پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ١٣ - آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟

آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟

کد مطلب: ١١٤٨٧ تاریخ انتشار: ٠١ مهر ١٣٩٦ - ١٢:٥٠ تعداد بازدید: ١١٧٠ پرسش و پاسخ » عمومي آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟

مقدمه:

از جمله آياتي که در مذمت برخي از زنان پيامبران نازل شده آيه دهم سوره تحريم است. در اين سوره آمده:

«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَينِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَينِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يغْنِيا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ»(سوره تحريم، آيه ١٠).

خداوند براي کساني که کافر شده‌اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستي دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولي به آن دو خيانت کردند و ارتباط با اين دو (پيامبر) سودي به حالشان (در برابر عذاب الهي) نداشت، و به آنها گفته شد: وارد آتش شويد همراه کساني که وارد مي‌شوند.

در آيه فوق نسبت به زنان حضرت نوح و حضرت لوط (عليهما السلام) از تعبير «فخانتاهما» استفاده شده است. تعبيري که اگر درست بيان نشود مي تواند طعن و نقص بزرگي باشد بر پيکره معصوم رسالت و نبوت، که قدمت آن به بلنداي خلقت انسان است.

اين طعن و نقص زماني پر رنگ تر مي شود که برخي آيات ٤٥ و ٤٦ سوره هود را در کنار اين آيات گذاشته و حکم به فحشاي همسر حضرت نوح عليه السلام بدهند:

وَ نادي‏ نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْني‏ مِنْ أَهْلي‏ وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ الْحاکِمينَ.قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجاهِلينَ».

«نوح به پروردگارش عرض کرد: پروردگارا! پسرم از خاندان من است و وعده تو ( در مورد نجات خاندانم)حق است و تو از همه حکم کنندگان برتري). خداوند فرمود: اي نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحي است [ فرد ناشايسته اي است ] ! پس ، آنچه را از آن آگاه نيستي ، از من مخواه! من به تو اندرز مي دهم تا از جاهلان نباشي.»(سوره هود، آيه ٤٥ و ٤٦).

در طرح اين موضوع، با دو چالش مواجه هستيم كه نيازمند پاسخي منطقي مي باشند:

١.مراد از خيانت چيست آيا مقصود خيانت از نوع فحشاء است و يا منظور خيانت اعتقادي و فرهنگي است؟

٢.اين خيانت منحصر به همسر اين دو پيامبر بوده و يا شامل برخي از زنان پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله هم مي شود؟

در مورد دو محور فوق، بين شيعه و اهل سنت و همچنين وهابيت اختلاف شده است به همين بهانه، متاسفانه برخي در طول تاريخ، شيعيان را متهم به توهين به زنان پيامبر صلي الله عليه و آله، و به تبع آن حکم به كفر آنها نموده اند. غافل از اين که تنها شيعه است که ساحت زنان پيامبران الهي را منزه از فحشاء دانسته است و شان پيامبران الهي عليهم السلام را منزه از اين اتهام مي داند. اين نوشتار درصدد بررسي اين موضوع مي باشد.

ديدگاه شيعه

از نظر شيعه،‌ زنان تمام پيامبران الهي از تهمت فحشاء مبرا هستند، چرا كه اعتقاد به چنين مطلبي، موجب، طعن برزگي بر انبيا عليهم السلام و سبب عدم پذيرش ادعا، باورها و عقايد آنها مي باشد در حالي كهخداوند تمام انبياي خود را از هر نقص و عيبى مبرا كرده است.

در طول تاريخ، قاطبه علماي برجسته شيعه، معتقد بودند اگر چه همسران پيامبران الهي معصوم و مصون از خطا نبودند اما هيچ گاه دچار فحشاء نشده اند. گر چه ممكن است به کفر يا نفاق آلوده شده باشند اما هرگز مرتكب فحشا نگرديده اند؛ بنابراين خيانت زنان نوح و لوط که در قرآن کريم به آن اشاره شده از جنس فحشاء نبوده بلکه خيانت آنها از نوع همکاري با دشمنان، نسبت هاي ناروا و کشف اسرار پيامبران الهي بوده است. در ذيل روايات و اقوال علماي شيعه بيان مي شود:

روايت:

شيخ طوسي (متوفاي ٤٦٠ ق) از بزرگان شيعه، و معروف به شيخ الطائفه، روايتي را از ابن عباس نقل نموده که ساحت همسران پيامبران الهي را از فحشاء برئ مي داند:

روي عن ابن عباس أنه قال : ما زنت امرأة نبي قط ، وكانت الخيانة من امرأة نوح أنها كانت تنسبه إلى الجنون ، والخيانة من امرأة لوط أنها كانت تدل على أضيافه.

الشيخ الطوسي (متوفاي ٤٦٠). التبيان في تفسير القرآن. ج ٥ ص ٤٩٥. ناشر : مكتب الإعلام الإسلامي. سال چاپ: ١٤٠٩.

هيچ يک از همسران پيامبران، مرتکب عمل زنا نشدند، خيانت زن نوح اين بود كه او را متهم به ديوانگى كرده بود و خيانت زن لوط نيز اين بود كه جاى مهمانان حضرت لوط را به كفار نشان داد.

باز در همين تفسير آمده است:

و روي عن علي عليه السلام أنه قرأ و نادى نوح ابنها فنسبه إلى المرأة ، وأنه كان يربيه . و روي عن محمد بن علي بن الحسين عليهم السلام وعروة بن الزبير أنهما قرءا " ونادى نوح ابنه " بفتح الهاء وترك الألف كراهة ما يخالف المصحف ، وأرادا أن ينسباه إلى المرأة ، وأنه لم يكن ابنه لصلبه.

الشيخ الطوسي (متوفاي ٤٦٠ ق). التبيان في تفسير القرآن ج٥ ص ٤٩٥. جلد : ٥ . ناشر : مكتب الإعلام الإسلامي. سال چاپ : رمضان المبارك ١٤٠٩.

از امام علي عليه السلام روايت شده است که حضرت آيه را به اين صورت مي خواند: و نادى نوح ابنها. نوح فرزند آن زن را صدا زد. يعني نوح فرزند را به زن نسبت داد و او فرزند خوانده نوح بوده است.

از امام باقر عليه السلام و عروة بن زبير نقل شده که آنها آيه را اين گونه قرائت مي کردند: و نادى نوح ابنه. به فتح هاء، بدون الف . بخاطر اين که مخالفتي با ظاهر قرآن پيش نيايد.

هدفشان از اين کار، نسبت دادن فرزند به زن نوح بوده است. و از صلب و نسل نوح نبوده است.

بر اساس روايات فوق زنان پيامبران الهي مرتکب فحشاء نشدند و خيانتي که در قرآن و روايات بدان اشاره شده خيانت در دين بوده است. علماي شيعه از گذشته تا كنون، همواره اين نظريه را داده و شان همسران پيامبران الهي را منزه از فحشاء مي دانند. که در ذيل چند مورد آن بيان مي شود:

گفتار علماي شيعه در اين زمينه

سيد مرتضي ( متوفاي٤٣٦ ق ):

سيد مرتضية فقيه و متکلم امامي و از علماي برجسته شيعه، در رد کساني که گمان کرده اند پسر حضرت نوح فرزند ايشان نبوده، و از راه نامشروع متولد شده، مي گويد:

الأنبياء عليهم الصلاة والسلام يجب أن ينزَّهوا عن مثل هذه الحال، لأنها تَعُرُّ وتَشِين وتَغُضُّ من القدر، وقد جنَّب الله تعالى أنبياءه عليهم الصلاة والسلام ما هو دون ذلك تعظيماً لهم وتوقيراً ونفياً لكل ما ينفِّر عن القبول منهم.

وقد حمل ابن عباس ظهور ما ذكرناه من الدلالة على أن تأول قوله تعالى في امرأة نوح وامرأة لوط فخانتاهما على أن الخيانة لم تكن منهما بالزنا بل كانت إحداهما تخبر الناس بأنه مجنون والأخرى تدل على الأضياف.

المرتضي علم الهدي، ابوالقاسم علي بن الحسين (متوفاي٤٣٦هـ)، الأمالي، ج٢، ص١٤٤ ـ ١٤٥، تحقيق: السيد محمد بدر الدين النعساني الحلبي، ناشر: منشورات مكتبة آية الله العظمي المرعشي النجفي ـ قم، الطبعة الأولي، ١٣٢٥هـ ـ ١٩٠٧م.

واجب است که انبيا عليهم السلام از چنين اموري پاك باشند؛ زيرا براي آن ها ننگ و عار است و قدر و منزلت آن ها را پايين مي آورد؛ در حالي كه خداوند به خاطر تعظيم و احترام آنان و دور كردن هر چيزي كه مردم را از پذيرش سخنشان روي گردان مي كند، انبياءش را از چيزهاي كم تر از اين نيز منزه و پاك كرده است.

ابن عباس، جمله «فخانتاهما؛ آن دو خيانت كردند» را اين گونه تفسير كرده است كه خيانت آن‌ها زنا نبوده است؛ بلكه يكى از آن‌ها (همسر حضرت نوح) به مردم مى‌گفت كه او ديوانه شده است و ديگرى (همسر حضرت لوط) مردم از جاى مهمانان آن حضرت آگاه كرد.

شيخ طوسي (متوفاي ٤٦٠ ق):

شيخ طوسي از بزرگترينمحدثانوفقيهانشيعه، در تفسير التبيان مي فرمايد:

( ضرب الله مثلا للذين كفروا امرأة نوح وامرأة لوط كانتا تحت عبدين من عبادنا صالحين ) قال ابن عباس : كانت امرأة نوح وامرأة لوط منافقتين ( فخانتاهما ). قال ابن عباس : كانت امرأة نوح كافرة ، تقول للناس انه مجنون ، وكانت امرأة لوط تدل على أضيافه ، فكان ذلك خيانتهما لهما ، وما زنت امرأة نبي قط ، لما في ذلك من التنفير عن الرسول وإلحاق الوصمة به فمن نسب أحدا من زوجات النبي إلى الزنا ، فقد أخطأ خطأ عظيما ، و ليس ذلك قولا لمحصل.

الشيخ الطوسي. (متوفاي ٤٦٠ ق). التبيان في تفسير القرآن ج ١٠ ص ٥٢. ناشر : مكتب الإعلام الإسلامي. سال چاپ :١٤٠٩ق.

ابن عباس گفت: همسر حضرت نوح و حضرت لوط عليهما السلام منافق بودند (پس خيانت کردند). ابن عباس گفت: همسر حضرت نوح کافر بود و به مردم مي گفت نوح ديوانه است. همسر حضرت لوط عليه السلاممردم را از ميهمان حضرت لوط عليه السلامبا خبر کرد. خيانت آن دو همين بود. هيچ کدام از زنان پيامبران دچار فحشاء نشدند. زيرا چنين مطلبي باعث نفرت از فرستاده خدا و نسبت دادن ننگ و رسوايي به وي مي باشد؛ کسي که به يکي از زنان پيامبر صلي الله عليه و آله نسبت زنا بدهد دچار خطاي بسيار بزرگي شده استو كسى كه تحصيل (تحقيق) كرده باشد، چنين سخنى نمى‌گويد.

شيخ طبرسي (متوفاي ٥٤٨ ق):

شيخ طبرسى مفسر، متکلم و فقيه شيعي، در تفسير گرانسنگ مجمع البيان، در رد گفتار حسن بصرى و مجاهد مبنى بر اين که فرزند نوح، از زنا بوده است مى‌نويسد:

وهذا الوجه بعيد من حيث إن فيه منافاة القرآن، لأنه تعالى قال: ( ونادى نوح ابنه ) ولأن الأنبياء يجب أن ينزهوا عن مثل هذه الحال، لأنها تعير وتشين، وقد نزه الله أنبياءه عما دون ذلک، توقيرا لهم، وتعظيما عما ينفر من القبول منهم. وروي عن ابن عباس أنه قال: ما زنت امرأة نبي قط، وکانت الخيانة من امرأة نوح أنها کانت تنسبه إلى الجنون، والخيانة من امرأة لوط أنها کانت تدل على أضيافه.

الطبرسي، أبي علي الفضل بن الحسن (متوفاي٥٤٨هـ)، تفسير مجمع البيان، ج٥، ص٢٨٥، تحقيق: لجنة من العلماء والمحققين الأخصائيين، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات ـ بيروت، الطبعة الأولى، ١٤١٥هـ ـ ١٩٩٥م

اين ديدگاه بعيد به نظر مى‌رسد؛ چرا که با قرآن در تضاد است؛ زيرا خداوند مى‌فرمايد که حضرت نوح او را فرزند خود خطاب کرده است و همچنين به اين دليل که واجب است انبياء از چنين امورى پاک باشند؛ زيرا براى آن‌ها عيب و عار است و خداوند انبياى خود را به منظور احترام و تعظيم آن‌ها و دور کردن هرآن‌ چه که پذيرش گفتار آن‌ها را منفور مى‌کند، از امورى پايين‌تر از آن پاک کرده است. از ابن عباس روايت شده است که زن هيچ پيامبرى هرگز زنا نکرده است و خيانت همسر حضرت نوح اين بود که آن حضرت به ديوانگى متهم کرده بود و خيانت همسر حضرت لوط نيز اين بود که جاى مهمانان را به کفار نشان داد.

محمد صالح مازندراني (متوفاي ١٠٨١ ق):

محمد صالح مازندراني، معروف به ملا صالح مازندراني از عالمان قرن يازدهم و دامادمجلسي اول، در شرح کافي خود مي نويسد:

فامرأة نوح قالت لقومه: إنه مجنون، وامرأة لوط دلت قومه على ضيفانه، وليس المراد بالخيانة البغي والزنا، إذ ما زنت امرأة نبي قط.

مازندرانى، محمد صالح بن احمد (متوفاي١٠٨١ ق‏)، شرح الكافي الأصول و الروضة، ج ١٠، ص ١٠٧، چاپ : اول، سال چاپ : ١٤٢١ - ٢٠٠٠ م، ناشر : دار إحياء التراث العربي للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان.

همسر حضرت نوح به قومش گفت که او ديوانه شده و همسر حضرت لوط قومش را از ميهمانان او آگاه کرد. بنابراين مقصود از خيانت، فحشا و زنا نيست چرا که همسر هيچ پيامبرى، هرگز آلوده عمل منافى عفت نشد.

سيد عبدالحسين شرف الدين (متوفاي ١٣٧٧ق):

مرحوم سيد شرف الدين فقيه مجاهد، بعد از نقل گفتار سيد مرتضى در دوري زنان حضرت نوح و لوط عليهما السلام مي نويستند:

إلى آخر کلامه الدال على وجوب نزاهة امرأة نوح وامرأة لوط من الخنا، وعلى ذلک إجماع مفسري الشيعة ومتکلميهم وسائر علمائهم.

شرف الدين الموسوي، السيد عبد الحسين (متوفاي١٣٧٧هـ)، الفصول المهمة في تأليف الأمة، ص ١٥٦، ناشر: قسم الإعلام الخارجي المؤسسة البعثة ـ قم، الطبعة: الأولى.

اين گفته سيد مرتضى دلالت مى‌کند بر وجوب پاکى زن حضرت نوح و حضرت لوط از خيانت، و تمام مفسران، متکلمان و ديگر علماى شيعه بر اين مطلب اجماع دارند.

همان طور که بيان شده تمامي علماي شيعه (که تنها تعداد کمي از آن ها در اين جا بيان شد) همسران پيامبران الهي را از فحشا مبرا مي دانند و تبليغات سوء دشمنان تشيع مبني بر زناکار دانستن برخي از زنان پيامبران يک دروغ بزرگ تاريخي است. تا جايي که علامه آلوسى از مفسران شهير اهل سنت با تأييد همين ديدگاه، سخن کسانى را که مى‌گويند شيعه اعتقاد به فاحشه بودن برخى از زنان پيامبر صلي الله عليه و آله دارد، رد و آن را دروغ و شايعه مى‌داند:

ونسب للشيعة قذف عائشة رضي الله تعالي عنها بما براها الله تعالي منه وهم ينکرون ذلک أشد الإنکار وليس في کتبهم المعول عليها عندهم عين منه ولا أثر أصلاً. وکذلک ينکرون ما نسب إليهم من القول بوقوع ذلک منها بعد وفاته صلى الله عليه وسلم وليس له أيضا في کتبهم عين ولا أثر.

العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: ١٢٧٠هـ ، روح المعانيج ١٨ص ١٢٢. دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت

به شيعيان نسبت داده شده است که به عائشه تهمت زنا که خداوند او را از آن مبرّا کرده است، زده‌اند؛ در حالى که خود آن‌ها چنين مطلبى را شديدا انکار مى‌کند؛ در کتاب‌هاى مورد اعتماد آن‌ها چنين مطلبى ديده نمى‌شود و اصلا اثرى از آن نيست. همچنين آن‌ها وقوع فحشا را براى عائشه بعد از وفات رسول خدا صلى الله عليه وآله انکار مى‌کنند و از اين مطلب نيز در کتاب‌هاى آن‌ها اثرى ديده نمى‌شود.

در جايي ديگر جناب آلوسي مي گويد:

و ما ينسب للشيعة مما يخالف ذلك في حق سيد الأنبياء صلى الله تعالى عليه وسلم كذب عليهم فلا تعول عليه وكان شائعا.

العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: ١٢٧٠هـ ، روح المعانيج ٢٨ص ١٦٢. دار النشر : دار إحياء التراث العربي – بيروت.

اگر چه آثار و منابع شيعه، ما را بي نياز از اعتراف کساني همچون آلوسي مي کند اما همين اعتراف در مواجهه با کساني که در اين زمينه به شيعه تهمت مي زنند،‌ كافي است.

ديدگاه اهل سنت و وهابيت

چنانچه گذشت بنا بر نظر شيعه، هيچ يك از زنان پيامبران الهي دچار انحراف از جاده عفت و عمل شنيع زنا نشدند. جنس خيانت آنها مربوط به امور ديني و اعتقادي بوده است. اما در منابع اهل سنت و وهابيت چنين اجماعي وجود ندارد بلكه در منابع اهل سنت و وهابيت، با سه ديدگاه مختلف مواجه مي شويم:

١ـ هيچ يك از زنان انبيا مرتكب فحشا نشده اند.

