پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ١٢٦ - آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!

آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!

کد مطلب: ٥٠١٥ تاریخ انتشار: ٣٠ شهریور ١٣٩٦ تعداد بازدید: ٤٦٩٩٠ پرسش و پاسخ » عقائد شيعه آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!

توضيح سؤال:

با وجود تمام نصوص و عبارات صريحي كه در متون تاريخي ذكر گرديده و همچون روز روشن است كه قاتل امام حسين عليه السّلام چه كسي است؛ اما با اين وجود همچنان برخي افراد در سايت ها و كتاب هاي خود در صدد عوام فريبي و سم پاشي بر آمدهو اين جمله از امام حسين عليه السلام در كتاب ارشاد شيخ مفيد رحمه الله عليه را خطاب به شيعيان آن حضرت دانسته و به اين وسيله آنها را قاتلان واقعي آن حضرت معرفي نموده اند. از اين رو لازم است توضيحاتي پيرامون اين موضوع ذكر گردد.

گرچه به خوبي پاسخ اين پرسش مشخص و واضح است؛ اما از باب اهميت ويژه اين بحث كه اخيراً از سوي بسياري از هواداران بني اميه و وهابيت مطرح گرديده و به آن دامن زده مي شود در بخشي جدا گانه مورد بررسي قرار مي گيرد.

هواداران بني اميه، چه در آن زمان و چه در قرن بعد از آن و حتي عصر حاضر، كوشيده اند حركت آن حضرت را نوعي شورش، آشوب، فتنه انگيزي، ايجاد تفرقه در امت و تمرد از خلافت معرفي كنند و در كشتن او، حق را به جانب يزيد بدهند كه يك شورش گر بر ضد خلافت مركزي را كشته است. در اين مورد، به احاديثي هم استناد مي كنند كه رسول خدا صلّي الله عليه و آله وسلّم به كشتن كسي كه يك پارچگي امت را به هم زده فرمان داده است و مي گويند:«ان يزيد قتل الحسين بسيف جده»(حسين با شمشير جدش كشته شد)

و يا با استناد به برخي كتاب هاي علماي شيعه و برداشت هاي ناقص و غير صحيح خود مردم كوفه را شيعه امير المؤمنين و امام حسين عليهما السّلام معرفي كرده و قاتلان آن حضرت را همين گروه مي دانند.

به عنوان نمونه به مواردي از اين شبهه افكني ها توجه كنيد:

نفرين امام حسين عليه السّلام خطاب به چه كساني است؟

احمد الكاتب و بعضي ديگر از هم مسلكان او مي گويند: امام حسين عليه السّلام در نفرين به شيعيان خود اين گونه گفته است:

اللهم إن مَتَّعْتَهم إلي حين فَفَرِّقْهم فِرَقاً، واجعلهم طرائق قِدَداً، ولا تُرْضِ الوُلاةَ عنهم أبداً، فإنهم دَعَوْنا لِينصرونا، ثم عَدَوا علينا فقتلونا.

پروردگارا! اين گروه را تا مدت معيني از دنيا برخوردار ساز و آنان را در فرقه ها و دسته جات متعدد قرار بده و هيچ گاه واليان را از آنان خرسند مساز! زيرا اينان ما را دعوت كردند تا ياري كنند اما بر خلاف انتظار با ما دشمني كردند و ما را كشتند.

الإرشاد، شيخ مفيد، ج ٢، ص ١١٠.

 

دولت ايران به خاطر كشتن [امام] حسين [عليه السلام ] عذرخواهي كند:

گروهي كه از آنها سخن به ميان آمد در راستاي سياست «فرار به جلو» در دشمني و كينه ديرينه خود با خاندان عصمت و طهارت با طرح بعضي از اد عا ها سعي در تبرئه خويش از برخي اتهامات دارند. به عنوان مثال به گزارشي كه در ذيل مي آيد دقت نماييد:

«تعدادياز اهالي مصر كه خود را به واسطه رسيدن نسبشان به ائمه شيعه، «اشراف»مي خوانند، در نامه اي يه يك روزنامه مصري خواستار عذرخواهي شيعيان و دولت ايران به خاطر قتل امام حسين عليه السلام شدند!

به گزارش«خيمه» اين افراد همچنين درخواست كرده اند اموال «خمس» و همچنين «فيئ» به ايشان پرداخت شود. آقايان «اشراف» خود را در جايگاه صاحبان دم نشانده و در نامه خود يادآور شده اندكه به عنوان «اشراف» (معادل سيد) مسئوليت قتل امام حسين عليه السلام را به عهدهشيعيان مي دانند.

مسئول اين گروه در نامه خود آورده است: «دلايلقطعي ثابت شده است كه اجداد شيعيان فعلي كه در عراق و ايران پراكنده اندهمان كساني هستند كه در جنگ، [امام] حسين [عليه السلام] را كشتند، روايات شيعه هم بهاين جنايت شيعيان تصريح مي كند!»

هم چنين اين شخص با ذكر رواياتي از عالمان شيعه و به نقل از ائمه در مذمت كوفيان، اين مذمت ها را خطاب به شيعيان فرض كرده است.

البتهنويسنده اين مطلب خيلي زود و در همين نامه هويت و انگيزه خود را لو داده واز همه نوادگان امام حسين عليه السلام دعوت كرده است تا با اتحاد، انتقام خود را از شيعيان يهودي بگيرند.

به رغماين كه اهل سنت وجوب خمس را تنها در غنائم جنگي صحيح مي دانند، اين افراداز شيعيان قم و نجف و ديگر مناطق خواسته اند تا اموالي را كه تاكنون ازراه خمس و ديگر اموال كه از نظر شرعي متعلق به ائمه ست، به آنها برگردانند.»

فردا ـ ٥ آبان ١٣٨٧ ساعت ١٤:٠٣

منبع سايت خيمه نيوز


كشته شدن امام حسين عليه السلام با شمشير ...

و يا ابن العربي (قاضي ابوبكر محمد بن عبد اللَّه ابن العربي المالكي) متوفاي ٥٤٣ هـ. ق. صاحب كتاب «العواصم من القواصم» (توجه شود كه با ابن عربي عارف معروف كه در متون فارسي ما بدون الف و لام مي آيد اشتباه نشود. و گر چه شخصيت و تفكرات وي در جاي خود قابل نقد و مناقشه است اما او نسبت به اهل بيت عليهم السلام ارادت داشته است.) وي كه در طرفداري از بني اميه و بغض و دشمني نسبت به اهل بيت شهره بوده است، براي آن كه دامن يزيد را از خون امام حسين عليه السلام تطهير كند، گفته است:

«انّ يزيد قتل الحسين بسيف جده»

يزيد [امام] حسين [عليه السلام ] را با شمشير جدش به قتل رساند.

المناوي، محمد بن عبد اللَّه، فيض القدير شرح الجامع الصغير، تحقيق احمد عبد السلام، ج: ١ ص: ٢٦٥، دارالكتب العلمية، چاپ اول ١٤١٥ق، بيروت.همچنين ر. ك. خلاصة عبقات الانوار، مير سيد حامد حسين النقوي، تلخيص الميلاني، ج: ٤ ص ٢٣٧ و ٢٣٨، مؤسسة البعثة قم ١٤٠٦.

پس همان طور كه گفتيم: اشخاصي هم چون ابن حجر هيثميومحمد كرد علي و تقي الدين ابن الصلاح و غزالي، و ابن العربي و ابن تيميه و غيره كه از بزرگان و سردمداران همينان بوده اند با عبارات ديگري اين شبهات را طرح نموده اند.

مراجعه شود به: الفتاوي الحديثية، ص١٩٣.و نيز مراجعه شود به: رساله ابن تيمية: سؤال در رابطه با يزيد بن معاويه ص ١٤ و ١٥ و ١٧، و كتاب العواصم من القواصم از ابن العربي ص ٢٣٢ و٢٣٣ و إحياء علوم الدين از غزالي، ج ٣، ص ١٢٥ و الاتحاف بحب الأشراف، ص٦٧ و ٦٨ و الصواعق المحرقة، ابن حجر، ص ٢٢١ و خطط الشام، ج ١، ص ١٤٥ و قيد الشريد، ص ٥٧ و ٥٩.

 

مخالفت با يزيد ... !!!

محمد الخضري اين گونه مي گويد:

الحسين أخطأ خطأ عظيماً في خروجه هذا الذي جر علي الأمة وبال الفرقة، وزعزع ألفتها إلي يومنا هذا...

[امام] حسين [عليه السلام ] در خروجش بر عليه حكومت كه موجب گرفتاري و تفرقه امت پيامبر شد و تا امروز اين ألفت و دوستي از بين آنها رخت بربسته است مرتكب خطا شد...

محاضرات في تاريخ الأمم الإسلامية، ج ٢، ص ١٢٩.

محمد أبو اليسر عابدين، مفتي شام اين گونه گفته است:

بيعة يزيد شرعية، ومن خرج عليه كان باغياً.

بيعت با يزيد از وجاهت شرعي برخوردار بوده و هر كس بر عليه او خروج نمايد سركشي و طغيان نموده است.

اغاليط المؤرخين، ص ١٢٠.

مفتي اعظم عربستان عبدالعزيز آل الشيخ در جايي ديگر مي گويد:

خلافة يزيد شرعية و خروج الحسين باطل.

بيعت با يزيد مشروع بوده و خروج عليه او باطل است.

لينك فيلم مربوط به در سرور:

 

Get the Flash Player to see this player. url=http://www.valiasr-aj.com/persian/valiasr-aj/media/film/userfiles_media_aleshikh٢.flv width=٤٠٠ height=٣٠٠ loop=false play=false downloadable=true fullscreen=true displayNavigation=true displayDigits=true align=center dispPlaylist=none playlistThumbs=false

 

لینک دانلود

 

 

لينك فيلم مربوطه در سايت يوتوب:

 

http://www.youtube.com/watch?v=AhWUEHMrGdk&feature=related

 

يزيد مجتهد و امام !!!

ابو الخير شافعي قزويني، يزيد را در كارش اين گونه توصيف مي كند:«إماماً مجتهداً»(يزيد امام و مجتهد بوده است)تراجم رجال القرنين السادس والسابع، ص ٦.

بلكه بعضي ادعا كرده اند كه يزيد از صحابه، و از خلفاء راشدين مهديين و يا از أنبياء بوده است.

ر. ك. منهاج السنة، ابن تيمية، ج ٤، ص ٥٤٩ به بعد.

پاسخ:

در پاسخ به اين گروه از افراد اين گونه مي گوييم:

الف: عدم مشروعيت خلافت يزيد به شهادت جمع كثيري از صحابه

زماني كه امام حسين عليه السلام كه برترين و بزرگ ترين صحابه رسول خدا صلي الله

عليه و آله و ديگر صحابه حاضر در عهد يزيد كه أهل حل و عقد امت بودند أمارت يزيد را بالاتفاق ردّ نموده و او را شخصي فاسق، فاجر شراب خوار و... دانستند، (عبارات تاريخي آن در ابتداي اين تحقيق ذكر گرديد) از اين رو ديگر جايي براي توجيه حاكميت و خلافت نامشروع يزيد باقي نمي ماند تا امام حسين عليه السّلام به عنوان شورش گر و خروج كننده بر عليه او خوانده شود.

با اين تفصيل اصل مشروعيت خلافت يزيد زير سؤال رفته و بطلان گفتار افرادي كه امام حسين عليه السلام را خروج كننده بر عليه يزيد دانسته اند آشكار مي شود.

ب ـ صدور فرمان از سوي يزيد براي كشتن امام حسين عليه السلام

در تبيين قاتل بودن يزيد نسبت به امام حسين عليه السّلام لازم نيست كه او خود به صورت مستقيم و مباشر قاتل آن حضرت بوده باشد؛ بلكه زماني كه تمام حكام و فرماندهان زير دست او در انجام دستورات و فرامين حكومتي تابع محض او به حساب آيند و شكست و پيروزي آنها به يزيد نسبت داده شود ديگر هيچ جايي براي توجيه بي گناهي يزيد در اين اقدام وجود ندارد. به تعبير ديگر: يزيد بن معاوية قاتل امام حسين عليه السلام است اما با شمشير ابن زياد، و شمر و عمر بن سعد.

در اين زمينه مي توان به اين دسته از روايات تاريخ اشاره نمود:

ذهبي مي نويسد:

خرج الحسين إلي الكوفة، فكتب يزيد إلي واليه بالعراق عبيد الله بن زياد: إن حسينا صائر إلي الكوفة، وقد ابتلي به زمانك من بين الأزمان، وبلدك من بين البلدان، وأنت من بين العمال،وعندها تعتق أو تعود عبدا.فقتله ابن زياد وبعث برأسه إليه.

حسين به سوي كوفه، عزيمت نمود. از اين رو يزيد به والي و حاكم عراق عبيد الله بن زياد نوشت: حسين به سوي كوفه عازم است، و او از ميان شهر ها سرزمين تو را انتخاب كرده كه هم زمان با ايام و دوران حكومت توست، او تو از ميان عمال و گارگزاران براي اين كار برگزيده شده اي پس لازم يا خود را آزاد سازي يا به بردگي و غلامي درآيي و از اين رو بود كه ابن زياد حسين را كشت و سر او را براي يزيد فرستاد.

و نيز سيوطي مي نويسد:

فكتب يزيد إلي واليه بالعراق،عبيد الله بن زياد بقتاله.

يزيد به عبيد الله بن زياد والي و فرماندار خود در عراق، دستور قتال و جنگيدن با حسين را صادر كرد.

تاريخ الخلفاء، ص ١٩٣، چاپ دار الفكر سال ١٣٩٤ هـ. بيروت.

ابن زياد به مسافر بن شريح يشكري مي گويد:

أماقتلي الحسين، فإنه أشار علي يزيدبقتلهأو قتلي،فاخترت قتله.

اين كه من حسين را به قتل رساندم به اين خاطر بود كه به مرا بين كشته شدن خودم و كشتن حسين مخير نموده بود و من بين اين دو كشتن حسين را انتخاب كردم.

الكامل في التاريخ، ج ٣، ص ٣٢٤.

ابن زياد در نامه اي به امام حسين عليه السلام مي نويسد:

قد بلغني نزولك كربلاء، وقد كتب إلي أمير المؤمنين يزيد: أن لا أتوسد الوثير، ولا أشبع من الخمير، أوألحقك باللطيف الخبير، أو تنزل علي حكمي، وحكم يزيد، والسلام.

به من خبر رسيده است كه تو در سرزمين كربلاء فرود آمده اي، و يزيد به من نوشته است: كه بر بستر نرم نيارامم و از شكم سير نكنم تا اين كه يا تو را به ديار ديگر نزد خداي لطيف خبير فرستم ويا اين كه تحت فرمان خود و حكومت يزيد در آورم، والسلام.

بحار الأنوار، علامه مجلسي، ج ٤٤، ص ٣٨٣ ـمقتل العوالم، ص ٢٤٣ ـ الفتوح، ابن أعثم، ج ٣ و ج ٥، ص ٨٥.

يعقوبي مي گويد: يزيد در نامه اي به ابن زياد نوشت:

قد بلغني: أن أهل الكوفة قد كتبوا إلي الحسين في القدوم عليهم، وأنه قد خرج من مكة متوجهاً نحوهم، وقد بلي به بلدك من بين البلدان، وأيامك من بين الأيام،فإن قتلته، وإلا رجعت إلينسبك وأبيك عبيد، فاحذر أن يفوت.

به من خبر رسيده است كه اهل كوفه به حسين نامه نوشته اند تا به سوي آنها حركت كند، و او از مكه به سوي آنها راه افتاده است، و او از ميان شهر ها سرزمين تو را انتخاب كرده كه هم زمان با ايام و دوران حكومت توست، اگر او را به قتل رساندي كه هيچ و الا بايد هم چون پدرت به بردگي و غلامي درآيي پس بترس از آن كه فرصت از دست برود.

تاريخ يعقوبي، ج ٢، ص ٢٤٢، چاپ صادر.كتاب الفتوح.

در جاي ديگر اين گونه آمده است:

إن يزيد قد أنفذ عمرو بن سعيد بن العاص في عسكر علي الحاج، وولاه أمر الموسم، وأوصاهبالفتك بالإمام الحسينعليه السلام، أينما وجد.

يزيد، عمرو بن سعيد بن عاص را بر لشكري از حاجيان گمارد تا بر مراسم حج سرپرستي كند، و به توصيه نمود تا هر كجا [امام] حسين [عليه السلام ] را يافت او مورد هجوم قرار دهد.

المنتخب، طريحي، ج ٣، ص ٣٠٤، الليلة العاشرة.

در بعضي ديگر از تواريخ آمده كه يزيد به وليد بن عتبة نوشت:

خذ الحسينوعبد الله بن عمر، وعبد الرحمان بن أبي بكر، وعبد الله بن الزبير بالبيعة أخذاً شديداً، ومن أبيفاضرب عنقه، وابعث إلي برأسه.

حسين و عبد الله بن عمر و عبد الرحمان بن أبو بكر و عبد الله بن زبير را براي بيعت گرفتن از آنها به سختي با ايشان برخورد كن، و اگر هر كس از اين امر سرباز زد گردنش را بزن و سر او را برايم بفرست.

مقتل الحسين خوارزمي، ج ١، ص ١٧٨ و ١٨٠ ـ مناقب آل أبي طالب، ج ٤، ص ٨٨ چاپ مكتبة مصطفوي ـ قم ـ إيران ـ الفتوح، ابن أعثم، ج ٥، ص ١٠.

و بر اساس گزارشيعقوبي:

إذا أتاك كتابي، فاحضر الحسين بن علي، وعبد الله بن الزبير، فخذهما بالبيعة، فإن امتنعا فاضرب أعناقهما،وابعث إليّ برأسيهما، وخذ الناس بالبيعة، فمن امتنع فانفذ فيه الحكم وفي الحسين بن علي وعبد الله بن الزبير والسلام.

به محض رسيدن نامه من حسين بن علي و عبد الله بن زبير را احضار كن، و از آنها بيعت بگير، و اگر از اين كار امتناع ورزيدند آنها را گردن بزن، و سر هايشان را براي من بفرست، و از تمام مردم بيعت بگير و اگر شخصي از اين كار امتناع ورزيد حكم را در باره او و حسين بن علي و عبد الله بن زبير اجرا كن. والسلام.

تاريخ يعقوبي، ج ٢، ص ٢٤١.

يزيد به عامل خود در مدينه نوشت:

وعجل علي بجوابه، وبين لي في كتابك كل من في طاعتي، أو خرج عنها،وليكن مع الجوابرأسالحسين بنعلي.

در جواب نامه عجله كن، و در آن براي من بيان كن چه كساني تحت فرمان و چه كساني خارج از فرامين من هستند، و به همراه جواب نامه من سر حسين بن علي با نيز بفرست.

ألامالي، شيخ صدوق، ص ١٣٤ و ١٣٥ چاپ سال ١٣٨٩ نجف أشرف عراق ـ بحار الانوار، ج ٤٤، ص ٣١٢.

درعبارتي ديگر آمده كهوليد بن عتبه به يزيد اطلاع داد كه بين او و امام حسين عليه السلام و ابن زبير چه گذشته از اين رو يزيد غضب ناك شد و به او نوشت:

إذا ورد عليك كتابي هذا، فخذ بالبيعة ثانياً علي أهل المدينة بتوكيد منك عليهم، وذر عبد الله بن الزبير، فإنه لن يفوتنا، ولن ينجو منا أبداً ما دام حياً، وليكن مع جوابك إلي،رأس الحسينبن علي، فإن فعلت ذلك فقد جعلت لك أعنة الخيل، ولك عندي الجائزة والحظ الأوفر الخ.

زماني كه نامه من به دست تو رسيد بار ديگر از مردم مدينه بيعت بگير و اين را به عنوان تأكيد بر بيعت قبل قرار بده، و عبد الله بن زبير را رها كن، كه فرصت براي بيعت گرفتن از او زياد است، و او مادامي كه زنده است نمي تواند از چنگ ما فرار كتد، و لازم است كه همراه با جواب نامه من سر بريده حسين بن علي را نيز بفرستي، كه اگر اين گونه كردي فرماندهي سپاهيان از توست و جايزه و هديه اي ارزشمند نيز نزد من داري.

الفتوح، ابن أعثم، ج ٣، جزء ٥، ص ١٨.

ابن عساكر مي گويد:

بلغيزيدخروجه، فكتب إلي عبيد الله بن زياد، وهو عامله علي العراق،يأمره بمحاربته، وحمله إليه إن ظفر به.

به يزيد خبر رسيد كه [امام] حسين [عليه السلام ] خارج شده است، از اين رو او به عبيد الله بن زياد كه عامل و كارگزار او در عراق بود نامه نوشت، و او را امر نمود تا با حسين به محاربه بپردازد، و اگر بر او پيروز شد او را به سوي او بفرستد.

تاريخ دمشق، ج ١٤، ص ٢١٣ ـ و در حاشيه بغية الطالب، ج ٦، رقم ٢٦١٤.تاريخ دمشق، ج ١٤، ص ٢١٣ ـ و در حاشيه بغية الطالب، ج ٦، رقم ٢٦١٤.

و ده ها و صد ها متن و سند ديگر كه بعضي از آنها در اين قسمت و نيز ابتداي تحقيق ذكر شد؛ كه هر كدام به خودي خود مي تواند بهترين شاهد و تأييد براي اثبات قاتل بودن يزيد باشد.

حال ما سؤال مي كنيم امر به محاربه و قتال و جنگيدن و كشتن و سر از تن جدا كردن امام حسين عليه السّلام آيا از كسي غير از يزيد صادر شده است؟!

و از طرفي ديگر، اگر بر فرض، اين ادعا كه يزيد امر به كشتن امام حسين عليه السّلام نكرده صحيح مي بود، لازم بود همان گونه كه در متون بالا امر نمودن به قتل آن حضرت را ذكر كرده اند خلاف آن را نيز ذكر مي كردند و يا بعد از اين اتفاق ـ علي الأقل ـ توبيخ و عقاب و تنبيه نمودن عوامل و كارگزاران در اين واقعه هم چون: ابن زياد و عمر بن سعد و شمر بن ذي الجوشن و غيره ـ لعنهم الله ـ را كه مشاركت در اين امر داشتند را صادر مي نمود.

و اگر يزيد قاتل نبود و يا از اين عمل رضايت نداشت لااقل لازم بود از عمل سفيانيه أهل دمشق كه از اسراي كاروان كربلاء با دف و ساز و طنبور و خوشحالي و پاي كوبي استقبال كردند جلوگيري به عمل آورده و آنها را از اين كار منع نمايد!

پاسخبه ادعاي نفرين امام حسين عليه السلام

با توجه به اشكالي كه برخي در اين روز ها بر عليه شيعه به صورت گشترده دامن زده و آن را به عنوان تصريح امام حسين عليه السلام به قاتل بودن شيعيان در واقعه كربلاء طرح مي نمايند به و شكل مفصل به پاسخ اين اين قسمت از اشكال فوق مي پردازيم:

شيعه كيست؟

قائل شدن به اين مطلب كه شيعيان، امام حسين عليه السلام را به شهادت رسانده اند داراي تناقض و تضادي آشكار است. چرا كه شيعه به يار و انصار و پيرو و نيز دوست دار يك شخص گويند، اما اين كه به قاتل و دشمني كه در صف و سپاه مقابل قرار گيرد نيز شيعه بگويند، كلامي واضح البطلان است. حال با اين توصيف چگونه مي توان ميان محبت و ياري و پيروي، و جنگ و دشمني جمع كرد؟! و اگر بنا باشد افراد در سپاه عمر سعد و عبيد الله بن زياد را شيعه بناميم پس ياران آن حضرت كه تا آخرين لحظه در كنار آن حضرت ايستادگي و جان فشاني كردند و در اين راه به شهادت رسيدند را چه بناميم؟!!

و اگر بر فرض هم تسليم شده و اين ادعا را بپذيريم كه قاتلين امام حسين عليه السلام از شيعيان بوده اند، بايد گفت: اينان شيعياني بوده اند كه از شيعه بودن خود بر گشته و به دشمنان آن حضرت پيوسته اند و در اين حال ديگر به چنين شخصي شيعه نمي گويند، بلكه تعبير دشمن در حق او شايسته تر است.

در اين زمينه كلام سيد محسن امين در كتاب اعيان الشيعه جالب به نظر مي رسد:

حاش لله أن يكونالذين قتلوههم شيعته،بلالذين قتلوهبعضهمأهل طمعلا يرجع إلي دين، وبعضهمأجلاف أشرار، وبعضهم اتبعوا روءساءهم الذين قادهم حب الدنيا إلي قتاله،ولم يكن فيهممن شيعته ومحبيه أحد، أما شيعته المخلصون فكانوا له أنصاراً، وما برحوا حتي قتلوا دونه، ونصروه بكل ما في جهدهم، إلي آخر ساعة من حياتهم، وكثير منهم لم يتمكن من نصرته، أو لم يكن عالماً بأن الأمر سينتهي إلي ما انتهي إليه، وبعضهم خاطر بنفسه، وخرق الحصار الذي ضربه ابن زياد علي الكوفة، وجاء لنصرته حتي قتل معه، أما ان أحداً من شيعته ومحبيه قاتله فذلك لم يكن، وهل يعتقد أحد إن شيعته الخلص كانت لهم كثرة مفرطة؟ كلا، فما زال أتباع الحق في كل زمان أقل قليل، ويعلم ذلك بالعيان، وبقوله تعالي: «وقليل من عبادي الشكور».

منزه است خداوند از اين كه قاتلين امام حسين عليه السلام از شيعيان باشند؛ بلكه كساني كه ايشان را كشتند از اهل طمع بودند كه دين نداشتند و بعضي از اشرار نااهل بودند و بعضي از ايشان به دنبال رؤساي خود رفتند؛ رؤسايي كه حب دنيا ايشان را به جنگ حسين بن علي عليهما السلام كشانده بود؛ و در بين ايشان كسي از شيعيان و دوست داران حضرت نبود؛ اما شيعيان حضرت و مخلصين براي حضرت همگي ياران او شدند و در اين كه در راه او كشته شوند درنگ ننمودند؛ و او را تا آخرين لحظات زندگاني با تمام نيرو ياري كردند؛ و بسياري از ايشان نيز نتوانستد حضرت را ياري بنمايند يا نمي دانستند كه كار حضرت به اينجا منتهي خواهد شد؛ بعضي نيز در اين هنگام جان خود را به خطر انداخته و حصاري را كه ابن زياد دور كوفه كشيده بود شكستند و براي ياري حضرت آمدند تا اين كه در كربلا شهيد شدند؛ اما اين كه ادعا شود يكي از شيعيان در جنگ با حضرت حضور داشته است اين صحت ندارد؛ و آيا كسي مي تواند اعتقاد داشته باشد كه يكي از شيعيان و دوست داران حضرت كه چنين علاقه اي به حضرت داشته به جنگ ايشان برود؟ هرگز؛ هميشه چنين بوده است كه طرف داران حق در هر زماني اندك بوده اند و اين هميشه ديده شده است و خداوند فرموده اند: «و عده كمي از بندگان من شكرگذار هستند.»

أعيان الشيعة، ج ١، ص ٥٨٥.

هويت كوفيان در زمان امام حسين عليه السلام :

درست است كه آن دسته از مردماني كه براي كشتن امام حسين عليه السلام به كربلا آمده بودند از أهالي كوفه بودند، اما در آن زمان ديگر در كوفه شيعه اي كه در تشيع خود شهرتي داشته باشد وجود نداشت. چون زماني كه معاويه به حكومت رسيد زياد بن أبيه را بر كوفه حاكم نمود و او نيز هر شيعه اي را كه مي شناخت مورد تعقيب قرار داد و آنها را مورد كشت و كشتار و هدم و غارت قرار مي داد و يا دستگير كرده و به حبس و زندان مي فرستاد تا اين كه در شهر كوفه، ديگر شخصي كه به شيعه بودن شهرت داشته باشد وجود نداشت.

پس درحقيقت طبق آن چه كه در مصادر تاريخي آمده شيعيان در كوفه تنها عده كمي از جمعيت ١٥٠٠٠ نفري كوفه را تشكيل مي دادند؛ كه بسياري از ايشان در زمان معاويه تبعيد شده و يا به زندان افتاده و عده بسياري نيز به شهادت رسيده بودند. بسياري از ايشان نيز به خاطر مشكلات فراوان به شهرهاي ديگر هم چون: موصل، خراسان و قم پناهنده مي شدند؛ عده زيادي از ايشان نيز مانند: بني غاضره مي خواستند به ياري امام بشتابند كه سربازان عبيد الله بن زياد مانع شدند.

ابن أبي الحديد معتزلي در اين باره مي گويد:

كتب معاوية نسخة واحدة إلي عُمَّاله بعد عام المجُاعة: (أن برئت الذمّة ممن روي شيئاً من فضل أبي تراب وأهل بيته). فقامت الخطباءفي كل كُورة وعلي كل منبريلعنون عليًّاويبرأون منه، ويقعون فيه وفي أهل بيته، وكانأشد الناس بلاءاًحينئذأهل الكوفةلكثرة ما بها من شيعة علي عليه السلام، فاستعمل عليهم زياد بن سُميّة، وضم إليه البصرة، فكان يتتبّع الشيعة وهو بهم عارف، لأنه كان منهم أيام علي عليه السلام، فقتلهم تحت كل حَجَر ومَدَر وأخافهم، وقطع الأيدي والأرجل، وسَمَل العيون وصلبهم علي جذوع النخل، وطردهم وشرّدهم عن العراق، فلم يبق بها معروف منهم.

معاويه بعد از سال خشكسالي، نامه اي به يكي از كارگزاران خويش نوشت مبني بر اين كه هر كس چيزي از فضايل ابو تراب (امير المؤمنين عليه السّلام) و خاندان او نقل كرد، در مقابل او هيچ مسئوليتي بر عهده شما نيست. (به اين معنا كه: هر اتفاقي براي اين شخص افتاد و شما هر بلايي به سر او آورديد جايز است) از اين رو سخنرانان در هر كوي و برزن و بر فراز هر منبري علي را لعن كرده و از او بيزاري مي جستند و به او و اهل بيت او دشنام مي دادند؛ و بيچاره ترين مردم در آن زمان، مردم كوفه بودند؛ زيرا شيعه علي عليه السلام در آن شهر زياد بود؛ معاويه، زياد بن سميه را حاكم كوفه و هم زمان شهر بصره را نيز تحت امر او ساخت. و او به دنبال شيعيان مي گشت ـ او شيعيان را مي شناخت، زيرا در زمان خلافت علي عليه السلام از طرفداران او بود ـ پس ايشان را حتي زير هر سنگ و كلوخي هم كه بودند مي يافت و به قتل مي رساند و يا تهديد به قتل مي كرد؛ و دست ها و پا ها را جدا كرده و چشم ها را كور مي كرد؛ و ايشان را بر تنه هاي درخت خرما به دار مي كشيد؛ و يا از عراق بيرون مي كرد؛ تا جايي كه كسي از شيعيان شناخته شده در عراق باقي نماند.

شرح نهج البلاغة، ج١١، ص ٤٤ ـ النصايح الكافية، محمد بن عقيل، ص ٧٢.

طبراني در المعجم الكبير با سند خود از يونس بن عبيد از حسن نقل نموده است:

كان زياد يتتبع شيعة علي رضي الله عنه فيقتلهم، فبلغ ذلك الحسن بن علي رضي الله عنه فقال: اللهم تفرَّد بموته، فإن القتل كفارة.

زياد شيعيان [حضرت] علي [عليه السلام ] را مورد تعقيب قرار مي داد و در صورت دست يافتن به آنها از دم تيغ مي گذراند، و چون اين خبر به حسن بن علي [عليهما السلام ] رسيد فرمود: خدايا او را به مرگي منحصر به فرد مبتلا ساز، كه قتل و مرگ كفاره او مي باشد.

المعجم الكبير، طبراني، ج ٣، ص ٦٨ ـ مجمع الزوائد، هيثمي، ج ٦، ص ٢٦٦.

هيثمي بعد از نقل اين خبر مي گويد:

رواه الطبراني ورجاله رجال الصحيح.

اين روايت را طبراني نقل كرده و رجال آن صحيح است.

هم چنين ذهبي در سير أعلام النبلاء مي گويد:

قال أبو الشعثاء: كان زياد أفتك من الحجاج لمن يخالف هواه.

أبو الشعثاء گفته است: زياد نسبت به كساني كه با خواسته هاي او مخالفت مي ورزيدند از حجاج بن يوسف نيز خون ريز تر بودند.

حسن بصري مي گويد:

بلغ الحسن بن علي أن زياداً يتتبَّع شيعة علي بالبصرة فيقتلهم، فدعا عليه. وقيل: إنه جمع أهل الكوفة ليعرضهم علي البراءة من أبي الحسن، فأصابه حينئذ طاعون في سنة ثلاث وخمسين.

به [امام] حسن بن علي [عليهما السلام ] خبر دادند كه زياد شيعيان علي [امير المؤمنين عليه السّلام] را در بصره مورد تعقيب قرار داده و مي كشد، حضرت او را نفرين نمود و گفته شده: او مردم كوفه را جمع كرد تا اعلام برائت و بيزاري از أبي الحسن [امير المؤمنين عليه السّلام] را به آنان عرضه نمايد، كه در همين وقت سال ٥٣ هـ. او مبتلا به بيماري طاعون شد.

سير أعلام النبلاء، ج ٣، ص٤٩٦.

ابن أثير در الكامل مي گويد:

وكان زياد أول من شدد أمر السلطان، وأكّد الملك لمعاوية، وجرَّد سيفه، وأخذ بالظنة، وعاقب علي الشبهة، وخافه الناس خوفاً شديداً حتي أمن بعضهم بعضاً.

زياد أولين كسي بود كه در سلطنت خود بيش ترين سخت گيري ها را به عمل آورد، و برحكومت و فرمانروايي معاويه تأكيد ورزيد، و سيف خود را از نيام بركشيد، و به مجرد ظن و گمان به كسي او را دستگير مي نمود، و بر اساس شبهه عقاب مي نمود، و مردم از او خوف و ترس شديدي داشتند؛ مگر اين كه بعضي به بعضي ديگر امن بدهند.

الكامل في التاريخ، ابن اثير، ج ٣، ص٤٥٠.

ابن حجر در لسان الميزان مي نويسد:

وكان زياد قوي المعرفة، جيد السياسة، وافر العقل، وكان من شيعة علي، وولاَّه إمرة القدس، فلما استلحقه معاوية صار أشد الناس علي آل علي وشيعته، وهو الذي سعي في قتل حجر بن عدي ومن معه.

زياد شخصي آگاه بود، و سياست را خوب مي دانست، و از عقلي وافر برخوردار بود، و از شيعيان علي بود كه او را به ولايت امارت قدس مي نمود، اما زماني كه به معاويه پيوست شديدترين و سخت گيرين ترين مردم بر عليه خاندان و شيعيان [حضرت] علي [عليه السلام ] شد، و او همان كسي بود كه در قتل حجر بن عدي و همراهانش نقش به سزايي داشت.

لسان الميزان، ابن حجر، ج ٢، ص ٤٩٥.

از مجموع مباحث گذشته مشخص گرديد كه در زمان واقعه كربلاء ديگر شيعه ي شناخته شده اي در كوفه باقي نمانده بود كه بخواهد در جنگ با امام حسين عليه السلام شركت كرده باشد، پس چگونه مي توان ادعا كه شيعيان كوفه قاتل امام حسين عليه السلام بوده اند؟

و هيچ ناظر منصفي نمي تواند بگويد: اين شيعيان بودند كه براي امام حسين عليه السلام نامه نوشته و او را دعوت نمودند، چرا كه معروف ترين نويسند گان نامه اشخاصي هم چون: شبث بن ربعي و حجار بن أبجر و عمرو بن حجاج و غيره بودند كه هيچ كس نگفته اينها شيعه بودند.

تغيير هويت كوفيان از زمان خلفاي سه گانه:

بسياري از روايات و كلمات تاريخي را مي بينيم كه به خوبي دلالت مي كند كه ايشان از طرفداران خلفاي قبل از امير مومنان علي عليه السلام بوده اند از آن جمله مي توان به ماجراي ذيل كه آن را بسياري از مولفين كتب تاريخي روايت كرده اند اشاره كرد: كه وقتي امير مومنان علي عليه السلام خلافت را در كوفه به دست گرفتند خواستند يكي از بدعت هاي عمر ـ نماز تراويح ـ را ريشه كن نمايند؛ لذا به امام حسن عليه السلام دستور دادند كه به مسجد رفته و مانع مردم شوند اما تا حضرت با اين عمل مخالفت نمودند، مردم صدا به اعتراض بلند كرده كه:«وا عمراه، وا عمراه»به دنبال آن حضرت امير عليه السلام فرمودند:«قل لهم صلوا»به آنان بگوييد به هرنحوي كه مي خواهند نماز بخوانند.

وقد روي : أن عمر خرج في شهر رمضان ليلا فرأي المصابيح في المسجد ، فقال : ما هذا ؟ فقيل له: إن الناس قد اجتمعوا لصلاة التطوع ، فقال : بدعة فنعمت البدعة ! فاعترف كما تري بأنها بدعة، وقد شهد الرسول صلي الله عليه وآله أن كل بدعة ضلالة . وقد روي أن أمير المؤمنين عليه السلام لما اجتمعوا إليه بالكوفة فسألوه أن ينصب لهم إماما يصلي بهم نافلة شهر رمضان ، زجرهم وعرفهم أن ذلك خلاف السنة فتركوه واجتمعوا لأنفسهم وقدموا بعضهم فبعث إليهم ابنه الحسن عليه السلام فدخل عليهم المسجد ومعه الدرة فلما رأوه تبادروا الأبواب وصاحوا وا عمراه !

روايت شده است كه عمر در ماه رمضان شب هنگام بيرون آمد و در مسجد چراغ هايي را ديد ؛ سؤال كرد: اين چيست؟ به او گفتند: مردم براي نماز مستحبي جمع شده اند (و نماز را به جماعت بخوانند)؛ عمر گفت: اين كار بدعت است، اما بدعت خوبي است. پس همان گونه كه مشخص است خود اعتراف كرد كه اين كار بدعت است و رسول خدا شهادت داده اند كه هر بدعتي گمراهي است. و از امير المؤمنين عليه السلام روايت شده است كه وقتي در كوفه گرد ايشان جمع آمدند ، و از حضرت خواستند كه براي ايشان امامي قرار دهد كه با او نماز مستحب ماه رمضان را بخوانند ، ايشان را از اين كار منع كرده و ايشان را آگاه نمود كه اين كار بر خلاف سنت رسول خداست ؛ آنها امير مومنان عليه السلام را رها كرده و خودشان گرد هم جمع شدند و يكي را جلو انداختند ( تا امام جماعت شود ) ؛ پس حضرت امام حسن مجتبي را به نزد ايشان فرستادند ؛ حضرت وارد مسجد شدند در حالي كه شلاقي به همراه داشتند؛ وقتي مردم ايشان را ديدند فرار كرده و فرياد مي زدند اي واي سنت عمر از بين رفت!!!

شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد از علماي اهل سنت، ج ١٢، ص ٢٨٣ ـ وسائل الشيعة (الإسلامية) مرحوم حر عاملي از علماي شيعه، ج ٥، ص ١٩٢، ح ٢.

اين ماجرا به حدي گسترده بود كه حضرت در ضمن خطبه اي مفصل مي فرمايند: من از شورش عمومي و نيز از بر هم خوردن پايه هاي حكومت اسلامي در كوفه ترسيدم!!! اين خود بيان گر آن است كه بيشتر مردم كوفه از طرفداران خليفه دوم بودند و اين با شيعه بودن مردم كوفه آن هم سال ها قبل از واقعه كربلاء منافات دارد.

علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن حماد بن عيسي، عن إبراهيم بن عثمان، عن سليم بن قيس الهلالي قال: خطب أمير المؤمنين عليه السلام فحمد الله وأثني عليه ثم صلي علي النبي صلي الله عليه وآله، ثم قال... قدعملت الولاة قبليأعمالاخالفوا فيهارسول الله صلي الله عليه وآلهمتعمدين لخلافه، ناقضين لعهده مغيرين لسنته ولو حملت الناس علي تركها وحولتها إلي مواضعها وإلي ما كانت في عهد رسول الله صلي الله عليه وآله لتفرق عني جندي حتي أبقي وحدي أو قليل من شيعتي الذين عرفوا فضلي وفرض إمامتي من كتاب الله عز وجل وسنة رسول الله صلي الله عليه وآله ...واللهلقدأمرت الناسأنلا يجتمعوا في شهر رمضانإلا في فريضةوأعلمتهم أن اجتماعهم في النوافلبدعةفتنادي بعض أهل عسكريممن يقاتل معي:يا أهل الاسلام غيرت سنة عمرينهانا عن الصلاة في شهر رمضان تطوعا ولقد خفت أن يثوروا في ناحية جانب عسكري ما لقيت من هذه الأمة من الفرقة وطاعة أئمة الضلالة والدعاة إلي النار.

اميرمومنان خطبه اي خوانده و در آن خدا را حمد و ثناء گفته و سپس بر رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم درود فرستادند؛ سپس فرمودند:...

خلفاي قبل از من كارهايي انجام دادند كه در آن با رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مخالفت كردند و در آن بناي مخالفت با رسول خدا را از روي عمد داشتند. پيمان او را شكسته و سنت او را تغيير دادند؛ و اگر مردم را بر ترك آنها وادار نمايم و آنها را به جايگاه خود بازگردانم و به آنچه در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بود لشكر من از گرد من پراكنده شده و تنها باقي مي مانم و يا با عده كمي از شيعه ام كه برتري من و وجوب امامت من از كتاب خدا و سنت رسول خدا - صلي الله عليه وآله وسلم ـ را مي دانند.

...قسم به خدا كه مردم را دستور دادم كه در ماه رمضان غير از نماز واجب را به جماعت نخوانند و ايشان را آگاه نمودم كه خواندن نماز مستحبي به جماعت بدعت است؛ پس عده اي از لشكريان كه همراه من جنگيده بودند ندا دادند: اي اهل اسلام سنت عمر تغيير كرد!!! ما را از نماز مستحبي در ماه رمضان باز مي دارند!!!

و ترسيدم كه بر من از سمت لشكرم شوريده همان گونه كه از اين امت تفرقه و اطاعت از امامان گمراهي و دعوت كنندگان به سوي آتش ديدم.

الكافي، شيخ كليني، ج ٨، ص ٥٨، ح ٢١

همان طور كه در اين روايت صحيح آمده است، حضرت حتي در زمان خويش شيعيان را اقليت كوفه مي دانند!!!

كوفه خالي از شيعيان:

از معروف ترين افرادي كه در تومار قاتلين امام حسين عليه السلام آمده اسامي اين افراد به چشم مي خورد:

عمر بن سعد بن أبي وقاص و شمر بن ذي الجوشن و شبث بن ربعي و حجار بن أبجر و حرملة بن كاهل و سنان و...

و در اين بين نمي توان حتي يك نفر معروف به شيعه أهل بيت عليهم السلام را يافت. و تمام افراد نام برده شده بالا نه به تشيع و نه به موالات و دوستي امير المؤمنين عليه السّلام شناخته شده اند.

كوفه پايگاه حنفيان:

وقتي در كتب اسلامي و فقهي با اين عبارت مواجه مي شويم كه« هذا راي كوفي»يعني: اين از نظرات اتباع ابو حنيفه است. اين نشان مي دهد كه چند سال بعد از شهادت امام حسين عليه السلام كوفه مركز احناف شده است و اين خود با شيعه بودن اكثر مردم اين شهر در گذشته آن منافات دارد.

قاتلان از شيعيان آل ابي سفيان!

بعد از فحص و تتبع فراوان در كلمات و فرمايشات امام حسين عليه السلام در كربلاء و خُطبه آن حضرت در باره آن قوم جنايت كار و احتجاجات آن حضرت بر عليه آنان هرگز با تعبيري بر خورد نكرديم كه حضرت آنان را از شيعيان و يا موالين خود و يا پدر بزرگوارش امير المؤمنين عليه السّلام دانسته باشد و حال آن كه جا داشت اگر چنين مي بود آن حضرت به عنوان راهي كه مي توانست احتمال تأثير در قلوب آنان را بيش تر سازد با اين تعبير آنان را خطاب فرمايد كه: شما كه از شيعيان و محبين و پيروان پدر و يا خود من هستيد پس چرا حال اين گونه به جنگ و نبرد با من بر خواسته ايد؟ همان گونه كه اين كلام در كلمات و تعابير غير آن حضرت هم ديده و يا شنيده نشده كه آن گروه را با اين تعبير توصيف نموده باشند. و اين خود دليل واضحي است بر اين مطلب كه اين قوم شيعه اهل بيت عليهم السلام نبوده اند.

بلكه بالعكس در تعبيري كه آن حضرت در لحظات آخر خطاب به آن قوم جنايت پيشه فرمودند مطلب ديگري را ثابت مي كند.

امام حسين عليه السلام در روز عاشوراء آنان را با تعبير شيعه آل أبي سفيان معرفي مي فرمايد:

ويحكميا شيعة آل أبي سفيان!إن لم يكن لكم دين، وكنتم لا تخافون المعاد، فكونوا أحراراً في دنياكم هذه، وارجعوا إلي أحسابكم إن كنتم عُرُباً كما تزعمون.

واي بر شما اي پيروان أبو سفيان! اگر دين نداريد و از روز معاد نمي هراسيد، لا اقل در دنيا آزاد مرد باشيد و آن گونه كه مي پنداريد به حسب و نسب خود كه عرب هستيد باز گرديد.

مقتل الحسين، خوارزمي، ج ٢، ص ٣٨ ـ بحار الأنوار، ج ٤٥، ص ٥١ ـ اللهوف في قتلي الطفوف، ص ٤٥.

تعبيرات به كار رفته از سوي قاتلان:

از تعبيرات به كار رفته در روز عاشوراء خطاب به امام حسين عليه السلام به خوبي مي توان پي برد كه آيا اين گروه، از چه قوم و قماشي بودند؟ از شيعيان آن حضرت يا از دشمن ترين دشمنان وي؟!!

قاتلان آن حضرت در آن روز به حضرت خطاب مي كردند و مي گفتند:

اين جنگ و قتال ما با تو از روي دشمني و عداوت با پدرت علي بن ابي طالب است.«إنما نقاتلك بغضاً لأبيك»يعني: ما از روي بغض و كينه اي كه با پدرت علي بن ابي طالب داريم با تو به جنگ و نبرد برخاسته ايم.ينابيع المودة، قندوزي حنفي، ص ٣٤٦.

حال با اين تعبير آيا مي توان گفت: كه قاتلان آن حضرت در روز عاشوراء از شيعيان امير المؤمنين و امام حسين عليهما السّلام بوده اند.

و يا بعضي ديگر را مي بينيم كه اين تعبير را خطاب به امام حسين عليه السلام دارند:

يا حسين، يا كذّاب ابن الكذّاب.

اي حسين اي درو غ گوي فرزند دروغ گو!

الكامل، ابن أثير، ج ٤، ص ٦٧.

و يا در جاي ديگر خطاب به امام حسين عليه السلام اين جمله را گفتند:

يا حسين أبشر بالنار.

اي حسين تو را بشارت باد به آتش دوزخ.

الكامل، ابن أثير، ج ٤، ص٦٦ ـ البداية والنهاية، ج ٨، ص ١٨٣.

شخص ديگري خطاب به امام حسين عليه السلام و اصحابش اين گونه گفت:

إنها لا تُقْبَل منكم.

اين نمازي كه شما ها مي خوانيد مورد قبول خداوند واقع نمي شود.

البداية والنهاية، ابن كثير، ج ٨، ص ١٨٥.

و بسياري از جملات و عبارات ديگر كه به خوبي از حقد و بغض و كينه با أمير المؤمنين و امام حسين عليهما السلام و أهل بيت عليهم السلام دارد.

اعمال و جنايات، گوياي هويت قاتلان:

اين قوم نه تنها از شيعيان و مواليان امام حسين عليه السلام نبوده اند، بلكه از دشمن ترين دشمنان آن حضرت بوده اند، چرا كه آن حضرت و اهل بيت و حتي طفل شير خواره آن حضرت را از جرعه اي آب محروم ساختند و با همين حال به شهادت رساندند و پيكر هاي مطهر شهدا را با سُمّ ستوران پايمال نموده و سر از بدن ها جدا ساخته و زن ها و فرزندان آن حضرت را به اسارت گرفتند و اموال آنان را به غارت بردند و ده ها جنايت ديگر كه از دشمن ترين دشمنان نيز انتظار ارتكاب آن نمي رفت؛ چه رسد به اين كه اين اعمال از شيعيان سرزده باشد.

ابن أثير در تاريخ خود مي گويد:

ثم نادي عمر بن سعد في أصحابه مَن ينتدب إلي الحسين فيُوطئه فرسه، فانتدب عشرة، منهم إسحاق بن حيوة الحضرمي، وهو الذي سلب قميص الحسين، فبرص بعدُ، فأتوا فداسوا الحسين بخيولهم حتي رضّوا ظهره وصدره.

عمر بن سعد خطاب به لشكريانش فرياد زد: چه كسي حاضر است با اسب خود پيكر حسين را لگد مال كند. اين جا بود كه ده نفر از سپاه او كه از جمله آنها إسحاق بن حيوه حضرمي ـ كسي كه جامه و پيراهن آن حضرت را نيز به غارت برد و بعد ها به بيماري برص و پيسي مبتلاء شد ـ آمده و پيكر حسين را با اسب هايشان آن قدر لگد كوب كردند كه سينه و پشت با هم يكي شد.

الكامل، ابن أثير، ج ٤، ص٨٠.

همو در جاي ديگر مي گويد:

وسُلِب الحسين ما كان عليه، فأخذ سراويله بحر بن كعب، وأخذ قيس بن الأشعث قطيفته، وهي من خز، فكان يُسمَّي بعدُ (قيس قطيفة)، وأخذ نعليه الأسود الأودي، وأخذ سيفه رجل من دارم، ومال الناس علي الورس والحلل فانتهبوها، ونهبوا ثقله وما علي النساء، حتي إن كانت المرأة لتنزع الثوب من ظهرها فيؤخذ منها.

تمام اموالي كه متعلق به [امام] حسين [عليه السلام ] بود به غارت برده شد. شلوار آن حضرت را بحر بن كعب و روپوش ابريشمي آن حضرت را قيس بن أشعث، كه به همين علت از آن به بعد به «قيس قطيفه» اشتهار يافت و نعلين (كفش هاي) آن حضرت را أسود أودي به سرقت برد. و نيز شمشير آن حضرت را مردي از قبيله دارم برد أخذ، و عده اي به جامه سرخ رنگ و بعضي اشياء قيمتي آن حضرت تمايل نموده و غارت كردند، و نيز هر آن چه متعلق به زنان بود را به يغما بردند تا جايي كه اگر زني مي خواست جامه اي را بر تن كند از پشت سر آن را مي ربودند.

الكامل، ابن أثير، ج ٤، ص ٧٩.

ابن كثير از أبو مخنف نقل مي كند:

وأخذ سنان وغيره سلبه، وتقاسم الناس ما كان من أمواله وحواصله، وما في خبائه حتي ما علي النساء من الثياب الطاهرة.

سنان و بعضي ديگر ليف خرماي آن حضرت را غارت نمودند، و تمام أموال و ما حصل و هر آن چه كه در خيمه آن حضرت بود را بين خود تقسيم كردند و حتي لباس هاي زنان را به غارت بردند.

وجاء عمر بن سعد فقال: ألا لا يدخلن علي هذه النسوة أحد، ولا يقتل هذا الغلام أحد، ومن أخذ من متاعهم شيئاً فليردّه عليهم. قال: فوالله ما ردَّ أحد شيئاً.

عمر بن سعد آمد و گفت: همه بدانند! كسي اجازه ندارد متعرض اين زنان شود و يا اين جوان را بكشد، و هر كس كالا و يا متاعي از اينان به غارت برده به آنان بازگرداند. راوي مي گويد: به خدا سوگند! هيچ كس چيزي از اشياء به غارت رفته را برنگرداند.

البداية والنهاية، ابن كثير، ج ٨، ص١٩٠.

حال با اين اعمال و رفتاري كه از كسي جز انسان كينه توز و شقي و پست و دشمن ترين دشمنان سر نمي زند باز هم مي توان گفت: قاتلين آن حضرت شيعيان او بوده اند؟!

اسامي افراد گوياي هويت قاتلان:

اگر كسي دلايلي كه تا كنون گفته شد را در شيعه نبودن حاضران در كربلاء نپذيرد و اصرار به شيعه بودن آنان داشته باشد آيا در رابطه با آمرين و حكم فرماياني كه باعث و باني اين حادثه شدند چه مي خواهد بگويد؟! آيا افرادي كه اسامي بعضي از آنها در ذيل مي آيد نيز از شيعيان و محبين امير المؤمنين عليه السّلام و امام حسين عليه السلام هستند؟!! افرادي هم چون:

يزيد بن معاوية ـ عبيد الله بن زياد ـ عمر بن سعد ـ شمر بن ذي الجوشن ـ قيس بن أشعث بن قيس ـ عمرو بن حجاج زبيدي ـ عبد الله بن زهير أزدي ـ عروة بن قيس أحمسي ـ شبث بن ربعي يربوعي ـ عبد الرحمن بن أبي سبرة جعفي ـ حصين بن نمير ـ حجار بن أبجر.

و نيز عده اي ديگر كه اسامي آنها در زير مي آيد و در جريان واقعه كربلاء و به شهادت رساندن آن حضرت و اصحابش مباشر و مستقيم وارد صحنه شده بودند. افرادي هم چون:

سنان بن أنس نخعي ـ حرمله كاهلي ـ منقذ بن مره عبدي ـ أبو الحتوف جعفي ـ مالك بن نسر كندي ـ عبد الرحمن جعفي ـ قشعم بن نذير جعفي ـ بحر بن كعب بن تيم الله ـ زرعة بن شريك تميمي ـ صالح بن وهب مري ـ خولي بن يزيد أصبحي ـ حصين بن تميم و غيره...

با مراجعه به حوادث كربلاء در روز عاشوراء صحت ادعا ي ما ثابت مي شود.

گفتار يزيد در هويت قاتلان:

خود يزيد بن معاويه كه نوك پيكان اتهام را به سوي خود مي ديد هرگز نگفت: اين شيعيانش بودند كه حسين را كشتند. در حالي كه اگر چنين دروغي در آن زمان كمترين خريداري مي داشت حتما در گفتن آن لحظه اي درنگ نمي كرد. بلكه او مسئوليت شهادت امام حسين عليه السلام را به عهده عبيد الله بن زياد والي و فرماندار كوفه مي اندازد؛ تا شايد به اين وسيله بتواند قدري از بار ننگ و گناه خويش بكاهد.

ابن كثير و ذهبي و غير اين دو نوشته اند:

لما قتل عبيدُ الله الحسينَ وأهله بعث برؤوسهم إلي يزيد، فسُرَّ بقتلهم أولاً، ثم لم يلبث حتي ندم علي قتلهم، فكان يقول: وما عليَّ لو احتملتُ الأذي، وأنزلتُ الحسين معي، وحكَّمته فيما يريد، وإن كان عليَّ في ذلك وهن، حفظاً لرسول الله صلي الله عليه وسلم ورعاية لحقه،لعن الله ابن مرجانةيعنيعبيد الله فإنه أحرجه واضطره، وقد كان سأل أن يخلي سبيله أن يرجع من حيث أقبل، أو يأتيني فيضع يده في يدي، أو يلحق بثغر من الثغور، فأبي ذلك عليه وقتله، فأبغضني بقتله المسلمون، وزرع لي في قلوبهم العداوة.

زماني كه عبيدُ الله بن زياد [امام] حسين [عليه السلام ] و اصحاب او را به قتل رساند و سر هاي آنان را براي يزيد فرستاد، ابتدا يزيد از اين عمل شاد و خرسند شد، اما طولي نكشيد كه از كشته شدن آنها نادم شده و همواره مي گفت: اگر من احتمال اذيت آنان را مي دادم اجازه اين كار را نمي دادم، وحسين را همراه خود در اين مكان فرو مي آوردم و به خواست او فرمان مي دادم، و حتي اگر با اين كار به من توهين صورت مي گرفت من اين كار را براي حفظ حرمت رسول الله صلّي الله عليه و آله وسلّم و رعايت حق او انجام مي دادم، خدا لعنت كند ابن مرجانه يعني عبيد الله بن زياد را كه او حسين را به عسر و حرج و اضطرار كشانيد، و از او خواست تا از همان جا كه آمده بازگردد، يا به سوي من آيد و با من بيعت نمايد، يا به يكي از سرحدات و مرز ها برود. اما حسين از اين كار امتناع ورزيد و در نتيجه ابن زياد او را به قتل رسانيد، و با اين كارش مرا مورد بغض و كينه مسلمانان قرار داد و در دل ها تخم دشمني مرا پاشيد.

سير أعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣١٧ ـ البداية والنهاية، ج ٨، ص ٣٥ ـ الكامل في التاريخ، ج ٤، ص ٨٧.

اگر چه اين گفتار در ابتداي تحقيق مورد نقد قرار گرفت اما در اين قسمت فقط به اين نكته توجه داريم كه يزيد هم نگفت: شيعيان حسين را كشتند بلكه ابن زياد را در شهادت آن حضرت دخيل مي داند.

صف بند ي در كربلاء گوياي هويت قاتلان

در دسته بندي هاي همان زمان نيز به صرف اين كه كسي در جبهه آن حضرت حضور مي يافت از شيعيان او محسوب مي شد و به كسي كه در صف مقابل او بود هرگز چنين تعبيري اطلاق نمي شد. به عنوان مثال زهير بن قين كه ابتدا عثماني مذهب بود و از آن حضرت گريزان بود اما وقتي كه در سپاه آن حضرت قرار گرفت او را به عنوان شيعه آن حضرت خطاب كردند.

تاريخ طبري در مورد زهير مي نويسد:

فقال له زهير يا عزرة إن الله قد زكاها وهداها فاتق الله يا عزرة فإني لك من الناصحين أنشدك الله يا عزرة أن تكون ممن يعين الضلال علي قتل النفوس الزكية قاليا زهير ما كنت عندنا من شيعة أهل هذا البيتإنما كنت عثمانيا.

زهيربه عزره گفت: اي عزره خداوند او را پاك گردانيد و هدايت نمود؛ پس از خدا بترس كه من از خير خواهان توام؛ تو را به خدا قسم مي دهم كه مبادا از كساني باشي كه گمراهان را در كشتن جآنهاي پاك ياري كني! وي پاسخ داد: اي زهير! ما تو را از شيعيان اين خاندان نمي شناختيم (ولي امروز تو را در صف شيعيان او مي بينيم) در حالي كه تو عثماني مذهب بودي!!!

تاريخ طبري، ج ٤، ص ٣١٦.

اينعبارت به خوبي نشان مي دهد كه به صرف حضور در يكي از دو جبهه اطلاق شيعه و يا دشمن آن حضرت صورت مي پذيرفت.

سعي و تلاش عده قليل شيعيان كوفه در ياري امام حسين عليه السلام

تمامي اين شواهد و مدارك جداي از قتل و كشتار هايي است كه معاويه در مورد شيعيان امير مومنان و امام حسن عليهما السلام انجام داد و بسياري از ايشان را شهيد كرده و عده بسياري را تبعيد كرد و يا به زندان انداخت؛ با اين همه باز مي بينيم كه طبق مدارك تاريخي همان عده اندك شيعه باقي مانده در كوفه نيز خواستند به ياري امام حسين عليه السلام بيايند اما با نيروهاي ابن زياد مواجه شده و دستگير شدند، و تنها عده اي انگشت شمار مانند زهير و حبيب بن مظاهر توانستند از اين حصار عبور كنند و در بين آن ها هم عده اي بعد از شهادت حضرت به كربلا رسيدند.

لذا با اين حساب ديگر شيعه اي در كوفه باقي نمي ماند كه بخواهد به جنگ حسين بن علي عليهما السلام بيايد.

بيعت و دعوت از امام حسين عليه السلام دالّ بر شيعه بودن نيست.

بعضي مي گويند: چون اهل كوفه با امام حسين بيعت كرده بودند و آن حضرت رابه كوفه دعوت نموده بودند، پس آنها از شيعيان آن حضرت به حساب مي آمدند. در حالي كه بايد گفت: بيعت هرگز دالّ بر شيعه بودن نمي كند، چون لازمه اين سخن آن است كه بگوييم: « همه صحابه و تابعين كه با امير المؤمنين عليه السّلام بيعت كردند از شيعيان آن حضرت به حساب مي آمدند!!» در حالي كه تا كنون كسي اين سخن را نگفته است؛ و بسياري از بيعت كنندگان با آن حضرت در صف دشمنان آن حضرت در جنگ ها بودند.

پس اين كه در برخي از كتاب هاي تاريخي آمده است: كه چون كوفيان براي آن حضرت نامه نوشتند و آن حضرت را به كوفه دعوت كردند اين نوعي بيعت با آن حضرت به حساب آمده و آنان را در زمره شيعيان قرار مي دهد و از اين رو نتيجه گرفته اند كه: قاتلان آن حضرت شيعيان او بوده اند.

در پاسخي كه بالاتر بيان شد بطلان اين سخن آشكار گشت اضافه بر اين كه ايشان اين عمل را تنها بدين سبب انجام دادند كه آن حضرت را از صحابه رسول خدا بلكه بهترين صحابه درآن زمان و نوه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم مي دانستند؛ و از سوي ديگر بي مبالاتي هاي يزيد و اوصاف ديگري كه در بالا در باره شخصيت يزيد گفته شد را از او ديده و يا شنيده بودند لذا مي خواستند با اين عمل خود در رويه عمل حاكم اسلامي تغيير ايجاد نمايند و اين دعوت و بيعت به اين معنا نبود كه آن حضرت را به عنوان امام سوم و معصوم قبول داشته باشند و به اين جهت لياقت آن حضرت را براي خلافت بيشتر از ديگران بدانند.

بنا بر اين مي توان گفت كه مردم كوفه در زمان امير مومنان و امام حسين عليهما السلام دو گروه بودند:

١- شيعه به معني خاص: يعني به دوست داشتن اهل بيت و دشمني با دشمنان ايشان اعتقاد داشتند.

شيعه از اين قبيل هرگز در لشكر عمر سعد كه با امام حسين عليه السلام جنگيد حضور نداشته است. زيرا شيعيان اين چنيني يا در كنار حضرت و در سپاه او حضور داشته و تا پاي جنگ جنگيده و نهايتاً به شهادت رسيدند و يا در زندان عبيدالله و يزيد و ديگر نقاط تحت سيطره حكومت وقت به سر مي بردند و يا تحت محاصره و ممنوعيت جهت پيوستن به سپاه امام حسين عليه السلام بودند و يا بعد از شهادت حضرت به كربلا رسيده اند. و يا اساسا تا بعد از وقوع واقعه كربلاء از عزيمت امام حسين عليه السلام به كربلاء بي خبر بوده و بعد از شهادت با خبر شده اند.

٢- شيعه به معني عام: يعني به اهل بيت علاقه مند بودند اما به دشمني با دشمنان ايشان اعتقاد نداشتند. ايشان همان گروهي هستند كه امامت الهي اهل بيت را و ساير شروط تشيع را قبول نداشتند؛ كه ممكن است عده اي از ايشان در لشكر عمر سعد و يزيد حضور داشته اند.

لعن الله امة اسست اساس الظلم و الجور عليكم اهل البيت و لعن الله امةدفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم التي رتبكم الله فيها و لعن اللهامة قتلتكم و لعن الله الممهدين لهم بالتمكين من قتالكم. برئتُ الي الله واليكم منهم و من اشياعهم و اتباعهم و اوليائهم...و اكرمني بك ان يرزقنيطلب ثارك مع امام منصور من اهل بيت محمد صلي الله عليه و آله

 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليّ عصر (عج)