پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ٢٥٤ - آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟

آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟

کد مطلب: ٥١٤٤ تاریخ انتشار: ٠٢ ارديبهشت ١٣٨٨ تعداد بازدید: ٥٣٥٩ پرسش و پاسخ » عقائد شيعه آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟

شبهه :

شيعيان مي گويند : پيامبر(ص) از ابلاغ ولايت اميرالمومنين (ع) ، خوف داشت ، لذا خداوند او را مورد عتاب قرار داده و فرمود :« يَأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ »(اي پيامبر آنچه را كه از سوي خدا بر تو نازل شده ، ابلاغ كن ) و نسبت خوف به رسول خدا (ص) در ابلاغ وحي الهي ، اهانت به ايشان است .

همان گونه كه فاروقيمي نويسد :

الشيعه تتهم النبي (ص) بأنه كان يخافمن تبليغ ولاية عليّ .

شيعه پيامبر (ص) را متهم مي كند به اين كه از تبليغ ولايت علي (ص) خوفناك بود .

عبدالعلي الفاروقي ، تعارف مذهب الشيعة ص١٩٠

نقد و بررسي:

قبل از ورود به بخش پاسخ ، توجه به نكته زير ، الزامي است :

خوف و خشيت ، همانند بسياري از خصلت هاي انساني همچون تواضع و صبر و نگراني و... از اموري استكهدو بُعد و دو جهت متضاد دارند ، يعني يك جهت آن ممدوح و جهت ديگر آن مذموم مي باشد.

به عبارت ديگر اين امور ، صرفا خوب و يا صرفا زشت نيستند بلكه در مواردي خوب و در مواردي ناپسند مي باشند ، مثلا صبر و تحمل در مقابل انگيزه هاي معصيت زا دروني و بيروني ، بسيار نيكو ولي در مقابل ظلم به ديگران با امكان دفاع از مظلوم ، بسيار ناپسند مي باشد ، خوف و ترس نيز از همين گونه است اگر منشأ آن زبوني و خواري نفس باشد كه در اصطلاح به آن « جُبن » مي گويند ، خصلتي ناپسند بوده و از ساحت انبياء الهي و به خصوص رسول خدا (ص) دور است زيرا در بحران غزوات آن گاه كه كار نبرد درهم مي پيچيد ، آن كه پناه همگان و حتي پناه امير المؤمنين(ع) بود ، پيامبر خدا (ص) بود ، اما اگر منشأ خوف دلسوزي (مثل ترس مادر از آينده فرزندش) و يا امري عقلايي (مثل تجهيز سپاه در مقابل دشمن) باشد ، بسيار نيكو و پسنديده خواهد بود .

پاسخ اول : اشكال نقضي به اهل سنت

چقدر پسنديده مي بود ، وقتي كسي اشكالي را نثار ديگري مي ساخت ، ابتدا خود را وارسي مي نمود تا همان اشكال در خودش يافت نگردد .

اگر شيعه با توجه به روايات معصومين عليهم السلام ، اكمال دين را مرهون ابلاغ ولايتامير المؤمنين (ع) دانسته و قائل به خوفپيامبر (ص) از تفرقه داخلي شده است ، دقيقا منابع اهل سنت ، نيز حاوي رواياتي به مضامينذيل مي باشند :

الف : آيه ي« يَأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ »در مورد ابلاغ ولايت امير المؤمنين (ع) نازل شده و طبق آن پيامبر (ص) مامور به ابلاغ ولايت امير المؤمنين (ع) شده است

ب : پيامبر (ص) از ابلاغ اين پيام الهي به اين جهت كه مردم به او تهمت زده و نسبت دروغ دهند و به بگويند ، پسر عموي خود را معرفي نموده ، خوفناك بوده است .

حاكم حسكاني حنفي كه از علماي سرشناس اهل سنت در قرن پنجم مي باشد ، اكثر اين روايات را در كتاب معروف خود ، شواهد التنزيل ، جمع آوري و نقل نموده است و بسيار شايسته است كه قبل از ارائه اين روايات ، به جايگاه نويسنده كتاب در ميان اهل سنت بپردازيم :

جايگاه حاكم حسكاني :

او در ميان جامعه اهل سنت از جايگاه ممتازي برخوردار است از جمله ذهبي رجالي سرشناس اهل سنت ، او را چنين معرفي مي نمايد :

الإمام المحدث البارعالقاضي أبو القاسم عبيدالله بن عبداللهابن أحمد بن محمد بن أحمد بن محمد بن حسكان القرشي العامري النيسابوري الحنفي الحاكم ...

او إمام ، محدث ، دانشمند، قاضي أبو القاسم عبيدالله بن عبداللهابن أحمد بن محمد بن أحمد بن محمد بن حسكان قرشي عامري نيسابوري حنفي و حاكم است ...

سير أعلام النبلاء ، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: ٧٤٨ ، ج ١٨ ص ٢٦٨، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤١٣ ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي

تعبير امامدر مورد او به خوبي از جايگاه ممتاز حاكم حسكاني خبر مي دهد .

همچنين ذهبي در كتاب تذكرة الحفاظ و سيوطي در كتاب طبقات الحفاظ درباره او چنين مي نويسند :

الحسكاني القاضي المحدث أبو القاسم عبيد الله بن عبد الله بن أحمد بن محمد بن أحمد بن محمد بن حسكان القرشي العامري النيسابوري الحنفي الحاكم ويعرف بابن الحذاء الحافظ شيخ متقن ذو عناية تامة بعلم الحديث...

او حسكاني ، قاضي و محدث ، أبو القاسم عبيد الله بن عبد الله بن أحمد بن محمد بن أحمد بن محمد بن حسكان قرشي عامري نيسابوري حنفي حاكم و معروف به ابن حذاء است ، كه حافظ و شيخي متقن و داراي عنايتي تمام به علم حديثبوده است...

تذكرة الحفاظ ، اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: ٧٤٨ ، ج ٣ ص ١٢٠٠، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت ، الطبعة : الأولي

طبقات الحفاظ ، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي أبو الفضل الوفاة: ٩١١ ، ج ١ ص ٤٤٢، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤٠٣ ، الطبعة : الأولي

و نيز شاگرد مبرز او ، عبد الغافر بن إسماعيل در كتاب السياق خود ، در مورد استادش چنين مي گويد :

أبو القاسم الحسكاني الحذاء :

عبيد الله بن عبد الله بن أحمد بن أحمد بن محمد بن حسكان أبو القاسم الحذاء الحافظ المتقن من أصحاب أبي حنيفة فاضل مسن من بيت العلم والوعظ والحديث...

أبو القاسم حسكاني حذاء :

او عبيد الله بن عبد الله بن أحمد بن أحمد بن محمد بن حسكان ، أبو القاسم حذاء است كه حافظ و از پيروان متقن أبو حنيفه و فاضلي مسن از خانواده علم و موعظه و حديثبوده است ...

المنتخب من كتاب السياق لتاريخ نيسابور ، اسم المؤلف: تقي الدين أبو إسحاق إبراهيم بن محمد الصيرفيني الوفاة: ٦٤١هـ ، دار النشر : دار الفكر للطباعة والنشر التوزيع - بيروت - ١٤١٤هـ ، تحقيق : خالد حيدر ،ج ١ص ٣٢٤

پس از نگاهي كوتاه به جايگاه والاي او در ميان اهل سنت ، اكنون نوبت آن رسيده كه به بررسي روايات او در اين باب بپردازيم :

روايات او از نظر محتوايي به دو بخش ، تقسيم پذيرند كه عبارتند از :

١ . نزول آيه ي « بلغ ما انزل اليك ...» در مورد ابلاغ ولايت علي (ع)

در اين بخش احاديثي مد نظر قرار دارند ، كه به صراحت دلالت دارند كه آيه« يَأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »در موردامير المؤمنين عليه السلام نازل شده است و اين كه پيامبر (ص) با نزول اين آيه در غدير خم ، مامور به ابلاغ ولايت امير المؤمنين (ع) گرديد .

حاكم حسكاني پنج روايات با اين مضامين ، از پنج تن از صحابه پيامبر (ص) نقل نموده است كه عباتند از :

الف : روايت ابوسعيد خدري

أخبرنا أبو عبد الله الدينوري قراءة حدثنا أحمد بن محمد بن إسحاق السني قال : أخبرني عبد الرحمان بن حمدان ، قال : حدثنا محمد بن عثمان العبسي قال : حدثنا إبراهيم بن محمد بن ميمون ، قال : حدثنا علي بن عابس ، عن الأعمش عن أبي الجحاف [داود بن أبي عوف] عن عطية : عن أبي سعيد الخدري قال : نزلت هذه الآية في علي بن أبي طالب: «يَأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» .

... أبوسعيد خُدري (صحابي رسول خدا ) گفت : : در شان علي بن أبي طالب اين آيه«اي پيامبر آنچه را كه از سوي خدا بر تو نازل شده ، ابلاغ كن» نازل شد .

الحاكم الحسكاني ، عبيد الله بن عبد الله بن أحمد ، شواهد التنزيل ، وفاة : ق ٥ ، ج ١ ص ٢٥٠، تحقيق : الشيخ محمد باقر المحمودي ، الطبعة : الأولي ، سنة ١٤١١هـ ، الناشر : مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي- مجمع إحياء الثقافة الإسلامية

ب : روايت ابن عباس

وبه حدثني الحبري قال : حدثنا حسن بن حسين ، قال : حدثنا حبان ، عن الكلبي عن أبي صالح : عن ابن عباس في قوله : « إِنَّمَا وَلِيُّكُمْ اللهُ وَرَسُولُهُالمائدة/٥٥» نزلت في عليّ خاصة وقوله : « وَمَنْ يَتَوَلَّ اللهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواالمائدة /٥٦» في عليّ و قوله : «بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» نزلت في عليّ ، أمر رسول الله أن يبلغ فيهفأخذ بيد علي وقال: « من كنت مولاه فعلي مولاه » .

... و ابوصالح از ابن عباس در مورد شان نزول اين آيه : « سرپرست و وليّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند همانها كه نماز را برپا مي دارند، و در حال ركوع، زكات مي دهند» روايت نموده كه فقط در شان عليّ نازل شده است و همچنين از آيه «و كساني كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد باايمان را بپذيرند» در مورد عليّ نازل شده است و نيز آيه : « آنچه را كه از سوي خدا بر تو نازل شده ، ابلاغ كنَ» در مورد عليّ نازل گشته و پيامبر را به تبليغ آن أمرنمود پس پيامبر دست علي را گرفت و فرمود : « هركه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست » .

الحاكم الحسكاني ، عبيد الله بن عبد الله بن أحمد ، شواهد التنزيل ، وفاة : ق ٥ ، ج ١ ص٢٣٩ح٢٤٠، تحقيق : الشيخ محمد باقر المحمودي ، الطبعة : الأولي ، سنة ١٤١١هـ ، الناشر : مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي- مجمع إحياء الثقافة الإسلامية

أخبرنا السيد أبو الحسن محمد بن [ علي بن ] الحسين الحسني رحمه الله قراءة أخبرنا الحاكم أبو عبد الله الحافظ جملة ، [ قال : أخبرنا ] علي بن عبد الرحمان بن عيسي الدهقان بالكوفة ، قال : حدثنا الحسين بن الحكم الحبري قال : حدثنا الحسن بن الحسين العرني قال : حدثنا حبان بن علي العنزي قال : حدثنا الكلبي عن أبي صالح : عن ابن عباس في قوله عز وجل :« أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ »الآية نزلت في علي ، أمر رسول الله ( صلي الله عليه ) أن يبلغ فيه، فأخذ رسول الله بيد علي فقال : « من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » .

... أبو صالح از ابن عباس روايت نموده در مورد اين سخن خداوند عز وجل : «اي پيامبر آنچه را كه از سوي خدا بر تو نازل شده ، ابلاغ كن» كه گفت : در مورد عليّ نازل شد و پيامبر را به تبليغآن نمود پس پيامبر دست علي را گرفت و فرمود : « هركه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست » .

الحاكم الحسكاني ، عبيد الله بن عبد الله بن أحمد ، شواهد التنزيل ، وفاة : ق ٥ ، ج ١ ص ٢٥١، تحقيق : الشيخ محمد باقر المحمودي ، الطبعة : الأولي ، سنة ١٤١١هـ ، الناشر : مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي- مجمع إحياء الثقافة الإسلامية

ج : روايت ابوهريره

قال : أخبرنا أبو الحسن محمد بن محمد بن علي الأنصاري بطوس ، قال : حدثنا قريش بن خداش بن السائب ، قال : حدثنا أبو عصمة نوح بن أبي مريم ، عن إسماعيل ، عن أبي معشر ، عن سعيد المقبري : عن أبي هريرة ، عن النبي ( صلي الله عليه وآله وسلم ) قال : لما أسري بي إلي السماء سمعت تحت العرش أن عليا راية الهدي وحبيب من يؤمن بي بلغ يا محمد ، قال : فلما نزل النبي ( صلي الله عليه وآله وسلم ) أسر ذلك ، فأنزل الله عز وجل : «يَأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» في علي بن أبي طالب، «وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» .

...أبوهريره از پيامبر ( صلي الله عليه وآله وسلم ) روايت كرده كه فرمود : « وقتي به آسمان سير نمودم ، در زير عرش الهي چنين شنيدم ، علي پرچم هدايت و دوستدار كسي است كه به من ايمان آورد ، اي محمد ! اين را ابلاغ كن ، ابوهريره در ادامه گفت : وقتي كه پيامبر ( صلي الله عليه وآله وسلم ) بازگشت ، آن را مخفي ساخت لذا خداوند عز وجل اين آيه را «اي پيامبر آنچه را كه از سوي خدا بر تو نازل شده ، ابلاغ كن» در مورد علي بن أبي طالب نازل نمودو اين كه «و اگر ابلاغ نكني، رسالت او را انجام نداده اي! خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم، نگاه مي دارد» .

الحاكم الحسكاني ، عبيد الله بن عبد الله بن أحمد ، شواهد التنزيل ، وفاة : ق ٥ ، ج ١ ص ٢٥٠، تحقيق : الشيخ محمد باقر المحمودي ، الطبعة : الأولي ، سنة ١٤١١هـ ، الناشر : مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي- مجمع إحياء الثقافة الإسلامية

د : روايت ابن أبي أوفي

أخبرنا أبو بكر السكري قال : أخبرنا أبو عمرو المقري قال : أخبرنا الحسن بن سفيان ، قال : حدثني أحمد بن أزهر قال : حدثنا عبد الرحمان بن عمرو بن جبلة ، قال : حدثنا عمر بن نعيم بن عمر بن قيس الماصر ، قال : سمعت جدي قال : حدثنا عبد الله بن أبي أوفي قال : سمعت رسول الله ( صلي الله عليه وآله وسلم ) يقول / ٤٦ / ب / يوم غدير خم وتلا هذه الآية: «يَأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ »ثم رفع يديه حتي يري بياض إبطيه ثم قال : « ألا من كنت مولاه فعلي مولاه ، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » ثم قال : « اللهم اشهد » .

... عبد الله بن أبي أوفي گفت كه رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) در روز غدير خم اين آيه را تلاوت نمود: «اي پيامبر آنچه را كه از سوي خدا بر تو نازل شده ، ابلاغ كنو اگر ابلاغ نكني، رسالت او را انجام نداده اي! خداوند تو را از (خطرات احتمالي)مردم، نگاه مي دارد سپس پيامبر دست علي را بلند كرد تا جايي كه سپيدي زير بغل او نمايان شدسپس فرمود : « آگاه باشيد ، هركه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست ، بارپروردگارا ! با هر كه او را دوست دارد ، دوست و با هر كه او را دشمن دارد دشمن باش» سپس فرمود : « پروردگارا ! شاهد باش».

الحاكم الحسكاني ، عبيد الله بن عبد الله بن أحمد ، شواهد التنزيل ، وفاة : ق ٥ ، ج ١ ص٢٥٢، تحقيق : الشيخ محمد باقر المحمودي ، الطبعة : الأولي ، سنة ١٤١١هـ ، الناشر : مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي- مجمع إحياء الثقافة الإسلامية

هـ : روايت حذيفة بن اليمان

حدثنا محمد بن عيسي الدامغاني حدثنا سلمة بن الفضل ، عن أبي مريم ، عن يونس بن حسان ، عن عطية : عن حذيفة بن اليمان قال : كنت والله جالسا بين يدي رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم ، قد نزل بنا غدير خم ، وقد غص المجلس بالمهاجرين والأنصار فقام رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم علي قدميه فقال : يا أيها الناس إن الله أمرني بأمر فقال : « أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ » ثم نادي علي بن أبي طالب فأقامه عن يمينهثم قال :يا أيها الناس ألم تعلموا أني أولي منكم بأنفسكم؟ قالوا : اللهم بلي . قال : من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه ، وانصر من نصره واخذل من خذله . فقال حذيفة : فوالله لقد رأيت معاوية قام وتمطي وخرج مغضبا واضع يمينه علي عبد الله بن قيس الأشعري ويساره علي المغيرة بن شعبة ثم / ١٧٩ / أ / قام يمشي متمطئا وهو يقول : لا نصدق محمدا علي مقالته ولا نقر لعلي بولايته فأنزل الله تعالي : « فَلاَ صَدَّقَ وَلاَ صَلَّي * وَلَكِنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّي * ثُمَّ ذَهَبَ إِلَي أَهْلِهِ يَتَمَطَّي » فهم به رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم أن يرده فيقتله فقال له جبرئيل : « لاَ تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ »القيامة١٦ فسكت عنه .

حذيفه بن يمان گفته است : به خدا سوگند در مجلس غدير خم من مقابل رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نشسته بودم و مجلس مملو از مهاجر و انصار بود ، كه ناگاه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم برخواست و فرمود : اي مردم براستي كه خداوند مرا به كاري فرمان داده است و فرموده است : «اي پيامبر آنچه را كه از سوي خدا بر تو نازل شده ، ابلاغ كن»سپس پيامبرعلي بن أبي طالب را صدا زد و در سمت راست خود قرار دادسپس فرمود : اي مردم آيا نمي دانيد كه من از شما به خودتان سزاوارترم؟ گفتند : آري فرمود : « هركه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست ، بارپروردگارا ! با هر كه او را دوست دارد ، دوست و با هر كه او را دشمن دارد دشمن باش و هر كه او را ياري نمايد ، ياري نما و هر كه او را خوار نمايد ، خوار نما » حذيفه در ادامه گفت : سوگند به خدا ديدم كه معاويه برخواست و با تكبر و عصبانيت از مجلس خارج شد در حالي كه دست راست خود را بر دوش عبد الله بن قيس أشعري ودست چپش را بر دوش مغيرة بن شعبة گذارده بود و با اين حال راه مي رفت ، مي گفت : ما سخنان محمد را تصديق نمي كنيم و به ولايت علي اقرار نخواهيم كرد در اين هنگام خدوند اين آيات را نازل نمود « او هرگز ايمان نياورد و نماز نخواند * بلكه تكذيب كرد و روي گردان شد، * سپس بسوي خانواده خود بازگشت در حالي كه متكبّرانه قدم برمي داشت! » و رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم فهميد كه بايد او را بازگردانده و به قتل رساند ، در اين هنگام جبرئيل اين آيه را تلاوت نمود : « زبانت را بخاطر عجله براي خواندن آن حركت مده،ِ » و پيامبر سكوت كرد .

الحاكم الحسكاني ، عبيد الله بن عبد الله بن أحمد ، شواهد التنزيل ، وفاة : ق ٥ ، ج٢١ ص٣٩٣، تحقيق : الشيخ محمد باقر المحمودي ، الطبعة : الأولي ، سنة ١٤١١هـ ، الناشر : مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي- مجمع إحياء الثقافة الإسلامية

٢-احاديث خوف رسول خدا (ص) از اين ابلاغ

علاوه بر روايات فوق كه بر نزول آيهيَأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» در مورد ولايت اميرالمؤمنين (ع) و اين كه پيامبر (ص) با نزول اين آيه در غدير خم ، مامور به ابلاغ ولايت امير المؤمنين (ع) گرديده است، دلالت داشتند ، دو روايت ديگر را نيز حاكم حسكاني نقل مي كند ، كه به صراحت ازخوف پيامبر (ص)از ابلاغ ولايت امير المؤمنين (ع)پرده برمي دارند كه عبارتند از :

الف : روايت ابن عباس

حدثني محمد بن القاسم بن أحمد في تفسيره قال : حدثنا أبو جعفر محمد بن علي الفقيه ، قال : حدثنا أبي قال : حدثنا سعد بن عبد الله قال : حدثنا أحمد بن عبد الله البرقي ، عن أبيه ، عن خلف بن عمار الأسدي عن أبي الحسن العبدي عن الأعمش ، عن عباية بن ربعي عن عبد الله بن عباس عن النبي (صلي الله عليه وآله وسلم) حديث المعراج إلي أن قال : وإني لم أبعث نبيا إلا جعلت له وزيرا و إنك رسول الله وإن عليا وزيرك . قال ابن عباس : فهبط رسول الله فكره أن يحدث الناس بشئ منها إذ كانوا حديثي عهد بالجاهلية حتي مضي ذلك ستة أيام ، فأنزل الله تعالي : (فلعلك تارك بعض ما يوحي إليك) فاحتمل رسول الله حتي كان يوم الثامن عشر ، أنزل الله عليه « يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك » ثم إن رسول الله (صلي الله عليه وآله وسلم) أمر بلالا حتي يؤذن في الناس أن لا يبقي غدا أحد إلا خرج إلي غدير خم فخرج رسول الله ( صلي الله عليه وآله وسلم ) والناس من الغد ، فقال : « يا أيها الناس إن الله أرسلني إليكم برسالة وإني ضقت بها ذرعا مخافة أن تتهموني وتكذبوني حتي عاتبني ربي فيها بوعيد أنزله عليّ بعد وعيد، ثم أخذ بيد علي بن أبي طالب فرفعها حتيرأي الناس بياض إبطيهما ثم قال : « أيها الناس الله مولاي وأنا مولاكم فمن كنت مولاه فعليٌ مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله » و أنزل الله : «اليوم أكملت لكم دينكم» .

... عباية بن ربعي از عبد الله بن عباس و او از پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) حديث معراج را روايت نموده تا اينجا كه خداوند فرمود : من هيچ پيامبري را مبعوث نكردم مگر آن كه براي او وزيري قرار دادم و تو رسول خدا و علي وزيرتو است .

ابن عباس گفت : پيامبر فرود آمد و كراهت داشت از اين كه از آن سخني براي مردم بگويد ، زيرا كه مردم تازه از جاهليت فاصله گرفته بودند تا اين كه شش روز گذشت ، و خداوند اين آيه را نازل كرد « شايد (ابلاغ) بعض آياتي را كه به تو وحي مي شود، (بخاطر عدم پذيرش آنها) ترك كني (و به تأخير اندازي) » و پيامبر صبر نمود تا روز هجدهم ذي الحجه رسيد و خداوند آيه «اي پيامبر آنچه را كه از سوي خدا بر تو نازل شده ، ابلاغ كن»و (روز قبل) پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) به بلال امر نموده بود تا در ميان مردم اعلام نمايد كه فردا كسي نماند مگر آنكه به سمت غدير خم حركت كند رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) به راه افتاد و مردم نيز به دنبال ايشان حركت نمودند ( و وقتي به غدير خم رسيدند ، درجمع مردم سخنراني نمود ) و فرمود : « اي مردم ! خداوند مرا به ابلاغ رسالتي براي شما امر فرموده كه سينه ام از بيان آن به دليل آن كه شما مرا متهم ساخته و تكذيب نماييد تا آن كه پروردگارم مرا مورد عتاب قرار داد و تهديد نمود، سپس دست علي بن أبي طالب را گرفت و بلند نمود تا جايي كه مردم سپيدي زير بغل آن دو را مشاهده نمودند ، آنگاه فرمود : « اي مردم ! خداوند مولاي من و من مولاي شما هستم ، و هركه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست ، بارپروردگارا ! با هر كه او را دوست دارد ، دوست بدار و با هر كه او را دشمن دارد دشمن باش و هر كه او را ياري نمايد ، ياري نما و هر كه او را خوار نمايد ، خوار نما » و آنگاه خداوند اين آيه را نازل نمود : « امروز، دين شما را كامل نمودم » .

الحاكم الحسكاني ، عبيد الله بن عبد الله بن أحمد ، شواهد التنزيل ، وفاة : ق ٥ ، ج ١ ص ٢٥٦و٢٥٧ح٢٥٠، تحقيق : الشيخ محمد باقر المحمودي ، الطبعة : الأولي ، سنة ١٤١١هـ ، الناشر : مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي- مجمع إحياء الثقافة الإسلامية

ب : روايت جابر

حدثني علي بن موسي بن إسحاق ، عن محمد بن مسعود بن محمد ، قال : حدثنا سهل بن بحر ، قال : حدثنا الفضل بن شاذان ، عن محمد بن أبي عمير ، عن عمر بن أذينة عن الكلبي عن أبي صالح : عن ابن عباس وجابر بن عبد الله قالا : أمر الله محمدا أن ينصب عليا للناس ليخبرهم بولايته فتخوف رسول الله (صلي الله عليه وآله وسلم) أن يقولوا حابا ابن عمه وأن يطعنوا في ذلك عليه ، فأوحي الله إليه :« يَأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» الآية ، فقام رسول الله بولايته يوم غدير خم.

... أبو صالح از ابن عباس و جابر بن عبد الله نقل نموده كه گفتند : خداوند به محمد (ص) فرمان داد كه علي را بر مردم منصوب نموده و آنان را از ولايت او آگاه سازد ، و رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) از طعنه آنان و اين كه بگويند : پسر عمويش را به دليل انگيزه هاي شخصي مقدم نموده ، خوفناك گرديد ، در اين هنگام خداوند به او چنين وحي نمود :« اي پيامبر آنچه را كه از سوي خدا بر تو نازل شده ، ابلاغ كن»لذا رسول خدا ولايت عليّ را در روز غديرخم اعلام نمود .

الحاكم الحسكاني ، عبيد الله بن عبد الله بن أحمد ، شواهد التنزيل ، وفاة : ق ٥ ، ج ١ ص ٢٥٦ح٢٤٩، تحقيق : الشيخ محمد باقر المحمودي ، الطبعة : الأولي ، سنة ١٤١١هـ ، الناشر : مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي- مجمع إحياء الثقافة الإسلامية

پاسخ دوم : نسبت خوف به پيامبران در قرآن

قرآن كريم در موارد متعددي صراحتا به پيامبران نسبت خوف داده است ، و چنين نسبتي را منافي شأن نبوت نمي داند ، حال اگر اين نسبت ، اهانت به آنان باشد ، آيا مي توان گفت كه قرآن كريم به پيامبران (ص) اهانت نموده است ؟

در ذيل نمونه هايي از خوف پيامبران در قرآن را ارائه مينماييم :

الف : نسبت خوف به پيامبر اسلام-

قرآن به پيامبر اكرم (ص) در جريان زيد و طلاق او از همسرش ، نسبت خوف و خشيت از مردم مي دهد :

« وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا الله مُبْدِيهِ وَتَخْشَي الناسوالله أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ »

... و در دل چيزي را پنهان مي داشتي كه خداوند آن را آشكار مي كند و از مردم مي ترسيديدر حالي كه خداوند سزاوارتر استكه از او بترسي!

آيه ٣٧سوره احزاب

آلوسي مفسر معروف اهل سنت در تفسير اين آيه مي نويسد :

والظاهر أن الله تعالي لما أراد نسخ تحريم زوجة المتبني أوحي إليه عليه الصلاة والسلام أن يتزوج زينب إذا طلقها زيد فلم يبادر له صلي الله عليه وسلم مخافة طعن الأعداء فعوتب عليهوهو توجيهوجيه .

و ظاهر امر اين است كه خداوند متعال وقتي كه خواست تحريم ازدواج با همسر مطلقه فرزندخوانده (كه در ميان عرب جاهلي مرسوم شده بود ) را از بين بردارد به پيامبر عليه الصلاة والسلام وحي نمود كه با زينب همسر پسرخوانده اش كه طلاق گرفته بود ، ازدواج نمايد اما پيامبر صلي الله عليه وسلم از ترس طعن دشمنان اقدام به آن نمي نمودلذا خداوند او را مورد عتاب قرارداد (آلوسي مي گويد )اينتوجيه خوبي براي اين آيه است .

تفسير الألوسي ج ١٦ ص ١٢٨

حال اگر كسي بگويد :پيامبر اكرم (ص) در ابلاغ ولايت اميرالمؤمنين (ع) از طعن و تكذيب مردم ، خوفناكبوده ، به آن حضرت اهانت نموده است ؟

ب : نسبت خوف به حضرت موسي

خداوند متعال در قرآن كريم با صراحتِ تمام از خوف پيامبر اولوالعزمي چون حضرت موسي (ع) در ابلاغ رسالت الهي و نيز تكلم او به اين خوف درپيشگاه الهي ، آنهم دقيقا بعد از فرمان خداوندي به دعوت فرعون و قومش ، سخن گفته و مي فرمايد :

« وَإِذْ نَادَي رَبُّكَ مُوسَي أَنْ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ * قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلاَ يَتَّقُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِي».

« (به خاطر بياور) هنگامي را كه پروردگارت موسي را ندا داد كه به سراغ قوم ستمگر برو * قوم فرعون ، آيا آنان (از مخالفت فرمان پروردگار) پرهيز نمي كنند؟! *(موسي) عرض كرد: « پروردگارا! از آن مي ترسم كه مرا تكذيب كنند ».

سوره شعراء آيه١٠ الي١٢

« ... وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَاناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِي* قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ و َنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَاناً فَلاَ يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا أَنْتُمَا وَ مَنْ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ» .

« و برادرم هارون زبانش از من فصيحتر است او را همراه من بفرست تا ياور من باشد و مرا تصديق كند مي ترسم مرا تكذيب كنند!فرمود: «بزودي بازوان تو را بوسيله برادرت محكم (و نيرومند) مي كنيم، و براي شما سلطه و برتري قرار مي دهيم و به بركت آيات ما، بر شما دست نمي يابند شما و پيروانتان پيروزيد!» » .

سوره قصص آيه ٣٣ و٣٤

« اذْهَبَا إِلَي فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَي * فَقُولاَ لَهُ قَوْلا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَي * قَالاَ رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنَا أَوْ أَنْ يَطْغَي * قَالَ لاَ تَخَافَاإِنَّنِيمَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَي » .

بسوي فرعون برويد كه طغيان كرده است! * اما بنرمي با او سخن بگوييد شايد متذكّر شود، يا (از خدا) بترسد! * (موسي و هارون) گفتند: «پروردگارا! از اين مي ترسيم كه بر ما پيشي گيرد (و قبل از بيان حق، ما را آزار دهد) يا طغيان كند (و نپذيرد)!» * خداوندفرمود : « نترسيد ! من با شما هستم (همه چيز را) مي شنوم و مي بينم! » .

سوره طه آيه ٤٢ الي٤٦

حال جاي اين سوأل است كه آيا قرآن به حضرت موسي (ع) اهانت نموده است ؟ و آيا كسي اگر بگويد كه رسول خدا (ص) از ابلاغ ولايت امير المؤمنين(ع) كه انكار و دشمني و دودستگي جامعه نوپاي اسلامي را به دنبال داشت ، خوف داشته است ، به پيامبر(ص) اهانت و جسارت نموده است ؟ .

همچنين خداوند خوف حضرت موسي (ع) از اين كه به دست فرعونيان به خاطر قتل شخص قبطي ، كشته شود سخن گفته و مي فرمايد :

« قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخَافُ أَنْ يَقْتُلُونِي» .

عرض كرد: «پروردگارا! من يك تن از آنان را كشته ام ، مي ترسم مرا به قتل برسانند!

سوره قصص آيه ٣٣ و٣٤

«... وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخَافُ أَنْ يَقْتُلُونِي» .

و آنان (به اعتقاد خودشان) بر گردن من گناهي دارند مي ترسم مرا بكشند.

سوره شعراء آيه ١٤

قرطبي در تفسير اين آيات مي نويسد :

وقد مضي في طه ذكره وخاف موسي أن يقتلوه به ودل علي أن الخوف قد يصحب الأنبياء والفضلاء والأولياءمع معرفتهم بالله وأن لا فاعل إلا هو إذقد يسلط من شاء علي من شاء .

و موسي از اين كه آنان او را به خاطر آن قبطي به قتل رسانند ، ترسيد كه ، بر اين نكته دلالت دارد كه گاهي با وجود معرفت به خداوند و درك اين نكته كه فاعلي جز او نيست ، خوف مصاحب و همراه انبياء وبزرگان و اولياي الهيبوده است زيرا كه گاهي خداوند هر كه را بخواهد بر هر كه بخواهد مسلطمي نمايد .

الجامع لأحكام القرآن ، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي ، الوفاة: ٦٧١ ، ج ١٣ ص ٩٢، دار النشر : دار الشعب - القاهرة

و نيز قرآن به خوف حضرت موسي (ع) در جريان سحره فرعون تصريح نموده و مي فرمايد :

« قَالُوا يَا مُوسَي إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَإِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَي * قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَي * فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةًمُوسَي قُلْنَالاَ تَخَفْإِنَّكَ أَنْتَ الاَْعْلَي » .

(ساحران) گفتند: «اي موسي! آيا تو اول (عصاي خود را) مي افكني، يا ما كساني باشيم كه اول بيفكنيم؟!» * گفت: «شما اول بيفكنيد!» در اين هنگام طنابها و عصاهاي آنان بر اثر سحرشان چنان به نظر مي رسيد كه حركت مي كند! * موسي ترس خفيفي در دل احساس كرد * گفتيم: «نترس! تو مسلّماً (پيروز و) برتري .

سوره طه آيه ٦٥ الي٦٨

ج : نسبت خوف به حضرت هارون%

همچنين قرآن در مورد خوف هارون (ع) از اين كه مبادا مورد مواخذه حضرت موسي (ع) قرارگيرد كه چرا در غياب او بين بني اسرائيل تفرقه افكنده است ؟ از مبارزه با فتنه سامري و مرتد شدن مردم خوداري مي كند

« قَالَ يَا هَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا * أَلاَّ تَتَّبِعَنِي أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي * قَالَ يَبْنَؤُمَّ لاَ تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلاَ بِرَأْسِيإِنِّي خَشِيتُأَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي » .

(موسي) گفت: « اي هارون! چرا هنگامي كه ديدي آنها گمراه شدند *از من پيروي نكردي؟! آيا فرمان مرا عصيان نمودي؟!» (٩٣)(هارون) گفت: «اي فرزند مادرم! مرا مواخذه مكن! من ترسيدمكه بگويي تو ميان بني اسرائيل تفرقه انداختي، و سفارش مرا به كار نبستي!»

سوره طه آيه ٩٢ الي ٩٤

حال اگر كسي بگويد : وقتي مي شود با وجود فتنه گوساله پرستي و رواج آن در ميان تمامي پيروان ، از خوف و هراس تفرقه ، سكوت نمود ، آيا نسبت خوف به رسول خدا (ص) از تكذيب صحابه ، اهانت به ايشان است ؟

د : نسبت خوف به حضرت ابراهيم%

قرآن كريم همچنين در مورد خوف پيامبر الوالعزم ديگري چون ابراهيم خليل (ع) از ميهماناني كه در واقع فرستادگان الهي بر قوم لوط بوده اند ، اين گونه سخن مي گويد :

« فَلَمَّا رَأَي أَيْدِيَهُمْ لاَ تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لاَ تَخَفْ» .

(اما) هنگامي كه ديد دست آنها به آن نمي رسد (و از آن نمي خورند، كار) آنها را زشت شمرد و در دل احساس ترس نمود. به او گفتند: «نترس!» .

سوره هود آيه٧٠

و همچنين در سوره ذاريات در اين باره مي فرمايد :

« هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ * ... فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لاَ تَخَفْ» .

آيا خبر مهمانهاي بزرگوار ابراهيم به تو رسيده است؟ ... و از آنها احساس ترس نمود ، گفتند: «نترس.

سوره ذاريات آيه ٢٤ الي٢٨

هـ : نسبت خوف به حضرت زكريا%

همچنين خداوند متعال ، خوف حضرت زكريا (ع) را كه در قالب دعا در پيشگاه الهي عرضه شد ، براي همگان علني نموده و مي فرمايد :

« وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَائِيوَكَانَتْ امْرَأَتِي عَاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً » .

... و من بعد از خود از بستگانم ترسانم! و (از طرفي) همسرم نازا و عقيم است تو از نزد خود جانشيني به من ببخش.

سوره مريم آيه ٥

حال اگر كسي بگويد : كه رسول خدا (ص) از تبليغ ولايت امير المؤمنين (ع) كه مي توانست موجب تكذيب ديگران شود ، خوفي عاقلانه داشته است ، به آن حضرت (ص) جسارت نموده است !!!

پاسخ سوم:اهل سنت و نسبت هاي خوف به پيامبر-

در اين پاسخ مي گوييم :اگر قرار باشد كه نسبت خوف به رسول خدا (ص) ، اهانت به آن حضرت (ص) باشد ، اين اهل سنت هستند كه در موارد متعددي ، مرتكبچنين اهانتي شده اند ، زيرا كه سخنان مفسرين شان و همچنين رواياتي كه از نظر آنان كاملا صحيح اند ، به صراحت ، به آن حضرت (ص) ، نسبت خوف داده اند .

لذا اين پاسخ را در دو بخش جداگانه مطرح مي نماييم :

١. علماي اهل سنت و نسبت خوف به پيامبر (ص)

علماي بسياري از اهل سنت در تفسير آيه« أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ... »به پيامبر (ص) ، نسبت خوف در ابلاغ رسالت داده اند كه به ذكر چند مورد از اين موارد اكتفاء مي نماييم :

١ . مقاتل(متوفاي١٥٠هـ)

او در تفسير آيه« يَأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »به صراحت به رسول خدا (ص) نسبت خوف از يهود داده و مي گويد :

... فقال : « يا أيها الرسولبلغ ما أنزل إليكمن ربك » « وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس » ، يعني من اليهود ، فلا تقتل «إن الله لا يهدي القوم الكافرين» [ آية : ٦٧ ] يعني اليهود فلما نزلت هذه الآية ، أمن النبي (ص) من القتل والخوف ، فقال : « لا أبالي من خذلني و من نصرني » ، وذلك أنه كان يخشي أن تغتاله اليهود فتقتله.

…خداوند فرمود : « يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك » « وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس » منظوراز حفاظت از مردم ، حفاظت از شر يهود است ، لذا كشته نخواهي شد ، « إن الله لا يهدي القوم الكافرين » [آية : ٦٧] منظور از كافران يهوداند لذا وقتي اين آيه نازل شد ، پيامبر (ص) از قتل و خوف ايمن شد ، و پيامبر (ص) فرمود : « ديگر براي من مهم نيست كه كسي خارم كند و يا ياري ام نمايد » ونزول اين آيات به اين خاطر بود كه پيامبر هميشه مي ترسيد كه يهود توطئه نموده و او را به قتل رسانند.

تفسير مقاتل بن سليمان ، اسم المؤلف: أبو الحسن مقاتل بن سليمان بن بشير الأزدي بالولاء البلخي الوفاة: ١٥٠هـ ، ج ١ ص٣١١، دارالنشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت - ١٤٢٤هـ - ٢٠٠٣م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : أحمد فريد

٢ و ٣ . ابن عطيه(متوفاي ٥٤٦هـ ) و ثعالبي(متوفاي٨٧٥هـ)

هخمچنين اين دو مفسر اهل سنت هم در تفسير خود در معناي آيه محل بحث مي نويسند :

وقوله سبحانه : { ياأيها الرسول بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ . . . } الآية : هذه الآية أمْرٌ مِنَ اللَّه تعالي لنبيِّه عليه السلام بالتبليغِ علي الاستيفاء والكمالِ ؛ لأنه قد كان بَلَّغ صلي الله عليه وسلم وإنما أُمِرَ في هذه الآيةِ بِأَلاَّيتوقَّفَ عن شَيْء مخافةَ أحَدٍ؛ وذلك أنَّ رسالته عليه السلام تضمَّنت الطَّعْنَ علي أنواع الكَفَرة و بيانَ فسادِ حالِهِم فكان يلقي منهم صلي الله عليه وسلم عَنَتاً و ربَّما خافهم أحياناً قبل نزول هذه الآية.

و (تفسير ) اين سخن خداوند : « ياأيها الرسول بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ . . . تا آخر»

اين آيه متضمن دستور خداوند به پيامبر عليه السلام نسبت به تبليغ كامل رسالت الهي است زيرا كه قبل از اين نيز پيامبر صلي الله عليه وسلم ، تبليغ نموده بود ، و آنچه در اين آيه به آن امر شد ، تنها اين بود كه به خاطر خوف از كسي رسالت الهي را متوقف نسازد و (حكمت آن نيز از اين قرار است كه) رسالت پيامبر عليه السلام به همراه خود طعن كافران و افشا شدن زشتي اعمالشان را در بردارد لذا دائما از سوي آنان سختي و مشقتي متوجه رسول خدا (ص) بود و پيامبر گاهي از اوقات ، قبل نزول اين آيه ، از آنان مي ترسيد .

المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز ، اسم المؤلف: أبو محمد عبد الحق بن غالب بن عطية الأندلسي الوفاة: ٥٤٦هـ ، ج ٢ ص ٢١٨، دار النشر : دار الكتب العلمية - لبنان - ١٤١٣هـ- ١٩٩٣م ، الطبعة : الاولي ، تحقيق : عبد السلام عبد الشافي محمد

تفسير الثعالبي (الجواهر الحسان في تفسير القرآن )، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف الثعالبي، ج ٢ ص ٤٠٣ ، تحقيق : الدكتور عبد الفتاح أبو سنة - الشيخ علي محمد معوض - والشيخ عادل أحمد عبد الموجود چاپ : أول، سال چاپ : ١٤١٨، چاپخانه : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، ناشر : دار إحياء التراث العربي ، مؤسسة التاريخ العربي - بيروت - لبنان

٤ . غرناطي كلبي(متوفاي ٧٤١هـ)

او نيز در مورد خوف رسول خدا (ص) اين گونه نظر مي دهد :

«وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» وعد و ضمان للعصمة وكان رسول الله صلي الله عليه وسلم يخاف أعداءه ويحترس منهم في غزواته وغيرها

آيه « وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » متضمن وعده و ضمانت الهي بر حفظ پيامبر (ص) است زيرا كه رسول خدا صلي الله عليه وسلم از دشمنانش مي ترسيدو در جنگ و غير جنگ ، از خطر آنان پاسداري مي شد .

التسهيل لعلوم التنزيل كتاب التسهيل لعلوم التنزيل ، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن محمد الغرناطي الكلبي الوفاة: ٧٤١هـ ، ج ١ ص ١٨٣، دار النشر : دار الكتاب العربي - لبنان - ١٤٠٣هـ- ١٩٨٣م ، الطبعة : الرابعة

آيا اين علماي اهل سنت به رسول خدا (ص) اهانت ننمودند ؟

٢ . روايات خوف پيامبر(ص)

در بخش دوم پاسخ سوم ، رواياتي را از منابع دست اول اهل سنت ارائه مي كنيم كه به صراحت به پيامبران الهي و همچنين به طور خاص به رسول خدا (ص) نسبت خوف داده اند :

الف : خوف پيامبران الهي از تكذيب اصحاب

صحيح بخاري ، بهترين منبع اهل سنت ، به تمامي پيامبران الهي نسبت داده است كه ايشان از تكذيب شدن توسط پيروانشان بيمناك بوده اند ، به حديثي كه بخاري در اين رابطه از عايشهنقل كرده دقت كنيد :

حدثنا إِبْرَاهِيمُ بن مُوسَي أخبرنا هِشَامٌ عن بن جُرَيْجٍ قال سمعت بن أبي مُلَيْكَةَ يقول قال بن عَبَّاسٍ رضي الله عنهما«حتي إذا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قد كُذِبُوا» خَفِيفَةً ذَهَبَ بها هُنَاكَ وَتَلَا « حتي يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا معه مَتَي نَصْرُ اللَّهِ ألا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ » فَلَقِيتُ عُرْوَةَ بن الزُّبَيْرِ فَذَكَرْتُ له ذلك فقال قالت عَائِشَةُ مَعَاذَ اللَّهِ واللهما وَعَدَ الله رَسُولَهُ من شَيْءٍ قَطُّ إلا عَلِمَ أَنَّهُ كَائِنٌ قبل أَنْ يَمُوتَ وَلَكِنْ لم يَزَلْ الْبَلَاءُ بِالرُّسُلِ حتيخَافُوا أَنْ يَكُونَ من مَعَهُمْ يُكَذِّبُونَهُمْفَكَانَتْ تَقْرَؤُهَا«وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قد كُذِّبُوا».

... ابن جُرَيج گفت كه از ابن أبي مُلَيْكَة شنيدم كه مي گفت : ابن عَبَّاس رضي الله عنهما،كلمه «كُذبُوا» در آيه« حتي إذا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قد كُذِبُوا » را بدون تشديد مي خواند و وقتي به اينجا مي رسيد ، اين آيه را تلاوت مي كرد « حتي يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا معه مَتَي نَصْرُ اللَّهِ ألا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ » تا اين كه من عُروَة بن زُِبير را ملاقات كردم و آنچه شنيده بودم را برايش نقل نمودم ، عروة جواب داد : عَائِشَةُ گفت به خدا پناه مي برم ، به خدا قسم ، خداوند هرگز وعده اي به رسولش نداد مگر آنكه آن رسول مي دانست كه آن وعده الهي قبل از رحلتش محقق خواهد شد ولي از آنجا كه هميشه سختي ها و دشواري ها همراه پيامبران بود آنان مي ترسيدند كه از ناحيه اصحاب و يارانشان مورد تكذيب قرار گيرندلذا عايشه كلمه «كُذبُوا» را با تشديد مي خواند : «وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قد كُذِّبُوا ».

صحيح البخاري (الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦ ، ج ٤ ص ١٦٤٤، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفي ديب البغا

ب : خوف رسول خدا (ص) ازانكار برخي از صحابه

همچنين حديث ديگري كه در صحيح بخاري منعكس شده از اين قرار است كه رسول خدا (ص) از بيان و اجراي برخي احكام الهي به دليل تازه مسلمان بودن و قريب العهد بودن مردم ، به دوران جاهليت ، خوف داشتند :

بخاري معتبرترين محدث اهل سنت در معتبرترين كتاب آنان ، در اين مورد حديث زير را از عائشه نقل ميكند:

حدثنا مُسَدَّدٌ حدثنا أبو الْأَحْوَصِ حدثنا أَشْعَثُ عن الْأَسْوَدِ بن يَزِيدَ عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت سَأَلْتُ النبي صلي الله عليه وسلم عن الْجَدْرِ أَمِنَ الْبَيْتِ هو قال نعم قلت فما لهم لم يُدْخِلُوهُ في الْبَيْتِ قال إِنَّ قَوْمَكِ قَصَّرَتْ بِهِمْ النَّفَقَةُ قلت فما شَأْنُ بَابِهِ مُرْتَفِعًا قال فَعَلَ ذلك قَوْمُكِ لِيُدْخِلُوا من شاؤوا وَيَمْنَعُوا من شاؤوا وَلَوْلَا أَنَّ قَوْمَكِ حَدِيثٌ عَهْدُهُمْ بِالْجَاهِلِيَّةِ فَأَخَافُ أَنْ تُنْكِرَ قُلُوبُهُمْأَنْ أُدْخِلَ الْجَدْرَ في الْبَيْتِ وَأَنْ أُلْصِقَبَابَهُ بِالْأَرْضِ .

... أَسوَدِ بن يَزِيد از عائشه رضي الله عنها نقل كرده كه گفت : از پيامبر صلي الله عليه وسلم در مورد حجر اسماعيل پرسيدم كه آيا جزء كعبه است يا نه ؟ فرمود : بله ، گفتم : پس چرا مردم آن را جزء كعبه نمي دانند ، فرمود : زيرا كه قوم تو توان اين كار را نداشتند ، گفتم : حكم درب آن كه از زمين بالا است(ووارد شدن به آن محتاج عبور از پله هاي آن است) چيست ؟ ، فرمود : اين كار را قوم تو كردند تا هر كه را خواستند ، وارد كرده و هر كه را خواستند از ورود به آن منع نمايند ، اگر نبود كه قوم تو قريب العهد به دوران جاهليت اند و مي ترسم كه دلهاي آنان انكار كند، حجراسماعيل را داخل در كعبه نموده و نيز درب آن را به زمين مي چسباندم.

الجامع الصحيح المختصر(صحيح البخاري) ، اسم المؤلف : محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦ ، ج ٢ ص ٥٧٣ ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفي ديب البغا

آيا اين اهانت به رسول خدا (ص) نيست كه به خاطر خوف از انكار صحابه از بيان حكم الهي خودداري نمايد ؟؟؟

ج :خوف رسول خدا (ص) از دشمن !!!

همچنين منابع اهل سنت مملو از نسبت خوف به پيامبر (ص) در صحنه جنگ است آيا كساني كه نسبت خوف ممدوح به پيامبر (ص) را كه قرآن نيز به آن تصريح مي كند ، اهانت مي شمارند ، نسبت خوف در جنگ را اهانت نمي دانند .

ابوداود سجستاني از علماي پرآوازه اهل سنت ، در باره خوف رسول خدا (ص) از دشمن و دعاي آن حضرت در اين موارد مي نويسد :

حدثنا محمد بن المثني ، ثنا معاذ بن هشام ، حدثني أبي ، عن قتادة ، عن أبي بردة بن عبد الله ، أن أباه حدثه ، أن النبي صلي الله عليه وسلم كان إذا خاف قوما قال: اللهم إنا نجعلك في نحورهم و نعوذ بك منشرورهم .

أبي بردة بن عبد الله ، از پدرش عبدالله روايت مي كند كه ، پيامبر صلي الله عليه وسلم ، هرگاه از قومي مي ترسيد مي گفت: خدايا ! ما تو را در گلوي آنان قرار مي دهيم (كنايه از اين كه ما تو را مانعي بين خود وآنان ، قرار مي دهيم) و از شرّ آنان به تو پناه مي بريم .

سنن أبي داود ، اسم المؤلف: سليمان بن الأشعث أبو داود السجستاني الأزدي الوفاة: ٢٧٥ ، ج ٢ ص ٨٩ ، دار النشر : دار الفكر، تحقيق : محمد محيي الدين عبد الحميد

حاكم نيشابوري اين حديث را نقل و در مورد سند آن نيز نظر مي دهد :

... ان النبي صلي الله عليه وآله كان إذا خاف قوما قال: اللهم انا نجعلك في نحورهم ونعوذ بك من شرورهم .

هذا حديث علي شرط الشيخينوأكبر ظني انهما لم يخرجاه

پيامبر صلي الله عليه وسلم ، هرگاه از قومي مي ترسيد مي گفت: خدايا ! ما تو را در گلوي آنان قرار مي دهيم (كنايه از اين كه ما تو را مانعي بين خود و آنان ، قرار مي دهيم) و از شرّ آنان به تو پناه مي بريم

اين حديث ، شرط بخاري و مسلم (براي صحيح دانستن يك روايت ) را دارا استو گمان غالب من اين است كه در صحيحشان اين حديث را نياورده اند .

المستدرك علي الصحيحين ، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: ٤٠٥ هـ ، ج ٢ ص ١٥٤، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١١هـ - ١٩٩٠م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : مصطفي عبد القادر عطا

اين حديث را بزرگان ديگري از اهل سنت نيز نقل نموده اند كه مي توانيد در منابع زير تعدادي از آنها را ملاحظه نماييد :

١) . بزار(متوفاي٢٩٢هـ)

البحر الزخار(مسند البزار) ، اسم المؤلف: أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق البزار الوفاة: ٢٩٢ ، ج ٨ ص ١٢٩، دار النشر : مؤسسة علوم القرآن , مكتبة العلوم والحكم - بيروت , المدينة - ١٤٠٩ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله

٢) . نسايي(متوفاي٣٠٣هـ)

السنن الكبري ، اسم المؤلف: أحمد بن شعيب أبو عبد الرحمن النسائي الوفاة: ٣٠٣ ، ج ٥ ص ١٨٨، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١١ - ١٩٩١ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : د.عبد الغفار سليمان البنداري , سيد كسروي حسن

٣). ابوبكر روياني(متوفاي ٣٠٧هـ)

مسند الروياني ، اسم المؤلف: محمد بن هارون الروياني أبو بكر الوفاة: ٣٠٧ ، ج ١ ص ٣١١، دار النشر : مؤسسة قرطبة - القاهرة - ١٤١٦ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : أيمن علي أبو يماني

٤). ابن حبان (متوفاي٣٥٤هـ)

صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان ، اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي الوفاة: ٣٥٤ ، ج ١١ ص ٨٢، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤١٤ - ١٩٩٣ ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : شعيب الأرنؤوط

٥). طبراني (متوفاي٣٦٠هـ)

المعجم الأوسط ، اسم المؤلف: أبو القاسم سليمان بن أحمد الطبراني الوفاة: ٣٦٠ ، ج ٣ ص ٧٤، دار النشر : دار الحرمين - القاهرة - ١٤١٥ ، تحقيق : طارق بن عوض الله بن محمد , عبد المحسن بن إبراهيم الحسيني

٦). بيهقي (متوفاي ٤٥٨هـ)

سنن البيهقي الكبري ، اسم المؤلف: أحمد بن الحسين بن علي بن موسي أبو بكر البيهقي الوفاة: ٤٥٨ ، ج ٥ ص ٢٥٣، دار النشر : مكتبة دار الباز - مكة المكرمة - ١٤١٤ - ١٩٩٤ ، تحقيق : محمد عبد القادر عطا

٧). بغوي(متوفاي٥١٦هـ)

شرح السنة ، اسم المؤلف: الحسين بن مسعود البغوي الوفاة: ٥١٦هـ ، ج ٥ ص ١٥٣، دار النشر : المكتب الإسلامي - دمشق _ بيروت - ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط - محمد زهير الشاويش

٨). نووي (متوفاي٦٧٦هـ)

المجموع ، اسم المؤلف: النووي الوفاة: ٦٧٦ ، ج ٤ ص ٣٣٧، دار النشر : دار الفكر - بيروت - ١٩٩٧م

٩). ابن كثير (متوفاي٧٧٤هـ)

تفسير القرآن العظيم ، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء الوفاة: ٧٧٤ ، ج ٤ ص ٧٨، دار النشر : دار الفكر - بيروت - ١٤٠١

١٠). هيثمي (متوفاي٨٠٧هـ)

موارد الظمآن إلي زوائد ابن حبان ، اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي أبو الحسن الوفاة: ٨٠٧ ، ج ١ص ٥٨٩ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت ، تحقيق : محمد عبد الرزاق حمزة

و ...

د : : نگهبان داشتن تا قبل از نزول اين آيه

در بسياري از منابع اهل سنت از طريق عايشه و ابن عباس ، اين گونه آمده است كه رسول خدا (ص) تا زماني كه آيه« يَأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »نازل نشده بود ، محافظ و نگهبان براي خود داشتند ، با توجه به تصريح علماي اهل سنت مبني بر نزول اين آيه در مدينه و بلكه در اواخر بعثت نازل شده همان گونه كه ابن كثير دمشقي از اركان وهابيت مي نويسد :

... والصحيح أن هذه الآية مدنية ، بل هي من أواخر ما نزل بها .

نظر صحيح اين است كه نزول اين آيه در مدينه بوده و بلكه از آخرين آياتي است كه نازل شده ، است.

تفسير القرآن العظيم ، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء الوفاة: ٧٧٤ ، ج ٢ ص ٨٠ ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - ١٤٠١

حال اين سوال اساسي مطرح مي شود كه ، آيا اين نگهباني و حراست طولاني چندين ساله ، نشان خوف و به تبع آن جسارت به ساحت رسول خدا (ص) نخواهد بود؟

و آيا طبق نظر كساني كه نسبت خوف به پيامبر (ص) را اهانت به ايشان تلقي مي كنند ، اهانت نمي باشد؟

متن حديث :

سعيد بن منصور از قدماي اهل سنت در سنن خود از عايشه چنين نقل مي كند :

حَدَّثَنَا الْحَارِثُ بْنُ عُبَيْدٍ الإِيَادِيُّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ إِيَاسٍ الْجُرَيْرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ شَقِيقٍ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ : كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم يُحْرَسُفَنَزَلَتْ « يَأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَمِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » فَأَخْرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلمرَأْسَهُ مِنَ الْقُبَّةِ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ انْصَرِفُوا فَقَدْ عَصَمَنِي اللَّهُ مِنَ النَّاسِ .

... عايشه نقل كرده و گفته :هميشه از پيامبر صلي الله عليه وسلم حراست و پاسداري مي شدو وقتي كه اين آيه « يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس » نازل شد ، سر خود را از خيمه بيرون آورد و گفت : اي مردم برويد زيرا كه خداوند مرا از شرّ مردم حفظ نموده است .

سنن سعيد بن منصور ، اسم المؤلف: سعيد بن منصور الوفاة: ٢٢٧ ، ج ٤ ص ١٥٠٣، دار النشر : دار العصيمي - الرياض - ١٤١٤ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : د. سعد بن عبد الله بن عبد العزيز آل حميد

وهمچنين ابويعلي كه او نيز از قدماي اهل سنت است ، در مسند خود اين حديث را از ابن عباس اين گونه نقل مي كند :

أخبرنا أبو يعلي ثنا الحسن بن أبي الربيع الجرجاني ثنا عبد الحميد بن عبد الرحمن عن النضر بن عبد الرحمن عن عكرمة عن ابن عباس قال كان النبي صلي الله عليه وسلم يحرسفلما نزلت هذه الآية « يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس » ترك الحرس.

ابن عباس گفت : هميشه از پيامبر صلي الله عليه وسلم حراست مي شدو وقتي كه اين آيه « يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس » نازل شد ، نگهباني را ترك كرد.

معجم أبي يعلي ، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن المثني الموصلي أبو يعلي الوفاة: ٣٠٧ ، ج ١ ص ١٣٨، دار النشر : إدارة العلوم الأثرية - فيصل آباد - ١٤٠٧ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : إرشاد الحق الأثري

حاكم نيشابوري هم بعد از نقل حديث عايشه ، در مورد سند آن مي نويسد

... هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه .

اين حديث ، حديث صحيح السندي استكه بخاري و مسلم در صحيحشان آن را نياورده اند .

المستدرك علي الصحيحين ، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: ٤٠٥ هـ ، ج ٢ ص ٣٤٢ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١١هـ - ١٩٩٠م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : مصطفي عبد القادر عطا

ابن حجر عسقلاني نيز در مورد سند آن مي نويسد :

وقد روي الترمذي من طريق عبد الله بن شقيق عن عائشة قالت كان النبي صلي الله عليه وسلم يحرس حتي نزلت هذه الآية « والله يَعصمك من الناس » وإسناده حسن

اين حديث را ترمذي از طريق عبد الله بن شقيق و او از عائشه نقل كرده كه عائشه گفت : پيامبر صلي الله عليه وسلم هميشه نگهبان داشت تا اين كه اين آيه «والله يعصمك من الناس» نازل شد ، سند اين حديث حسن است.

فتح الباري شرح صحيح البخاري ، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: ٨٥٢ ، ج ٦ ص ٨٢ ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : محب الدين الخطيب

همچنين اين حديث را علماي فراواني از اهل سنت ، نقل نموده اند كه مي توانيد در منابع ذيل ، نام و آدرس دقيق آنها را ملاحظه نماييد :

سعيد بن منصور (متوفاي٢٢٧هـ)

سنن سعيد بن منصور ، اسم المؤلف: سعيد بن منصور ، ج ٤ ص ١٥٠٣، دار النشر : دار العصيمي - الرياض - ١٤١٤ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : د. سعد بن عبد الله بن عبد العزيز آل حميد

طبري (متوفاي٣١٠هـ)

جامع البيان عن تأويل آي القرآن ، اسم المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر الوفاة: ٣١٠هـ ، ج ٦ ص ٣٠٧ و ٣٠٨ ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - ١٤٠٥

ابن ابي حاتم رازي (متوفاي٣٢٧هـ)

تفسير القرآن (تفسير ابن أبي حاتم) ، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن محمد بن إدريس الرازي الوفاة: ٣٢٧ ، ج ٤ ص ١١٧٣، دار النشر : المكتبة العصرية - صيدا ، تحقيق : أسعد محمد الطيب

لالكائي (متوفاي٤١٨هـ)

شرح أصول اعتقاد أهل السنة والجماعة من الكتاب والسنة وإجماع الصحابة ، اسم المؤلف: هبة الله بن الحسن بن منصور اللالكائي أبو القاسم ، ج ٤ ص ٧٦٢، دار النشر : دار طيبة - الرياض - ١٤٠٢ ، تحقيق : د. أحمد سعد حمدان

ابونعيم اصفهاني (متوفاي٤٣٠هـ)

حلية الأولياء وطبقات الأصفياء ، اسم المؤلف: أبو نعيم أحمد بن عبد الله الأصبهاني ، ج ٦ ص ٢٠٦، دار النشر : دار الكتاب العربي - بيروت - ١٤٠٥ ، الطبعة : الرابعة

أموي داني (متوفاي٤٤٤هـ)

البيان في عدّ آي القرآن ، اسم المؤلف: أبو عمرو عثمان بن سعيد الأموي الداني الوفاة: ٤٤٤هـ ، ج ١ ص ٢٢ ، دار النشر : مركز المخطوطات والتراث - الكويت - ١٤١٤هـ- ١٩٩٤م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : غانم قدوري الحمد

ابن بطال (متوفاي٤٤٩هـ)

شرح صحيح البخاري ، اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك بن بطال البكري القرطبي الوفاة: ٤٤٩هـ ، ج ٥ ص ٨٢ ، دار النشر : مكتبة الرشد - السعودية / الرياض - ١٤٢٣هـ - ٢٠٠٣م ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : أبو تميم ياسر بن إبراهيم

بغوي (متوفاي٥١٦هـ)

تفسير البغوي ، اسم المؤلف: البغوي الوفاة: ٥١٦ ، ج ٢ ص ٥٢، دار النشر : دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : خالد عبد الرحمن العك

ابن تيميه حراني (متوفاي٧٢٨هـ)

منهاج السنة النبوية ، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: ٧٢٨ ، ج ٧ ص ٣١٥ ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

ابن كثيردمشقي (متوفاي٧٤٤هـ)

تفسير القرآن العظيم ( تفسير ابن كثير) ، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء الوفاة: ٧٧٤ ، ج ٣ ص ٣٥٣ ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - ١٤٠١

ابن حجر عسقلاني (متوفاي ٨٥٢هـ)

فتح الباري شرح صحيح البخاري ، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: ٨٥٢ ، ج ٦ ص ٨٢ ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : محب الدين الخطيب

عيني (متوفاي ٨٥٥هـ)

عمدة القاري شرح صحيح البخاري ، اسم المؤلف: بدر الدين محمود بن أحمد العيني الوفاة: ٨٥٥هـ ، ج ٣ ص ١٣٧، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت

سيوطي (متوفاي ٩١١هـ)

الخصائص الكبري ، اسم المؤلف: أبو الفضل جلال الدين عبد الرحمن أبي بكر السيوطي ، ج ١ ص ٢١٠، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤٠٥هـ - ١٩٨٥م.

الإتقان في علوم القرآن ، اسم المؤلف: جلال الدين عبد الرحمن السيوطي ، ج ١ ص ٦٦ ، دار النشر : دار الفكر - لبنان - ١٤١٦هـ- ١٩٩٦م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : سعيد المندوب

تفسير الجلالين ، اسم المؤلف: محمد بن أحمد عبدالرحمن بن أبي بكر المحلي السيوطي ، ج ١ ص ١٥٠، دار النشر : دار الحديث - القاهرة ، الطبعة : الأولي

الدر المنثور ، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي ، ج ٣ ص ١١٨، دار النشر : دار الفكر - بيروت - ١٩٩٣

صالحي شامي (متوفاي ٩٤٣هـ)

سبل الهدي والرشاد في سيرة خير العباد ، اسم المؤلف: محمد بن يوسف الصالحي الشامي الوفاة: ٩٤٢هـ ، ج ١١ص ٣٩٨ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٤هـ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : عادل أحمد عبد الموجود وعلي محمد معوض

شوكاني (متوفاي ١٢٥٠هـ)

فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير ، اسم المؤلف: محمد بن علي بن محمد الشوكاني الوفاة: ١٢٥٠ ، ج ٢ ص ٦١، دار النشر : دار الفكر - بيروت

آلوسي (متوفاي١٢٧٠هـ)

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني ، اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: ١٢٧٠هـ ، ج ٦ ص ١٩٩ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت

و ...

شبي رسول خدا (ص) بدون محافظ ، خوابش نمي برد !!!

علاوه بر جريان نگهباني دايمي ، حتي در منابع اهل سنت اين گونه نقل شده كه اولين شبي كه پيامبر (ص) وارد مدينه شده بود ، بدون محافظ ، خوابش نمي برد .

از جمله بخاري و مسلم ، صاحبان اصح كتب اهل سنت بعد از قرآن ، اين جريان را اين گونه نقل كرده و مي نويسند :

حدثنا إِسْمَاعِيلُ بن خَلِيلٍ أخبرنا عَلِيُّ بن مُسْهِرٍ أخبرنا يحيي بن سَعِيدٍ أخبرنا عبد اللَّهِ بن عَامِرِ بن رَبِيعَةَ قال سمعت عَائِشَةَ رضي الله عنها تَقُولُ : كان النبيeسَهِرَ فلما قَدِمَ الْمَدِينَةَقال : لَيْتَ رَجُلًا من أَصْحَابِي صَالِحًا يَحْرُسُنِي اللَّيْلَةَإِذْ سَمِعْنَا صَوْتَ سِلَاحٍ فقال : من هذا فقال : أنا سَعْدُ بن أبي وَقَّاصٍ جِئْتُ لِأَحْرُسَكَ وَ نَامَ النبيe.

... عبد اللَّهِ بن عَامِرِ بن رَبِيعَهَ گفت : از عايشه رضي الله عنها ، شنيدم كه مي گفت : پيامبر (ص) شب ها بيدار بود و وقتي كه وارد مدينه شد شبي گفت : اي كاش امشب مَردي صالح از اصحاب من ، از من پاسداري و محافظت مي كردكه ناگهان صداياسلحه به گوشمان خورد پيامبر (ص) گفت : كيست ؟ جواب آمد : من سَعْد بن أبي وَقَّاص هستم آمده ام تا از شما حراست كنم. اينجا بود كه پيامبر خوابيد .

صحيح البخاري ( الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦ ، ج ٣ ص ١٠٥٧ و ج ٦ ص ٢٦٤٢ ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفي ديب البغا

صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: ٢٦١ ، ج ٤ ص ١٨٧٥، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

احمد بن حنبل در انتهاي اين حديث اين جمله را هم مي آورد :

... وعايشه گفت : بعد از آنكه سعد ، محافظت از پيامبر (ص) را به عهده گرفت ، پيامبر خوابيد و صداي خُرخُر پيامبر به گوش رسيد .

حدثنا عَبْد اللَّهِ حدثني أبي ثنا يَزِيدُ قال انا يحيي قال سمعت عَبْدَ اللَّهِ بن عَامِرِ بن رَبِيعَةَ يحدث ان عَائِشَةَ كانت تُحَدِّثُ ان رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم سَهِرَ ذَاتَ لَيْلَةٍ وَهِيَ إلي جَنْبِهِقالت فقلت : ما شانك يا رَسُولَ اللَّهِ قالت فقال : لَيْتَ رَجُلاً صَالِحاً من أصحابي يَحْرُسُنِي اللَّيْلَةَقال فَبَيْنَا انا علي ذلك إِذْ سمعت صَوْتَ السِّلاَحِ فقال من هذا قال ان سَعْدُ بن مَالِكٍ فقال ما جاء بِكَ قال جِئْتُ لأَحْرُسَكَ يا رَسُولَ اللَّهِ قالت فَسَمِعْتُغَطِيطَرسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم في نَوْمِهِ .

...يحيي گفت : شنيدم كه عبد اللَّه بن عَامِر بن رَبِيعَه روايت مي كرد كه عايشه روايت مي كرد : پيامبر (ص) شبي بيدار بود و عايشه در كنارشان بود ، عايشه مي گويد گفتم : چه شده اي رسول خدا ؟ گفت : اي كاش امشب مَردي صالح از اصحاب من ، از من حراست مي كرد، در همين حال بوديم كه ناگهان صداي اسلحهبه گوشم خورد ، پيامبر (ص)گفت : كيست ؟ جواب آمد : من سَعد بن أبي وَقَّاص ام ، پيامبر پرسيد : چرا اينجا آمده اي؟ گفت : آمدم تا از شما حراست كنم اي رسول خدا ، عايشهگفت : (اينجا بود كه پيامبر خوابيد و) من صداي خرخرپيامبر صلي الله عليه وسلم را در خواب شنيدم .

مسند الإمام أحمد بن حنبل ، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: ٢٤١ ، ج ٦ ص ١٤٠، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر

فضائل الصحابة ، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: ٢٤١ ، ج ٢ ص ٧٤٩، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤٠٣ - ١٩٨٣ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : د. وصي الله محمد عباس

نتيجه نهايي : با وجود آنكه اولا : در منابع اهل سنت به خوف رسول خدا (ص) از ابلاغ ولايت اميرالمؤمنين (ع) تصريح شده و ثانيا : قرآن كريم به پيامبران الهي ، نسبت خوف داده و ثالثا : اهل سنت ، نسبت خوف در ابلاغ رسالت الهي و خوف از انكار مسلمانان و خوف از دشمن را به آن حضرت (ص) داده اند ، اهانت دانستن نسبت خوف ، سخن غيرمنطقي بوده و ريشه اي جز تعصب و جهل به قرآن و سنت نخواهد داشت .

اهانت كنندگان حقيقي به رسول خدا (ص) :

آنچه تا اينجا تقديم شد ، دفع شبهه ي اهانت دانستن نسبت خوف به رسول خدا (ص) بود ، اما اكنون نوبت آن فرا رسيده كه اين مطلب را بررسي نماييم كه كساني كه تا اين حد ، به ساحت پيامبر (ص) حساس بوده و نسبتي را كه قرآن به پيامبران داده را برنتافته و شيعه را متهم به اهانت نموده اند ، آيا از اهانت هاي صريح و غيرقابل تاويل خود ، خبر دارند ، نسبت هايي كه شيعه از به زبان آوردن آنها شرم دارد .

ضرب المثل مشهور عربي مي گويد : «اذا كان بيتك من زجاج فلا ترم الناس بالحجارة »«اگر خانه ات از جنس شيشه است ، به مردم سنگ نزن » زيرا كه اگر او در صدد پاسخ برآيد ، چيزي براي تو باقي نخواهد گذارد ، براي روشن شدن اين حقيقت ، كافي است تنها به شخصيت رسول خدا (ص) از منظر اهل سنت ، نگاهي بياندازيم ، تا مطالبي باور نكردني و بسيار زننده و شرم آور ، كه روح هر مسلمان پاك سرشتي را آزار مي دهد ، بيابيم ، (البته قبل از ورود به اين بخش ، از ساحت قدس پيامبر خاتم (ص) از نقل چنين مطالبي عذر خواهي مي نماييم) :

١. پيامبر ، مشرك زاده بود !!!

اهل سنت ، العياذ بالله ، والدين رسول خدا (ص) يعني عبدالله و آمنه را بت پرست و مشرك ، معرفي مي نمايند از جمله :

مسلم بن حجاج نيشابوري در مورد عبدالله پدر پيامبر(ص) مي نويسد :

حدثنا أبو بَكْرِ بن أبي شَيْبَةَ حدثنا عَفَّانُ حدثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ عن ثَابِتٍ عن أَنَسٍ أَنَّ رَجُلًا قال يا رَسُولَ اللَّهِ أَيْنَ أبي ؟ قال : في النَّارِ فلما قفي دَعَاهُ فقال : إِنَّ أبي وَأَبَاكَ في النَّارِ.

أَنَس نقل كرده كه مردي به رسول خدا گفت : اي رسول خدا ! پدرم (كه قبل از اسلام از دنيا رفته) كجاست ؟ پيامبر جواب داد : در آتش ، آن برگشت كه برود پيامبر او را خواند و گفت : پدر من و تو در آتش اند.

صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: ٢٦١ ، ج ١ ص ١٩١، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

همان طوركه ابن تيميه در مجموع الفتاوي خود در اين مورد مي نويسد :

التوسل بدعائه - اي النبي - وشفاعته ينفع مع الايمان به واما بدون الايمان به فالكفار والمنافقون لا تغني عنهم شفاعه الشافعين في الاخره، ولهذا نهي عن الاستغفار لعمه وابيه وغيرهما من الكفار.

توسل به دعاي او - يعني پامبر اسلام - و شفاعت وي در صورت ايمان به او ، فايده مي دهد ؛ اما اگر به وي ايمان نداشته باشد ( خير ؛ فايده نمي دهد ) ؛ پس شفاعتِ شفاعت كنندگان ، براي كافران و منافقان را در آخرت فايده ندارد ؛ و به همين جهت رسول خدا از استغفار براي عمو و پدرشان و ديگر كفار منع شد!

مجموع الفتاوي ، ج١ ، ص١٤٥ و التوسل والوسيلة ، ص ٧.

همچنين مسلم بن حجاج در مورد مادر پيامبر (ص) ، آمنه بنت وهب ، اين گونه مي نويسد : رسول خدا (ص) از خداوند مي خواهد كه براي مادرش آمنه استغفار كند ، اما خداوند چنين اجازه اي نمي دهد :

حدثنا يحيي بن أَيُّوبَ وَمُحَمَّدُ بن عَبَّادٍ واللفظ لِيَحْيَي قالا حدثنا مَرْوَانُ بن مُعَاوِيَةَ عن يَزِيدَ يَعْنِي بن كَيْسَانَ عن أبي حَازِمٍ عن أبي هُرَيْرَةَ قال قال رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم اسْتَأْذَنْتُ رَبِّي أَنْ أَسْتَغْفِرَ لِأُمِّي فلم يَأْذَنْ ليوَاسْتَأْذَنْتُهُ أَنْ أَزُورَ قَبْرَهَا فَأَذِنَ لي .

أبو هُرَيْرَة گفت : رسول خدا صلي الله عليه وسلم گفت : از خداوند اجازه خواستم تا براي مادرم استغفار كنم، ولي اجازه نداد و اجازه خواستم تاقبرش را زيارت كنم كه اجازه داد.

صحيح مسلم صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: ٢٦١ ، ج ٢ ص ٦٧١. دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

نووي شارح معروف صحيح مسلم در مورد اين حديث و مشرك بودن مادر پيامبر(ص) مي نويسد :

قوله (ص): «استأذنت ربي أن أستغفر لأمي فلم يأذن لي واستأذنته أن أزور قبرها فأذن لي » ، فيه جواز زيارة المشركينفي الحياة وقبورهمبعد الوفاة .

اين سخن پيامبر(ص):از خداوند اجازه خواستم تا براي مادرم استغفار كنم ، ولي اجازه نداد و اجازه خواستم تا قبرش را زيارت كنم و اجازه داد ، از اين حديث جواز زيارت مشركيندر زمان حيات و زيارت قبورآنان بعد ازوفاتشان فهميده مي شود .

صحيح مسلم بشرح النووي ، اسم المؤلف: أبو زكريا يحيي بن شرف بن مري النووي الوفاة: ٦٧٦ ، ج ٧ ص ٤٥ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - ١٣٩٢ ، الطبعة : الطبعة الثانية

حال جاي اين پرشش است كه كساني كه نسبت خوف به پيامبر (ص) را اهانت مي شمارند آيا نسبت مشرك زادگي به پيامبر(ص) را اهانت نمي دانند ؟؟؟

٢. در نبوتش شك داشت !!!

بخاري برجسته ترين شخصيت اهل سنت ، در صحيحش جريان بعثت و آغاز وحيِ نبوت بر پيامبر (ص) به وسيله آيات ابتدايي سوره علق« اقْرَأْ بِسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الاِْنسَانَ مِنْ عَلَق * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الاَْكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الاِْنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ »را از عايشه اين گونه روايت مي كند : پيامبر مدت زيادي در غار حراء عبادت مي كرد و پس از آن به سمت خديجه بازمي گشت تا اين روزي وقتي كه در غار بود فرشته اي نزد او آمد و گفت : « بخوان » گفت : « خواندن نمي دانم » آن فرشته او را به شدت فشرد و گفت : « بخوان » پيامبر گفت : «خواندن نمي دانم» و اين مساله تكرار شد و پنج آيه اول سوره علق نازل شد ، پيامبر به خانه بازگشت و به خديجه گفت : مرابپوشان مرابپوشان و پرسيد كه خديجه مرا چه شده ؟ و جريان را براي او نقل كرد و گفت : برجان خود بيمناكم ، خديجه او را دلداري داد و او را نزد ورقه بن نفيل پسر عموي خود كه عالم مسيحي بود برد خديجه به ورقه گفت : به حرف هاي او گوش كن ! او هم از پيامبر پرسيد كه چه مي بيني ؟ پيامبر هم آنچه را ديده بود براي ورقه گفت و ورقه پاسخ داد ، اين همان چيزي است كه بر حضرت موسي نازل شده است اي كاش وقتي كه تو براي مردم مبعوث شوي ، زنده باشم پيامبر گفت : من براي مردم مبعوث مي شوم ؟ ورقه جواب داد : آري...

آيا جسارتي از اين زشت تر به ساحت قدس پيامبر (ص) تصور مي شود كه ايشان علير غم مشاهده وحي در نبوت خود شك داشت و نزد مسيحي اي چون ورقه بن نفيل مي رود و حالات خود را بازگو كند و او پيامبر ر از نبوتش آگاه مي سازد ؟

آيا كساني كه نسبت خوفِ عاقلانه به رسول خدا (ص) را ، اهانت مي دانند ، نسبت شك در نبوت را اهانت نمي دانند ؟

متن حديث بخاري از اين قرار است :

حدثنا يحيي بن بُكَيْرٍ حدثنا اللَّيْثُ عن عُقَيْلٍ عن بن شِهَابٍ وحدثني عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدٍ حدثنا عبد الرَّزَّاقِ حدثنا مَعْمَرٌ قال الزُّهْرِيُّ فَأَخْبَرَنِي عُرْوَةُ عن عَائِشَةَ رضي الله عنها أنها قالت : أَوَّلُ ما بُدِئَ بِهِ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم من الْوَحْيِ الرُّؤْيَا الصَّادِقَةُ في النَّوْمِ فَكَانَ لَا يَرَي رُؤْيَا إلا جَاءَتْ مِثْلَ فَلَقِ الصُّبْحِ فَكَانَ يَأْتِي حِرَاءً فَيَتَحَنَّثُ فيه وهو التَّعَبُّدُ اللَّيَالِيَ ذَوَاتِ الْعَدَدِ وَيَتَزَوَّدُ لِذَلِكَ ثُمَّ يَرْجِعُ إلي خَدِيجَةَ فَتُزَوِّدُهُ لِمِثْلِهَا حتي فَجِئَهُ الْحَقُّ وهو في غَارِ حِرَاءٍ فَجَاءَهُ الْمَلَكُ فيه فقال « اقْرَأْ » فقال النبي صلي الله عليه وسلم : فقلت : « ما أنا بِقَارِئٍ » فَأَخَذَنِي فَغَطَّنِي حتي بَلَغَ مِنِّي الْجَهْدُ ثُمَّ أَرْسَلَنِي فقال « اقْرَأْ » فقلت : « ما أنا بِقَارِئٍ » فَأَخَذَنِي فَغَطَّنِي الثَّانِيَةَ حتي بَلَغَ مِنِّي الْجَهْدُ ثُمَّ أَرْسَلَنِي فقال : « اقْرَأْ » فقلت : «ما أنا بِقَارِئٍ » فَأَخَذَنِي فَغَطَّنِي الثَّالِثَةَ حتي بَلَغَ مِنِّي الْجَهْدُ ثُمَّ أَرْسَلَنِي فقال : « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الذي خَلَقَ » حتي بَلَغَ « عَلَّمَ الْإِنْسَانَ ما لم يَعْلَمْ » فَرَجَعَ بها تَرْجُفُ بَوَادِرُهُ حتي دخل علي خَدِيجَةَ فقال : « زَمِّلُونِي زَمِّلُونِي » فَزَمَّلُوهُ حتي ذَهَبَ عنه الرَّوْعُ فقال :« يا خَدِيجَةُ ما لي ؟ »وَ أَخْبَرَهَا الْخَبَرَ و قال : « قد خَشِيتُ علي نَفْسِي » فقالت له : كَلَّا أَبْشِرْ فَوَاللَّهِ لَا يُخْزِيكَ الله أَبَدًا إِنَّكَ لَتَصِلُ الرَّحِمَ وَتَصْدُقُ الحديث وَتَحْمِلُ الْكَلَّ وَتَقْرِي الضَّيْفَ وَتُعِينُ علي نَوَائِبِ الْحَقِّ ثُمَّ انْطَلَقَتْ بِهِ خَدِيجَةُحتي أَتَتْ بِهِ وَرَقَةَ بن نَوْفَلِبن أَسَدِ بن عبد الْعُزَّي بن قُصَيٍّ وهو بن عَمِّ خَدِيجَةَ أخي أَبِيهَا وكان امْرَأً تَنَصَّرَ في الْجَاهِلِيَّةِ وكان يَكْتُبُ الْكِتَابَ الْعَرَبِيَّ فَيَكْتُبُ بِالْعَرَبِيَّةِ من الْإِنْجِيلِ ما شَاءَ الله أَنْ يَكْتُبَ وكان شَيْخًا كَبِيرًا قد عَمِيَ فقالت له خَدِيجَةُ أَيْ بن عَمِّ اسْمَعْ من بن أَخِيكَ فقال وَرَقَةُ : بن أَخِي مَاذَا تَرَي فَأَخْبَرَهُ النبي صلي الله عليه وسلم ما رَأَي فقال وَرَقَةُ هذا النَّامُوسُ الذي أُنْزِلَ علي مُوسَي يا لَيْتَنِي فيها جَذَعًا أَكُونُ حَيًّا حين يُخْرِجُكَ قَوْمُكَ فقال رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم : أومخرجي هُمْ ؟ فقال وَرَقَةُ نعملم يَأْتِ رَجُلٌ قَطُّ بِمِثْلِ ما جِئْتَ بِهِ إلا عُودِيَوَإِنْ يُدْرِكْنِي يَوْمُكَ أَنْصُرْكَ نَصْرًا مُؤَزَّرًا ثُمَّ لم يَنْشَبْوَرَقَةُ أَنْ تُوُفِّيَ .

صحيح البخاري (الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦ ، ج ٦ ص ٢٥٦١ح٦٥٨١ ، كِتَاب التَّعْبِيرِ، بَاب أَوَّلُ ما بُدِئَ بِهِ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم من الْوَحْيِ الرُّؤْيَا الصَّالِحَةُ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفي ديب البغا

٣. آياتي از قرآن را فراموش كرده بود

همچنين بخاري ، در اين مورد مي نويسد :

حدثنا أَحْمَدُ بن أبي رَجَاءٍ هو أبو الوليد الهروي حدثنا أبو أُسَامَةَ عن هِشَامِ بن عُرْوَةَ عن أبيه عن عَائِشَةَ قالت سمع رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم رَجُلًا يَقْرَأُ في سُورَةٍ بِاللَّيْلِ فقال يَرْحَمُهُ الله لقد أَذْكَرَنِي كَذَا وَكَذَا آيَةًكنت أُنْسِيتُهَا من سُورَةِ كَذَا وَكَذَا....

عَائِشَة گفت : صداي قرائت قرآن مردي در شب به گوش رسول خدا صلي الله عليه وسلم رسيد ، پس گفت : خداوند او را رحمت كند ، كه فلان مقدار آيه از فلان سوره را كه فراموش كرده بودم ، به يادم آورد.

صحيح البخاري ( الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦ ، ج ٤ ص ١٩٢٢، ار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفي ديب البغا

٤ . نماز صبح او قضا شد !!!

بخاري در مورد قضا شدن نماز صبح پيامبر (ص) اين گونه مي گويد :

حدثنا مُسَدَّدٌ قال حدثني يحيي بن سَعِيدٍ قال حدثنا عَوْفٌ قال حدثنا أبو رَجَاءٍ عن عِمْرَانَ قال كنا في سَفَرٍ مع النبي صلي الله عليه وسلم وَإِنَّا أَسْرَيْنَا حتي كنا في آخِرِ اللَّيْلِ وَقَعْنَا وَقْعَةً ولا وَقْعَةَ أَحْلَي عِنْدَ الْمُسَافِرِ منهافما أَيْقَظَنَا إلا حَرُّ الشَّمْسِوكان أَوَّلَ من اسْتَيْقَظَ فُلَانٌ ثُمَّ فُلَانٌ ثُمَّ فُلَانٌ يُسَمِّيهِمْ أبورَجَاءٍ فَنَسِيَ عَوْفٌ ثُمَّ عُمَرُ بن الْخَطَّابِ الرَّابِعُ وكان النبي (ص) إذا نَامَ لم يُوقَظْ حتي يَكُونَ هو يَسْتَيْقِظُ لِأَنَّا لَا نَدْرِي ما يَحْدُثُ له في نَوْمِهِ فلما اسْتَيْقَظَ عُمَرُ وَرَأَي ما أَصَابَ الناس وكان رَجُلًا جَلِيدًا فَكَبَّرَ وَرَفَعَ صَوْتَهُ بِالتَّكْبِيرِ فما زَالَ يُكَبِّرُ وَيَرْفَعُ صَوْتَهُ بِالتَّكْبِيرِحتي اسْتَيْقَظَ بِصَوْتِهِ النبي(ص)فلما اسْتَيْقَظَ شَكَوْا إليه الذي أَصَابَهُمْ قال لَا ضَيْرَ أو لَا يَضِيرُ ارْتَحِلُوا فَارْتَحَلَ فَسَارَ غير بَعِيدٍ ثُمَّ نَزَلَ فَدَعَا بِالْوَضُوءِ فَتَوَضَّأَ وَنُودِيَ بِالصَّلَاةِ فَصَلَّي بِالنَّاس .

عِمرَان گفت : ما در سفَري به همراه پيامبر صلي الله عليه وسلم بوديم و آن تا آخر شب به سفر خود ادامه داديم در آخر شب اتفاقي رخ داد كه شيرين تر از آن براي مسافر تصور نمي شود ( سپس خوابيديم ) و چيزي جز حرارت خورشيد ما را بيدار نكرداولين كسي كه بيدار شد فُلَاني و بعد فُلَاني و بعد هم فُلَاني بود كه به او أبو رَجَاء مي گفتند عَوْف آن را فراموش كرد َ سپس عُمَر بنْخَطَّاب چهارمين نفري بود كه بيدار شد پيامبر (ص) هرگاه مي خوابيد ، بيدار نمي شد مگر آنكه او بيدار مي شد َچون كه ما نمي دانيم چه اتفاقي در خوابش رخ مي داد ، وقتي كه عُمَر بيدار شد و ديد كه چه بر سر مردم آمده و عمر مردي فرزي بود لذا بلافاصله صدايش را به تكبير بلند كرد وپشت سر هم تكرار مي كرد تا اين كه پيامبر (ص) بيدار شدو مسلمانان خدمت پيامبر (ص) رفته و از مصيبتي كه به آنان رسيده ، شكايت كردند پيامبر (ص) گفت : اشكالي ندارد ، حركت كنيد ، مسلمانان حركت كردند اما خيلي دور نشده بودند كه پيامبر پياده شد و آب خواست و وضو گرفت و مردم را از برقراري نماز مطلع ساخته و با آنان نماز خواند .

كساني كه نسبت خوف به پيامبر (ص) را اهانت مي شمارند آيا نسبت قضا شدن نماز صبح به خاتم پيامبران(ص) را اهانت به ايشان نمي دانند ؟؟؟

صحيح البخاري (الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦ ، ج ١ ص ١٣٠ح٣٣٧، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفي ديب البغا

٥ . دو ركعت از نماز را فراموش كرد !!!

باز بخاري در صحيح خود مي نويسد :

٧١٤ ـ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْلَمَةَ، عَنْ مَالِكِ بْنِ أَنَس، عَنْ أَيُّوبَ بْنِ أَبِي تَمِيمَةَ السَّخْتِيَانِيِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِيرِينَ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم انْصَرَفَ مِنَ اثْنَتَيْنِ فَقَالَ لَهُ ذُو الْيَدَيْنِ أَقَصُرَتِ الصَّلاَةُ أَمْ نَسِيتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم " أَصَدَقَ ذُو الْيَدَيْنِ ". فَقَالَ النَّاسُ نَعَمْفَقَامَرَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم فَصَلَّي اثْنَتَيْنِ أُخْرَيَيْنِ ثُمَّ سَلَّمَ، ثُمَّ كَبَّرَ فَسَجَدَ مِثْلَ سُجُودِهِ أَوْ أَطْوَلَ .

رسول خدا صلي الله عليه وسلم در ركعت دوم ، نماز را تمام كرد ؛ پس ذواليدين به او گفت : آيا نماز را شكسته خوانديد ويا اينكه فراموش كرديد اي رسول خدا ؟پس رسول خدا فرمودند : آيا ذواليدين راست مي گويد ؟ مردم گفتند : آري !!!پس رسول خدا ايستاده و دو ركعت ديگر خواندند و سپس سلام گفته و تكبير گفتند و سپس دو سجده مانند سجده نماز يا طولاني تر انجام دادند .

صحيح البخاري ، ج١ ، ص ١٧٥ ، كتاب الأذان، ب ٦٩ ، باب هَلْ يَأْخُذُ الإِمَامُ إِذَا شَكَّ بِقَوْلِ النَّاسِ ح ٧١٤ .

٦. هنرنمايي كنيزان آوازه خوان در محضر او !!!

بخاري و مسلم در اين باره مي نويسند :

حدثنا أَحْمَدُ قال حدثنا بن وَهْبٍ قال أخبرنا عَمْرٌو أَنَّ مُحَمَّدَ بن عبد الرحمن الْأَسَدِيَّ حدثه عن عُرْوَةَ عن عَائِشَةَ قالت دخل عَلَيَّ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم وَعِنْدِي جَارِيَتَانِ تُغَنِّيَانِ بِغِنَاءِ بُعَاثَفَاضْطَجَعَ علي الْفِرَاشِ وَحَوَّلَ وَجْهَهُ وَدَخَلَ أبو بَكْرٍ فَانْتَهَرَنِي وقال مِزْمَارَةُ الشَّيْطَانِ عِنْدَالنبي صلي الله عليه وسلم فَأَقْبَلَ عليه رسول اللَّهِ عليه السَّلَام فقال دَعْهُمَا فلما غَفَلَ غَمَزْتُهُمَا فَخَرَجَتَا .

... عائشه مي گويد : رسول خدا بر من وارد شدند در حاليكه در نزد من دو كنيز بودند كه ترانه هاي بعاث (يكي از روزهاي جنگ جاهليت ) را مي خواندندپس حضرت بر روي تشك دراز كشيده و روي خود را برگرداندند ؛ ابو بكر نيز وارد شده و مرا منع كرد و گفت : آلات شيطان در نزد رسول خدا؟ رسول خدا روي به او كرده و گفت : رهايش كن ؛ وقتي كه او غافل شد به آن دو اشاره كردم و بيرون رفتند .

صحيح البخاري (الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦ ، ج ١ح٩٠٧، ص ٣٢٣ و ج ٣ ص ١٠٦٤، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفي ديب البغا

صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: ٢٦١ ، ج ٢ ص ٦٠٩، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

٧. گونه به گونه ي ِعايشه در جمع مردم

بخاري و مسلم در ادامه حديث قبلي مي نويسند :

... وكان يوم عِيدٍ يَلْعَبُ السُّودَانُ بِالدَّرَقِ وَالْحِرَابِ فَإِمَّا سَأَلْتُ النبي صلي الله عليه وسلم وَإِمَّا قال تَشْتَهِينَ تَنْظُرِينَ؟ فقلت : نعم. فَأَقَامَنِي وَرَاءَهُ خَدِّي علي خَدِّهِوهو يقول : دُونَكُمْ يا بَنِي أَرْفِدَةَ !حتي إذا مَلِلْتُ قال حَسْبُكِ؟ قلت : نعم قال : فَاذْهَبِي .

روز عيدي بود و سياهان با آلات جنگي در حال رقص شمشير بودند (عايشه مي گويد ) يا من از پيامبر خواستم و يا اين كه پيامبر به من گفت : آيا دلت مي خواهد رقص شمشير را تماشا كني ؟ و من گفتم : بله ، پس پيامبر مرا به پشت خود سوار كرددر حالي كه گونه من روي گونه اش بودو براي تشويق آنان پيوسته مي گفت : ادامه دهيد ،و وقتي كه خسته شدم از من پرسيد : كافي است ؟ گفتم : بله گفت : پس برو .

صحيح البخاري (الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦ ، ج ١ح٩٠٧، ص ٣٢٣ و ج ٣ ص ١٠٦٤، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفي ديب البغا

صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: ٢٦١ ، ج ٢ ص ٦٠٩، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

٨.او ايستاده بول كرد !!!

بخاري و مسلم در صحيح شان با جسارت تمام در مورد رسول خدا (ص) مي نويسند: او ايستاده ادرار كرد و بعد آبي خواست و با آن وضو گرفت :

حدثنا آدَمُ قال حدثنا شُعْبَةُ عن الْأَعْمَشِ عن أبي وَائِلٍ عن حُذَيْفَةَ قال أتي النبيeسُبَاطَةَ قَوْمٍ فَبَالَ قَائِمًاثُمَّدَعَا بِمَاءٍ فَجِئْتُهُ بِمَاءٍ فَتَوَضَّأَ .

حُذَيفَة گفت : پيامبر به سمت محل دفن زباله ي قومي رفت و ايستاده بول نمودسپس طلب آب نمود ، و من آوردم و با آن وضوگرفت .

صحيح البخاري (الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦ ، ج ١ ص ٩٠ح٢٢٢،بَاب الْبَوْلِ قَائِمًا وَقَاعِدًا، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفي ديب البغا

صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: ٢٦١ ، ج ١ ص ٢٢٨ح٢٧٣، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

٩. بارها قصد خودكشي داشت ، ولي جبرئيل مانع مي شد

حَدَّثَنَا يَحْيَي بْنُ بُكَيْرٍ حَدَّثَنَا اللَّيْثُ عَنْ عُقَيْلٍ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ . وَحَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ حَدَّثَنَا مَعْمَرٌ قَالَ الزُّهْرِيُّ فَأَخْبَرَنِي عُرْوَةُ عَنْ عَائِشَةَ - رضي الله عنها- ... وَفَتَرَ الْوَحْيُ فَتْرَةً حَتَّي حَزِنَ النَّبِيُّ - صلي الله عليه وسلم - فِيمَا بَلَغَنَا حُزْنًا غَدَا مِنْهُ مِرَارًا كَيْ يَتَرَدَّي مِنْ رُءُوسِ شَوَاهِقِ الْجِبَالِ، فَكُلَّمَا أَوْفَيبِذِرْوَةِ جَبَلٍ لِكَيْ يُلْقِيَ مِنْهُ نَفْسَهُ ، تَبَدَّي لَهُ جِبْرِيلُ فَقَالَ : يَا مُحَمَّدُ إِنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ حَقًّا فَيَسْكُنُ لِذَلِكَجَأْشُهُ وَتَقِرُّ نَفْسُهُ فَيَرْجِعُ فَإِذَا طَالَتْ عَلَيْهِ فَتْرَةُ الْوَحْيِ غَدَا لِمِثْلِ ذَلِكَفَإِذَاأَوْفَي بِذِرْوَةِ جَبَلٍ تَبَدَّي لَهُ جِبْرِيلُ فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ .

عايشه نقل كرده كه : و مدت زماني وحي قطع شد ؛ تا اينكه - طبق آنچه به ما خبر رسيد - رسول خدا اندوهگين گرديدند به حدي كه هر روز چند بار مي خواستند خود را از بالاي قله هاي كوه به پايين پرت كنندو هر زمان كه مي خواستند خود را به پايين پرت كنندجبريل خود را به او نشان مي داد و مي گفت : اي محمد تو واقعا فرستاده خدا هستي !! پس به همين سبب نگراني حضرت از بين مي رفت و دلش آرام مي گرفت ؛ اما باز وقتي بعد از چند وقت به او وحي نشد دوباره به دنبال همين كار مي رفتپس وقتيبه كوهي مي رسيد جبريلخود را براي او آشكار كرده و همين مطلب را براي او مي گفت

صحيح البخاري (الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: ٢٥٦ ، ج ٦ ص ٢٥٦١ح٦٥٨١ ، كِتَاب التَّعْبِيرِ، بَاب أَوَّلُ ما بُدِئَ بِهِ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم من الْوَحْيِ الرُّؤْيَا الصَّالِحَةُ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفي ديب البغا

١٠. موهايش را زني نامحرم بافت !!!

بخاري ، در مورد مسافرت هاي پيامبر (ص) به قباء وقتي كه حداقل پنجاه و چند سال داشت ، مي نويسد :

حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ، قَالَ حَدَّثَنِي مَالِكٌ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي طَلْحَةَ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِك رضي الله عنه أَنَّهُ سَمِعَهُ يَقُولُ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم إِذَا ذَهَبَ إِلَي قُبَاء يَدْخُلُ عَلَي أُمِّ حَرَام بِنْتِ مِلْحَانَ فَتُطْعِمُهُ وَكَانَتْ تَحْتَ عُبَادَةَ بْنِ الصَّامِتِ فَدَخَلَ يَوْمًا فَأَطْعَمَتْه وَجَعَلَتْتَفْلِي رَأْسَهُفَنَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم ثُمَّ اسْتَيْقَظَ يَضْحَكُ.

... از انس بن مالك روايت شده است كه مي گفت : هرگاه رسول خدا به قبا مي رفت به نزد ام حرام دختر ملحان رفته ، و او از پيامبر پذيرايي مي كرد ، ام حرام همسر عبادة بن صامت بود ، يك روز كه پيامبر به آنجا رفت و بعد ازاطعام و پذيرايي ، آن زن مشغول بافتن موهاي پيامبر شد !!!سپس پيامبر خوابيد و در حاليكه ميخنديد ، از خواب بيدار شد .

صحيح البخاري ج٣ ص٢٠١ كتاب الاستئذان ، ب ٤١ ، باب مَنْ زَارَ قَوْمًا فَقَالَ عِنْدَهُمْ ، ح ٦٢٨٢، ٦٢٨٣ .

آيا اين كه سر مبارك او در دستان زني نامحرم قرار گيرد تا موهاي ايشان را مرتب نمايد ، اهانت به رسول خدا (ص) نيست ؟

اگرچه قصه ي تلخ جسارت به ساحت ملكوتي پيامبر(ص) در منابع و مآخذ دست اول اهل سنت ، سر درازدارد ولي به همين ده مورد ، اكتفاء مي نماييم .

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)