٢ـ امكان سر زدن عمل شنيع زنا درباره زنان انبياء وجود دارد.

٣ـ برخي از زنان انبياء مرتكب فحشا شده اند.

ديدگاه اول:

هيچ يک از زنان انبياء دچار فحشاء نشدند

برخي از بزرگان اهل سنت همانند شيعه معتقدند، هيچ يک از زنان انبياء دچار فحشاء نشدند و زنان انبياء مبراي از اين عمل شنيع مي باشند. اين ديدگاه که منشاء روايي دارد در ميان برخي از اهل سنت و وهابيت مشترک است در ذيل ابتدا روايات و پس از آن اقوال طرفداران اين نظريه بيانمي شود:

روايت:

ابن عساکر در تاريخ دمشق روايتي در نفي عمل زنا، از سوي زنان پيامبران الهي نقل شده است:

أنبأنا إسحاق عن سفيان الثوري عن أشرس الخراساني يرفعه إلى النبي ( صلى الله عليه وسلم ) أنه قال ما بغت امرأة نبي قط.

أبو القاسم علي بن الحسن بن هبة الله المعروف بابن عساكر (المتوفى: ٥٧١هـ). تاريخ دمشق ج ٥٠ ص ٣١٨. المحقق: عمرو بن غرامة العمروي. الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع. عام النشر: ١٤١٥ هـ - ١٩٩٥ م.

پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند:همسر هيچ پيامبرى، هرگز آلوده عمل منافى عفت نشد.

در تفسير صنعاني، روايتي از ابن عباس نقل شده که مراد از فخانتاهما در در سوره تحريم عمل زنا نيست:

عن الثوري وابن عيينة عن موسى بن أبي عائشة عن سليمان ابن قتة قال سمعت ابن عباس يسأل وهو إلى جنب الكعبة عن قول الله تعالى ) فخانتاهما ( فقال أما أنه ليس بالزنا ولكن كانت هذه تخبر الناس أنه مجنون وكانت هذه تدل على الأضياف قال ثم قرأ ) إنه عمل غير صالح.

عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: ٢١١ ، تفسير الصنعانيج ٢ ص ٣١٠، دار النشر : مكتبة الرشد - الرياض - ١٤١٠ ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. مصطفى مسلم محمد

ابن قته مي گويد از ابن عباس شنيدم در حالي که در کنار کعبه بود از کلام الله ( فخانتاهما) سوال شود: ابن عباس گفت: اين خيانت زنا نبوده بلکه همسر حضرت نوح مي گفت نوح ديوانه شده و همسر حضرت لوط قومش را از ميهمانان حضرت لوط آگاه کرد. سپس ابن عباس اين آيه را قرائت کرد إنه عمل غير صالح

حاکم نيشابوري از بزرگان علم حديث اهل سنت، ضمن نقل روايت فوق، به صحت سند آن تصريح مي كند:

أخبرنا أبو بكر محمد بن عبد الله الشافعي حدثنا إسحاق بن الحسن حدثنا أبو حذيفة حدثنا سفيان عن موسى بن أبي عائشة عن سليمان بن قتة عن بن عباس رضي الله عنهما فخانتاهما قال ما زنتا أما امرأة نوح فكانت تقول للناس إنه مجنون وأما امرأة لوط فكانت تدل على الضيف فذلك خيانتهما هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه.

محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: ٤٠٥ هـ ، المستدرك على الصحيحينج ٢ ص ٥٣٨، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١١هـ - ١٩٩٠م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا

ابن عباس گفت: اين خيانت زنا نبوده بلکه همسر حضرت نوح به مردم مي گفت نوح ديوانه شده و همسر حضرت لوط قوم لوط را از ميهمانان ايشان آگاه کرد. اين خيانت آنها بوده است

حاکم نيشابوري پس از نقل اين روايت مي گويد:

سند اين روايت صحيح است؛ ولى مسلم و بخارى روايت را نقل ننموده اند.

در تفسير طبري که از تفاسير کهن اهل سنت مي باشد، آمده است:

حدثنا بن حميد قال ثنا مهران عن سفيان عن أبي عامر الهمداني عن الضحاك كانتا تحت عبدين من عبادنا صالحين قال ما بغت امرأة نبي قط فخانتاهما قال في الدين خانتاهما

محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر الوفاة: ٣١٠ ، تفسير الطبري ج ٢٨ ص ١٧٠. دار النشر : دار الفكر – بيروت.

ضحاک در مورد آيه ( کانتا تحت عبدين من عبادنا صالحين) مي گويد: همسر هيچ پيامبرى هرگز آلوده عمل منافى عفت نشد، بنابراين مقصود از «فخانتاهما» يعني آنها در امور ديني به آن دو پيامبر خيانت كردند.

اين ديدگاه که مطابق شان و جايگاه پيامبران الهي عليهم السلام مي باشد و تمامي علماي شيعه نيز بدان معتقد بودندف در ميان اهل سنت و وهابيت طرفداراني دارد که در ذيل بيان مي شود:

گفتار برخي از بزرگان اهل سنت در اين زمينه

قرطبي:

قرطبي امام و صاحب فن و متبحر در علم، در تفسير خود پس از نقل روايتي مبني بر منزه بودن زنان پيامبران الهي از عمل زنا، ادعاي اجماع نموده مبني بر اين که مراد، خيانت در دين بوده است:

وقال سليمان بن رقية عن بن عباس : كانت امرأة نوح تقول للناس إنه مجنون وكانت امرأة لوط تخبر بأضيافه وعنه : ما بغت امرأة نبي قط وهذا إجماع من المفسرين فيما ذكر القشيري إنما كانت خيانتهما في الدين وكانتا مشركتين

أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: ٦٧١ ، تفسير القرطبي ج ١٨ ، ص ٢٠٢، دار النشر : دار الشعب – القاهرة

سليمان ابن قته مي گويد از ابن عباس شنيدم در حالي که در کنار کعبه بود از کلام الله ( فخانتاهما) سوال شود: ابن عباس گفت: اين خيانت زنا نبوده بلکه همسر حضرت نوح مي گفت نوح ديوانه شده و همسر حضرت لوط قومش را از ميهمانان حضرت لوط آگاه کرد. قشيري مي گويد: مفسرين بر اين مطلب اجماع دارند كه خيانت ْن دو زن در امور ديني بوده و هر دو مشرک بوده اند.

سيوطي از بزرگترين دانشمندان علوم قرآني، با واسطه از قول ضحاک در بيان مقصود از "فخانتاهما" مي نويسد:

و أخرج ابن عدي و البيهقي في شعب الإيمان و ابن عساكر عن الضحاك رضي الله عنه في قوله : ) فخانتاهما ( قال : كانتا كافرتين مخالفتين ولا ينبغي لامرأة تحت نبي أن تفجر

عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: ٩١١ ، الدر المنثورج ٨ص ٢٢٨. دار النشر : دار الفكر - بيروت – ١٩٩٣

ضحاک در مورد ( فخانتاهما) مي گفت: همسر حضرت نوح و حضرت لوط هر دو کافر و مخالف بودند اما سزاوار نيست که زنان پيامبران دچار فحشاء بشوند.

ابن کثير:

ابن کثير دمشقىمورخ‌،مفسّرومحدّث‌مشهوردر اين باره مى‌گويد:

وليس المراد بقوله «فخانتاهما» في فاحشة بل في الدين فإن نساء الأنبياء معصومات عن الوقوع في الفاحشة لحرمة الأنبياء کما قدمنا في سورة النور قال سفيان الثوري عن موسى بن أبي عائشة عن سليمان بن قتة سمعت ابن عباس يقول في هذه الآية ) فخانتاهما ( قال ما زنتا أما خيانة امرأة نوح فکانت تخبر أنه مجنون وأما خيانة امرأة لوط فکانت تدل قومها على أضيافه.

ابن کثير الدمشقي، إسماعيل بن عمر ابوالفداء القرشي (متوفاي٧٧٤هـ)،تفسير القرآن العظيم، ج٤، ص٣٩٤، ناشر: دار الفکر ـ بيروت – ١٤٠١هـ.

منظور از اين گفته خداوند «فخانتاهما» فحشا نيست؛ بلکه خيانت در دين است؛ چرا که زنان انبياء از انجام فحشاء معصوم هستند؛ به خاطر احترامى که انبياء دارند؛ چنانچه پيش از اين در سوره نور در اين باره سخن گفتيم. سفيان ثورى از موسى بن أبى عائشه از سليمان بن قته از ابن عباس نقل کرده است که در باره اين آيه گفته: آن‌ها زنا نکرده بودند؛ بلکه خيانت همسر حضرت نوح اين بود که به مردم مى‌گفت او ديوانه است و خيانت همسر حضرت لوط نيز اين بود جاى مهمانان را به قوم لوط نشان داد.

ابن کثير در اين نقل ادعا مي نمايد که زنان پيامبران الهي معصوم از انجام زنا هستند.

فخررازى:

فخر رازيفقيه، فيلسوف و دانشمند علوم معقول و منقول در جواب کسانى که فرزند نوح را زنا زاده معرفى کرده‌اند، مى‌گويد:

القول الثالث: أنه ولد على فراشه لغير رشدة، والقائلون بهذا القول احتجوا بقوله تعالى في امرأة نوح وامرأة لوط «فخانتاهما» وهذا قول خبيث يجب صون منصب الأنبياء عن هذه الفضيحة لا سيما وهو على خلاف نص القرآن. أما قوله تعالى «فَخَانَتَاهُمَا» فليس فيه أن تلک الخيانة إنما حصلت بالسبب الذي ذکروه. قيل لابن عباس رضي الله عنهما: ما کانت تلک الخيانة، فقال: کانت امرأة نوح تقول: زوجي مجنون، وامرأة لوط تدل الناس على ضيفه إذا نزلوا به.

الرازي الشافعي، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاي٦٠٤هـ)، التفسير الکبير أو مفاتيح الغيب، ج١٧، ص١١٣، ناشر: دار الکتب العلمية ـ بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٢١هـ ـ ٢٠٠٠م.

ديدگاه سوم اين است که: او (پسر نوح) از راه نامشروع متولد شده و در خانه حضرت نوح به دنيا آمده است، دليل آن‌ها گفته خداوند در باره زنان حضرت نوح و لوط است که فرموده: «فخانتاهما». چنين نظري، گفته ي خبيثى است که واجب است مقام انبياء عليهم السلام از چنين فضاحتى محفوظ بماند؛ به ويژه که بر خلاف نص قرآن کريم است.

اما مقصود از اين گفته خداوند «فخانتاهما»، خيانتى نيست که طرفداران ديدگاه سوم گفته‌اند [بلكه] از ابن عباس سؤال شد که منظور از خيانت در اين آيه چيست؟ وي گفت: خيانت همسر حضرت نوح اين بود که مى‌گفت شوهر من ديوانه است و خيانت همسر حضرت لوط اين بود که مردم را از وجود مهمانان آگاه کرد، آن زمان که مهمانان وارد (خانه لوط) شدند.

اعتقاد به فحشاي زنان انبيا چنان قبيح و زشت بوده که آلوسي در مذمت معتقدين به اين سخن، مي گويد: هر كسي به همسران پيامبران نسبت زنا دهد، خودش فرزند زنا است. او در مورد نسبت هايي که به زنان پيامبر صلي الله و آله (کفر و زنا و ...) مي دهند مي گويد:

ونقل ابن عطية عن بعض تفسيرها بالکفر والزنا وغيره و لعمري لا يكاد يقول بذلك إلا ابن زنا

شهاب الدين محمود بن عبد الله الحسيني الألوسي (المتوفى: ١٢٧٠هـ). روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني ج ١٤ ص ٣٥٧. المحقق: علي عبد الباري عطية. الناشر: دار الكتب العلمية. بيروت. الطبعة: الأولى، ١٤١٥ هـ

از ابن عطيه از برخى تفاسير او نقل شده که فخانتاهما، را به کفر و زنا تفسير کرده است قسم به جانم که ممکن نيست کسى به آنان نسبت زنا دهد،‌ مگر اينكه خودش فرزند زنا باشد.

ابن تيميه:

ابن تيميه حرّاني حنبلي كه امروزه به عنوان ايدئولوگ وهابيت مطرح مي باشد، معتقد است که هيچ يك از زنان پيامبران دچار فحشاء نشده اند وي در اين باره مي نويسد:

و أما البغايا فليس في الأنبياء، ولا الصالحين من تزوج بغيا لأن البغاء يفسد فراشه، ولهذا أبيح للمسلم أن يتزوج الكتابية اليهودية والنصرانية، إذا كان محصنا غير مسافح، ولا متخذ خدن فعلم أن تزوج الكافرة قد يجوز، و تزوج البغي لا يجوز لأن ضرر دينها لا يتعدي إليه، أما ضرر بغاها فيتعدي إليه، و الله أعلم.

ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاي ٧٢٨ هـ)، الفتاوي الكبري لشيخ الإسلام ابن تيمية، ج٤، ص١٥٨، تحقيق: قدم له حسنين محمد مخلوف، ناشر: دار المعرفة ـ بيروت.

اما زنان زنا كار، هيچ نبي و يا صالحي نبوده است كه با زنان زناكار ازدواج كرده باشد؛ زيرا زناي اين زنان، سبب از بين رفتن نسل او مي شود؛ و به همين دليل براي مسلمان جايز است كه با اهل كتاب يعني يهود و نصارا ازدواج كند؛ اما ازدواج با زن زناكار جايز نيست! زيرا ضرري كه در دين يهودي و مسيحي است، به مسلمان سرايت نمي كند اما ضرر زناي زن بدكار، به شوهر سرايت مي كند!

در اين بين ممكن است سؤالي بدين مضمون مطرح شود اگر واقعا پسر حضرت نوح، از صلب او بود چرا در قرآن آمده است«يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ»؟آيا اين مساله نشانگر تناقض در قرآن نيست؟

در پاسخ بيان چند نكته شايان ذكر است:

اولا :

در اين که آن پسر، فرزند حضرت نوح علي نبينا وآله و عليه السلام بوده شکي نيست چرا که اين مطلب در قرآن آمده است. قرآن مي فرمايد:و نَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يا بُنَي ارْكَبْ مَعَنَا وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ.(سوره هود. آيه ٤٢)

نوح فرزندش را که در گوشه اي بود صدا زد: پسرم! همراه ما سوار شو ، و با کافران مباش.

در اين آيه قرآن تصريح مي كند كه آن فرد پسر حضرت نوح علي نبينا وآله و عليه السلام بوده است بنابراين اگر در آيه ي ديگر همين سخن را نفي کند تناقض در آيات پيش مي آيد.

ثانيا:

آيه مورد مناقشه اهليت را نفي کرده است نه فرزند نوح بودن را. خداوند متعال به حضرت نوح عليه السلام وعده نجات او و اهل را داده بود. اما از آنجايي که اين فرزند از دين پدر خارج شده بود خداوند او را از اهل نوح خارج کرد. و از طرفي اگر فردي اهليت را به معناي فرزند بودن بداند لازمه اش اين است كه تمامي آن قوم نجات يافته، فرزندان آن حضرت باشند.

شيخ صدوق در روايتي با سند صحيح از حسن وشاء چنين نقل مي كند:

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِي اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْوَشَّاءِ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ‏ سَمِعْتُهُ يقُولُ قَالَ أَبِي ع قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لِنَوْحٍ‏ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ‏ لِأَنَّهُ كَانَ مُخَالِفاً لَهُ وَ جَعَلَ مَنِ اتَّبَعَهُ مِنْ أَهْلِهِ قَالَ وَ سَأَلَنِي كَيفَ تَقْرَءُونَ هَذِهِ الْآيةَ فِي ابْنِ نُوحٍ فَقُلْتُ تَقْرَؤُهَا النَّاسُ عَلَى وَجْهَينِ‏ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صالِحٍ‏ وَ إِنَّهُ عَمِلَ غَيرَ صَالِحٍ فَقَالَ كَذَبُوا هُوَ ابْنُهُ وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ نَفَاهُ عَنْهُ حِينَ خَالَفَهُ‏ فِي‏ دِينِه‏

ابن بابويه، محمد بن على‏ (متوفاي ٣٨١ ق‏). علل الشرائع‏ ج ١ ص ٣٠. ناشر: كتاب فروشى داورى‏. مكان چاپ: قم‏

از حضرت رضا عليه السّلام شنيدم كه مى‏فرمودند: پدرم عليه السّلام فرمود:حضرت ابى عبد اللَّه (امام صادق) عليه السّلام فرمودند:

خداوند عزّ و جلّ به نوح عليه السّلام فرمود:«إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ‏»(فرزندت از اهل تو نيست) زيرا با پدرش مخالفت نمود و در مقابل كسانى كه از او پيروى نمودند از اهل او قرار داد.حسن بن على الوشاء مى‏گويد: امام عليه السّلام از من پرسيدند:

اين آيه را كه در شأن فرزند نوح عليه السّلام است چگونه قرائت مى‏كنند؟عرض كردم: مردم [مخالفان شيعه] به دو نحو آن را مى‏خوانند:

الف:إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صالِحٍ‏ب:إِنَّهُ عَمِلَ غَيرَ صالِحٍ‏.طبق قرائت دوّم قائلين معتقدند كه آن شخص فرزند نوح نبوده است.

امام عليه السّلام فرمودند: دروغ مى‏گويند، او فرزند نوح عليه السّلام بوده منتهى وقتى در دين نوح با او مخالفت نمود خداوند عزّ و جلّ وى را از جناب نوح عليه السّلام نفى فرمود.

بنابراين پسر نوح از نسل او بوده اما بخاطر مخالفت با دين پدر، خداوند او را از اهل نوح بودن، خارج کرد.

ديدگاه برخي از علماي وهابي

کميته دائمي مباحث علمي و فتوايي نيز مي گويند: زنان انبياء اگر چه ممکن است کافر هم باشند و دچار انحراف ديني باشند ولي از فحشاء مبرا هستند.

در کتاب فتاوي اللجنه الدائمه آمده است:

قال ابن عباس رضي الله عنهما في تفسير قوله تعالى: {فَخَانَتَاهُمَا}سورة التحريم الآية ١٠. قال: (ما زنتا) . و قال: (ما بغت امرأة نبي قط إنما كانت خيانتهما في الدين) و هكذا قال عكرمة و سعيد بن جبير و الضحاك و غيرهم. و بين الله سبحانه بالمثل الذي ضربه للذين آمنوا بآسية زوجة فرعون وكان أعتى الجبابرة في زمانه - أن مخالطة المؤمنين للكافرين لا تضرهم إذا دعت الضرورة إلى ذلك ما داموا معتصمين بحبل الله تعالى متمسكين بدينه كما لم ينفع صلاح الرسولين: نوح ولوط زوجتيهما الكافرتين، قال الله تعالى: {لَا يتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً}سورة آل عمران الآية ٢٨.و لذلك لم يضر زوجة فرعون كفر زوجها وجبروته، فإن الله حكم عدل لا يؤاخذ أحدا بذنب غيره بل حماها وأحاطها بعنايته وحسن رعايته واستجاب دعاءها وبنى لها بيتا في الجنة ونجاها من فرعون وكيده وسائر القوم الظالمين مما تقدم في تفسير الآيات من أن ابن نوح ليس ابن زنى وأن عائشة رضي الله عنها برأها الله في القرآن مما رماها به رأس النفاق و من انخدع بقوله من المؤمنين والمؤمنات، وأن كلا من امرأة نوح وامرأة لوط لم تزن وإنما كانتا كافرتين، ودلت كل منهما الكفار على ما يسوؤهما ويصد الناس عن اتباعهما.

عضو ... نائب رئيس اللجنة ... الرئيس عبد الله بن غديان ... عبد الرزاق عفيفي ... عبد العزيز بن عبد الله بن باز

اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء. فتاوى اللجنة الدائمة - المجموعة الأولى ج ٣ ص ٢٧٥. جمع و ترتيب: أحمد بن عبد الرزاق الدويش. عدد الأجزاء: ٢٦ جزءا. الناشر: رئاسة إدارة البحوث العلمية والإفتاء - الإدارة العامة للطبع – الرياض

ابن عباس در تفسير "فخانتاهما" گفته: آن دو زنا نکردند. همچنين گفته: همسر هيچ پيامبرى، هرگز آلوده عمل منافى عفت نشد و خيانت آنها در دين بود. اين سخن راعكرمة و سعيد بن جبير و الضحاك و ... هم گفته اند.

و اين که خداوند آسيه همسر فرعون را مثال زده براي کساني که ايمان آورده اند در حالي که فرعون بزرگ ترين سلطنت زمانش بود.

و ارتباط مومنين با کافرين تا زماني که ضرورت اقتضا کند ضرري به مومنين نمي زند تا وقتي که مومنين به ريسمان الهي چنگ بزنند و دين را رها نکنند. همانطور که خير خواهي جناب نوح و لوط سودي براي زنان آنان نداشت.

خداوند متعال مي فرمايند: مؤمنان نبايد كافران را به جاى مؤمنان به دوستى بگيرند و هر كه چنين كند در هيچ چيز [او را] از [دوستى] خدا [بهره‏ اى] نيست مگر اينكه از آنان به نوعى تقيه كند و خداوند شما را از [عقوبت] خود مى‏ ترساند و بازگشت [همه]به سوى خداست.(سورة آل عمران، آية ٢٨).

و همينطور کفر و سلطنت فرعون به همسرش ضرري وارد نکرد.

همانا خداوند حکيم و عادل است هيچ کسي را بخاطر گناه ديگري مواخذه نمي کند. خداوند حضرت آسيه را حمايت کرد و او را در تحت عنايت خود قرار داد و دعايش را مستجاب کرد و خانه ي در بهشت براي او ساخت و از شر و حيله فرعون و ساير ظالمين نجاتش داد همانطور که در تفسير آيات گذشت.

پسر نوح فرزند زنا نبود و خداوند عايشه را از تيرهايي که از سوي راس نفاق [عبدالله بن اُبي]‌ به سوي او پرتاب شده بود و برخي از مردان و زنان مؤمن نيز باور كرده بودند، در قرآن تبرئه کرد. (يعني خداوند عايشه را از تهمت زنا تبرئه کرد). [به اعتقاد اهل سنت و وهابيت زني كه متهم به زنا شد، عايشه بود نه ماريه قبطيه].

هيچ کدام از زنان نوح و لوط زنا نکردند اما کافر بودند. هر يك از اين دو زن كافران را از آنچه مي خواستند آگاه مي ساختند و و مانع مي شدند که مردم از آنها پيروي کنند.

اعضاي گروه فتوا : عبد الله بن غديان، عبد الرزاق عفيفي ،عبد العزيز بن عبد الله بن باز

اين ديدگاه، مربوط به غالب اهل سنت و وهابيت است که موافق با اجماع شيعه مي باشد و مبرا بودن زنان انبياء از فحشا را اثبات مي کند. اما برخي از اهل سنت و وهابيان امکان ارتکاب زنان انبياء را غير ممکن ندانسته و قائلند که امکان ارتکاب اين عمل از سوي زنان انبياء وجود دارد.

ديدگاه دوم:

امكان ارتکاب عمل شنيع زنا، درباره زنان انبياء وجود دارد

عده ي معتقدند اگر چه زنا از سوي زنان انبياء صادر نشده ، اما اين مساله محال نيست و امري ممكن مي باشد. الباني وهابي از جمله کساني است که امکان زناي زنان پيامبران را قبول دارد و مي نويسد:

و إن كان وقوع ذلك ممكنا من الناحيةالنظرية لعدم وجود نص باستحالة ذلك منهن

أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدين، بن الحاج نوح بن نجاتي بن آدم، الأشقودري الألباني (المتوفى: ١٤٢٠هـ). سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها. ج ٦ ص ٢٧. الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض. الطبعة: الأولى،عدد الأجزاء: ٦.

به عنوان يک نظريه، امکان وقوع چنين عملي (زنا) در مورد زنان پيامبر صلي الله عليه و آله وجود دارد چون در مورد محال بودن چنين عملي از سوي آنها، نقل [آيه يا روايت] صريحي وجود ندارد.

الباني در ادامهمي گويد:

أن النبي صلى الله عليه وسلم لم يقطع ببراءة عائشةرضي الله عنها إلا بعد نزول الوحي.

ففيه إشعار قوي بأن الأمر في حد نفسه ممكنالوقوع.

تا زماني که درباره زنا نكردن عايشه آيه نازل نشده بود، پيامبر صلي الله عليه و آله نسبت به مبرا بودن وي از زنا، قطع و يقين نداشت.

الباني در ادامه مي گويد:

اين مطلب [عدم يقين پيامبرصلي الله عليه وآله] ، نشانه اي قوي است مبني بر اينکه ارتكاب فحشاء از سوي همسران پيامبر صلي الله عليه وآله، امري ممکن است.

أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدين، بن الحاج نوح بن نجاتي بن آدم، الأشقودري الألباني (المتوفى: ١٤٢٠هـ). سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها. ج ٦ ص ٢٧. الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض. الطبعة: الأولى،عدد الأجزاء: ٦

حسن سقاف، عالم مشهور اهل سنت، نيز به اين اعتقاد الباني اشاره کرده است:

الالباني يقول بان امهات المومنين و زوجات الانبياء غير محفوظات من الزنا و الفاحشة...

الباني مي گويد که مادران مؤمنان [زنان پيامبرصلي الله عليه وآله] و همسران انبياء، از انجام زنا و فحشا مصون نيستند

السيد حسن بن علي السقاف. البشارة والإتحاف بما بين ابن تيمية والألباني في العقيدة من الاختلاف، ج ١ ص ٣٤. الناشر : مكتبة الإمام النووي – عمَّان

اعتقاد به چنين سخني، تنها منحصر به «محمد ناصرالدين الباني» نيست بلكه يکي از شاگران وي به نام «محمد ناصر الترمانيني» نيز همچون استادش الباني معتقد به امکان زنا در بين زنان پيامبران مي باشد به گونه اي كه «محمد نسيب الرفاعي» (از شاگردان الباني) در رد اين ادعا اقدام به نوشتن کتابي به نام «نوال المني في اثبات عصمة امهات و زوجات الانبياء من الزني» کرد. که در اين کتاب اقوال «ترمانيني» را رد کرده است.

او صريحا در اين کتاب مي نويسد:

فقلت : هل يمکن في نظرک أن يکون الرسول زوج قحبة ... ؟ قال نعم ممکن !!! وما المانع ...؟

الشيخ محمد نسيب الرفاعي (متوفاي ١٤١٣ ق) . نوال المني في اثبات عصمة امهات و زوجات الانبياء من الزني ص ٦٩. دارالميزان. الطبعة الاولي ١٤٢٥ ق

به «ترمانيني» گفتم آيا به نظر تو همسر پيامبر مي تواند فاحشة باشد؟ گفت بله ممکن است!!!چه مانعي دارد؟!

وي در ادامه مي گويد از تک تک افراد حاضر در جلسه پرسيدم:

أما سمعت محمد ناصر الترمانيني قال : ممکن أنيکون الرسول زوج قحبة فاجاب کل منهم علي حده : نعم سمعته يقول انه ممکن ان يکون الرسول زوج قحبة.

الشيخ محمد نسيب الرفاعي (متوفاي ١٤١٣ ق) . نوال المني في اثبات عصمة امهات و زوجات الانبياء من الزني ص ٦٩. دارالميزان. الطبعة الاولي ١٤٢٥ ق

آيا شنيدي که محمد ناصر الترمانيني گفت ممکن است همسر پيامبر فاحشة باشد؟ تمام آنها جوابدادند بله شنيديم که ترمانيني مي گفت ممکن است همسر پيامبر فاحشه باشد.

پس ترمانيني نيز همانند الباني وقوع زنا در مورد زنان پيامبران را، ممکن مي داند. جالب اينجاست كه وجود برخي روايات در منابع مهم اهل سنت اين ديدگاه را تقويت مي کند. همان رواياتي كه الباني از آنها اين مطلب را برداشت نموده است.

روايت مويد ديدگاه دوم:

چنانچه در سطرهاي قبل بيان كرديم،‌ محمد ناصرالدين الباني وهابي معتقد بود كه پيامبر صلي الله عليه و آله نسبت به مبرا بودن عايشه از زنا، قطع و يقين نداشت و اين مطلب نشانه اي قوي بر امكان ارتكاب فحشا از سوي همسران پيامبران مي باشد. پشتوانه نظريه الباني در اين زمينه، روايتي از صحيح بخاري است در اين كتاب که به عنوان معتبرترين منبع حديثي اهل سنت به شمار مي رود روايتي نقل شده است که حكايت از شك پيامبر صلي الله عليه وآلهنسبت به عايشه دارد:

ترديد پيامبر صلي الله عليه و آله در خيانت عايشه:

أَمَّا بَعْدُ يا عَائِشَةُ فإنه قد بَلَغَنِي عَنْكِ كَذَا وَكَذَا فَإِنْ كُنْتِ بَرِيئَةً فَسَيبَرِّئُكِ الله وَإِنْ كُنْتِ أَلْمَمْتِ بِذَنْبٍ فَاسْتَغْفِرِي اللَّهَ وَتُوبِي إليه فإن الْعَبْدَ إذا اعْتَرَفَ بِذَنْبِهِ ثُمَّ تَابَ إلى اللَّهِ تَابَ الله عليه قالت فلما قَضَى رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مَقَالَتَهُ قَلَصَ دَمْعِي حتى ما أُحِسُّ منه قَطْرَةً ....

محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦ ، صحيح البخاريج ٤ ص ١٧٧٧. دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

... اي عايشه، درباره تو چنين و چنان به من رسيده است، اگر تو از آن منزهي، خدا بر پاكي تو گواهي خواهد داد، و اگر اين گناه را مرتكب شده اي، استغفار كن. چون بنده اگر به گناهش اعتراف كند، سپس توبه نمايد، خدا توبه اش را مي پذيرد. چون پيامبر صلي الله عليه وآله چنين فرمود: اشكم جاري شد... .

اين روايت اهل سنت بيانگر اين است که پيامبر صلي الله عليه و آله نسبت به عايشه شک داشته است. و بر اساس تحليل الباني شک پيامبر صلي الله عليه و آله مويد اين قول است که امکان چنين عملي از سوي همسران انبياء وجود دارد.

اما ديدگاه اهل سنت متوقف بر دو نظريه فوق نبوده و عده ي از بزرگان آنها وقوع فحشاء را قطعي دانسته اند. که در ديدگاه سوم بيان مي شود.

ديدگاه سوم:

برخي از زنان انبياء مرتكب فحشا شده اند:

با وجود اينکه همه علماي شيعه و بسياري از علماي اهل سنت منکر ارتکاب زنا، از سوي زنان پيامبر صلي الله عليه و آله بودند اما برخي از بزرگان اهل سنت، وقوع زنا در ميان آنها را نه تنها منکر نشده، بلکه معتقد بودند كه زنان برخي پيامبران مرتکبفحشا شده اند. در ادامه به ذكر نام اين افراد و عبارات شان مي پردازيم:

حسن بصري:

حسن بصري که از فقيهان اهل سنت مي باشد پسر حضرت نوح را حاصل زنا مي دانست.

حَدَّثَنَا الْمُنْذِرُ بن شاذان، ثنا هوده، ثنا عَوْنٌ، عَنِ الْحَسَنِ أَنَّهُ قَرَأَ: عَمِلَ غَيرَ صَالِحٍ قَالَ: کَانَ وَلَدَ زِنْيةٍ وَکَانَ ينْسَبُ إِلَيهِ فَنَفَاهُ اللَّهُ مُنْذُ يوْمِ الْغَرَقِ.

الإمام الحافظ أبو محمد عبد الرحمن بن أبي حاتم الرازي. تفسير ابن أبى حاتمج ٦ ص ٢٠٤٠. دار النشر : المكتبة العصرية - صيدا. عدد الأجزاء: ١٠جلد . تحقيق : أسعد محمد الطيب.

حسن بصري در مورد عبارت «عمل غير صالح» (سوره ي هود، آيه٤٦) مي گويد که : پسر نوح حاصل زنا بود و به نوح نسبت داده مي شد، در روزي که همه غرق شدند، خداوند نسبت او را به حضرت نوح نفي كرد.

ابن جوزي از علماي اهل سنت، بر اين موضوع تصريح دارد که حسن بصري قائل به اين بوده که پسر حضرت نوح حاصل زنا بوده است.

والثاني: أنه ولد على فراشه لغير رِشدة ولم يکن ابنه. روى ابن الأنباري باسناده عن الحسن أنه قال: لم يکن ابنَه، إِن امرأته فجرت

عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي ( سنة الوفاة ٥٩٧). زاد المسير في علم التفسير ج ٤ ص ١١٣. الناشر المكتب الإسلامي. سنة النشر ١٤٠٤. مكان النشر: بيروت. عدد الأجزاء ٩.

و قول دوم : اينکه او [ پسر نوح ] حاصل زنا بود و پسر نوح نبود. ابن انباري ( امام و حافظ اهل سنت ) با سندش از حسن بصري نقل کرده است که : حسن بصري گفت: او پسر حضرت نوح نبود و همسر وي مرتکب زنا شده بود.

جالب اين جاست که در تفسير طبري روايت معتبري وجود دارد که حسن بصري قسم جلاله مي خورد مبني بر اين که پسر حضرت نوح، فرزند ايشان نبوده و حاصل زنا بوده است. و بلافاصله در تاييد حرف خود آيه فخانتاهما را مي خواند:

حَدَّثَنَا بِشْرٌ ، قَالَ : حَدَّثَنَا يزِيدُ ، قَالَ : حَدَّثَنَا سَعِيدٌ ، عَنْ قَتَادَةَ ، قَالَ : سَمِعْتُ الْحَسَنَ ، يقْرَأُ هَذِهِ الآيةَ : {إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ} ، فَقَالَ عِنْدَ ذَلِکَ : وَاللَّهِ مَا کَانَ ابْنُهُ ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الآيةَ : {فَخَانَتَاهُمَا} قَالَ سَعِيدٌ : فَذَکَرْتُ ذَلِکَ لِقَتَادَةَ ، قَالَ : مَا کَانَ ينْبَغِي لَهُ أَنْ يحْلِفَ.

محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري،[ ٢٢٤ - ٣١٠ هـ ]. جامع البيان في تأويل القرآن ج ١٥ ص ٣٤١. المحقق : أحمد محمد شاكر. الناشر : مؤسسة الرسالة. الطبعة : الأولى ، ١٤٢٠ هـ - ٢٠٠٠ م.

قتادة از حسن بصري نقل مي کند که شنيدم حسن بصري اين آيه را مي خواند :«انه ليس من اهلک انه عمل غير صالح» و سپس در هنگام قرائت اين آيه گفت : به خدا سوگند او پسر حضرت نوح نبود سپس اين آيه را خواند : «فخانتاهما»سعيد گفت : اين مطلب را براي قتاده گفتم، وي گفت : سزاوار نبود حسن بصري قسم بخورد.

مجاهد:

مجاهد بن جبر، از مفسرين مشهور و بزرگ اهل سنت است که معتقد بود پسر حضرت نوح ، فرزند ايشان نبود [از راه نامشروع متولد شده است].

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو ، قَالَ : حَدَّثَنَا أَبُو عَاصِمٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا عِيسَى ، عَنِ ابْنِ أَبِي نَجِيحٍ ، عَنْ مُجَاهِدٍ : {فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ} قَالَ : تَبَينَ لِنُوحٍ أَنَّهُ لَيسَ بِابْنِهِ.

محمد بن جرير الطبري (متوفاي ٣١٠). جامع البيان عن تأويل آي القرآن ج ١٢ ص ٦٦. تحقيق : الشيخ خليل . ناشر : دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان. سال چاپ : ١٤١٥ - ١٩٩٥ م.

ابن ابي نجيح از مجاهد نقل مي کند که مجاهد در مورد آيه ي «فلا تسألن ما ليس لک به علم» گفت که خدا براي نوح تبيين کرد که فرزندش پسر او نيست.

ابن جُرَيج:

ابن جريج فقيه، محدث و حافظ و از برجستگان اهل سنت نيز قائل به همين مطلب بوده چنانچه در تفسير طبري آمده است:

قال بن جريج في قوله «و نادى نوح ابنه» قال ناداه و هو يحسبه أنه ابنه وكان ولد على فراشه.

محمد بن جرير الطبري أبو جعفر (متوفاي ٣١٠)، تفسير الطبري ج ١٢، ص ٥٠، ناشر : دار الفكر - بيروت – ١٤٠٥.

ابن جريح در مورد آيه «و نادي نوح ابنه» گفت: نوح گمان مي کرد که او پسرش است در حالي که آن پسر در خانه نوح متولد شده بود ( و فرزند نوح نبود).

قرطبي نيز تصريح مي كند که حسن بصري، مجاهد و ابن جريج پسر حضرت نوح را فرزند مشروع ايشان نمي دانستند:

وَقَالَ الْحَسَنُ: مَعْنَى «عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ» أَنَّهُ وُلِدَ عَلَى فِرَاشِهِ وَلَمْ يکُنِ ابْنَهُ. وکان لغير رشدة وقال أَيضًا مُجَاهِدٌ. قَالَ قَتَادَةُ سَأَلْتُ الْحَسَنَ عَنْهُ فَقَالَ: وَاللَّهِ مَا کَانَ ابْنَهُ، قُلْتُ إِنَّ اللَّهَ أَخْبَرَ عَنْ نُوحٍ أَنَّهُ قَالَ:" إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي" فَقَالَ: لَمْ يقُلْ مِنِّي، وَهَذِهِ إِشَارَةٌ إِلَى أَنَّهُ کَانَ ابْنَ امْرَأَتِهِ مِنْ زَوْجٍ آخَرَ، فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ اللَّهَ حَکَى عَنْهُ أَنَّهُ قَالَ:" إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي"" وَنادى نُوحٌ ابْنَهُ" وَلَا يخْتَلِفُ أَهْلُ الْکِتَابَينِ أَنَّهُابْنُهُ، فَقَالَ الْحَسَنُ: وَمَنْ يأْخُذُ دِينَهُ عَنْ أَهْلِ الْکِتَابِ! إِنَّهُمْ يکْذِبُونَ. وَقَرَأَ:" فَخانَتاهُما" .وَقَالَ ابْنُ جُرَيجٍ: نَادَاهُ وَهُوَ يحْسَبُ أَنَّهُ ابْنُهُ، وَکَانَ وُلِدَ عَلَى فِرَاشِهِ، وَکَانَتِ امْرَأَتُهُ خَانَتْهُ فِيهِ، وَلِهَذَا قَالَ:" فَخانَتاهُم.

أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي، الجامع لأحكام القرآن ج٩ ص ٤٦، الناشر دار الشعب - القاهرة.

حسن بصري گفته است : معني « عمل غير صالح» اين است که پسر نوح در غياب او متولد شده است و پسرش نبود و فرزند نامشروع بود و مجاهد نيز اينگونه گفته است.

همچنين مجاهد گفته است که قتادة از حسن بصري در مورد اين آيه سوال کرده و حسن بصري گفت : به خدا سوگند او پسرش نبود. گفتم خدا در قرآن به نوح خبر داده و گفته است که : «ان ابني من اهلي» گفت : نگفته است «مني» ؛ اين نوع سخن گفتن اشاره به آن دارد که فرزند همسرش از شوهر ديگري بوده است!!! به او گفتم : خداوند در مورد او گفته است : «ان ابني من اهلي» «و نادي نوح ابنه» و اهل دو کتاب [تورات و انجيل] در اين اختلافي ندارند که او پسرش بوده است. حسن بصري گفت : چه کسي دينش را از اهل کتاب مي گيرد؟! آن ها دروغ مي گويند!!! و اين بخش آيه را خواند : «فخانتاهما»آن دو (زن نوح و زن لوط) خيانت کردند. ابن جريج نيز گفته است : حضرت نوح پسرشرا صدا مي زد در حالي که گمان مي کرد او پسرش است در حالي که در غيابش متولد شده بود و همسرش به او خيانت کرده بود و به همين دليل گفته شده : «فخانتاهما».

عبيد بن عمير و ابن سيرين:

ابن عطية تصريح مي کند که حسن بصري،عبيد بن عمير و ابن سيرين پسر حضرت نوح را حاصل عمل نامشروع مي دانستند:

وقالت فرقة: المراد أنه ليس بولد لک، و زعمت أنه کان لغية وأن امرأته الکافرة خانته فيه، هذا قول الحسن وابن سيرين وعبيد بن عمير.

أبو محمد عبد الحق بن غالب بن عطية الأندلسي (متوفاي ٥٤٦هـ) ، المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيزج ٣ ص ١٧٦. دار النشر : دار الكتب العلمية - لبنان - ١٤١٣هـ- ١٩٩٣م ، الطبعة : الاولى ، تحقيق : عبد السلام عبد الشافي محمد.

برخي مي گويند: مراد از آيه «يا نوح انه ليس من اهلک» اين است كه او فرزند حضرت نوح نبود بلکه از زنا پديد آمده بود. همسر حضرت نوح کافر بوده و به او خيانت کرد. اين قول حسن و ابن سيرين و عبيد بن عمير است.

ثابت بن الحجاج الکلابى:

ثابت بن الحجاج الکلابي، از تابعين مي گويد پسر نوح در غياب او متولد شده بود:

حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَرَفَةَ، ثنا عَلِي بْنُ ثَابِتٍ الْجَزَرِي، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بُرْقَانَ، عَنْ ثَابِتِ بْنِ الْحَجَّاجِ الْکِلابِي، فِي قَوْلِ اللَّهِ: "وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ " قَالَ: وُلِدَ عَلَى فِرَاشِهِ.

الإمام الحافظ أبو محمد عبد الرحمن بن أبي حاتم الرازي، تفسير ابن أبى حاتم ج ٦ ص ٢٠٣٤. دار النشر : المكتبة العصرية – صيدا. عدد الأجزاء: ١٠. تحقيق : أسعد محمد الطيب.

ثابت بن الحجاج الکلابي در مورد آيه ي «و نادي نوح ابنه» گفته است: پسر وي [تنها] در خانه ايشان متولد شده بود.

شعبي:

شعبي از محدثان و بزگان اهل سنت، قائل به زناکار بودن همسر حضرت نوح بود. ابن جوزي از شعبي چنين نقل مي كند:

و عن الشعبي قال لم يكن ابنه إن امرأته خانته.

عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي الوفاة: ٥٩٧ ، زاد المسيرج ٤ص ١١٣. دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - ١٤٠٤ ، الطبعة : الثالثة.

آن پسر فرزند حضرت نوح نبوده و همسرش به او خيانت کرده بود.

زمخشري:

ابن جزي کلبي مي گويد: زمخشري پسر نوح را زنا زاده مي دانست.

و قال الزمخشري لم يکن ابنه ولکنه خانته أمه وکان لغير رشده...

محمد بن أحمد بن محمد الغرناطي الكلبي الوفاة: ٧٤١هـ ، التسهيل لعلوم التنزيلج ٢ص ١٠٦. دار النشر : دار الكتاب العربي - لبنان - ١٤٠٣هـ- ١٩٨٣م ، الطبعة : الرابعة

و زمخشري گفته است که وي پسر حضرت نوح نبود و مادر آن پسر به حضرت نوح خيانت کرده بود و [پسر نوح] زنازاده بود....

محقق کتاب مفتاح الغيب فخر رازي:

فخر رازي اگر چه خودش انجام زنا از سوي زنان پيامبران را نفي کرده، اما محقق کتاب اين سخن او را رد نموده و مي گويد:

لعل امرأتي نوح و لوط عليهما السلام كانتا كذلك و مما يدل عليه وصف اللَّه تعالى لهما بالخيانة ومن معاني الخيانة هذا المعنى فلا يجوز العدول عن المعنى الظاهر إلى غيره بدون حاجة. ولا سيما إذا ضم إلى هذا قول اللَّه لنوح حين قال:

رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي [هود: ٤٥] إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ [هود: ٤٦] والأهل هم آل الشخص وقرابته الأدنون ولا يجوز صرف الأهل إلى غير ذلك بلا ضرورة واللَّه أعلم.

محمد بن عمر بن الحسن بن الحسين التيمي الرازي الملقب بفخر الدين الرازي(المتوفى: ٦٠٦هـ)، التفسير الكبير ج ٢٣ ص ٣٣٧، تحقيق: مكتب تحقيق دار إحياء التراث العربي، ناشر: دار إحياء التراث العربي، چاپ سوم، ١٤٢٠ هـ.

چه بسا زن نوح و لوط اين گونه [زناکار] بوده اند. و آنچه بر اين مطلب دلالت مي کند وصفي [خيانت] است که خداوند در قرآن آورده است. و يکي از معناي خيانت همين است. پس جايز نيست بدون نياز، يک کلمه را به معناي غير ظاهري آن عدول کرد. خصوصا زماني که کلام نوح و خداوند را در کنار هم قرار مي دهيم.«رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي، إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ.»اهل به خانواده و نزديکان او اطلاق مي شود. و جايز نيست اين را به غير اهل اطلاق کنيم.

چنانچه گذشت عده اي از علما و بزرگان اهل سنت ساحت زنان پيامبران الهي را منزه از ارتکاب فحشاء ندانسته و همسر حضرت نوح و حضرت لوط را نستجير بالله زناكار پنداشتند. با كاوش در منابع حديثي اهل سنت، در مي يابيم كه نسبت فحشا تنها منحصر در همسر آن دو پيامبر الهي نيست بلكه برخي از روايات وجود دارد كه انگشت اتهام را متوجه عايشه همسر پيامبر اكرمصلي الله عليه وآله نموده و ايشان را زناكار معرفي مي نمايد.در قبل بيان نموديم كه در صحيح بخاري روايتي وجود دارد كه نشانگر اين است كه نعوذ بالله پيامبر اكرم به همسر خود شك داشته و احتمال مي دادند كه وي مرتكب عمل شنيع فحشا شده استاما بر اساس روايت صحيح بخاري، ماجراي اتهام فحشا به عايشه در حد شك نيست نبود بلکه به گفته عايشه برخي از افراد ديگر همچون پدر و مادرش يقين به ارتكاب فحشا از جانب وي دارند كه در ادامه به ذكر اين روايت مي پردازيم:

پدر و مادر عائشه نيز سخنان مردم را تصديق مي کردند

بخارى در صحيح خود به نقل از عائشه مى‌نويسد که بعد از انتشار شايعه ارتكاب فحشا از جانب وي،‌ خطاب به پدر و مادرش چنين گفت:

إني والله لقد عَلِمْتُ أَنَّکُمْ سَمِعْتُمْ ما يتَحَدَّثُ بِهِ الناس وَوَقَرَ في أَنْفُسِکُمْ وَصَدَّقْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ قلت لَکُمْ إني بَرِيئَةٌ وَاللَّهُ يعْلَمُ إني لَبَرِيئَةٌ لَا تُصَدِّقُونِي بِذَلِکَ وَلَئِنْ اعْتَرَفْتُ لَکُمْ بِأَمْرٍ وَاللَّهُ يعْلَمُ أَنِّي بَرِيئَةٌ لَتُصَدِّقُنِّي والله ما أَجِدُ لي وَلَکُمْ مَثَلًا إلا أَبَا يوسُفَ إِذْ قال «فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ على ما تَصِفُونَ».

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي٢٥٦هـ)، صحيح البخاري، ج٢، ص٩٤٥، ح٢٥١٨ ، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن کثير، اليمامة ـ بيروت، الطبعة: الثالثة، ١٤٠٧ ـ ١٩٨٧.

به خدا سوگند مى‌دانم که شما اين تهمت را شنيده‌ايد، و به آن اطمينان کرده‌ و اين مطالب را تصديق کرده ايد، اگر بگويم: من مرتکب اين گناه نشده‌ام، خداوند مى‌داند که من مرتکب نشده‌ام (سودى ندارد) شما سخنم را باور و مرا تصديق نخواهيد کرد؛ اما اگر به انجام آن اعتراف کنم؛ در حالى که انجام نداده‌ام، مرا تصديق و اين مطلب را باور مى‌کنيد. هيچ مثلى را براى خود و شما نمى يابم جز کلام پدر يوسف که گفت: (فصبر جميل والله المستعان على ما تصفون).

همانطور كه درنقل فوق گذشت،‌ابوبكر و ام رومان سخن مردم درباره عايشه را [ارتكاب زنا] تصديق كرده بودند و با تمام وجود اين مطلب را باور داشتند. نكته حائز اهميت اين است كه اعتقاد ابوبكر نسبت به ارتكاب فحشا توسط عايشه، در حد باور و تصديق قلبي باقي نماند بلكه در روايت ديگري،‌ ابوبكر در برابر عايشه، از واژه خيانت ‌استفاده مي كند:

طبراني يكي ديگر از علماي اهل سنت در كتاب معجم الکبير بعد نقل ماجراهايي در مورد عايشه، نقل مي كند: پيامبر صلي الله عليه و آله بر او وارد شد و او را نصيحت کرد ، در اين حين ابوبکر وارد شد و رو به پيامبرصلي الله عليه وآله چنين گفت:

يا رَسُولَ اللَّهِ ما تَنْتَظِرُ بِهَذِهِ التي خَانَتْكَ وَفَضَحَتْنِي ... .

سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: ٣٦٠. المعجم الكبيرج ٢٣ ص ١١٧، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - ١٤٠٤ - ١٩٨٣ ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي

چرا صبر کردي و طلاق نمي‌دهيد اين زني را که به تو خيانت کرد و من را بي‌آبرو کرد..

بر اساس نقل فوق در پندار ابوبکر عايشه اهل خيانت است و اين مطلب كاملا برايش مسلم مي باشد از اين رووي را باعث آبروريزي خود مي داند.

اما بنابر روايت صحيح بخاري،‌ تنها ابوبكر و ام رومان نيستند كه عايشه را زنا كار مي پندارند بلكه ساير همسران آن حضرت نيز وي را مرتكب فحشا مي دانند:

همسران رسول خدا صلي الله عليه و آلهعائشه را متهم مي دانستند:

بخارى روايتي را نقل نموده که ديگر همسران رسول خدا صلي الله عليه و آله نيز او را متهم مي دانستند:

فقلت ائْذَنْ لي إلى أَبَوَي قالت وأنا حِينَئِذٍ أُرِيدُ أَنْ أَسْتَيقِنَ الْخَبَرَ من قِبَلِهِمَا فَأَذِنَ لي رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَأَتَيتُ أَبَوَي فقلت لِأُمِّي ما يتَحَدَّثُ بِهِ الناس فقالت يا بُنَيةُ هَوِّنِي على نَفْسِکِ الشَّأْنَ فَوَاللَّهِ لَقَلَّمَا کانت امْرَأَةٌ قَطُّ وَضِيئَةٌ عِنْدَ رَجُلٍ يحِبُّهَا وَلَهَا ضَرَائِرُ إلا أَکْثَرْنَ عليها.

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي٢٥٦هـ)، صحيح البخاري، ج٢، ص٩٤٤، ح٢٥١٨،کتاب الشهادات، بَاب تَعْدِيلِ النِّسَاءِ بَعْضِهِنَّ بَعْضًا، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن کثير، اليمامة ـ بيروت، الطبعة: الثالثة، ١٤٠٧ ـ ١٩٨٧.

به رسول خدا صلي الله عليه و آله گفتم: به من اجازه بده تا به خانه پدر و مادرم بروم و هدف من اين بود که به خبرهاى که از آن‌ها به من رسيده بود، مطمئن شوم، رسول خدا صلي الله عليه و آلهاجازه داد، پيش پدر و مادرم رفتم و به مادرم گفتم: مردم چه مى گويند؟ مادرم گفت: نگران مباش، زنى را که شوهرش او را دوست دارد، هووهايش زياد در باره او سخن مى‌گويند.

آنچه در ديدگاه سوم گذشت بيانگر اين بود كه عده اي از علما و بزرگان اهل سنت همسران برخي از انبياي گذشته را زناكار دانستند؛ اما همانگونه كه ملاحظه نموديد بر اساس منبع دست اول حديثي اهل سنت يعني كتاب صحيح بخاري، اين ديدگاه نسبت به يكي از همسران پيامبر خاتمصلي الله عليه وآله نيز جاري گشته بود و وي نيز از اين اتهام مصون نمانده بود.

نتيجه:

همانطور كه گذشت علما و بزرگان شيعه در طول تاريخ اجماع بر عدم ارتكاب فحشا از سوي زنان انبياء عليهم السلام دارند و ساحت آنان را منزه و مبراي از هر گونه عمل منافي عفت مي دانند و اعتقاد به چنين عملي را توهين پيامبران الهي عليهم السلام مي دانند بنابراين در تفسير عبارت «فخانتاهما»جنس خيانت زنان نوح و لوط عليهما السلام را خيانت در دين مي دانند و معتقدند كه نه آنها و نه هيچ يک از زنان ديگر پيامبران الهي دچار فحشاء نشده اند. چرا که اثبات اين عمل را، طعن و نقص بزرگي بر انبياء مي دانند.

ولي در ميان اهل سنت و وهابيت اختلاف عجيب در رد يا اثبات فحشاء در ميان همسران انبياء وجود داشت و برخي منکر ارتكاب عمل فحشاء در ميان زنان انبياء بودند؛ اما برخي قائل به امکان اين عمل شنيع و عده اي ديگر هم معتقد به ارتكاب فحشاء در ميان همسران انبياء الهي هستند و در اين راستا رواياتي نيز در منابع دست اول حديثي اهل سنت بود كه درضمن اين نوشتار بيان گرديد.

موفقباشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف