُ أَمْرًا رأيت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَصْنَعُهُ فيه إلا صَنَعْتُهُ قال فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ فلم تُكَلِّمْهُ حتى مَاتَتْ.

«عايشه مي‌گويد: فاطمه و عباس عليهما السلام نزد ابوبكر آمدند و هردو ميراث شان از رسول خدا را طلب كردند. و نيز ‌آنها زمين هاي فدك و سهم شان را از خيبر مي‌خواستند. ابو بكر به آنها گفت: از رسول خدا صلي الله عليه وسلم شنيدم كه مي‌گفت: ما پيامبران چيزي به ارث نمي‌گذاريم، آنچه را گذاشتم صدقه است. آل پيامبر از اين مال استفاده مي‌كنند، ابو بكر گفت: به خدا سوگند من امري را ديدم رسول خدا صلي الله عليه وسلم انجام مي‌داد، رها نمي‌كنم و همان را انجام مي‌دهم. راوي مي‌گويد: فاطمه با وي قهر شد و با سخني نگفت تا اين كه از دنيا رفت.»

صحيح البخاري، ج ٦، ص ٢٤٧٤

همراهي اميرمومنان با حضرت زهرا سلام الله عليهما و عباس عموي پيامبر در اين مرتبه:

 در روايت ديگري كه آن را ابن سعد نقل كرده، حضرت زهرا سلام الله عليها به همراه اميرمؤمنان عليه السلام و ابن عباس پيش ابو بكر آمدند:

اخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ، حَدَّثَنِي هِشَامُ بْنُ سَعْدٍ، عَنْ عَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَعْبَدٍ، عَنْ جَعْفَرٍ، قَالَ:جَاءَتْ فَاطِمَةُ إِلَى أَبِي بَكْرٍتَطْلُبُ مِيرَاثَهَاوَجَاءَ الْعَبَّاسُبْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ يَطْلُبُ مِيرَاثَهُوَجَاءَ مَعَهُمَا عَلِيُّ، فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: "لا نُورَثُ، مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ"، وَمَا كَانَ النَّبِيُّ يَعُولُ فَعَلَيَّ، فَقَالَ عَلِيٌّ: وَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاودَ، وَقَالَ زَكَرِيَّا: يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ، قَالَ أَبُو بَكْرٍ: هُوَ هَكَذَا وَأَنْتَ وَاللَّهِ تَعْلَمُ مِثْلَمَا أَعْلَمُ، فَقَالَ عَلِيٌّ: هَذَا كِتَابُ اللَّهِ يَنْطِقُ ! فَسَكَتُوا وَانْصَرَفُوا.

«فاطمه [سلام الله عليها] نزد ابو بكر آمد و ميراث خود را از ابو بكر مي‌خواست. عباس بن عبد المطلب آمد و ميراث خود را مي‌خواست و علي [عليه السلام] همراه آنها آمد. ابو بكر گفت: رسول خدا فرموده است: ما ارثي بر جاي نمي‌گذاريم، آنچه را مي‌گذاريم صدقه است. و آنچه را پيامبر به آن عمل (اعتماد) مي كرد من هم به آن عمل مي‌كنم. علي [عليه السلام] فرمود: سلمان از داود ارث برد. و ذكريا فرمود: [جانشني به من عنايت فرما] كه از من و ‌آل يعقوب ارث ببرد. ابو بكر گفت: زكريا چنين بود و تو به خدا سوگند مي‌داني همانند آنچه را من مي‌دانم. علي [عليه السلام] فرمود: اين كتاب خداست كه سخن مي‌گويد. پس از ساكت شدند و برگشتند.»

البصري الزهري، محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله (متوفاي٢٣٠ هـ)، الطبقات الكبرى، ج ٢، ص ٣١٥، دار النشر : دار صادر - بيروت ، طبق برنامه الجامع الكبير

ج: مطالبه فدك به صورت غير حضوري (با عنوان ادعاي ميراث):

مطالبه فدك از سوي حضرت زهرا سلام الله عليها به عنوان ميراث و به صورت غير حضوري نيز در منابع اهل سنت گزارش شده است. بخاري روايات متعددي را در اين باره نقل كرده است:

٣٩٩٨ حدثنا يحيى بن بُكَيْرٍ حدثنا اللَّيْثُ عن عُقَيْلٍ عن بن شِهَابٍ عن عُرْوَةَ عن عَائِشَةَ أَنَّ فَاطِمَةَ عليها السَّلَام بِنْتَ النبي صلى الله عليه وسلمأَرْسَلَتْ إلى أبي بَكْرٍ تَسْأَلُهُ مِيرَاثَهَامن رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مِمَّا أَفَاءَ الله عليه بِالْمَدِينَةِوَفَدَكٍ وما بَقِيَ من خُمُسِ خَيْبَرَفقال أبو بَكْرٍ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال لَا نُورَثُ ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ إنما يَأْكُلُ آلُ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه وسلم في هذا الْمَالِ وَإِنِّي والله لَا أُغَيِّرُ شيئا من صَدَقَةِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عن حَالِهَا التي كانت عليها في عَهْدِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَلَأَعْمَلَنَّ فيها بِمَا عَمِلَ بِهِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلمفَأَبَى أبو بَكْرٍ أَنْ يَدْفَعَ إلى فَاطِمَةَ منها شيئافَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ على أبي بَكْرٍ في ذلك فَهَجَرَتْهُ فلم تُكَلِّمْهُ حتى تُوُفِّيَتْ.

«عايشه مي‌گويد: فاطمه سلام الله عليها دختر پيامبر صلي الله عليه واله وسلم كسي را نزد ابو بكر فرستاد تا از ميراث پدري از آنچه كه خداوند براي ايشان عنايت فرموده و از فدك و باقيمانده خمس خيبر، سؤال كند. ابو بكر گفت: رسول خدا صلي الله عليه واله فرموده است: ما پيامبران چيزي به ارث نمي گذاريم،‌ آنچه را گذاشته ايم، صدقه است. آل پيامبر از همين مال استفاده مي‌كنند. و من به خدا سوگند چيزي از صدقه رسول خدا صلي الله عليه وآله را از همان حالي كه در زمان ايشان عمل مي‌شد، تغيير نمي دهيم و همانگونه عمل مي‌كنم كه رسول خدا عمل كرده بود. در نتيجه ابوبكر چيزي از آن ها را به فاطمه نداد، فاطمه با او قهر كرد و تا زماني كه از دنيا رفت با او سخن نگفت.»

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاى٢٥٦هـ)، صحيح البخاري، ج ٤، ص ١٥٤٩، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، ١٤٠٧ - ١٩٨٧.

در اين روايت عبارت «أَرْسَلَتْ إلى أبي بَكْرٍ تَسْأَلُهُ» صريح در اين است كه مطالبه ايشان به صورت غير حضوري بوده است.

بخاري در روايت ديگر نيز همين تعبير را نقل كرده است:

حَدَّثَنَا أَبُو الْيَمَانِ أَخْبَرَنَا شُعَيْبٌ عَنِ الزُّهْرِىِّ قَالَ حَدَّثَنِى عُرْوَةُ بْنُ الزُّبَيْرِ عَنْ عَائِشَةَ أَنَّ فَاطِمَةَ - عَلَيْهَا السَّلاَمُ- أَرْسَلَتْ إِلَى أَبِى بَكْرٍ تَسْأَلُهُ ميراثهامِنَ النَّبِىِّ - صلى الله عليه وسلم - فِيمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ - صلى الله عليه وسلم -، تَطْلُبُ صَدَقَةَ النَّبِىِّ - صلى الله عليه وسلم - الَّتِى بِالْمَدِينَةِ وَفَدَكٍ وَمَا بَقِىَ مِنْ خُمُسِ خَيْبَرَ.

«...عائشه مى‌گويد: فاطمه عليها السلام شخصى را نزد ابوبكر فرستاد تا ميراث پيامبر را از فيء و صدقات مدينه و فدك و آنچه كه از خمس خيبر باقى مانده بود مطالبه نمايد.»

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٣٦٠، ح ٣٥٠٨، كتاب فضائل الصحابة، بَاب مَنَاقِبِ قَرَابَةِ رسول اللَّهِ (ص) وَمَنْقَبَةِ فَاطِمَةَ عليها السَّلَام،

د. مطالبه و درخواست از عموم مردم ، براي احقاق حق

طبق روايات شيعه و سني، حضرت زهرا سلام الله عليها بعد از اين مراحل، در مسجد رسول خدا (ص) خطبه فدكيه را خوانده و براي پس گرفتن اين حق پامال شده خويش از عموم اصحاب رسول خدا (ص) و به خصوص انصار كمك خواستند.

حضرت زهرا سلام الله عليها پس از محكوميت ابوبكر بر اساس قرآن كريم، و پس از اين‌كه به عمق مصيبت رحلت پيامبر اشاره كرد، رو به انصار فرمود:

يَا مَعْشَرَ النَّقِيبَةِ وأَعْضَادَ الْمِلَّةِ وحَضَنَةَ الْإِسْلَامِمَا هَذِهِ الْغَمِيزَةُ فِي حَقِّي والسِّنَةُ عَنْ ظُلَامَتِي؟ أَ مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله أَبِي يَقُولُ الْمَرْءُ يُحْفَظُ فِي وُلْدِهِ سَرْعَانَ مَا أَحْدَثْتُمْ وعَجْلَانَ ذَا إِهَالَةٍ ولَكُمْ طَاقَةٌ بِمَا أُحَاوِلُ وقُوَّةٌ عَلَى مَا أَطْلُبُ وأُزَاوِلُ أَ تَقُولُونَ مَاتَ مُحَمَّدٌ ص فَخَطْبٌ جَلِيلٌ اسْتَوْسَعَ وَهْنُهُ واسْتَنْهَرَ فَتْقُهُ وانْفَتَقَ رَتْقُهُ وأَظْلَمَتِ الْأَرْضُ لِغَيْبَتِهِ وكَسَفَتِ الشَّمْسُ والْقَمَرُ وانْتَثَرَتِ النُّجُومُ لِمُصِيبَتِهِ وأَكْدَتِ الْآمَالُ وخَشَعَتِ الْجِبَالُ وأُضِيعَ الْحَرِيمُ وأُزِيلَتِ الْحُرْمَةُ عِنْدَ مَمَاتِهِ فَتِلْكَ واللَّهِ النَّازِلَةُ الْكُبْرَى والْمُصِيبَةُ الْعُظْمَى لَا مِثْلُهَا نَازِلَةٌ ولَا بَائِقَةٌ عَاجِلَةٌ أَعْلَنَ بِهَا كِتَابُ اللَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ فِي أَفْنِيَتِكُمْ وفِي مُمْسَاكُمْ ومُصْبَحِكُمْ يَهْتِفُ فِي أَفْنِيَتِكُمْ هُتَافاً وصُرَاخاً وتِلَاوَةً وإِلْحَاناً ولَقَبْلَهُ مَا حَلَّ بِأَنْبِيَاءِ اللَّهِ ورُسُلِهِ حُكْمٌ فَصْلٌ وقَضَاءٌ حَتْمٌ- وما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ ومَنْ يَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ.

اى گروه بزرگان و اى بازوان تواناى ملّت، و اى نگهداران دين، اين چه رفتار سست و سبكى است كه ظالمانه در حقّ من روا داشته‏ايد؟ مگر پدرم؛ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نفرموده بود:

«مراعات هر شخصى در احترام به فرزندان اوست»؟ چه با شتاب خلاف آن عمل كرديد، هر چند اين امر قابل پيش‏بينى بود، با اينكه شما براى احقاق حقوق من قادر و توانائيد، پنداشته‏ايد كه رسول خدا از ميان رفت و ما رها گشتيم؟ آه كه فوت او چه حادثه بزرگ و پيش‏آمد عظيمى بود، شكافى وسيع پديد نمود و همه چيز را بهم ريخت و از فقد او زمين تيره شد و خورشيد و ماه گرفت، و تمام ستارگان از هم پاشيدند، و كشتى آرزو به گل نشست، و كوهها خاشع شدند، و در پى وفات او حريمها زير پا گذارده شد و حرمتها ريخت، و بخدا سوگند كه اين فاجعه‏اى عظيم و پيش آمدى بزرگ و بى‏مانند بود.

 آرى اين قضاء حتمى و حكم قطعى خداوند بود كه در قرآن از طريق وحى به پيامبر- همچون ديگر انبيا- به چندين طريق شما را از فاجعه خبر داده بود كه: «و محمّد فقط رسولى است همچون ديگر رسولان، اگر بميرد يا كشته شود از راه حقّ منحرف شده و به پشت سر خودتان برمى‏گرديد [اين را بدانيد] و هر كه رو به قهقرى بر گردد ضررى به خداوند نخواهد داشت، و خداوند آن كسانى را كه به نعمتها و الطاف الهى متوجّه باشند؛ پاداشى نيكو مى‏دهد».

 إِيهاً بَنِي قَيْلَةَأَ أُهْضِمَ تُرَاثُ أَبِي وأَنْتُمْ بِمَرْأًى مِنِّيومَسْمَعٍ ومُنْتَدًى ومَجْمَعٍ تَلْبَسُكُمُ الدَّعْوَةُ وتَشْمَلُكُمُ الْخِبْرَةُوأَنْتُمْ ذَوُو الْعَدَدِ و الْعُدَّةِ والْأَدَاةِ والْقُوَّةِ وعِنْدَكُمُ السِّلَاحُ والْجُنَّةُ تُوَافِيكُمُ الدَّعْوَةُ فَلَا تُجِيبُونَ وتَأْتِيكُمُ الصَّرْخَةُ فَلَا تُغِيثُونَ وأَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْكِفَاحِ مَعْرُوفُونَ بِالْخَيْرِ والصَّلَاحِ والنُّخْبَةُ الَّتِي انْتُخِبَتْ والْخِيَرَةُ الَّتِي اخْتِيرَتْ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ ...

 أَلَا وقَدْ قُلْتُ مَا قُلْتُ هَذَا عَلَى مَعْرِفَةٍ مِنِّي بِالْجِذْلَةِ الَّتِي خَامَرَتْكُمْ والْغَدْرَةِ الَّتِي اسْتَشْعَرَتْهَا قُلُوبُكُمْ ولَكِنَّهَا فَيْضَةُ النَّفْسِ ونَفْثَةُ الْغَيْظِ وخَوَرُ الْقَنَاةِ وبَثَّةُ الصَّدْرِ وتَقْدِمَةُ الْحُجَّةِ فَدُونَكُمُوهَا فَاحْتَقِبُوهَا دَبِرَةَ الظَّهْرِ نَقِبَةَ الْخُفِّ بَاقِيَةَ الْعَارِ مَوْسُومَةً بِغَضَبِ الْجَبَّارِ وشَنَارِ الْأَبَدِ مَوْصُولَةً بِنَارِ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ  الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ فَبِعَيْنِ اللَّهِ مَا تَفْعَلُونَ وسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ وأَنَا ابْنَةُ نَذِيرٍ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَدِيدٍ فَاعْمَلُوا إِنَّا عامِلُونَ  وانْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ.

اى گروه انصار، شما حاضر و ناظر باشيد و ميراث پدر من مورد دستبرد ديگران واقع گردد؟! شما مشمول دعوت من گشته و در معرض امتحان و آزمايشيد، حال اينكه‏ شما برخوردار از سلاح و تجهيزات جنگى بوده و معروف به اهل خير و صلاح و نيكوكارى هستيد، چه شده كه اكنون دعوت مرا شنيده و ياريم نمى‏كنيد؟! و ناله‏ام را مى‏شنويد و به فريادم نمى‏رسيد؟! با اينكه شما در گذشته به تلاش و شجاعت و نبرد و تحمّل سختيها و استقامت شناخته شده و آن گروه منتخب مخصوص ما اهل بيت بوديد؟! ....

آرى من با كمال دقّت و معرفت شما را از آن ضلالت و خذلان و تيرگى كه ظاهر و باطن شما را فرا گرفته است آگاه ساختم، و ناخواسته لبريز جان شد، و شور و خشمى به بيرون جهيد، و طاقتم طاق شد، و حبس آن نتوانستم، و پيشگيرانه بر زبانم آمد، اكنون بگيريد و ببريد اين شترى كه به ناحقّ غصب نموديد و اين دابّه خلافت و فدك را مأخوذ داريد او را رام و منقاد خود شماريد و به آسودگى سوار شويد، امّا بدانيد كه پاى اين دابّه مجروح و پشت او زخم دارد، حمل آن عار؛ و ننگ آن باقى و برقرار و به وسم و نشان خداوند تعالى داغ‏دار و موسوم بودنش به ننگ هميشگى آشكار و پيوسته و متّصل به آتش غضب خداوندگار و كشاننده است راكب خود را به سوى آتشى كه شكافنده قلب فاجران و كفّار نابكار است همانا خداوند نگران است بدان چه ميكنيد و ميداند ظالمان به كجا ميروند و جاى ميگيرند.

 من دخت پيغمبر شمايم كه برايتان بشير و نذير بود، و شما را به عذاب شديد بيم مي‌داد، پس آنچه كه مى‏توانيد انجام دهيد، ما نيز انتقام خواهيم كشيد، حال شما منتظر آن روز باشيد، ما نيز منتظر آن روز هستيم.

الطبرسي، أبي منصور أحمد بن علي بن أبي طالب (متوفاى ٥٤٨هـ)، الاحتجاج، ج‏١، ص١٠٨، تحقيق: تعليق وملاحظات: السيد محمد باقر الخرسان، ناشر: دار النعمان للطباعة والنشر - النجف الأشرف، ١٣٨٦ - ١٩٦٦ م.

أبي الفضل احمد بن أبي طاهر المعروف بابن طيفور (متوفاى٢٨٠ هـ ) بلاغات النساء، ص١٢، ناشر: منشورات مكتبة بصيرتي ـ قم.

خطبه فدكيه را علماي اهل سنت نيز در كتابهايشان نقل كرده اند و اين خطبه اسناد متعددي دارد كه بايد مقاله ديگري در باره آن نوشت.

علامه مجلسي رحمة‌ الله عليه در كتاب شريف بحار الانوار فصلي را در باره اين خطبه گشوده و قبل از ارائه اسناد خطبه، بر مشهور بودن آن در ميان علماي شيعه و اهل سنت تصريح كرده و مي‌نويسد:

فصل نورد فيه: خطبة خطبتها سيدة النساء فاطمة الزهراء صلوات الله عليها احتج بها على من غصب فدك منها.اعلم أن هذه الخطبة من الخطب المشهورة التي روتها الخاصة والعامة بأسانيد متضافرة.

در اين فصل، خطبه سرور بانوان، فاطمه زهرا سلام الله عليها را كه در مقابل غاصبان فدك به آن احتجاج كرده، آورده ايم. بدان كه اين خطبه، از خطبه‌هاي مشهوري است كه آن را محدثان شيعه و اهل سنت با سندهاي فراوان نقل كرده اند.

المجلسي، محمد باقر (متوفاى١١١١هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج٢٩، ص٢١٥، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م.

يكي از علماي اهل سنت كه اين خطبه را در كتابش آورده احمد بن ابي طاهر معروف به ابن طيفور است. ايشان در پايان اين خطبه كه آن را از طريق زيد بن علي از حضرت زينب سلام الله عليها نقل كرده، بر تصحيح سند اين خطبه تصريح كرده است:

قال أبو الفضل ...وقد رواه قوم وصححوهوكتبناه على ما فيه.

احمد بن ابي‌طاهر مي‌گويد: ... اين خطبه را گروهي نقل كرده اند و آن را تصحيح كرده اند و ما اين خطبه را طبق آنچه قوم آورده اند نوشتيم.

أبي الفضل احمد بن أبي‌طاهر المعروف بابن طيفور (متوفاى٢٨٠ هـ ) بلاغات النساء، ج١، ص٨، ناشر: منشورات مكتبة بصيرتي ـ قم.

نتيجه:

با توجه به رواياتي كه بيان شد، حضرت زهرا سلام الله عليها در شش مرحله ، فدك را به صورت‌هاي مختلف طلب كردند.

چند سؤال از اهل سنت

١. چرا امير مؤمنان عليه السلام كه هميشه همراه پيامبر (صلي الله عليه وآله) بوده است، «روايت لانورث» را نشنيده اند.

٢. چرا رسول خدا صلي الله عليه وآله به دخترش كه مهمترين وارث ايشان است وصيت نكردند كه بعد از من فدك را مطالبه نكن و اختيار آن با كسي است كه بعد از من خليفه مي‌شود؟

٣. فدك در اختيار حضرت زهرا سلام الله عليها بود و كارگرانش در آنجا كار مي‌كردند در نتيجه فاطمه زهرا ذواليد محسوب مي‌شد؛ اما خليفه اول عامل حضرت زهرا را از فدك بيرون كرد و آن را تصاحب نمود. سؤال اين است كه چرا ابوبكر قاعده ذواليد را در باره فدك اجرا نكرد؟

٤. بنا به هر دليلي وقتي شهادت شاهدان حضرت مورد قبول واقع نشد، و يا به ادعاي اهل سنت شاهدان مورد نظر ابوبكر فراهم نشد، چرا ابو بكر كه منكر ملكيت فدك بود، قسم نخورد؟ آيا قاعده «اليمين علي من انكر» اين مورد را نمي‌گيرد.؟

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

 مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)



مطالب مرتبط:آيا عمر سند و قباله‌ي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر