پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ٢٠٧ - آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟

آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟

کد مطلب: ٥٠٩٧ تاریخ انتشار: ٢٧ فروردين ١٣٩٠ تعداد بازدید: ٧٠٦٠ پرسش و پاسخ » عقائد شيعه آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟

طرح شبهه:

به روايت جويني نمي توان اعتماد كرد؛ چرا كه ذهبي گفته كه وي «حاطب ليل» بوده است.

نقد و بررسي:

يكي از دليل هاي شيعيان براي اثبات مصيبت هاي وارده بر حضرت زهرا سلام الله عليها و شهادت آن بانوي گرامي، روايتي است كه، صدر الدين، ابوالمجامع جويني در كتاب معتبرفرائد السمطينآورده است. وي در اين كتابمي نويسد:

روزي پيامبر صلي الله عليه وآله نشسته بود، حسن بن علي عليهما السلام وارد شد، ديدگان پيامبر كه بر حسن افتاد، اشك آلود شد، سپس حسين بن علي بر آن حضرت وارد شد، مجدداً پيامبر گريست. در پي آن دو، فاطمه و علي عليهما السلام بر پيامبر وارد شدند، اشك پيامبر با ديدن آن دو نيز جاري شد، از پيامبر علت گريه بر فاطمه را پرسيدند، فرمود:

وَأِنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَقَدْ دَخَلَ الذُّلُّ في بَيْتِهَا وَانْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَغُصِبَتْ حَقُّهَا وَمُنِعَتْ إِرْثُهَا وَكُسِرَ جَنْبُهَا [وَكُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَأُسْقِطَتْ جَنِينُهَا وَهِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابْ وَتَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثْ...

فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُني مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقَدَّمَ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة.

فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَعَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَخَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّي أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِين .

زماني كه فاطمه را ديدم، به ياد صحنه اي افتادم كه پس از من براي او رخ خواهد داد، گويا مي بينم ذلت وارد خانه او شده، حرمتش پايمال گشته، حقش غصب شده، از ارث خود ممنوع گشته، پهلوي او شكسته شده و فرزندي را كه در رحم دارد سقط شده؛ در حالي كه پيوسته فرياد مي زند: وا محمداه!؛ ولي كسي به او پاسخ نمي دهد، كمك مي خواهد؛ اما كسي به فريادش نمي رسد.

او اول كسي است از خاندانم كه به من ملحق مي شود؛ و در حالي بر من وارد مي شود كه محزون، نالان، غمگين، حقش غصب و شهيد شده است.

در آن حال عرض مي كنم: خدايا لعنت كن هر كه به او ستم كرده، كيفر ده هر كه حقش را غصب كرده، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر كه به پهلويش زده تا اين كه فرزندش را سقط كرد، و ملائكه آمين گويند.

الجويني، ابراهيم بن محمد بن مؤيد (متوفاي ٧٢٢هـ)، فرائد السمطين، ج٢، ص ٣٤ و ٣٥، ناشر: مؤسسة المحمودي ـ بيروت، ١٤٠٠هـ.

روايت جويني ثابت مي كند كه خانه فاطمه زهرا سلام الله عليها، مورد هجوم واقع شده، حرمت وي شكسته شده، حقش غصب شده، بازويش شكسته شده و....

برخي از وهابي ها ادعا مي كنند كه جويني حاطب ليل بوده و روايت وي ارزشي ندارد. ما صحت و سقم اين مطلب را بررسي مي كنيم.

ابن حجر عسقلاني در الدرر الكامنة مي نويسد:

إبراهيم بن محمد بن المؤيد بن حمويه الجويني... وله رحلة واسعة وعني بهذا الشأن وكتب وحصل وكان دينا وقورا مليح الشكل جيد القراءة وعلي يده اسلم غازان... قال الذهبي كان حاطب ليل جمع أحاديث ثنائيات وثلاثيات ورباعيات من الأباطيل المكذوبةوقال في المعجم المختص شيخ خراسانوكان حسن الصحبة ذا اعتناء بهذا الشأن وعلي يده أسلم غازان ومات سنة ٧٢٢ هـ بالعراق قلت أجاز لبعض شيوخنا منهم أبو هريرة ابن الذهبي.

ابراهيم بن محمد بن مؤيد بن حمويه جويني... سفرهاي علمي زيادي داشت و به آن اهميت مي داد و آثاري هم نوشت، آدمي متدين، باوقار و خوش صورت بود، غازان پادشاه تاتارها به دست وي مسلمان شد .

ذهبي در باره وي مي گويد: احاديثي را كه دو، سه و چهار موضوع در آن آمده، جمع مي كرد كه همه از اباطيل و دروغ بودند. و در كتاب معجم المختص مي گويد: شيخ خراسان و خوش مجلس بود كه به دست وي غازان مسلمان شد و در سال ٧٢٢ هـ ق در عراق مرده است و به بعضي از بزرگان ما اجازه نقل حديث داده است؛ از جمله به ابوهريره پسر ذهبي.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي٨٥٢ هـ)،الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة، ج ١، ص ٧٥،٧٧، تحقيق: مراقبة / محمد عبد المعيد ضان، ناشر: مجلس دائرة المعارف العثمانية، حيدر اباد/ الهند، الطبعة: الثانية، ١٣٩٢هـ/ ١٩٧٢م.

