پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ٤١٧ - آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟

آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟

کد مطلب: ٩٤٧٣ تاریخ انتشار: ٠٨ تير ١٣٩٥ - ٠٤:٠٣ تعداد بازدید: ٣٨٤١ پرسش و پاسخ » امام علي (ع) آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟

پاسخ سؤال نخست:

بر اساس احاديث شيعه و اهل تسنن، امير مؤمنان عليه السلام پيشاپيش از شهادت خود خبر داد و قاتل خود را مي شناخت و حتي از جزئيات شهادت خويش نيز اطلاع داشتند. لازم به ذکر است که در روايات اماميه جزئيات بيشتري همچون اطلاع از زمان و مکان شهادت نيز وجود دارد.

مطابق گزارش شيخ مفيد، احاديث دراين باره متواتر است. ايشان مي نويسد:

تواترت الروايات من نعيه عليه السلام نفسه قبل وفاته و الخبر عن الحادث في قتله و أنه يخرج من الدنيا شهيدا بضربة في رأسه يخضب دمها لحيته فكان الأمر في ذلك كما قال.

البغدادي، الشيخ المفيد محمد بن محمد بن النعمان، العكبري ، (متوفاي ٤١٣هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد،ج‏١، ص: ٣١٩،تحقيق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، سال چاپ : ١٤١٤ - ١٩٩٣ م.

روايات متواتر رسيده كه امام علي عليه السلام پيش از فرا رسيدن زمان وفات، از شهادت خود خبر دادند و از حوادثي كه در زمان كشته شدن شان رخ مي دهد و به سبب ضربتى كه بر سرش وارد مي آيد، شهيد از دنيا مي رود و خون سرش محاسنش را خضاب (و رنگين) مي نمايد، خبر داد و چنان شد كه فرمود.

حال در ادامه شماري از اين دست روايات تقديم مي گردد:

روايت يکم:

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ الثَّقَفِيِّ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع‏قَالَ: لَمَّا هَلَكَ أَبُو بَكْرٍ وَ اسْتَخْلَفَ عُمَرُ رَجَعَ عُمَرُ إِلَى الْمَسْجِدِ فَقَعَدَ فَدَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي رَجُلٌ مِنَ الْيَهُودِ وَ أَنَا عَلَّامَتُهُمْ وَ قَدْ أَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ مَسَائِلَ إِنْ أَجَبْتَنِي فِيهَا أَسْلَمْتُ وَ إِنْ كَانَ فِي قَوْمِكَ أَحَدٌ أَعْلَمَ مِنْكَ فَأَرْشِدْنِي إِلَيْهِ قَالَ عَلَيْكَ بِذَلِكَ الشَّابِّ يَعْنِي عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام ... ثُمَّ قَالَ كَمْ يَعِيشُ وَصِيُّهُ (رسول الله) بَعْدَهُ قَالَ ثَلَاثِينَ سَنَةً قَالَ ثُمَّ مَا ذَايَمُوتُ أَوْ يُقْتَلُ قَالَ يُقْتَلُ وَ يُضْرَبُ عَلَى قَرْنِهِ فَتُخْضَبُ لِحْيَتُهُ قَالَ صَدَقْتَ وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَبِخَطِّ هَارُونَ وَ إِمْلَاءِ مُوسَى.

وَ لِهَذَا الْحَدِيثِ طُرُقٌ أُخَرُقَدْ أَخْرَجْتُهَا فِي كِتَابِ كَمَالِ الدِّينِ وَ تَمَامِ النِّعْمَة.

القمي، ابي جعفر الصدوق، محمد بن علي بن الحسين بن بابويه (متوفاي٣٨١هـ)، عيون أخبار الرضا عليه السلامج‏٢، ص: ٥٧،تحقيق: تصحيح وتعليق وتقديم: الشيخ حسين الأعلمي، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت – لبنان، سال چاپ: ١٤٠٤ - ١٩٨٤ م؛ القمي، ابي جعفر الصدوق، محمد بن علي بن الحسين بن بابويه (متوفاي٣٨١هـ)، كمال الدين و تمام النعمة،‌ ج١ ص ٣٠٠ – ٣٠٢، ناشر: دار الكتب الاسلاميه‏، تهران، چاپ دوم، سال چاپ: ١٣٥٩ ه. ش‏.

امام باقر عليه السلام فرمود چون ابو بكر مرد و عمر جانشين او شد، عمر به مسجد رفت و نشست. مردى بر او داخل شد و گفت اى أمير المؤمنين من مردى يهودي هستم و من از دانشوران ايشان هستم و اراده من آنست كه چند مسأله از تو سؤال كنم اگر جواب مرا بدهي مسلمان مي شوم عمر گفت آن مسائل چيست يهودى گفت سه تا و سه تا و يكى اگر مي خواهى از تو سؤال كنم؟ و اگر در قوم تو كسى داناتر از تو باشد مرا به او راهنمائى كن تا از او سؤال كنم عمر به على بن ابى- طالب عليه السلام اشاره نمود و گفت از اين جوان سؤال كن‏ ... سائل گفت:وصى پيامبر صلي الله عليه وآله چه قدر بعد از او زندگى مي كند؟حضرت فرمود: سى سال. عرض كرد پس از آن ميميرد يا كشته مى‏شود؟ فرمود: كشته خواهد شد. ضربتى بر فرق او زنند كه محاسن او با خونش رنگين مي شود.

مؤلف كتاب [شيخ صدوق] مي فرمايد: اين حديث سندهاي ديگري نيز دارد كه آنها را در كتاب كمال الدين و تمام النعمة نقل نموده‏ام.

