پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ٤١٩ - آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟

آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟

کد مطلب: ٩٦١٣ تاریخ انتشار: ٢٧ تير ١٣٩٥ - ١٢:٤٠ تعداد بازدید: ٣٥٧٢ پرسش و پاسخ » اهل سنت آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟

توضيح سوال:

آيا روايت «بلاذري» در مورد معاويه... که فرموده كافر مي ميرد يا در در تابوتي در قعر جهنم مي باشد، سندش صحيح است؟

پاسخ:

هر دو روايت داراي سند صحيح مي باشد که لازم است قبل از بررسي شرح حال تک تک راويان، به نظر علماي اهل سنت پيرامون كتاب «انساب الأشراف» مي پردازيم:

تمجيد علماي اهل سنت از کتاب انساب الاشراف

أبي جرادة عقيلي:

وي در تعريف و تمجيد از شخصيت بلاذري و همچنين کتاب انساب الأشراف چنين مي نويسد:

وقيل أبو جعفر، وقيل أبو الحسن، البلاذري البغدادي الكاتب، كاتب، أديب، شاعر، مصنف، له كتب حسنة (١١٦- ظ) منها كتاب «أنساب الأشراف» وهو كتاب ممتع كثير الفائدة والنفع ومات ولم يتمه؛ وكتاب «البلدان وفتوحها وأحكامها» وهو أيضا كتاب كثير الفوائد.

دو كنيه براي بلاذري ذكر كرده اند يكي ابوجعفر و ديگري ابو الحسن. بلاذري بغدادي، نويسنده و اديب و شاعر و اهل تاليف است. کتاب هاي خوبي دارد، از جمله ي آن ها کتاب "انساب الاشراف" است که کتاب بسيار پرفايده اي است. وي از دنيا رفت در حالي که کتابش را تمام نکرده بود و کتاب "البلدان و فتوحها و احکامها" هم کتاب بسيار پرفايده اي است.

كمال الدين عمر بن أحمد بن أبي جرادة (متوفاي٦٦٠هـ)، بغية الطلب في تاريخ حلب،ج٣، ص١٢١٩ ،تحقيق: د. سهيل زكار، دار النشر: دار الفكر.

حاجي خليفه:

حاجي خليفه از علماي اهل سنت در تائيد کتاب انساب الاشراف چنين مي نويسد:

أنساب الأشراف : لأبي الحسن: أحمد بن يحيى البلاذري ... وهو: كتاب كبير، كثير الفائدة.

انساب الاشراف، نوشته احمد بن يحيي بلاذري... کتابي بزرگ و پر فايده است.

القسطنطيني الرومي الحنفي، مصطفي بن عبدالله (معروف به حاجي خليفه) (متوفاى١٠٦٧هـ)، كشف الظنون عن أسامي الكتب والفنون، ج ١ ص ١٧٩ ، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٣–١٩٩٢.

صديق حسن خان قنوجي:

صديق حسن خان قنوجي از علماي معاصر اهل سنت نيز در تعريف و تمجيد از کتاب انساب الاشراف بلاذري چنين مي نويسد:

منها: أنساب الأشراف لأبي الحسن أحمد بن يحيى البلاذري وهو كتاب كبير كثير الفائدة.

از جمله ي کتاب هاي علم انساب، كتاب انساب الاشراف بلاذري است که کتابي بزرگ و پرفايده است.

القنوجي البخاري، أبو الطيب السيد محمد صديق خان بن السيد حسن خان (متوفاى١٣٠٧هـ)، أبجد العلوم الوشي المرقوم في بيان أحوال العلوم ، ج ٢ ص ١١٤ ، تحقيق : عبد الجبار زكار ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت–١٩٧٨م.

كتبي:

وي نيز از ديگر علماي اهل سنت، پيرامون شهرت کتاب انساب الاشراف چنين مي نويسد:

وله من الكتبكتاب البلدان الصغيركتاب البلدان الكبير ولم يتم كتاب جمل أنساب الأشراف وهو كتابه المعروف المشهور كتاب الفتوح.

از جمله کتب او، کتاب البلدان الصغير و کتاب البلدان الکبير مي باشد ولي او کتاب جمل انساب الاشراف را که کتاب معروف و مشهور اوست، کامل نکرد؛ اين كتاب پيرامون فتح ها است.

الكتبي،‌ محمد بن شاكر بن أحمد (متوفاي٧٦٤هـ) فوات الوفيات، ج ١ ص ١٩١ ، تحقيق: علي محمد بن يعوض الله/عادل أحمد عبد الموجود، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت،‌ الطبعة: الأولي٢٠٠٠م .

صفدي:

صفدي نيز پيرامون شهرت کتاب وي مي نويسد:

وله من الكتب كتاب البلدان الصغير كتاب البلدان الكبير ولم يتم كتاب جمل نسب الأشراف وهو كتابه المعروف المشهور به كتاب الفتوح.

و کتاب هاي او : البلدان الصغير و کتاب البلدان الکبير است و کتاب جمل انساب الاشراف را که کتاب معروف و مشهورش مي باشد، تمام نکرد كتابي كه به فتوح مي پردازد.

الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاى٧٦٤هـ)، الوافي بالوفيات، ج ٨ ص ١٥٧ ،تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - ١٤٢٠هـ- ٢٠٠٠م.

أكرم بن ضياء العمري:

أكرم بن ضياء العمري نيز در تعريف و تمجيد کتاب انساب الاشراف مي نويسد:

ويعد البلاذري أبرز المؤرخين المسلمين بعد الطبري من حيث سعة المعلومات التي دونها والفترات التاريخية التي غطاها، لكن كتابه (أنساب الأشراف) أحسن انتقاء للروايات وأنقى أسانيد وأكثر اتفاقاً مع روايات أهل الثقة والصدق من تأريخ الطبري.

و بلاذري بعد از طبري از جهت وسعت معلوماتي که تدوين کرده و دوره هاي تاريخي که به آن پرداخته از بزرگ ترين مورخين مسلمانان است و اما کتاب انساب الاشراف وي نسبت به تاريخ طبري، روايات را بهتر گزينش نموده از جهت اسانيد معتبرتر و با روايات اهل صداقت و راستي برگزيده موافق تر است.

العمري، أكرم بن ضياء، عصر الخلافة الراشدة محاولة لنقد الرواية التاريخية وفق منهج المحدثين، ج ١ ص ١٥ ، دار النشر: مكتبة العبيكان–الرياض، الطبعة: الأولى، ١٤٣٠ هـ - ٢٠٠٩ م .

بررسي روايت:

در اين مجال پس از ذكر روايت، به بررسي راويان آن مي پردازيم.

روايت اول:

وحدثني إسحاق وبكر بن الهيثم قالا حدثنا عبد الرزاق بن همام انبأنا معمر عن ابن طاوس عن أبيه عن عبد الله بن عمرو بن العاص قال: كنت عند النبي صلى الله عليه وسلم فقال: يطلع عليكم من هذا الفج رجل يموت على غير ملتي، قال: وكنت تركت أبي قد وضع له وضوء، فكنت كحابس البول مخافة أن يجيء، قال: فطلع معاوية فقال النبي صلى الله عليه وسلم : هو هذا.

عبد الله بن عمرو بن العاص مي گويد نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله بودم که ايشان فرمودند : فردي بر شما ظاهر مي شود که بر غير ملت من [اسلام] مي ميرد. [عبد الله بن عمرو بن العاص] مي گويد: من براي پدرم آب وضو آماده كرده بودم و مانند کسي که ادرار خود را بسيار نگه داشته،‌ به شدت مضطرب بودم؛ از ترس اينکه مبادا پدر من از آن شكاف بيرون بيايد. عبد الله بن عمرو بن العاص مي گويد: معاويه آمد و پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: اين شخص همان است [که بر خلاف ملت من، كافر  مي ميرد].

أنساب الأشراف ، ج ٢ ص ١٢٠ ، اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى : ٢٧٩هـ) الوفاة: ٢٧٩ ، دار النشر : طبق نرم افزار الجامع الکبير.

بررسي سند:

أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري

ابن سعد:

محمد بن سعد در مورد شخصيت بلاذري نويسنده اين كتاب چنين مي نگارد:

أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (ت ٢٧٩هـ) المؤرخ المعروف، صاحب (فتوح البلدان) و (أنساب الأشراف).

أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري متوفاي سال ٢٧٩ هجري قمري، مورخي معروف و صاحب کتاب فتو ح البلدان و انساب الاشراف است.

أبو عبد الله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد (المتوفى: ٢٣٠هـ)، الطبقات الكبرى، القسم المتمم لتابعي أهل المدينة ومن بعدهم، ص ٥٣، دار النشر: مكتبة العلوم والحكم - المدينة المنورة، الطبعة: الثانية، ١٤٠٨.

شمس الدين ذهبي:

شمس الدين ذهبي از علماي بزرگ اهل سنت پيرامون شخصيت بلاذري چنين مي نويسد:

البَلاَذُرِيُّ أَبُو بَكْرٍ أَحْمَدُ بنُ يَحْيَى بنِ جَابِرٍ: العَلاَّمَةُ، الأَدِيْبُ، المُصَنِّفُ، أَبُو بَكْرٍ أَحْمَدُ بنُ يَحْيَى بنِ جَابِرٍ البَغْدَادِيُّ، البَلاَذُرِيُّ، الكَاتِبُ، صَاحِبُ (التَّارِيْخِ الكَبِيْرِ).

بلاذري؛ ابوبکر، احمد بن يحيي بن جابر علامه و اديب و مصنف است. ابوبکر احمد بن يحيي بن جابر بغدادي بلاذري، نويسنده کتاب تاريخ الکبير مي باشد.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى٧٤٨ هـ)، سير أعلام النبلاء، ج١٣، ص١٦٢،تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ. .

وي همچنين در جاي ديگري از سير اعلام النبلاء مي نويسد:

فَأَمَّا البَلاَذُرِيُّ الكَبِيْرُ، فَهُوَ أَحْمَدُ بنُ يَحْيَى صَاحبُ (التَّارِيْخِ الكَبِيْرِ) حَافظٌ أَخبارِيٌّ عَلاَّمَةٌ، أَدْرَكَ عَفَّانَ بنَ مُسْلِمٍ وَمَنْ بَعْدَهُ، يُعَدُّ مِنْ طَبَقَةِ أَبِي دَاوُدَ (صَاحبِ السُّنَنِ).

پس بلاذري بزرگ، او احمد بن يحيي صاحب کتاب تاريخ الکبير مي باشد. او حافظ، اخباري و علامه مي باشد. او عفان بن مسلم و بعد از او را درک کرده و هم طبقه با ابي داود نويسنده سنن [ابي داود] شمرده مي شود.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى٧٤٨ هـ)، سير أعلام النبلاء، ج١٦، ص٣٦،تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ. .

صفدي:

صفدي شافعي نيز بلاذري را چنين مي ستايد:

وَكَانَ أَحْمد بن يحيى بن جَابر عَالما فَاضلا شَاعِرًا راوية نسّابة متقناً.

و احمد بن يحيي بن جابر [بلاذري] عالم و فاضل و شاعر و راوي و نسب شناس و فردي متقن [در حديث مستحکم] بود.

الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاى٧٦٤هـ)، الوافي بالوفيات، ج٨ ، ص١٥٦ ،تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - ١٤٢٠هـ- ٢٠٠٠م.

ياقوت حموي:

ياقوت حموي، پيرامون شخصيت بلاذري چنين مي نگارد:

وكان أحمد بن يحيى بن جابر عالما فاضلا شاعرا راوية نسابة متقنا.

و احمد بن يحيي بن جابر [بلاذري] عالم و فاضل و شاعر و راوي و نسب شناس و فردي متقن [در حديث مستحکم] بود.

الرومي الحموي، أبو عبد الله ياقوت بن عبد الله، معجم الأدباء أو إرشاد الأريب إلى معرفة الأديب ، ج ٢ ص ٥٠ ، دار النشر : دار الكتب العلمية–بيروت، الطبعة : الأولى ١٤١١ هـ - ١٩٩١م .

سيوطي:

جلال الدين سيوطي نيز جلالت بلاذري را چنين مي ستايد:

وَالْكَبِير: أَحْمد بن يحيى صَاحب التَّارِيخ فِي طبقَة أبي دَاوُد السجسْتانِي حَافظ أخباري عَلامَة.

[سيوطي از بعد از نقل شرح حال بلاذري صغير چنين مي نيوسد] بلاذري کبير، احمد بن يحيي صاحب تاريخ و در طبقه ابو داود سجستاني قرار دارد. او فردي حافظ احاديت [حافظ صد هزار حديث]، حديث شناس و علامه بود.

السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى٩١١هـ)، طبقات الحفاظ، ص ٣٦٦ ، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٠٣هـ. .

راوي اول:

إسحاق بن منصور بن بهرام

وي از روايان صحيح بخاري، صحيح مسلم، سنن ترمذي، سنن نسائي و سنن ابن ماجه مي باشد و بر اساس مبناي اهل سنت، نيازي به بررسي ندارد زيرا طبق مبناي اهل سنت، هر راوي که بخاري و مسلم از او روايت نقل کرده باشند، نيازي به بررسي ندارد.

اين حجر چنين مي نويسد:

قال ابن حجر: وقد نقل ابن دقيق العيد عن ابن المفضل وكان شيخ والده انه كان يقول فيمن خرج له في الصحيحين هذا جاز القنطرة.

ابن حجر مي گويد: ابن دقيق العيد از ابن مفضل كه استاد پدرش بوده نقل مي كند كه او در مورد كساني كه در صحيحين آمده اند مي گفت: «او از پل عبور كرده است»

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢ هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج ١٣، ص ٣٨٢ ، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

ابن قيم جوزيه نيز مي نويسد:

ورجال الصحيحين قد جاوزوا القنطرة فلا التفات الي کلام من تکلم فيهم بما يقتضي رد حديثهم.

راويان صحيح بخاري و مسلم از پل گذشته اند (يعني توثيقشان قطعي است) و به سخن کساني که در مورد آن ها چيزي گفته اند و در وثاقتشان ترديد کرده اند، توجه نمي شود.

ابن قيم الجوزية،محمد بن أبي بكر أيوب الزرعي أبو عبد الله،رفع اليدين في الصلاة، ص٢٤٠ دار النشر: دار عالم الفوائد.

اما با اين حال به ذكر نظرات برخي از علماي اهل سنت نسبت به شخصيت او مي پردازيم.

ابن حجر عسقلاني در مورد او مي نويسد:

إسحاق بن منصور بن بهرام الكوسج أبو يعقوب التميمي المروزي ثقة ثبت.

إسحاق بن منصور بن بهرام الكوسج أبو يعقوب التميمي المروزي فردي مورد وثوق و ثابت مي باشد.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢هـ)، تقريب التهذيب، ج ١ ص ١٠٣ ، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولى، ١٤٠٦ - ١٩٨٦.

مزي نيز در شرح حال وي مي نويسد:

خ م ت س ق : إسحاق بن منصور بن بهرام الكوسج ، أبو يعقوب التميمي المروزي ، نزيل نيسابور... قال مسلم : ثقة مأمون ، أحد الائمة من أصحاب الحديث. وَقَال النَّسَائي : ثقة ثبت. وَقَال أبو حاتم : صدوق.

بخاري و مسلم و ترمذي و نسائي و ابو داود: إسحاق بن منصور بن بهرام الكوسج ، أبو يعقوب التميمي المروزي در نيشابوري ساکن شد... مسلم مي گويد: وي فردي مورد اعتماد، امين، و در ميان اصحاب حديث وي يکي از امامان حديث به شمار مي رفت. نسائي گفته است که او فردي مورد اعتماد و ثابت بود و ابو حاتم نيز او را فردي راستگو مي شمرد.

المزي،  ابوالحجاج يوسف بن الزكي عبدالرحمن (متوفاى٧٤٢هـ)، تهذيب الكمال،ج ٢ ص ٤٧٤ ،تحقيق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٠٠هـ–١٩٨٠م.

ابن حبان نيز او را جزو ثقات بر شمرده است:

 إسحاق بن منصور بن بهرام التميمي الكوسج كنيته أبو يعقوب من أهل مرو .

إسحاق بن منصور بن بهرام التميمي الكوسج کنيه او ابو يعقوب بوده و از اهالي مرو بود.

التميمي البستي، ابوحاتم محمد بن حبان بن أحمد (متوفاى٣٥٤ هـ)، الثقات، ج ٨ ص ١١٨ ، تحقيق السيد شرف الدين أحمد، ناشر: دار الفكر، الطبعة: الأولى، ١٣٩٥هـ–١٩٧٥م.

سيوطي نيز چنين مي نويسد:

إسحاق بن منصور بن بهرام الكوسج أبو يعقوب التميمي المروزي ... قال مسلم ثقة مأمون أحد الأئمة من أصحاب الحديث وقال الحاكم أحد الأئمة من الزهاد والمتمسكين بالسنة.

إسحاق بن منصور بن بهرام الكوسج أبو يعقوب التميمي المروزي ... مسلم مي گويد: فردي مورد اعتماد، امين، يکي از ائمه از اصحاب حديث بود. حاکم گفته است: او يکي از ائمه زاهد و از کساني بود که به سنت تمسک کرده بود.

السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى٩١١هـ)، طبقات الحفاظ، ج ١ ص ص ٢٣٣ ، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٠٣هـ. .

راوي دوم:

عبد الرزاق بن همام بن نافع

وي نيز از روات صحاح سته اهل سنت مي باشد.

ابن حجر در مورد شخصيت او مي نويسد:

عبد الرزاق بن همام بن نافع الحميري مولاهم أبو بكر الصنعاني ثقة حافظ مصنف شهير.

عبد الرزاق بن همام بن نافع الحميري آزاد شده قبيله حمير، ابوبکر صنعاني فردي مورد اعتماد، حافظ و نويسنده مشهوري بود.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢هـ)، تقريب التهذيب، ج١ ص٣٥٤  ، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولى، ١٤٠٦ - ١٩٨٦.

ابي حاتم نيز او را در الثقات نقل مي کند:

عبد الرزاق بن همام بن نافع الحميري الصنعاني.

التميمي البستي، ابوحاتم محمد بن حبان بن أحمد (متوفاى٣٥٤ هـ)، الثقات، ج٨ ص٤١٢ ، تحقيق السيد شرف الدين أحمد، ناشر: دار الفكر، الطبعة: الأولى، ١٣٩٥هـ–١٩٧٥م.

حاكم نيشابوري به نقل از محمد بن إسماعيل الصراري، چنين نقل مي كند:

فخرجت من صنعاء إلى مكة فوافقت بها يحيى بن معين وقلت له يا أبا زكريا ما الذي بلغنا عنكم في عبد الرزاق فقال ما هو فقلنا بلغنا انكم تركتم حديثه ورغبتم عنه فقال يا أبا صالح لو ارتد عبد الرزاق عن الإسلام ما تركنا حديثه.

از صنعاء به سمت مکه از شهر خارج شدم که با يحيي بن معين برخورد کردم و به او گفتم: اي ابا زکريا در مورد عبدالرزاق از طرف شما به ما خبر هايي رسيده است. او گفت چه چيزي؟ گفتم: به ما خبر رسيده که شما حديث عبدالرزاق را ترک کرده ايد و از اعراض كرده ايد. يحيي بن معين به من گفت: اي ابا صالح اگر عبدالرزاق مرتد هم شود، ما حديثش را ترک نخواهيم کرد.

الحاكم النيسابوري،  ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى ٤٠٥ هـ)، معرفة علوم الحديث ، ج ١ ص ١٣٩ ، تحقيق : السيد معظم حسين ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت ، الطبعة : الثانية ، ١٣٩٧هـ - ١٩٧٧م.

راوي سوم:

معمر بن راشد

وي نيز از راويان كتابهاي شش گانه اصلي اهل سنت [صحيح بخاري، صحيح مسلم، سنن ترمذي، سنن ابو داود، سنن نسائي و سنن ابن ماجه] مي باشد.

ابن حجر عسقلاني پيرامون او مي نويسد:

معمر بن راشد الأزدي مولاهم أبو عروة البصري نزيل اليمن ثقة ثبت فاضل.

معمر بن راشد الأزدي آزاد شده قبيله ازد، أبو عروة البصري ساكن يمن بود، او فردي مورد اعتماد، استوار و فاضل بود.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢هـ)، تقريب التهذيب، ، ج١ ص٥٤١ ، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولى، ١٤٠٦ - ١٩٨٦.

عجلي کوفي نيز در مورد او مي نويسد:

معمر بن راشد يكنى أبا عروة بصرى سكن اليمن ثقة رجل صالح.

معمر بن راشد کنيه اش ابا عروة بصري؛ ساکن يمن فردي مورد اعتماد و مردي صالح و نيکو بود.

العجلي، أبي الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى٢٦١هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحديث ومن الضعفاء وذكر مذاهبهم وأخبارهم، ج٢ ص٢٩٠ ، تحقيق: عبد العليم عبد العظيم البستوي، ناشر: مكتبة الدار - المدينة المنورة - السعودية، الطبعة: الأولى، ١٤٠٥–١٩٨٥م.

ابن حبان نيز او را جزو ثقات درج کرده است:

معمر بن راشد مولى.

التميمي البستي، محمد بن حبان بن أحمد ابوحاتم (متوفاى٣٥٤ هـ)، الثقات، ج٧ ص٤٨٤ ، تحقيق: السيد شرف الدين أحمد، ناشر: دار الفكر، الطبعة: الأولى، ١٣٩٥هـ–١٩٧٥م.

ذهبي نيز از وي به عنوان امام و احد الاعلام ياد مي کند:

معمر بن راشد الامام الحجة أبو عروة الأزدي مولاهم البصري أحد الاعلام وعالم اليمن.

معمر بن راشد أبو عروة الأزدي اهل بصره و آزاد شده ي قبيله ازد بود. او امام و حجت و يکي از بزرگان و عالم يمن بود.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ٧٤٨ هـ)، تذكرة الحفاظ، ج١ ص١٩٠ ، ناشر: دار الكتب العلمية–بيروت، الطبعة: الأولى.

ذهبي همچنين تصريح مي کند اگر کسي امام باشد، به کلام ديگران در مورد او توجهي نمي شود:

لكن إذا ثبتت إمامة الرجل وفضله ، لم يضره ما قيل فيه.

لكن اگر امامت و فضل فرد ثابت شود آنچه در مورد او گفته شده شنيده نمي شود.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى٧٤٨ هـ)، سير أعلام النبلاء، ج ٨ ص ٤٤٨ ، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ.

در کتاب رجال صحيح مسلم نيز در مورد شخصيت معمر آمده است:

معمر بن راشد ... وكان فقيها متقنا حافظا ورعا.

معمر بن راشد او فردي فقيه، متقن و استوار، حافظ حديث و با تقوا بود.

الأصبهاني، أبو بكر أحمد بن علي بن منجويه، (متوفاى: ٤٢٨هـ) رجال صحيح مسلم، ج٢ ص٢٢٧ ، تحقيق: عبد الله الليثي، دار النشر: دار المعرفة - بيروت ، الطبعة : الأولى، ١٤٠٧ هـ .

ذهبي نيز در شرح حال او مي نويسد:

معمر بن راشد أبو عروة إمام ثقة .

معمر بن راشد أبو عروة او امام و فردي مورد اعتماد بود.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ٧٤٨ هـ)، الرواة الثقات المتكلم فيهم بما لا يوجب ردهم، ج١ ص١٦٦ ، تحقيق: محمد إبراهيم الموصلي، دار النشر: دار البشائر الإسلامية - بيروت–لبنان، الطبعة : الأولى١٤١٢هـ - ١٩٩٢م .

راوي چهارم:

عبد الله بن طاوس بن كيسان

وي علاوه بر آنکه از تابعين مي باشد، از راويان صحاح سته [كتابهاي شش گانه اهل سنت] نيز مي باشد.

ابن حجر پيرامون او مي نويسد:

عبد الله بن طاوس بن كيسان اليماني أبو محمد ثقة فاضل عابد .

عبد الله بن طاوس بن كيسان اليماني أبو محمد فردي مورد اعتماد، صاحب فضل و اهل عبادت بود.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢هـ)، تقريب التهذيب، ج ١ ص ٣٠٨ ، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولى، ١٤٠٦ - ١٩٨٦.

ابن حجر نيز بعد از ذکر نام عبد الله بن طاوس مي نويسد:

وقال النسائي في الكنى ثقة مأمون وكذا قال الدارقطني في الجرح والتعديل وقال العجلي ثقة وذكره بن حبان في الثقات.

نسائي در كتاب کُني [كنيه ها] چنين گفته است: [عبدالله بن طاوس] فردي مورد اعتماد و امين بود. دار قطني نيز در كتاب الجرح و التعديل نيز به همين مطلب تصريح مي كند؛ عِجلي او را به عنوان فردي مورد اعتماد بر مي شمرد و ابن حبان او را در زمره افراد مورد اعتماد ذکر کرده است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢هـ)، تهذيب التهذيب، ج ٥ ص ٢٣٤ ، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٠٤ - ١٩٨٤ م.

عجلي نيز مي نويسد:

عبد الله بن طاوس بن كيسان اليماني ثقة.

عبد الله بن طاوس بن كيسان اليماني مورد اعتماد بود.

العجلي، أبي الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى٢٦١هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحديث ومن الضعفاء وذكر مذاهبهم وأخبارهم، ج٢ ص ٣٨ ، تحقيق: عبد العليم عبد العظيم البستوي، ناشر: مكتبة الدار - المدينة المنورة - السعودية، الطبعة: الأولى، ١٤٠٥–١٩٨٥م.

ابن حبان نيز او را در زمره ثقات ذکر مي کند:

عبد الله بن طاوس بن كيسان الخولاني.

التميمي البستي، محمد بن حبان بن أحمد ابوحاتم (متوفاى٣٥٤ هـ)، الثقات، ج ٧ ص ٤ ، تحقيق: السيد شرف الدين أحمد، ناشر: دار الفكر، الطبعة: الأولى، ١٣٩٥هـ–١٩٧٥م.

ذهبي نيز در تاريخ الاسلام تصريح مي کند که ائمه اهل سنت او را توثيق کرده اند:

عبد الله بن طاوس بن كيسان أبو محمد اليماني.

قال معمر : كان من أعلم الناس بالعربية وأحسنهم خلقاً ما رأينا ابن فقيه مثله .

قلت : وثقوه .

عبد الله بن طاوس بن كيسان أبو محمد اليماني، معمر در مورد او گفته است: او دانا ترين مردم به عربي و از نظر خلق بسيار خوب و فقيهي مانند او نديديم.

من [ذهبي] مي گويم: [علماء] او را توثيق کرده اند.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى٧٤٨ هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج٨ ص٤٦٣ ، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٠٧هـ - ١٩٨٧م.

ذهبي همچنين در مورد او چنين مي نويسد:

طاوس بن كيسان الإمام أبو عبد الرحمن اليماني من أبناء الفرس وقيل اسمه ذكوان فلقب فقال بن معين لأنه كان طاوس القراء عن أبي هريرة وابن عباس وعائشة وعنه الزهري وسليمان التيمي وعبد الله ابنه قال عمرو بن دينار ما رأيت أحدا مثله قط مات بمكة.

طاوس بن كيسان او امام أبو عبد الرحمن اليماني ايراني بود. گفته شده که اسمش ذکوان و بعدا ملقب به طاوس شد. يحيي بن معين گفت: او احاديث را از ابوهريره و ابن عباس و عايشه مي خواند و زهري و سليمان تيمي و فزرندش عبدالله از او روايت نقل نموده اند. عمر بن دينار گفت: هيچ کسي را مانندش نديديم. وي در مكه از دنيا رفت.  

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ٧٤٨ هـ)، الكاشف في معرفة من له رواية في الكتب الستة، ج١ ص٥١٢ ، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار القبلة للثقافة الإسلامية، مؤسسة علو - جدة، الطبعة: الأولى، ١٤١٣هـ - ١٩٩٢م.

ابن حجر عسقلاني نيز مي نويسد:

طاوس بن كيسان اليماني أبو عبد الرحمن الحميري مولاهم الفارسي يقال اسمه ذكوان وطاوس لقب ثقة فقيه فاضل من الثالثة.

طاوس بن كيسان اليماني ابو عبد الرحمن حميري، اهل فارس بود و غلام قبيله حمير. گفته شده اسم او ذکوان و لقبش طاوس بوده است. وي فردي مورد اعتماد، فقيه و از افراد فاضل بود و از طبقه سوم راويان است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢هـ)، تقريب التهذيب، ج١ ص٢٨١ ، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولى، ١٤٠٦ - ١٩٨٦.

مزي نيز مي نويسد:

وَقَال إسحاق بن منصور عن يحيى بن مَعِين ، وأبو زُرْعَة : ثقة.

اسحاق بن منصور از يحيي بن معين وابو زرعه گفته اند: او فردي مورد اطمينان است.

المزي، ابوالحجاج يوسف بن الزكي عبدالرحمن (متوفاى٧٤٢هـ)، تهذيب الكمال،ج١٣ ص٣٦٠ ، تحقيق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٠٠هـ–١٩٨٠م.

ابن حبان نيز وي را جزو ثقات ذکر کرده است:

طاوس بن كيسان اليماني الهمداني .

التميمي البستي، محمد بن حبان بن أحمد ابوحاتم (متوفاى٣٥٤ هـ)، الثقات، ج٤ ص٣٩١ ، تحقيق: السيد شرف الدين أحمد، ناشر: دار الفكر، الطبعة: الأولى، ١٣٩٥هـ–١٩٧٥م.

راوي پنجم:

عبد الله بن عمرو بن العاص

او يكي از اصحاب پيامبر صلي الله عليه وآله بوده و بنابر مبناي اهل سنت،‌ همه صحابه عادل هستند. علاوه بر اين مطلب، وي از راويان صحاح سته نيز مي باشد.

ذهبي [از بزرگ ترين علماي اهل سنت] در شرح حال وي چنين مي نويسد:

عبد الله بن عمرو بن العاص ...الإمام الحبر العابد صاحب رسول الله صلى الله عليه وسلم .

وله مناقب وفضائل ومقام راسخ في العلم والعمل حمل عن النبي صلى الله عليه وسلم علما جما .

عبد الله بن عمرو بن العاص... امام، دانشمند، اهل عبادت و از اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله [و سلم] بود

او داراي منقبت و فضايل و مقامي راسخ در علم و عمل بود و از پيامبر صلي الله عليه و آله [و سلم]  علم زيادي را کسب کرده بود.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى٧٤٨ هـ)، سير أعلام النبلاء، ج٣ ص٨٠ ، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ.

در نتيجه تمام راويان اين روايت بنابر مباني اهل سنت مورد وثوق بوده و سند آن صحيح است.

روايت دوم:

روايت دومي نيز چنين است و همانند روايت اول سندش معتبر است:

حدثني خلف بن هشام البزاز حدثنا أبو عوانة عن الأعمش عن سالم بن أبي الجعد قال، قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " معاوية في تابوت مقفل عليه في جهنم.

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: معاويه در تابوتي قفل شده در جهنم است.

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاى٢٧٩هـ)، أنساب الأشراف، ج ٢ ص ١٢١ ، طبق برنامه الجامع الكبير.

بررسي سند:

راوي اول:

خلف بن هشام بن ثعلب

وي از راويان صحيح مسلم و سنن أبي داود مي باشد.

ابن حجر عسقلاني در مورد او چنين مي نويسد:

خلف بن هشام بن ثعلب ... ثقة.

خلف بن هشام بن ثعلب ... فردي مورد اعتماد است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢هـ)، تقريب التهذيب، ج١ ص١٩٤ ، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولى، ١٤٠٦ - ١٩٨٦.

و در تهذيب التهذيب نيز تصريح مي کند که وي از راويان صحيح مسلم و سنن أبي داود است:

م د مسلم وأبي داود، خلف بن هشام بن ثعلب ويقال طالب بن غراب البزار البغدادي المقري.

مسلم و ابي داود: خلف بن هشام بن ثعلب و به او [خلف بن هشام بن] طالب بن غراب بزار بغدادي مقري، نيز مي گويند.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢هـ)، تهذيب التهذيب، ج٣ ص١٣٤ ، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٠٤ - ١٩٨٤ م.

مزي نيز ازقول نسائي و دارقطني چنين مي نويسد:

وَقَال النَّسَائي : بغدادي ثقة.

وَقَال الدار قطني : كان عابدا فاضلا .

نسائي گفته است: او اهل بغداد و مورد اعتماد بود.

دار قطني گفته است: او فردي اهل عبادت و داراي فضليت بود.

المزي، ابوالحجاج يوسف بن الزكي عبدالرحمن (متوفاى٧٤٢هـ)، تهذيب الكمال،ج٨ ص٣٠٢ ، تحقيق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٠٠هـ–١٩٨٠م.

ابن الجوزي نيز چنين مي نويسد:

خلف بن هشام بن ثعلب ويقال خلف بن هشام بن طالب بن غراب أبو محمد البزار المقرىء ... وكان ثقة فاضلا عابدا.

خلف بن هشام بن ثعلب؛ به او خلف بن هشام بن طالب بن غراب ابو محمد بزار مقرى ... نيز گفته مي شود. او فردي مورد اعتماد و داراي فضليت و اهل عبادت بود.

ابن الجوزي الحنبلي، جمال الدين ابوالفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاى ٥٩٧ هـ)، المنتظم في تاريخ الملوك والأمم، ج١١ ص١٤٥ ، ناشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٣٥٨.

ابن مفلح نيز مي نويسد:

وقال يحيى بن معين أنه الصدوق الثقة وقال الدارقطنى كان عابدا فاضلا.

يحيي بن معين گفته است: او فردي راستگو و مورد اعتماد بود. دار قطني گفته است: او فردي اهل عبادت و داراي فضل بود.

الإمام برهان الدين إبراهيم بن محمد بن عبد الله بن محمد بن مفلح (متوفاي٨٨٤هـ)، المقصد الأرشد في ذكر أصحاب الإمام أحمد، ج١ ص٣٧٨ ، تحقيق: د عبد الرحمن بن سليمان العثيمين، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض–السعودية، الطبعة: الأولى١٤١٠هـ - ١٩٩٠م .

راوي دوم:

وضاح بن عبد الله

وي از ناقلان حديث صحاح سته [كتابهاي شش گانه اصلي اهل سنت] مي باشد.

ذهبي پيرامون وي مي نويسد:

وضاح بن عبد الله الحافظ ...ثقة متقن.

وضاح بن عبد الله او حافظ حديث [صد هزار حديث حفظ] بود و مورد اعتماد و فردي و فردي متقن [در نقل حديث دقيق] بود.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ٧٤٨ هـ)، الكاشف في معرفة من له رواية في الكتب الستة، ج٢ ص٣٤٩ ، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار القبلة للثقافة الإسلامية، مؤسسة علو - جدة، الطبعة: الأولى، ١٤١٣هـ - ١٩٩٢م.

ذهبي در جاي ديگر مي نويسد:

وضاح بن عبد الله أبو عوانة ثقة حجة.

وضاح بن عبد الله أبو عوانة او فردي مورد اعتماد و حجت است.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ٧٤٨ هـ)،المغني في الضعفاء،ج٢ ص٧٢٠ ،تحقيق: الدكتور نور الدين عتر.

ابن حجر عسقلاني نيز مي نويسد:

ع الستة الوضاح بن عبد الله اليشكري.

وقال أبو زرعة ثقة.

وقال بن سعد كان ثقة صدوقا.

وضاح بن عبد الله يشكري، از راويان صحاح شش گانه اهل سنت است. ابوزرعه وي را فردي مورد اعتماد مي شمارد. ابن سعد نيز گفته است: او فردي مورد اعتماد و راستگو بود.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢هـ)، تهذيب التهذيب، ، ج١١ ص١٠٣ ، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٠٤ - ١٩٨٤ م.

مزي نيز در تهذيب الکمال چنين مي نويسد:

قال أبو حاتم الرازي: سمعت هشام بن عُبَيد الله الرازي يقول : سألت ابن المبارك : من أروى الناس وأحسن الناس حديثًا.

ابو حاتم رازي گفته است: از هشام بن عبيد رازي شنيدم که مي گفت: از ابن المبارک سوال کردم [پاسخ داد] : وي از کساني بود که بسيار روايت نقل مي کرد و از نيكو ترين محدثان بود.

المزي، ابوالحجاج يوسف بن الزكي عبدالرحمن (متوفاى٧٤٢هـ)، تهذيب الكمال،ج ٣٠ ص ٤٤٥ ،تحقيق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٠٠هـ–١٩٨٠م.

راوي سوم:

سليمان بن مهران (اعمش)

وي نيز از راويان صحاح سته مي باشد.

عجلي در مورد او چنين مي نويسد:

سليمان بن مهران الأعمش يكنى أبا محمد ثقة كوفي وكان محدث أهل الكوفة في زمانه.

سليمان بن مهران اعمش کنيه اش ابا محمد است، او اهل کوفه و فردي مورد اعتماد بود و در زمان خودش محدث اهالي کوفه بود.

العجلي، أبي الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى٢٦١هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحديث ومن الضعفاء وذكر مذاهبهم وأخبارهم، ج١ ص٤٣٢ ، تحقيق: عبد العليم عبد العظيم البستوي، ناشر: مكتبة الدار - المدينة المنورة - السعودية، الطبعة: الأولى، ١٤٠٥–١٩٨٥م.

ابن ابي حاتِم از قول يحيي بن معين چنين مي نويسد:

عن يحيى بن معين انه قال سليمان بن مهران الأعمش ثقة .

از يحيي بن معين نقل است که گفت: سليمان بن مهران اعمش فردي مورد اعتماد است.

ابن أبي حاتم الرازي التميمي، ج٤ ص١٤٦ ، ابومحمد عبد الرحمن بن أبي حاتم محمد بن إدريس (متوفاى ٣٢٧هـ)، الجرح والتعديل، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٢٧١هـ ـ ١٩٥٢م.

ابن حجر عسقلاني نيز مي نويسد:

سليمان بن مهران الأسدي الكاهلي أبو محمد الكوفي الأعمش ثقة حافظ.

سليمان بن مهران اسدي کاهلي ابو محمد کوفي اعمش فردي مورد اعتماد و حافظ حديث است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢هـ)، تقريب التهذيب، ج١ ص٢٥٤ ، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولى، ١٤٠٦ - ١٩٨٦.

ابن حجر در لسان الميزان چنين مي نويسد:

سليمان بن مهران الأسدي الكاهلي مولاهم أبو محمد الكوفي الأعمش أحد الاعلام الحفاظ والقراء.

سليمان بن مهران الأسدي الكاهلي غلام قبيله کاهلي ابو محمد كوفي اعمش، يکي از بزرگان حافظان و قرائت كنندگان حديث بود.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢ هـ)، لسان الميزان، ج٧ ص٢٣٨ ، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت، الطبعة: الثالثة، ١٤٠٦هـ–١٩٨٦م.

ذهبي در مورد او چنين مي نويسد:

سليمان بن مهران الحافظ أبو محمد الكاهلي الأعمش أحد الأعلام.

سليمان بن مهران ابو محمد كاهلي اعمش، حافظ حديث و يکي از بزرگان بود.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ٧٤٨ هـ)، الكاشف في معرفة من له رواية في الكتب الستة، ج١ ص٤٦٤ ، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار القبلة للثقافة الإسلامية، مؤسسة علو - جدة، الطبعة: الأولى، ١٤١٣هـ - ١٩٩٢م.

وي همچنين در تذکرة الحفاظ چنين مي نويسد:

ع الأعمش الحافظ الثقة شيخ الإسلام أبو محمد سليمان بن مهران الأسدي الكاهلي.

راوي صحاح سته، اعمش ابو محمد سليمان بن مهران الأسدي الكاهلي، فردي حافظ حديث، مورد اعتماد و شيخ الاسلام مي باشد.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ٧٤٨ هـ)، تذكرة الحفاظ، ج١ ص١٥٤ ، ناشر: دار الكتب العلمية–بيروت، الطبعة: الأولى.

همچنين ذهبي مي نويسد:

 ع سليمان بن مهران الأعمش ثقة جبل.

راوي صحاح سته، اعمش فردي مورد اعتماد و کوه [علم] بود.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ٧٤٨ هـ)،المغني في الضعفاء، ج١ ص٢٨٣ ،تحقيق: الدكتور نور الدين عتر.

ابن خلکان در مورد وي مي نويسد:

أبو محمد سليمان بن مهران مولى بني كاهل من ولد أسد المعروف بالأعمش الكوفي الإمام المشهور كان ثقة عالما فاضلا.

أبو محمد سليمان بن مهران مولى غلام بني کاهل از فرزندان ساد که به اعمش معروف بود، اهل کوفه، پيشوايي مشهور، فردي مورد اعتماد و عالم و صاحب فضليت بود.

إبن خلكان، ابوالعباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر (متوفاى٦٨١هـ)، وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان، ج٢ ص٤٠٠ ، تحقيق احسان عباس، ناشر: دار الثقافة - لبنان.

ابي الفرجدر مورد او چنين مي نويسد:

سليمان بن مهران الأعمش الأسدى

يكنى أبا محمد مولى لبنى كاهل عن عيسى بن يونس قال ما رأينا في زماننا مثل الأعمش .

إبراهيم بن عرعرة قال سمعت يحيى القطان إذا ذكر الأعمش قال كان من النساك وكان محافظا على الصلاة في الجماعة وعلى الصف الأول قال يحيى وهو علامة الإسلام .

کنيه او ابا محمد آزاد شده بني کاهل بود و از عيسي بن يونس نقل است که گفت: در زمان ما کسي را مانند اعمش نديديم.

ابراهيم بن عرعره مي گويد از يحيي بن قطان شنيدم  هنگامي که نزد او از اعمش ياد شد و نامش به ميان آمد، گفت: او فردي پرهيزگار و از کساني بود که بر نماز جماعت و صف اول نماز محافظت داشت و يحيي گفت: او علامه اسلام بود.

صفة الصفوة ، ج٣ ص١١٧ ، اسم المؤلف:  عبد الرحمن بن علي بن محمد أبو الفرج ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت - ١٣٩٩ - ١٩٧٩ ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : محمود فاخوري - د.محمد رواس قلعه جي.

راوي چهارم:

سالم بن رافع

او از تابعين است و از راويان حديث در كتابهاي شش گانه اهل سنت مي باشد.

ذهبي در مورد او مي نويسد:

 سالم بن أبي الجعد الأشجعي مولاهم الكوفي عن عمر وعائشة وهو مرسل وعن بن عمر وابن عباس وعنه منصور والأعمش توفي سنة مائة ثقة ع.

سالم بن أبي الجعد الأشجعي غلام اشجعي، از اهالي کوفه و روايات او از عمر و عايشه مرسل بوده و از و ابن عمر و ابن عباس روايت دارد و منصور و اعمش نيز از او روايت نقل كرده اند. وي در سال ١٠٠ از دنيا رفت. او فردي مورد اعتماد و از راويان صحاح سته [کتب شش گانه حديث اهل سنت] بود.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ٧٤٨ هـ)، الكاشف في معرفة من له رواية في الكتب الستة، ج١ ص٤٢٢ ، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار القبلة للثقافة الإسلامية، مؤسسة علو - جدة، الطبعة: الأولى، ١٤١٣هـ - ١٩٩٢م.

وي همچنين در سير أعلام النبلاء چنين مي نويسد:

سالم بن أبي الجعد الأشجعي الغطفاني مولاهم الكوفي الفقيه أحد الثقات.

سالم بن أبي الجعد الأشجعي غلام غطفاني، از اهالي کوفه فردي فقيه و يکي از افراد مورد اعتماد بود.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى٧٤٨ هـ)، سير أعلام النبلاء، ج٥ ص١٠٨ ، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ.

ابن کثير در مورد او چنين مي نويسد:

( سالم بن أبي الجعد الأشجعي ) مولاهم الكوفي أخو زياد وعبد الله وعبيد الله وعمران ومسلم وهو تابعي جليل روى عن ثوبان وجابر وعبد الله بن عمر وعبد الله بن عمرو والنعمان ابن بشير وغيرهم وعنه قتادة والأعمش وآخرون وكان ثقة نبيلا جليلا.

سالم بن أبي الجعد الأشجعي غلام اشجعي، از اهالي کوفه برادر زياد و عبدالله و عبيدالله و عمران و مسلم، او تابعي و با جلالت بود. از ثوبان و جابر و عبدالله بن عمر و عبدالله بن عمرو و نعمان بن بشير و غير او روايت نقل کرده است و از شاگردان او قتاده و اعمش و ديگران مي باشند و او فردي مورد اعتماد وبا فضيلت و با جلالت بود.

ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاى٧٧٤هـ)، البداية والنهاية، ج٩ ص١٩٠ ، ناشر: مكتبة المعارف–بيروت.

ابن حجر در مورد او چنين مي نويسد:

سالم بن أبي الجعد رافع الغطفاني الأشجعي مولاهم الكوفي ثقة.

سالم بن أبي الجعد رافع غطفاني اشجعي، آزاد شده قبيله اشجع بود، از اهالی کوفه و فردی مورد اعتماد است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢هـ)، تقريب التهذيب، ج١ ص٢٢٦ ، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولى، ١٤٠٦ - ١٩٨٦.

وي همچنين مي نويسد:

ع الستة سالم بن أبي الجعد رافع الأشجعي ...قال بن معين وأبو زرعة والنسائي ثقة... وكذا قال بن حبان في الثقات وقال بن سعد كان ثقة كثير الحديث... .

از راويان صحاح سته [کتب شش گانه اهل سنت] سالم بن أبي الجعد رافع اشجعي ... ابن مَعين و ابو زرعه و نسائی گفته اند که او مورد اعتماد بود. و همچنين ابن حبان او در کتاب الثقات نام او را ذکر کرده و ابن سعد گفته است: او فردی مورد اطمينان بود و بسيار حدیث نقل می کرد.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢هـ)، تهذيب التهذيب، ج٣ ص٣٧٣ ، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٠٤ - ١٩٨٤ م.

عجلي در مورد او چنين مي نويسد:

سالم بن أبي الجعد الغطفاني كوفى تابعي ثقة.

سالم بن أبي الجعد الغطفانی، از اهالی کوفه، و از تابعين به شمار مي رود و مورد اعتماد است.

العجلي، أبي الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى٢٦١هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحديث ومن الضعفاء وذكر مذاهبهم وأخبارهم، ج١ ص٣٨٢ ، تحقيق: عبد العليم عبد العظيم البستوي، ناشر: مكتبة الدار - المدينة المنورة - السعودية، الطبعة: الأولى، ١٤٠٥–١٩٨٥م.

ابن حجر نيز مي نويسد:

سالم بن أبي الجعد أحد ثقات التابعين.

سالم بن أبي الجعد يکی از افراد مورد اعتماد و از تابعين بود.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج٣ ص٢٧٤ ، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤١٢هـ - ١٩٩٢م.

آيا نقل تابعي از رسول خدا صلي الله عليه وآله مورد قبول است؟!

وي هر چند از تابعين مي باشد و تابعي نمي تواند مستقيم از قول رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل روايت کند، ولي بايد مد نظر داشت علماي اهل سنت ، روايات مرسل تابعين را قبول دارند.

حجيت مرسلات تابعين:

در اين مجال به ذكر برخي از نظرات علماي اهل سنت پيرامون حجيت روايات مرسل تابعين مي پردازيم:

١.  ابن بهادر

ابن بهادر از قول قاضي ابوبکر چنين نقل مي کند:

لكن قال القاضي أبو بكر في التقريب الجمهور على قبول المرسل ووجوب العمل به إذا كان المرسل ثقة عدلا وهو قول مالك وأهل المدينة وأبي حنيفة وأهل العراق.

قاضي ابوبکر در تقريب گفته است: جمهور علما [اكثر علما] قول مرسل را قبول دارند و وقتي فردي كه روايت مرسل نقل مي كند، شخصي مورد وثوق و عادل باشد، اكثريت علما عمل به آن روايت را واجب مي دانند. اين قول مالک و علماي مدينه و ابوحنيفه و علماي عراق است.

بدر الدين أبي عبد الله محمد بن جمال الدين عبد الله بن بهادر (متوفاي٧٩٤هـ)، النكت على مقدمة ابن الصلاح، ج ١ ص ٤٩١ ، تحقيق: د. زين العابدين بن محمد بلا فريج، دار النشر: أضواء السلف–الرياض، الطبعة: الأولى١٤١٩هـ - ١٩٩٨م 

٢.  ملا علي قاري

ملا علي قاري پيرامون قبول مرسلات تابعين از قول جمهور چنين مي نويسد:

وأيضاً مراسيل الصحابة معتبرة إجماعاً بخلاف مرسل التابعي فإنه حجة عند الجمهور خلافاً للشافعي . ولا بد في كونه حجة أقله أن يكون إسناده حسناً.

بنابر اجماع علما، روايات مرسل صحابه حجت است بر خلاف مرسل تابعي، چرا که مرسلات تابعين نزد جمهور [علماء] بجز شافعي، مورد قبول است. و حداقل چيزي كه مي تواند پيرامون حجت بودن [مرسلات تابعين] بيان كرد، اين است سند چنين روايتي، حسن [يکي از اقسام حديث معتبر] مي شود.

ملا علي القاري، نور الدين أبو الحسن علي بن سلطان محمد الهروي(متوفاى١٠١٤هـ)، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح،ج ٦ ص ١٣٤ ،تحقيق: جمال عيتاني، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٢٢هـ - ٢٠٠١م .

 در جايي ديگر چنين مي نويسد:

مرسل التابعي حجة عند الجمهور .

مرسل تابعي نزد جمهور [علماء اهل سنت] حجت است.

ملا علي القاري، نور الدين أبو الحسن علي بن سلطان محمد الهروي(متوفاى١٠١٤هـ)، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح،ج ٩ ص ٤٣٤ ،تحقيق: جمال عيتاني، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٢٢هـ - ٢٠٠١م .

وي همچنين بعد از اشاره به قبول اجماعي مرسلات صحابه، در مورد مرسلات تابعين نيز چنين مي نيوسد:

إذ مراسيل الصحابة حجة مقبولة اتفاقاً بخلاف مراسيل التابعين فإنها معتبرة عند الجمهور.

مرسلات صحابه اجماعا حجت و قابل قبول بوده بر خلاف مرسلات تابعين که نزد جمهور معتبر است.

ملا علي القاري، نور الدين أبو الحسن علي بن سلطان محمد الهروي(متوفاى١٠١٤هـ)، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح،، ج ٨ ص ٣٦٨ ،تحقيق: جمال عيتاني، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٢٢هـ - ٢٠٠١م .

٣.  ابوبکر سرخسي

سرخسي از علماي حنفي مذهباهل سنتدر مورد حجت مرسلات قرن دوم و سوم يعني قرن تابعين و تبع تابعين چنين مي نويسد:

فأما مراسيل القرن الثاني والثالث حجة في قول علمائنا رحمهم الله .

و اما مرسلات قرن دوم و سوم [يعني مرسلات تابعين و تابعينِ تابعين] در کلام علماي ما حجت [و قابل استدلال] است.

السرخسي الحنفي، شمس الدين ابوبكر محمد بن احمد بن أبي سهل(متوفاى٤٨٣هـ )، أصول السرخسي ، ج ١ ص ٣٦٠ ، ناشر : دار المعرفة–بيروت.

٤.  ابو سعيد علائي

وي نيز ضمن نقل نظرات مختلف علماي اهل سنت در بحث قبول مرسلات تابعين چنين مي نويسد:

أما القائلون بقبول مراسيل التابعين وأتباعهم دون أهل القرن الرابع وهو ما حكاه جماعة من الأصوليين عن عيسى بن أبان ولم يحكه أبو بكر الرازي إلا عن بعض شيوخهم والذي حكاه عن ابن أبان أنه قال من أرسل من أهل زماننا حديثا عن النبي صلى الله عليه وسلم فإن كان من أئمة الدين وقد نقله عن أهل العلم فإن مرسله مقبول كما يقبل مسنده.

و اما کساني که قائل به قبول قول مرسلات تابعين و تابعينِ تابعين قبل از قرن چهارم هستند، آنچيزي است که عده اي از علماي علم اصول به نقل از عيسي بن ابان و ابوبکر رازي نيز [همين کلام را] از بعضي از اساتيد آنان نقل کرده اند که اگر کسي در زمان ما حديثي از پيامبر صلي الله عليه [و آله] و سلم نقل کند و از ائمه دين باشد و نقلش از اهل علم باشد، حديث مرسلش مانند حديث مسندش قبول است.

كيكلدي أبو سعيد العلائي، أبو سعيد بن خليل، جامع التحصيل في أحكام المراسيل، ج ١ ص ٨٣ ، الوفاة: ٧٦١ ، تحقيق : حمدي عبدالمجيد السلفي، دار النشر : عالم الكتب - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٦ ، الطبعة : الثانية ،

٥.  مولوي محمد عمر سربازي

وي از علماي بزرگ معاصر منطقه بلوچستان نيز در باب حجيت قول مرسل چنين مي نويسد:

بيان حجية المرسل

در موضوع انکار حجية المرسل از ائمه اربعه فقط امام شافعي رحمه الله منفرد است واز امام احمد رحمه الله نيز اگر چه قول انکار موجود است اما قول راجحش حجيت مرسل است. ابوداود از ابن جرير نقل کرده اند: قبل از امام شافعي، سلف، بر حجيت مرسل اجماع داشته اند.

سربازي، محمد عمر، فتاواي منبع العلوم کوه ون، ج ٥ ص ٣٣ ، مدرسه ديني منبع العلوم کوه ون، سرباز، چاپ اول، زمستان ١٣٨٤ شمسي.

بنابراين با اينكه اين روايت مرسل است اما از نظر علماي اهل سنت، معتبر است.

نتيجه:

سند هر دو روايت فوق معتبر مي باشد و هيچ اشکالي وارد نيست و اين کلام رسول خدا صلي الله عليه و آله ثابت مي باشد.

 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف