پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ١٠٩ - آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟

آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟

کد مطلب: ٤٩٩٨ تاریخ انتشار: ٢٣ بهمن ١٣٩٥ تعداد بازدید: ٤٠٢١ پرسش و پاسخ » عمومي آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟

توضيح سؤال:

پاسخ اجمالي

تفصيل مطلب

الف: روايات شيعه

روايت اول: از امام هشتم (با سند صحيح) انقعاد نطفه از خرماي بهشتي

روايت دوم:امام صادق عليه السلام:

روايت سوم: امام صادق عليه السلام:

روايت چهارم: از امام باقر عليه السلام (سيب بهشتي)

روايت پنجم: از جابر بن عبد الله (انعقاد از سيب بهشتي)

روايت ششم از عايشه با طرق متعدد

روايت ششم: از عمار بن ياسر (ميوه درخت از نور فاطمه خلق شده است)

ب: روايات اهل سنت

روايت اول از عمر بن خطاب با دو سند:

روايت دوم از ابن عباس

روايت سوم از عايشه

روايت چهارم ازأم سليم زوجة أبي طلحة

روايت پنجم: سعد بن مالك

نكات پاياني:

نتيجه كلي:

توضيح سؤال:

طبق برخي از روايات كه در كتاب هاي ما يافت مي شود، نطفه حضرت زهرا (سلام الله عليها) از ميوهاي بهشتي كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) در شب معراج از آن استفاده كرده اند، به وجود آمده است.

متأسفانه تعدادي از سايت هاي مخالف وقتي به اين روايات مي رسند، اشكالات ذيل را مطرح مي كنند:

اولاً: اسناد اين روايات را زير سؤال مي برند؛

ثانياً: با استناد به اين كه معراج رسول خدا (صلي الله عليه وآله) بعد از ولادت حضرت زهرا (سلام الله عليها) به وقوع پيوسته، اين روايت را موضوع مي دانند؛

ثالثا: اضطراب متن روايت را كه نطفه حضرت زهرا از كدام ميوه بهشتي به وجود آمده، دليل ديگري بر ساختگي بودن آن اقامه كرده اند.

خواهشمنديم، با بررسي سند و متن روايت، اعلام فرماييد: آيا اين روايات صحيح است يانه؟ و در نتيجه آيا چنين مطلبي واقعيت دارد يانه؟

پاسخ اجمالي

اولا: سندهاي اين روايت از نظر شيعه صحيح و معتبر است كه در قسمت هاي بعد مفصل بررسي شده و نظر علماي شيعه در باره صحت سند آنها آورده مي شود.

افزون بر اين، اين روايت در منابع اهل سنت نيز با اسناد متعدد از طريق صحابه همانند: عمر بن خطاب (با دو سند)، عايشه همسر رسول خدا (با چهار سند)، ابن عباس (با چندين سند) ام سليم صحابيه و سعد بن مالك نقل شده است.

و از نظر قاعده رجالي اهل سنت نيز، اگر يك روايت تعدد طرق داشته باشد، هرچند سندهايش ضعيف باشد ، حجت است و برخي تصريح كرده اند كه اين چنين روايتي، تبديل به «حسن» مي شود.

ثانيا: از نظر روايات صحيح شيعه، ولادت حضرت زهرا (سلام الله عليها) سال پنجم بعثت بوده است كه در مقاله جدا آن را بررسي كرده ايم؛

ثالثا: متون روايات در اين كه نطفه حضرت زهرا (سلام الله عليها) از كدام ميوه بهشتي منعقد شده، مضطرب نيست؛ بلكه هر كدام يك نوعي از ميوه ها را بيان كرده و در برخي روايات هم تصريح شده است كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از تمام ميوه هاي بهشتي تناول كرده ودر نتيجه نطفه ايشان از همه ميوه ها به وجود آمده است.

تفصيل مطلب

در تفصيل بحث ابتدا روايات شيعه را بررسي كرده و پس از آن روايات اهل سنت را متذكر خواهيم شد.

الف: روايات شيعه

روايت اول: از امام هشتم (با سند صحيح) انقعاد نطفه از خرماي بهشتي

در روايت صحيح ذيل امام هشتم (عليه السلام) چند مطلب را با استناد به آيات قرآن و روايات پيامبر (صلي الله عليه وآله) در پاسخ به سؤالات ابو صلت هروي كه يكي از شيعيان مقربين و ياران خاص آن حضرت بوده، خبر داده است:

١. در پاسخ اين سؤال كه مؤمنان چگونه در منازل بهشتي پروردگارشان را زيارت مي كنند فرمود: اطاعت و زيارت پيامبر در دنيا و آخرت، همانند اطاعت و زيارت خداوند است؛

٢. در پاسخ سؤال از روايتي كه ثواب «لا اله الا الله» گفتن را نگاه به چهره الهي مي داند، فرمود: خداوند كه چهره ندارد اما انبياء، رسولان و حجت الهي همانند امامان معصوم عليهم السلام، «وجه» خداوند هستند كه مردم به وسيله آنان به سوي خدا، دين خدا و معرفت الهي روي مي آوردند.

٣. سؤال سوم ابا صلت ابن بود كه آيا بهشت و جهنم الآن خلق شده اند؟ امام فرمود: بلي خلق شده اند و رسول خدا در معراج وارد بهشت شد و آتش را ديد و كسي كه منكر آنها شوند رسول خدا را تكذيب كرده اند.

آنگاه امام هشتم (عليه السلام) در ادامه به داستان خوردن ميوه بهشتي (رطب) در بهشت و انقعاد نطفه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) از اين ميوه، تصريح نموده است.

متن روايت:

٧٢٨ / ٧ - حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ قُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ مُوسَي الرِّضَا عليه السلام يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِمَا تَقُولُ فِي الْحَدِيثِ الَّذِي يَرْوِيهِ أَهْلُ الْحَدِيثِ أَنَّ الْمُؤْمِنِينَ يَزُورُونَ رَبَّهُمْ مِنْ مَنَازِلِهِمْ فِي الْجَنَّةِفَقَالَ عليه السلام يَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي فَضَّلَ نَبِيَّهُ محمد [مُحَمَّداً] صلي الله عليه وآله عَلَي جَمِيعِ خَلْقِهِ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الْمَلَائِكَةِ وَ جَعَلَ طَاعَتَهُ طَاعَتَهُ وَ مُتَابَعَتَهُ مُتَابَعَتَهُ وَ زِيَارَتَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ زِيَارَتَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّه وَ قَالَ إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ

وَ قَالَ النَّبِيُّ صلي الله عليه وآله مَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي فَقَدْ زَارَ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ دَرَجَةُ النَّبِيِّ صلي الله عليه وآله فِي الْجَنَّةِ أَرْفَعُ الدَّرَجَاتِ فَمَنْ زَارَهُ إِلَي دَرَجَتِهِ فِي الْجَنَّةِ مِنْ مَنْزِلِهِ فَقَدْ زَارَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي.

قَالَ فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِفَمَا مَعْنَي الْخَبَرِ الَّذِي رَوَوْهُ أَنَّ ثَوَابَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ النَّظَرُ إِلَي وَجْهِ اللَّهِفَقَالَ عليه السلام يَا أَبَا الصَّلْتِ مَنْ وَصَفَ اللَّهَ بِوَجْهٍ كَالْوُجُوهِ فَقَدْ كَفَرَ وَ لَكِنَّ وَجْهَ اللَّهِ أَنْبِيَاؤُهُ وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُهُ هُمُ الَّذِينَ بِهِمْ يُتَوَجَّهُ إِلَي اللَّهِ وَ إِلَي دِينِهِ وَ مَعْرِفَتِهِ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقي وَجْهُ رَبِّكَ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ كُلُّ شَيْ ءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ فَالنَّظَرُ إِلَي أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ عليهم السلامفِي دَرَجَاتِهِمْ ثَوَابٌ عَظِيمٌ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ قَدْ قَالَ النَّبِيُّ صلي الله عليه وآله مَنْ أَبْغَضَ أَهْلَ بَيْتِي وَ عِتْرَتِي لَمْ يَرَنِي وَ لَمْ أَرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ قَالَ إِنَّ فِيكُمْ مَنْ لَا يَرَانِي بَعْدَ أَنْ يُفَارِقَنِي يَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي لَا يُوصَفُ بِمَكَانٍ وَ لَا يُدْرَكُ بِالْأَبْصَارِ وَ الْأَوْهَامِ.

قَالَ فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَأَخْبِرْنِي عَنِالْجَنَّةِ وَ النَّارِ أَ هُمَا الْيَوْمَ مَخْلُوقَتَانِ فَقَالَ نَعَمْوَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَدْ دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ رَأَي النَّارَ لَمَّا عُرِجَ بِهِ إِلَي السَّمَاءِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ فَإِنَّ قَوْماً يَقُولُونَ إِنَّهُمَا الْيَوْمَ مُقَدَّرَتَانِ غَيْرُ مَخْلُوقَتَيْنِ فَقَالَ عليه السلام مَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ لَا نَحْنُ مِنْهُمْ مَنْ أَنْكَرَ خَلْقَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ فَقَدْ كَذَّبَ النَّبِيَّ صلي الله عليه وآله وَ كَذَّبَنَا وَ لَيْسَ مِنْ وَلَايَتِنَا عَلَي شَيْ ءٍ وَ خُلِّدَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ. يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ.

وَ قَالَ النَّبِيُّ صلي الله عليه وآلهلَمَّا عُرِجَ بِي إِلَي السَّمَاءِ أَخَذَ بِيَدِي جَبْرَئِيلُ فَأَدْخَلَنِي الْجَنَّةَ فَنَاوَلَنِي مِنْ رُطَبِهَا فَأَكَلْتُهُ فَتَحَوَّلَ ذَلِكَ نُطْفَةً فِي صُلْبِي فَلَمَّا هَبَطْتُ إِلَي الْأَرْضِ وَاقَعْتُ خَدِيجَةَ فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ فَفَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌفَكُلَّمَا اشْتَقْتُ إِلَي رَائِحَةِ الْجَنَّةِ شَمِمْتُ رَائِحَةَ ابْنَتِي فَاطِمَة.

عبد السلام بن صالح هروي مي گويد به امام رضا (ع) گفتم يا بن رسول اللَّه! چه فرمائي در باره اين روايت كه مؤمنان پروردگار شان را در منازل بهشتي خودشان زيارت كنند؟

فرمود: اي ابا صلت! به راستي خداي تبارك و تعالي پيغمبر خود را بر همه خلقش برتري داد از انبياء و ملائكه و طاعتش را طاعت خود مقرر كرد و متابعتش را متابعت خود و زيارتش را زيارت خود در دنيا و آخرت قرار دارد و فرمود: هر كه رسول را اطاعت كند خدا را اطاعت كرده و فرمود: به راستي كساني كه با تو بيعت كنند همانا با خدا بيعت كرده اند دست خدا بالاي دست آنها است.

پيغمبر هم فرمود: هر كه مرا در زندگي يا پس از مرگ زيارت كند خداي جل جلاله را زيارت كرده، درجه پيغمبر در بهشت بالاترين درجه است هر كه او را در درجه بهشتي او را زيارت كند خدا را زيارت كرده. ابو صلت مي گويد به حضرت عرض كردم يا ابن رسول اللَّه! چه معني دارد آن خبري كه روايت كرده اند ثواب لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ نظر به روي خداست؟

فرمود: اي ابا صلت هر كه خدا را به رويي چون چهره ها وصف كند كافر است، مقصود از وجه خدا، پيغمبران و حجج اويند كه به وسيله آنها به سوي خدا روند و دين و معرفت او.

خدا فرموده: هر كه بر روي زمين است فنا شود و وجه پروردگارت بماند. و خدا فرمود: هر چيزي فاني است جز روي او. نظر به انبياء خدا و رسولان و حجج او در درجاتشان ثواب بزرگي براي مؤمنان دارد در روز قيامت و پيغمبر فرمود هر كه دشمن دارد اهل بيت مرا و خاندانم را روز قيامت مرا نبيند و من او را نبينم و فرمود در ميان شما كسانيست كه پس از جداي من مرا نبينند.

اي ابا صلت به راستي خداي تبارك و تعالي به مكان وصف نشود و بديده و وهم درك نشود.

ابو صليت مي گويد: به ايشان عرضكردم يا ابن رسول اللَّه به من خبر بده از بهشت و دوزخ كه امروزه خلق شده اند؟ فرمود آري رسول خدا (ص) در بهشت وارد شد و دوزخ را هم ديد هنگام معراج خود، به ايشان عرض كردم جمعي معتقدند كه امروز مقدرند و مخلوق نيستند. فرمود: آنها از ما نيستند و ما هم از آنها نيستيم هر كه منكر وجود فعلي بهشت و دوزخ است پيغمبر و ما را تكذيب كرده و از اهل ولايت ما نيست و در آتش دوزخ مخلد است خدا فرموده: اينست دوزخي كه مجرمان آن را دروغ ميشمردند ميان آن و حميم داغ ميگردند.

پيغمبر فرمود:چون مرا به آسمان بردند جبرئيل دست مرا گرفت و ببهشت برد و از خرمايش بمن داد و خوردم و در صلب من نطفه شدو چون به زمين آمدم با خديجه مواقعه كردم و به فاطمه آبستن شد و فاطمه حوراء انسيه است و هر گاه مشتاق بوي بهشت شوم فاطمه دخترم را ميبويم.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي٣٨١هـ)، الأمالي، ص ٥٤٦، تحقيق و نشر: قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة - قم، الطبعة: الأولي، ١٤١٧هـ.

بررسي سند روايت:
١. أحمد بن زياد بن جعفر همداني:

شيخ صدوق رحمة الله عليه ايشان را پس از نقل روايتي، توثيق كرده است:

قال مصنف هذا الكتاب رضي الله عنه : لم أسمع هذا الحديث إلا من أحمد بن زياد ابن جعفر الهمداني رضي الله عنه بهمدان عند منصرفي من حج بيت الله الحرام ،وكان رجلا ثقة دينا فاضلارحمة الله عليه ورضوانه .

مصنف اين كتاب (يعني خود شيخ صدوق) گفته است: .. اين روايت را تنها از احمد بن زياد بن جعفر همداني هنگامي كه از حج خانه خانه خدا بر مي گشتم در همدان از وي شنيدم. او مرد موثق، متدين و فاضل بود كه رحمت و رضوان خداوند بر ايشان باد.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي٣٨١هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ص٣٧٠، ناشر: اسلامية ـ تهران ، الطبعة الثانية ، ١٣٩٥ هـ.

علامه حلي نيز مي نويسد:

أحمد بن زياد بن جعفر الهمذاني - بالذال المعجمة -كان رجلا ثقة دينا فاضلارضي الله عنه

الحلي الأسدي، جمال الدين أبو منصور الحسن بن يوسف بن المطهر (متوفاي٧٢٦هـ) خلاصة الأقوال في معرفة الرجال، ص٧٠، تحقيق: فضيلة الشيخ جواد القيومي، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي، ١٤١٧هـ.

نمازي شاهردوي مي نويسد:

أحمد بن زياد بن جعفر الهمداني أبو علي : من مشايخ الصدوق ، كان رجلا ثقة، دينا، فاضلا،

احمد بن زياد بن جعفر همداني از اساتيد شخ صدوق، مرد موثق، متدين و فاضل بوده است.

مستدركات علم رجال الحديث - الشيخ علي النمازي الشاهرودي - ج ١، ص٣١٨

٢. علي بن ابراهيم:

علي بن إبراهيم بن هاشم أبو الحسن القمي،ثقة في الحديث، ثبت، معتمد، صحيح المذهب،

علي بن ابراهيم هاشم ... در روايت موثق، مورد اعتماد در نقل، و صحيح المذهب است.

رجال النجاشي - النجاشي - ص ٢٦٠

٣. ابراهيم بن هاشم:

سيد بن طاووس در سندي كه ابراهيم بن هاشم در سلسله آن وجود دارد، گفته:

ورواة الحديث ثقات بالاتفاق.

فلاح السائل، ص١٥٨؛ معجم رجال الحديث، ج١، ص٢٩١، رقم: ٣٣٢

٤. عبد السلام بن صالح أبو الصلت الهروي

ابو صلت هروي از اصحاب خاص امام هشتم عليه السلام است كه نجاشي در توثيق ايشان مي نويسد:

عبد السلام بن صالح أبو الصلت الهروي روي عن الرضا عليه السلام،ثقة، صحيح الحديث. له كتاب وفاة الرضا عليه السلام.

عبد السلام بن صالح كنيه اش ابو صلت هروي از امام رضا عليه السلام روايت نقل كرده، فرد موثق و صحيح الحديث است.

رجال النجاشي - النجاشي - ص ٢٤٥

شيخ طوسي ايشان را سني مذهب مي داند؛ اما آيت الله خويي علاوه بر اثبات وثاقتش، اين اشكال را نيز رفع كرده و سخن شيخ طوسي را از باب سهو قلم مي داند. لذا مي فرمايد:

بقي هنا شئ وهو أن عبد السلام بن صالح أبا الصلتلا إشكال في وثاقته، ولعلها من المتسالم عليه بين المؤالف والمخالف ، ولم يضعفه إلا الشاذ من العامة كالجعفي والعقيلي . ... إنما الاشكال في مذهبه ،فالمشهور والمعروف تشيعه، وهو ظاهر عبارة النجاشي ، لكن عرفت من الشيخ أنه عامي ، والظاهر أنه سهو من قلمه الشريف ، فإن أبا الصلت مضافا إلي تشيعه كان مجاهرا بعقيدته أيضا ، ومن هنا تسالم علماء العامة علي أنه شيعي ، صرح بذلك ابن حجر وغيره .

در اين جا نكته اي باقي مانده و آن اين كه در وثاقت عبد السلام بن صالح (ابوصلت) اشكالي نيست و اين مسأله در ميان موافق و مخالف مورد قبول است. تنها عده كمي از سني ها وي را تضعيف كرده اند؛ اما اشكال در مذهب اوست؛ مشهور و معروف اين است كه وي شيعه است و ظاهر كلام نجاشي نيز همين است. اما شيخ وي را عامي مي داند. ولي ظاهر اين مطلب از سهو قلم ايشان است؛ زيرا كه ابو صلت شيعه اي بوده كه اعتقاداتش را اشكار مي كرده است. ...

معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج ١١ ص ٢٠

در نتيجه اين روايت صحيح و معتبر است و ثابت مي كند كه نطفه حضرت زهرا سلام الله عليها از ميوه بهشتي منعقد شده است.

روايت دوم:امام صادق عليه السلام:

در روايت ديگر از امام صادق عليه السلام آمده است كه خداوند فاطمه را قبل از خلقت آدم از نور خودش آفريد و آن را در عرش قرار داد . رسول خدا فرمود: خداوند نور فاطمه را در سيب بهشتي قرار داد و بعد از اين كه من از نسل آدم به وجود آمدم، جبرئيل آن را برايم آورد كه هديه خداوند است و در نتيجه فاطمه از اين ميوه بهشتي كه در حقيقت نور الهي است به وجود آمده است.

متن روايت اين است:

حدثنا محمد بن موسي بْنُ الْمُتَوَكِّلِ عَن عبد الله بن جعفر الْحِمْيَرِيِّ عَنِ يعقوب بْنِ يَزِيدَ قال: حدثنا الحسن بن علي بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ سَدِيرٍ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ عن الصادق جعفر بن محمد ، عن أبيه ، عن جده عليهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآلهخُلِقَ نُورُ فَاطِمَةَ عليها السلام قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ الْأَرْضَ وَ السَّمَاءَفَقَالَ بَعْضُ النَّاسِ يَا نَبِيَّ اللَّهِ فَلَيْسَتْ هِيَ إِنْسِيَّةً فَقَالَ فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ قَالُوا يَا نَبِيَّ اللَّهِ وَ كَيْفَ هِيَ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ قَالَخَلَقَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ نُورِهِقَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ إِذْ كَانَتِ الْأَرْوَاحُ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ عُرِضَتْ عَلَي آدَمَ قِيلَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ وَ أَيْنَ كَانَتْ فَاطِمَةُ قَالَ كَانَتْ فِي حُقَّةٍ تَحْتَ سَاقِ الْعَرْشِ قَالُوا يَا نَبِيَّ اللَّهِ فَمَا كَانَ طَعَامُهَا قَالَ التَّسْبِيحُ وَ التَّقْدِيسُ وَ التَّهْلِيلُ وَ التَّحْمِيدُ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ وَ أَخْرَجَنِي مِنْ صُلْبِهِ وَ أَحَبَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُخْرِجَهَا مِنْ صُلْبِيجَعَلَهَا تُفَّاحَةً فِي الْجَنَّةِوَ أَتَانِي بِهَا جَبْرَئِيلُ عليه السلام فَقَالَ لِي السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ يَا مُحَمَّدُ قُلْتُ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ حَبِيبِي جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ قُلْتُ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَيْهِ يَعُودُ السَّلَامُ قَالَ يَا مُحَمَّدُإِنَّ هَذِهِ تُفَّاحَةٌ أَهْدَاهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْكَ مِنَ الْجَنَّةِفَأَخَذْتُهَا وَ ضَمَمْتُهَا إِلَي صَدْرِي قَالَ يَا مُحَمَّدُ يَقُولُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ كُلْهَا فَفَلَقْتُهَا فَرَأَيْتُ نُوراً سَاطِعاً وَ فَزِعْتُ مِنْهُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ مَا لَكَ لَا تَأْكُلْ كُلْهَا وَ لَا تَخَفْ فَإِنَّ ذَلِكَ النُّورَ لِلْمَنْصُورَةِ فِي السَّمَاءِ وَ هِيَ فِي الْأَرْضِ فَاطِمَةُ قُلْتُ حَبِيبِي جَبْرَئِيلُ وَ لِمَ سُمِّيَتْ فِي السَّمَاءِ الْمَنْصُورَةَ وَ فِي الْأَرْضِ فَاطِمَةَ قَالَ سُمِّيَتْ فِي الْأَرْضِ فَاطِمَةَ لِأَنَّهَا فُطِمَتْ شِيعَتُهَا مِنَ النَّارِ وَ فُطِمَ أَعْدَاؤُهَا عَنْ حُبِّهَا وَ هِيَ فِي السَّمَاءِ الْمَنْصُورَةُ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشاءُ يَعْنِي نَصْرَ فَاطِمَةَ لِمُحِبِّيهَ.

امام صادق عليه السلام از جدش علي بن الحسين روايت كرده است كه رسول خدا فرمود:

نور فاطمه قبل از اينكه زمين و آسمان خلق شوند آفريده شد. بعضي از مردم گفتند: اي رسول خدا! پس او از جنس بشر نيست؟

پيامبر فرمود: فاطمه حوريّه اي در لباس انسان است.

گفتند: اي رسول خدا! چگونه امكان دارد كه كسي حوريّه و در عين حال انسان باشد؟

فرمود: خداوند متعال قبل از اينكه حضرت آدم را بيافريند فاطمه را در آن هنگامي كه ارواح مخلوقات را خلق مي كرد، از نور خود آفريد، پس هنگامي كه آدم را آفريد، فاطمه را به او نشان داد.

گفته شد: اي رسول خدا! فاطمه در آن زمان كجا بود؟

فرمود: نور او در حفره اي زير ساق عرش قرار داشت.

گفتند: اي رسول خدا! طعام وي چه بود؟

فرمود: تسبيح و تقديس و تهليل و تحميد؛ هنگامي كه خدا حضرت آدم را آفريد و مرا از صلب او خارج نمود (متولّد شدم)، اراده نمود كه فاطمه را از صلب من خارج كند، پس آن نور را در سيبي قرار داد و جبرئيل آن سيب را نزد من آورد و گفت: اي محمّد! سلام، رحمت و بركات خدا بر تو باد.

گفتم: اي حبيب من! بر تو باد سلام و رحمت و بركات او.

جبرئيل گفت: اي محمّد! خدا به تو سلام مي رساند.

گفتم: هر چه سلام (سلامتي) است از طرف اوست و به سوي او باز خواهد گشت.

گفت: اي محمّد! اين سيب تحفه اي است كه خداوند مهربان آن را از بهشت براي تو فرستاده. و من آن سيب را گرفته و به سينه خود نهادم.

جبرئيل گفت: اي محمّد! خداوند مي فرمايد كه اين سيب را بخوري. هنگامي كه آن سيب را تكّه كردم نوري از آن ساطع گرديد كه موجب تعجّب من شد، و جبرئيل كه تأخير و تأمّل مرا در خوردن سيب مشاهده كرد، گفت: اي رسول خدا! چرا آن را نمي خوري؟

بخور و نترس، زيرا آنچه ديدي نور بانويي است كه در آسمان «منصوره» و در زمين «فاطمه» خواهد بود.

گفتم: اي جبرئيل! چرا در آسمان منصوره و در زمين فاطمه است؟

گفت: در زمين فاطمه ناميده شد براي اينكه پيروان و شيعيان خود را از آتش نجات مي دهد و دشمنانش از محبّت او محروم خواهند بود، و در آسمان به اين جهت منصوره است كه خدا فرمود: «در روز قيامت، مؤمنان از نصر و ياري خدا خشنود مي شوند، و خداوند هر كه را خواهد ياري كند»، و مقصود از نصرت خدا براي مؤمنان، همانا شفاعت و امداد فاطمه براي شيعيان و دوستدارانش مي باشد.

بررسي روايت:

١. محمد بن موسي بن المتوكل:

ايشان يكي از مشايخ شيخ صدوق (رحمة الله عليه) و مورد اعتماد شيعه است.

علامه حلي در باره اش مي نويسد:

محمد بن موسي بن المتوكل ،ثقة.

الحلي الأسدي، جمال الدين أبو منصور الحسن بن يوسف بن المطهر (متوفاي٧٢٦هـ) خلاصة الأقوال في معرفة الرجال، ص٢٥١، تحقيق: فضيلة الشيخ جواد القيومي، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي، ١٤١٧هـ.

نمازي شاهرودي نيز مي نويسد:

محمد بن موسي بن المتوكل : ...وبالجملة هو ثقة. قاله العلمان العلامتان الحلي في الخلاصة والمج في الوجيزة وغيرهما.

محمد بن موسي بن المتوكل... خلاصه ايشان ثقه است. اين سخن را دو علامه بزرگوار، حلي در خلاصه و مجلسي در وجيزه و غير آنها نيز گفته اند.

الشاهرودي، الشيخ علي النمازي (متوفاي١٤٠٥هـ)، مستدركات علم رجال الحديث، ج٧، ص٣٤٤، ناشر: ابن المؤلف، چاپخانه: شفق - طهران، الأولي١٤١٢هـ

مرحوم آيت الله خويي نيز مي نويسد:

محمد بن موسي بن المتوكل : ...والظاهر أنه كان يعتمد عليه. وقد وثقه العلامة ... وادعي ابن طاووس في فلاح السائل: الفصل (١٩)، في فضل صلاة الظهر وصفتها، عند ذكر الرواية الواردة عن الصادق عليه السلام، أنه ما أحب الله من عصاه: الاتفاق علي وثاقته. وقد مر ذلك في إبراهيم بن هاشم،فالنتيجة أن الرجل لا ينبغي التوقف في وثاقته.

ظاهر اين است كه وي مورد اعتماد است. علامه او را توثيق كرده و ابن طاووس در فلاح الوسائل بعد از روايت امام صادق گفته: بر وثاقت او اجماع است. در نتيجه جاي ترديدي در وثاقتش نيست.

الموسوي الخوئي، السيد أبو القاسم (متوفاي١٤١١هـ)، معجم رجال الحديث وتفصيل طبقات الرواة، ج ١٨، ص٣٠٠، الطبعة الخامسة، ١٤١٣هـ ـ ١٩٩٢م

٢. عبد الله بن جعفر الحميري:

ايشان نيز از نظر علماي رجال شيعه موثق است:

عبد الله بن جعفر بن الحسين بن مالك بن جامع الحميري أبو العباس القمي.شيخ القميين و وجهه.

عبد الله بن جعفر ... شيخ قميون و بزرگ شان است.

النجاشي الأسدي الكوفي، ابوالعباس أحمد بن علي بن أحمد بن العباس (متوفاي٤٥٠هـ)، فهرست أسماء مصنفي الشيعة المشتهر ب رجال النجاشي، ص٢١٩، تحقيق: السيد موسي الشبيري الزنجاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الخامسة، ١٤١٦هـ.

شيخ طوسي نيز بر توثيق ايشان تصريح كرده است:

عبد الله بن جعفر الحميري، قمي، ثقة.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاي٤٦٠هـ)، رجال الطوسي، ص٤٠٠، تحقيق: جواد القيومي الأصفهاني،ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الأولي، ١٤١٥هـ.

٣.يعقوب بن يزيد :

نجاشي ايشان را ثقه و صدوق مي داند و مي نويسد:

يعقوب بن يزيد بن حماد الأنباري السلمي، أبو يوسف، ...وكان ثقة صدوقا.

رجال النجاشي - النجاشي،ص٤٥٠

شيخ طوسي نيز مي نويسد:

يعقوب بن يزيد الكاتب ب الأنباري، كثير الرواية،ثقة.

الفهرست - الشيخ الطوسي، ص ٢٦٤

٤. حسن بن علي بن فضال :

ايشان گرچه فطحي بوده ولي از آن برگشته و علماي شيعه بر وثاقت و جلالتش تصريح كرده اند. شيخ طوسي مي نويسد:

الحسن بن علي بن فضال، كان فطحيا ... كان جليل القدر، عظيم المنزلة، زاهدا ورعا،ثقة في الحديث وفي رواياته.

حسن بن علي بن فضال فطحي بوده... او جليل القدر و داراي منزلت بزرگ، زاهد، پرهيزگار و در نقل روايت روايت موثق و مورد اعتماد است.

الفهرست - الشيخ الطوسي، ص ٩٨

شيخ در كتاب ديگريش نيز مي نويسد:

الحسن بن علي بن فضال، مولي لتيم الرباب،كوفي، ثقة.

رجال الطوسي - الشيخ الطوسي - ص ٣٥٤

٥. عبد الرحمن بن الحجاج :

ايشان را شيخ طوسي و ابن داود حلي دوبله توثيق كرده است:

عبد الرحمن بن الحجاج البجلي مولاهم، كوفي،... وكان ثقة ثقة، ثبتا، وجها،

رجال النجاشي - النجاشي - ص ٢٣٨

ابن داود حلي علاوه بر توثيق، آورده است كه امام صادق عليه السلام بهشت را برايشان بشارت داد:

عبد الرحمن بن الحجاج البجلي...وكان ثقة ثقة، شهد له الصادق (ع) بالجنة.

الحلي، تقي الدين الحسن بن علي بن داود (متوفاي٧٤٠هـ)، رجال ابن داود، ص١٢٨، تحقيق وتقديم: السيد محمد صادق آل بحر العلوم، ناشر: منشورات مطبعة الحيدرية - النجف الأشرف، ١٣٩٢ - ١٩٧٢م

٦.سدير الصيرفي :

اسم ايشان سدير بن حكيم، كنيه اش ابو الفضل و از اصحاب امام سجاد، امام باقر و امام صادق عليهم السلام بوده و از نظر علماي شيعه موثق و مورد اعتماد است.

كشي روايتي را از امام صادق عليه السلام در مدح ايشان اين گونه نقل كرده است:

٣٧٢ - حدثنا علي بن محمد القتيبي ، قال : حدثنا الفضل بن شاذان ، عن ابن أبي عمير ، عن بكر بن محمد الأزدي ، قال : وزعم لي زيد الشحام ، قال : اني لأطوف حول الكعبة وكفي في كف أبي عبد الله عليه السلام فقال : ودموعه تجري علي خديه ، فقال : يا شحام ما رأيت ما صنع ربي إلي ، ثم بكي ودعا ، ثم قال لي :يا شحام اني طلبت إلي الهي في سدير وعبد السلام بن عبد الرحمن وكانا في السجن فوهبهما لي وخلي سبيلهما.

زيد بن شحام مي گويد: من دور كعبه طواف مي كردم و كف دستم در كف دست امام صادق عليه السلام بود، ديدم اشكهايش روي گونه هايش جاري شد. فرمود: اي شحام! مي داني خداوند با من چه كار كرد؟ سپس گريه كرد و دعا نمود و به من فرمود: اي شحام در بار سدير و عبد السلام بن عبد الرحمن از خداوند خواستم و آنها در زندان بودند، خداوند دعايم را مستجاب كرد و آنها را رها ساخت.

الطوسي، الشيخ الطائفة أبي جعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسين (متوفاي ٤٦٠هـ)، اختيار معرفة الرجال المعروف برجال الكشي، ج٢، ص٤٧١، تصحيح وتعليق: المعلم الثالث ميرداماد الاستربادي، تحقيق: السيد مهدي الرجائي، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، قم، تاريخ الطبع: ١٤٠٤ ه

مرحوم ميرزاي نوري در مستدرك به صحت اين روايت تصريح كرده است:

وأما سدير :ففي الكشي بطريق صحيح علي الأصح: أن الصادق ( عليه السلام ) قال لزيد الشحام حول الكعبة - ..

خاتمة المستدرك - الميرزا النوري - ج ٤ ص ٣١٨

علامه حلي نيز اين روايت را معتبر مي داند و تصرح مي كند كه روايت بر علو درجه سدير و عبد السلام دلالت دارد:

وهذا حديث معتبر يدل علي علو مرتبتهما.

خلاصة الأقوال - العلامة الحلي - ص ١٦٥

صاحب معالم نيز همين عقيده را دارد:

والذي أقول :ان هذا حديث معتبر السند، ظاهر في علو مرتبتيهما.

التحرير الطاووسي - الشيخ حسن صاحب المعالم - ص ٢٩٠

آقاي نمازي شاهرودي با توجه به اين روايت، ايشان را موثق مي داند:

ومن ذلك كله ظهرحسنه وكماله ووثاقته.

مستدركات علم رجال الحديث - الشيخ علي النمازي الشاهرودي، ج ٤ ص ١٤

نكته ديگر در توثيق ايشان اين است كه تعدادي از اصحاب اجماع از وي روايت نقل كرده اند و اين دليل بر وثاقت اين سدير از نظر آنها است.

مرحوم ميرزاي نوري مي گويد: حسن بن محبوب، فضاله، عبد الله بن مسكان، و ... از وي روايت نقل كرده اند:

وأما سدير : ...

ويروي عنه من أصحاب الاجماع :الحسن بن محبوبفي الكافي في باب إدخال السرور علي المؤمن،وفضالةفيه في باب الغيبة ،وعبد الله بنمسكان فيه في باب آخر من درجات الايمان ، وفي باب التسليم وفضل المسلمين ، وفي باب آخر من فضل الزراعة ، وفي كتاب الروضة. وبكر بن محمد ، والعلاء بن رزين ، وعلي بن رئاب ، وعقبة - الذي يروي عنه ابن أبي عمير - وجميل بن صالح ، والحسين بن نعيم الصحاف، وإبراهيم بن أبي البلاد، وإسحاق بن جرير، وهشام أو هاشم بن المثني - الذي يروي عنه ابن أبي عمير - وعمرو بن أبي نصر، وغيرهم .

و در پايان تصريح مي كند:

والناظر في أخبارهم بعين التأمليعلم أنه من أكابر الشيعة،ومن خواص الأئمة(عليهم السلام).

كسي كه در اخبار آنها تأمل كند، مي داند كه وي از بزرگان شيعه و از خواص ائمه عليهم السلام بوده است.

خاتمة المستدرك - الميرزا النوري، ج ٤ ص ٣١٨

نتيجه: ايشان از نظر علماي شيعه موثق است.

نتيجه: اين روايت نيز از نظر سند معتبر است و نشان مي دهد كه نطفه حضرت زهرا سلام الله عليها از ميوه بهشتي منعقد شده است.

روايت سوم: امام صادق عليه السلام:

امام صادق (عليه السلام) در اين روايت، تصريح مي كند كه در شب معراج، رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از ميوهاي بهشتي تناول فرمودند و پس از آن كه به زمين آمدند، حضرت خديجه (سلام الله عليها) به فاطمه (سلام الله عليها) بار دار شد و رسول خدا چون از دخترش بوي ميوه هاي بهشتي را استشمام مي كرد، او را زياد مي بوسيد و مي بوييد. و ضمناً امام صادق (عليه السلام) در اين روايت بر اسم سؤال كننده كه عايشه باشد، نيز تصريح كرده است.

متن روايت به نقل علي بن ابراهيم قمي چنين است:

(قَالَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ حَمَّاد) قَالَ وَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُكْثِرُ تَقْبِيلَ فَاطِمَةَ عليها السلام فَغَضِبَتْ مِنْ ذَلِكَ عَائِشَةُ وَ قَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) إِنَّكَ تُكْثِرُ تَقْبِيلَ فَاطِمَةَ عليها السلام فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) يَا عَائِشَةُ إِنَّهُ لَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَي السَّمَاءِ دَخَلْتُ الْجَنَّةَ فَأَدْنَانِي جَبْرَائِيلُ ع مِنْ شَجَرَةِ طُوبَي وَ نَاوَلَنِي مِنْ ثِمَارِهَا فَأَكَلْتُهُ - فَلَمَّا هَبَطْتُ إِلَي الْأَرْضِ حَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ مَاءً فِي ظَهْرِي- فَوَاقَعْتُ خَدِيجَةَ فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ فَمَا قَبَّلْتُهَا إِلَّا وَجَدْتُ رَائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبَي مِنْهَا

رسول خدا صلي الله عليه وآله فاطمه زهرا را زياد مي بوسيد. عايشه بوسيد فاطمه را انكار كرد (يعني برايش اين ماجرا ناخوشايند بود) . رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمود: اي عايشه! هنگامي كه مرا در آسمان بردند، وارد بهشت شدم، جبرئيل مرا نزديك درخت طوبي برد و از ميوه هاي آن به من داد و من خوردم. خداوند آن را تبديل به آب در پشت من كرد. وقتي به زمين نزد خديجه آمدم، او به فاطمه حامله شد، هيچ زماني فاطمه را نبوسيدم مگر اين كه بوي همان درخت طوبي را از وي استشمام كردم.

القمي، أبي الحسن علي بن ابراهيم (متوفاي٣١٠هـ) تفسير القمي، ج ١ ؛ ص٢٢ و ج١، ص٣٦٥، تحقيق: تصحيح وتعليق وتقديم: السيد طيب الموسوي الجزائري، ناشر: مؤسسة دار الكتاب للطباعة والنشر - قم، الطبعة: الثالثة، صفر ١٤٠٤.

نكته مهم اين كه طبق اين روايت ، از تمام ميوه هاي بهشتي به وجود آمده است:

وناولني من ثمارها فأكلته.

چنانچه در روايات اهل سنت كه از طريق ابن عباس نقل شده، نيز تعبير اين است:

فَأَطْعَمَنِي مِنْ جَمِيعِ ثِمَارِهَا.

پس طبق اين روايت، اشكال اضطراب روايات هم بر طرف مي شود.

روايت چهارم: از امام باقر عليه السلام (سيب بهشتي)

در اين روايت كه از امام باقر عليه السلام نقل شده، حضرت به صورت سربسته اشاره مي كند كه جبرئيل به رسول خدا صلي الله عليه وآله ميوه (سيب) بهشتي داد و نطفه فاطمه از آن منعقد شده است:

[ ٣١٩ ] وروي عن أبي جعفر ( عليه السلام ) أنه قال : قيل لرسول الله ( صلي الله عليه وآله وسلم ) : إنك لتلثم فاطمة وتكثر منها وتدنيها منك [ وتفعل بها ] ما لا تفعله مع إحدي بناتك الأخر ؟ ! فقال ( صلي الله عليه وآله وسلم ) :إن جبرئيل أتاني بتفاحة من تفاح الجنةفأكلتها فتحولت ماء في صلبي ، ثم واقعت خديجة فحملت بفاطمة ، فأنا أشم منها رائحة الجنة .

امام باقر عليه السلام فرمود: به رسول خدا صلي الله عليه وآله گفته شد، شما فاطمه را زياد مي بوسيد و او را نزد خود فرا مي خوانيد، به گونه اي با او رفتار مي كنيد كه با ديگر دخترانت رفتار نمي كنيد. رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمود: جبرئيل سيب بهشتي را برايم آورد و من آن را تناول كردم و در صلب من به آب تبديل شد؛ پس از آن نزد خديجه آمدم كه او به فاطمه بار دار شد. من از فاطمه بوي بهشت را استشمام مي كنم.

الحلي، حسن بن سليمان (متوفاي قرن ٨هـ)، المختصر، ص٢٣٨، تحقيق : سيد علي أشرف، ناشر : انتشارات المكتبة الحيدرية ، چاپخانه : شريعت، سال چاپ : ١٤٢٤ - ١٣٨٢ ش

روايت پنجم: از جابر بن عبد الله (انعقاد از سيب بهشتي)

شيخ صدوق رحمة الله عليه در باب (١٤٧) ذيل عنوان«العلة التي من أجلها كان رسول الله صلي الله عليه وآله يكثر تقبيل فاطمة عليها السلام»دو روايت را در موضوع بحث آورده و در روايت نخست آن از حابر بن عبد الله نقل كرده است كه نطفه حضرت زهرا سلام الله عليها از سيب بهشتي منعقد شده است:

حدثنا أحمد بن الحسن القطان قال : حدثنا الحسن بن علي السكري قال : أخبرنا محمد بن زكريا قال : حدثنا جعفر بن محمد بن عمارة الكندي قال : حدثني أبي ، عن جابر عن أبي جعفر محمد بن علي عليه السلام عن جابر بن عبد الله قال : قيل يا رسول الله انك تلثم فاطمة وتلتزمها وتدنيها منك وتفعل بها مالا تفعله بأحد من بناتك ؟ فقال : ان جبرئيل (ع )أتاني بتفاحة من تفاح الجنةفأكلتها فتحولت ماء في صلبي ، ثم واقعت خديجة فحملت بفاطمة فانا أشم منها رائحة الجنة .

جابر بن عبد الله مي گويد: به رسول خدا صلي الله عليه وآله گفته شد: شما فاطمه را مي بوسيد و نزد خود مي نشانيد و با او رفتاري داريد كه با ساير دخترانت نداريد؟ فرمود: جبرئيل سيبي از سيب هاي بهشتي برايم آورد، من آن را خوردم و در صلب من تبديل به آب شد؛ پس از آن كه با خديجه همبستر شدم، به فاطمه حامله شد پس من از فاطمه بوي بهشت را استشمام مي كنم.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي ٣٨١هـ)، علل الشرائع، ج١، ص١٨٤، تحقيق وتقديم: السيد محمد صادق بحر العلوم، ناشر : منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها - النجف الأشرف، الطبع: ١٣٨٥ - ١٩٦٦ م

روايت ششم از عايشه با طرق متعدد

١. از طريق ابن عباس: (رطب بهشتي)

در اين روايت كه از طريق ابن عباس نقل شد، عايشه از رسول خدا صلي الله عليه وآله دليل بوسيدن فاطمه را سؤال كرد. حضرت داستان معراج و خوردن ميوه رطب بهشتي را ياد آورد شد و تصريح نمود كه نطفه فاطمه از اين ميوه منعقد شده است:

وبهذا الاسناد [أحمد بن الحسن القطان قال : حدثنا الحسن بن علي السكري] ِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَكَرِيَّا قَالَ حَدَّثَنَا عُمَرُ بْنُ عِمْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَي الْعَبْسِيُّ قَالَ أَخْبَرَنِي جَبَلَةُ الْمَكِّيُّ عَنْ طَاوُسٍ الْيَمَانِيِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ دَخَلَتْ عَائِشَةُ عَلَي رَسُولِ اللَّهِ وَ هُوَ يُقَبِّلُ فَاطِمَةَ فَقَالَتْ لَهُ أَ تُحِبُّهَا يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمْتِ حُبِّي لَهَا لَازْدَدْتِ لَهَا حُبّاً إِنَّهُ لَمَّا عُرِجَ بِي إِلَي السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ أَذَّنَ جَبْرَئِيلُ وَ أَقَامَ مِيكَائِيلُ ثُمَّ قِيلَ لِي ادْنُ يَا مُحَمَّدُ فَقُلْتُ أَتَقَدَّمُ وَ أَنْتَ بِحَضْرَتِي يَا جَبْرَئِيلُ قَالَ نَعَمْ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَضَّلَ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ عَلَي مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ فَضَّلَكَ أَنْتَ خَاصَّةً فَدَنَوْتُ فَصَلَّيْتُ بِأَهْلِ السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ ثُمَّ الْتَفَتُّ عَنْ يَمِينِي فَإِذَا أَنَا بِإِبْرَاهِيمَ عليه السلام فِي رَوْضَةٍ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ وَ قَدِ اكْتَنَفَهَا جَمَاعَةٌ مِنَ الْمَلَائِكَةِ ثُمَّ إِنِّي صِرْتُ إِلَي السَّمَاءِ الْخَامِسَةِ وَ مِنْهَا إِلَي السَّادِسَةِ فَنُودِيتُ يَا مُحَمَّدُ نِعْمَ الْأَبُ أَبُوكَ إِبْرَاهِيمُ وَ نِعْمَ الْأَخُ أَخُوكَ عَلِيٌّ فَلَمَّا صِرْتُ إِلَي الْحُجُبِ أَخَذَ جَبْرَئِيلُ عليه السلام بِيَدِي فَأَدْخَلَنِي الْجَنَّةَ فَإِذَا أَنَا بِشَجَرَةٍ مِنْ نُورٍ أَصْلُهَا مَلَكَانِ يَطْوِيَانِ الْحُلَلَ وَ الْحُلِيَّ فَقُلْتُ حَبِيبِي جَبْرَئِيلُ لِمَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةُ فَقَالَ هَذِهِ لِأَخِيكَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ هَذَانِ الْمَلَكَانِ يَطْوِيَانِ لَهُ الْحُلِيَّ وَ الْحُلَلَ إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تَقَدَّمْتُ أَمَامِيفَإِذَا أَنَا بِرُطَبٍ أَلْيَنَ مِنَ الزُّبْدِ وَ أَطْيَبَ رَائِحَةً مِنَ الْمِسْكِ وَ أَحْلَي مِنَ الْعَسَلِ فَأَخَذْتُ رُطَبَةً فَأَكَلْتُهَا فَتَحَوَّلَتِ الرُّطَبَةُ نُطْفَةً فِي صُلْبِيفَلَمَّا أَنْ هَبَطْتُ إِلَي الْأَرْضِ وَاقَعْتُ خَدِيجَةَ فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ فَفَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ فَإِذَا اشْتَقْتُ إِلَي الْجَنَّةِ شَمِمْتُ رَائِحَةَ فَاطِمَةَ.

از جبله مكّي، از طاوس يماني، از ابن عبّاس نقل شده كه وي گفت: عائشه بر رسول خدا وارد شد در حالي كه حضرت، فاطمه عليها السّلام را مي بوسيد، عائشه عرض كرد: يا رسول اللَّه آيا او را دوست داريد؟

حضرت فرمودند: آگاه باش اگر مي دانستي ميزان محبّت من به او را حتما محبّت تو به او زياد مي گشت، هنگامي كه مرا به آسمان چهارم بردند جبرئيل اذان و ميكائيل اقامه گفت، سپس به من گفته شد: يا محمّد نزديك شو و جلو بايست.

من به جبرئيل گفتم: جلو بروم با اين كه تو در حضور من هستي؟! جبرئيل عرضه داشت: آري، خداوند عزّ و جلّ انبياء خود را بر فرشتگان مقرّبش برتري داده و خصوص تو را تفضيل ويژه اي بر جمله ملائكه داده است، من جلو رفته و با اهل آسمان چهارم نماز گزاردم سپس به جانب راست خود توجّه كرده جناب ابراهيم عليه السّلام را در بستاني از بساتين بهشت ديدم در حالي كه فوجي از فرشتگان دورش حلقه زده بودند سپس از اين آسمان گذشته و به آسمان پنجم و از آن به آسمان ششم رفتم به اين آسمان كه رسيدم نداء آمد:

يا محمّد خوب پدري است، پدرت ابراهيم و خوب برادري است، برادرت علي از آنجا گذشته و وقتي به مقام حجب رسيدم جبرئيل دست مرا گرفت و به بهشت داخل نمود در اين اثناء به درختي از نور برخوردم كه در اصل و ريشه آن دو فرشته اي كه حلل و زيورها به خود پيچيده بودند قرار داشتند به جبرئيل گفتم:

حبيب و دوست من آن درخت از آن كيست؟

جبرئيل گفت: اين درخت تعلّق به برادرت علي بن ابي طالب عليه السّلام دارد و اين دو فرشته تا روز قيامت حلل و زيورها را به خود پيچيده اند سپس به جلو رفتم به درخت خرمايي بر خوردم كه خرمايش نرمتر از كف و خوشبوتر از مشك و شيرين تر از عسل بود يك خرما چيدم و خوردم اين خرما مبدّل به نطفه در صلب من شد وقتي به زمين فرود آمدم با خديجه خاتون مواقعه نمودم، او به فاطمه حامل شد پس فاطمه حوراء انسيه است (يعني فرشته اي است به شكل انسان) و هر گاه من مشتاق بهشت شوم بوي فاطمه عليها السّلام را استشمام مي كنم.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي ٣٨١هـ)، علل الشرائع، تحقيق وتقديم : ج١، ص ١٨٤، السيد محمد صادق بحر العلوم، ناشر : منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها - النجف الأشرف، الطبع: ١٣٨٥ - ١٩٦٦ م

الطبري، ابي جعفر محمد بن جرير بن رستم (متوفاي قرن پنجم)، دلائل الامامة، ص ١٤٧، تحقيق: قسم الدراسات الإسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة، قم، چاپ: الأولي١٤١٣

٢. از طريق هشام بن عروه (ميوه درخت نا معلوم)

روايت عايشه از طريق هشام بن عروه نيز نقل شده و در آن نوع ميوه بهشتي مشخص نشده است:

عن هشام بن عروة عن عائشة قالت كنت أري رسول الله ( ص ) يفعل بفاطمة عليها السلام شيئا من التقبيل والألطاف فقلت يا رسول الله تفعل بفاطمة لم أرك تفعله قبل ؟ فقال يا حميراء إنه لما كانت ليله أسري بي إلي السماء دخلت الجنة فوقفت علي شجرة من شجر الجنةلم أر شجرة في الجنة أحسن منها حسنا ولا أنضر منها ورقا ولا أطيب منها ثمرا فتناولت ثمره من ثمرهافأكلتها فصارت نطفة في ظهري فلما هبطت إلي الأرض واقعت خديجة فحملت بفاطمة فأنا إذا اشتقت إلي الجنة سمعت ريحها من فاطمة يا حميراء إن فاطمة ليست كنساء الآدميين ولا تعتل كما يعتللن - يعني به الحيض -.

عايشه گفت: رسول خدا را ديدم كه فاطمه را بگونه اي مي بوسيد و او را مورد لطف قرار مي داد، كه قبل از آن از حضرت نديده بودم. دليل آن را سؤال كردم حضرت فرمود: اي حميراء در شب معراج وارد بهشت شدم در كنار درخت بهشتي توقف كردم ، درختي را زيبايي را مشاهده كردم ، كه مزين با برگهاي سبز و خوشبوترين ميوه ها بود . از ميوه آن تناول كردم كه به صورت نطفه در آمد و هنگامي كه زمين آمدم با خديجه همبستر شدم و او به فاطمه حامله شد، هنگامي كه مشتاق بهشت مي شوم بوي بهشت را از فاطمه استشمام مي كنم. اي حميراء، .......

ابن طاووس الحلي، ابي القاسم علي بن موسي (متوفاي٦٦٤هـ)، الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ص١١١، چاپخانه: الخيام ـ قم، چاپ: الأولي١٣٩٩

٣. از طريق حذيفه يماني (انعقاد نطفه از رطب)

در نقل حذيفه يماني نيز آ مده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله در شب معراج از رطب بهشتي تناول فرموده اند و نطفه حضرت زهرا سلام الله عليها از آن منعقد شده است:

عن حذيفة اليماني قال : دخلت عائشة علي النبي صلي الله عليه وآله وهو يقبل فاطمة عليها السلام ، فقالت : يا رسول الله أتقبلها وهي ذات بعل ؟ فقال لها أما والله لو عرفت ودي لها لازددت لها ودا ، انه لما عرج بي إلي السماء الرابعة أذن جبرئيل عليه السلام وأقام ميكائيل ثم قال لي: أذن . قلت : أؤذن...

ثم أخذ جبرئيل عليه السلام بيدي فأدخلني الجنة وأنا مسرور ... ثم تقدمت أماميفإذا أنا برطب ألين من الزبد، وأحلي من العسل ، فأخذت رطبة فأكلتها وأنا أشتهيها فتحولت الرطبة نطفة في صلبي ، فلما هبطت إلي الأرض واقعت خديجة فحملت بفاطمة ، ففاطمة حوراء انسية ، فإذا اشتقت إلي رائحة الجنة شممت رائحة ابنتي فاطمة عليها السلام.

الكوفي، فرات بن إبراهيم الكوفي( متوفاي٣٥٢هـ)، تفسير الفرات الكوفي، ص٧٥، تحقيق: محمد الكاظم، ناشر: مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي ـ تهران، الطبعة الأولي١٤١٠ - ١٩٩٠م

٤. از طريق ابان بن تغلب: (ميوه در خت طوبي)

عياشي از علماي قرن چهارم اين روايت را از ابان بن تغلب نقل كرده و در آ ن آمده است كه رسول خدا از درخت طوبي ميوه بهشتي تناول فرموده اند:

عن أبان بن تغلب قال: كان النبي صلي الله عليه وآله يكثر تقبيل فاطمة، قال: فعاتبته علي ذلك عايشة، فقالت: يا رسول الله انك لتكثر تقبيل فاطمة؟ فقال لها: ويلك لما أن عرج بي إلي السماءمر بي جبرئيل علي شجرة طوبي، فناولني من ثمرها فأكلتها، فحول الله ذلك إلي ظهري، فلما أن هبطت إلي الأرض واقعت خديجة فحملت بفاطمة عليهما السلام، فما قبلت فاطمة الا وجدت رائحة شجرة طوبي منها.

محمد بن مسعود العياشي( متوفاي٣٢٠هـ)، تفسير العياشي، ج ٢، ص٢١٢، تحقيق : الحاج السيد هاشم الرسولي المحلاتي، ناشر : المكتبة العلمية الإسلامية - طهران

روايت ششم: از عمار بن ياسر (ميوه درخت از نور فاطمه خلق شده است)

در اين روايت علاوه بر اين كه داستان جالبي را از گستره علم فاطمه سلام الله عليها نقل كرده، از زبان خود آن حضرت نقل كرده است كه همان ميوه اي را كه رسولخدا از آن استفاده كرد، در حقيقت نور فاطمه بوده است كه در آن درخت امانت گذاشته شده بود. متن روايت اين است:

وروي عن حارثة بن قدامة قال حدثني سلمان الفارسي قال حدثني عمار وقال أخبرك عجبا قلت حدثني يا عمار قال نعم شهدت علي بن أبي طالب (ع) وقد ولج علي فاطمة (ع) فلما بصرت به نادت ادن لاحدثك بما كان وما هو كائن وبما لم يكن إلي يوم القيامة حين تقوم الساعة قال فرأيت أمير المؤمنين ( ع ) يرجع القهقري فرجعت برجوعه إذ دخل علي النبي ( ص ) فقال له ادن يا أبا الحسن فدنا فلما اطمأن به المجلس قال له تحدثني أم أحدثك فقال الحديث منك أحسن يا رسول الله فقال كأني بك وقد دخلت علي فاطمة وقالت لك كيت وكيت فرجعت فقال علي ( ع ) نور فاطمة من نورنا فقال ( ص ) أولا تعلم فسجد علي شكرا لله تعالي قال عمار فخرج أمير المؤمنين وخرجت بخروجه فولج علي فاطمة ( ع ) وولجت معه فقالت كأنك رجعت إلي أبي ( ص ) فأخبرته بما قلته لك قال كان كذلك يا فاطمة فقالت اعلم يا أبا الحسنان الله تعالي خلق نوري وكان يسبح الله جل جلاله ثم أودعه شجرة من شجر الجنةفأضائت فلما دخل أبي ( ص ) إلي الجنة أوحي الله تعالي إليه الهاما ان اقتطف الثمرة من تلك الشجرة وادرها في لهواتك ففعل فأودعني الله تعالي صلب أبي ( ص ) ثم أودعني خديجة بنت خويلد ( ع ) فوضعتني وانا من ذلك النور اعلم ما كان وما يكون وما لم يكن يا أبا الحسن المؤمن ينظر بنور الله تعالي.

سلمان فارسي مي گويد: عمار به من گفت: يك خبر عجيبي به شما بدهم؟ گفتم بگو. عمار گفت: خودم شاهد بودم كه علي بن ابي طالب بر فاطمه وارد شد. وقتي علي را ديد فرمود: بيا تا برايت از خبرهاي گذشت، الان و آينده تا روز قيامت به شما بگويم. ديدم امير مؤمنان عليه السلام عقب عقب بر گشت و نزد رسول خدا صلي الله عليه وآله رفت. آن حضرت به علي فرمود: نزيك بيا اي ابوالحسن! علي نزديك پيامبر آمد وقتي مجلس آرام شد فرمود: من سخن بگويم يا شما؟

علي عليه السلام فرمود: سخن گفتن شما نيكو است اي رسول خدا! حضرت فرمود: گويا مي بينم نزد فاطمه رفتي و برايت چنين و چنان گفت و آنگاه برگشتي.

علي فرمود: نور فاطمه از نور ما است. پيامبر فرمود: اين را مي دانستي؟ آنگاه علي سجده شكر برجاي آورد.

عمار مي گويد: من همراه اميرمؤمنان عليه السلام از نزد پيامبر بيرون شديم و نزد فاطمه آمديم. فاطمه فرمود: گويا نزد پدرم رفتي . اي اباالحسن بدان همانا خداوند متعال خداوند نور مرا آفريد در حالي كه مشغول تسبيح خداوند بود، سپس آن را در درختي از درختان بهشت به امامت نهاد، آن درخت نوراني شد وقتي پدرم وارد بهشت شد، خداوند به ايشان وحي نمود كه ميوه را از آن درخت بچيند و آن را در دهانش بگذارد. پدرم همين كار را كرد؛ پس خداوند مرا در صلب پدرم نهاد و ايشان در رحم خديجه دختر خويلد. مادرم مرا به دنيا آورد. و من از آن نور هستم؛ من به تمام خبرهاي گذشته، حال و آينده با خبرم. اي ابو الحسن مؤمن با نور خداوند نگاه مي كند.

حسين بن عبد الوهاب، عيون المعجزات، ص ٤٧، ناشر: محمد كاظم الشيخ صادق الكتبي منشورات المطبعة الحيدرية في النجف، چاپخانه: الحيدرية - نجف، ١٣٦٩ سال چاپ: ١٣٦٩ هج - ١٩٥٠ م

نتيجه:

تا اينجا برخي طرق اين روايت كه نطفه حضرت زهرا سلام الله عليها از ميوه بهشتي منعقد شده بيان شد و ثابت شد ، علاوه بر صحت و اعتبار برخي اسناد روايت، از نظر سند نيز مستفيض است.

كلام حضرت آيت الله وحيد خراساني در صحت روايت:

علماي شيعه، اين روايت را از نظر سند صحيح و معتبر مي داند. در اين جا تنها به ذكر سخن يكي از فقهاي شيعه بسنده مي كنيم:

قد ورد في روايات العامة والخاصةأنه كان من ثمار الجنة : منها: ما عن عائشة، ...

وفي الصحيحعن أبي عبد الله ( عليه السلام ) قال : كان رسول الله ( صلي الله عليه وآله وسلم ) يكثر تقبيل فاطمة ، فأنكرت ذلك عائشة...

مقدمة في أصول الدين - الشيخ وحيد الخراساني - ص ٢٨٤

ب: روايات اهل سنت

بررسي منابع اهل سنت، نيز نشان مي دهد كه اين روايت از طرق و اسناد متعدد از جمله از طريق عمر بن خطاب، ابن عباس و عايشه نقل شده است:

روايت اول از عمر بن خطاب با دو سند:

سند اول:

در اين روايت عمر بن خطاب خوردن رطب بهشتي را كه نطفه حضرت زهرا سلام الله عليها از آن به وجود آمد، در شب بيست و چهارم ماه مبارك رمضان نقل كرده است:

أَنْبَأَنَا أَبُو الْفَتْحِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْبَاقِي بْنِ أَحْمَدَ، أَنْبَأَنَا أَبُو الْفَضْلِ ابْنُ خَيْرُونٍ، أَنْبَأَنَا أَبو عُمَرَ بْنُ دُرُسْتَ، وَأَبُو بَكْرِ بْنُ عُدَيْسَةَ، قَالا: أَنْبَأَنَا أَبُو بَكْرٍ الشَّافِعِيُّ، حَدَّثَنِي سِمانَةُ بِنْتُ حَمْدَانَ بْنِ مُوسَي الأَنْبَارِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبي، حَدَّثَنَا عُمَرُ بُن زِيَادٍالثَّوْبَانِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي زَيْدُ بْنُ أَسْلَمَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ لَمَّا أَنْ مَاتَ وَلَدِي مِنْ خَدِيجَةَ أَوْحَي اللَّهُ إِلَيَّ أَنْ أُمْسِكَ عَنْ خَدِيجَةَ، وَكُنْتُ لَهَا عَاشِقًا، فَسَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ يَجْمَعَ بَيْنِي وَبَيْنَهَا، فَأَتَانِي جِبْرِيلُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ لَيْلَةَ أَرْبَعٍ وَعِشْرِينَوَمَعَهُ طَبَقٌ مِنْ رُطَبِ الْجَنَّةِ، فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ، كُلْ مِنْ هَذَا وَوَاقِعْ خَدِيجَةَ اللَّيْلَةَ، فَفَعَلْتُ، فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ، فَمَا لَثَمْتُ فَاطِمَةَ إِلا وَجَدْتُ رِيحَ ذَلِكَ الرُّطَبِ وَهُوَ عِتْرَتِهَا إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

اسلم از عمر بن خطاب نقل كرده است كه رسول خدا فرمود: وقتي فرزندم كه از خديجه بود از دنيا رفت، خداوند به من وحي كرد كه از خديجه خود داري كنم در حالي كه عاشق او بودم، از خداوند خواستم بين من و خديجه جمع كند. جبرئيل در ماه رمضان شب ٢٤ با يك طبق از خرماي بهشتي نزد من آمد و گفت: اي محمد! از اين خرما تناول بفرما و با خديجه همبستر شو. من طبق فرمان عمل كردم و خديجه به فاطمه حامله شد. هر زماني كه فاطمه را بوسيدم اين بوي خوش خرما را از او استشمام كردم و اين بوي خوش در عترت فاطمه تا روز قيامت وجود دارد.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاي٧٤٨ هـ)، ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج٥، ص٣١٦، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، ١٩٩٥م.

سند دوم:

سند دوم نيز با همان مضمون از خود زيد بن اسلم نقل شده است:

أَنْبَأَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْمَلِكِ، أَنْبَأَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الْجَوْهَرِيُّ، حَدَّثَنَا ابْنُ حَيَّوَيْهِ، حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ الأَنْبَارِيِّ، حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ بْنُ مَسْرُوقٍ، حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ، حَدَّثَنَا قَاسِمُ بْنُ الْحَسَنِ، حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ زِيَادٍ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ الدَّرَاوَرْدِيُّ، عَنْ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَ، عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ لَمَّا مَاتَ وَلَدِي مِنْ خَدِيجَةَ أَوْحَي اللَّهُ إِلَيَّ أَنْ لا تَغْشَهَا وَكُنْتُ لَهَا عَاشِقًا، فَسَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ يَجْمَعَ بَيْنِي وَبَيْنَهَا، فَأَتَانِي جِبْرِيلُ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ لَيْلَةَ أَرْبَعٍ وَعِشْرِينَ مِنْ رَمَضَانَوَمَعَهُ طَبَقٌ فِيهِ رُطَبٌ، فَقَالَ: كُلْ مِنْ هَذَا الرُّطَبِ وَأَغْشِ خَدِيجَةَ، فَفَعَلْتُ، فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ، فَمَا لَثُمْتُ فَاطِمَةَ قَطُّ إِلا وَجَدْتُ رِيحَ ذَلِكَ الطِّيبُ فِيهَا

القرشي، أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاي٥٩٧ هـ)، الموضوعات، ج ١، ص٣٠٨، تحقيق: توفيق حمدان، دار النشر: دار الكتب العلمية-بيروت، الطبعة: الأولي ١٤١٥ هـ -١٩٩٥م

روايت دوم از ابن عباس

اين روايت ابن عباس در منابع شيعه نيز نقل شد، كه در آ ن، عايشه از رسول خدا دليل بوسيدن فاطمه را سؤال مي كند و حضرت جريان معراج را توضيح مي دهد و در اين روايت آمده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله از تمام ميوة هاي بهشتي تناول كردند:

أَنْبَأَنَا يَحْيَي بْنُ عَلِيٍّ الْمُدِيرُ، قَالَ: أَنْبَأَنَا أَبُو مَنْصُورٍ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعُكْبَرِيُّ، حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْفَرَضِيُّ، أَنْبَأَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْخَوَّاصُ، حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ الأَبْزَارِيُّ، حَدَّثَنِي إِبْرَاهِيمُ بْنُ سَعِيدٍ حَدَّثَنِي الْمَأْمُونُ، عَنِ الرَّشِيدِ، عَنْ الْمَهْدِيِّ، عَنِ الْمَنْصُورِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ،عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ يُكْثِرُ قُبَلَ فَاطِمَةَ، فَقَالَتْ عَائِشَةُ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ، تُكْثِرُ قُبَلَ فَاطِمَةَ، فَقَالَ لَهَا النَّبِيُّ:لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي دَخَلْتُ الْجَنَّةَ فَأَطْعَمَنِي مِنْ جَمِيعِ ثِمَارِهَافَصَارَ مَاءٌ فِي صُلْبِي، فَحَمَلَتْ خَدِيجَةُ بِفَاطِمَةَ، فَإِذَا اشْتَقْتُ إِلَي تِلْكَ الثِّمَارِ قَبَّلْتُ فَاطِمَةَ فَأُصِيبُ مِنْ رَائِحَتِهَا تِلْكَ الثِّمَارَ الَّتِي أَكَلْتُهَا.

الطبري، ابوجعفر محب الدين أحمد بن عبد الله بن محمد (متوفاي٦٩٤هـ)، ذخائر العقبي في مناقب ذوي القربي، ج١، ص٣٦، ناشر : دار الكتب المصرية - مصر

روايت سوم از عايشه

همانگونكه در روايات شيعه بيان شد، اين روايت از عايشه نيز نقل شده، و در منابع اهل سنت چند سند و طريق براي آن ذكر كرده اند.

طريق اول:

(٦٧٢)- [١ : ٤١١] أَنْبَأَنَا هِبَةُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُصَيْنِ، أَنْبَأَنَا أَبُو طَالِبٍ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ غَيْلانَ، أَنْبَأَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْمُزَكِّي، حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَاصِمٍ، أَنْبَأَنَا أَحْمَدُ بْنُ الأَحْجَمِ الْمَرْوَزِيُّ، حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاذٍ النَّحْوِيُّ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَالَكَ إِذَا قَبَّلْتَ فَاطِمَةَ جَعَلْتَ لِسَانَكَ فِي فَمِهَا كَأَنَّكَ تُرِيدُ أَنْ تُلْعِقَهَا عَسَلا؟ قَالَ: يَا عَائِشَةُ، إِنَّهُلَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَي السَّمَاءِ أَدْخَلَنِي جِبْرِيلُ الْجَنَّةَ فَنَاوَلْنِي تُفَّاحَةً فَأَكْلَتُهَا فَصَارَتْ نُطْفَةً فِي صُلْبِي، فَلَمَّا نزلت مِنَ السَّمَاءِ وَاقَعْتُ خَدِيجَةَ، فَفَاطِمَةُ مِنْ تِلْكَ النُّطْفَةِ كُلَّمَا اشْتَقْتُ إِلَي الْجَنَّةِ قَبَّلْتُهَا.

القرشي، أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاي٥٩٧ هـ)، الموضوعات، ج ١، ص٣٠٩، تحقيق: توفيق حمدان، دار النشر: دار الكتب العلمية-بيروت، الطبعة: الأولي ١٤١٥ هـ -١٩٩٥م

طريق دوم:

(٦٧٣)- [١ : ٤١١] أَنْبَأَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْقَزَّازُ، أَنْبَأَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ ثَابِتٍ، أَنْبَأَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ رِزْقٍ، حَدَّثَنَا أَبُو الْحُسَيْنِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُقَيْلٍ الْفَقِيهُ، حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ طَرَّخَانَ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْخَلِيلِ الْبَلْخِيُّ، حَدَّثَنَا أَبُو بَدْرٍ شُجَاعُ بْنُ الْوَلِيدِ السَّكُونِيُّ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَالَكَ إِذَا جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَقَبَّلْتَهَا تَجْعَلُ لِسَانَكَ فِي فِيهَا كُلَّهُ كَأَنَّكَ تُرِيدُ أَنْ تُلْعِقَهَا عَسَلا؟ قَالَ: نَعَمْ يَا عَائِشَةَ، إِنِّي لَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَي السَّمَاءِ أَدْخَلَنِي جِبْرِيلُ الْجَنَّةَفَنَاوَلَنِي مِنْهَا تُفَّاحَةً فَأَكَلْتُهَا فَصَارَتْ نُطْفَةً فِي صُلْبِي،فَلَمَّا نزلت وَاقَعْتُ خَدِيجَةَ، فَفَاطِمَةُ مِنْ تِلْكَ النُّطْفَةِ وَهِيَ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ كُلَّمَا اشْتَقْتُ إِلَي الْجَنَّةِ قَبَّلْتُهَا .

البغدادي، ابوبكر أحمد بن عليبن ثابت الخطيب (متوفاي٤٦٣هـ)، تاريخ بغداد، ج٥، ص٨٧، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت.

طريق سوم:

(٦٧٤)- [١ : ٤١٢] أَنْبَأَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُحَمَّدٍ، أَنْبَأَنَا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْخَيَّاطُ، أَنْبَأَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ دُرُسْتَ، أَنْبَأَنَا أَبُو الْحُسَيْنِ عُمَرُ بْنُ الْحَسَنِ الأُشْنَانِيُّ، حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَاتِمِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ الْعِجْلِيُّ، حَدَّثَنَاعَبْدُ الْعَزِيزِبْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْهَاشِمِيُّ، قَالَ: كُنْتُ أَنَا وَأَبُو عَلِيٍّ الْقُوقَسَانِيُّ فِي جَمَاعَةٍ فِيهِمْ غُلامُ خَلِيلٍ فَذَكَرُوا فَاطِمَةَ، فَقَالَ غُلامُ خَلِيلٍ حَدَّثَنِي حُسَيْنُ بْنُ حَاتِمٍ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَالِي أَرَاكَ إِذَا قَبَّلْتَ فَاطِمَةَ أَدْخَلْتَ لِسَانَكَ فِي فِيهَا كَأَنَّكَ تُرِيدُ أَنْ تُلْعِقَهَا عَسَلا؟ قَالَ: نَعَمْ، إِنَّ جِبْرِيلَ الرُّوحَ الأَمِينَ نزل إِلَيَّ بِعُنْقُودٍ قُطِفَ مِنَ الْجَنَّةِ فَأَكَلْتُ وَجَامَعْتُ خَدِيجَةَ، فَوَلَدَتْ فَاطِمَةَ، فَإِذَا اشْتَقْتُ إِلَي الْجَنَّةِ قَبَّلْتَهَا فَهِيَ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ .

در پايان روايت، عبد العزيز بن عبد الله تصريح مي كند كه اين روايت با همين سند از رسول خدا صلي الله عليه وآله نقل شده است.

قَالَ: فَقَالَ عَبْدُ الْعَزِيزِ: لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ هَذَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ بِهَذَا الإِسْنَادِ، وَاللَّهِ لا كَتَبْتُهُ إِلا قَائِمًا عَلَي رِجْلِي وَلا كَتَبْتُهُ إِلا فِي وَرَقَّةٍ تِهَامِيَّةٍ بِمَاءِ الذَّهَبِ. قَالَ: فَقَامَ عَلَي رِجْلَيْهِ، وَجَاءُوهُ بِوَرَقَةٍ تِهَامِيَّةٍ وَبِمَاءِ الذَّهَبِ فَكَتَبَ الْحَدِيثَ.

عبد العزيز مي گويد: خدايي جز خداي يگانه نيست، اين روايت از رسول خدا با اين سند نقل شده، به خدا سوگند من آن را در حال ايستاره روي زانويم در ورقه تهاميه با آب طلا نوشتم ...

الموضوعات ج ١، ص ٣٠٩

طريق چهام:

(٦٧٥)- [١ : ٤١٢] أَنْبَأَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي طَاهِرٍ، أَنْبَأَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ، عَنْ أَبِي الْحُسَنِ الدَّارَقُطْنِيِّ، عَنْ أَبِي حَاتِمٍ الْبُسْتِيِّ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ الدِّمَشْقِيُّ، حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ ثَابِتِ بْنِ حَسَّانٍ الْهَاشِمِيُّ، حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ وَاقِدٍ أَبُو قَتَادَةَ الْحَرَّانِيُّ، عَنْ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ عَائِشَةَ، أَنَّ النَّبِيَّ كَانَ كَثِيرًا مَا يُقَبِّلُ نَحْرَ فَاطِمَةَ، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَرَاكَ تَفْعَلُ شَيْئًا لَمْ تَفْعَلْهُ.

قَالَ: أَوَ مَا عَلِمْتِ يَا حُمَيْرَاءُ أَنَّ اللَّهَ لَمَّا أَسْرَي بِي إِلَي السَّمَاءِ أَمَر جِبْرِيلُفَأَدْخَلَنِي الْجَنَّةَ وَوَقَفَنِي عَلَي شَجَرَةٍ مَا رَأَيْتُ أَطْيَبَ مِنْهَا رَائِحَةً وَلا أَطْيَبُ ثَمَرًا، فَأَقْبَلَ جِبْرِيلُ يَفْرُكُ وَيُطْعِمُنِي، فَخَلَقَ اللَّهُ فِي صُلْبِي مِنْهَا نُطْفَةً،فَلَمَّا صِرْتُ إِلَي الدُّنْيَا وَاقَعْتُ خَدِيجَةَ فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ، كُلَّمَا اشْتَقْتُ إِلَي رَائِحَةِ تِلْكَ الشَّجَرَةِ شَمَمْتُ نَحْرَ فَاطِمَةَ فَوَجَدْتُ رَائِحَةَ تِلْكَ الشَّجَرَةِ مِنْهَا وَأَنَّهَا لَيْسَتْ مِنْ نِسَاءِ أَهْلِ الدُّنْيَا، وَلا تَعْتَلُّ كَمَا يَعْتَلُّ أَهْلِ الدُّنْيَا .

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاي٧٤٨ هـ)، ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج٤، ص٢٢٠، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، ١٩٩٥م.

سند اين روايت در معجم الكبير، كمي متفاوت از اين سند نقل شده است:

حدثنا عبد اللَّهِ بن سَعِيدِ بن يحيي الرَّقِّيُّ ثنا أَحْمَدُ بن أبي شَيْبَةَ الرَّهَاوِيُّ ثنا أبو قَتَادَةَ الْحَرَّانِيُّ ثنا سُفْيَانُ الثَّوْرِيُّ عن هِشَامِ بن عُرْوَةَ عن أبيه عن عَائِشَةَ قالت كنت أَرَي رَسُولَ اللَّهِ صلي اللَّهُ عليه وسلم يُقَبِّلُ فَاطِمَةَ فقلت يا رَسُولَ اللَّهِ إني أَرَاكَ تَفْعَلُ شيئا ما كنت أَرَاكَ تَفْعَلُهُ من قَبْلُ.

الطبراني، ابوالقاسم سليمان بن أحمد بن أيوب (متوفاي٣٦٠هـ)، المعجم الكبير، ج ٢٢، ص٤٠٠، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانية، ١٤٠٤هـ - ١٩٨٣م.

روايت چهارم ازأم سليم زوجة أبي طلحة

ام سليم يكي از زنان انصار و اصحاب رسول خدا صلي الله عليه وآله است. ايشان نيز اين روايت را اين گونه نقل كرده است:

حدثني أبو القاسم محمود بن عبد الرحمن البستي (صدوق) أنبأ أبو بكر بن خلف أنا الحاكم أبو عبد الله الحافظ نا مكي بن بندار الزنجاني ببغداد نا عصمة بن أبي عصمة البعلبكي نا أبو عبد الله محمد بن بكير البصري نا عبد الله بن المثني الأنصاري أبو محمد حدثني أبي عن ثمامة بن عبد الله عن انس عن أم سليم زوجة أبي طلحة الأنصاري أنها قالت لم تر فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه وسلم دما قط في حيض ولا نفاس وكانت تصب عليها من ماء الجنة وذلك أن رسول الله صلي الله عليه وسلملما أسري به دخل الجنة وأكل من فاكهة الجنة وشرب من ماء الجنةفنزل من ليلته فوقع علي خديجة فحملت بفاطمة فكان حمل فاطمة من ماء الجنة.

ام سليم مي گويد: فاطمه دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله هر گز در حيض و نفاس خوني نديد و آب بهشتي بر آنها ريخته مي شد. اين بخاطر اين است كه رسول خدا در شب معراج وارد بهشت شد، و از ميوه هاي بهشتي تناول فرمود و از آب بهشتي نوش جان كرد، وقتي از معراج برگشت با خديجه همبستر شد و خديجه به فاطمه حامله شد؛ پس فاطمه از آب بهشتي به وجود آمده است.

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاي٥٧١هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج ٤٠، ص٣٥٤، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - ١٩٩٥.

روايت پنجم: سعد بن مالك

در طريق ديگر اين روايت، سعد بن ابي وقاص قرار دارد و اين روايت را از رسول خدا صلي الله عليه وآله نقل كرده و در آن آمده است كه حضرت از ميوه «به» بهشتي استفاده كرده است. حاكم نيشابوري روايت اين چنين آورده است:

حدثنا الحاكم الفاضل أبو عبد الله محمد بن عبد الله إملاء غرة ذي القعدة سنة اثنتي وأربعمائة ثنا أبو الحسين عبد الصمد بن علي بن مكرم بن أخي الحسن بن مكرم البزار ببغداد ثنا مسلم بن عيسي الصفار العسكري ثنا عبد الله بن داود الخريبي ثنا شهاب بن حرب عن الزهري عن سعيد بن المسيب عن سعد بن مالك قال قال رسول الله صلي الله عليه وسلم أتاني جبريل عليه الصلاة والسلامبسفرجلة من الجنة فأكلتها ليلة أسري بي فعلقت خديجة بفاطمةفكنت إذا اشتقت إلي رائحة الجنة شممت رقبة فاطمة.

سعد بن ابي وقاص مي گويد: رسول خدا صلي الله عليه وسلم فرمود: جبرئيل ميوه بهشتي «به» را از بهشت برايم آورد و من آن را در شب معراج خوردم. پس از آن خديجه به فاطمه حامله شد و زماني كه من به اين بوي بهشتي مشتاق مي شدم، گردن فاطمه را مي بوييدم.

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاي٤٠٥ هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج٣، ص١٦٩، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولي، ١٤١١هـ - ١٩٩٠

نكات پاياني:

همانگونه كه در قسمت روايات شيعه، ملاحظه مي شود، اين روايت از نظر شيعه صحيح و معتبر است و بزرگان به صحت آن تصريح كرده اند.

در منابع اهل سنت نيز حد اقل از پنج طريق كه ناقلان آن همه صحابه هستند اين روايت گزارش شده است. حال ممكن است برخي در اسناد روايات نقل شده از اهل سنت اشكالي داشته باشند، و يا اشكالات ابن جوزي و برخي ديگر را تكرار نمايند. براي تنوير اذهان و رفع شبهات نكاتي را متذكر مي شويم.

نكته اول: در باب فضائل به روايت ضعيف عمل مي شود:

ممكن است برخي بگويند كه اسناد اين روايات ضعيف است و قابل احتجاج نيست. در پاسخ بايد متذكر شد كه از ديدگاه علماي اهل سنت و حتي برخي سران مذاهب رواياتي كه در باب مناقب و فضائل وارده شده نياز به بررسي و تصحيح سند نيست.

مقدسي بعد از عنوان «فصل في العمل بالحديث الضعيف وروايته والتساهل في أحاديث الفضائل» مي نويسد:

... والذي قطع به غير واحد ممن صنف في علوم الحديث حكاية عن العلماء أنهيعمل بالحديث الضعيف فيما ليس فيه تحليل ولا تحريم كالفضائلوعن الإمام أحمد ما يوافق هذا ...

بسياري از علماي علوم حديث قطع دارند كه به حديث ضعيفي كه در مورد حلال و حرام نباشد، عمل مي شود؛ مانند روايات باب فضائل . و از امام احمد موافق اين نظر نقل شده است.

المقدسي، الإمام أبي عبد الله محمد بن مفلح (متوفاي ٧٦٣هـ) ،الآداب الشرعية والمنح المرعية ج٢ ، ص ٢٨٥، تحقيق : شعيب الأرنؤوط / عمر القيام، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت ، الطبعة الثانية ١٤١٧هـ - ١٩٩٦م

علاء الدين مرداوي حنبلي نيز همين مطلب را در كتابش آورده است.

المرداوي المقدسي الحنبلي، علاء الدين أبو الحسن علي بن سليمان بن احمد بن محمد (متوفاي٨٨٥ هـ)، التحبير شرح التحرير في أصول الفقه ، ج ٤، ص ١٩٤٤، تحقيق : د. عبد الرحمن الجبرين، د. عوض القرني، د. أحمد السراح ، ناشر : مكتبة الرشد - السعودية / الرياض ، الطبعة : الأولي ، ١٤٢١هـ ـ ٢٠٠٠م

نووي از علماي شافعي نيز مي گويد :

أهل العلممتفقون علي العمل بالضعيففي غير الأحكام وأصول العقائد.

علماء در عمل به خبر ضعيفي كه در باره احكام و اصول عقائد نباشد؛ اتفاق دارند.

النووي الشافعي، محيي الدين أبو زكريا يحيي بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاي٦٧٦ هـ)، المجموع، ج ٥ ، ص ٦٢، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، التكملة الثانية.

عبد القادر دمشقي از احمد بن حنبل نقل مي كند:

تتمة: ذهب الإمام أحمد وتبعه موفق الدين المقدسي والأكثر إلي أنهيعمل بالحديث الضعيف في الفضائل.

امام احمد و موفق الدين مقدسي و بسياري از علماء بر اين عقيده هستند كه به روايت ضعيف در باب فضائل عمل مي شود.

الدمشقي، عبد القادر بن بدران (متوفاي١٣٤٦هـ)، المدخل إلي مذهب الإمام أحمد بن حنبل، ج١ ، ص٢١٣، تحقيق : د. عبد الله بن عبد المحسن التركي، ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت ، الطبعة : الثانية ، ١٤٠١هـ

بدون شك رواياتي كه در باره حضرت زهرا سلام الله عليها نقل شد، بي نظير ترين فضيلت را براي آن حضرت بيان مي كنند. برفرض كه سند اين روايات در منابع اهل سنت ضعيف باشند، طبق اين قاعده مورد عمل علماي اهل سنت، اين روايات اعتبار دارد.

نكته دوم: تعدد طرق باعث تقويت و علم به صدور روايت است:

نكته قابل توجه ديگر در اين روايات اين است كه طرق آنها در منابع اهل سنت متعدد بود. و در اين قسمت نيز شيخ الاسلام وهابيت؛ يعني ابن تيميه قاعده اي را به دست مي دهد كه طبق آن، تعدد طرق باعث تقويت اسناد روايات مي شود تا جايي كه علم به صدور براي انسان حاصل مي شود.

و بالاتر از آن اگر راويان روايت، فاجر و فاسق هم باشند، باز روايت تقويت مي شود و علم به صدور آن سر جايش باقي است. متن سخن او اين چنين است:

فإن تعدد الطرق وكثرتها يقوي بعضها بعضاحتي قد يحصل العلم بها ولو كان الناقلون فجارا فساقا فكيف إذا كانوا علماء عدولا ولكن كثر في حديثهم الغلط

تعدد طرق و كثرت طرق روايت، برخي روايت برخي ديگر را تقويت مي كند تا آنجايي كه علم به صدور آن حاصل مي شود هرچند راوايان آن انسانهاي فاجر و فاسق باشند؛ چه رسد به اين كه راويان عالمان عادل باشند و حديث شان هم پر از غلط باشد.

ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاي ٧٢٨ هـ)، كتب ورسائل وفتاوي شيخ الإسلام ابن تيمية،ج١٨،ص٢٦، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ناشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية.

برخي از علماي اهل سنت همانند ملا علي قاري قاعده ديگري را بيان كرده است كه تعدد طرق روايت، يك روايت ضعيف را به روايت حسن تبديل مي كند.

وي در كتاب «مرقاة المفاتيح» بعد از ذكر حكم كراهت تحريمي شطرنج مي گويد:

ولا ينافيه ما ذكره المنذري من أنه قد ورد ذكر الشطرنج في أحاديث لا أعلم لشيء منها إسناداً صحيحاً ولا حسناً علي ما نقله ميرك عنهلأن تعدد الطرق يورث الحديث حسناً.

با آنچه كه ما گفتيم رواياتي را كه منذري آورده و صحت و حسنيت سند شان را نمي دانيم ، منافات ندارد؛ زيرا كه تعدد طرق حديث را به روايت حسن تبديل مي كند.

ملا علي القاري، نور الدين أبو الحسن علي بن سلطان محمد الهروي(متوفاي١٠١٤هـ)، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح،ج ٨ ، ص٣٤٠،تحقيق: جمال عيتاني، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولي، ١٤٢٢هـ - ٢٠٠١م .

سخاوي نيز از نووي و بيهقي نقل كرده است كه آنها تعدد طرق را باعث تقويت روايت و تبديل آن به حسن دانسته اند:

قال النووي رحمه الله في بعض الأحاديث وهذه وإن كانت أسانيد مفرداتها ضعيفةفمجموعها يقوي بعضه بعضا ويصير الحديث حسنا ويحتج بهوسبقه البهيقي في تقوية الحديث بكثرة الضعيفة

نووي در باره برخي روايات گفته است: اين روايت هرچند سندهاي آن ضعيف است، اما مجموع آنها برخي ديگر را تقويت مي كند و روايت تبديل به حسن مي كند و به آن احتجاج مي شود. قبل از نووي بيهقي كثرت طرق ضعيف را باعث تقويت دانسته است.

السخاوي، شمس الدين محمد بن عبد الرحمن (متوفاي٩٠٢هـ)، فتح المغيث شرح ألفية الحديث،ج١،ص٧١، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان، الطبعة: الأولي، ١٤٠٣هـ.

در نتيجه، روايتي كه در منابع اهل سنت بيانگر انعقاد نطفه حضرت زهرا سلام الله عليها از ميوه بهشتي است، سخن ابن تيميه و قواعدي كه بيهقي، نووي و ملاعلي قاري بيان كردند، حسن و قابل احتجاج است؛ هرچند برخي همانند ابن جوزي و ذهبي در تضعيف آن تلاش كرده اند.

نكته سوم : آيا حضرت زهرا بعد از معراج متولد شده است؟

در اين كه حضرت زهرا سلام الله عليها بعد از بعثت متولد شده يا قبل از آن، ميان علماي شيعه و اهل سنت اختلاف نظر است.

يك قول در ميان علماي اهل سنت تولد آن حضرت در سال پنجم بعثت است كه بيان شد.

علماي شيعه، جز سه تن آنها همانند شيخ مفيد، شيخ طوسي و كفعمي عاملي همه به استناد روايات صحيح گفته اند كه آن حضرت بعد از بعثت و درسال پنجم بعثت متولد شده است.

مرجع تقليد شيعه حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني مي فرمايد:

مع أن المروي عن أئمة أهل البيت وهم أدري بما في البيت أن ولادتها بعد البعثة.

طبق روايات اهل بيت عليهم السلام كه داناترين فرد به خانه خودشان هستند، ولادت آن حضرت بعد از بعثت است.

مقدمة في أصول الدين - الشيخ وحيد الخراساني - ص ٢٨٤

نكته چهارم: معراج از نظر شيعه و سني در كدام سال واقع شده است؟

كساني كه به روايات انعقاد نطفه حضرت زهرا (سلام الله عليها) از ميوه هاي بهشتي اشكال گرفته اند، معراج رسول خدا را در انكار اين فضيلت بي نظير بهانه كرده و گفته اند كه فاطمه قبل از معراج به دنيا آمده پس اصل داستان ساختگي است.

براي پاسخ به اين شبهه لازم است در اين قسمت اقوال شيعه و اهل سنت را در باره معراج متذكر شويم:

الف: اقوال اهل سنت:

روايات آنها، به شدت در ذكر تاريخ معراج دچار پراكندگي است و اقوال متعددي را ارائه كرده اند.

١. قبل از بعثت:

يك قول اهل سنت بر اساس برخي روايات اين است كه معراج آن حضرت قبل از بعثت بوده است.

فخر رازي مي نويسد:

ونقل صاحب (الكشاف) عن أنس والحسن أنه كان ذلك قبل البعثة .

الرازي الشافعي، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاي٦٠٤هـ)، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج ٢٠ ، ص١١٧، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، ١٤٢١هـ - ٢٠٠٠م.

اين قول را بسياري از آنها قبول ندارند و رد كرده اند.

٢. يك سال بعد از بعثت:

گفته اند كه نماز در شب معراج واجب شد؛ اما در تاريخ معراج ميان آنها گفتگو است. يك قول اين است كه معراج يك سال بعد از بعثت بوده است و در نتيجه تاريخ وجوب نماز هم مشخص مي شود.

مرداوي حنبلي مي نويسد:

الثَّانِيَةُ فُرِضَتْ الصَّلَاةُ لَيْلَةَ الْإِسْرَاءِ وهو قبل الْهِجْرَةِ بِنَحْوِ خَمْسِ سِنِينَ وَقِيلَ سِتَّةٍ وَقِيلَ بَعْدَ الْبَعْثَةِ بِنَحْوِ سَنَةٍ

المرداوي المقدسي الحنبلي، علاء الدين أبو الحسن علي بن سليمان بن احمد بن محمد (متوفاي٨٨٥ هـ)، الإنصاف في معرفة الراجح من الخلاف علي مذهب الإمام أحمد بن حنبل ، ج١، ص٣٨٨، تحقيق : محمد حامد الفقي ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت.

٣. پانزده ما بعد از بعثت:

قول ديگر اين است كه معراج پانزده ماه بعد از بعثت بوده است:

واختلفوا في وقت الإسراء : فقيل :كان بعد البعثة بخمسة عشر شهرا

ابن رجب البغدادي، زين الدين أبي الفرج عبد الرحمن ابن شهاب الدين (متوفاي٧٩٥هـ)، فتح الباري في شرح صحيح البخاري، ج٢، ص١٠٤، تحقيق: أبو معاذ طارق بن عوض الله بن محمد ، ناشر: دار ابن الجوزي - السعودية / الدمام، الطبعة: الثانية١٤٢٢هـ .

٤. هجده ماه بعد از بعثت:

ابن عبد البر و برخي ديگر از قول ابو بكر محمد بن علي ذهبي (يا رعيني) نقل كرده اند كه وي معراج را هجده ماه بعد از مبعث مي داند:

واختلفوا في تاريخ الإسراء فقال أبو بكر محمد بن علي بن القاسم الذهبي في تاريخه ثم أسري بالنبي صلي الله عليه وسلم من مكة إلي بيت المقدسوعرج به إلي السماء بعد مبعثه بثمانية عشر شهرا

النمري القرطبي المالكي، ابوعمر يوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاي ٤٦٣هـ)، التمهيد لما في الموطأ من المعاني والأسانيد، ج٨، ص٤٨، تحقيق: مصطفي بن أحمد العلوي، محمد عبد الكبير البكري، ناشر: وزارة عموم الأوقاف والشؤون الإسلامية - المغرب - ١٣٨٧هـ.

أبي حيان الأندلسي، محمد بن يوسف (متوفاي٧٤٥هـ)، تفسير البحر المحيط، ج ٦، ص ٦، تحقيق: الشيخ عادل أحمد عبد الموجود - الشيخ علي محمد معوض، شارك في التحقيق ١) د.زكريا عبد المجيد النوقي ٢) د.أحمد النجولي الجمل، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولي، ١٤٢٢هـ -٢٠٠١م .

الأنصاري القرطبي، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفاي٦٧١هـ)، الجامع لأحكام القرآن، ج١٠، ص٢١٠، ناشر: دار الشعب - القاهرة.

بنا بر اقوالي كه معراج را بعد از بعثت مي دانند، روايات شيعه و اهل سنت در بار انعقاد نطفه حضرت زهرا از ميوه هاي بهشتي با آنها مطابقت دارد و دليلي براي انكار آن نيست.

٥. معراج پيامبر (صلي الله عليه وآله) سي بار واقع شده است:

برخي از علماي اهل سنت تصريح كرده اند كه معراج رسول خدا صلي الله عليه وآله سي بار واقع شده است؛ براين اساس، يك بار آن قبل از تولد حضرت زهرا سلام الله عليها بوده است. حلبي در سيره اش قول حاتمي را اين گونه نقل كرده است.

أعلم أنه لا خلاف في الإسراء به صلي الله عليه وسلم إذ هو نص القرآن عل سبيل الإجمال وجاءت بتفصيله ... ومن ثم ذهب الحاتمي الصوفي إلي أنالإسراء وقع له صلي الله عليه وسلم ثلاثين مرة.

بدان كه در معراج رسول خدا صلي الله عليه وآله اختلافي نيست؛ زيرا قرآن اجمالا به آن اشاره كرده و تفصيل آن در روايات آمده. .. ازاين جهت است كه حاتمي صوفي عقيده دارد كه معراج براي آن حضرت سي بار واقع شده است.

الحلبي، علي بن برهان الدين (متوفاي١٠٤٤هـ)، السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون، ج٢، ص٧١، ناشر: دار المعرفة - بيروت - ١٤٠٠.

روايات صحيح بخاري و مسلم نيز نشان مي دهد كه معراج پيامبر به دفعات اتفاق افتاده است.

در صحيح مسلم آمده كه در زمان كودكي رسول خدا صلي الله عليه وآ له جبرئل آمده قلبش را شكافت و شستشو داد:

١٦٢ حدثنا شَيْبَانُ بن فَرُّوخَ حدثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ حدثنا ثَابِتٌ الْبُنَانِيُّ عن أَنَسِ بن مَالِكٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم أَتَاهُ جِبْرِيلُ صلي الله عليه وسلم وهو يَلْعَبُ مع الْغِلْمَانِفَأَخَذَهُ فَصَرَعَهُ فَشَقَّ عن قَلْبِهِ فَاسْتَخْرَجَ الْقَلْبَ فَاسْتَخْرَجَ منه عَلَقَةًفقال هذا حَظُّ الشَّيْطَانِ مِنْكَ ثُمَّ غَسَلَهُ في طَسْتٍ من ذَهَبٍ بِمَاءِ زَمْزَمَ ثُمَّ لَأَمَهُ ثُمَّ أَعَادَهُ في مَكَانِهِوَجَاءَ الْغِلْمَانُيَسْعَوْنَ إلي أُمِّهِ يَعْنِي ظِئْرَهُ فَقَالُوا إِنَّ مُحَمَّدًا قد قُتِلَ فَاسْتَقْبَلُوهُ وهو مُنْتَقِعُ اللَّوْنِ قال أَنَسٌ وقد كنت أري أَثَرَ ذلك الْمِخْيَطِ في صَدْرِهِ

انس بن مالك مي گويد: رسول خدا با كودكان بازي مي كرد كه جبرئيل نازل شد و او را گرفت سينه اش را شكافت و قلبش را بيرون آورد و از ميان قلبش خون لخته شده را در آورد و گفت: اين بهره شيطان از تو است. سپس قلبش را در ميان طشت طلائي با آب زمزم شست وشو داد و سرجايش گذاشت . كودكان نزد مادرش آمدند و گفتند: محمد كشته شد. آنها با محمد رو به رو شدند در حاليكه خون آلود بود. انس مي گويد: اثر بخيه را در سينه اش ديدم.

النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاي٢٦١هـ)، صحيح مسلم،ج١، ص١٤٧، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

مسلم نيشابوري بعد از نقل روايت فوق، حديث ديگري آورده كه رسول خدا باز هم در آن تصريح به شكافتن قلب و شستشوي آن كرده و نكته مهم اين است كه فرموده بعد از آن جبرئيل ايشان را به معراج برد:

قال عَبْدَانُ أخبرنا عبد اللَّهِ أخبرنا يُونُسُ عن الزُّهْرِيِّ ح حدثنا أَحْمَدُ بن صَالِحٍ حدثنا عَنْبَسَةُ حدثنا يُونُسُ عن بن شِهَابٍ قال قال أَنَسُ كان أبو ذَرٍّ رضي الله عنه يحدث أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم قال فُرِجَ سَقْفُ بَيْتِي وأنا بِمَكَّةَ فَنَزَلَ جِبْرِيلُ فَفَرَجَ صَدْرِي ثُمَّ غَسَلَهُ بِمَاءِ زَمْزَمَ ثُمَّ جاء بِطَسْتٍ من ذَهَبٍ مُمْتَلِئٍ حِكْمَةً وَإِيمَانًا فَأَفْرَغَهَا في صَدْرِي ثُمَّ أَطْبَقَهُثُمَّ أَخَذَ بِيَدِي فَعَرَجَ بِي إلي السَّمَاءِفلما جاء إلي السَّمَاءِ الدُّنْيَا قال جِبْرِيلُ لِخَازِنِ السَّمَاءِ افْتَحْ قال من هذا قال هذا جِبْرِيلُ قال مَعَكَ أَحَدٌ قال مَعِي مُحَمَّدٌ قال أُرْسِلَ إليه قال نعم فَافْتَحْ ...

به نقل انس ابوذر مي گفت كه رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمود: سقف خانه من در مكه شكافته شد و جبرئيل نازل گرديد، سينه مرا شكافت، سپس آن را با آب زمزم شستشو داد و بعد از آن، طشت طلايي آورد كه مملو از حكمت و ايمان بود آن را در سينه من ريخت وسپس قلبم را پوشاند. بعد از آن دستم را گرفت به آسمان برد. ....

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي٢٥٦هـ)، صحيح البخاري، ج٣، ص١٢١٧، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، ١٤٠٧ - ١٩٨٧.

وقتي اين دو روايت را در كنار هم قرار دهيم روشن مي شود كه رسول خدا در زمان كودكي خود هم بعد از شرح صدر و شستشوي قلبي به معراج برده شده است.

در روايات شيعه نيز آمده است كه معراج حضرت منحصر به يك بار و يا دو بار نبوده؛ بلكه فراتر از صد مرتبه بوده است. محمد بن حسن صفار از امام صادق عليه السلام روايت را اين گونه آورده است:

علي بن محمد بن سعيد عن حمدان بن سليمان عن عبد الله بن محمد اليماني عن منبع عن يونس عن صباح المزني عن أبي عبد الله عليه السلام قالعرج بالنبي صلي الله عليه وآله إلي السماء مائة وعشرين مرةمامن مرة لا وقد أوصي الله (النبي صلي الله عليه وآله بولاية علي والأئمة من بعده أكثر مما أوصاه بالفرايض .

امام صادق عليه السلام فرمود: پيامبر را ١٢٠ بار به معراج بردند؛ در هر بار، خداوند متعال در باره ولايت علي و ائمه ديگر به ايشان بيشتر از فرايض ديگر سفارش كرده است

بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص ٩٩

با توجه به اين نظريه، به اين نتيجه مي رسيم كه پيامبر معراج مكرر داشته و در يكي از معراجش، در بهشت از ميوه هاي آن استفاده كرده كه در نهايت نطفه حضرت زهرا از آن منعقد شده است.

البته اقوال ديگر آنها، رخداد معراج را در سال پنجم بعثت و يا سالهاي نزديك به هجرت مي دانند. كه از ذكر بقيه آنها صرف نظر مي كنيم.

ب: قول شيعه: (مشهور درسال دوم بعد از بعثت)

قول مشهور در ميان شيعه اين است كه معراج حضرت در سال سوم بعثت بوده است. سيد جعفر مرتضي يكي از محققان شيعه، بعد از نقل اقوال مي نويسد:

وقيل في الثالثة -وهو الأرجح عندنا-...

و گفته شده است كه معراج حضرت در سال سوم بعثت بوده است و اين قول راجح در نزد ما است.

السيد جعفر مرتضي، الصحيح من سيرة النبي الأعظم (ص)، ج ٣ ، ص ١١، طبق برنامه مكتبة اهل البيت.

مرحوم طبرسي نيز عقيده دارد كه معراج در سال دوم بعثت بوده است:

وعرج به إلي السماء بعد البعثة بسنتين.

تاج المواليد (المجموعة) - الشيخ الطبرسي - ص ٦

روايتي كه نقل شده نيز همان سال سوم بعثت را تأييد مي كند:

ومنها : ما روي عن علي عليه السلامأنه لما كان بعد ثلاث سنين من مبعثهصلي الله عليه وآلهأسري به إلي بيت المقدس، وعرج به منه إلي السماء ليلة المعراج.

از جمله روايات اين است كه علي عليه السلام فرمود: بعد از سه سال بعثت پيامبر صلي الله عليه وآله، آن حضرت به سوي بيت المقدس برده شد و از آنجا به آسمان عروج داده شد.

الراوندي، قطب الدين (متوفاي٥٧٣هـ)، الخرائج والجرائح، ج١، ص١٤١، تحقيق ونشر: مؤسسة الإمام المهدي عليه السلام ـ قم، الطبعة: الأولي، ١٤٠٩هـ.

سيد جعفر مرتضي بعد از نقل اين روايت مي گويد:

وهذاهو الأصح والمعتمد.

السيد جعفر مرتضي، الصحيح من سيرة النبي الأعظم (ص)، ج ٣ ، ص ١١، طبق برنامه مكتبة اهل البيت.

نتيجه كلي:

١. بر اساس روايات صحيح شيعه، نطفه حضرت زهرا سلام الله عليها از ميوه بهشتي منعقد شده است؛ اما روايات اهل سنت نيز در اين باره از طريق صحابه نقل شده و بر اساس قاعده آنها روايتي كه طرق متعدد داشته باشد، تبديل به حسن مي شود.

٢. در برخي از روايات تك تك ميوه هاي بهشتي نامبرده شده و اشكال اهل سنت بر اضطراب متن با توجه به برخي روايات صحيح از شيعه و برخي روايات اهل سنت كه همه ميوه ها را ذكر كرده مرتفع مي شود؛ زيرا كه روايات وجه الجمع دارد.

٣.اگر دليل انكار اهل سنت، معراج رسول خدا است، خود آنها طبق چند قول ، معراج حضرت را در سال اول، پانزده ماه بعد از بعثت و هجده ماه بعد از آن مي دانند.

علاوه بر آن، تعدد معراج نيز از روايات آنها استفاده مي شود. بنابر اين، يكي از معراج حضرت قبل از تولد فاطمه زهرا سلام الله عليها بوده است.

٤. اگر اشكال اهل سنت بر اساس روايات شيعه است، شيعيان معتقدند كه معراج حضرت بنابر قول صحيح، سال سوم بعثت بوده و تولد حضرت زهرا نيز بنا به روايات صحيح در سال پنجم بعثت اتفاق افتاده است. در نتيجه اعقتاد ما طبق روايات صحيح خود ما و حتي روايات شما درست است و در نهايت اشكال شما بي اساس خواهد بود.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)



مطالب مرتبط:ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