پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ٢٧٩ - آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟

آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟

کد مطلب: ٥١٦٩ تاریخ انتشار: ١٣ تير ١٣٩٤ - ٠٢:٠٠ تعداد بازدید: ٩٦٠٣ پرسش و پاسخ » امام علي (ع) آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟

توضيح سؤال :

١. حضرت علي در فرازي از سخنان خويش برهر سه خليفه پيش از خود و بانيان انتخاب آنها درود فرستاده و مي فرمايد :

«من با قومي بيعت كرده ام كه با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كرده اند و مفاد بيعت من با آنها همان است كه با سه خليفه قبلي بوده است. نه آنانكه در اينجا حاضرند و نه آنانكه غايبند حق انتخاب خليفه اي جز خليفه منتخب مردم را ندارند و حق تشكيل شوري منحصر براي مهاجرين و انصار است. و اگر بر هر شخصي اتفاق نظر حاصل كردند و او را امام خواندند، آن شخص مورد پسند و رضاي خداوند نيز هست. و اگر كسي كار آنان را عيب گيرد و يا بدعتي ايجاد كند شوري وي را به عدالت و بازگشت به مسير حق و پيروي از منهج مؤمنان خدا خواه توصيه مي كند، و در صورت بازنگشتن به منهج صحيح، با وي مبارزه مي كنند و خداوند نيز وي را به سرپرستاني ديگر غير از خود وامي گذارد»

٢. امام علي -رضي الله عنه- مي فرمايد : (سوگند به جانم كه منزلت آن دو (ابوبكر و عمر) در اسلام بسيار والاست و رحلت و كوچ آنها به آخرت، لطمه سنگين و درد شديدي براي اسلام مي باشد، خداوند آنان را رحمت كند و به نيكوترين شيوه پاداش دهد .

٣. امام علي -عليه السلام- در ستايش حضرت عمر -رضي الله عنه- مي فرمايد :

«پاداش نيك فلاني (عمر -رضي الله عنه) نزد خداست، زيرا كجي را راست كرده و بيماران را مداوا ساخت، سنت را برپاداشت و فتنه و (بدعت) را پشت سر انداخت و در حالي از دنيا رفت كه دامانش پاكيزه و وجودش كم عيب بود. به خير دنيا رسيد و از شر آن گريخت. طاعت حق را بجاي آورد و آنگونه كه شايسته بود تقوا گزيد »

پاسخ سؤال اول :

ما پيش از اين به شبهه بيعت امير المؤمنين عليه السلام و سخناني كه آن حضرت در نامه ششم نهج البلاغه خطاب به معاويه نوشته اند ، به صورت مفصل پاسخ داده ايم، لطفاً به اين آدرس مراجعه فرماييد :

آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟

پاسخ سؤال دوم :

امام علي -رضي الله عنه- مي فرمايد : (سوگند به جانم كه منزلت آن دو (ابوبكر و عمر) در اسلام بسيار والاست و رحلت و كوچ آنها به آخرت، لطمه سنگين و درد شديدي براي اسلام مي باشد، خداوند آنان را رحمت كند و به نيكوترين شيوه پاداش دهد .

اولا: اين روايت در نهج البلاغة نيست ؛ بلكه در شرح نهج البلاغة ابن ابي الحديد شافعي است و براي ما ارزش ندارد ، وي در شرح نهج البلاغه مي نويسد :

... وذكرت أن الله تعالي اجتبي له من المسلمين أعوانا أيده الله بهم ، فكانوا في منازلهم عنده علي قدر فضائلهم في الاسلام ، فكان أفضلهم - زعمت - في الاسلام ، وأنصحهم لله ولرسوله الخليفة وخليفة الخليفة ، ولعمري إن مكانهما في الاسلام لعظيم ، وإن المصاب بهما لجرح في الاسلام شديد ، فرحمهما الله وجزاهما أحسن ما عملا ! ...

شرح نهج البلاغة ـ ابن ابي الحديد ـ ج ١٥ ، ص ٧٦ ، باب فصل في ذكر بعض مناقب جعفر بن أبي طالب .

راجع به مذهب ابن ابي الحديد به آدرس زير مراجعه كنيد .

آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟

ثانيا : در سند اين روايت فردي به نام عمر بن سعد بن أبي الصيد الأسدي است كه از نظر علماي رجالي فردي ضعيف است . ذهبي در مورد او مي نويسد :

قال ابوحاتم : متروك الحديث .

ميزان الإعتدال ج ٣ ، ص ١٩٩ ، ترجمه عمر بن سعد ، رقم ٦١١٨؛ الجرح و التعديل ج ٦ ، ص ١١٢ ، باب السين ، ترجمه عمر بن سعد الأسدي رقم ٥٩٥ .

ابوحاتم مي گويد : احاديث او را علما ترك مي كنند ( كنايه از اينكه احاديثش مورد قبول علما نيست ) .

اما نكته اي كه غفلت از آن شايسته نيست اين است كه (بر فرض صحت چنين نقلي ) آقا اميرالمؤمنين عليه السلام اين عبارات را در جواب نامه معاويه نوشته اند نامه اي كه معاويه در آن حضرت را متهم به قتل عثمان مي كند ! و اگر كسي ذره اي از تاريخ مطلع باشد در مي يابد كه يكي از عناصر اصلي ترور و قتل عثمان ، خود معاويه بن ابي سفيان بوده است و معاويه براي عوام فريبي و تبرئه كردن خود در ميان مردم چنين اكاذيبي را مي نويسد .

پاسخ سؤال سوم :

اما اين كه امير المؤمنين عليه السلام فرموده باشند :

«پاداش نيك فلاني (عمر -رضي الله عنه) نزد خداست، زيرا كجي را راست كرده و بيماران را مداوا ساخت، سنت را برپاداشت ... » .

اين مطلب كه مشار اليه اين خطبه عمر بن خطاب ، باشد قابل اثبات نيست ؛ بلكه ميان علما در اين كه مراد حضرت چه كسي بوده چند نظريه وجود دارد :

١. يكي از اصحاب حضرت امير عليه السلام :

صبحي صالح از علماي اهل سنت ـ مي گويد : مراد يكي از اصحاب حضرت علي عليه السلام است ، او عنوان خطبه را اين گونه قرار مي دهد :

( من كلامه عليه السلام : ما يريد به بعض أصحابه )

شرح نهج البلاغة صبحي صالح خطبه ٢٢٨ ، ص ٣٥٠ .

اين خطبه از خطبه هاي علي عليه السلام است كه منظور ايشان در اين خطبه بعضي از اصحابش مي باشد .

در ميان علماي شيعه نيز راوندي اين قول را اختيار نموده است .

صاحب منهاج البراعة مي نويسد :

قال الراوندي : إنّه عليه السّلام مدح بعض أصحابه بحسن السيرة.

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة ـ مير حبيب اللّه الهاشمي الموسوي الخوئي ـ ذيل خطبه ٢٢٨ نهج البلاغة .

٢. مالك اشتر نخعي :

شيخ حبيب الله خويي مي نويسد:

فلا يبعد أن يكون مراده عليه السّلام هو مالك بن الحرث الأشتر ...

بعيد نيست كه مراد حضرت امير عليله السلام مالك اشتر باشد .

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة ، ذيل خطبه ٢٢٨ نهج البلاغة .

٣- تعريض به عثمان :

جاروديه ( يكي از فرق زيديه ) مي گويند كه مراد حضرت تعريض به عثمان است .

ابن ابي الحديد مي نويسد :

واما الجارودية من الزيدية فيقولون : انه كلام قاله في أمر عثمان أخرجه مخرج الذم له ، والتنقص لأعماله ، كما يمدح الان الأمير الميت في أيام الأمير الحي بعده ، فيكون ذلك تعريضا به .

شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد ج ١٢ ص ٣ .

«جاروديه» كه گروهي از «زيديه» هستند معتقدند كه امام علي عليه السلام اين سخن را درباره «عثمان» گفته است، و در واقع حضرت در مقام انتقاد از كارهاي عثمان و اعتراض به او اين جملات را بيان نموده است همانطور كه به جهت تعريض بر حاكم حاكم فعلي، حاكم گذشته را مدح مي كنند.

٤. عمر بن خطاب از باب تقيه :

غالب علماي شيعه مي گويند كه حضرت از باب توريه و تقيه اين جملات را در مورد عمر بيان كرده اند .

ابن ابي الحديد مي نويسد:

أمّا الاماميّة فيقولون : إنّ ذلك من التقية و استصلاح أصحابه .

شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد ج ١٢ ص ٣ .

مرحوم خوئي بعد از بيان اقوال مختلف در مورد مشار اليه اين خطبه مي گويد :

وسالحاصل أنّه علي كون المكنّي عنه عمر لا بدّ من تأويل كلامه و جعله من باب الايهام و التّورية علي ما جرت عليها عادة أهل البيت عليهم السّلام ... سلكوا في كلماتهم كثيرا مسلك التّورية و التقيّة حقنا لدمائهم و دماء شيعتهم ، حيث لم يتمكّنوا من إظهار حقيقة الأمر .

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة ، ذيل خطبه ٢٢٨ نهج البلاغة .

٥- عمر بن خطاب :

ابن أبي الحديد و محمد عبده ، مي گويند :

أي عمر علي الارجح ، نظر بهتر اين است كه در مورد عمر است .

شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد ج ١٢ ص ٣ ؛ نهج البلاغه، شرح محمد عبده: ٤٣٠.

ظاهرا ابن ابي الحديد اين مطلب را از طبري گرفته است . طبري در تاريخش مي نويسد :

حدثنا عمر قال حدثنا علي قال حدثنا ابن دأب وسعيد بن خالد عن صالح بن كيسان عن المغيرة بن شعبة قال لما مات عمر رضي الله عنه بكته ابنة أبي حثمة فقالت واعمراه أقام الاود وأبرأ العمد أمات الفتن وأحيا السنن خرج نقي الثوب بريئا من العيب قال وقال المغيرة ابن شعبة لما دفن عمر أتيت عليا وأنا أحب أن أسمع منه في عمر شيئا فخرج ينفض رأسه ولحيته وقد اغتسل وهو ملتحف بثوب لا يشك ان الامر يصير إليه فقال يرحم الله ابن الخطاب لقد صدقت ابنة أبي حثمة لقد ذهب بخيرها ونجا من شرها أما والله ما قالت ولكن قولت .

تاريخ الطبري الطبري ج ٣ ، ص ٢٨٥ ؛ حوادث سنة ثلاث و عشرين من الهجرة ، باب من ندب عمر و رثاه.

سند روايت طبري هم ضعيف است ؛ زيرا در اين سند ابن دأب وجود دارد كه از نظر علماي رجال ضعيف است:

تشخيص ابن دأب :

وقتي « ابن دأب » به صورت مطلق مي آيد منظور محمد بن دأب مي باشد همانطوري كه ابن حجر عسقلاني از استوانه هاي علمي اهل سنت مي نويسد :

وقيل إن ابن داب الذي ذكره خلف هو عيسي بن يزيد ... قلت : عيسي بغدادي كان ينادم المهدي فلعل خلفا إن كان قصده عني مدينة المنصور وإلا فظاهر الاطلاق يدل علي أنه أراد الأول .

تهذيب التهذيب ج ٩ ، ص ١٢٥ ، ذيل ترجمه محمد بن دأب ، رقم ٢٢٢ .

بعضي گفته اند منظور از ابن دأب كه خلف (از رجاليون اهل سنت) او را جعّال حديث معرفي كرد ، عيسي بن يزيد است ... اما نظر من اين است كه عيسي بغدادي ( بن يزيد بن بكر بن دأب ) از ملازمين مهدي بوده است پس چه بسا منظور خلف ( اگرمقصودش عيسي بغدادي باشد ) از مدينه كه گفت : ( ابن دأب در مدينه حديث جعل مي كرد ) مدينه منصور (كوفه) باشد و اگر منظورش مدينه منصور (كوفه) نباشد ، اطلاق عبارت خلف دلالت بر اين دارد كه منظور او محمد بن دأب است .

ابن حجر در جاي ديگر مي گويد :

ابن داب هو محمد .

تهذيب التهذيب ج ١٢ ، ص ٢٦٢، حرف الدال .

مراد از ابن دأب محمد بن دأب است .

مزي نيز مي گويد :

ابن داب ، هو : محمد بن داب .

تهذيب الكمال ج ٣٤ ، ص ٤٣٩ .

مراد از ابن دأب محمد بن دأب است .

ديدگاه علماي اهل سنت در ضعف ابن دأب

قال أبو زرعة : ضعيف الحديث كان يكذب .

ابو زرعة مي گويد : احاديث محمد بن دأب ضعيف است و وي فردي دروغگو است .

قال الأصمعي قال لي خلف الأحمر: ابن داب يضع الحديث بالمدينة

اصمعي مي گويد : خلف الاحمر به من گفت : ابن دأب در مدينه حديث جعل مي كرد .

تهذيب التهذيب ج ٩ ، ص ١٢٥ ، رقم ٢٢٢ .

ذهبي ذيل ترجمه محمد بن داب مي گويد :

محمد بن داب المديني . كذبه ابن حبان ، وغيره .

ميزان الإعتدال ج٣ ، ص ٥٤٠ ، رقم ٧٤٩٨ .

ابن حبان و ديگران محمد بن دأب را تضعيف نموده اند .

و اگر مراد از ابن دأب محمد بن دأب نباشد ، ابن دأب بين محمد بن دأب و عيسي بن يزيد بن بكر بن دأب مشترك است همانطوري كه ذهبي از علماي بزرگ رجال اهل سنت مي گويد :

ابن دأب . هو محمد بن دأب . وعيسي بن يزيد بن بكر بن دأب .

ميزان الإعتدال ج ٤ ، ص ٥٩١ ، رقم ١٠٧٨١.

و اين در حالي است كه عيسي بن يزيد نيز همانند محمد بن دأب فردي ضعيف است :

بخاري احاديث او را منكر مي داند .

تاريخ الكبير ج ٦ ، ص ٤٠٢ ، ترجمه عيسي بن يزيد الليثي المديني ، رقم ٢٧٨٢ ؛ ضعفاء الكبير ـ العقيلي ـ ج ٣ ، ص ٣٩١ ، ترجمه عيسي بن يزيد المدني ، رقم ١٤٣٠ ؛ تاريخ بغداد ـ خطيب بغدادي ـ ج ١١ ، ص ١٥٠ ، ترجمه عيسي بن يزيد بن بكر بن داب ، أبو الوليد ، رقم ٥٨٤٥ .

ذهبي مي گويد :

وكان أخباريا علامة نسابة ، لكن حديثه واه ... وقال البخاري وغيره : منكر الحديث ... وقال أبو حاتم : منكر الحديث .

ميزان الاعتدال ج ٣ ، ص ٣٢٨ ، ترجمه عيسي بن يزيد بن بكر داب الليثي المدني ، رقم ٦٦٢٥ ؛ الجرح و التعديل ج ٦ ، ص ٢٩١ ، ترجمه عيسي بن يزيد الليثي ، رقم ١٦١٥ .

او اخباري بود ، علامه بود و از علماي نسب شناسي به شمار مي رفت ولي احاديث او واهي و بي ارزش است ... بخاري و ابوحاتم احاديث او را منكر مي دانند .

ابن حجر عسقلاني ذيل ترجمه مرداس بن قيس الدوسي بعد از نقل روايتي مي گويد :

عيسي أظنه بن دأب وهو كذاب .

گمان مي كنم منظور ازعيسي (در اين روايت)عيسي بن دأب است كه او فردي كذاب( بسيار درغگو) است .

الإصابة في معرفة الصحابة ج ٦ ، ص ٥٨ ، ذيل ترجمه مرداس بن قيس الدوسي ، رقم ٧٩٠٣.

ابن حجر عسقلاني ذيل ترجمه محمد بن دأب مي گويد :

وفي عيسي يقول الشاعر :

خذوا عن مالك وعن ابن عون * ولا ترووا أحاديث ابن داب

شاعر درمورد عيسي بن يزيد گفته است:از مالك وابن عون روايت نقل كنيد ولي احاديث ابن دأب را روايت نكنيد .

تهذيب التهذيب ج ٩ ، ص ١٢٥ ، ذيل ترجمه محمد بن دأب ، رقم ٢٢٢ ؛ تاريخ بغداد ـ خطيب بغدادي ـ ج ١١ ، ص ١٥٣ ، ترجمه عيسي بن يزيد بن بكر بن داب ، أبو الوليد ، رقم ٥٨٤٥ .

و اما بر فرض صحت چنين نقلي ، همانطور كه در روايت آمده بود اين عبارات را به بنت أبي حثمة ياد داده بودند تا براي خليفه تبليغ كند و به اين وسيله مقداري از جرائم خليفه كاسته شود .

دلايل بر اين مدعا :

اعتراضات به انتخاب عمر

١ - اعتراض مردم نسبت به خلافت عمر و خشونت او كه زمينه ساز جو بدبيني مردم نسبت به عمر شده بود

مخالفت مردم با نصب عمر

* عن إسماعيل بن أبي خالد عن زبيد ( ابن الحارث ) اليامي . قال : لما حضرت أبا بكر الوفاة بعث إلي عمر يستخلفه . فقال الناس : استخلف علينا فظا غليظا . لو قد ملكنا كان أفظ وأغلظ . فماذا تقول لربك إذا لقيته وقد استخلفت علينا عمر ؟

المصنف ـ ابن ابي شيبة ـ ج ٨ ، ص ٥٧٤ ، باب ( ٤٤ ) ما جاء في خلافة عمر بن الخطاب ؛ تاريخ المدينة ـ ابن شبة النميري ـ ج ٢ ، ص ٦٧١ ، باب أقوال الناس عن تو لية عمر ... .

ابو بكر لحظه وفاتش كسي را نزد عمر فرستاد تا وي را جانشين خويش سازد، مردم اعتراض كردند وگفتند: آيا كسي را كه درشتخو وبد اخلاق است مي خواهي بر ما حاكم كني؟ او اگر بر ما حاكم شود بد اخلاق تر وخشن تر خواهد شد،

چه جوابي فرداي قيامت براي پروردگارت هنگام ملاقات آماده كرده اي؟

مخالفت مهاجرين و انصار با نصب عمر

«دخل عليه المهاجرون والأنصار حين بلغهم أنّه استخلف عمر ، فقالوا : نراك استخلفت علينا عمر ، وقد عرفته ، وعلمت بوائقه فينا وأنت بين أظهرنا ، فكيف إذا وليّت عنّا وأنت لاق اللّه عزّوجل فسائلك ، فما أنت قائل؟» .

الإمامةوالسياسة بتحقيق الشيري:ج١ص٣٧، و بتحقيق الزيني : ج١ ص٢٤ ، باب مرض أبي بكر و استخلافه عمر .

مهاجران وانصار پس از شنيدن خبر جانشيني عمر نزد ابوبكر رفتند وگفتند: شنيده ايم عمر را جانشينت قرار داده اي، وحال آنكه تو اورا خوب مي شناسي واز شرارتهايش در بين ما آگاهي ؟ پس چرا اورا جانشينت قرار داده اي تو كه بزودي پر وردگارت را ملاقات مي كني آيا در برابر پرسش خداوند پاسخي آماده كرده اي؟

مخالفت ، علي عليه السلام ، طلحه و زبير :

دخل علي أبي بكر طلحة والزبير وعثمان وسعد وعبد الرحمن وعلي بن أبي طالب (عليه السلام) فقالوا: ماذا تقول لربّك وقد استخلفت علينا عمر .

تاريخ مدينة دمشق:ج٤٤ ص٢٤٨، ذيل ترجمه عمر بن الخطاب بن نفيل ... ؛ تاريخ المدينة لابن شبة النميري: ج ٢ ص ٦٦٦ ، باب ذكر عهد أبي بكر " إلي عمر " واستخلافه إياه ووصيته إياه .

چه بسا اين عبارات بعد از مرگ عمر براي برطرف ساختن اين جو بدبيني بوده است .

عمر در زمان خلافت

عمر مايه عذاب براي اصحاب رسول خدا

در قضيه ابوموسي اشعري أبي بن كعب مي گويد :

سمعت رسول الله صلي الله عليه وآله يقول ذلك يا ابن الخطاب فلا تكونن عذابا علي أصحاب رسول الله صلي الله عليه و سلم ... .

از رسول خدصلي الله عليه وآله شنيدم كه فرمود: اي پسر خطاب بر يارانم عذاب مباش٠

صحيح مسلم ج٦ ، ص ١٨٠ ، كتاب الآداب ، باب الإستئذان ؛ سنن ابي داود ج٢ ، ص ٥١٤ ، كتاب الأدب باب ( ١٣٨) كم مرة يسلم الرجل في الاستئذان ؛ شرح صحيح مسلم ـ نووي ـ ج ١٤ ، ص ١٣٢، كتاب الآداب ، باب الإستئذان ؛ فتح الباري ج ١١، ص ٢٤و ٢٥، كتاب الإستئذان، باب التسليم و الإستئذان ثلاثا ؛ عمدة القاري ـ عيني ـ ج ٢٢، ص ٢٤٢ ؛ الإستذكار ـ ابن عبدالبر ـ ج ٨ ،ص ٤٧٨؛ التمهيد ـ ابن عبد البر ـ ج ٣،ص ١٩٥؛ الأذكار النووية ـ يحيي بن شرف النووي ـ ص ٣٣٠ ، كتاب اذكار المتفرقة ، باب ( باب جواز التعجب بلفظ التسبيح والتهليل ونحوهما ) ، حديث ١٠٠٨ ؛ فيض القدير شرح جامع الصغير ـ المناوي ـ ج ٣ ، ص ٢٢٨، باب ( فصل في المحلي بأل من هذا الحرف ـ أي حرف الهمزة ـ ) ؛ الاحكام ـ ابن حزم ـ ج ٦ ، ص ٨١٥ ، باب الباب السادس والثلاثون في إبطال التقليد .

تازيانه عمر و رعب و وحشت مردم

قال الشعبي: «كانت دِرَّة عمر أهيب من سيف الحجاج».

مغني المحتاج لمحمد بن الشربيني: ٣٩٠/٤، حواشي الشرواني علي تحفة المحتاج: ١٣٤/١٠، وفيات الأعيان لابن خلكان، ج ٣، ص ١٤.

هذه قولة مشهورة ، ولها موارد كثيرة جدا ، والمضحك أنهم يتبجحون بها ناسين أو متناسين أن سيف الحجاج ما قام إلا ظلما وإجحافا ، ودرة عمر أكثر منه . . وهي كلمة حق ، إذ لولا فتح باب المظالم والتعدي من الأوائل لما أمكن الحجاج وغيره أن يفعلوا ما فعلوا.

بحار الأنوار ج ٣١ - پاورقي ص ٢٨.

شعبي مي گويد: دره (تازيانه) عمر ترس ناكتر ازشمشير حجاج بود

در توضيح اين سخن بايد گفت: داستان مهيب بودن ووحشت ناك بودن تازيانه عمر بسيار مشهور است وتعجب اين است كه طرفداران خليفه آنرا با افتخار نقل مي كنند وگويا توجه ندارند كه تشبيه آن به شمشير حجاج وبلكه بدتر بودن آن افتخاروامتيازي را براي عمر ثابت نمي كند زيرا شمشير حجاج جز براي ظلم وستم وريختن خون بناحق افراشته نشده است٠

أبو هريرة و كتمان حديث از ترس تازيانه عمر

وإنما نشر واحدا فقط : لقد عرفنا أن أبا هريرة كان ممن هدده عمر بالإبعاد بسبب روايته الحديث ، وقد خضع أمام التهديدات ، كما يظهر من الآثار التالية :

روي البخاري عن سعيد المقبري ، عن أبي هريرة قال : حفظت من رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم وعائين : فأما أحدهما فبثثته في الناس ، وأما الآخر فلو بثثته لقطع هذا البلعوم.

صحيح البخاري: ٣٨/١، كتاب العلم، باب حفظ العلم.

ابو هريره فقط بخشي از احاديثي را كه از رسول خدا صلي الله عليه وآله شنيده بود بين مردم رواج داد چون از تهديد عمر ترسيد وسكوت كرد٠ از خود او نقل است كه گفت: دو ظرف( كنايه از تعداد زياد) از احاديث رسول خدا صلي الله عليه وآله پر نموده وحفظ كردم٠ يكي از آن دورا بين مردم ترويج وپخش كردم و اما آن ديگري را اگر براي مردم بازگو كنم حنجره ام قطع خواهد شد٠

قال أبو سلمة : سألت أبا هريرة : أكنت تحدث في زمان عمر هكذا ؟ قال أبو هريرة : لو كنت أحدث في زمان عمر - مثل ما أحدثكم - لضربني بمخفقته.

تذكرة الحفّاظ: ٧/١.

ابو سلمه مي گويد: از ابو هريره سؤال كردم: آيا تو زمان عمر هم اينگونه حديث نقل مي كردي ؟ گفت: اگر در زمان او اين چنين حديث نقل مي كردم از شكنجه وتازيانه عمر در امان نبودم٠

وقال أبو هريرة : لقد حدثتكم بأحاديث لو حدثت بها زمن عمر لضربني بالدرة.

جامع بيان العلم لابن عبد البر: ٣٤٨ ح ١٦٩٤. (١٢١/٢).

ابو هريره مي گويد: احاديثي كه امروز براي شما نقل مي كنم اگر در زمان عمر آن را نقل مي كردم از دره عمر بي بهره نمي ماندم٠

روي ابن عساكر عنه قال : ما كنّا نستطيع أن نقول : قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم حتي قبض عمر، قال أبو سلمة: فسألته بم؟ قال كنّا نخاف السياط وأومأ بيده إلي ظهره.

تاريخ مدينة دمشق: ٣٤٤/٦٧، رواه ابن كثير في البداية والنهاية: ١١٥/٨، من دون كلام أبي سلمة.

ابن عساكر و ابن كثير از أبو هريرة نقل مي كنند كه گفت : از ترس بازداشت شدن بوسيله عمر، ما قدرت وجرات نداشتيم بگوييم: قال رسول الله ، پرسيدم: چرا؟ گفت: از ترس تازيانه عمر، سپس به پشتش اشاره كرد، كنايه از شلاقهايي كه بر پشت وپهلو نواخته مي شد٠

كان يقول: إنّي لأحدث أحاديث لو تكلمت بها في زمان عمر أو عند عمر، لشجّ رأسي.

البداية والنهاية: ١١٥/٨.

ونيز ابوهريره مي گفت: امروز احاديثي نقل مي كنم كه اگر در زمان عمر آنرا نقل مي كردم سرم شكسته مي شد٠

ترس ابن عباس از اظهار نظردر زمان عمر

وقيل لابن عباس لما أظهر قوله في العول بعد موت عمر - ولم يكن قبل يظهره - : هلا قلت هذا وعمر حيّ؟ قال : هبته ، وكان امرأ مهاباً.

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ١٧٣ - ١٧٤.

ازابن عباس كه پس از مرگ عمرنظرش را در باره عول( زياد آمدن ميراث بر سهام) بيان كرده بود سؤال كردند كه چرا در زمان عمر نگفتي؟ گفت: از عمر ترسيدم٠

ترس ابن عباس از پرسيدن حكم شرعي

روي البخاري: بإسناده عَنْ عُبَيْدِ بْنِ حُنَيْنٍ، أَنَّهُ سَمِعَ ابْنَ عَبَّاسٍ رضي الله عنهما يُحَدِّثُ أَنَّهُ قَالَ مَكَثْتُ سَنَةً أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ عَنْ آيَةٍ، فَمَا أَسْتَطِيعُ أَنْ أَسْأَلَهُ هَيْبَةً لَهُ، حَتَّي خَرَجَ حَاجًّا فَخَرَجْتُ مَعَهُ فَلَمَّا رَجَعْتُ وَكُنَّا بِبَعْضِ الطَّرِيقِ عَدَلَ إِلَي الأَرَاكِ لِحَاجَةٍ لَهُ قَالَ: فَوَقَفْتُ لَهُ حَتَّي فَرَغَ سِرْتُ مَعَهُ فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَنِ اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا عَلَي النَّبِيِّ صلي الله عليه وسلم مِنْ أَزْوَاجِهِ فَقَالَ تِلْكَ حَفْصَةُ وَعَائِشَةُ. قَالَ فَقُلْتُ وَاللَّهِ إِنْ كُنْتُ لأُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ هَذَا مُنْذُ سَنَةٍ، فَمَا أَسْتَطِيعُ هَيْبَةً لَكَ.

صحيح البخاري: ٦٩/٦، ح ٤٩١٣، كتاب التفسير، باب تَبْتَغِي مَرْضَاةَ أَزْوَاجِكَ.

بخاري به سندش از عبيد بن حنين واو از ابن عباس نقل مي كند كه گفت: از ابن عباس شنيدم كه گفت: مدت يك سال منتظر بودم تا درباره آيه اي از قرآن از عمر مطالبي به پرسم ولي مي ترسيدم تا اينكه براي زيارت خانه خدا به طرف مكه حركت كرد من نيز با وي همراه شدم ودر وقت بازگشت از سفر حج دربين راه براي انجام كاري از راه كناره گرفت وبه طرف درخت اراك رفت، تا وقت بازگشتنش به انتظار ماندم ، وقتي كه بازگشت، گفتم: آن دو زن كه بر آزار واذيت رسول خدا صلي الله عليه وآله هم پيمان شدند چه كساني بودند؟ گفت: حفصه وعائشه٠ گفتم: به خدا سوگند، دو سال است كه مي خواهم در باره اين آيه از تو به پرسم ولي از ترس چيزي نگفتم٠

مشابه حديث قبل ابن عبد البرّ نيز از ابن عباس نقل كرده است كه گفت :

مكثت سنتين أريد أن أسأل عمر بن الخطاب عن حديث ما منعني منه إلا هيبته حتي تخلف في حج أو عمرة في الأراك الذي ببطن مر الظهران لحاجته فلما جاء وخلوت به قلت يا أمير المؤمنين أني أريد أن أسألك عن حديث منذ سنتين ما يمنعني إلا هيبة لك قال فلا تفعل إذا أردت أن تسأل فسلني فإن كان منه عندي علم أخبرتك وإلا قلت لا أعلم فسألت من يعلم قلت من المرأتان اللتان ذكرهما إنهما تظاهرتا علي رسول الله صلي الله عليه وسلم قال عائشة وحفصة.

جامع بيان العلم وفضله، ج ١، ص ١١٢، فتح القدير، ج ١، ص ١٤، ص ٢٦، تفسير القرطبي، ج ١.

خشونت عمر و ارتداد جبلة بن أيهم

وعمر هو الذي أغلظ علي جبلة بن الأيهم حتي اضطره إلي مفارقة دار الهجرة ، بل مفارقة دار الاسلام كلها ، وعاد مرتدا داخلا في دين النصرانية ، لأجل لطمة لطمها . وقال جبلة بعد ارتداده متندما علي ما فعل:

تنصرت الأشراف من أجل لطمة

وما كان فيها لو صبرت لها ضرر !

فيا ليت أمي لم تلدني وليتني

رجعت إلي القول الذي قاله عمر

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ١٨٣.

جبله بن ايهم از جمله كساني است كه سختگيريها وسيلي خوردنش از عمراو را وادار به فرار از سرزمين اسلام وخارج شدن از دين اسلام ونصراني شدن نمودوبه اصطلاح مرتد شد، وهمواست كه پس از ارتدادش وبا ندامت وپشيماني مي گفت: بزرگان به جهت يك سيلي ترك مذهب نموده ونصرانيت را بر مي گزينند كه اگر در برابر آن صبر ميكردند ضرري نداشت، ايكاش مادر مرا نمي زائيد وايكاش آنه عمر گفت قبول مي كردم٠

زني از ترس عمر به خود ادرار كرد

عبد الرزاق عن ابن عيينة عن الأعمش عن إبراهيم قال : طاف عمر بن الخطاب في صفوف النساء ، فوجد ريحا طيبة من رأس امرأة ، فقال : لو أعلم أيتكن هي لفعلت ولفعلت ، لتطيب إحداكن لزوجها ، فإذا خرجت لبست أطمار (ثوب البالي) وليدتها (أمة).

قال : فبلغني أن المرأة لتي كانت تطيبت، بالت في ثيابها من الفرق (أي الخوف).

المصنف لعبد الرزاق، ج ٤، ص ٣٧٣ - ٣٧٤ ح ٨١١٧ .

عمر در بين صفهاي بانوان عبور مي كرد، بوي خوشي ازيكي از خانمها به مشامش رسيد، گفت: اگر مي دانستم كه كدام زن خودش را خوشبو كرده است با وي چنين وچنان مي كردم، شما زنان بايد خودتان را براي همسرتان خوشبو كنيدوهنگام بيرون آمدن ازمنزل لباسهاي كهنه به پوشيد٠

راوي مي گويد: شنيدم زني كه خودش را خوشبو كرده بود از ترس خودش را نجس كرده بود٠

زني از ترس عمر سقط جنين كرد

استدعي عمر امرأة ليسألها عن أمر - وكانت حاملا - فلشدة هيبته ألقت ما في بطنها فأجهضت به جنينا ميتا ، فاستفتي عمر أكابر الصحابة في ذلك ، فقالوا : لا شئ عليك إنما أنت مؤدب . فقال له علي عليه السلام : إن كانوا راقبوك فقد غشوك ، وإن كان هذا جهد رأيهم فقد أخطأوا عليك غرة - يعني عتق رقبة - فرجع عمر والصحابة إلي قوله.

سيرة عمر لابن الجوزي: ص ١٢٥، (ص ١١٧) جامع بيان العلم لابن عبد البرّ: ص ٣٠٦ ح ١٥٣٧، كنز العمال: ٨٤/١٥ ح ٤٠٢٠١، المصنف: ٤٥٨/٩ ح ١٨٠١٠،السنن الكبري للبيهقي: ١٢٣/٦، والسيوطي في جمع الجوامع كما في ترتيبه (٣٠٠/٧) نقلا عن عبدالرزاق، والبيهقي، شرح نهج البلاغة: ١٧٤/١ خطبة ٣.

عمر زني باردار را احضار كرد تا از وي چيزي به پرسد آن زن از ترس عمر جنينش را سقط كرد٠

از فقيهان وبزرگان دين در باره اين موضوع پرسش نمود ، گفتند: چيزي بر تو نيست، زيرا تو پرسشگر وآموزگاري٠

علي عليه السلام فرمود: اگر اين فقيهان موقعيت وجايگاه تو را رعايت كرده اند پس تو را گمراه ساخته اند واگر آنچه فتوا داده اند نتيجه اجتهاد آنان باشد به خطا رفته اند ، پس بايد يك بنده آزاد كني ، عمر واصحاب فتوا سخن وفتواي علي عليه السلام را پذيرفته ودر برابر آن تسليم شدند٠

عبد الرزاق عن معمر عن مطر الوراق وغيره عن الحسن قالت : أرسل عمر بن الخطاب إلي امرأة مغيبة كان يدخل عليها ، فأنكر ذلك ، فأرسل إليها ، فقيل لها : أجيبي عمر ، فقالت : يا ويلها ما لها ولعمر ! قال : فبينا هي في الطريق فزعت ، فضربها الطلق ، فدخلت دارا فألقت ولدها ، فصاح الصبي صيحتين [ثم مات ]، فاستشار عمر أصحاب النبي صلي الله عليه وسلم ، فأشار عليه بعضهم أن ليس عليك شئ ، إنما أنت وال ومؤدب قال : وصمت علي ، فأقبل عليه ، فقال : ما تقول ؟ قال : إن كانوا قالوا برأيهم فقد أخطأ رأيهم ، وإن كانوا قالوا في هواك فلم ينصحوا لك ، أري أن ديته عليك ، فإنك أنت أفزعتها وألقت ولدها في سببك ، قال : فأمر عليا أن يقسم عقله علي قريش ، يعني يأخذ عقله من قريش ، لأنه خطأ.

المصنف، ج ٩، ص ٤٥٨ - ٤٥٩ ح ١٨٠١٠، كنز العمال، ج ١٥، ص ٨٤ ح ٤٠٢٠١..

عمر زني را احضار كرد، آن زن پس از شنيدن خبر فرياد زد: واي بر من مرا با عمر چكار!

در بين راه كه مي آمد ناگهان درد زايمان آن زن را فرا گرفت واردخانه اي شد فرزندش را به دنيا آورد ؛ اما آن كودك دو بار فرياد زد ومرد ، عمر با اصحاب پيامبر مشورت كرد ، گفتند : برتو چيزي نيست چون تو والي وآموزگار مردم هستي٠ علي عليه السلام نيز ساكت نشسته بود ، عمر از علي پرسيد ، فرمود : اگر آنچه گفتند راي ونظر آنان باشد به خطا رفته اند واگر از روي ترس باشد راي آنان دوستانه نخواهد بود ، نظر من اين است كه ديه اين كودك بر عهده تو است ؛ چون تو سبب ترس ووحشت زن ودر نتيجه سقط ومرگ بچه اش شده اي٠

قال البيهقي: وقيل بعث عمر بن الخطاب رضي الله عنه إلي امرأة في شئ بلغه عنها فأسقطت فاستشار فقال له قائل أنت مؤدب فقال له علي إن كان اجتهد فقد أخطأ وان لم يجتهد فقد غش - عليك الدية.

السنن الكبري، ج ٦، ص ١٢٣.

بيهقي مي گويد: نقل است كه به عمرخبردادند : زني اعمال ناشايستي مرتكب مي شود ، دنبال وي فرستاد ، زن تا خبردار شد جنينش را سقط كرد ، عمر مشورت كرد گفتند : بر تو چيزي نيست چون تو قصدت تربيت افراد است ، علي عليه السلام فرمود : اين حكم اجتهادي و اشتباه است واگر با هدف اجتهاد نيست خيانت به تو است ، تو بايد ديه اين بچه را به پردازي٠

واستدعي عمر امرأة ليسألها عن أمر وكانت حاملا ، فلشدة هيبته ألقت ما في بطنها ، فأجهضت به جنينا ميتا ، فاستفتي عمر أكابر الصحابة في ذلك ، فقالوا : لا شئ عليك ، إنما أنت مؤدب ، فقال له علي عليه السلام : إن كانوا راقبوك فقد غشوك ، وإن كان هذا جهد رأيهم فقد أخطئوا عليك غرة - يعني عتق رقبة - فرجع عمر والصحابة إلي قوله.

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ١٧٤.

ابن ابي الحديد مي نويسد: عمر زني حامله را كه از اخباري در باره اوشنيده بود احضار كرد تا از وي پرس وجو نمايد، آن زن ازترس عمر بچه اش سقط شد ، عمر از بزرگان صحابه حكم مساله را پرسيد، گفتند: تو جرمي مرتكب نشده اي هدف تو تاديب آن زن بوده است٠ علي عليه السلام فرمود: اگر به جهت خوش آيند تو اين چنين فتوا داده اند يقين بدان كه تو را گمراه كرده اند، واگر واقعا فتواي علمي آنان است اشتباه كرده اند وظيفه تو ديه دادن است وآن آزاد نمودن يك برده است، عمر وصحابه فتواي علي عليه السلام را قبول كردند٠

نهي از گريه

زماني كه زينب بنت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم از دنيا رفتند زنان و اهل و عيال رسول خدا مشغول گريه و عزاداري بودند در اين هنگام عمر در حضور پيامبر خدا شروع كرد به تازيانه زدن آنها كه با مخالفت شديد رسول خدا مواجه شد . به اين عبارات توجه كنيد :

كتك زدن اهل و عيال رسول الله

عن ابن عباس قال : لما ماتت زينب بنت رسول الله صلي الله عليه (وآله) وسلم قال رسول الله صلي الله عليه وسلم : ألحقوها بسلفنا الخير عثمان بن مظعون فبكت النساء فجعل عمر يضربهن بسوطه فأخذ رسول الله صلي الله عليه وسلم يده وقال : مهلا يا عمر دعهن يبكين ، وإياكن ونعيق الشيطان . إلي أن قال : وقعد رسولالله صلي الله عليه وسلم علي شفير القبر وفاطمة إلي جنبه تبكي فجعل النبي صلي الله عليه وسلم يمسح عين فاطمة بثوبه رحمة لها .

مسند أحمد ١ ص ٢٣٧ ، ٣٣٥ ، مستدرك الحاكم ٣ ص ١٩١ وصححه وقال الذهبي في تلخيص المستدرك : سنده صالح ، مسند أبي داود الطيالسي ص ٣٥١ ، الاستيعاب في ترجمة عثمان بن مظعون ج ٢ ص ٤٨٢ ، مجمع الزوائد ٣ ص ١٧ . وأخرج البيهقي في السنن الكبري ٤ ص ٧٠

زماني كه زينب دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از دنيا رفت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند خداوند او را به سلف خير و نيكوي ما ( يعني ) عثمان بن مظعون ملحق نمود . وقتي پيامبر خدا اين عبارت را فرمودند زنان بر مصيبت وفات زينب گريستند ، در اين هنگام عمر با تازيانه اي كه در دستش بود در حضور رسول خدا شروع به زدن زنان كرد كه با برخورد تند پيامبر رحمت مواجه شد ، حضرت تازيانه را از او گرفتند و فرمودند آرام باش تورا با اين زنها چكار ؛ بگذار گريه كنند ، و اي زنان شما هم از ناله هاي شيطاني ( ناله هايي كه با گناه و اعتراض به خداوند همراه است ) بر حذر باشيد ... ( تا آنجا كه ابن عباس مي گويد ) رسول خدا صلي الله عليه (و آله) و سلمكنار قبر زينب نشستند و فاطمه زهرا ( سلام الله عليها ) در كنار پدر بزرگوارش بر مصيبت خواهرش زينب مي گريست و پيامبر رحمت اشك هاي دردانه هستي را با لباس مباركش پاك مي نمود .

عن ابن عباس قال : بكت النساء علي رقية ( بنت رسول الله ) رضي الله عنها فجعل عمر رضي الله عنه ينهاهن فقال رسول الله صلي الله عليه وسلم : مه يا عمر . قال : ثم قال : إياكن ونعيق الشيطان فإنه مهما يكن من العين والقلب فمن الرحمة ، وما يكون من اللسان واليد فمن الشيطان - قال : وجعلت فاطمة رضي الله عنها تبكي علي شفير قبر رقية فجعل رسول الله صلي الله عليه وسلم يمسح الدموع علي وجهها * باليد . أو : قال : بالثوب .

( زماني كه رقيه (دختر رسول خدا) از دنيا رفت) زنان و اهل بيت پيامبر بر مصيبت از دست دادن رقيه گريستند در اين هنگام عمر در حضور رسول خدا و با وجود ايشان ، آنها را از گريه كردن نهي كرد ، رسول خدا فرمودند : اي عمر آرام باش تو را با اين زن ها چكار ، سپس فرمودند : اي زنان شما هم از ناله هاي شيطاني ( ناله هايي كه با گناه و اعتراض به خداوند همراه است ) بر حذر باشيد ؛ زماني كه در مصيبت فردي قلب محزون شود و اشك از چشم جاري شود ، منشأ اين عمل رحمت و شفقت و مهر و محبت انسان است و عملي كه در مصيبت فردي با دست و زبان صورت بگيرد ( كنايه از صورت خراشيدن و اعتراض به خداوند و حرفهاي كفر آميز ) از شيطان است . ابن عباس در ادامه مي گويد : فاطمه زهرا ( سلام الله عليها ) كنار قبر رقيه نشسته بود و بر مصيبت از دست دادن رقيه مي گريست و رسول خدا اشك هاي يگانه دخترش را از صورت مباركش پاك مي نمود.

مؤلف مي گويد : شايد ابن عباس گفته باشد : رسول خدا اشكهاي فاطمه را با لباس مباركش پاك مي نمود .

آري روزي رسول رحمت با مهر و محبت اشكهاي فاطمه را از صورت ملكوتي و مباركش پاك مي كند ، ولي در واپسين روزهاي وفات پدر اين امت نابكار همين صورت را آماج سيلي قرار دادند و اينگونه اجر رسالت را ادا كردند .

عيني در عمدة القاري مي گويد :

وأخرج النسائي وابن ماجة عن أبي هريرة أنه قال : مات ميت في آل رسول الله صلي الله عليه وسلم فاجتمع النساء يبكين عليه فقام عمر ينهاهن ويطردهن فقال رسول الله صلي الله عليه وسلم : دعهن يا عمر فإن العين دامعة ، والقلب مصاب ، والعهد قريب .

عمدة القاري ج ٤ ، ص ٨٧ .

نسائي وابن ماجة از أبي هريرة نقل كرده اند كه گفت : شخصي از آل رسول خدا صلي الله عليه ( وآله ) و سلم از دنيا رفت زنان آل رسول جمع شدند و در مصيبت شخص از دست رفته گريستند در اين هنگام عمر بلند شد و ( با وجود رسول خدا ) آنها را از گريه كردن منع كرد و شروع به پراكنده نمودن آنها كرد ، در اين زمان رسول خدا صلي الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : اي عمر آنها را رها كن ، چشمها گريان است و قلبها مصيبت زده و اين شخص نيز تازه از ميان اينها رفته است .

عبدالرزاق صنعاني در المُصَنّف مي گويد :

لما مات خالد بن الوليد اجتمع في بيت ميمونة نساء يبكين ، فجاء عمر ومعه ابن عباس ومعه الدرة ، فقال : يا أبا عبد الله ! ادخل علي أم المؤمنين فأمرها فلتحتجب ، وأخرجهن علي قال : فجعل يخرجهن عليه وهو يضربهن بالدرة ، فسقط خمار امرأة منهن ، فقالوا : يا أمير المؤمنين ! خمارها ، فقال : دعوها ولا حرمة لها ، كان معمر يعجب من قوله : لا حرمة لها .

المصنف ـ عبد الرزاق ـ ج ٣ ، ص ٥٥٧ ، باب الصبر ، والبكاء ، والنياحة ، حديث ٦٦٨١ ؛ كنز العمال ج ١٥ ، ص ٧٣٠ ، باب النياحة ، حديث ٤٢٩٠٥ .

زماني كه خالد بن وليد ( در زمان خلافت عمر )از دنيا رفت زنان در خانه ميمونة همسر رسول خدا جمع شدند و براي او گريستند ، در اين هنگام عمر تازيانه به دست به همراه ابن عباس از راه رسيد و خطاب به ابن عباس گفت : يا ابا عبدالله ! بر ام المؤمنين ميمونة وارد شو و او را امر كن حجاب كند و بگو زناني كه در خانه جمع شده اند پيش من بيايند . ابن عباس مي گويد : زنان خارج شدند و عمر آنها را با تازيانه مي زد ، همينطور كه عمر زنان را مي زد پوشش از روي سر يكي از زنان افتاد ، به عمر گفتند : پوشش ( چادرش ) از سرش افتاد ( رهايش كن ) ، عمر گفت : شما را با او چكار؟ ( بعد از اين گريه ها ) او احترامي ندارد .

عبد الرزاق عن إبراهيم بن محمد عن عبد الكريم قال : حدثني نصر بن عاصم ، أن عمر بن الخطاب سمع نواحة بالمدينة ليلا ، فأتي عليها فدخل ففرق النساء ، فأدرك النائحة فجعل يضربها بالدرة فوقع خمارها ، فقالوا : شعرها يا أمير المؤمنين ، فقال : أجل فلا حرمة لها .

المصنف ـ عبد الرزاق ـ ج ٣ ، ص ٥٥٧ و ٥٥٨، باب الصبر ، والبكاء ، والنياحة ، حديث ٦٦٨٢ ؛ كنز العمال ج ١٥ ، ص ٧٣٠ ، باب النياحة ، حديث ٤٢٩٠٦ .

شبي در مدينه صداي نوحه و گريه و زاري به گوش عمر بن خطاب رسيد ، به دنبال صدا رفت و داخل خانه اي شد كه آن صدا از آنجا بيرون مي آمد و شروع به پراكنده نمودن زنان كرد ، همين كه به زن نوحه خوان رسيد ، شروع كرد به تازيانه زدن او در اين هنگام روپوش ( چادر ) زن نوحه خوان از سرش افتاد به عمر گفتند روپوش او از سرش افتاد ، گفت : آري وليكن اين زن احترامي ندارد .

جالب است با اينكه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در زمان حياتش او را از اين كارها نهي كرد باز هم در دوران حكومتش دست از اينكار برنداشت آن هم نسبت به زن نامحرم ! .

عمر و كتك زدن خواهر ابوبكر

وأول من ضرب عمر بالدرة أم فروة بنت أبي قحافة ، مات أبو بكر فناح النساء عليه ، وفيهن أخته أم فروة ، فنهاهن عمر مرارا ، وهن يعاودن ، فأخرج أم فروة من بينهن ، وعلاها بالدرة فهربن وتفرقن .

كان يقال : درة عمر أهيب من سيف الحجاج . وفي الصحيح أن نسوة كن عند رسول الله صلي الله عليه وآله قد كثر لغطهن ، فجاء عمر فهربن هيبة له ، فقال لهن : يا عديات أنفسهن ! أتهبنني ولا تهبن رسول الله ! قلن : نعم ، أنت أغلظ وأفظ .

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ١٨١.

پس از مرگ ابوبكر زنها بر مرگ او گريه مي كردند عمر چندين مرتبه آنان را نهي كرد ولي گوش نمي دادند تا آنكه ام فروه دختر ابوقحافه خواهر ابو بكر را از بين زنان بيرون آورد وبا تازيانه اش اورا كتك زد كه بقيه زنان فرار كرده ومتفرق شدند، واو اولين كسي كه بود كه عمر اورا با تازيانه زد

گفته مي شود تازيانه عمر از شمشير حجاج وحشتناكتر بود ، ودر خبر صحيح است كه زنان در خدمت پيامبر خدا صدايشان بسيار بلند وهمهمه مي كردند تا عمر وارد مي شد از ترس عمر فرار مي كردند به آنان مي گفت : اي كساني كه به جان خودتان رحم نمي كنيد آيا ازمن مي ترسيد واز رسول خدا صلي الله عليه وآله واهمه نداريد ؟ گفتند : آري چون تو خشن وبي رحم هستي٠

حال سؤال ما اين است : اين فرد كه تا به اين حد با گريه مخالف است كه در حضور پيامبر با تازيانه زنان را از گريه منع مي كند و علي رغم فرمايشات پيامبر مبني بر جواز گريه بازهم در زمان حكومتش همانطور كه ذكر شد زن نامحرمي را چنان با تازيانه مي زند كه روپوش از سرش مي افتد ، و به عبارت ديگر چنان خفقاني در زمان حكومتش بر جامعه حاكم نموده است كه حتي زنان گريه كننده در خانه همسر پيامبر امنيت ندارند ، چگونه ممكن است اين جو خفقان به سرعت و بلا فاصله پس از مرگ او از بين برود و فردي گريه كنان اين مطالب را درباره او بعد از مرگش بگويد ؟ آيا اينها براي تبليغات نبود ؟ آيا اين كارها از قبل برنامه ريزي نشده بود ؟

مواضع اميرالمؤمنين صلوات الله و سلامه عليه در مقابل عمر

با توجه به موضع حضرت امير ع نسبت به عمر صدور چنين سخني از آن حضرت ممكن نيست . به برخي ازموضعگيراي تند حضرت امير عليه ا لسلام نسبت به عمر اشاره مي شود:

١. حضرت از همنشيني با عمر كراهت داشت

... فَأَرْسَلَ إِلَي أَبِي بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا وَلَا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ ...

صحيح البخاري كتاب المغازي باب غزوة الخيبر ج ٥ ، ص ٨٣ ، حديث ٣٩١٣ ، طبع : دارالفكر ـ بيروت .

... حضرت امير عليه السلام به دنبال ابوبكر فرستاد وبخاطر اينكه از همنشيني با عمر كراهت داشت ، فرمود به او بگوئيد تنها بيايد و كسي را با خودش نياورد .

٢- اميرالمؤمنين عمر را درغگو،گناهكار،پيمان شكن وخائن مي داند

٣٣٠٢ - ... عَنْ الزُّهْرِيِّ أَنَّ مَالِكَ بْنَ أَوْسٍ حَدَّثَهُ قَالَ أَرْسَلَ إِلَيَّ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَجِئْتُهُ حِينَ تَعَالَي النَّهَارُ قَالَ فَوَجَدْتُهُ فِي بَيْتِهِ جَالِسًا عَلَي سَرِيرٍ ... فجاء يرفا ... فَقَالَ هَلْ لَكَ فِي عَبَّاسٍ وَعَلِيٍّ قَالَ نَعَمْ فَأَذِنَ لَهُمَا ... ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا ...

صحيح المسلم كتاب الجهاد باب حكم الفئ ج٥ ، ص ١٥٢، طبع : دارالفكر ـ بيروت .

زهري از مالك بن اوس نقل مي كند : عمر بن خطاب به دنبال من فرستاد پيش او رفتم در حالي كه روز ( خورشيد ) بالا آمده بود ، ديدم بر تختي نشسته است ... مالك بن اوس مي گويد : يرفا آمد و گفت عباس (عموي پيامبر اكرم ) و علي بن ابي طالب ( صلوات الله و سلامه عليه ) آمده اند ، مي خواهند پيش تو بيايند ، عمر گفت بگو بيايند ... ( سپس عمر خطاب به عباس و حضرت امير مي گويد ) ابوبكر از دنيا رفت ومن خود را جانشين رسول خدا و ابوبكر شمردم و شما دو نفر مرا دروغگو و گناهكار و پيمان شكن و خائن پنداشتيد .

٣. در قضاياي خلافت ، حضرت امير مي فرمايند :

وقال عليه السلام : واعجبا أن تكون الخلافة بالصحابة ولا تكون بالصحابة والقرابة . وروي له شعر في هذا المعني :

فإن كنت بالشوري ملكت أمورهم * فكيف بهذا والمشيرون غيب

وإن كنت بالقربي حججت خصيمهم * فغيرك أولي بالنبي وأقرب

نهج البلاغة - خطب الامام علي عليه السلام ج ٤ ص ٤٣ ، خطبه ١٩٠ .

( حضرت امير در جواب ابوبكر، مي فرمايند ) عجيب است مگر خلافت بمصاحبت است ، و بمصاحبت و قرابت و خويشاوندي نيست .

سيّد رضي مي گويد : دو بيت شعر فوق هم در آن هنگام از آن حضرت ( عليه الصلاة و السلام ) روايت شده است و ترجمه اش اين است :

كه اگر تو بواسطه اجماع امّت زمام امور را در دست گرفتي ، چگونه چنين اجماعي درست است در صورتيكه اهل حلّ و عقد و مشورت ( من و بني هاشم ) غايب بوده اند

و اگر بسبب خويشي با مخاصمه جوي آنان حجّت آوردي و برتري جستي كه در اين صورت هم آن كس كه با پيمبر نزديكتر است باين امر سزاوارتر است .

٤. اعتراض به عمر و ابوبكر در غصب خلافت

ولو لا خاصّة ما كان بينه وبين عمر، لظننت أنّه لا يدفعهاعنّي .

شرح نهج البلاغة: ٩٥/٦.

اگر آن ارتباط ويژه ميان ابوبكر و عمر نبود، امر خلافت را از من دفع نمي كردند.

درعبارت طبري آمده :

ولولا خاصّة ما بينه وبين عمر ، وأمر قدعقداه بينهما ، لظننت أنّه لا يدفعها .

المسترشد لمحمد بن جرير الطبري: ٤١٣.

آنچه كه مانع خلافت من شد، همان پيمان سرّي بود كه ميانابوبكر و عمر منعقد شده بود:

٥. مخالفت با سيره و روش ابوبكر و عمر

به حضرت امير پيشنهاد دادند بعد از عمر خليفه شود به شرط اينكه به سنت شيخين عمل كند حضرت جواب دادند من به قرآن و سنت رسول خدا و رأي خودم عمل مي كنم . در نتيجه حضرت بخاطر عمل كردن به قرآن و سنت رسول خدا و عمل نكردن به سنت شيخين از خلافت كنار زدند .

عن عاصم عن أبي وائل قال قلت لعبدالرحمن بن عوف كيف بايعتم عثمان وتركتم عليا رضي اللّه عنه قال ما ذنبي قدبدأت بعلي فقلت أبايعك علي كتاب اللّه وسنة رسوله وسيرة أبي بكر وعمر رضياللّه عنهما قال فقال فيما استطعت قال ثم عرضتها علي عثمان رضي اللّه عنهفقبلها .

مسند احمد بن حنبل ج ١ ص ٧٥، فتح الباري ج ١٣ ص ١٧٠.

ابن وائل گويد: به عبد الرحمان گفتم: چگونه با وجود شخصيتي مانند علي با عثمان بيعت كرديد؟ پاسخمي دهد: گناه من چيست كه سه مرتبه به علي پيشنهاد كردم كه خلافت را به شرطعمل به كتاب خدا و سنت پيامبر و سيره ابوبكر وعمر بپذيرد ولي قبول نكرد. ولي عثمان زير بار اين پيشنهاد رفت .

حال چطور مي شود از عمر اينگونه تعريف كنند :

أقام الاود وأبرأ العمد أمات الفتن وأحيا السنن خرج نقي الثوب بريئا من العيب ...

اما بخاطر عمل نكردن به سنت او خلافت را رد كنند .

چگونه مي شود عمر احياگر سنت پيامبر باشد ، در حالي كه خودش اعتراف مي كرد :

متعتان محللتان كانتا علي عهد رسول الله و أنا أحرمهما .

و از طرفي چطور مي شود فردي اينگونه باشد :

( أقام الاود وأبرأ العمد أمات الفتن وأحيا السنن خرج نقي الثوب بريئا من العيب )

ولي مواضع حضرت در مورد او اينچنين باشد ؟!!!

نتيجه :

از تمامي عبارات بالا بدست مي آيد كه اين مطالب اگر در مورد عمر هم باشد ، حضرت در مقام إخبار نبوده اند . بلكه يا در مقام كنايه زدن به عثمان و يا تعجب و يا استفهام و يا تقيه و يا توريه بوده اند .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)