معناي حاطب ليل:

شمس الدين سخاوي در فتح المغيث، معناي حاطب ليل را به نقل از شافعي اين گونه مي نويسد:

وعن الشافعي قال مثل الذي يطلب الحديث بلا إسناد كمثل حاطب ليل.

كسي كه حديث و سخني را بدون سند نقل مي كند، مي گويند: او مانند حاطب ليل است.

السخاوي، شمس الدين محمد بن عبد الرحمن (متوفاي٩٠٢هـ)،فتح المغيث شرح ألفية الحديث، ج ٣، ص ٤، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان، الطبعة: الأولي، ١٤٠٣هـ.

شعيب الأرنؤوط، محقق كتابسير اعلام النبلاء، « حاطب ليل» را اين گونه معنا كرده است:

يقال: فلان حاطب ليل، أي: يتكلم بالغث والسمين كمن يحطب ليلا، فيحطب الجيد والردئ، وهو في المحدثين من لا يميز صحيح الحديث من ضعيفه.

حاطب ليل، يعني كسي كه خوب و بد را درمي آميزد؛ همانند كسي كه شب هيزم جمع مي كند كه در نتيجه خوب و بد را با هم مي چيند، شخص مزبور در ميان راويان حديث كسي است كه حديث صحيح را از ضعيف تشخيص نمي دهد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي٧٤٨هـ)سير اعلام النبلاء، ج ٩، پاورقي ص ٤٢٧، تحقيق: إشراف وتخريج: شعيب الأرنؤوط / تحقيق: كامل الخراط، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - لبنان، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ - ١٩٩٣ م.

الأزهري درتهذيب اللغة، اندلسي درالمخصص، ابن منظور درلسان العربو الزبيدي درتاج العروسدر بارهمعناي حاطب ليل مي گويند:

ويقال للمُخَلِّط في كلامه أو أَمْرِه حاطِب ليل، معناه أنه لا يَتَفَقَّد كلامَه كالحاطب بالليل الذي يحطِبُ كُلَّ رَديء وجَيّد لأنه لا يُبْصِر ما يَجْمَع في حَبْله.

به كسي كه در كلام و يا كارش خوب و بد را درهم آميخته باشد حاطب ليل مي گويند؛يعني همانند كسي كه در شب هيزم جمع مي كند و نمي تواند بفهمد كه چه چيزي جمع مي كند، خوب و بد را در هم مي آميزد.

الأزهري، أبو منصور محمد بن أحمد (متوفاي٣٧٠هـ)،تهذيب اللغة، ج ٤، ص ٢٢٨، تحقيق: محمد عوض مرعب، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الأولي، ٢٠٠١م.

الأندلسي، أبي الحسن علي بن إسماعيل النحوي اللغوي (متوفاي٤٥٨هـ)،المخصص، ج ٣، ص ١٦٢، : تحقيق: خليل إبراهم جفال، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الأولي، ١٤١٧هـ ١٩٩٦م.

الأفريقي المصري، محمد بن مكرم بن منظور (متوفاي٧١١هـ)،لسان العرب، ج ١، ص ٣٢٢، ناشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولي.

الحسيني الزبيدي، محمد مرتضي (متوفاي١٢٠٥هـ)،تاج العروس من جواهر القاموس، ج ٢، ص ٢٩١، تحقيق: مجموعة من المحققين، ناشر: دار الهداية.

ذهبي در باره معناي حاطب ليل مي نويسد:

قال لي عبد الكريم الجوزي: يا أبا محمد، تدري ما حاطب ليل؟ قلت: لا، قال: هو الرجل يخرج في الليل فيحتطب، فيضع يده علي أفعي فتقتله، هذا مثل ضربته لك لطالب العلم، أنه إذا حمل من العلم ما لا يطيقه، قتله علمه، كما قتلت الأفعي حاطب ليل.

عبد الكريم جوزي از من پرسيد: مي داني معناي حاطب ليل چيست؟ گفتم: نه، گفت: او كسي است كه شب براي درو كردن و جمع نمودن علف و غير آن از خانه خارج مي شود و دست روي مار مي گذارد و با نيش ماري مي ميرد، و اين در حقيقت ضرب المثلي است براي امثل تو كه در طلب علم و دانش هستي، كه اگر آن كه در طلب علم و دانش است و به درستي آن را فرانگيرد و به آن عمل نكند، همان باعث مرگ و نابودي وي خواهد شد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي٧٤٨هـ)،سير أعلام النبلاء، ج ٥، ص ٢٧٢، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ.

محمد خلف سلامه در تعريف حاطب ليل مي گويد:

حاطب ليل: هذه الكلمة تقال في عُرف المحدثين في حق الراوي الذي يروي عن كل أحد ولا ينتقي مروياته، وفي حق المصنف الذي لا ينتقد ما يرويه أو ما يُدخله في مصنفاته في الفقه أو التفسير أو الوعظ أو غير ذلك.

وفيها إشارة إلي الإكثار الذي هو مظنة عدم الاتقان.

حاطب ليل در عرف راويان به كسي گفته مي شود كه هر زمان روايت و سخني را بدون دقت در سلامت و بيماري آن سخن آن را نقل نمايد و همچنين مؤلف و نويسنده و مفسير و واعظي كه هر مطلبي را بدون وارسي و تحقيق در آن، نوشته و يا بازگو كند.

محمد خلف سلامة،لسان المحدثين(معجم مصطلحات المحدثين)، ج ٣، ص ٦٩، طبق برنامه المكتبة الشاملة.

ترديد در انتساب اين مطلب به ذهبي:

اگر چه ابن حجر اين مطلب را از ذهبي نقل مي كند؛ اما با بررسي كتاب هاي ذهبي؛ از جمله،سير اعلام النبلاء،تاريخ الإسلام،ميزان الإعتدال،تذكرة الحفاظ،تنقيح التحقيق،الكاشف في معرفة من له الرواية في كتب الستة،المختصر من تاريخ ابن الدبيثي،معجم الشيوخ،المعجم المختص،المغني في الضعفاءو... اين جمله را نيافتيم؛ بنابراين اصل وجودچنين جمله اي از ذهبي در باره جويني جاي ترديد دارد.

أبو المعالي جويني، از ديدگاه ذهبي:

افزون براين، گفتن چنين مطلبي با تعريف و تمجيدات فراواني كه ذهبي از جويني در كتاب هاي گوناگونش كرده سازگاري ندارد، درتذكرة الحفاظمي نويسد:

وسمعت من الامام المحدث الاوحد الاكمل فخر الاسلام صدر الدين ابراهيم بن محمد بن المؤيد بن حمويه الخراساني الجويني... وكان شديد الاعتناء بالرواية وتحصيل الاجزاء حسن القراءة مليح الشكل مهيبا دينا صالحا.

از امام، روايت كننده، حديث گوي يگانه كامل، فخر اسلام، صدر الدين ابراهيم بن محمد بن المؤيد بن حمويه الخراساني الجويني روايت شنيدم ( درس گرفتم )... او بسيار به روايات و به دست آوردن كتب حديثي اهميت مي داد، خوش صدا و خوش سيما بود و شخص با هيبت و دين دار و صالحي بود.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي٧٤٨هـ)،تذكرة الحفاظ، ج ٤، ص ١٥٠٠، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي.

و در معجم الشيوخ در باره جويني مي نويسد :

١٥٦ ـ ابراهيم بن محمد بن المؤيد بن عبد الله بن علي بن محمد بن حمويه الشيخ القدوة، صدر الدين، ابو المجامع، الجويني الخراساني الصوفي المحدث.

مولده سنة أربع وأربعين وستمائة.

وسمع في سنة اربع و ستين من عثمان بن موفق و غيره. و كان صاحب حديث واعتني بالرواية. قدم علينا بعد ما أسلم علي يده غازان ملك التتار بواسطة نائبه نوروز. فسمع معنا من إبي حفص بن القواس وطائفة ثم حج بآخره في سنة عشرين وسبعمائة و حدث فذكر لي الحافظ الصلاح الدين أنه سمع منه فذكر له أنه قد يصل له إلي الآن رواية مائتي جزءٍ وأربعين جزءاً كلها اربعينات.

وكان صدر الدين تام الشكل مليحاً مهيباً خيراً. مليح الكتابة حسن الفهم معظماً بين الصوفية الي الغاية لمكان والده الشيخ سعد الدين بن حمويه. وبلغنا موته بخراسان في سنة اثنتين و عشرين و سبعمائة. فتوفي في خامس المحرم.

ابراهيم بن مؤيد محمد بن حمويه جويني خراساني، صوفي و راوي حديث بود. تولدش در سال ٦٤٤هـ است و در سال ٦٦٤هـ نزد عثمان بن موفق و ديگران حديث شنيد و شاگردي كرد، سپس خودش ناقل و راوي حديث شده و به آن اهميت مي داد، پس از آن كه غازان پادشاه تاتار به وسيله وي و به واسطه نوروز جانشينش مسلمان شد، نزد ما آمد و از درس ابوحفص بن قواس و گروهي ديگر استفاده كرديم، سپس درسال ٧٢٠ هـ به حج رفت و آغاز به نقل حديث نمود كه در حدود ٢٤٠ جزء در موضوعات چهل گانه از وي باقي مانده است.

صدر الدين، هيكلي زيبا و صورتي نمكين و با هيبت، خطي زيبا و دركي خوب داشت و در بين صوفيان از جايگاه خوبي برخوردار بود كه البته اين همه را از بركت موقعيت و جايگاه پدرش سعد الدين بن حمويه به دست آ ورده بود.

و سرانجام وي در روز پنجم محرم سال ٧٢٢ هـ در خراسان از دنيا رفت.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي٧٤٨هـ)،معجم شيوخ الذهبي، ص١٢٥، تحقيق و تعليق: د. روحيّة عبد الرحمن السّيوفي، ناشر: دار الكتب العلمية، بيروت، الطبعة الأولي، ١٤١٠ هـ، ١٩٩٠ م.

و درمعجم المختصمي نويسد :

إبراهيم بن محمد بن المؤيد بن عبد الله بن علي بن محمد بن حمويه الإمام الكبير المحدث شيخ المشائخصدر الدين أبو المجامع الخراساني الجويني الصوفي. ولد سنة أربع وأربعين وستمائة ( ٦٤٤ ه ١٢٤٦٦ م ). وسمع بخراسان وبغداد والشام والحجاز وكان ذا اعتناء بهذا الشأن وعلي يده أسلم الملك غازان.توفي بخراسان في سنة اثنتين وعشرين وسبعمائة ( ٧٢٢ ه ١٣٢٢٢ م ).

قرأنا علي أبي المجامع إبراهيم بن حمويه سنة خمس وتسعين وستمائة ( ٦٩٥ ه ١٢٩٦ م )... عن أبي هريرة أن رسول الله(ص)قال العمرة إلي العمرة كفارة لما بينهما والحج المبرور ليس له جزاء إلا الجنة.

متفق عليه وأخرجه ابن ماجه عن أبي مصعب الزهري فوافقناه بعلو.

ابراهيم بن محمد المؤيد... پيشواي بزرگ، راوي حديث و استاد استادان، صدر الدين ابوالمجامع خراساني الأصل و اهل جوين و صوفي است. در سال ٦٤٤ هـ به دنيا آمد و در خراسان، بغداد، شام و حجاز روايت شنيد و به آن اهميت زيادي مي داد، غازان پادشاه تاتار به دست او مسلمان شد و در سال ٧٢٢ هـ از دنيا رفت. او در سال ٦٩٥ هـ اين روايت را براي من خواند كه ابوهريره از رسول خدا (ص) نقل كرده كه آن حضرت فرمود: خطاها و لغزش هاي بين دو عمره بخشيده مي شود و حج قبول شده پاداشي جز بهشت ندارد.

اين روايت مورد اتفاق علما است و ابن ماجه نيز آن را از ابومعصب زهري نقل كرده و من به خاطر اين كه سندش صحيح اعلائي است آن را قبول دارم.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي٧٤٨هـ)،المعجم المختص بالمحدثين، ج ١، ص٦٥ ـ ٦٦، تحقيق: د. محمد الحبيب الهيلة، ناشر: مكتبة الصديق - الطائف، الطبعة: الأولي، ١٤٠٨هـ.

با اين تفاصيل چگونه مي توان باور داشت كه ذهبي، استاد خودش را كه اين همه از او تعريف و تمجيد مي كند، حاطب ليل معرفي كرده باشد؟

آيا كلماتي همچون: الامام المحدث، الإمام الكبير، الإمام الزاهد، الاوحد، الاكمل، فخر الاسلام، شديد الاعتناء بالرواية وتحصيل الاجزاء، الشيخ القدوة، صاحب حديث واعتني بالرواية، المحدث، شيخ المشايخ، و... با كلمه «حاطب اليل» قابل جمع است؟ آيا امكان دارد كه ذهبي تا اين حد متناقض سخن گفته باشد؟

جويني از ديدگاه ديگر علماي اهل سنت:

افزون بر ذهبي، برخي ديگر از بزرگان اهل سنت نيز تعريف و تمجيد فرواني از جويني كرده اند؛ از جمله عبد الرحيم الأسنوي (جمال الدين) متوفاي ٧٧٢ هـ، در كتابطبقات الشافعيةمي نويسد:

الصدر الحموي: إبراهيم بن سعد الدين محمد بن المؤيد المعروف " الحموي " نسبة إلي مدينة حماة، لان جده كان من أبناء ملوكها. كان المذكور إماما في علوم الحديث والفقه، كثير الاسفار في طلب العلم، طويل المراجعة، مشهورا بالولاية هو وأبوه، سكن بقرية من قري نيسابور، وتوفي بها حوالي السبعمائة.

حموي، نسبت اين شخص است به حماة به اين دليل است كه جدش از فرزندان پادشاهان اين منطقه بوده. ابراهيم پيشوا در علوم حديث و ثقه بود، براي تحصيل دانش سفرهاي فراواني كرد كه بازگشتش طولاني مي شد، او و پدرش در ولايت مشهور بودند، در يكي از روستاهاي نيشابور ساكن شد و در حدود سال ٧٠٠هـ از دنيا رفت.

و صفدي درالوافي بالوفياتنيز با اندكي اختلاف چنين مي نويسد:

(صدر الدين الجويني الشافعي) إبراهيم بن محمد الإمام الزاهد المحدث شيخ خراسان صدر الدين أبو المجامع... وسمع من ابن الموفق الأذكاني صاحب المؤيد الطوسي ومن جماعة بالشام والعراق والحجاز وعني بهذا الشأن جدا وكتب وحصل وكان مليح الشكل جيد القراءة دينا وقورا وعلي يديه أسلم قازان....

صدر الدين جويني از ابن موفق و گروهي از مردم شام، عراق و حجاز حديث شنيد و عنايت ويژه اي به كسب و نوشتن آن داشت، وي صورتي نمكين و قرائتي زيبا داشت، متدين و بزرگوار بود، و قازان به دست او مسلمان شد.

الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاي٧٦٤هـ)،الوافي بالوفيات، ج ٦، ص ٩١ ـ ٩٢، تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفي، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - ١٤٢٠هـ- ٢٠٠٠م.

بسياري از بزرگان اهل سنت، حاطب ليل بوده اند:

حتي اگر فرض را بر اين بگيريم كه ذهبي چنين نسبتي را به استادش داده باشد، بازهم نمي توانيم روايت او را به اين بهانه كنار بگذاريم؛ چرا كه بسياري از بزرگان اهل سنت كه در وثاقت و اعتبار آن ها ترديدي وجود ندارد، نيز «حاطب اليل» لقب گرفته اند. به نام چند تن از آن ها اشاره مي كنيم:

١. عبد الملك بن جريج:

عبد الملك بن جريج از بزرگان راويان و از فقيهان اهل سنت است كه تمام ائمه جرح و تعديل در وثاقت وي اجماع دارند. ذهبي به نقل از يحيي بن معين مي نويسد:

أحد الأعلام الثقات يدلس وهو في نفسه مجمع علي ثقته.

عبد الملك بن جريج، يكي از بزرگان مورد اعتماد بود كه اشتباهات سند احاديث را مخفي مي كرد؛ در عين حال، همگان بر وثاقت او اجماع دارند.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي٧٤٨هـ)ميزان الاعتدال في نقد الرجال،ج ٤، ص ٤٠٤، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، ١٩٩٥م.

و در سيراعلام النبلاءمي نويسد:

قال أحمد بن سعد بن أبي مريم عن يحيي بن معين ابن جريج ثقة في كل ما روي عنه من الكتاب.

احمد بن سعد از يحيي بن معين نقل كرده كه: ابن جريج در تمام آن چه نقل كرده است، مورد اعتماد است.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي٧٤٨هـ)، سير أعلام النبلاء، ج ٦، ص ٣٢٩، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ.

اما در عين حال، مي بينيم كه همين شخص متصف به «حاطب ليل» شده است؛ چنانچه ذهبي تصريح مي كند:

عن مالك بن أنس قال كان ابن جريج حاطب ليل.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي٧٤٨هـ)،سير أعلام النبلاء، ج ٦، ص ٣٢٩، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ.

٢. قتادة بن دِعامة:

وي از حفاظ معروف و از رجال صحيح بخاري است؛ چنانچه مزي درتهذيب الكمالو ابن حجر عسقلاني در ابتداي ترجمه وي درتهذيب التهذيب، به اين مطلب تصريح كرده و در توثيق او مي نويسد:

عن يحيي بن معين ثقة وقال أبو زرعة قتادة من اعلم أصحاب الحسن... وقال ابن سعد كان ثقة مأمونا حجة في الحديث...

يحيي بن معين او را ثقه دانسته و ابوزرعه او را از دانشمندترين شاگردان حسن معرفي كرده است... و ابن سعد او را ثقه و مورد اعتماد در حديث مي داند.

المزي، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفاي٧٤٢هـ)،تهذيب الكمال، ج ٢٣، ص ٥١٦، تحقيق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولي، ١٤٠٠هـ - ١٩٨٠م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي٨٥٢ هـ)تهذيب التهذيب، ج ٨، ص ٣١٨، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولي، ١٤٠٤هـ - ١٩٨٤م.

با اين حال، ذهبي و ابن حجر به نقل از شعبي او را حاطب ليل مي نامند:

عن الشعبي قتادة حاطب ليل.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي٧٤٨هـ)،سير أعلام النبلاء، ج ٥، ص ٢٧٢، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي٨٥٢ هـ)تهذيب التهذيب، ج ٨، ص ٣١٧، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولي، ١٤٠٤هـ - ١٩٨٤م.

٣. جلال الدين سيوطي:

حافظ جلال الدين سيوطي، اديب، محدث، مورخ و مفسر مشهور اهل سنت، صاحب كتاب هايالدر المثنور،الجامع الصغير،تاريخ الخلفاء،الديباج علي مسلم،الإتقان في علوم القرآن،تنوير الحوالكو... كسي است كهنمي توان در اعتبار او شك كرد؛ ولي با اين حال در باره او نيز گفته اند كه حاطب ليلبوده است.

محمد ابورية، از بزرگان معاصر اهل سنت در باره او مي نويسد:

ورحم الله من قال في السيوطي: إنه حاطب ليل.

خدا رحمت كند كسي را كه در باره سيوطي گفت او حاطب ليل است.

أبو رية، محمود (متوفاي١٣٨٥هـ)أضواء علي السنة المحمدية، ص ٢٣٥، با مقدمه دكتر طه حسين، ناشر: نشر البطحاء، الطبعة: الخامسة.

٤. أبو اسحاق ثعلبي، صاحب تفسير:

ابواسحاق ثعلبي، از بزرگان اهل سنت و صاحب تفسير معروفالكشف والبيان ، يكي از كساني است كه حاطب ليل لقب گرفته است.

ابن تيميه حراني درمنهاج السنةدر باره او مي گويد:

ثم علماء الجمهور متفقون علي أن الثعلبي و أمثاله يروون الصحيح و الضعيف و متفقون علي أن مجرد روايته لا توجب اتباع ذلك و لهذا يقولون في الثعلبي و أمثاله أنه حاطب ليل يروي ما وجد سواء كان صحيحا أو سقيما فتفسيره و أن كان غالب الأحاديث التي فيه صحيحة ففيه ما هو كذب موضوع باتفاق أهل العلم.

تمام دانشمندان اتفاق نظر دارند كه ثعلبي وامثال او، هم روايات صحيح نقل كرده اند و هم ضعيف، و نيز پذيرش هر روايتي را كه ثعلبي نقل كرده، لازم نمي دانند؛ از اين رو به ثعلبي و افرادي همانند او، حاطب ليل گفته اند؛ چون هرچه يافته و ديده اند؛ چه صحيح و يا غير صحيح نقل و روايت كرده اند؛ اگرچه بيشتر رواياتشان صحيح است؛ ولي در بين آن به اتفاق علما اخبار دروغ هم وجود دارد.

الحراني، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية أبو العباس (متوفاي٧٢٨هـ)،منهاج السنة النبوية، ج ٧، ص ٩٠، تحقيق د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولي، ١٤٠٦هـ.

و در مجموع الفتاوي مي نويسد:

و(الثعلبي) هو في نفسه كان فيه خير ودين وكان حاطب ليل ينقل ما وجد في كتب التفسير من صحيح وضعيف وموضوع.

شخص ثعلبي انساني خوب و ديندار است؛ ولي در نقل اخبار حاطب ليل بود؛ يعني آنچه مي يافت؛ چه صحيح و يا غير صحيح و چه دروغ و ساختگي، همه را در تفسير مي آورد و جمع آوري مي كرد.

الحراني، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية أبو العباس (متوفاي٧٢٨هـ)،مجموع الفتاوي، ج ١٣، ص ٣٥٤، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ناشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية.

در حالي كه ذهبي از او تجليل فراوان كرده و مي نويسد:

(أحمد بن محمد بن إبراهيم) أبو إسحاق النيسابوري الثعلبي، صاحب التفسير. كان أوحد زمانه في علم القرآن... كان واعظا حافظا عالما، بارعا في العربي، موثقا. أخذ عنه: أبو الحسن الواحدي.

وقد جاء عن أبي القاسم القشيري قال: رأيت رب العزة في المنام وهو يخاطبني وأخاطبه، فكان في أثناء ذلك أن قال الرب جل اسمه: أقبل الرجل الصالح. فالتفت فإذا أحمد الثعلبي مقبل.

ثعلبي صاحب تفسير، يگانه دورانش در علوم و دانش هاي قرآن... واعظ، دانشمند و حافظ وسرآمد دردانش عربي و مورد اعتماد بود كه ابوالحسن واحدي از وي حديث نقل مي كرده است.

از ابوالقاسم قشيري نقل است كه گفت: خداوند بزرگ مرتبه را درخواب ديدم كه با من سخن مي گفت و من با او سخن مي گفتم، در اين بين خداوند فرمود: اين مرد صالح را درياب، نگاه كردم ديدم احمد ثعلبي است.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي٧٤٨هـ)،تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج ٢٩، ص ١٨٦، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمري، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولي، ١٤٠٧هـ - ١٩٨٧م.

درتذكرة الحفاظبه او لقب «علامه» داده و مي نويسد:

ومات في سنة سبع [وعشرين وأربع مائة] العلامة أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم النيسابوري الثعلبي المفسر في المحرم.

علامه ابواسحاق احمد بن محمد بن ابراهيم نيسابوري ثعلبي، مفسر قرآن، در محرم سال ٤٢٧هـ از دنيا رفت.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي٧٤٨هـ)،تذكرة الحفاظ، ج ٣، ص ١٠٩٠، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي.

ابن خلكان مي نويسد:

الثعلبي أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم الثعلبي النيسابوري المفسر المشهور كان أوحد زمانه في علم التفسير وصنف التفسير الكبير الذي فاق غيره من التفاسير.

ثعلبي صاحب تفسير مشهور، در دانش تفسير يگانه زمانش بود، او تفسير كبيرش را نوشت كه بر تمام تفاسير برتري يافت.

إبن خلكان، أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر (متوفاي٦٨١هـ)،وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان، ج ١، ص ٧٩، تحقيق احسان عباس، ناشر: دار الثقافة - لبنان.

شبيه همين سخن را صفدي درالوافي بالوفيات، ج٧، ص٢٠١ گفته است.

جلال الدين سيوطي درطبقات المفسرينمي نويسد:

أحمد ابن محمد بن إبراهيم أبو إسحاق النيسابوري الثعلبي صاحب التفسير المشهور والعرائس في قصص الأنبياء كان أوحد زمانه في علم القرآن عالما بارعا في العربية حافظا موثقا.

ثعلبي صاحب تفسير مشهور و كتاب عرائس پيرامون قصص پيامبران، در دانش قرآن يگانه زمان، دانشمندي عميق در علوم عربي و حافظ و مورد اعتماد بود.

السيوطي، عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي٩١١هـ)،طبقات المفسرين، ج ١، ص ٢٨، تحقيق: علي محمد عمر، ناشر: مكتبة وهبة - القاهرة - ١٣٩٦، الطبعة: الأولي.

٥. أبو الفرج ابن جوزي (متوفاي٥٩٧هـ):

ابن حجر عسقلاني در ترجمه ثمامة بن أشرس، پس از ذكر داستاني كه ابن جوزي در باره ثمامه نقل كرده است مي گويد:

وذكر بن الجوزي في حوادث سنة ست وثمانين ومائة أن الرشيد حبسه لوقوفه علي كذبه وكان مع المأمون بخراسان وشهد في كتاب العهد... وأورد بن الجوزي هذه القصة في حوادث سنة ثلاث عشرة وترجم لثمامة فيمن مات فيها وفيها تناقض لان قتل أحمد بن نصر تأخر بعد ذلك بدهر طويل فإنه قتل في خلافة الواثق سنة بضع وعشرين وكيف يقتل قاتله سنة ثلاث عشرة والصواب أنه مات في سنة ثلاث عشرة ودلت هذه القصة علي أن بن الجوزي حاطب ليللا ينقد ما يحدث به.

ابن جوزي در حوادث سال ١٨٦هـ مي نويسد: هارون الرشيد ثمامة بن اشرس را به علت دروغگوي هايش زنداني كرد. سپس مي نويسد: وي در داستنان ولايتعهدي حضرت رضا عليه لاسلام در خراسان همراه مأمون بود، اين قصه را ابن جوزي در حواديث سال ١١٣ هجري نقل مي كند، سپس ثمامه را از ك ساني كه در همان سال مرده است، نام مي برد. و اين تناقضي است آشكار؛ زيرا چگونه مي شود كه مقتول در سال بيست و بلكه پس از آن كشته شده باشد؛ ولي قاتل او در سال ١٣ از بين رفته باشد. اين قصه ثابت مي كند كه ابن جوزي «حاطب ليل» بوده است؛ يعني در آن چه مي نوشته و يا نقل مي كرده، دقت لازم را نمي كرده است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي٨٥٢ هـ)،لسان الميزان، ج ٢، ص ٨٣، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت، الطبعة: الثالثة، ١٤٠٦هـ - ١٩٨٦م.

ابن جوزي اين مطلب را در كتاب المنتظم به اين صورت نقل مي كند:

ثم دخلت سنة ست وثمانين ومائة.فمن الحوادث فيها... وفيها حبس الرشيد ثمامة بن أشرس لوقوفه علي كذبه في أمر أحمدبن عيسي بن زيد وكانت ببغداد رجفة شديدة بين المغرب والعشاء في رمضان....

سپس سال ١٨٦ فرا رسيد، از حوادث اين سال زنداني شدن ثمامه بن اشرس به وسيله هارون الرشيد و به علت دروغگويي هاي او در باره احمد بن عيسي بن زيد بوده.....

ابن الجوزي، أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاي ٥٩٧ هـ)،المنتظم في تاريخ الملوك والأمم، ج ٩، ص ١١٠، ناشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولي، ١٣٥٨.

در حالي كه ذهبي در سير اعلام النبلاء از ابن جوزي اين گونه تجليل مي كند:

أبو الفرج ابن الجوزي. الشيخ الإمام العلامة الحافظ المفسر شيخ الإسلام مفخر العراق جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن....

وكان رأسا في التذكير بلا مدافعة يقول النظم الرائق والنثر الفائق بديها ويسهب ويعجب ويطرب ويطنب لم يأت قبله ولا بعده مثله فهو حامل لواء الوعظ والقيم بفنونه مع الشكل الحسن والصوت الطيب والوقع في النفوس وحسن السيرة وكان بحرا في التفسير علامة في السير والتاريخ موصوفا بحسن الحديث ومعرفة فنونه فقيها عليما بالإجماع والإختلاف جيد المشاركة في الطب ذا تفنن وفهم وذكاء وحفظ واستحضار وإكباب علي الجمع والتصنيف مع التصون والتجميل وحسن الشارة ورشاقة العبارة ولطف الشمائل والأوصاف الحميدة والحرمة الوافرة عند الخاص والعام ما عرفت أحدا صنف ما صنف.

ابوالفرج؛ استاد، پيشوا، علامه، حافظ، مفسر، شيخ الإسلام، افتخار مردم عراق... كسي كه بدون رقيب بود، شاعري توانا و نويسنده اي هنرمند بود، پرچم وعظ را به دوش مي كشيد، صورتي زيبا و صوتي دلنشين و نافذ داشت و خوش مشرب بود، در تفسير همانند دريا بود، و در دانش تاريخ و سيره علامه زمان بود، به اجماع دانشمندان حديثش نيكو و فقيهي دانشمند بود، در دانش طب و ديگر فنون و اخلاق پسنديده نزد عام و خاص شناخته شده بود، و نديدم كسي مانند او بنويسد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي٧٤٨هـ)،سير أعلام النبلاء، ج ٢١، ص ٣٦٥ ـ ٣٦٦، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ.

٦. عبد الحليم ابن تيميه (متوفاي٧٢٨هـ):

ابن تيميه حراني، مؤسس و تئوريسين فكري وهابيت نيز از كساني است كه «حاطب ليل» لقب گرفته است و اين افتخار نصيب ايشان نيز شده است.

تقي الدين حصني دمشقي دردفع شبه من شبهمي نويسد:

كلام إبن تيمية في الإستواء ووثوب الناس عليه:

فمن ذلك ما أخبر به أبو الحسن علي الدمشقي في صحن الجامع الأموي عن أبيه قال كنا جلوسا في مجلس إبن تيمية فذكر ووعظ وتعرض لآيات الإستواء ثم قال واستوي الله علي عرشه كإستوائي هذا قال فوثب الناس عليه وثبة واحدة وأنزلوه من الكرسي وبادروا إليه ضربا للكم والنعال وغير ذلك حتي أوصلوه إلي بعض الحكام وإجتمع في ذلك المجلس العلماء فشرع يناظرهم فقالوا ما الدليل علي ما صدر منك فقال قوله تعالي «الرحمن علي العرش استوي» فضحكوا منه وعرفوا أنه جاهل... وكان بعضهم يسميه حاطب ليلوبعضهم يسميه الهدار المهدار.

ابوالحسن علي دمشقي، در صحن مسجد جامع اموي از پدرش نقل كرد كه گفت: ما در مجلس ابن تميميه بوديم كه سخن از نشستن خدا بر عرش به ميان آمد، گفت: خداوند همانگونه كه من اين جا نشسته ام، نشسته است، مردم به وي حمله ور شدند و او را از منبر به زير آوردند و با مشت و لگد به جانش افتادند و نزد قاضي بردند. دانشمندان گردآمدند و از وي پرسيدند كه به چه دليل اين سخن را گفته اي؟ گفت: به دليل سخن خداوند «الرحمن علي العرش استوي» همه خنديدند و فهميدند كه فردي نادان است، بعضي گفتند كه او «حاطب ليل» است.

الحصني الدمشقي، تقي الدين أبي بكر (متوفاي: ٨٢٩هـ)،دفع شبه من شبه وتمرد، ج ١، ص ٤١، ناشر: المكتبة الأزهرية للتراث - مصر.

٧ و ٨. زمخشري و غزالي:

مقبل الوادعي، از عالمان معاصر اهل سنت و شاگرد محمد ناصر الباني، به نقل از ابن حجر عسقلاني مي نويسد كه حتي زمخشري و غزالي را نيز «حاطب ليل» لقب داده است. وي در كتاب المقترح مي نويسد:

يقول الحافظ العراقي في "تخريج الإحياء" وكما يقول الحافظ الهيثمي في كتابه "مجمع الزوائد" يقول: في سنده فلان ابن فلان ولم أجده أو لم أجد له ترجمة، والحافظ أيضًا في "تخريج الكشاف" ربما يقول: الحديث لم أجده، لأن الزمخشري يعتبر حاطب ليل، وكذا الغزالي يعتبر حاطب ليل.

حافظ عراقي در كتابشتخريج الإحياءو هيثمي درالزوائدگفته اند: در سند فلان روايت افرادي هستند كه شرح حال آنان را نديده و نشنيده ام. و درتخريج الكشافگاهي گفته شده است: حديث را نيافتم؛ زيرا زمخشري و همچنين عزالي «حاطبليل» بوده اند.

أبوعبدالرحمن مقبل بن هادي الوادعي (متوفاي ١٤٢٢هـ)،المقترح في أجوبة أسئلة المصطلح،ج ١ ص ٨٩،ناشر: دار الآثار ـ صنعاء،الطبعة الثانية.

البته اطلاق «حاطب ليل»فقطبه اين افراد منحصر نمي شود؛ بلكه بسياري از بزرگان اهل سنت را حاطب ليل گفته اند كه ما به جهت اختصار فقط به برجسته ترين آن ها اشاره كرديم.

حال پرسش ما اين است كه آيا مي توان باور داشت كه ابن جريج، قتادة، سيوطي، ثعلبي، ابن جوزي، ابن تيميه، زمخشري و غزالي با آن همه جلالت و عظمتي كه در نزد اهل سنت دارند، فقط به خاطر اين كه گفته شده كه آن ها «حاطب ليل» بوده اند ، در وثاقتشان شك و روايات شان را رد كرد؟

نتيجه:

اولاً: آن چه در باره جويني از زبان ذهبي نقل شده است، صحت ندارد؛ ثانياً: بر فرض اين كه قبول كنيم ذهبي چنين جمله اي را در باره استادش گفته باشد، بازهم به وثاقت جويني ضرري نمي زند؛ چرا كه بسياري از بزرگان اهل سنت نيز «حاطب ليل» بوده اند.

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)