روايت دوم:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ حَنَانِ بْنِ السَّرَّاجِ‏ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سُلَيْمَانَ الْكِسَائِيِّ عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ قَالَ شَهِدْتُ جِنَازَةَ أَبِي بَكْرٍ يَوْمَ مَاتَ وَ شَهِدْتُ عُمَرَ حِينَ بُويِعَ وَ عَلِيٌّ ع جَالِسٌ نَاحِيَةً فَأَقْبَلَ غُلَامٌ يَهُودِيٌّ جَمِيلُ الْوَجْهِ بَهِيٌّ عَلَيْهِ ثِيَابُ حِسَانٌ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ هَارُونَ حَتَّى قَامَ عَلَى رَأْسِ عُمَرَ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْتَ أَعْلَمُ‏ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِكِتَابِهِمْ وَ أَمْرِ نَبِيِّهِمْ قَالَ فَطَأْطَأَ عُمَرُ رَأْسَهُ ...‏ فَقَالَ دُونَكَ‏ هَذَا الشَّابَّ قَالَ وَ مَنْ هَذَا الشَّابُّ قَالَ هَذَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِب‏ ... فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنْ وَصِيِّ مُحَمَّدٍ كَمْ يَعِيشُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هَلْ يَمُوتُ أَوْ يُقْتَلُ قَالَ (أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام) يَا هَارُونِيُ‏ يَعِيشُ بَعْدَهُ ثَلَاثِينَ سَنَةً لَا يَزِيدُ يَوْماً وَ لَا يَنْقُصُ يَوْماً ثُمَّ يُضْرَبُ ضَرْبَةً هَاهُنَا يَعْنِي عَلَى قَرْنِهِ فَتُخْضَبُ هَذِهِ مِنْ هَذَا.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الأصول من الكافي،ج‏١، ص: ٥٢٩،ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

ابو الطفيل مي گويد: روزى كه ابو بكر مرد من بر سر جنازه‏اش حاضر بودم و زمانى كه با عمر بيعت كردند حضور داشتم، كه على بن ابى طالب عليه السلام)گوشه‏ اى نشسته بود جوانى يهودى و خوش صورت، با نيكو لباس كه از اولاد هارون (وصى موسى) بود، وارد شد و بالاى سر عمر ايستاد و گفت:يا امير المؤمنين! آيا تو دانشمندترين اين امت به كتابشان و امر نبوت پيغمبرشان هستي؟ عمر سرش را پائين انداخت ... و گفت: دامن اين جوان را بگير.يهودى گفت: اين جوان كيست؟عمر گفت: او على بن ابى طالب است‏. يهودي (به امام علي عليه السلام) عرض كرد: جانشين محمد چند سال پس از او زندگى ميكند؟آيا ميميرد يا کشته مي شود؟.على عليه السلام فرمود: اى هارونى او بعد از پيغمبر ٣٠ سال زندگى مي كند بدون يك روز كم و زياد سپس ضربتى به اينجا- يعنى به فرق سرش- وارد مي آيد و محاسنش از خون فرقش رنگين مي شود.

روايت سوم:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ زِيَادٍ قَالَ حَدَّثَنَا مَرْوَانُ بْنُ مُعَاوِيَةَ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ أَبِي حَيَّانَ التَّيْمِيِ‏ عَنْ أَبِيهِ وكَانَ مَعَ عَلِيٍّ ع يَوْمَ صِفِّينَ وَ فِيمَا بَعْدَ ذَلِكَ قَالَ: بَيْنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع يُعَبِّئُ الْكَتَائِبَ يَوْمَ صِفِّينَ وَ مُعَاوِيَةُ مُسْتَقْبِلُهُ عَلَى فَرَسٍ لَهُ يَتَأَكَّلُ تَحْتَهُ تَأَكُّلًا وَ عَلِيٌّ ع عَلَى فَرَسِ رَسُولِ اللَّهِ ص الْمُرْتَجِزِ وَ بِيَدِهِ حَرْبَةُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ مُتَقَلِّدٌ سَيْفَهُ ذُو الْفَقَارِ فَقَالَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِهِ احْتَرِسْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَإِنَّا نَخْشَى أَنْ يَغْتَالَكَ هَذَا الْمَلْعُونُ فَقَالَ ع لَئِنْ قُلْتَ ذَاكَ إِنَّهُ غَيْرُ مَأْمُونٍ عَلَى دِينِهِ وَ إِنَّهُ لَأَشْقَى الْقَاسِطِينَ وَ أَلْعَنُ الْخَارِجِينَ عَلَى الْأَئِمَّةِ الْمُهْتَدِينَ وَ لَكِنْ كَفَى بِالْأَجَلِ حَارِساً لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ إِلَّا وَ مَعَهُ مَلَائِكَةٌ حَفَظَةٌ يَخْفَظُونَهُ مِنْ أَنْ يَتَرَدَّى فِي بِئْرٍ أَوْ يَقَعَ عَلَيْهِ حَائِطٌ أَوْ يُصِيبَهُ سُوءٌ فَإِذَا حَانَ أَجَلُهُ خَلَّوْا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَا يُصِيبُهُ وَ كَذَلِكَ أَنَا إِذَا حَانَ أَجَلِي انْبَعَثَ أَشْقَاهَا فَخَضَّبَ هَذِهِ مِنْ هَذَا وَ أَشَارَ إِلَى لِحْيَتِهِ وَ رَأْسِهِ عَهْداً مَعْهُوداً وَ وَعْداً غَيْرَ مَكْذُوبٍ.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى٣٨١هـ)، التوحيد، ص ٣٦٧، تحقيق: السيد هاشم الحسيني الطهراني، ناشر : منشورات جماعة المدرسين في الحوزة العلمية في قم المقدسة.

ابوحيان از پدرش - که در روز صفين و بعد آن با امام علي عليه السلام بود - نقل مي کند: زماني كه حضرت على بن ابى طالب عليه السلام لشكر را ترتيب مي داد و معاويه رو به آن حضرت آورد در حالى كه بر اسب خود سوار بود و على عليه السلام بر اسب رسول خدا صلي الله عليه وآله كه مرتجز نام داشت سوار بود و خنجر رسول خدا صلي الله عليه وآله در دستش و شمشيرش را كه ذو الفقار نام داشت، حمايل كرده بود، مردى از اصحابش عرض كرد يا امير المؤمنين مواظب خودت باش ما ميترسيم كه اين ملعون تو را غافل كند و ناگاه بكشد. على عليه السلام فرمود اين مطلبي كه گفتي درست است [نامردي معاويه و ملعون بودن او] معاويه دين ندارد از همه ستمكاران بد بخت‏تر و ملعون ترين فردي است كه بر امامان هدايتگر خروج مي كند، و ليكن بهترين محافظ، زمان مرگ است [اجل و مرگ زمان مشخصى دارد و مرگ من اكنون نيست و به دست او نيست]. هيچ يك از مردم نيست مگر آنكه فرشتگانى همراه او هستند و از او محافظت مي كنند تا در چاه نيفتند و يا ديوارى بر سر او فرود نيايد يا اتفاق بدى برايش پيش نيايد؛ اما هر گاه زمان مرگ وي برسد فرشتگان كنار مي روند و بين او و حادثه اي قرار است برايش اتفاق بيفتد، مانع نمي شوند. من نيز هر گاه زمان اجلم فرا برسد، بدبخت‏ترين فرد امت، اين [محاسنم] را از اين [خون سرم] رنگين مي كند. حضرت به محاسن و سر مبارك خود اشاره فرمود و فرمود اين پيماني است محكم و بسته شد و وعده‌اي است كه دروغ نيست‏.

روايت چهارم:

بِهَذَا الْإِسْنَادِ [أَخْبَرَنَا أَبُو الْفَتْحِ هِلَالُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحَفَّارُ، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو الْقَاسِمِ إِسْمَاعِيلُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ عَلِيٍّ الدِّعْبِلِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ عَلِيِّ بْنِ رَزِينِ بْنِ عُثْمَانَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُدَيْلِ بْنَ وَرْقَاءَ أَخُو دِعْبِلِ بْنِ عَلِيٍّ الْخُزَاعِيِّ (رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ) بِبَغْدَادَ سَنَةَ اثْنَتَيْنِ وَ سَبْعِينَ وَ مِائَتَيْنِ، قَالَ:حَدَّثَنَا سَيِّدِي أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ، عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ]قَالَ: خَطَبَ النَّاسَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) بِالْكُوفَةِ، فَقَالَ: مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ الْحَقَّ قَدْ غَلَبَهُ الْبَاطِلُ ... أَيْنَ أَشْقَاكُمْ فَوَ اللَّهِ لَيَضْرِبَنَّ هَذِهِ فَلَيْخْضِبَنَّهَا مِنْ هَذِهِ. وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى هَامَتِهِ وَ لِحْيَتِهِ.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى٤٦٠هـ)، الأمالي، ص ٣٦٤، تحقيق : قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم ، الطبعة: الأولى، ١٤١٤هـ

امام حسين عليه السلام به نقل از اميرمؤمنان عليه السلام مي فرمايد: پدرم در ميان مردم کوفه خطبه خواند و فرمود: همانا باطل بر حق غلبه نمود ... کجاست شقي‌ترين مردم. به خدا قسم هر آينه بر اين موضع ضربت مي زند و از اين قسمت رنگين مي کند. آن حضرت با دستانش به فرق سر و محاسنش اشاره نمود.

روايت پنجم:

أَخْبَرَنَا أَبُو عُمَرَ، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى، قَالَ:حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي، قَالَ: حَدَّثَنِي ابْنُ إِسْحَاقَ، عَنْ هُبَيْرَةَ بْنِ يَرِيمَ قَالَ: سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَقُولُ وَ مَسَحَ لِحْيَتَهُ: مَا يَحْبِسُ أَشْقَاهَا أَنْ‏ يَخْضِبَهَا مِنْ أَعْلَاهَا بِدَم‏.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى٤٦٠هـ)، الأمالي، ص ٢٦٧، تحقيق : قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم ، الطبعة: الأولى، ١٤١٤هـ

هبيره بن مريم مي گويد: از امام علي عليه السلام در حالي که محاسنش را دست مي کشيد، شنيدم که فرمود: چه چيز جلوى بدبخت‏ترين اين امت را گرفته تا آنکه آن را از بالا تا به پايين از خونم رنگين کند.

روايات ديگر:

در اينجا رواياتي از کتاب ارشاد شيخ مفيد را مي آوريم. قبلا درباره اعتبار روايات اين کتاب بايد بگوييم اگر چه مولف، اسناد روايات را به طور کامل نقل نکرده است اما با توجه به مقدمه کتاب، مولف در صدد بيان رواياتي است که از طريق آن بتوان به حقائق دست يافت. در اين صورت بديهي است که به هر روايتي نمي توان اتکاء نمود. و به همين جهت مي توان به درجه اعتبار اين روايا ت از نظر مولف پي برد.

متن مقدمه:

و بعد فإني مُثْبِتٌ بتوفيق الله و معونته ما سألتَ أيدك الله إثباتَه من أسماء أئمة الهدى عليهم السلام و تاريخ أعمارهم و ذكر مشاهدهم و أسماء أولادهم و طرف من أخبارهم المفيدة لعلم أحوالهم لتقف على ذلك وقوف العارف بهم و يظهر لك الفرق ما بين الدعاوي و الاعتقادات فيهم فتميز بنظرك فيه ما بين الشبهات منه و البينات و تعتمد الحق فيه اعتماد ذوي الإنصاف و الديانات.

‏البغدادي، الشيخ المفيد محمد بن محمد بن النعمان، العكبري ، (متوفاي ٤١٣هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد،ج‏١، ص: ٤،تحقيق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، سال چاپ : ١٤١٤ - ١٩٩٣ م

به توفيق خدا و ياري‌ او در اين كتاب بيان خواهم كردآنچه را كه در خواست اثبات آن را كرده بودي از نامهاي امامان عليهم السلام و تاريخ عمر (و مدت زندگانى آنها) و مكان شهادتشان و نامهاى فرزندانشان و شمه‌اي از جريان زندگى آنها كه موجب آگاهى بر احوال آنها است تا در باره آنان شناسائى كامل پيدا كرده و ميان اظهار نظرها و عقيده‏هاى گوناگونى كه نسبت بآنها شده، فرق گذارده شود، و مطالب شبهه ناك از حقائق جدا گردد، و در اين باره همانند تكيه كردن مردمان با انصاف و ديندار، بر گفتار حق و درست تكيه كنى.

و حال به بيان برخي روايات، از اين كتاب مي پردازيم:

روايت اول

[فمن الأخبار التي جاءت بذكره ع الحادث قبل كونه و علمه به قبل حدوثه‏]مَا أَخْبَرَ بِهِ عَلِيُّ بْنُ الْمُنْذِرِالطَّرِيقِيُّ عَنِ ابْنِ الْفُضَيْلِ الْعَبْدِيِ‏ عَنْ فِطْرٍ عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ عَامِرِ بْنِ وَاثِلَةَ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ:جَمَعَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع النَّاسَ لِلْبَيْعَةِ فَجَاءَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُلْجَمٍ الْمُرَادِيُّ لَعَنَهُ اللَّهُ فَرَدَّهُ مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلَاثاً ثُمَّ بَايَعَهُ وَ قَالَ عِنْدَ بَيْعَتِهِ لَهُ مَا يَحْبِسُ أَشْقَاهَا فَوَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَتُخْضَبَنَ‏ هَذِهِ مِنْ هَذَا وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى لِحْيَتِهِ وَ رَأْسِهِفَلَمَّا أَدْبَرَ ابْنُ مُلْجَمٍ عَنْهُ مُنْصَرِفاً قَالَ ع مُتَمَثِّلا:

اشْدُدْ حَيَازِيمَكَ لِلْمَوْت    فَإِنَّ الْمَوْتَ لَاقِيك

وَ لَا تَجْزَعْ مِنَ الْمَوْت    إِذَا حَلَّ بِوَادِيك

از جمله خبرهائى كه آن حضرت عليه السّلام پيش از اين جريان فرمود و دلالت دارد كه آن پيش آمد را ميدانست روايتي است كه عامر بن واثله نقل مي کند: (هنگامى كه) امير المؤمنين عليه السلام مردم را براى بيعت گرد آورد، عبد الرحمن بن ملجم مرادى لعنه اللَّه (براى بيعت) نزد آن حضرت آمد، حضرت دو بار يا سه بار او را برگرداند (و حاضر به بيعت كردنش نشد) و پس از آن با او بيعت كرد و هنگام بيعت با او فرمود: چه چيز جلوى بدبخت‏ترين اين امت را گرفته؟ سوگند به آن كه جانم دست اوست كه تو اين را از اين خضاب ميكنى- و دست مبارك بر محاسن و سر خود نهاد- و همين كه ابن ملجم بيرون رفت حضرت به اين دو بيت شعر را خواندند :

كمرت را براى مرگ محكم ببند [مهياى آن باش]    زيرا مرگ به ديدار تو خواهد آمد

و آنگاه كه بر تو وارد شد                                از مرگ جزع (و بيتابى) مكن.

روايت دوم:

وَ رَوَى الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍعَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ السَّبِيعِيِّ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ:أَتَى ابْنُ مُلْجَمٍ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع فَبَايَعَهُ فِيمَنْ بَايَعَ ثُمَّ أَدْبَرَ عَنْهُ فَدَعَاهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَتَوَثَّقَ مِنْهُ وَ تَوَكَّدَ عَلَيْهِ أَلَّا يَغْدِرَ وَ لَا يَنْكُثَ فَفَعَلَ ثُمَّ أَدْبَرَ عَنْهُ فَدَعَاهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع الثَّانِيَةَ فَتَوَثَّقَ مِنْهُ وَ تَوَكَّدَ عَلَيْهِ أَلَّا يَغْدِرَ وَ لَا يَنْكُثَ فَفَعَلَ ثُمَّ أَدْبَرَ عَنْهُ فَدَعَاهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع الثَّالِثَةَ فَتَوَثَّقَ مِنْهُ وَ تَوَكَّدَ عَلَيْهِ أَلَّا يَغْدِرَ وَ لَا يَنْكُثَ فَقَالَ ابْنُ مُلْجَمٍ وَ اللَّهِ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَا رَأَيْتُكَ فَعَلْتَ هَذَا بِأَحَدٍ غَيْرِي فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام:‏

أُرِيدُ حِياَتهُ وَ يُرِيدُ قَتْلِي                   عَذِيرَكَ‏مِنْ خَلِيلِكَ مِنْ مُرَادٍ

امْضِ يَا ابْنَ مُلْجَمٍ فَوَ اللَّهِ مَا أَرَى أَنْ تَفِيَ بِمَا قُلْتَ.

حسن بن محبوب (بسند خود) از اصبغ بن نباته حديث كند كه گفت: ابن ملجم در زمره ديگران كه (با آن حضرت) بيعت كردند، آمد و با على عليه السّلام بيعت كرد و رو گرداند (كه برود) أمير المؤمنين عليه السّلام براى بار دوم او را خواند و بيعت محكمى از او گرفت و تأكيد فرمود كه بيعت را نشكند، و او چنان كرد، و رو گرداند (كه برگردد) أمير المؤمنين عليه السّلام براى سومين بار او را خواست و به محكمى از او بيعت گرفت و تأكيد كرد كه بيوفائى نكند و بيعت را نشكند، (اين بار) ابن ملجم گفت: اى امير مؤمنان به خدا سوگند نديدم با كسى اين گونه رفتار كنى؟ أمير المؤمنين عليه السلام (اين شعر را خواند و) فرمود:من زندگى يا عطاى به او را ميخواهم ولى او اراده كشتن مرا دارد. كسي را بياور كه براي برادر مراديت نزد تو عذر بياورد. [كنايه از اراده قطعي ابن ملجم ملعون است يعني هيچ عذري نمي توان براي او آورد و او كارش را انجام مي دهد].

اى ابن ملجم برو. به خدا سوگند نمي بينم بدان چه گفتى وفا كنى.‏

روايت سوم

وَ رَوَى جَعْفَرُ بْنُ سُلَيْمَانَالضُّبَعِيُّ عَنِ الْمُعَلَّى بْنِ زِيَادٍ قَالَ: جَاءَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُلْجَمٍ لَعَنَهُ اللَّهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع يَسْتَحْمِلُهُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ احْمِلْنِي فَنَظَرَ إِلَيْهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع ثُمَّ قَالَ لَهُ أَنْتَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُلْجَمٍ الْمُرَادِيُّ قَالَ نَعَمْ ثُمَّ قَالَ أَنْتَ‏ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُلْجَمٍ الْمُرَادِيُّ قَالَ نَعَمْ قَالَ يَا غَزْوَانُ احْمِلْهُ عَلَى الْأَشْقَرِ فَجَاءَ بِفَرَسٍ أَشْقَرَ فَرَكِبَهُ ابْنُ مُلْجَمٍ الْمُرَادِيُّ وَ أَخَذَ بِعِنَانِهِ فَلَمَّا وَلَّى قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام:‏

أُرِيدُ حِبَاءَهُ وَ يُرِيدُ قَتْلِي‏          عَذِيرَكَ مِنْ خَلِيلِكَ مِنْ مُرَادٍ

قَالَ فَلَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِهِ مَا كَانَ وَ ضَرَبَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع قُبِضَ عَلَيْهِ وَ قَدْ خَرَجَ مِنَ الْمَسْجِدِ فَجِي‏ءَ بِهِ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ ع وَ اللَّهِ لَقَدْ كُنْتُ أَصْنَعُ بِكَ مَا أَصْنَعُوَ أَنَا أَعْلَمُ أَنَّكَ قَاتِلِيوَ لَكِنْ كُنْتُ أَفْعَلُ ذَلِكَ بِكَ لِأَسْتَظْهِرَ بِاللَّهِ عَلَيْكَ.

و جعفر بن سليمان ضبعى از معلى بن زياد نقل مي كند كه گفت: عبد الرحمن بن ملجم مرادى لعنه اللّه نزد امير المؤمنين عليه السلام آمده از آن حضرت خواست كه او را بر مركبى سوار كند، حضرت به او نگاه كرد سپس فرمود: تو عبد الرحمن پسر ملجم مرادى هستى؟ عرض كرد: آرى، سپس (براى دومين بار) فرمود:تو عبد الرحمن پسر ملجم مرادى هستى؟ عرضه داشت: آرى، حضرت فرمود: اى غزوان او را بر مركبى سرخ رنگ سوار كن. غزوان اسبى سرخ رنگ آورد و ابن ملجم بر آن سوار شد و افسار اسب را كشيده (رفت) همين كه پشت كرد (كه برود) امير المؤمنين عليه السلام اين شعر را خواند: من زندگى يا عطاى به او را ميخواهم و او اراده كشتن مرا دارد، كسي را بياور كه براي برادر مراديت نزد تو عذر بياورد.

راوي مي گويد: و همين كه آن جنايت از ابن ملجم سر زد و امير مؤمنان عليه السلام را ضربت زد، او را كه از مسجد بيرون رفته بود دستگير كردند و نزد امير المؤمنين عليه السّلام آوردند، حضرت به او فرمود: به خدا من آن نيكى‏ها و محبتها را به تو مي كردم با اينكه مي دانستم تو مرا خواهي كشت، ولى من آن نيكيها را نسبت به تو كردم تا از خداوند در اتمام حجت بر تو كمك بگيرم (و حجت را بر تو تمام كنم).

روايت چهارم

[و من الأخبار التي جاءت بنعيه نفسه ع إلى أهله و أصحابه قبل قتله‏]مَا رَوَاهُ أَبُو زَيْدٍ الْأَحْوَلُعَنِ الْأَجْلَحِ عَنْ أَشْيَاخِ كِنْدَةَ قَالَ سَمِعْتُهُمْ أَكْثَرَ مِنْ عِشْرِينَ مَرَّةً يَقُولُونَ‏ سَمِعْنَا عَلِيّاً ع عَلَى الْمِنْبَرِ يَقُولُ مَا يَمْنَعُ أَشْقَاهَا أَنْ يَخْضِبَهَا مِنْ فَوْقِهَا بِدَمٍ وَ يَضَعُ يَدَهُ عَلَى لِحْيَتِهِ عليه السلام.

و از جمله رواياتي كه حضرت عليه السلام در آن به خاندان و يارانش قبل از كشته‏شدنش خبر شهادتش را داد، حديثى است كه ابو زيد احول از اجلح و او از بزرگان قبيله كنده نقل مي كند: بيش از بيست بار از آنها شنيدم كه مي گفتند: ما از على عليه السّلام شنيديم كه بالاى منبر دست بر محاسنش مي گذاشت و مي فرمود: چه چيز جلوگيرى كند بدبخت‏ترين اين امت را كه اين (محاسن) را از خون بالاى آن خضاب كند.

روايت پنجم

وَ رَوَى عَلِيُّ بْنُ الْحَزَوَّرِعَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: خَطَبَنَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي الشَّهْرِ الَّذِي قُتِلَ فِيهِ فَقَالَ أَتَاكُمْ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ هُوَ سَيِّدُ الشُّهُورِ وَ أَوَّلُ السَّنَةِ وَ فِيهِ تَدُورُ رَحَى السُّلْطَانِ أَلَا وَ إِنَّكُمْ حَاجٌّ الْعَامَ صَفّاً وَاحِداً وَ آيَةُ ذَلِكَ أَنِّي لَسْتُ فِيكُمْ قَالَ فَهُوَ يَنْعَى نَفْسَهُ ع وَ نَحْنُ لَا نَدْرِي‏.

على بن حزور از اصبغ بن نباتة نقل مي كند: على عليه السلام در همان ماهى كه در آن كشته شد براى ما خطبه خواند و فرمود: ماه رمضان آمد و اين ماه، بزرگ ماه ها و آغاز سال است در اين ماه (يا در اين سال) آسياى سلطنت به گردش درآيد. آگاه باشيد كه در اين سال شما در يك صف (بدون امير) حج خواهيد كرد، و نشانه‏اش اين است كه من در ميان شما نيستم، اصبغ گويد: آن حضرت خبر از شهادتش مي داد ولى ما نمي دانستيم.

روايت ششم

وَ رَوَى الْفَضْلُبْنُ دُكَيْنٍعَنْ حَيَّانَ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: لَمَّا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَتَعَشَّى لَيْلَةً عِنْدَ الْحَسَنِ وَ لَيْلَةً عِنْدَ الْحُسَيْنِ وَ لَيْلَةً عِنْدَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ (عَبْدِ اللَّهِ بْنِ العَباس) وَ كَانَ لَا يَزِيدُ عَلَى ثَلَاثِ لُقَمٍ فَقِيلَ لَهُ فِي لَيْلَةٍ مِنْ تِلْكَ اللَّيَالِي فِي ذَلِكَ فَقَالَ يَأْتِينِي أَمْرُ اللَّهِ وَ أَنَا خَمِيصٌ إِنَّمَا هِيَ لَيْلَةٌ أَوْ لَيْلَتَانِ فَأُصِيبَ ع فِي آخِرِ اللَّيْلِ‏.

فضل بن دكين از عثمان بن مغيرة حديث كند كه گفت: چون ماه رمضان شد امير المؤمنين عليه السّلام يك شب نزد امام حسن عليه السلام شام مي خورد و يك شب نزد امام حسين عليه السلام و يك شب نزد عبد الله بن جعفر (عبد اللَّه بن عباس) و بيش از سه لقمه غذا نمي خورد. شبى از شبها علت كم غذا خوردن آن حضرت را پرسيدند؟ فرمود: امر خدا (مرگ) به سراغ من خواهد آمد (مي خواهم در آن حال) شكمم تهى و گرسنه باشد و بيش از يكى دو شب نمانده است. در آخر شبي او را ضربت زدند. [كنايه از زمان نماز صبح]

روايت هفتم

وَ رَوَى إِسْمَاعِيلُ بْنُ زِيَادٍقَالَ حَدَّثَتْنِي أُمُّ مُوسَى خَادِمَةُ عَلِيٍ‏ع وَ هِيَ حَاضِنَةُ فَاطِمَةَ ابْنَتِهِ ع قَالَتْ‏سَمِعْتُ عَلِيّاً ع يَقُولُ لِابْنَتِهِ أُمِّ كُلْثُومٍ يَا بُنَيَّةِ إِنِّي أَرَانِي قَلَّ مَا أَصْحَبُكُمْ قَالَتْ وَ كَيْفَ ذَلِكَ يَا أَبَتَاهْ قَالَ إِنِّي رَأَيْتُ نَبِيَّ اللَّهِ ص فِي مَنَامِي وَ هُوَ يَمْسَحُ الْغُبَارَ عَنْ وَجْهِي وَ يَقُولُ يَا عَلِيُّ لَا عَلَيْكَ قَدْ قَضَيْتَ مَا عَلَيْكَ قَالَتْ فَمَا مَكَثْنَا إِلَّا ثَلَاثاً حَتَّى ضُرِبَ تِلْكَ الضَّرْبَةَ فَصَاحَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ فَقَالَ يَا بُنَيَّةِ لَا تَفْعَلِي فَإِنِّي أَرَى رَسُولَ اللَّهِ ص يُشِيرُ إِلَيَّ بِكَفِّهِ يَا عَلِيُّ هَلُمَّ إِلَيْنَا فَإِنَّ مَا عِنْدَنَا هُوَ خَيْرٌ لَكَ‏.

اسماعيل بن زياد گويد: ام موسى خدمتكار على عليه السلام كه در ضمن دايه دخترش نيز بود، نقل كرد: شنيدم على عليه السلام به دخترش ام كلثوم [كنيه حضرت زينب] مي فرمود: دختركم، چنين مى‏بينم كه مدت كمى با شما هستم؟ عرض كرد: چگونه پدر جان؟ فرمود: من رسول خدا صلي الله عليه وآله را در خواب ديدم و او (در آن حال) گرد و خاك از رويم پاك مي كرد و مي فرمود: يا على ترا ديگر چيزى به عهده تو نيست، آنچه وظيفه‏ات بود انجام داده‏اى. ام كلثوم گفت: سه شب (از اين خواب) گذشت كه آن ضربت را به ايشان زدند، ام كلثوم در آن مصيبت فرياد زد، حضرت فرمود: دختركم، فرياد نزن زيرا رسول خدا صلي الله عليه وآله را مى‏بينم كه به دست خود به من اشاره مي كند و مي فرمايد: يا على نزد ما بيا كه آنچه در نزد ما است براى تو بهتر است.

روايت هشتم

وَ رَوَى عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَىعَنِ الْحَسَنِ بْنِ دِينَارٍ عَنِ الْحَسَنِ الْبَصْرِيِّ قَالَ: سَهِرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي قُتِلَ‏ فِي صَبِيحَتِهَا وَ لَمْ يَخْرُجْ إِلَى الْمَسْجِدِ لِصَلَاةِ اللَّيْلِ عَلَى عَادَتِهِ فَقَالَتْ لَهُ ابْنَتُهُ أُمُّ كُلْثُومٍ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهَا مَا هَذَا الَّذِي قَدْ أَسْهَرَكَ فَقَالَ إِنِّي مَقْتُولٌ لَوْ قَدْ أَصْبَحْتُ وَ أَتَاهُ ابْنُ النَّبَّاحِ فَآذَنَهُ‏ بِالصَّلَاةِ فَمَشَى غَيْرَ بَعِيدٍ ثُمَّ رَجَعَ فَقَالَتْ لَهُ ابْنَتُهُ أُمُّ كُلْثُومٍ مُرْ جَعْدَةَ فَلْيُصَلِّ بِالنَّاسِ قَالَ نَعَمْ مُرُوا جَعْدَةَ فَلْيُصَلِ‏ ثُمَّ قَالَ لَا مَفَرَّ مِنَ الْأَجَلِ فَخَرَجَ إِلَى الْمَسْجِدِ وَ إِذَا هُوَ بِالرَّجُلِ قَدْ سَهِرَ لَيْلَتَهُ كُلَّهَا يَرْصُدُهُ فَلَمَّا بَرَدَ السَّحَرُ نَامَ فَحَرَّكَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع بِرِجْلِهِ وَ قَالَ لَهُ الصَّلَاةَ فَقَامَ إِلَيْهِ فَضَرَبَه‏.

حسن بصرى مي گويد: شبى كه در صبحش امير المؤمنين على عليه السلام كشته شد، /ان حضرت بيدار بود و بر خلاف عادتى كه داشت آن شب براى نماز شب به مسجد نرفت، دخترش ام كلثوم [كنيه حضرت زينب سلام الله عليها] گفت: اين چيست كه (امشب) خواب را از شما گرفته؟ فرمود:اگر امشب را به صبح برسانم كشته خواهم شد؛ ابن نباح [اذان گوى آن حضرت] آمد و اذان نماز (صبح را) گفت، حضرت كمى راه (بطرف مسجد) رفت و برگشت، ام كلثوم گفت:دستور فرما جعدة [خواهرزاده آن حضرت عليه السلام بود] با مردم نماز بخواند؟ فرمود: آرى! دستور دهيد (امروز) جعده با مردم نماز بخواند!، سپس فرمود: از مرگ گريزى نيست و خود به مسجد رفت، و آن مرد (يعنى ابن ملجم) تمام آن شب (در مسجد) بيدار بود و چشم براه آن حضرت بود، و چون نسيم سحرگه وزيد خوابش برد، امير المؤمنين عليه السلام [وارد مسجد شد] با پاى خود او را تکان داد و فرمود: نماز، پس بر خواست و آن حضرت را ضربت زد.

روايت نهم

وَ رُوِيَ فِي حَدِيثٍ آخَرَأَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع سَهِرَ تِلْكَ اللَّيْلَةَ فَأَكْثَرَ الْخُرُوجَ وَ النَّظَرَ فِي السَّمَاءِ وَ هُوَ يَقُولُ وَ اللَّهِ مَا كَذَبْتُ وَ لَا كُذِبْتُ وَ إِنَّهَا اللَّيْلَةُ الَّتِي وُعِدْتُ بِهَا ثُمَّ يُعَاوِدُ مَضْجَعَهُ فَلَمَّا طَلَعَ الْفَجْرُ شَدَّ إِزَارَهُ‏ وَ خَرَجَ... فَلَمَّا خَرَجَ إِلَى صَحْنِ الدَّارِ اسْتَقْبَلَتْهُ‏ الْإِوَزُّ فَصِحْنَ فِي وَجْهِهِ فَجَعَلُوا يَطْرُدُونَهُنَّ فَقَالَ دَعُوهُنَّ فَإِنَّهُنَّ نَوَائِحُ ثُمَّ خَرَجَ فَأُصِيبَ عليه السلام.

در حديث ديگرى است كه امير المؤمنين عليه السلام تمامى آن شب را بيدار بود و بسيار بيرون مى‏آمد و به آسمان نگاه مي كرد و مي فرمود: به خدا، دروغ نگفته‏ام و به من هم دروغ نگفته‏اند، اين همان شبى است كه بدان و عده‏ام داده‏اند، پس به خوابگاه خود برمي گشت. وقت اذان صبح كمربندش را محكم بست و بيرون رفت...چون به حياط خانه رسيد مرغابيان پيش آمدند و در مقابل آن حضرت فرياد مي زدند، (آنان كه در خانه بودند) آنها را از پيش رويش دور مي كردند، حضرت فرمود: آنها را رها كنيد اينها نوحه‏گران هستند [بعد از ناله آنها شيون بلند مي شود]، سپس بيرون رفتند و (همان شب) ضربت خوردند.

البغدادي، الشيخ المفيد محمد بن محمد بن النعمان، العكبري ، (متوفاي ٤١٣هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد،ج‏١، ص: ١٤ الي ١٦،تحقيق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، سال چاپ : ١٤١٤ - ١٩٩٣ م.

بنابر آنچه گذشت دانستيم که امام علي عليه السلام علاوه بر آنکه از اصل شهادت خود مطلع بود، از جزئيات آن همانند زمان و مکان شهادت نيز اطلاع کامل داشت.

سؤال دوم:

با توجه به آنکه مطابق آموزه‌هاي شريعت، حفظ جان واجب است، اين پرسش مطرح است، چرا امام علي عليه السلام با علم کامل به زمان و مکان شهادتش، به مسجد رفت و شهيد شد بلکه آن حضرت بايد مسجد نمي رفت يا لااقل افرادي را به عنوان محافظ مي گمارد تا از مرگ در امان بماند.

پاسخ

همان طور كه گذشت علم امير مؤمنان عليه السلام به شهادت، محصول روايات فراوان است كه حتي برخي از گزارش‌هاي اهل سنت، از اين امر حکايت دارد. از طرفي اين پرسش سابقه کهن دارد و همان طور که در ادامه مي آيد، از برخي ائمه عليهم السلام نيز پرسيده‌اند و اهل بيت عليهم السلام قرنها پيش پاسخ داده اند و آنچه از روايات امامان معصوم عليهم السلام استفاده مي شود اين است که امير مؤمنان عليه السلام تسليم فرمان خداوند و قضا و قدر الهي است و رفتن آن حضرت به مسجد و شهادت ايشان در راستاي تحقق اين مسأله است و علم ايشان نيز تغييري در اصل مساله ايجاد نمي كند زيراعلم پيامبر و امامان عليهم السلام گاهي به حوادث حتمي و تغيير ناپذير تعلق مي‏گيرد. بنابراين، برخي از چيزهايي كه آن بزرگواران به آنها علم دارند، همان چيزهايي‌اند كه بي‌گمان تحقق خواهند يافت. بنابراين اين‌ علم در حوادث تغييري پديد نمي‌آورد و نمي‌توان سرنوشت چيزي را با آن تغيير داد و مطابق برخي از روايات پيشين، اين وعده الهي حتمي است و دروغ نيست. «عَهْداً مَعْهُوداً وَ وَعْداً غَيْرَ مَكْذُوبٍ».

اينک به عنوان نمونه دسته اي از روايات در اين زمينه، تقديم مي گردد:

حسن بن جهم در روايتي معتبر همين مطلب از امام رضاعليه السلامپرسيده است:

عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا ع إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع قَدْ عَرَفَ قَاتِلَهُ وَ اللَّيْلَةَ الَّتِي يُقْتَلُ فِيهَا وَ الْمَوْضِعَ الَّذِي يُقْتَلُ فِيهِ وَ قَوْلُهُ لَمَّا سَمِعَ صِيَاحَ الْإِوَزِّ فِي الدَّارِ صَوَائِحُ تَتْبَعُهَا نَوَائِحُ وَ قَوْلُ أُمِّ كُلْثُومٍ- لَوْ صَلَّيْتَ اللَّيْلَةَ دَاخِلَ الدَّارِ وَ أَمَرْتَ غَيْرَكَ يُصَلِّي بِالنَّاسِ فَأَبَى عَلَيْهَا وَ كَثُرَ دُخُولُهُ وَ خُرُوجُهُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ بِلَا سِلَاحٍ وَ قَدْ عَرَفَ ع أَنَّ ابْنَ مُلْجَمٍ لَعَنَهُ اللَّهُ قَاتِلُهُ بِالسَّيْفِ كَانَ هَذَا مِمَّا لَمْ يَجُزْ تَعَرُّضُهُ فَقَالَ ذَلِكَ كَانَ وَ لَكِنَّهُ خُيِّرَ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ لِتَمْضِيَ مَقَادِيرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الكافي، ج‏١، ص: ٢٥٩، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

حسن بن جهم مي گويد: به امام رضا عليه السلام عرض كردم: امير المؤمنين عليه السلام قاتل خود را شناخته بود و مي دانست كه در چه شبى و در چه مكانى كشته مى‏شود و چون صداي مرغابي ها را در خانه شنيد، فرمود: اينها صيحه ي زنانى است كه نوحه گرانى پشت سر دارند. و چون ام كلثوم [كنيه حضرت زينب سلام الله عليها] به ايشان عرض كرد «كاش امشب در خانه نماز بخوانى و براى نماز جماعت ديگرى را بفرستى»، ايشان نپذيرفت و در آن شب بدون سلاح‏در رفت و آمد بود در صورتى كه مي دانست ابن ملجم- لعنه اللَّه- او را با شمشير مي كشد و اقدام به چنين كارى جايز نيست.امام عليه السلام فرمود: آنچه گفتى درست است ولى به ايشان اختيار داده شد و خودش اختيار فرمود كه در آن شب مقدرات خداى عز و جل اجرا شود.

همان طور كه ملاحظه مي كنيد با اينكه شهادت امام عليه السلام قطعي بود اما بر اساس اين روايت معتبر، در آن شب [خداوند آن حضرت را امتحان نمود و] به امير مؤمنان عليه السلام اختيار داده شد كه زندگي در دنيا و يا شهادت را اختيار كند «وَ لَكِنَّهُ خُيِّرَ»؛ اما امام عليه السلام از آنجايي كه تسليم محض خداوند و مشتاق لقاي الهياست، شهادت را اختيار نمود.

مرحوم كليني در روايتي صحيح به نقل از امام باقر عليه السلام پيرامون علم امامان به شهادتشان چنين نقل مي كند:

عَنْ ضُرَيْسٍ الْكُنَاسِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ لَهُ حُمْرَانُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ رَأَيْتَ مَا كَانَ مِنْ أَمْرِ عَلِيٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ ع وَ خُرُوجِهِمْ وَ قِيَامِهِمْ بِدِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا أُصِيبُوا مِنْ قَتْلِ الطَّوَاغِيتِ إِيَّاهُمْ وَ الظَّفَرِ بِهِمْ حَتَّى قُتِلُوا وَ غُلِبُوا فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَا حُمْرَانُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ كَانَ قَدَّرَ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ وَ قَضَاهُ وَ أَمْضَاهُ وَ حَتَمَهُ ثُمَّ أَجْرَاهُ فَبِتَقَدُّمِ عِلْمِ ذَلِكَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ قَامَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ بِعِلْمٍ صَمَتَ مَنْ صَمَتَ مِنَّا.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الكافي، ج‏١، ص: ٢٨١، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

حمران به امام باقر عليه السلام عرض كرد: قربانت گردم به من خبر دهيد كه موضوع نهضت امير مؤمنان و امام حسن و امام حسين عليهم السلام و قيام شان و اقامه دين خداوند و مصيبتهائى كه ديدند، و كشته شدن بدست طغيانگران و پيروزى آنها بر ايشان تا آنجا كه كشته شدند و مغلوب گشتند، چگونه بود؟ امام باقر عليه السلام فرمود:اى حمران: خداى تبارك و تعالى آن مصيبتها را بر ايشان مقدر كرد و حكم فرمود و امضا نمود و حتمى ساخت و سپس اجرا كرد (پس همه آن مصيبات با علم و اجازه خدا بوده) و امير مؤمنان و امام حسن و امام حسين عليهم السلام از روى‏بصيرت و دانشى كه در قبل از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله دريافته بودند قيام كردند و هر كس از خاندان ما هم كه خاموشى گزيد، از روى‏ علم بود [با اينكه علم داشتند، خاموشي گزيدند زيرا تسليم اراده الهي بودند.].

در روايتي ديگر امام صادقعليه السلامپيرامون مدت عمر اهل بيتعليهم السلامو اراده الهي سخن مي گويد:

عَنْ حَرِيزٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا أَقَلَّ بَقَاءَكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ أَقْرَبَ آجَالَكُمْ بَعْضَهَا مِنْ بَعْضٍ مَعَ حَاجَةِ النَّاسِ إِلَيْكُمْ فَقَالَ إِنَّ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنَّا صَحِيفَةً فِيهَا مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ أَنْ يَعْمَلَ بِهِ فِي مُدَّتِهِ فَإِذَا انْقَضَى مَا فِيهَا مِمَّا أُمِرَ بِهِ عَرَفَ أَنَّ أَجَلَهُ قَدْ حَضَرَ فَأَتَاهُ النَّبِيُّ ص يَنْعَى إِلَيْهِ نَفْسَهُ‏ وَ أَخْبَرَهُ بِمَا لَهُ عِنْدَ اللَّهِ ...

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الكافي، ج‏١، ص: ٢٨٣، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

حريز مي گويد: به امام صادق عليه السلام عرضه داشتم قربانت گردم، با وجود احتياجى كه مردم به شما دارند چقدر عمر شما اهل بيت عليهم السلام كوتاه و اجل شما به يكديگر نزديك است؟ امام عليه السلام فرمود: براى هر يك از ما صحيفه و مكتوبى است كه آنچه در مدت عمرش راجع به برنامه كارش احتياج دارد در آن نوشته شده است وقتي اوامر و دستوراتي كه به امام شده، پايان يابد، امام مي فهمد كه اجل او رسيده است. سپس پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نزد او مي آيد و او را از وفاتش مطلع مي سازد و درجاتش را كه نزد خداست به او گوشزد مي كند.

نتيجه گيري

آنچه از مجموع روايات به دست مي آيد اين است: علاوه بر اينكه اراده الهي به شهادت امير مؤمنان عليه السلام تعلق گرفته بود، خداوند ايشان را امتحان نمود و بين زندگي دنيا و شهادت مخير ساخت و آن حضرت لقاء خداوند را انتخاب كرد.