پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ٥ - آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟

آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟

کد مطلب: ١٠١٤٣ تاریخ انتشار: ٠٤ مهر ١٣٩٥ - ١٦:٥١ تعداد بازدید: ٢١٦٩ پرسش و پاسخ » عمومي آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟

آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟

توضيح سؤال:

مقدمه:

سؤال اول: بررسي پندار تضاد شيعه علوي بودن با گرفتن فقه از امام صادق عليه السلام

پاسخ اجمالي

پاسخ تفصيلي:

مطلب اول: بيان معناي لغوي واصطلاحي شيعه

معاني لغوي: :شيعه به معناي نصرت، توافق، پيروي و يار و هوادار و تابع و ...

شيعه به معناي يار، هوادار و تابع

معناي اصطلاحي شيعه:(معتقدين به امامت و خلافت بلافصل اميرالمومنين و فرزندان ايشان)

شيخ مفيد : تبعيت از امام علي عليه السلام و نفي امامت از ديگران

ابن منظور : شيعه اسم خاص براي پيروان علي عليه السلام و اهل بيت عليهم السلام

ابن خلدون : شهرت اصطلاح شيعه در ميان فقها و متکلمين براي پيروان اميرالمومنين عليه السلام

شهرستاني : شيعه عمل کنندگان به وصيت رسول خدا

شيعه بودن بزرگان صحابه مانند عمار و ابوطفيل و...

بزرگان صحابه شيعه و تربيت يافته پيامبر صلي الله عليه و آله

رسول خدا صلي الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام محوريت شيعه

آغاز شهرت تشيع از زمان شهادت پيامبر صلي الله عليه وآله

مطلب دوم: پيشينه لغت «شيعه» در زمان حيات پيامبر

شيعيان مشمول رضايت و خشنودي الهي

شيعيان، پيشواي پرهيزگاران

شيعيان راضي و دشمن اميرالمومنين سيه رو و خشمگين

علي و شيعته هم الفائزون در منبع عامه:

طريق اول:

طريق دوم:

طريق سوم:

طريق چهارم:

تصحيح روايت«حديث ابي» توسط مرحوم مجلسي رضوان الله عليه

نتيجه گيري از تعدد طرق اين روايت:

حجيت روايت مستفيض در کلام بزگان شيعه

محقق كركي

صاحب جواهر

علي و شيعته هم الفائزون در منبع شيعه:

مطلب سوم: شروع امامت الهي از امير مؤمنان و ختم آن به امام زمان (عليهم السلام)و ثابت بودن روش همه اهل بيت عليهم السلام

اتفاق بر تعداد امامان بعد پيامبر صلي الله عليه و آله

بيان اسامي اهل بيت عليهم السلام و لزوم شناخت امام

صدق عنوان تشيع در گروي شناخت همه امامان و اطاعت از همه آنها (به صورت جمعي)

تصحيح روايت توسط مرحوم مجلسي

خروج از تشيع با عدم شناخت هرکدام از امامان

امامان شرکاء و همراهان يکديگر در امامت

بررسي سندي اين روايت

١٢ نفر، مشترک در خلقت، وظيفه و نام

ائمه وارثان رسول الله صلي الله عليه و آله

حجت بودن و همگام بودن همه ائمه با قرآن

روايت اول : ائمه شاهد بر خلق و حجت خدا در زمين و همراه قرآن هستند و قرآن نيز با آنها است .

روايت دوم: حديث ثقلين

يكسان بودن کلام هر کدام از اهل بيت با يکديگر و با روايت رسول اکرم صلي الله عليه و آله

تصحيح روايت توسط مرحوم مجلسي رضوان الله عليه

نتيجه گيري اين بخش :

مطلب چهارم: نقش تاريخ و زمان در شهرت عنوان (جعفري)

كاهش محيط اختناق در زمان امام صادق عليه السلام

ظهور مکاتب انحرافي و مقابله امام صادق عليه السلام با آنان

معرفي منحرفين و افکار آنها به مسلمانان

تربيت شاگردان بارز و کارآزموده توسط امام صادق عليه السلام

نتيجه

سؤال دوم :

پاسخ اجمالي:

پاسخ تفصيلي:

حديث ثقلين:

حديث ثقلين در منابع عامه با سند صحيح

تصحيح روايت ثقلين توسط الباني

پيام ها و مدلول هاي حديث ثقلين

اعتراف اهل سنت و وهابيت به بهره گيري شيعيان و از مکتب اهل بيت عليهم السلام

الباني وهابي

صالح هران (از نويسندگان اهل سنت):

نتيجه :


آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟

توضيح سؤال:

يکي از استادان دانشگاه سوالي را مطرح کردند که من نتوانستم جوابش را ارائه کنم:

چرا بايد پيروان امام جعفر صادق عليه السلام، شيعه باشند؟ من به ثبوت مي‌گويم هر کس بر عقيده (امام علي و امام جعفر ص ادق عليهما السلام) باشد، شيعه نيست! اگر تشيع پيروان حضرت علي عليه السلام باشند و به اساس عقيده‌ي امام جعفر صادق عليه السلام از دين پيروي نمايند، پس تشيعي وجود ندارد، اگر دارد بايد اعمال شان را با سند ثابت نمايند؛ يعني بايد اثبات نمايند که فقه تشيع بر گرفته از عقيده امام علي عليه السلام و اهل بيت است.

کارکردهاي امروز تحت نام تشيع، هيچ رابطه با اهل بيت ندارد. و اهل بيت آينه منهج بوده اند.

لطفاً جواب را مفصلاً ارائه نمائيد تا بنده برايش جواب را ارائه بدارم.

اللهم عجل لوليک الفرج.

مقدمه:

در مطالب ارسالي، دو سؤال وجود دارد كه ابتدا آن را تفكيك نموده و پس از آن پاسخ خواهيم داد.

در قسمت نخست، اين شبهه پيش آمده است كه اگر كسي شيعه و پيرو اميرمؤمنان عليه السلام باشد، چگونه مي‌تواند عقيده‌ي خود را از امام صادق عليه السلام بگيرد،‌ گويا ايشان عقيده‌‌ي علوي و جعفري را در تضاد مي‌بيند از اين رو مي‌گويد:

«هر کس بر عقيده (امام علي و امام جعفر صادق عليهما السلام) باشد، شيعه نيست، اگر تشيع پيروان حضرت علي عليه السلام باشند و به اساس عقيده‌ي امام جعفر صادق عليه السلام از دين پيروي نمايند، پس تشيعي وجود ندارد».

در قسمت دوم اين سؤال مطرح شده است كه: «کارکردهاي امروز تحت نام تشيع هيچ ربطي با اهل بيت ندارد. و اهل بيت آينه منهج بوده اند.»

از اين دو سؤال، ابتدا پاسخ اجمالي و بعد از آن تفصيلا پاسخ خواهيم داد.

سؤال اول: بررسي پندار تضاد شيعه علوي بودن با گرفتن فقه از امام صادق عليه السلام

در قسمت اول، اين سؤال مطرح شده است:

«هر کس بر عقيده (امام علي و امام جعفر صادق) باشد، شيعه نيست، اگر تشيع پيروان حضرت علي عليه السلام باشند و به اساس عقيده‌ي امام جعفر صادق عليه السلام از دين پيروي نمايند، پس تشيعي وجود ندارد».

پاسخ اجمالي

بررسي متون تاريخي، لغوي و حديثي مشخص مي کند که شيعه به معناي پيروان و هواداران پيامبر و اهل بيت عليهم السلام مي باشد؛ سابقه اين تعبير به زمان نبي اکرم صلي الله عليه و آله برميگردد و بعد از حيات ايشان نيز براي هر کدام از اولاد اميرالمومنين عليه السلام، عنوان امام و براي پيروان ائمه عليهم السلام عنوان شيعه به کار رفته است، در اين ميان عوامل زماني و اجتماعي و.. سبب شده است که شيعه با عنوان جعفري شهرت بيشتري پيدا کند، ولي ادله متعدد ثابت مي کند اين شهرت، دليل تبعيت از يک امام و رها کردن امامان ديگر نمي شود و شيعيان همه ائمه را به عنوان حجت هايالهي مي‌شناسند.

پاسخ تفصيلي:

پاسخ اين سوال در ضمن چند بخش بيان مي شود.

مطلب اول: بيان معناي لغوي واصطلاحي شيعه

معاني لغوي: :شيعه به معناي نصرت،توافق، پيرويو يار و هوادار و تابع و ...

واژه‌ي شيعه در لغت به معناي متابعت و پيروي، نصرت و ياري کردن و توافق در قول يا عمل است، ابن منظور، در كتاب «لسان العرب» به اين مطلب تصريح مي کند:

الشيعة: كل قوم اجتمعوا على أمر فهم شيعة، وكلّ قوم أمرهم واحد يتبع بعضهم رأي بعض فهم شيعة، والجمع شيع.

الأفريقي المصري، جمال الدين محمد بن مكرم بن منظور (متوفاى٧١١هـ)، لسان العرب،٨، ١٨٨، مادة : شيع ناشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولى.

هر گروهي که بر يک ديدگاه و يا امر واحدي اجتماع داشته باشند و برخي از نظر برخي ديگر پيروي نمايند؛ به آنها شيعه ‌مي‌گويند و جمع آن نيز «شيع» است.

شيعه به معناي يار، هوادار و تابع

طريحي يكي ديگر از لغت شناسان،‌ شيعه را به معناي تابع, يار و هوادار معنا كرده است:

الشِّيعَةُ: الأتباع و الأعوان و الأنصار مأخوذ من الشياع، و هو الحطب الصغار التي تشتعل بالنار و تعين الحطب الكبار على إيقاد النار،وكل قوم اجتمعوا على أمر فهم شيعة. ثمّ صارت الشيعة جماعة مخصوصة.

الطريحي، فخرالدين (متوفاي ١٠٨٥هـ)، مجمع البحرين، ج ٤ ، ص ٣٥٦تحقيق: السيد أحمد الحسيني، ناشر: مكتب النشر الثقافة الإسلامية، الطبعة الثانية ١٤٠٨ -

شيعه به معناي پيروان، ياران و هواداران مي باشد و از شياع گرفته شده است و آن هيزم کوچکي است که با آتش شعله ور مي‌شود و به هيزم بزرگ،براي برافروخته شدن کمک مي‌کند و به هرگروهي که اتفاقي بر يک عقيده و امر داشته باشند، شيعه ‌مي‌گويند؛ سپس اين اصطلاح به عنوان نام، براي گروه خاص شد.

بنا به ديدگاه اين دو لغت شناس مشهور، اجتماع و اتفاق بر يک ديدگاه و هواداري از يک عقيده، معيار براي صدق عنوان شيعه مي‌باشد.

معناي اصطلاحي شيعه:(معتقدين به امامت و خلافت بلافصل اميرالمومنين و فرزندان ايشان)

در اصطلاح،‌ اگر واژه «شيعه» بدون الف ولام به كار رود، معناي گسترده اي دارد و به هر فردي اطلاق مي‌شود كه از شخص ديگر يا مذهب و طريقتي پيروي مي‌كند.

اما اگر با الف و لام (الشيعه) گفته شود، به گروهي از امت اسلامي كه به امامت و خلافت بلا فصل اميرمؤمنان عليه السلام و فرزندان آن حضرت اعتقاد دارند، اطلاق مي‌شود.

شيخ مفيد : تبعيت از امام علي عليه السلام و نفي امامت از ديگران

شيخ مفيد رحمة الله عليه،شيعه را به عنوان تابعان اميرالمومنين عليه السلام و اولاد ايشان و معتقدين به امامت بلافصل ايشان معرفي مي کند:

فأما إذا أدخل فيه علامة التعريف فهو على التخصيص لا محالة لاتباع أمير المؤمنين - صلوات الله عليه - على سبيل الولاء والاعتقاد لإمامته بعد الرسول - صلوات الله عليه وآله - بلا فصل ونفي الإمامة عمن تقدمه في مقام الخلافة .

البغدادي، الشيخ المفيد محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله، العكبري، (متوفاي٤١٣هـ) أوائل المقالات، ص ٣٥ تحقيق: الشيخ إبراهيم الأنصاري، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، الطبعة الثانية ١٤١٤- ١٩٩٣م

هرگاه علامت معرفه (الف و لام) بر واژه روي «شيعه» وارد شود‌، بدون شك فقط به پيروان اميرالمومنين عليه السلام اطلاق مي گردد، كساني كه معتقد به ولايت و امامت اميرالمومنين عليه السلام بعد از رسول خداصلي الله عليه وآله هستند و امامت افرادي را كه قبل از اميرالمؤمنين عليه السلام ، خلافت مي كردند، نفي مي كنند.

البته پيروي مطلق از اميرمومنان عليه السلام، مستلزم پذيرش امامت يازده امام بعد از ايشان مي‌باشد.

ابن منظور : شيعه اسم خاص براي پيروان علي عليه السلام و اهل بيت عليهم السلام

«ابن منظور» در لسان العرب، لغت شيعه را اسم، عنوان و اصطلاح براي مواليان علي عليه السلام و خاندان ايشان معرفي مي کند.

اصلُ الشِّيعة الفِرقة من الناس ، ويقع على الواحد والاثنين والجمع والمذكر والمؤنث بلفظ واحد ومعنى واحد ، وقد غلَب هذا الاسم على من يتَوالى عَلِيا وأَهلَ بيته ، رضوان الله عليهم أَجمعين ، حتى صار لهم اسماً خاصّاً فإِذا قيل : فلان من الشِّيعة عُرِف أَنه منهم

محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي المصري الوفاة: ٧١١ ، لسان العربج ٨ص ١٨٩ ، دار النشر : دار صادر - بيروت ، الطبعة : الأولى

اصل شيعه به معناي گروهي از مردم مي باشد و شيعه در مفرد، مثني، جمع، مونث و مذکر با لفظ يکسان مي آيد و واژه «شيعه» در مورد کسي که ولايت علي و اهل بيت ايشان(عليهم السلام) _ که خدا از ايشان راضي باشد _ را پذيرفته باشند، بيشتر به كار مي رود و اين مقدار استفاده در حدي بوده كه سبب شده لقب «شيعه» به عنوان نام اختصاصي اين دسته به حساب آيد، به طوري که وقتي گفته ميشود فلاني شيعه است، دانسته مي شود او از پيروان اهل بيت عليهم السلام مي باشد.

ابن خلدون : شهرت اصطلاح شيعه در ميان فقها و متکلمين براي پيروان اميرالمومنين عليه السلام

ابن خلدون، شيعه را داراي معناي مشهور در ميان فقها و متکلمين معرفي مي کند

اعلم أن الشيعة لغة هم الصحب والأتباع ويطلق في عرف الفقهاء والمتكلمين من الخلف والسلف على اتباع علي وبنيه رضي الله عنهم

عبد الرحمن بن محمد بن خلدون الحضرمي الوفاة: ٨٠٨ ، مقدمة ابن خلدونج ١، ص ١٩٦ دار النشر : دار القلم - بيروت - ١٩٨٤ ، الطبعة : الخامسة

«شيعه» در لغت به معناي همراهان و پيروان مي باشد و در اصطلاح فقها و عالمان علم كلام در گذشته و حال،به معناي پيروان علي و فرزندان ايشان(عليهم السلام) مي باشد.

شهرستاني : شيعه عمل کنندگان به وصيت رسول خدا

شهرستاني، عالم مشهور اهل سنت، هواداران و ياوران امام علي عليه السلام که ايشان را، براساس وصيت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله، امام خود مي دانند، شيعه معرفي مي کند:

الشيعة هم الذين شايعوا علياً عليه السلام على الخصوص وقالوا بإمامته وخلافته نصاً ووصيتة، إما جليا وإما خفياً، واعتقدوا أن الإمامة لا تخرج من أولاده، وإن خرجت فبظلم يكون من غيره أو تقية من عنده ، وقالوا : ليست الإمامة قضية مصلحية تناط باختيار العامة، وينتصب الإمام بنصبهم ، بل هي قضية أصولية ، وهي ركن الدين لا يجوز للرسل إغفاله وإهماله ، ولا تفويضه إلى العامة وإرساله .

الشهرستاني، محمد بن عبد الكريم بن أبي بكر أحمد (متوفاى٥٤٨هـ)، الملل والنحل،ج ١، ص ١٤٦،تحقيق: محمد سيد كيلاني، ناشر: دار المعرفة - بيروت – ١٤٠٤هـ.

افرادي که به طور خاص از علي عليه السلام پيروي مي کنند شيعه نامدارند؛ آنانقائل به امامت و خلافت علي عليه السلام براساس وصيت پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) و روايات هستند؛ البته اين روايات،گاهي با صراحت تمام و گاهي نيز به صورت غير آشکار (با كنايه) مي باشد،همچنين معتقد هستند که امامت از فرزندان [حضرت] علي [عليه السلام] خارج نمي شود؛ اگر امامت از اين دايره خارج شود و به کسي ديگر برسد، يا به واسطه ظلم افراد ديگر است يا به جهت تقيه وحفظ جان از جانب آن فرد علوي مي باشد؛ شيعيان بر اين عقيده هستند امامت از قبيل اموري نيست که عموم مردم به واسطه مصلحت، در موردش تصميم بگيرند و امام را منصوب كنند، بلکه قضيه اي بنيادين و مهم است كه ركن و اصل دين مي باشد و براي پيامبران جايز نيست که ازآن غافل شوند و نسبت به آن اهمال کند و جايز نيست به مردم واگذار کند.

شيعه بودن بزرگان صحابه مانند عمار و ابوطفيل و...

علاوه بر مطالب بيان شده در مورد شيعيان و جايگاه آنها؛در زمان پيامبر نيز تعداد زيادي از صحابه از شيعيان امير مؤمنان عليه السلام بوده اند و به وصيت رسول خدا صلي الله عليه و آله عمل کرده اند وهمين معناي اصطلاحي بيان شده در موردشان مصداق و مفهوم پيدا کرده است،در اينجا به دو نقل بسنده مي كنيم:

محمد كرد علي يكي از علماي اهل سنت، تصريح مي کند که بسياري از صحابه مانند عمار، حذيفه و ابوذر غفاري تابع و عمل کننده به تمام ارکان دين از جمله ولايت بوده اند:

عرف جماعة من كبار الصحابة بموالاة علي في عصر رسول الله صلى الله عليه وسلم مثل سليمان الفارسي القائل : بايعنا رسول الله على النصح للمسلمين والائتمام بعلي بن أبي طالب والموالاة له . ومثل أبي سعيد الخدري الذي يقول : أمر الناس بخمس فعلموا بأربع وتركوا واحدة . ولما سئل عن الأربع قال : الصلاة والزكاة وصوم شهر رمضان والحج قيل : فما الواحد التي ترموها ؟ قال : ولاية علي بن أبي طالب قيل له : وإنما لمفروضة معهن قال : هي مفروضة معهن . ومثل أبي ذو الغفاري وعمار بن ياسر وحذيفة بن اليمان وذي الشهادتين خزيمة بن ثابت وأبي أيوب الأنصاري وخالد بن سعيد بن العاص وقيس ابن سعد عبادة وكثير أمثالهم.

محمد بن عبد الرزاق بن محمَّد ، كُرْد عَلي (المتوفى : ١٣٧٢ه‍)، خطط الشام ج ٦، ص ٢٤٥، ناشر مكتبة النوري، دمشق.

جمعيتي از بزرگان صحابه در عهد رسول خدا صلي الله عليه و آله به موالات و دوستي با علي(عليه السلام) شناخته مي شدند، مانند سلمان فارسي که مي گفت که با رسول خدا صلي الله عليه و آله بيعت کرديم تا در خيرخواهي و نشان دادن راه به مردم کوتاهي نکرده باشيم و همچنين در مورد امام قرار دادن علي بن ابيطالب [عليهما السلام] و دوستي با او (يعني همين کار را انجام داديم و با او بيعت کرديم)؛ ابو سعيد خدري نيز گفت که مردم به ٥ مساله امر شدند که به ٤ مورد آن عمل کردند و يکي از آن ها را رها کردند، وقتي در مورد آن ٤ چيز از او سوال شد، گفت نماز و زکات و روزه ماه رمضان و حج و سوال شد، آن مورديکه رها شد (مردم عمل نکردند) کدام بود؟ ابو سعيد گفت: آن يک مورد ولايت اميرالمومنين (عليه السلام ) بود، از او سوال کردند که ولايت با آن موارد واجب بود؟ گفت بله ولايت نيز در كنار آن موارد واجب بود و مانند(مانند سلمان که معتقد به ولايت اميرالمومنين بود)، ابوذر غفاري و عمار ياسر و حذيفه بن يمان و ذي الشهادتين، خزيمه بن ثابت و ابو ايوب انصاري و خالد بن سعيد انصاري و خالد بن سعيد بن العاص و قيس ابن سعد عباده و تعداد زيادي ديگر از صحابه بودند.

وي در ادامه به نقل از ابوحاتم رازي چنين مي نويسد:

ذكر أبو حاتم الرازي في كتاب الزينة في الألفاظ المتداولة بين أرباب العلوم على ما نقل في كتاب الروضات : أنّ أول اسم ظهر في الإسلام على عهد رسول الله صلى الله عليه وآله الشيعة وكان لقب أربعة من الصحابة وهم : أبو ذر وسلمان وعمار والمقداد إلى أن آن أوان صفين فاشتهر بين موالي علي عليه السلام.

محمد بن عبد الرزاق بن محمَّد ، كُرْد عَلي (المتوفى : ١٣٧٢ه‍)، خطط الشام ج ٦، ص ٢٤٥، ناشر مكتبة النوري، دمشق.

بنابر نقل كتاب «الروضات»، ابو حاتم رازي در كتاب «الزينة في الألفاظ المتداولة بين أرباب العلوم» گفته است اولين اسمي كه در اسلام در زمان رسول خداصلي الله عليه وآله ايجاد شد، واژه شيعه بود، اين كلمه لقب چهار تن از اصحاب امير مؤمنانصلوات الله و سلامه عليه بود كه عبارت بودند از: ابوذر، سلمان، عمار و مقداد؛ اين لقب در اوايل شروع جنگ صفين براي همه پيروان آن حضرت مشهور شد.

ابن ابي حاتم در كتاب الزينة چنين مي نويسد:

فتبين أن الشيعة لقب لقوم كانوا قد الفوا امير المؤمنين عليا صلوات الله عليه في حياة رسول اللهصلي الله عليه وآله و عرفوا به مثل سلمان الفارسي و ابي ذر الغفاري و المقداد بن الاسود و عمار بن ياسر و غيرهم كان يقال لهم شيعة علي عليه السلام و اصحاب علي عليه السلام.

ابن ابي حاتم،‌كتاب الزينة،‌ صص ٨٣-٨٤، نسخه خطي.

آشكار شد كه واژه «شيعه» لقب گروهي بود كه در زمان زندگي رسول خداصلي الله عليه وآله، محبت و الفت امير مؤمنان عليه السلام را داشتندو به همين امر شناخته مي شدند. افرادي همچونسلمان فارسي و ابوذر غفاري و مقداد بن اسود و عمار بن ياسر و غير آنها ،را شيعيان علي و اصحاب علي [عليه السلام] مي ناميدند.

در اين نقل شيعه را به عنوان لقب پيروان و دوستداران امير مؤمنان عليه السلام در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله معرفي مي کند که در اين راه بزرگان صحابه مانند سلمان و اباذر و مقداد و عمار موفق به دريافت مدال افتخار پيروي از آن حضرت گرديده اند.

بزرگان صحابه شيعه و تربيت يافته پيامبر صلي الله عليه و آله

صبحي صالح، لغت شناس و انديشمند و مولف بزرگ جهان عرب به نام بزرگان صحابه که شيعه و تربيت يافته رسول خدا بودند، تصريح مي کند.

كان بين الصحابة حتى في عهد النبي ( صلى الله عليه وآله وسلم )  لربيبه علي ، منهم : أبو ذر الغفاري ، والمقداد بن الأسود ، وجابر بن عبد الله ، وأبي بن كعب ، وأبو الطفيل عمر بن وائلة ، والعباس بن عبد المطلب وجميع بنيه ، وعمار بن ياسر ، وأبو أيوب الأنصاري.

النظم الإسلامية نشٲتها و تطورها، صبحي صالح: ص ٩٦ .

در ميان صحابه حتي در زمانپيامبراکرم صلي الله عليه و آلهعده اي تربيت شده ي توسط[حضرت] علي [عليه السلام] بودند که تعدادي از آنها عبارتند از : ابوذر غفاري ، مقداد بن اسود ، جابر بن عبد الله ، ابيبن كعب ، ابوالطفيل عامر بن وائله، عباس بن عبد المطلب و تمامي فرزندانش ، عمار بن ياسر ، وابو ايوب الانصاري.

احمد امين مصري در اين باره مي گويد:

وقد بدأ التشيع من فرقه من الصحابه کانوا مخلصين في حبّهم لعلي يرونه أحق بالخلافه لصفات رأوها فيه. ومن اشهرهم سلمان وابوذر والمقداد.

احمد امين،‌ ضحي الإسلام ج ٣، ص ٢٠٩،‌ چاپ هفتم،‌ ناشر: مكتبة نهضة المصرية،‌ قاهرة.

پيدايش تشيع از گروهي از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم شروع شد که در محبت به حضرت على بسيار مخلص بوده، و ايشان را به خاطر صفات و فضايلى که در ايشان ديده بودند، آن حضرت را سزاوارترين فرد به امامت مى دانستند . و مشهورترين آنان سلمان و ابوذر و مقداد بودند.

رسول خدا صلي الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام محوريت شيعه

آنچه به عنوان مفهوم شيعه از عبارات پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و نقل هاي تاريخي و تعاريف لغوي مشخص مي شود اين است که شيعه کساني بوده اند که در زمان زندگي رسول اکرم صلي الله عليه و آله، حول محور رسول خداصلي الله عليه وآله سير نموده و تحت تربيت امر المؤمنين عليه السلام و گوش به فرمان آن حضرت بودند و بزرگاني مانند سلمان، اباذر، مقداد،‌ عمار و حذيفه به عنوان افراد شاخص اين جريان بودند که همواره عاشق و محب اهل بيت عليهم السلام و حق بوده اند و بعد از حيات نبي اکرم صلي الله عليه و آله نيز به توصيه ايشان، از اهل بيت عليهم السلام پيروي کرده اند و به توصيه پيامبر اكرمصلي الله عليه وآله از دامان اهل بيت عليهم السلام جدا نشده اند و آنان را به عنوان محور حرکت خود قرار داده اند و به واسطه اين منش و روش، سعادت خود را تضمين کرده اند.

روايات اين موضوع را به صورت مفصل در مقاله‌ي ديگر آورده ايم لطفا به اين آدرس مراجعه کنيد.

مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
 

 

آغاز شهرت تشيع از زمان شهادت پيامبر صلي الله عليه وآله

با نگاهي به تاريخ اسلام مشخص مي شودشيعه به صورت رسمي بعد از شهادت پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه وآله در صحنه‌ي سياسي ظهور پيدا كرد و اين واژه براي ‌كساني كه امير مؤمنان عليه السلام را خليفه بلافصل آن حضرت مي‌دانستند،به كار مي رفت.

ابن خلدون تاريخ نگار متعصب سني بيان مي کند که مبدآ دولت شيعه از زمان وفات رسول خدا صلي الله عليه و آله بوده است.

مبدأ دولة الشيعة:اعلم أنّ مبدء هذه الدولة، أنّ أهل البيت لمّا توفي رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلّمكانوا يرون أنّهم أحق بالأمر وأنّ الخلافة لرجالهم دون سواهم من قريش ..... وفي قصّة الشوريأنّ جماعة من الصحابة كانوا يتشيعون لعليويرون استحقاقه علي غيره ولمّا عدل به إلي سواه تأففوا منه وأسفوا له مثل الزبير ومعه عمار بن ياسر والمقداد بن الأسود وغيرهم.

. إبن خلدون الحضرمي، عبد الرحمن بن محمد (متوفاى٨٠٨ هـ)، مقدمة ابن خلدون، ج ٣ ،ص٢١٥، ناشر: دار القلم - بيروت - ١٩٨٤، الطبعة: الخامسة.

ابنخلدون درباره ي مبدأ ظهور شيعهمي‌گويد: بدان مبدأ تشكيل شيعه اين است كه وقتي رسول خدا صلي الله عليه (و آله) و سلم از دنيا رفتند، اهل بيت(عليه السلام) خلافت را حق مُسلَّم خود مي‌دانستند و معتقد بودند خلافت سزاوار مردان بني هاشم است و ديگر مردان قريش حقي درخلافت ندارند، در قضيه شوري (منظور سقيفه است) نيز گروهي ازصحابه، از شيعيان علي (عليه السلام) محسوب مي‌شدند و معتقد بودند غير از علي (عليه السلام)، هيچ كس استحقاق خلافت را ندارد و زماني كه خلافت را فردي غير از علي(عليه السلام) به دست آورد، از اين امر اظهار بيزاري نمودند و تأسف خوردند که نمونه اين افراد زبير و عمار بن ياسر و مقداد بن اسود و افراد ديگر مي باشند.

مطلب دوم:پيشينه لغت «شيعه» در زمان حيات پيامبر

مطلب ديگري كه در پاسخ اين سؤال روشن مي شود اين است كه شيعه به معناي خاصي كه در بالا ذكر كرديم،‌ در زمان حيات مبارك رسول خدا صلي الله عليه وآله وجود داشته و طبق گزارش علماي اهل سنت از جملهسيوطي که از مفسران معروف آنها مي باشد، رسول خدا صلي الله عليه وآله براي پيروان امير مؤمنان لفظ «شيعه» را آورده اند و از آنها به عنوان بهترين افراد ياد فرموده است؛ در ادامه تعدادي از روايت ها که از لسان مبارک رسول خدا صلي الله عليه و آله بيان شده است و جايگاه شيعيان را بيان مي کند، خواهد آمد.

شيعيان مشمول رضايت و خشنودي الهي

ابن عدي از ابن عباس روايت کرده است که رسول خدا شيعيان مورد رضايت الهي مي باشند.

وأخرج ابن عدي عن ابن عباس قال : لما نزلت (إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية) قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لعلي :هو أنت وشيعتك يوم القيامة راضين مرضيين.

السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى٩١١هـ)، الدر المنثور، ج ٨ ،ص ٥٨٧، ناشر: دار الفكر - بيروت – ١٩٩٣.

ابن عدي از ابن عباس نقل كرده است كه مي‌گويد: هنگامي كه اين آيه «همانا كساني كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند، بهترين مخلوقات هستند» نازل شد، رسول خدا صلي الله عليه وآ‌له خطاب به امير المؤمنين علي (عليه السلام) فرمود: بهترين موجودات شما و شيعيان شما هستند كه روز قيامت راضي و مورد رضايت خدا هستند.

شيعيان، پيشواي پرهيزگاران

حاکم نيشابوري نيز در روايتي مشابه، آورده است که رسول اکرم صلي الله عليه و آله، شيعيان را بهترين بندگان معرفي مي فرمايد.

حدثنا الحاكم أبو عبد الله الحافظ قراءة وإملاءا أخبرنا أبو بكر بن أبي دارم الحافظ بالكوفة أخبرنا المنذر بن محمد بن المنذر ، قال : حدثني أبي ، قال : حثني عمي الحسين بن سعيد ، عن أبيه ، عن إسماعيل بن زياد البزاز ، عن إبراهيم بن مهاجر مولى آل شخبرةقال : حدثني يزيد بن شراحيل الأنصاري كاتب علي ، قال : سمعت عليا يقول : حدثني رسول الله صلى الله عليه وآله وأنا مسنده إلى صدري فقال : يا علي أما تسمع قول الله عز وجل : ( إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية )هم أنت وشيعتك، وموعدي وموعدكم الحوض ،إذا اجتمعت الأمم للحساب تدعون غراء محجلين.

الحاكم الحسكاني، وفات : ق ٥، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، جلد ٢ ص ٤٥٩، تحقيق : الشيخ محمد باقر المحمودي،چاپ : الأولى، سال چاپ : ١٤١١ - ١٩٩٠ م،ناشر : مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي - طهران / مجمع إحياء الثقافة الإسلامية – قم

ابراهيم بن مهاجر ازيزيد بن شراحيل الانصاري،کاتب امير مؤمنان علي(عليه السلام) نقل مي كند كهمي گويدشنيدم علي(عليه السلام) فرمود: پيامبر صلي الله عليه وآلهدر حاليکه به من تکيه داده بودند، فرمودند: آيا اين فرموده الهي را نشنيدي: ( إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) (مقصود از آنها) تو و شيعيانت مي باشند، وعده گاه من و شما حوض کوثر است، وقتي امت براي حسابرسي حاضر شدند، با عنوان پيشواي پرهيزگاران خوانده مي شويد.

شيعيان راضي و دشمن اميرالمومنين سيه رو و خشمگين

حاکم حسکاني، در روايت مشابه با روايت قبل با مضموني يکسان با طريق ديگر،گفتار رسول خدا صلي الله عليه و آله را بيان مي کند که به علي عليه السلام و پيروان ايشان، لقب شيعه داده اند و آن ها را مورد رضايت خدا معرفي کرده اند.

خبرناه أبو بكر الحارثي أخبرنا أبو الشيخ الأصبهاني حدثنا إسحاق بن أحمد الفارسي حدثنا حفص بن عمر المهرقاني حدثنا حيوية - يعني إسحاق بن إسماعيل - عن عمر بن هارون ، عن عمرو ، عن جابر ، عن محمد بن علي وتميم بن حذلم: عن ابن عباس قال : لما نزلت هذه الآية : ( إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) قال النبي صلى الله عليه وآله وسلم لعلي : هو أنت وشيعتك ،تأتي أنت وشيعتك يوم القيامة راضين مرضيين ، ! ويأتي عدوك غضابا مقمحينقال ( علي ) : يا رسول الله ومن عدوي ؟ قال : من تبرأ منك ولعنك ثم قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم : من قال : رحم الله عليا يرحمه الله .

الحاكم الحسكاني، وفات : ق ٥، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، جلد ٢ ص ٤٥٩، تحقيق : الشيخ محمد باقر المحمودي،چاپ : الأولى، سال چاپ : ١٤١١ -١٩٩٠ م،ناشر : مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشادالإسلامي - طهران / مجمعإحياء الثقافة الإسلامية – قم.

از ابن عباس روايت شده است که وقتي اين آيه نازل شد(إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية )، پيامبر صلي الله عليه وآله فرمود: اي علي(عليه السلام): مقصود از اين آيه تو و شيعيان تو هستند، تو و شيعيانت روز قيامت راضي از خداوند و خداوند از شما راضي مي باشد و دشمن تو در حاليکه سيه رو و غضب ناک است، وارد مي شود، علي(عليه السلام) اي رسول خدا(صلي الله عليه و آله) چه کساني دشمن من هستند؟ رسول خدا(صلي الله عليه و آله ) فرمود: کساني که از تو برائت بجويد و تو را لعن کند، سپس رسول خدا(صلي الله عليه و آله )فرمود: هرکس بگويد خدا علي(عليه السلام) را رحمت کند، خدا او را مورد رحمت و خير خود قرار دهد.

طبراني پيرامون جنگ جمل به نقل ازعبد الله بن نجيچنين نقل مي كند:

حدثنا علي بن سعيد الرازي قال نا محمد بن عبيد المحاربي قال نا عبد الكريم أبو يعفور عن جابر عن أبي الطفيل عن عبد الله بن نجي أن عليا اتى يوم البصرة بذهب أو فضة فنكته وقال ابيضي واصفري وغري غيري غري اهل الشام غدا إذا ظهروا عليك فشق قوله ذلك على الناس فذكر ذلك له فأذن في الناس فدخلوا عليه فقال ان خليليقال يا علي انك ستقدم على الله وشيعتك راضين مرضيين ويقدم عليه عدوكغضاب مقمحينثم جمع علي يده إلى عنقه يريهم كيف الاقماح.

الطبراني، ابي القاسم سليمان بن احمد، المعجم الاوسط، ج٤، ص ١٨٧، ح٣٩٣٤، تحقيق: طارق بن عوض الله بن محمد– عبدالمحسن بن ابراهيم الحسيني، ناشر: دار الحرمين، ١٤١٥ هـ.ق.

عبدالله بن نجي مي گويد: روز جنگ جمل براي امير مؤمنان صلوات الله و سلامه عليه طلا و نقره آوردند، حضرت آنها را پراكنده ساخت و فرمود: بدرخشيد و غير مرا گول بزنيد، اهل شام را گول بزنيد زماني كه فردا [كنايه از آينده] بر شما پيروز مي شوند [به شما دست مي يابند]. راوي مي گويد: اين كلام حضرت امير سلام الله عليه بر مردم گران آمد، برخي از اصحاب ايشان عرضه داشتند مطالبي كه فرموديد بر برخي گران آمده، حضرت مردم را صدا زدند كه نزد ايشان بيايند، وقتي آمدند، ايشان فرمودند: دوست [صميمي و اختصاصي من،] پيامبر صلي الله عليه وآله فرمودند:‌اي علي در قيامت تو و شيعيانت [پيروانت] بر خداوند وارد مي شويد در حالي كه از خدا راضي هستيد و خداوند نيز از شما رضايت دارد و دشمن تو بر خدا وارد مي شود در حالي كه خشمگين است و دستانش به گردنش بسته شده است. سپس حضرت دستان خود را به سمت گردن خود جمع نمودند تا چگونگي «اقماح» را به آنها نشان دهند.

علي و شيعته هم الفائزون در منبع عامه:

ابن عساكر در روايتي ديگر به نقل از جابر بن عبدالله انصاري آورده است، اميرالمومنين و شيعيان ايشان را بهترين بندگان معرفي مي کند.

وأخرج ابن عساكرعن جابر بن عبد اللهقال كنا عند النبي صلى الله عليه وسلم فأقبل علي فقال النبي صلى الله عليه وسلم :والذي نفسي بيده إن هذا وشيعته لهم الفائزون يوم القيامةونزلت «إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية» فكان أصحاب النبي صلى الله عليه وسلم إذا أقبل علي قالوا : جاء خير البرية

عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: ٩١١ ، الدر المنثور ج ٨ص ٥٨٩دار النشر : دار الفكر - بيروت – ١٩٩٣

جابر بن عبد الله مي گويد: نزد رسولخدا صلي الله عليه و (آله)بوديم، سپس امير المؤمنين علي(عليه السلام) آمد وپيامبر صلي الله عليه و (آله) فرمود: قسم به کسي جانم به دست اوست، او(اميرالمومنين عليه السلام) و پيروان او رستگاران هستند. بعد از نزول اين آيه(إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية)،هر وقت صحابه با ايشان روبرو مي شدند مي گفتند: بهترين بندگان آمد.

سيوطي در کتاب «الدرالمنثور» و علماي ديگر تعدادي ديگر از اسانيد اين روايت را ذکر کرده اند.

طريق اول:

وأخرج ابن عدي وابن عساكر عنأبي سعيدمرفوعا : علي خير البرية

عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: ٩١١ ، الدر المنثور ج ٨ص ٥٨٩دار النشر : دار الفكر - بيروت – ١٩٩٣

ابن عدي و ابن عساکر از ابي سعيد از رسول خدا صلي الله عليه و اله روايت کرده اند که علي عليه السلام بهترين بندگان است.

أخبرناه أبو عمرو ( محمد بن عبد الله ) البسطامي أخبرنا أبو أحمد بن عدي الجرجاني حدثنا الحسن بن علي بن عبد الله الأهوازي حدثنا معمر بن سهل حدثنا أبو سمرة أحمد بن سالم بن خالد بن جابر بن سمرة ، حدثنا شريك ، عن الأعمش ، عن عطية :عن أبي سعيد، قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله : علي خير البرية .

الحاكم الحسكاني، وفات : ق ٥، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، جلد ٢ ص ٤٧١، تحقيق : الشيخ محمد باقر المحمودي،چاپ : الأولى، سال چاپ : ١٤١١ - ١٩٩٠ م،ناشر :مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي - طهران / مجمع إحياء الثقافة الإسلامية - قم

عطيه از ابي سعيد روايت کرده است که او گفت : رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود که علي بهترين اهل زمين است.

طريق دوم:

وأخرج ابن عدي عنابن عباسقال : لما نزلت « إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية» قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لعلي : هو أنت وشيعتك يوم القيامة راضين مرضيين.

عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: ٩١١ ، الدر المنثور ج ٨ص ٥٨٩دار النشر : دار الفكر - بيروت – ١٩٩٣

ابن عدي از ابن عباس روايت شده است که وقتي اين آيه نازل شد (إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية)، پيامبر اکرم صلي الله عليه و (آله)و سلم به امير مؤمنان علي(عليه السلام )فرمود: تو و شيعيان تو روز قيامت راضي از خدا است و خدا نيز ازآنها راضي است.

طريق سوم:

وأخرج ابن مردويهعن عليقال : قال لي رسول الله صلى الله عليه وسلم : ألم تسمع قول الله : « إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية» أنت وشيعتك وموعدي وموعدكم الحوض إذا جئت الأمم للحساب تدعون غرا محجلين.

عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: ٩١١ ، الدر المنثورج ٨ص ٥٨٩ دار النشر : دار الفكر - بيروت – ١٩٩٣

ابن مردويه مي گويد که (امام) علي(عليه السلام) فرمود که پيامبر صلي الله عليه و (آله) و سلم فرمود: آياگفتار خداوند(إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية) را شنيده اي ؟ منظور تو و شيعيان تو هستند، موعد من و شما در قيامت حوض[كوثر]است، وقتي امت براي حساب مي آيند، شما پيشواي پرهيزگاران خوانده مي شويد.

طريق چهارم:

وقد حدثنا بن حميد قال ثنا عيسى بن فرقد عن أبي الجارود عنمحمد بن عليأولئك هم خير البرية فقال النبي صلى الله عليه وسلم أنت يا علي وشيعتك

محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر الوفاة: ٣١٠ ، تفسير الطبريج ٣٠، ص ٢٦٤ دار النشر: دار الفكر - بيروت – ١٤٠٥

ابي جارود از امام باقر عليه السلام روايت کرده است که ايشان در مورد آيه(أولئك هم خير البرية)فرمود که رسول اکرم صلي الله عليه (و آله) و سلم مقصود از اين آيه، تو و شيعيان تو هستي.

روايت از امام باقر عليه السلام از رسول اکرم صلي الله عليه و آله روايت شده است که اين روايت به موجب روايت حديثي، حديث ابي تا رسول خدا، روايت متصل و صحيح مي باشد.

تصحيح روايت«حديث ابي» توسط مرحوم مجلسي رضوان الله عليه

مرحوم علامه محمد تقي مجلسي سند اين روايت را صحيح مي‌داند و مي‌فرمايد:

و في القوي كالصحيح، عن هشام بن سالم و حماد بن عثمان و غيره قالوا:

سمعنا أبا عبد الله عليه السلام يقول: حديثي‏ حديث‏ أبي‏، و حديث أبي حديث جدي، و حديث جدي حديث الحسين، و حديث الحسين حديث الحسن، و حديث الحسن حديث أمير المؤمنين،

مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة)، ج‏١٢ ؛ ص١٧٥، تحقيق : نمقه وعلّق عليه وأشرف على طبعه « السيد حسين الموسوي الكرماني والشيخ علي پناه الإشتهاردي » قم، ناشر : بنياد فرهنك اسلامي حاج محمد حسين كوشانپور، چاپ:. محرم الحرام ١٣٩٩

در روايتي قوي که مانند روايت صحيح است، هشام بن سالم و حماد بن عثمان و عده اي ديگر، گفته اند: از امام صادق عليه السلام شنيديم که ايشان فرمودند حديث من، حديث پدرم است و... .

براي بررسي ارتباط شيعيان با اهل بيت عليهم السلام و يکسان بودن کلام اهل بيت با پيامبر به اين آدرس مراجعه فرماييد.

آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
 

نتيجه گيري از تعدد طرق اين روايت:

از مجموع اين روايت هاكه توسط بزرگان صحابه مانند اميرالمومنين عليه السلام، ابن عباس و ابو سعيد و ابو الطفيل و جابر بن عبد لله و...روايت شده استكه به فرض مرسل بودن سند ادعايي، نقل اين تعداد از صحابه، جايي براي اين ايراد باقي نميگذارد، اضافه بر اينکه روايت امام باقر عليه السلام از اجدادشان مرسل نيست و چنان چه از همه موارد گذشته هم صرف نظر شود،حداقل از اين تعداد روايت،استفاضه به دست مي آيد و در دانش حديث، روايت مستفيض زماني كه مخالفي نداشته باشد،احتياجي به بررسي سندي ندارد.

حجيت روايت مستفيض در کلام بزگان شيعه

با مراجعه به منابع متعدد در مي يابيم که بزرگان شيعههمچون: مرحوم صاحب جواهر، مرحوم آقا ضياء عراقي و... براين عقيده هستند که روايت مستفيضزماني كه مخالفي نداشته باشد، نيازي به بررسي سندي ندارد و شاخصه هاي حجيت را دارا مي باشد، در اين مجال به عنوان نمونه به گفتار دو تن از فقيهان بزرگ شيعه مي پردازيم.

محقق كركي

مرحوم محقق كركي پيرامون اعتبار روايت مستفيض چنين مي فرمايد:

إما مشهور : وهو ما زاد رواته على الثلاثة ، ويسمى المستفيض. وحكمه كالمتواتر في وجوب العمل.

الكركي، علي بن الحسين (وفات : ٩٤٠)، رسائل الكركي، ج ٣ ص ٤٢، تحقيق : الشيخ محمد الحسون، ناشر : مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، چاپ : اول، ١٤١٢هـ.ق.

روايت مشهور روايتي است كه راويان آن بيش از سه نفر باشند و اين روايت مستفيض نيز ناميده مي شود. در وجوب عمل به آن، حكمش همانند روايت متواتر است. [قطعا به مضمون آن روايت عمل مي كنيم].

صاحب جواهر

مرحوم شيخ محمد حسن نجفي صاحب كتاب فقهي جواهر، بعد از نقل روايتي در يكي از موضوعات فقهي، مي فرمايد:

فلا ريب في استفاضتها بحيث تستغني عن ملاحظة السند كما هو واضح.

النجفي، الشيخ محمد حسن (متوفاى١٢٦٦هـ)، جواهر الكلام في شرح شرائع الاسلام، ج ١٠ ص ٢٨٦، تحقيق: الشيخ عباس القوچاني، ناشر: دار الكتب الإسلامية، طهران، الطبعة: الثالثة،‌ ١٣٦٧ش.

بدون شك، مستفيض بودن اين روايت، انسان را از بررسى سند بى نياز مى‌كند و اين مطلب روشن است.

علي و شيعته هم الفائزون در منبع شيعه:

در کتاب الامالي شيخ طوسي نيز روايتي مشابه از جابربن عبد الله ذکر شده است، که رسول خدا صلي الله عليه و آله قسم ياد مي کند که شيعيان رستگاران اين امت و امير مؤمنان عليه السلام برترين مسلمان از نظر ايمان و...مي باشند

أخبرنا أبو عمر، قال: أخبرنا أحمد، قال: حدثنا محمد بن أحمد بن الحسن القطواني، قال: حدثنا إبراهيم بن أنس الأنصاري، قال: حدثنا إبراهيم بن جعفر بن عبد الله بن محمد بن سلمة، عن أبي الزبير، عن جابر بن عبد الله، قال:كنا عند النبي (صلى الله عليه و آله) فأقبل علي بن أبي طالب (عليه السلام) فقال النبي (صلى الله عليه و آله):

قد أتاكم أخي،ثم التفت إلى الكعبة فضربها بيده، ثم قال: و الذي نفسي بيده، إن هذا و شيعته لهم الفائزون يوم القيامة، ثم قال: إنه‏ أولكم‏ إيمانا معي، و أوفاكم بعهد الله، و أقومكم بأمر الله، و أعدلكم في الرعية، و أقسمكم بالسوية، و أعظمكم عند الله مزية،

طوسى، محمد بن الحسن، الأمالي (للطوسي) - قم، چاپ: اول،١٤١٤ق.الأمالي (للطوسي) ؛ النص ؛ ص٢٥١

ابي زبير از جابر بن عبد الله روايت کرده است که نزد پيامبر صلي الله عليه و آله بوديم، كه اميرالمومنين عليه السلام وارد شد، (در اين هنگام) پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: برادرم آمد، سپس پيامبر صلي الله عليه و آله رو به کعبه فرمود و با دست به کعبه زد و فرمود قسم به کسي جانم در دست اوست که اين شخص[امير المؤمنين عليه السلام] و شيعيان او حقيقتا رستگاران روز قيامت مي باشند، سپس فرمود: او اولين ايمان آورنده با من مي باشد، بيشترين پايبندي به ميثاق الهي را دارد، استوارترين در انجام دستورات الهي و عادل ترين افراد در ميان مردم و عامل ترين مردم به مساوات و پر فضيلت ترين افراد نزد خدا مي باشد.

بنابراين ذکر عبارت «شيعه» با اين وضوح، در کلام رسول خدا صلي الله عليه و آله، نشان دهنده ريشه دار بودن شيعه و اتصال بين اين مکتب و پيامبر خاتم صلي الله عليه وآله مي باشد و همچنين ثابت مي‌كند که تعاليم شيعه دقيقا تعاليم رسول خداصلي الله عليه و آله است و پيروان اميرالمومنين عليه السلام بهترين افراد و پيروان رسول خدا صلي الله عليه و آلهبوده اند و اگر اين اشخاص مورد تاييد پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله نبوده اند، معنايي نداشت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله آنها را تحسين و تاييد فرمايد.

مطلب سوم: شروع امامت الهي از امير مؤمنان و ختمآن به امام زمان (عليهم السلام)و ثابت بودن روش همه اهل بيتعليهم السلام

علاوه بر معناي اصطلاحي شيعه که به معناي پيروان اميرالمومنين و ١١ فرزند ايشان مي باشد، اتفاق بين شيعيان مي باشد که تعداد امامان بعد از رسول خدا صلي الله عليه و آله، ١٢ نفر مي باشد و طبق روايات متعددي كه از پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله در منابع شيعه و سني نقل شده است، تمامي جانشينان و امامان و اوصياي پيامبر صلي الله عليه و آله، وحدت هدف و ماموريت دارند، اگرچه اقتضاءات زمان ممکن است در عهدي بر ميزان فعاليت و شکل آنها تاثير گذار باشد.

اتفاق بر تعداد امامان بعد پيامبر صلي الله عليه و آله

مرحوم شيخ مفيد در کتاب «اوائل المقالات» بيان مي فرمايد که شيعيان اجماع بر ١٢ نفر بودن ائمه بعد از رسول خدا صلي الله عليه و آله دارند

واتفقت الإمامية على أن الأئمة بعد الرسول (صلي الله عليه وآله ) اثنا عشر إماما

مرحوم شيخ مفيد بن محمد بن النعمان ابن المعلم

أبي عبد الله ، العكبري ، البغدادي( ٣٣٦ - ٤١٣ ه‍ ) ، اوائل المقالات، ص ٤١ محمد،دار المفيد،طباعة - نشر – توزيع بيروت . لبنان

اماميه در مورد اينکه امامان بعد رسول خداصلي الله عليه وآله، ١٢ نفر مي باشند، اجماع و اتفاق نظر دارند.

بيان اسامي اهل بيت عليهم السلام و لزوم شناخت امام

مرحوم خزاز قمي(رضوان الله عليه) در کتاب شريف «كفايه الاثر» روايتي را با سند صحيح از امام صادق عليه السلام نقل کرده است،وجود مبارک امام صادق عليه السلام در اين روايت، اصول عقايد شيعه و از جمله امامت را به طورکامل بيان کرده اند و در انتهاي اين روايت، نام امامان را تا امام مهدي عليه السلام بيان کرده اند.

حَدَّثَنَا الْحُسَينُ بْنُ عَلِي قَالَ حَدَّثَنَا هَارُونُ بْنُ مُوسَى قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ يعْقُوبَ بْنِ يزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيرٍ عَنْ هِشَامٍ قَالَ:كُنْتُ عِنْدَ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عليهما السلام: إِذْ دَخَلَ عَلَيهِ مُعَاوِيةُ بْنُ وَهْبٍ وعَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ أَعْينَ...ثُمَّ قَالَ عليه السلام: إِنَّ أَفْضَلَ الْفَرَائِضِ وأَوْجَبَهَا عَلَى الْإِنْسَانِ مَعْرِفَةُ الرَّبِّ والْإِقْرَارُ لَهُ بِالْعُبُودِيةِ وحَدُّ الْمَعْرِفَةِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ غَيرُهُ ولَا شَبِيهَ لَهُ ولَا نَظِيرَ لَهُ وأَنَّهُ يعْرِفُ أَنَّهُ قَدِيمٌ مُثْبَتٌ بِوُجُودٍ غَيرُ فَقِيدٍ مَوْصُوفٌ مِنْ غَيرِ شَبِيهٍ ولَا مُبْطِلٍ‏ لَيسَ كَمِثْلِهِ شَي‏ءٌ وهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ.وَ بَعْدَهُ مَعْرِفَةُ الرَّسُولِ والشَّهَادَةُ لَهُ بِالنُّبُوَّةِ وأَدْنَى مَعْرِفَةِ الرَّسُولِ الْإِقْرَارُ بِهِ بِنُبُوَّتِهِ وأَنَّ مَا أَتَى بِهِ مِنْ كِتَابٍ أَوْ أَمْرٍ أَوْ نَهْي‏ فَذَلِكَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وجَلَّ وَ بَعْدَهُ مَعْرِفَةُ الْإِمَامِ الَّذِي بِهِ يأْتَمُّ بِنَعْتِهِ وصِفَتِهِ واسْمِهِ فِي حَالِ الْعُسْرِ والْيسْرِ وأَدْنَى مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ أَنَّهُ عِدْلُ النَّبِي إِلَّا دَرَجَةَ النُّبُوَّةِ ووَارِثُهُ وأَنَّ طَاعَتَهُ طَاعَةُ اللَّهِ وطَاعَةُ رَسُولِ اللَّهِ والتَّسْلِيمُ لَهُ فِي كُلِّ أَمْرٍ والرَّدُّ إِلَيهِ والْأَخْذُ بِقَوْلِهِ.وَ يعْلَمُ أَنَّ الْإِمَامَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وآله عَلِي بْنُ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَينُ ثُمَّ عَلِي بْنُ الْحُسَينِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِي ثُمَّ أَنَا ثُمَّ مِنْ بَعْدِي مُوسَى ابْنِي ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وَلَدُهُ عَلِي وبَعْدَ عَلِي مُحَمَّدٌ ابْنُهُ وبَعْدَ مُحَمَّدٍ عَلِي ابْنُهُ وبَعْدَ عَلِي الْحَسَنُ ابْنُهُوالْحُجَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ...

الخزاز القمي الرازي، أبي القاسم علي بن محمد بن علي، كفاية الأثر في النص على الأئمة الاثني عشر، ص٢٦٠ ـ ٢٦٤، تحقيق: السيد عبد اللطيف الحسيني الكوه كمري الخوئي، ناشر: انتشارات، قم، ١٤٠هـ.

محمد بن ابي عمير از هشام روايت مي کند که نزد امام صادق عليه السلام بوديم،امام صادق عليه السلام فرمود: بهترين فرائض و واجب‏ترين آنها بر انسان،شناخت پروردگار و اقرار به بندگى اوست و کمترين معرفت اين است که به يکتايياو اقرار كند و شبيه و شريکي براي او قائل نشود و بداند كه او قديم و ثابت و موجود است و به چيزى مقيد نيست، او توصيف شده است،ولى نه در قالب مثال و مانند و بداند كه او باطل نيست و مانندش چيزى نيست‏ و او شنوا و بينا است و پس از او، شناخت پيامبر و گواهى به نبوت اوست و کمترين چيزى كه در شناسايى او لازم است اين است كه اقرار به نبوت او كند و اينكه آنچه آورده از جمله كتاب يا امر و نهى، ازطرفخداى تعالي است و پس از او شناخت امامى است كه وصف و نام او در حال سختى و خوشى پيروى مي شود و کمترين چيزى كه در شناخت امام لازم است، اين است كه او به جز در مقام نبوت، مشابه و همتا و وارث اوست و اين كه اطاعت او، اطاعت خداوند و رسول اوست و در هر امرى تسليم او باشد و به او مراجعه كند و بداند كه پس از رسول خدا،على بن ابى طالب عليه السلام امام است و پس از او حسن،سپس حسين،سپس على بن الحسين و سپس محمد بن على و پس از او من هستم و پس از من، موسى(عليه السلام) فرزندم و پس از او فرزندش على و بعد از او محمد فرزندش،پساز ايشاننيز على فرزندش سپس فرزندش حسن و حضرت حجت عليه السلام از فرزندان حسن است.

براي اطلاع کامل تر از سند اين حديث و احاديثي که با سند صحيح به امامت اهل بيت عليهم السلام اشاره کرده است به آدرس زیر مراجعه فرمائید:

چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني     »»»    (روايت سوم: هر كس من سرپرست او هستم، علي بن أبي طالب سرپرست او است)

 

صدق عنوان تشيع در گروي شناخت همه امامان و اطاعت از همه آنها (به صورت جمعي)

در روايتي معتبر که از امام صادق عليه السلام در کتاب شريف کافي بيان شده است، تصريح مي کند شناخت همه امامان لازمه صدق عنوان شيعه مي باشد.

محمد بن يحيى ، عن أحمد بن محمد ، عن محمد بن إسماعيل ، عن منصور بن يونس ، عن محمد بن مسلم قال : قلت لأبي عبد الله عليه السلام : رجل قال لي : اعرف الآخر من الأئمة ولا يضرك أن لا تعرف الأول ، قال : فقال : لعن الله هذا ، فاني أبغضه ولا أعرفه ، وهل عرف الآخر إلا بالأول .

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)،الكافي ج ١ ص ٣٧٣ ، ، محقق :غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ : الخامسة سال چاپ : ١٣٦٣ ش

محمد بن مسلم گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: شخصي به من گفت : امام آخر را بشناس، نشناختن امام اول ضرري به تو نمي رساند، امام فرمود : خدا او را لعنت كند، من او را نمي شناسم و با او دشمن هستم، مگر امام آخر جز بوسيله امام اول شناخته شود؟

تصحيح روايت توسط مرحوم مجلسي

مرحوم مجلسي رضوان الله عليه بعد از نقل اين روايت تصريح مي فرمايند که اين روايت مورد اطمينان مي باشد.

الحديث السابع : موثق

حديث هفتم مورد اطمينان است.

العلامة المجلسي، محمد باقر ،مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ج ٤ ،ص ١٩٥، (متوفاى ١١١١هـ)، ، ناشر: دار الكتب الإسلامية ـ تهران، الطبعة : الثانية،١٤٠٤هـ ـ ١٢٦٣ش.

خروج از تشيع با عدم شناخت هرکدام از امامان

مرحوم مجلسي در توضيح روايت شريف كتاب کافي، مي فرمايد نتيجه اينكه شخص ، شيعه يكي از ائمه نباشد ، خروج وي از تشيع به صورت مطلق است!

ولا أعرفه " أي بالتشيع أو مطلقا ، وهو كناية عن عدم التشيع ، لما سيأتي أنهم عليهم السلام يعرفون شيعتهم

علامه مجلسي، محمد باقر، مراة العقول في شرخ اخبار ال الرسول، جلد ٤ ، ص١٩٥

لا اعرفه يعني او را به تشيع نمي شناسم يا اصولا او را نمي شناسد، زيرا خواهد آمد که امام امام معصوم شيعيان خود را مي شناسد.

وقتي تنها يكي از ائمه اثناعشر در مورد شخصي مي‌فرمود او شيعه من نيست ، يعني اصلا شيعه نيست!

بنابراين همان طور که از تعريف اصطلاحي «الشيعه» به دست آمد، شيعه به معناي پيروان امير مومنان و اولاد ايشان عليهم السلام مي باشد، و اختصاص به پيروي از اميرالمومنين عليه السلام به تنهايي ندارد، علاوه بر اينكه روايت نيز بيان مي کند که صدق عنوان شيعه، وابسته به شناخت و اطاعت از همه امامان مي باشد و با شناخت ناقص امامان، عنوان تشيع صدق نمي کند.

امامان شرکاء و همراهان يکديگر در امامت

شيخ صدوق (متوفاي٣٨١هـ) با سند صحيح نقل كرده است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله ائمه طاهرين عليهم السلام را شريك در امر امامت معرفي كرده اند:

حدثني أبي (رضي الله عنه)، قال: حدثنا سعد بن عبد الله، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن عيسي، عن الحسين بن سعيد، عن حماد بن عيسي، عن إبراهيم بن عمر اليماني، عن أبي الطفيل، عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر (عليهما السلام)، عن آبائه (عليهم السلام)، قال: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع): اكْتُبْ مَا أُمْلِي عَلَيكَ. قَالَ: يا نَبِي اللَّهِ أَتَخَافُ عَلَي النِّسْيانَ؟ فَقَالَ: لَسْتُ أَخَافُ عَلَيكَ النِّسْيانَ وَقَدْ دَعَوْتُ اللَّهَ لَكَ أَنْ يحَفِّظَكَ وَلَا ينْسِيكَ وَلَكِنِ اكْتُبْ لِشُرَكَائِكَ. قَالَ:قُلْتُ: وَمَنْ شُرَكَائِي يا نَبِي اللَّهِ؟قَالَ: الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِكَبِهِمْ تُسْقَي أُمَّتِي الْغَيثَ وَبِهِمْ يسْتَجَابُ دُعَاؤُهُمْ وَبِهِمْ يصْرِفُ اللَّهُ عَنْهُمُ الْبَلَاءَ وَبِهِمْ تَنْزِلُ الرَّحْمَةُ مِنَ السَّمَاءِ وَهَذَا أَوَّلُهُمْ. وَأَوْمَأَ بِيدِهِ إِلَي الْحَسَنِ (ع) ثُمَّ أَوْمَأَ بِيدِهِ إِلَي الْحُسَينِ(ع) ثُمَّ قَالَ (ص): الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِهِ.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى٣٨١هـ)، الأمالي، ص ٤٨٥ تحقيق و نشر: قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة - قم، الطبعة: الأولى، ١٤١٧هـ.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى٣٨١هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ج ١، ص ٢٠٦ـ ٢٠٧، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر:‌ اسلامية ـ تهران‏، الطبعة الثانية‏، ١٣٩٥ هـ.

شيخ طوسي هم در «امالي» خود همين روايت را نقل كرده است

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى٤٦٠هـ)، الأمالي، ص ٤٤١ تحقيق : قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم ، الطبعة: الأولى، ١٤١٤هـ.

رسول خدا (صلي الله عليه وآله) به امير المؤمنين عليه السلام فرمود آنچه برايت مي گويم بنويس، عرض كرد يا رسول اللَّه(صلي الله عليه و آله) مي ترسي فراموش كنم؟ فرمود خوفي از فراموشي تو ندارم، چون از خدا خواستم كه به تو حافظه دهد و فراموشي برايت ايجاد نشود، ولي براي شريک هاي خود بنويس: اميرمؤمنان عليه السلام گفت: عرض كردم شريک هاي(همراهان من) چه كساني هستند؟ فرمود: امامان از فرزندانت كه امتم به برکت وجود آنان از باران بنوشند و دعايشان مستجاب شود و به وسيله آن ها، خدا بلا را از امتم دور كند و به وسيله آن ها رحمت از آسمان نازل شود و اين اولين آنها است؛ با دست خود به امام حسن(عليه السلام) اشاره كرد سپس به امام حسين عليه السلام اشاره كرد و فرمود امامان از فرزندان او مي باشند.

بررسي سندي اين روايت

براي بررسي اين روايت به اين آدرس مراجعه شود که مقاله اي مشتمل بر چهل حديث پيرامون امامت اهل بيت عليه السلام مي باشد که اولين از چهل حديث به ذکر اين روايت و ترجمه و سپس به بررسي سندي آن پرداخته است.

بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (٥) – مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء

١٢ نفر، مشترک در خلقت، وظيفه و نام

در کتاب«الغيبه» مرحوم نعماني، با اشاره به وجود به ١٢ امام، روايتي را از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه همه را از يک منشا و خلقت و از همان خلقت رسول خدا و همه مشترک در هدف و ادامه دهنده راه رسول خدا معرفي مي کند.

أخبرنا علي بن الحسين‏قال حدثنا محمد بن يحيى العطار بقم قال حدثنا محمد بن حسان الرازي‏قال حدثنا محمد بن علي الكوفي قال حدثنا إبراهيم بن محمد بن يوسف قال حدثنا محمد بن عيسى عن عبد الرزاق عن زيد الشحام عن أبي عبد الله ع و قال محمد بن حسان الرازي و حدثنا به محمد بن علي الكوفي عن محمد بن سنان عن زيد الشحام قال:قلت لأبي عبد الله ع أيهما أفضل الحسن أو الحسين قال إن فضل أولنا يلحق فضل آخرنا و فضل آخرنا يلحق فضل أولنافكل له فضل قال قلت له جعلت فداك وسع علي‏في الجواب فإني و الله ما أسألك إلا مرتادافقال نحن من شجرة برأنا الله من طينة واحدة فضلنا من الله و علمنا من عند الله و نحن أمناء الله على خلقه و الدعاة إلى دينه و الحجاب فيما بينه و بين خلقه أزيدك يا زيد قلت نعم فقال خلقنا واحد و علمنا واحد و فضلنا واحد و كلنا واحد عند الله عز و جل فقلت أخبرني بعدتكم فقال نحن اثنا عشر هكذا حول عرش ربنا جل و عز في مبتدإ خلقنا أولنا محمد و أوسطنا محمد و آخرنا محمد.

ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم، الغيبة، ص ٨٦ تهران، چاپ: اول، ١٣٩٧ هـ.ق.

زيد شحام از امام صادق عليه السلام روايت کرده است که به ايشان عرض کردم امام حسين عليه السلام برتر است يا امام حسن عليه السلام؟ امام فرمودند که امام اول و آخر و امام آخر و اول در فضل و کمال با هم شريک و يکسان هستند، به امام عليه السلام گفتم فداي شما باشم، من قصد دارم که اطلاعات بيشتري داشته باشم و حقيقتا دنبال دانستن مطالب هستم، امام صادق عليه السلام فرمودند که خدا ما را از يک منشا و طينت خلق کرد و ما را برتري داد و به ما علم آموخت و ما افراد مورد اعتماد خداوند در بين مردم و دعوت کنندگان مردم به دين خدا قرار داد و به عنوان فاصله و حد وسط بين بندگان و خدا مي باشيم؛ امام عليه السلام فرمودند: آيا مطالب بيشتري به تو بياموزم؟ گفتم بله، امام عليه السلام فرمود: آفرينش ما يکي است، دانش ما يکي است، فضيلت ما يکي است و همگي ما در پيشگاه خداوند يکسان هستيم، سپس امام فرمود: آيا مي خواهي تعداد آنها را برايت بيان کنم؟ گفتم بله، امام عليه السلام فرمود: تعداد ما ١٢ مي باشدو از ابتداي آفرينش ما گرداگرد عرش الهي به همين صورت بوده ايم، اولين امام از ما محمد و امامان بعد از امامان اولين ما، محمد(امامان در بين) و آخرين ما محمد مي باشد.

با استفاده از اين روايت و روايات ديگر که مشابه مضمون اين چند روايت را دارند، به خوبي و به سهولت معنا و مضمون «کلهم نور واحد» تجلي مي يابد؛ زيرا که به روشني بيان مي کند که امامان، داراي خلقت و طينت مشابه با يکديگر و همان طينت رسول اکرم صلي الله عليه و آلهمي باشد و داراي علم و جايگاه يکسان و همه داراي منصب يکسان در بين مردم مي باشد و در رساندن و انعکاس نور الهي، مانند يکديگر عمل مي کنند.

ائمه وارثان رسول الله صلي الله عليه و آله

در روايت صحيح ديگر آمده است كه امام هشتم عليه السلام فرمودند: ما اهل بيت، وارث پيامبر صلي الله عليه وآله هستيم:

عَلِي بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ الْمُهْتَدِي عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ أَنَّهُ كَتَبَ إِلَيهِ الرِّضَا عليه السلام أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مُحَمَّداً صلي الله عليه وآله كَانَ أَمِينَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ فَلَمَّا قُبِضَ صلي الله عليه وآلهكُنَّا أَهْلَ الْبَيتِ وَرَثَتَهُ فَنَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِعِنْدَنَا عِلْمُ الْبَلَايا والْمَنَايا وأَنْسَابُ الْعَرَبِ ومَوْلِدُ الْإِسْلَامِ وإِنَّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إِذَا رَأَينَاهُ بِحَقِيقَةِ الْإِيمَانِ وحَقِيقَةِ النِّفَاقِ وإِنَّ شِيعَتَنَا لَمَكْتُوبُونَ بِأَسْمَائِهِمْ وأَسْمَاءِ آبَائِهِمْ أَخَذَ اللَّهُ عَلَينَا وعَلَيهِمُ الْمِيثَاقَ يرِدُونَ مَوْرِدَنَا ويدْخُلُونَ مَدْخَلَنَا لَيسَ عَلَي مِلَّةِ الْإِسْلَامِ غَيرُنَا وغَيرُهُمْ نَحْنُ النُّجَبَاءُ النُّجَاةُ ونَحْنُ أَفْرَاطُ الْأَنْبِياءِ ونَحْنُ أَبْنَاءُ الْأَوْصِياءِ ونَحْنُ الْمَخْصُوصُونَ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وجَلَّ ونَحْنُ أَوْلَي النَّاسِ بِكِتَابِ اللَّهِ ونَحْنُ أَوْلَي النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ ص ونَحْنُ الَّذِينَ شَرَعَ اللَّهُ لَنَا دِينَهُ فَقَالَ فِي كِتَابِهِ{شَرَعَ لَكُمْ} يا آلَ مُحَمَّدٍ {مِنَ الدِّينِ ما وَصَّي بِهِ نُوحاً} قَدْ وَصَّانَا بِمَا وَصَّي بِهِ نُوحاً {وَ الَّذِي أَوْحَينا إِلَيكَ} يا مُحَمَّدُ- {وَ ما وَصَّينا بِهِ إِبْراهِيمَ ومُوسي وعِيسي} فَقَدْ عَلَّمَنَا وبَلَّغَنَا عِلْمَ مَا عَلِمْنَا واسْتَوْدَعَنَا عِلْمَهُمْ نَحْنُ وَرَثَةُ أُولِي الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ{أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ} يا آلَ مُحَمَّدٍ {وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ } وكُونُوا عَلَي جَمَاعَةٍ- {كَبُرَ عَلَي الْمُشْرِكِينَ } مَنْ أَشْرَكَ بِوَلَايةِ عَلِي {ما تَدْعُوهُمْ إِلَيهِ } مِنْ وَلَايةِ عَلِي إِنَّ اللَّهَ يا مُحَمَّدُ {يهْدِي إِلَيهِ مَنْ ينِيبُ } مَنْ يجِيبُكَ إِلَي وَلَايةِ عَلِي ع.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)،الكافي ، ج ١، ص٢٢٣، محقق :غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ : الخامسة سال چاپ : ١٣٦٣ ش

عبد اللَّه بن جندب گويد: امام رضا عليه السلام به او نوشت: اما بعد، حقيقتا محمد صلي الله عليه وآله امين خدا در ميان خلقش بود و وقتي ازدنيا رفت، ما خانواده و وارثان ايشان بوديم و ما افراد مورد اعتماد خدا مي باشيم، در زمين خدا، علم بلاها و مرگ و ميرها و انساب عرب و علم پيدايش اسلام نزد ما استو به راستي ما هر شخصي را ببينيم، مي شناسيم كه از روي حقيقت مؤمن است يا منافق است، شيعيان ما به نام خودشان و پدرشان در دفتر ثبت هستند، خدا از ما و آنها تعهد گرفته، شيعيان ما از سفره ما سيراب مي شوند و در مسير ما حرکت مي کنند،جز ما و آنها كسي در آيين اسلام نيست، ما نجيب و ناجي هستيم و ما بازماندگان پيغمبران هستيم و ما اولاد اوصيائيم و ما صاحبان امتياز در كتاب خداي عز و جل هستيم، ما از همه مردم به كتاب خدا شايسته تريم و ما از همه مردم به رسول خدا (صلي الله عليه وآله)نزديك تريم، ما هستيم كه خدا دين خود را به حساب ما تشريع كرده و در قرآن فرموده: «اي آل محمد براي شما از دين، مقرر كرد همان اموري که به نوح وصيت كرد (به ما سفارش داده همان را كه به نوح (عليه السلام) سفارش داده) و آنچه را به تو وحي كرديم (اي محمد) و آنچه را به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش داديم (خدا به ما آموخته و رسانيده آنچه را بايد بدانيم و به ما علم آنان را سپرده است، ما وارثان پيامبران اولو العزم هستيم) براي آنكه دين را برپا داريد (اي آل محمد) و در آندچارتفرقه نشويد (و متحد باشيد)،بر مشركان(هر كه در ولايت علي عليه السلام مشرك است)،بسيار سخت است آنچه را بهآندعوتشان كنيد (از ولايت بلا فصل امير مؤمنان (عليه السلام))،(اي محمد)خداهدايت كند هر که به سمت او متمايل شود» (يعني ولايت امير المؤمنين (عليه السلام) را از تو قبول کند).

در سايت وليعصر مقاله اي با عنوان چهل حديث صحيح پيرامون امامت اهل بيت عليهم السلام تدوين شده است که مي توانيد به اين آدرس مراجعه فرماييد که بيست و هفتمين روايت در اين مقاله، اختصاص به همين روايت دارد که بعد از ذکر اين روايت و ترجمه آن به تصحيح اين روايت نيز پرداخته شده است:

چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني     »»»    (روايت سوم: هر كس من سرپرست او هستم، علي بن أبي طالب سرپرست او است)
 

حجت بودن و همگام بودن همه ائمه با قرآن
روايت اول : ائمه شاهد بر خلق و حجت خدا در زمين و همراه قرآن هستند و قرآن نيز با آنها است .

شيخ صدوق رضوان الله عليه در كتاب معتبر و شريف«كمال الدين» كه به دستور امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف آن را نوشته است، روايتي را نقل مي كند كه طبق آن، اميرمؤمنان عليه السلام و بقيه ائمه عليهم السلام، همه حجت هاي خداوند و همراه و همگام با قرآن هستند:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِي اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَي عَنِ الْحُسَينِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَي عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيمَانِي عَنْ سُلَيمِ بْنِ قَيسٍ الْهِلَالِي عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِي بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وتَعَالَي طَهَّرَنَا وعَصَمَنَاوجَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَي خَلْقِهِ وحُجَجاً فِي أَرْضِهِوجَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ وجَعَلَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ ولَا يفَارِقُنَا.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي٣٨١هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ص٢٤٠، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي (التابعة) لجماعة المدرسين ـ قم، ١٤٠٥هـ

سليم بن قيس هلالي از امير المؤمنين عليه السلام نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: به درستي كه خداي تبارك و تعالي ما را پاكيزه و معصوم گردانيد و ما را گواه بر خلق خود و حجت در زمين قرار داد، ما را با قرآن و قرآن را با ما قرار داد، نه ما از قرآن جدا شويم و نه او از ما جدا مي شود.

روايت دوم: حديث ثقلين

از ديگر ادله‌ي که جايگاه اهل بيت عليهم السلام را به خوبي بيان مي‌کند،حديث ثقلين است؛ طبق اين روايت، اهل بيت عليهم السلام همراه با قرآن هستند؛ يعني آنها عقيده و بينش خود را از قرآن مي‌گيرند و بعد آن در ميان مردم تبليغ مي‌كنند؛‌ بنابراين ميان عقيده و فقه علوي با عقيده و فقه جعفري تفاوتي نيست، زيرا اصولا ويژگي منحصر به فرد خاندان رسالت اين است که خود سرانه عمل نمي کنند و برنامه تبليغ و تعليم خود را از قرآن مي گيرند و همه آنها در اين خصلت، مشترک هستند.

متن روايت با سند صحيح به اين شرح است:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِي اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَينِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ وَيعْقُوبَ بْنِ يزِيدَ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مَعْرُوفِ بْنِ خَرَّبُوذَ عَنْ أَبِي الطُّفَيلِ عَامِرِ بْنِ وَاثِلَةَ عَنْ حُذَيفَةَ بْنِ أُسَيدٍ الْغِفَارِي قَالَ: لَمَّا رَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله مِنْ حِجَّةِ الْوَدَاعِ وَنَحْنُ مَعَهُ ...

ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ أَلَا وَإِنِّي فَرَطُكُمْ وَأَنْتُمْ وَارِدُونَ عَلَي الْحَوْضَ حَوْضِي غَداً وَهُوَ حَوْضٌ عَرْضُهُ مَا بَينَ بُصْرَي وَصَنْعَاءَ فِيهِ أَقْدَاحٌ مِنْ فِضَّةٍ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاءِ أَلَا وَإِنِّي سَائِلُكُمْ غَداً مَا ذَا صَنَعْتُمْ فِيمَا أَشْهَدْتُ اللَّهَ بِهِ عَلَيكُمْ فِي يوْمِكُمْ هَذَا إِذَا وَرَدْتُمْ عَلَي حَوْضِي وَمَا ذَا صَنَعْتُمْ بِالثَّقَلَينِ مِنْ بَعْدِي فَانْظُرُوا كَيفَ تَكُونُونَ خَلَفْتُمُونِي فِيهِمَا حِينَ تَلْقَوْنِي.

قَالُوا: وَمَا هَذَانِ الثَّقَلَانِ يا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ:أَمَّا الثَّقَلُ الْأَكْبَرُ فَكِتَابُ اللَّهِعَزَّ وَجَلَّ سَبَبٌ مَمْدُودٌ مِنَ اللَّهِ وَمِنِّي فِي أَيدِيكُمْ طَرَفُهُ بِيدِ اللَّهِ وَالطَّرَفُ الْآخَرُ بِأَيدِيكُمْ فِيهِ عِلْمُ مَا مَضَي وَمَا بَقِي إِلَي أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُوَأَمَّا الثَّقَلُ الْأَصْغَرُ فَهُوَ حَلِيفُ الْقُرْآنِ وَهُوَ عَلِي بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَعِتْرَتُهُعليهم السلام وَإِنَّهُمَا لَنْ يفْتَرِقَا حَتَّي يرِدَا عَلَي الْحَوْضَ.

قَالَ مَعْرُوفُ بْنُ خَرَّبُوذَ: فَعَرَضْتُ هَذَا الْكَلَامَ عَلَي أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام فَقَالَ: صَدَقَ أَبُو الطُّفَيلِ رَحِمَهُ اللَّهُ هَذَا الْكَلَامُ وَجَدْنَاهُ فِي كِتَابِ عَلِي عليه السلام وَعَرَفْنَاهُ.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى٣٨١هـ)، الخصال، ص٦٦، تحقيق، تصحيح وتعليق: علي أكبر الغفاري،‌ ناشر: منشورات جماعة المدرسين في الحوزة العلمية في قم المقدسة، سال چاپ ١٤٠٣ – ١٣٦٢

فرمود: آگاه باشيد كه هر كس كه من مولاي او هستم، علي مولاي اوست و او اين شخص است، سپس دست علي(امير المومنين عليه السلام) را گرفت و آن را با دست خود بالا برد تا اينكه زير بغل هر دو آشكار شد؛ سپس فرمود: خدايا دوست بدار هر كس را كه او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس را كه او را دشمن بدارد و ياري كن به هر كس كه او را ياري كند و خوار كن هر كس را كه او را خوار سازد؛ آگاه باشيد كه من پيشتاز شما (در مرگ) هستم و شما در حوض (كوثر) بر من وارد خواهيد شد، حوض من، فردا وسعتي مانند وسعت ميان بصره و صنعا خواهد داشت، در آن پياله هايي از نقره به تعداد ستارگان آسمان است، آگاه باشيد، فردا كه وارد حوض من شديد، از شما ميپرسم در باره آنچه از شما گواهي گرفتم چه رفتاري كرديد و بعد از من با « دو چيز گرانبها» چه كرديد؟ وقتي با من ملاقات نموديد، به من نظر بدهيد كه چگونه پس از من با آنها رفتار كرديد؟

گفتند: يا رسول اللَّه(صلي الله عليه و آله) اين دو چيز گرانبها چيست؟ فرمود: چيز گرانبهاي بزرگتر، كتاب خداوند است كه واسطه اي است امتداد يافته از خدا و من در دستان شما، كه يك طرف آن در دست خدا و طرف ديگرش در دست شماست، دانش گذشته و آينده تا روز قيامت در آن است، و اما چيز گرانبهاي كوچك كه ملازم قرآن است، آن علي بن ابي طالب(عليه السلام) و عترت او هستند و اين دو امانت از هم جدا نشوند تا وقتي كه در حوض (كوثر) بر من وارد شوند.

معروف بن خرّبوذ مي‌گويد: اين سخن را بر امام باقر (ع) عرضه كردم، فرمود:

أبو الطفيل راست گفته، خدا رحمتش كند و ما آن را در كتاب علي (ع) چنين يافتيم و شناختيم.

سند اين روايت صحيح مي باشد که دو لينک براي مراجعه قرار داده شده است که مورد اول بررسي سندي اين روايت را انجام داده است و در آدرس دوم مي توانيد با تفصيل بيشتر، به ٥ روايت که در منابع شيعه پيرامون اين حديث آمده است مراجعه کنيد که در آن، صحت و تواتر اين حديث در منابع شيعه به طور کامل بررسي شده است:

 چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني

 صحت و تواتر حديث شريف ثقلين در منابع شيعه

 

از مفاد حديث ثقلين نكات متعدديبه دست مي آيد كه اجمالا مي توان بيان كرد که جايگاه اهل بيت و جدا نشدن آنها از قرآن و حجيت سيره و گفتار و تقرير آنها از جمله آن مي باشد و در قسمت سوال دوم با تفصيل بيشتريبه آن پرداخته خواهد شد.

يكسان بودن کلام هر کدام از اهل بيت با يکديگر و با روايت رسول اکرم صلي الله عليه و آله

در روايتي که از امام صادق عليه السلام در کتاب شريف کافي بيان شده است، تصريح شده است که کلام امام صادق عليه السلام همان کلام امام باقر عليه السلام و همان کلام ائمه قبلي تا رسول خدا صلي الله عليه و آله مي باشد

عَلِي بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ وَ غَيرِهِ قَالُوا سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يقُولُ حَدِيثِي حَدِيثُ أَبِي وَ حَدِيثُ أَبِي حَدِيثُ جَدِّي وَ حَدِيثُ جَدِّي حَدِيثُ الْحُسَينِ وَ حَدِيثُ الْحُسَينِ حَدِيثُ الْحَسَنِ وَ حَدِيثُ الْحَسَنِ حَدِيثُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ حَدِيثُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَدِيثُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ حَدِيثُ رَسُولِ اللَّهِ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)،الكافي ، ج‏١، ص ٥٣، محقق :غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ : الخامسة سال چاپ : ١٣٦٣ ش.

حماد بن عثمان و عده اي ديگر از امام صادق عليه السلام روايت ميکنند که امام صادق عليه السلام فرمود: روايتي که من نقل مي کنم، روايت پدرم است و روايت پدرم،روايت جد من است و روايت جد من، روايت امام حسين عليه السلام است و روايت امام حسين عليه السلام، روايت امام حسن عليه السلام است و روايت امام حسن، روايت امام علي عليه السلام است، روايت اميرالمومنين، روايت رسول اکرم صلي الله عليه و آله مي باشد و روايت رسول خدا صلي الله عليه و آله، فرموده خداوند متعال است.

تصحيح روايت توسط مرحوم مجلسي رضوان الله عليه

مرحوم علامه محمد تقي مجلسي سند اين روايت را صحيح مي‌داند و مي‌فرمايد:

و في القوي كالصحيح، عن هشام بن سالم و حماد بن عثمان و غيره قالوا:

سمعنا أبا عبد الله عليه السلام يقول: حديثي‏ حديث‏ أبي‏، و حديث أبي حديث جدي، و حديث جدي حديث الحسين، و حديث الحسين حديث الحسن، و حديث الحسن حديث أمير المؤمنين،

مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة)، ج‏١٢ ؛ ص١٧٥، تحقيق : نمقه وعلّق عليه وأشرف على طبعه « السيد حسين الموسوي الكرماني والشيخ علي پناه الإشتهاردي » قم، ناشر : بنياد فرهنك اسلامي حاج محمد حسين كوشانپور، چاپ:. محرم الحرام ١٣٩٩

در روايتي قوي که مانند روايت صحيح است، هشام بن سالم و حماد بن عثمان و عده اي ديگر، گفته اند: از امام صادق عليه السلام شنيديم که ايشان فرمودند حديث من، حديث پدرم است و...

نتيجه گيري اين بخش :

تبعيت از تمام ائمه عليهم السلام لازم است و ائمه عليهم السلام ، همگي از جهت راهنمايي ديني مثل يكديگر هستند ، و عدم تبعيت از يكي از آنها ، خروج از تشيع ، و تبعيت كامل از يكي از آنها به معني تبعيت از تمام آنها است!

مطلب چهارم: نقش تاريخ و زمان در شهرت عنوان (جعفري)

با مراجعه به تاريخ و شرايطي که در زمان امام صادق عليه السلام حکم فرما بوده است، مشخص مي شود که عواملي در عهد امام صادق عليه السلام وجود داشته است که در زمان امامان ديگر وجود نداشته است و سبب شده است ميزان فعاليت هاي امام صادق عليه السلام به گونه وسيع تري رقم بخورد که اين موارد نقش به سزايي در شهرت شيعه با عنوان «جعفري» داشتند که به مواردي از آنها اشاره مي شود.

كاهش محيط اختناق در زمان امام صادق عليه السلام

عواملي مانند تعداد جنگ ها در زمان امير مؤمنان و امام حسن عليهما السلام و ميزان خفقان در عهد امام حسين و امام سجاد عليه السلام کمتر به ائمه اجازه فعاليت و تربيت شاگرد و انتقال معارف ولايي را داد؛ در زمان امام باقر عليه السلام تزلزل سياسي عاملي براي کاهش اختناق بر شيعيان و اهل بيت عليهم السلام بود، در زمان امام صادق عليه السلام با هرج و مرج ايجاد شده به واسطه درگيري بين پادشاهان اموي و عباسي و روي کار آمدن ٥ حاکم در زمان کوتاه و ظهور عباسيان با شعار« الرضا من آل محمد»، اين آشفتگي شکل وسيع تري به خود گرفت و سبب شد ابتکار عمل بيشتري در اختيار امام صادق عليه السلام قرار گيرد و با توجه به زمان طولاني تري که ايشان براي امامت جامعه در اختيار داشتند و نوع اوضاع و شرائط خاص فرهنگي در آن عصر، بيشترين روايات به مسلمانان و تشنگان معرفت و وحي منتقل شود که اين شرائط و اين نوع فعاليت در زمان امامان ديگر وجود نداشت؛ براي اطلاع بيشتر از اوضاع سياسي و اجتماعي آن زمان و عوامل موجود که سبب شد امام صادق عليه السلام در آن عهد ابتکار بيشتري در اختيار داشته باشند، به منابعي چون کتاب سيره پيشوايان استاد پيشوايي و مقالات ديگر مراجعه فرماييد:

مهدي پيشوايي، سيره پيشوايان، ص٣٤٩_٣٥٤، ناشر موسسه امام صادق عليه السلام، سال نشر: ٨١ هـ.ش.

ظهور مکاتب انحرافي و مقابله امام صادق عليه السلام با آنان

از عوامل ديگري که مي توان به عنوان وجه تفاوت دوران امامت امام صادق عليه السلام با امامان قبلي اشاره کرد که خود نقش مهمي در شهرت شيعه با عنوان جعفري داشت، وضعيت حساس فکري وعلمي و اعتقادي جامعه و ظهور مکاتب انحرافي وتهديد جدي اعتقادي جامعه بود،از جمله اين موارد مي توان به ظهور وگسترش فعاليت جريانهاي زنديق وملحد مانند جريانهاي ابوشاکر ديصاني و ابن ابي العوجاء و مناظرات امام صادق عليه السلام و شاگردان ايشان با اين دسته ملحد و گسترش جريانهاي درون ديني نظير معتزله واشاعره و پاسخ به آنها و مناظراتبا آنها و بيان مطلب حق و راه صواب، اشاره نمود كه بيان قواعدي نظير قاعدهلاجبر ولا تفويض بل امر بين الامرين»و همچنين مبارزه با افکار غاليان و مناظره با آنان وتوصيه هاي لازم به شاگردان براي عدم تاثير پذيري از اين جريانات، از اين قبيل است، اين وضعيت سبب شد که جبهه و دسته اي تحت عنوان«جعفري» که منتسب به امام صادق عليه السلام بودند در برابر دسته ملحدين و منحرفين، شهرت زيادي پيدا کنند و اين عنوان(جعفري) ظهور بسيار گسترده و بارزي در ميان مسلمين پيدا کند و به عنوان نماينده تفکر شيعه و مکتب اهل بيت در جامعه، به گسترده ترين صورت نمود پيدا کند.

فعاليت امام صادق عليه السلام در دو محور عمده در آن زمان پيگيري شد که يکي معرفي منحرفين و عوامل ضلالت به جامعه و معرفي افکار پليد آنان بود و ديگري تربيت شاگردان بارز و کار آزموده و متخصص در علوم مختلف بود که بتوانند به مقابله با جريان ضلالت بپردازند که به صورت مختصر به آنها اشاره مي شود.

معرفي منحرفين و افکار آنها به مسلمانان

امام همواره جامعه را ازخطرات جريان هاي التقاطي برحذر مي داشتند کهبه عنوان نمونه مفضل در مورد غلو کنندگان چنين روايت مي كند:

حَمْدَوَيهِ وَ إِبْرَاهِيمُ، قَالا حَدَّثَنَا الْعُبَيدِي، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيرٍ، عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ مَزْيدٍ، قَالَ:، قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) وَ ذَكَرَ أَصْحَابَ أَبِي الْخَطَّابِ وَ الْغُلَاةَ، فَقَالَ لِي: يا مُفَضَّلُ لَا تُقَاعِدُوهُمْ وَ لَا تُؤَاكِلُوهُمْ وَ لَا تُشَارِبُوهُمْ‏ وَ لَا تُصَافِحُوهُمْ وَ لَا تُوَارِثُوهُمْ.

الطوسي، الشيخ الطائفة أبى جعفر،‌ محمد بن الحسن بن علي بن الحسين (متوفاي ٤٦٠هـ)، اختيار معرفة الرجال المعروف برجال الكشي، ج ٢، ص ٥٨٦، تصحيح وتعليق: المعلم الثالث ميرداماد الاستربادي، تحقيق: السيد مهدي الرجائي، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، قم، تاريخ الطبع: ١٤٠٤ ه‍

مفضل مي گويد: امام صادق عليه السلام نام ابن خطاب وتعدادي از غلاه را ذكر کردند و به من فرمودند: اي مفضل با آنها نشست وبرخواست نکن و با آنها چيزينخور و به آنها دست نده و با آنها داد وستد علمي نداشته باش)

تربيت شاگردان بارز و کارآزموده توسط امام صادق عليه السلام

با توجه به گسترش فرقه ها و افکار انحرافي و شيوع افکار آنها در زمان امام صادق عليه السلام، ايشان با برگزاري کرسي تدريس بزرگ براي شاگردان و تربيت شاگردان زبده مانند هشام بن حکم و مومن الطاق و ابان تغلب، مکتب عظيم وقدرتمندي را در برابر اين مکاتب پايه ريزي کردند و شاگردان و دوستداران وتابعين ايشان به جعفري معروف شدند، زيرا جبهه امام جعفر صادق عليه السلام در برابر بقيه مکاتب تلقي مي شد و مردم هم به اين نام آنها را مي شناختند و خود اين شاگردان نقش به سزايي در شهرت عنوان«جعفري» داشتند؛ پيرامون صف بندي بين شيعيان و مکاتب انحرافي و نقش شاگردان امام صادق عليه السلام در اين رويارويي و نتايج اين مساله، مي توانيد به اين نشاني مراجعه فرماييد:

مهدي پيشوايي، سيره پيشوايان، ص٣٧٠_٣٥٥، ناشر موسسه امام صادق عليه السلام، سال نشر: ٨١

نتيجه

شيعه در لغت به معناي يار، هوادار و تابع مي باشد و در اصطلاح به معناي پيروان امامت و خلافت اميرالمومنين عليه السلام و فرزندان آنها مي باشد؛ در اين ميان منابع روايي نيز به وضوح بازگو مي کند که ائمه به منزله نور واحد مي باشند و در راه رساندن تعاليم الهي، وظيفه واحدي را دنبال مي کنند؛ در اين ميان به علت شرائط خاصي كهدر زمان امام صادق عليه السلام حکفرما بوده است تعاليم بيشتري به جهان اسلام انتقال يافته است و به تبع شيعه با عنوان جعفري شهرت بيشتري يافته است ولي همان طور که به آن پرداخته شد، اين به معناي تفاوت راه و هدف و دو نوع تشيع نمي باشد و همه امامان واجب الاطاعت مي باشند و يک مسير را دنبال مي کنند.

سؤال دوم :

سؤال دومي كه در ابتدا مطرح شده اين بود كه «کارکردهاي امروز تحت نام تشيع هيچ ربطي به اهل بيت ندارد و اهل بيت آينه منهج بوده اند و به طور خلاصه، مطالبي ما از اهل بيت بيان مي کنيم، هيچ ارتباطي با اهل بيت ندارد».

پاسخ اجمالي:

امامان معصوم عليهم السلام يعني همان حجت هاي الهي بر مردم، به برکت ارتباط با منبع فيض الهي سفره بزرگي براي بهره مندي همه مسلمين، اعم از شيعه و سني گسترده اند و رسول خداصلي الله عليه وآله در رواياتي همچون ثقلين، بهره مندي از اين خوان با برکت را بر همگان واجب گردانيده است و تنها راه سعادت را در پيروي از قرآن و اهل بيت عليهم السلام منحصر نموده است؛ در اين ميان، تنها شيعه از اين نعمت و فرصت ويژه، بهره برده است و در هر سه حوزه عقائد، اخلاق و احکام، برنامه و راه سعادت را از اهل بيت دريافت کرده است، گفتار بزرگان عامه، شاهد براستفاده و انتساب شيعه به اهل بيت عليهم السلام مي باشد.

پاسخ تفصيلي:

حديث ثقلين:

مسلمانان براي ترسيم راه سعادت، نياز به منبعي مطمئن و کامل هستند تا به برکت بهره مندي از آن، عاقبت و آينده روشني را براي خود، چه در دنيا و چه در آخرت رقم بزنند؛ قرآن و روايات به روشني بيان مي کند که اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله در کنار قرآن عهده دار اين مسئوليت مي باشند و به خوبي اين دغدغه و اين هدف عالي بشر که همان تامين سعادت مي باشد را محقق خواهند کرد، از مواردي که به وضوح به ارتباط بين دو منبع الهي (قرآن و اهل بيت عليهم السلام) مي پردازد و کارکرد اين دو عامل را به خوبي بيان مي کند، حديث ثقلين مي باشد.

در بخش قبلي اين نوشتار، حديث ثقلين از برخي منابع معتبر شيعه بيان شد و به طور اجمال پيام حديث ثقلين بيان شد در اين قسمت به اين حديث، با توجه به منابع اهل سنت مي پردازيم و آثار و پيام هاي آن به تفصيل، بيان مي شود.

حديث ثقلين در منابع عامه با سند صحيح

ابن كثير دمشقي از شاگردان ابن تيميه، حديث ثقلين را از زبان رسول اکرم صلي الله عليه و آله بيان کرده است و تمسک به قرآن و اهل بيت را، راه دوري از گمراهي ذکر کرده است.

وقدثبت في الصحيحأنّ رسول اللّه(ص) قال في خطبته بغدير خم «إنّي تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه وعترتىوإنّهما لم يفترقا حتّى يردا علي الحوض.

ابن كثير الدمشقي، تفسير القرآن العظيم ج ٧، ص ٢٠١، محقق: سامي بن محمد السلامة، ناشر: دار الطيبة للنشر و التوزيع.

در روايت صحيح آمده است كه رسول خدا در خطبه غدير خم فرمود: من در بين شما دو چيز گرانبها مي‌گذارم: کتاب خدا و اهل بيت من؛ اين دو هرگز از هم جدا نمي شوند تا اينكه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.

تصحيح روايت ثقلين توسط الباني

الباني از بزرگ ترين علماي رجالي وهابي اين روايت را صحيح مي داند

لكن الحديث صحيح، فإن له شاهدا من حديث زيد بن أرقم ...وإسناده صحيح، رجاله رجال الصحيح

محمد ناصر الدين الباني، سلسلة الاحادیث الصحیحة، جلد٤، ص ٢٦٠، الباب ١٧٦١.

اين حديث صحيح است و شاهد آن حديث زيد بن ارقم است...و سندهاي آن روايت صحيح است و راويان آن، از روايان كتاب صحيح بخاري هستند

پيام ها و مدلول هاي حديث ثقلين

اين روايت، برنامه دوري از گمراهي ونيل به سعادت را در سايه پيروي از قرآن و اهل بيت عليهم السلام در كنار هم، بيان ميکند و در ضمن مفاد خود، پيامها و نکات مهمي را که مورد نياز هر انساني براي سعادت و رستگاري است، ذكر مي کند كه به شرح زير مي باشد:

١.قرآن كريم قانون مدون و قطعي اسلام و اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آلهمجريان اين قانون هستند.

٢.قانون و مجري مكمل يكديگر هستند و هركدام بدون ديگري نمي‌تواند كاري از پيش ببرد.

٣.عدم گمراهي با تمسك به اين دو چيز گرانبها، ميسر است و تا قيامت مردم فقط با تمسك به آن دو، به سوي صراط مستقيم الهي هدايت شوند.

٤.اطاعت مطلق از هر دوي آن‌ها، به يك اندازه واجب است، كسي نمي‌تواند ادعا كند كه با اطاعت از قرآن، نيازي به اطاعت از «اهل بيت» نيست.

٥.اين دو تا قيام قيامت از يكديگر جدا نخواهند شد و با اين جمله عصمت مطلق «اهل بيت» ثابت مي‌شود؛ زيرا اگر اهل بيت معصوم نباشند و از آن‌هاي خطاي سر بزند،در همان لحظه از قرآن فاصله گرفته‌اند و اين بر خلاف سخن رسول خدا صلي الله عليه و آلهاست.

٦.تأكيد بر عدم جدائي قرآن از اهل بيت تا ورود بر حوض كوثر، از يك طرف جاودانه بودن قرآن را تا قيام قيامت ثابت مي‌كند و از طرف ديگر بر همگان گوشزد مي‌كند كه بايد تا قيامت شخصي از اهل بيت در كنار قرآن باشد.

٧.همان‌طوري كه قرآن كريم ««تِبْياناً لِكُلِّ شَي‏ء= بيان كننده هر چيزي» است، «اهل بيت» نيز بايد اين گونه باشند؛ زيرا كسي كه هميشه با قرآن است، از تمام حقايق قرآن نيز با خبر است؛ پس او نيز بايد «تبيانا لكل شيء» باشد. بنابراين علم غيب اهل بيت نيز ثابت مي شود.

٨.مراد از «اهل بيتي»، نمى‌تواند همسران پيامبر باشند؛ زيرا در اين روايت رسول خدا از جمله «وَإِنَّهُمَا لَنْ يتَفَرَّقَا حَتَّى يرِدَا عَلَي الْحَوْضَ» استفاده كرده است. واضح است كه زنان امهات المؤمنين همگى از دنيا رفته‌اند و كسى از آنان باقى نمانده است تا قرآن را تا قيامت همراهى نمايد. از طرف ديگر عملكرد برخي از آن‌ها با قرآن درتضاد بوده است؛ مثلجنگ جمل و كشته شدن بيش از بيست هزار نفر در اين جنگ.

٩.مکتب تشيع با مد نظر قرار دادن حديث ثقلين که مورد تائيد شيعه و سني مي باشد، به سراغ قرآن رفته و در کنار آن با بهره گرفتن از کلام گهربار امامان معصوم عليهم السلام (امير مؤمنان تا امام زمان عليهم السلام) که بخش جدايي ناپذير از قرآن به حساب مي آيند، ميراث فاخري را براي خود مهيا کرده است و با توجه به آن، برنامه کامل و مدوني در هر قسمت (اعتقادات، احكام، اخلاق) براي شيعيان و ساير حقيقت جويان فراهم کرده است و به صورتي است که شيعيان و مسلمانان ديگر در هر کدام از اين حوزه ها با بهره گيري از آن آثار موجود، به همان سعادت و نجات که آرزوي بشر است، دست يابند.

اهل بيت عليهم السلام غير شيعيان نيز از علوم خود بي بهره نگذاشته اند چنانچه مراجعه به تاريخ از شاگردي علماي اهل تسنن در محضر اهل بيت عليهم السلام، حكايت مي كند؛ اين مساله به قدري مشهور است كه حتي فردي همچون ابن تيميه حَراني، علي رغم عنادي که با تشيع و فضائل اهل بيت عليهم السلام دارد، آن را ذکر کرده است. وي در اين زمينه چنين مي نويسد:

وإن قالوا بل كانوا يبينون ذلك لخواصهم دون هؤلاء الأئمة قيل أولا هذا كذب عليهم فإن جعفر بن محمد لم يجيء بعد مثله وقد أخذ العلم عنه هؤلاء الأئمة كما لك وابن عيينة وشعبة والثوري وابن جريج ويحيى بن سعيد وأمثالهم من العلماء المشاهير الأعيان

أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: ٧٢٨ ، منهاج السنة النبويةج ٤ص ١٢٦ دار النشر : مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦ ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

اگر عده اي گفتند که اهل بيت [عليهم السلام] علوم و اسرار خود را براي خواص بيان مي کرده اند و براي امامان اهل سنت بيان نمي کردند، گفته مي شود که اين مطلب دروغ است زيرا علماي بزرگ اهل سنت مانند: مالک، ابن عيينه ، شعبه، ابن جريج، ثوري و يحيي بن سعيد، و ساير علماي مشهور و بزرگ، از جعفر بن محمد (امام صادق عليه السلام) كه بعد از او، همانندش نيامده است، كسب علم نموده اند.

اين گفتار ابن تيميه بيان مي کند که اهل بيت عليهم السلام علاوه بر اينکه نقش بيان معارف و بيان کننده راه صواب براي پيروان خود را انجام داده اند، براي پيروان ساير پيروان فرق اسلامي نيز همين نقش را ايفا کرده اند و بزرگان صحابه و تابعين و اتباع تابعين، شاگردي مکتب آنها را کرده اند.

اعتراف اهل سنت و وهابيت به بهره گيري شيعيان و از مکتب اهل بيت عليهم السلام

نكته حائز اهميت اين است كه در ميان تمامي مذاهب اسلامي تنها شيعيان دوازده امامي به طور مطلق از اهل بيت عليهم السلام پيروي نموده اند اما با اين وجود برخي شيعيان را به عدم پيروي از اهل بيت عليهم السلام متهم مي كنند در حالي كه شيعيان نه تنها در امور ديني از امامان دوازده گانه تبعيت مي كنند بلكه آنان را امامان الهي و معصوم و واجب الاطاعت مي دانند چنانچه علاوه بر برخي علماي اهل سنت، حتي علماي بزرگ وهابي نيز به اين مساله اعتراف كرده اند.

الباني وهابي

الباني يكي از بزرگترين عالمان وهابي، در کتاب «الفتاوي المهمه» به تبعيتشيعيان از قرآن و اهل بيت عليهم السلام تصريح مي کند.

يکفي عندنا القران و السنه و يکفي عندهم القرآن و اهل بيت

ناصر الدين الباني، الفتاوي المهمه، ص ١٥٤، تحقيق: صلاح الدين محمود، دار الغد الجديد.

[براي رسيدن به سعادت] نزد ما، قرآن و سنت کفايت مي کند، اما [براي رسيدن به سعادت] نزد شيعيان، قرآن و اهل بيت كافي است.

صالح هران (از نويسندگان اهل سنت):

الشيخ امين ابن صالح هران، در خاتمه کتاب «فقه الال» كه در آن ميزان توجه شيعه و اهل تسنن را به فقه اهل بيت عليهم السلام بررسي مي كند، تصريح مي کند كه فقه شيعه تماما برگرفته از كلام اهل بيت عليهم السلام است و خلاف اين نظريه، باطل است.

الخاتمه: من خلال العرض السابق للمسائل و الذي ما سيق الا الباحثين و المنصفين يجد المنصف و يلمس المجرد من الفريقين بطلان دعويين و سقوط تهمتين:

... انتحال الشيعه لفقه الال رضوان الله عليهم

هران حداء، امين بن صالح، فقه الال رضي الله عنه بين دعوي الاهمال و تهمه الانتحال، ص ١٠٠٥، ناشر: مركز المتوق، چاپ دوم، سال: ١٤٣٢ هـ.ق.

خاتمه: از خلال تحقيقات گذشته پيرامون اين مسائل، آنچه براي محققان و انسانهاي منصف آشکار مي شود اين است که انسان با انصاف که از هيچ يك دسته هاي شيعه وسني نمي باشد در مي يابد که اين دو ادعا و دو تهمت نسبت به شيعه باطل است: (يکي از اين دروغ ها)

به دروغ انتساب پيدا کردن شيعه به فقه اهل بيت عليهم السلام .

در قسمت ديگر همين کتاب، نيز دليل ادعاي خود پيرامون رفع تهمت از شيعه در مورد عدم اتصال و ارتباط با اهل بيت عليهم السلام در زمينه فقهي را بيان کرده است.

فيتخلص من ما سبق:

رجحان القول ببرائة الجعفريه من تهمه الانتحال و غلبه الظن بانتهاء فقهمم الي الال، لوجود المقتضي لذلک و هو شهادة کتبنا و انتفاء المانع و هو المعارض الراجح

هران حداء، امين بن صالح، فقه الال رضي الله عنه بين دعوي الاهمال و تهمه الانتحال، ص ١٠٢٣، ناشر: مركز المتوق، چاپ دوم، سال: ١٤٣٢ هـ.ق.

نتيجه اي که از بحث هاي سابق به دست مي آيد:

قول به مبرا بودن شيعه از تهمت اينکه خود را به فقه اهل بيت [عليهم السلام] به دروغ متصل مي کند، رجحان دارد، و اطمينان حاصل مي شود که فقه آنها به اهل بيت منتهي مي شود، زيرا که مقتضي براي اين نظريه وجود دارد و آن شهادت كتابهاي ما به اين مساله است و از طرفي مانعي نيز در برابر اين گفتار وجود ندارد زيرا که معارضي که برتري بر اين نظريه داشته باشد، وجود ندارد.

بنابراين راه و روش شيعيان در طول تاريخ پيروي از اهل بيت عليهم السلام بوده و مي باشد و اين مساله به قدري آشكار است كه حتي علماي وهابي را نيز وادار به اعتراف نمود.

نتيجه :

دغدغه هميشگي انسان اتخاذ راهي براي دوري از گمراهي و ضلالت و اتخاذ روشي براي نيل به سعادت مي باشد، حديث ثقلين به عنوان يکي از معتبرترين احاديث در اين زمينه، به روشني عهده دار بيان اين راه مي باشد؛ شيعه نيز حتي به اعتراف برخي از عالمان وهابي، راه دوري از ضلالت و گمراهي را در عمل به قرآن و تعاليم عترت و در يک کلام عمل به حديث ثقلين مي داند و شيعه به مدد بهره بردن از اين دو ثقل بزرگ، در همه قسمتها برنامه کامل و مدوني را براي خود مهيا کرده است و اتصال و ارتباط کاملي را بين خود و اهل بيت عليهم السلام پديد آورده است.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف