پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ٣٥٤ - آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟

آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟

کد مطلب: ٥٢٤٥ تاریخ انتشار: ١٤ شهریور ١٣٨٦ تعداد بازدید: ١١٣٠٧ پرسش و پاسخ » اهل سنت آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟

پاسخ :

مقدمه

يكي از اتّهاماتي كه همواره از طرف اهل سنّت به شيعه نسبت داده شده ، داستان سبّ ولعن بعضي از اصحاب و ياران پيامبر اكرم ( ص ) است ، كه اين امر در طول تاريخ باعث رنجهاي فراوان و گرفتاريهاي بي شماري براي شيعه گرديده است ، و ما براي توضيح و پاسخ از اين تهمت ناروا ناگزيريم مطالبي هر چند مختصر جهت روشن شدن افكار و انديشه هاتقديم نماييم ، اميدواريم اهل انصاف قضاوتي خداپسندانه از مجموع مطالب مطرح شده داشته باشند .

١ - سبّ خلفا ابزاري براي فتوا به قتل شيعه

الف : به شهادت تاريخ وسيره نويسان ، سلاطين وخلفاء مستبدّ هميشه از اين موضوع براي قتل عام ونابودي شيعه استفاده كرده اند همانگونه كه صاحب كتاب «المنتظم » به اين نكته اشاره كرده و مي گويد : حكّام وسردمداران قدرت هر وقت كه مي خواستند فردي شيعي مذهب را تعقيب و دستگير وسپس او را مجازات كنند به جرم فحش وناسزا به أبو بكر وعمر بود ، نه اينكه چون پيرو علي ( ع ) است ، ويا از آن حضرت دفاع كرده است

المنتظم : ٢ / ( ص )٣٦ ، وضوء النبي ( ص ) . .

ب : ابن اثير در حوادث سال ٤٠٧ هـ مي نويسد : در اين سال در تمام شهرهاي آفريقا شيعيان را به جرم سبّ ولعن شيخين ( أبو بكر و عمر ) از بين بردند

الكامل : ٩ / ١١٠ .

ج : سرخسي از فقهاء بزرگ اهل سنّت اين چنين فتوا داده است : هر كس در باره خلفا سخني بگويد كه در آن طعن و اعتراض باشد ، ملحد و بي دين است و از مسلماني خارج شده است ، و دواي درد چنين شخصي اگر توبه نكند ، شمشير است

اصول السرخسي : ٢ / ١٣٤ .

د : فاريابي از دانشمندان اهل سنت مي گويد : كسي كه أبو بكر را سبّ و شتم كند كافر است ومن بر جنازه او نماز نمي خوانم . سؤال كردند : چنين شخصي گوينده «لا إله إلّا اللّه » است ، پس با جنازه او چه كنيم؟

گفت : دست به بدنش نزنيد ، بلكه به وسيله چوب او را برداريد و در ميان خاك پنهان كنيد

المغني : ٢ / ٤١٩ ، الشرح الكبير : ١٠ / ٦٤ - الصارم المسلول از ابن تيميّة : ٥٧٥ .

أخرج الخطيب عن أبي هريرة قال : سمعت رسول اللّه ( ص ) يقول : إنّ للّه تعالي في السماء سبعين ألف ملك يلعنون من شتم أبا بكر وعمر

تاريخ بغداد : ٥ / ٢٨٠ . .

أبو هريره مي گويد : از پيامبر ( ص ) شنيدم كه فرمود : هر كس أبو بكر و عمر را سبّ و لعن كند ، هفتاد هزار فرشته در آسمان او را لعنت مي كنند.

زمينه صدور فتواهايي خشن بر ضدّ شيعه ، احاديثي است كه با استفاده از نام پيامبر اكرم ( ص ) ساخته شده است ، و جالب است كه شما بار ديگر سخن سرخسي را مرور كنيد كه گفت : كسي كه أبو بكر و عمر را لعنت كند اگر توبه نكند دواي او شمشير است ، و سپس به اين فتواي خشن تر بنگريد كه مي گويد : «وأنّه إذا تاب لا تقبل توبته بل يجب قتله »

رسائل ابن عابدين : ١ / ٣٦٤ . .

اگر توبه هم كرد پذيرفته نمي شود ، بلكه بايد كشته شود .

نتيجه اين سخنان اعمّ از احاديث دروغيني كه در فضائل ساختگي اشخاص در لابلاي كتابهاي حديثي و تفسيري و تاريخي نوشته شده و يا فتواهايي كه به قلم مدّعيان فقاهت صادر شده ، جز قتل و خون ريزي انسانهاي بي گناه نبوده است .

به يك نمونه از جنايات تاريخي كه محصول اين انديشه هاي دروغين است اشاره مي كنيم و قضاوت را به شما خواننده محترم واگذار مي كنيم .

سلطان مراد چهارمين پادشاه عثماني در صدد جنگ افروزي عليه ايران بود ، و لذا به بعضي از دانشمندان اهل سنّت متوسّل شد تا جهت شعله ور كردن فتنه جنگ داخلي بين مسلمانان فتوايي از آنان بگيرد ، ولي هيچ يك از علماء و دانشمندان جرأت اين كار را نداشت و به خود اجازه نداد تا مسبّب قتل و خون ريزي شود ، امّا يك جوان دين فروش به نام «نوح افندي » كه بويي از فقه و انسانيّت به مشامش نرسيده بود ، در كمال وقاحت و بي شرمي فتوايي صادر كرد كه در آن ابتدا كفر شيعه را ثابت و سپس قتل او را واجب مي كرد ، متن فتواي او چنين است : «من قتل رافضيّاً واحداً وجبت له الجنّة » .

هر كس يك نفر از شيعيان را بكشد بهشت بر او واجب مي شود .

با صدور اين فتوا دهها هزار نفر به قتل رسيدند ، و تنها در حادثه خونين «حلب » چهل هزار نفر از شيعيان اين شهر كشته شدند

رجوع كنيد به مجلّه تراثنا ج ٦ ، ص ٣٢ ، ( موقف الشيعة من هجمات الحضومي ) .

٢ - دو حكم متفاوت در سبّ و لعن

در ادامه اين بحث به نقل دو حديث ساختگي از منابع اهل سنّت در فضيلت تراشي نسبت به خليفه اوّل و دوم ( أبو بكر و عمر ) مي پردازيم و قضاوت را به اهل انصاف مي سپاريم .

حديث اوّل به نقل از أنس بن مالك از رسول خدا ( ص ) است كه فرمود :

«من سبّ أبا بكر قتل ولا يستتاب » كسي كه به أبو بكر فحش و ناسزا به دهد بدون اينكه وادار به توبه شود بايد كشته شود . «ومن سبّ عمر قتل ولا يستتاب » فحش دهنده به عمر نيز بدون مجال توبه ، بايد كشته شود ، «ومن سبّ عثمان أو عليّاً جلد الحدّ » ولي اگر كسي به عثمان و يا علي ناسزا بگويد ، فقط حدّ كه تازيانه است بر او جاري مي شود .

اين اختلاف فاحش از كجاست ، و چرا؟ حتماً بايد خوشحال و راضي هم باشيم كه لااقل حضرات اسم علي را در كنار عثمان آورده و او را در اين حكم شريك عثمان قرار داده اند .

به فلسفه و علّت اختلاف ، و تفاوت دو حكم دقّت كنيد .

قيل : يا رسول اللّه! ولم ذاك ؟ قال : لأنّ اللّه خلقني وخلق أبا بكر وعمر من تربة واحدة ، وفيها ندفن

تاريخ مدينة دمشق : ١٤ / ١٢٢ .

كسي سؤال كرد ، اي رسول خدا! چرا گوينده ناسزا به أبو بكر وعمر بايد كشته شود ، امّا به عثمان و علي نه؟ پيامبر فرمود : خداوند ، من و أبو بكر و عمر را از خاك خاصّي آفريده است ، و آن دو از اين امتياز بهره مند هستند و در همان خاك هم با من دفن خواهند شد .

براي ساختگي بودن اين حديث ، نيازي به بحث نيست ، بلكه جمله پاياني حديث گواهي صادق بر بي هنري سازندگان است .

علاوه بر اين كه رجال شناسان اهل سنت به ساختگي بودن اين حديث تصريح نموده اند .

ذهبي از استوانه هاي علمي اهل سنت مي گويد : اين حديث ساختگي است و ابن عَدي گفته : اين مصيبت از ناحيه يعقوب بن جهم است كه دست به جعل اين حديث زده است

قال الذهبي : هذا الحديث موضوع فقال ابن عدي : البلاء فيه من يعقوب بن الجهم الحمصي . ميزان الاعتدال : ٤ / ٤٥٠ رقم ٩٨٠٩ ، ترجمة يعقوب بن الجهم ، الكامل في ضعفاء الرجال : ٧ / ١٥٠ ، وهكذا عن ابن الجوزي في الموضوعات : ١ / ٣٢٨ ، وعن ابن حجر في لسان الميزان : ٦ / ٣٠٦ رقم ١٠٩٦ . .

حديث دوم : خطيب بغدادي از أنس بن مالك و او از پيامبر اكرم ( ص ) نقل مي كند كه فرمود : پل صراط كه در قيامت همه از آن عبور خواهند كرد ، گردنه و گذرگاه سختي دارد كه هيچ كس به دون اجاز و اذن علي از آن نخواهد گذشت تا آنجا كه از قول علي بن ابي طالب مي نويسد : «سمعته من رسول اللّه ( ص ) ، قال لي : يا عليّ لا تكتب جوازاً لمن سبّ أبا بكر وعمر ، فإنّهما سيّدا كهول أهل الجنّة بعد النبيّين » .

از پيامبر ( ص ) شنيدم كه به من فرمود : اي علي براي كساني كه أبو بكر و عمر را سبّ كرده اند اجازه عبور از اين گردنه هولناك را ننويس چرا كه اين دو نفر بعد از پيامبر الهي آقا و سرور پيران بهشت مي باشند تاريخ بغداد : ١٠ / ٣٥٧ .

خطيب بغدادي بعد از نقل حديث ، مي گويد : «هذا الحديث موضوع من عمل القصّاص ، وضعه عمر بن واصل او وضع عليه واللّه أعلم » .

اين حديث ساختگي است ، وسازنده آن عمر بن واصل و يا كسي است كه از زبان او ساخته است

تاريخ بغداد : ١٠ / ٣٥٨ . .

٣ - دو نظريّه متناقض در باره قاتلين علي ( ع ) و عثمان

از حوادث مهمّ تاريخ اسلام خصوصاً آنچه كه مربوط به دوران خلافت خلفاي ثلاثة و مولا امير المؤمنين ( ع ) مي باشد داستان قتل عثمان و شهادت مولاي متقيان حضرت علي ( ع ) است كه روش نقد و بررسي مورخان و نويسندگان اهل سنّت با عامل يا عاملان اين حوادث خواندني و شنيدني است .

ابتدا سخنان بزرگان اهل سنّت را در باره قاتلين عثمان بخوانيد و سپس آنچه كه در باره ابن ملجم مرادي لعنه اللّه قاتل عليّ بن أبي طالب ( ع ) سروده اند ملاحظه نماييد :

ابن حزم آندلسي مي گويد : قاتلان عثمان ، انسانهايي فاسق ، ملعون و محارب با خدا و رسول بودند و آگانه دامن خود را به خون كسي آغشته كردند كه ريختن آن حرام بود

فسّاق ، ملعونون ، محاربون ، سافكون دماً حراماً عمداً .

الفِصَل : ٤ / ١٦١ . .

ابن تيميه مي گويد :

قوم خوارج ، مفسدون في الأرض ، لم يقتله إلّا طائفة قليلة باغية ، ظالمة ، وأمّا الساعون في قتله فكلّهم مخطئون ؛ بل ظالمون باغون معتدون

منهاج السنّة : ٦ / ٢٤٥ ، ٢٩٦ ، ٢٩٧ .

كساني كه عثمان را كشتند ، گروهي از دين خارج شده و مفسد في الأرض بودند ، آنان گروهي اندكي كه طغيان گر و ظالم بودند ، و كساني كه آنان را در قتل عثمان نيز كمك كردند همه آنان خطاكار بلكه ستمگر و متجاوز بودند .

ابن كثير مي گويد : شكّي نيست كه قاتلان عثمان مفسد في الأرض بوده و از انسانهاي نادان و خيانت پيشه و ستمگراني كه بر امام خويش قيام كرده بودند ، مي باشند

هؤلاء الذين خرجوا علي أمير المؤمنين عثمان رضي اللّه عنه من جملة المفسدين في الأرض . . . البغاة الخارجين علي الإمام . . . الجهلة ، المتعنتون ، خونة ، ظلمة ، مفترون .

البداية والنهاية : ٧ / ٢٠٨ ، حوادث سنة ٣٥ هـ .

بنابراين و با توجه به نقل سخنان سه نفر از مشهورترين تحليل گران حوادث و مسائل تاريخي ، نتيجه اين مي شود كه شورشيان عليه عثمان و قاتلين او انسانهايي از دين خارج شده و ظالم و ستمگر و خون ريز معرّفي مي شوند ، و امّا متقابلاً بخوانيد و ببينيد كلمات و سخناني از همين افراد در باره قاتل مجسّمه ايمان و خداپرستي ، مظهر عدل و انصاف ، استوره انساندوستي حضرت مولي الموحّدين عليّ بن أبي طالب ( ع ) .

ابن حزم آندلسي در باره عبد الرحمان بن ملجم مرادي قاتل عليّ بن أبي طالب ( ع ) مي گويد :

لا خلاف بين أحد من الأمّة في أنّ عبد الرحمان بن ملجم ، لم يقتل عليّاً٢ إلّا متأوّلاً مجتهداً مقدّراً أنّه علي صواب ، وفي ذلك يقول : . . . . » .

اختلافي بين امت اسلام نيست كه عبد الرحمان بن ملجم ، علي را از روي اجتهاد و تفسير كشت و معتقد بود كه عملش صحيح و مورد رضايت خداوند است ، و سپس شعر عمران حطّان را آورده كه خطاب به ابن ملجم مي گويد :

يا ضربة من تقيّ ما أراد بها * إلا ليبلغ من ذي العرش رضواناً

إنّي لأذكره حيناً فأحسبه * أوفي البريّة عند اللّه ميزاناً

المحلي لابن حزم : ١٠ / ٤٨٤ ، مختصر المزني : ٢٥٦ ، المجموع للنوري : ١٩ / ١٩٧ ، الجوهر النقي : ٨ / ٥٨ ، مغني المحتاج : ٤ / ١٢٤ .

آفرين بر ضربتي كه از دست مرد پرهيزكاري فرود آمد ومقصد آن ، رسيدن به خشنودي خداوند صاحب عرش بود .

من هر گاه از او ياد مي كنم پندارم كه ميزان عمل او در نزد خدا از همه آفريدگان سنگين تر است .

ابن تيميه مي گويد :

والذي قتل عليّاً كان يصلّي ويصوم ، ويقرأ القرآن ، وقتله معتقداً أنّ اللّه ورسوله يحبّ قتل عليّ ، وفعل ذلك محبّة للّه ورسوله في زعمه ، وإن كان في ذلك ضالاً مبتدعاً »

منهاج السنّة : ١ / ١٥٣ .

قاتل علي اهل نماز و روزه بود و قرآن مي خواند ، علي را كشت در حالي كه مي دانست خدا و رسول ، كشتن علي را دوست دارند ، و اين كار را نكرد مگر به جهت حبّ و دوستي خدا و رسول ، اگر چه آدمي گمراه و بدعتگذار بود .

و در جاي ديگري از كتابش مي گويد :

قتله واحد منهم وهو عبد الرحمان بن ملجم المرادي مع كونه من أعبد الناس وأهل العلم »

منهاج السنّة : ٥ / ٤٧ . .

علي را يكي از خوارج به نام عبد الرحمن كه از عابدترين انسانها بود به قتل رساند و او مردي دانشمند بود .

اين است نمونه اي از تعريفها و تمجيدها نسبت به قاتل اوّلين وصيّ و جانشين پيامبر اكرم ( ص ) عليّ بن أبي طالب ( ع ) ، و ما در اين مختصر در صدد بحث و مناقشه طولاني نيستيم ، فقط نظر شما خواننده محترم را به يك حديث آن هم به نقل از كتب حديثي اهل سنّت كه آن را حديث صحيح نيز مي دانند جلب مي كنيم :

احمد حنبل در مسندش از عبد اللّه بن نُمَير از عمّار ياسر نقل مي كند كه در غزوه ذات العشيره در كنار علي بودم ، پيامبر اكرم ( ص ) به ما فرمود :

ألا أحدّثكما بأشقي الناس رجلين؟ قلنا : بلي يا رسول اللّه! قال : أحيمر ثمود الذي عقر الناقة ، والذي يضربك يا عليّ! علي هذه ، يعني قرنه ، . . . »

مسند أحمد : ٤ / ٢٦٣ ، طبع دار الصادر - بيروت . .

آيا دوست داريد كه دو تن از شقي ترين انسانها را به شما معرفي نمايم؟ عرض كرديم : آري ، فرمود : اوّلي ، كسي است كه ناقه صالح پيامبر را پي نمود ، و - خطاب به علي بن ابي طالب فرمود : - دومي ، كسي است كه با شمشير ، فرقت را مي شكافد ، و اين محاسن را با خون سرت رنگين مي سازد .

٤ - لعن و سبّ أمير المؤمنين عليه السلام

يكي از ظلمهاي بزرگي كه در حق مولا أمير مؤمنان حضرت علي ( ع ) روا داشته اند ، دشنامها وبدگوئيهاي فراوان در باره آن حضرت است . و بنيانگذار اين روش زشت و ضدّ ديني و اخلاقي كسي نيست جز معاوية بن أبي سفيان كه مفتخر به خال المؤمنين است كه عده اي جاهل و يا معاند ، از اعمال و كردار او با عظمت ياد مي كنند .

او كسي است كه در پايان نمازهايش چه جمعه و غير جمعه و بر بالاي منبر هنگام سخنراني از علي ( ع ) به زشتي ياد مي كند و حتّي فرماني هم براي ديگر سخنرانان در دور افتاده ترين شهرها صادر مي كند تا به شايسته ترين بنده خدا فحش و ناسزا بگويند .

حَمَوي از دانشمندان اهل سنّت مي گويد : عليّ بن أبي طالب در منابر شرق و غرب كشور اسلامي سبّ و لعن مي شد حتّي در دو شهر مقدّس ، يكي محلّ ولادت او ، و ديگري محلّ هجرت و همراهي او با پيامبر يعني شهر مدينه ، در منبرها بر او نفرين و به بدي ياد مي كردند

معجم البلدان : ٣ / ١٩١ ، و٥ / ٣٨ .

زمخشري و سيوطي دو تن از بزرگان و دانشمندان سنّي مذهب مي گويند :

در دوران بنو اميّه بر بالاي بيش از هزار منبر علي را لعنت مي كردند ، و پايه گذار اين سنّت ، شخص معاويه بود

بيع الأبرار زمخشري : ٢ / ١٨٦ ، النصاع الكافية لمحمد بن عقيل : ٧٩ ، عن السيوطي ، النص والاجتهاد : ٤٩٦ . .

چرا اين همه نا سزا؟!

و اكنون اين سؤال كه ريشه در اعماق دردهاي روحي و رواني هر مسلمان با غيرت دارد مطرح مي شود كه :

مگر عليّ بن أبي طالب ( ع ) از أصحاب و ياران رسول خد ( ص ) نبود؟

مگر آن حضرت از خلفا و جانشينان پيامبر خدا شمرده نمي شد؟

مگر داماد پيامبر گرامي ( ص ) و همسر پاره تن آن حضرت نبود؟

مگر او - نستجير باللّه - مسلمان نبود؟ مگر نه اين است كه رسول گرامي فرمود : هر گونه ناسزا گفتن به مسلمان موجب فسق است : «سباب المسلم فسوق »

صحيح بخاري : ١٧١ ح ٤٨ ، كتاب الايمان - باب خوف المؤمن من أن يحبط عمله . صحيح مسلم : ١ / ٥٨ ، باب قول النبي ( ص ) : «سباب المسلم فسوق » . .

پس چرا سبّ و لعن علي ( ع ) جنبه شرعي و قانوني به خود مي گيرد؟

معاويه چگونه حكومتي تشكيل داده كه پايه هاي آن بايد با سبّ علي ( ع ) استوار مي گردد كه بنا به نقل ابن عساكر ، مروان به امام زين العابدين ( ع ) گفت : هنگام محاصره عثمان ، كسي همانند علي ( ع ) از وي دفاع ننمود . حضرت فرمود : پس چرا اين همه او را در بالاي منابر ناسزا مي گوييد؟

مروان پاسخ داد : اساس حكومت ما ، استوار نمي گردد مگر با اين ناسزاها .

«ما كان في القوم أحد أدفع عن صاحبنا من صاحبكم يعني عليا عن عثمان قال قلت فما لكم تسبونه علي المنبر قال لا يستقيم الأمر إلا بذلك

تاريخ مدينة دمشق لابن عساكر : ٤٢ / ٤٣٨ ، الصواعق المحرقة ص ٣٣ ، النصائح الكافية ص ١١٤ عن الدار قطني ، شرح نهج البلاغة : ١٣ / ٢٢٠ .

چه اتفاقي در تاريخ اسلام مي افتد كه وقتي عمر بن عبد العزيز تصميم مي گيرد از لعن علي ( ع ) جلوگيري كند ، مردم از گوشه و كنار مسجد فرياد بر مي آورند «تركت السنّة ، تركت السنّة » هان ، سنت پيامبرا را ترك كردي!!

قال ابن عقيل : إنّ عمر بن عبد العزيز لما ترك تلك البدعة المنكرة ، وهي التطاول علي مقام أمير المؤمنين علي عليه السلام في خطبة الجمعة أرتج المسجد بصياح من فيه بعمر بن عبد العزيز تركت السنة تركت السنة .

العتب الجميل ص ٧٤ - ٧٥ ، النصايح الكافية : ١١٦ تهنئة الصديق المحبوب لحسن بن علي السقاف : ٥٩ ، ط . دار الإمام النووي - عمان - الأردن ، شرح نهج البلاغه لابن أبي الحديد : ١٣ / ٢٢٢ .

شكنجه خود داري كنندگان از ناسزا به حضرت

از آنجايي كه دانستن حق مردم است ، چه بهتر خوانندگان گرامي بدانند كه وقتي عطيه فرزند سعد وي از راويان صحيح بخاري و صحيح ترمذي و سنن ابوداود مي باشد . از ناسزا گفتن به علي ( ع ) خود داري كرد ، حجاج بن يوسف دستور داد وي را ٤٠٠ ضربه شلاق زده و سر و ريش او را تراشيدند

فكتب الحجاج إلي محمد بن القاسم الثقفي أن أدع عطيّة فإن لعن علي بن أبي طالب وإلّا فاضربه أربعمائة سوط واحلق رأسه ولحيته ، فدعاه فأقرأه كتاب الحجاج فأبي عطيّة أن يفعل فضربه أربعمائة سوط وحلق رأسه ولحيته - إلي أن قال : - توفي سنة إحدي عشرة وماأة وكان ثقة إن شاء اللّه .

الطبقات : ٦ / ٣٠٤ ، ترجمة عطيّة بن سعد بن جنادة العوفي ، باب الطبقة الثانية ممن روي عن عبد اللّه بن عمر . تهذيب التهذيب ٧ / ٢٢٦ ( ٧ / ٢٠١ ) ط .

همچنين ابو يحيي اعرج كه از روات صحاح سته مي باشد بخاطر امتناع از سبّ علي ( ع ) به دستور حجاج ، پاشنه پاي او را قطع كردند و پس از آن به معرقب ( پاشنه بريده ) شهرت يافت

قال ابن حجر : إنّما قيل له المعرقب لأنّ الحجاج أوبشر بن مروان عرض عليه سبّ علي ( ( ع ) ) فأبي ، فقطع عرقوبه ، قال ابن المديني : قلت لسفيان : في أي شئ عرقب ؟ قال : في التشيّع .

تهذيب التهذيب : ١٠ / ١٣٤ ترجمة أبو يحيي الأعرج المعرقب .

انتقام از علي چرا؟

كسي نيست سؤال كند كه مگر علي ( ع ) چه گناهي مرتكب شده بود كه مستحق اين چنين روشهاي خشن غير انساني و ضدّ اسلامي در حق او روا مي داريد؟

مگر در ركاب پيامبر اكرم ( ص ) جنگيدن گناه است؟

مگر براي اعتلاي كلمه اسلام تلاش كردن جرم است؟

مگر در جهت نابودي دشمنان اسلام وقرآن مبارزه كردن معصيت است؟

آيا نه اين است كه اينان كينه اي را كه از شخص رسول اكر ( ص ) داشتند بر علي ( ع ) وارد ساختند كه كه علي ( ع ) مي فرمايد :

كلّ حقد حقدته قريش علي رسول اللّه ( ص ) أظهرته فيّ ، وستظهره في ولدي من بعدي ، مالي ولقريش ؟! إنّما وترتهم بأمر اللّه ورسوله ، أ فهذا جزاء من أطاع اللّه ورسوله إن كانوا مسلمين »

شرح نهج البلاغة : ٢٠ / ٣٢٨ .

تمام كينه هايي كه قريش از پيامبر گرامي ( ص ) داشتند بر من روا داشتند و پس از من نيز ، در حق فرزندان من روا خواهند داشت ، آخر مرا با قريش چه كار؟!

اگر من با آنان جنگيدم ، به دستور خدا و رسول او بود ، آيا همين است پاداش كسي كه از خدا و رسولش اطاعت كند؟!!

فاطمه زهرا ( س ) در خطبه آتشين خود فرمود :

«وما الذي نقموا من أبي حسن ! نقموا واللّه نكير سيفه!! »

بلاغات النساء لابن طيفور : ٢٠ ، السقيفة وفدك للجوهري : ١٢٠ ، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ١٦ / ٢٣٣ ، معاني الأخبار للصدوق : ٣٥٥ ، الأمالي للشيخ الطوسي : ٣٧٥ ، .

اين چه انتقامي است از علي مي گيرند؟! به خدا سوگند اين انتقام شمشير او است كه بر ضد مشركان و كفار به كار بست!!!

گيريم علي در حق دودمان بنواميه كوتاهي كرده بود و آنان را كه ٢٠ سال كمر همت به نابودي اسلام و قتل پيامبر بسته بودند ، به سزاي اعمال خود نرسانده بود و همگي آنان را كه قرآن شجرة ملعونه ناميده به درك نفرستاده بود ، پس همنامان علي چه جرمي مرتكب شده بودند كه مستحق وحشيانه ترين برخورد اين دودمان شده بودند .

كشتن مولود همنام علي چرا؟

آري! يكي از بالاترين ننگي كه بر پيشاني بنواميه تا ابد نقش بسته همين است كه رجال شناسان در شرح حال «علي بن رَباح » مي نويسند:

«كانت بنو أميّة إذا سمعوا بمولود إسمه علي ، قتلوه فبلغ ذلك رباحاً فغيّر إسم بنيه »

سير أعلام النبلاء : ٥ / ١٠٢ ، ٧ / ٤١٣ ، تهذيب الكمال : ٢٠ / ٤٢٩ ، تهذيب التهذيب : ٧ / ٢٨١ ، ترجمة علي بن رباح .

بنو امية وقتي مي شنيدند خانواده اي اسم نوزاد خود را به نام علي نهاده وي را بدون هيچ جرم و گناهي به قتل مي رساندند!!! وقتي اين خبر به گوش «رَباح » رسيد نام فرزندش را تغيير داد .

نسل كشي شيعه به چه جرمي؟

آري يكي ديگر از لكه هاي ننگ تاريخ بنو اميه اين است كه بنا به نقل ابن ابي الحديد سني معتزلي ، به دستور معاويه ، دوستان و شيعيان علي را از زير هر سنگ و كلوخي بيرون كشيدند و دست و پاهاي آنان را بريده و با آهن گداخته به چشمان آنان سرمه كشيدند و بر بالاي شاخه ها خرما به دار آويختند :

«فقتلهم تحت كلّ حجر ومدر ، وأخافهم ، وقطع الأيدي والأرجل ، وسمل العيون ، وصلبهم علي جذوع النخل وطرفهم وشرّدهم عن العراق ، فلم يبق بها معروف منهم »

شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ١١ / ٤٤ ، النصايح الكافية : ٧٢ .

و بنا به نقل همو از امام باقر ( ع ) كه فرمود :

«فقتلت شيعتنا بكلّ بلدة ، وقطعت الأيدي والأرجل علي الظنّة ، وكان من يذكر بحبّنا والانقطاع إلينا ، سجن ، أو نهب ماله ، أو هدمت داره » .

شيعيان ما را در هر دهي و دهكده اي يافتند به قتل رساندند و دست و پاي آنان را مثله كردند و هر كس كه به ما اظهار محبت مي كرد ، زنداني كردند ، اموال او را مصادره نمودند و خانه او را ويران ساختند .

و كار را به جايي رساندند كه اگر به يك نفر زنديق و ملحد و يا كافر مي گفتند بهتر از اين بود كه او را شيعه بنامند .

«حتي إنّ الرجل ليقال له : زنديق ، أو كافر ، أحبّ إليه من أن يقال شيعة علي »

شرح نهج البلاغة : ١١ / ٤٣ .

علي مظلوم تاريخ

اگر در اين قسمت سخن به درازا كشيد ، از خوانندگان گرامي پوزش مي طلبم چون رشته كلام بدينجا كه رسيد نتوانستم عنان قلم را كنترل كنم و بدون اختيار قطره اي از مظلوميت بي پايان همه مظلوم تاريخ را بيان كردم و ذره اي از شعله هاي آتش سوزان دروني خود را اظهار كردم .

آخر چگونه مي شود كه اين ناله جانسوز علي را كه در طول تاريخ طنين افكنده ، شنيد و فرياد بر نياورد :

«ما زلت مظلوماً منذ قبض اللّه نبيه صلي اللّه عليه واله والي يوم الناس هذا »

الشافي في الإمامة ج ٣ ص ١١٠ ، شرح نهج البلاغة ابن ابي الحديد ج ٢٠ ص ٢٨٣ ، ورجوع شود به : الامامة والسياسة ، تحقيق الشيري ج ١ ص ٦٨ ، تحقيق الزيني ج ١ص ٤٩ ، بحار الأنوار ج ٢٩ ص ٦٢٨ .

. پس از رحلت رسول اكرم ( ص ) ، مظلوميت همواره با من قرين بوده و لحظه اي از من جدا نگشته است .

آخر مگر علي ( ع ) نيست كه به هنگام خطبه خواندن ، صداي مظلومي را مي شنود كه ناله «وا مظلمتاه » سر مي دهد ، حضرت او را به نزد خود مي خواند و مي فرمايد : اگر به تو يك مورد ظلم روا شده ، در حق من به تعداد تمام ذرّات عالم ستم روا گرديده . بيا باهم فرياد «وا مظلوماه » سر دهيم و نفرين خود را ، نثار ستم پيشگان خود نماييم .

«بينا علي - عليه السلام - يخطب إذ قام أعرابي ، فصاح وامظلمتاه ! فاستدناه علي - عليه السلام - ، فلمّا دنا ، قال له : إنّما لك مظلمة واحدة ، وأنا قد ظلمت عدد المدر والوبر ، قال : وفي رواية عباد بن يعقوب ، أنّه دعاه ، فقال له : ويحك ! وأنا واللّه مظلوم أيضا ، هات فلندع علي من ظلمنا »

شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج ٤ ص ١٠٦ . الغارات ج ٢ ص ٧٦٨ ، كتاب الأربعين محمد طاهر القمي الشيرازي ص ١٩١ .

آخر مگر مي شود اين ناله جگر سوز علي ( ع ) را از خاطره ها برد كه فرمود : در برابر آن همه ظلم ها و بيدادها ، صبر پيشه كردم در حالي كه خار در چشم و استخوان در گلويم بود و مي نگريستم كه چگونه حق و ميراث مرا به غارت مي برند :

صبرت وفي العين قذي وفي الحلق شجي أري تراثي نهباً

نهج البلاغه ، خطبه ٣ .

٥ - روايات و احاديث شيعه و نهي از سبّ و لعن

در اين بخش از نوشتار بعد از پرداختن به موضوع تهمتي كه اهل سنّت در سبّ و لعن همه أصحاب پيامبر به شيعه نسبت داده اند ، بدون هيچ توضيح و تفسيري به بحث از روايات و سخنان ائمّه اهل بيت ( ع ) مي پردازيم و به نمونه هاي مختلف و متنوع اشاره مي كنيم .

الف - در بين احاديث و روايات ثبت شده از زبان أئمّه معصومين ( ع ) بخشي از آن به نهي و دوري از سبّ و لعن و يا فحش و نفرين به افراد مسلمان است ، مانند اين حديث كه علّامه بزرگوار شيخ طوسي در كتاب ارزشمندش أمالي از پيامبر خدا نقل كرده است كه آن حضرت در توصيه هايي كه به ابوذر داشتند ، فرمود :

«يا أباذر! سباب المسلم فسوق ، وقتاله كفر »

أمالي طوسي : ٥٣٧ ، وسائل الشيعة : ١٢ / ٢٨١ .

اي ابوذر! دشنام دادن و لعن مسلمان باعث فسق و جنگ با او سبب كفر مي شود .

ب - در بعضي ديگر از احاديث اهل بيت ( ع ) سبّ مؤمن حرام شمرده شده است ، همانگونه كه شيخ انصاري ( ره ) با استناد به آن فتواي به حرمت داده است و مي گويد :

«سبّ المؤمن حرام في الجملة بالأدلّة الأربعة ، لأنّه ظلم وإيذاء وإذلال »

فحش دادن و ناسزا گفتن به مؤمن حرام است في الجمله ، چون ظلم و اذيّت و آزار و كوچك و حقير ساختن او است ،

ابو بصير از امام باقر ( ع ) و آن حضرت از جدّش رسول خدا ( ص ) نقل مي كند كه فرمود :

«سباب المؤمن فسوق وقتاله كفر ، وأكل لحمه معصية ، وحرمة ماله كحرمة دمه »

سبّ مؤمن فسق و جنگ با او كفر است ، خوردن گوشت او گناه ، و مالش مانند خون او حرام است

كافي : ٢ / ٣٦ ح ٢ ، ومن لا يحضره الفقيه : ٣ / ٥٦٩ ، و٤ / ٣٧٧ .

ج - و در رواياتي ديگر از فحش دادن مذمت شده است مانند اين حديث از حضرت باقر ( ع ) كه فرمود :

إنّ اللّه يبغض الفاحش المتفحّش .

كافي : ٢ / ٣٢٤ .

خداوند دشمن انسانهاي بدزبان و فحّاش است .

د - رواياتي كه در آن ائمّه معصومين ( ع ) شيعيان و پيروانشان را منزّه از بدزباني و فحش مي دانند ، مانند اين حديث از امام سجّاد و باقر ( ع ) و به نقل از مولا علي بن ابي طالب ( ع ) كه آن حضرت در وصيتي فرموده است :

«ولا تتكلّموا بالفحش فإنّه لا يليق بنا ولا بشيعتنا ، وإنّ الفاحش لإ؛ يكون صديقاً »

مستدرك الوسائل : ١٢ / ٨٢ ح ١٣٥٧٥ ، دعائم الاسلام : ٢ / ٣٥٢ .

به ناسزا سخن نگوييد ، چون سزاوار شأن و مقام ما و شيعيان ما نيست ، و همانا فحش دهنده راستگو نمي باشد .

و امام صادق ( ع ) به دوستان و يارانش سفارش مي كند و دستور مي دهد : به كسي ناسزا نگوئيد و از بدگوئي و فحش دادن به ديگران دوري كنيد ، تا هنگام ملاقات با ديگران بگويند:

«رحم اللّه جعفراً ، قد أدّب أصحابه ، فأحسن تأديبهم »

مأساة الزهراء ( س ) : ١ / ٣٦٨ .

خدا جعفر را بيامرزد ، چه نيكو يارانش را تربيت كرده است .

هـ - حضرت امام علي بن ابي طالب ( ع ) پيروانش را از دشنام دادن به دشمني مانند معاويه و لشكريانش برحذر مي دارد و مي فرمايد :

«إنّي أكره لكم أن تكونوا سبّابين »

من دوست ندارم كه شما فحش و ناسزا به آنان بگوئيد ، و اگر بجاي فحش أعمال ناشايست آنان را با منطق و برهان بيان كنيد زيباتر و به عدالت نزديكتر خواهد بود

نهج البلاغه : خ ٢٠٦ ، شرح ابن ابي الحديد : ١١ / ٢١ .

و فرزند آن امام بزرگوار امام صادق ( ع ) وقتي كه مي شنود يكي از ياران آن حضرت در مسجد با صداي بلند از دشمنان اهل بيت بدگوئي مي كند مي فرمايد :

«ما له لعنه اللّه! تعرّض بنا ، قال اللّه سبحانه وتعالي : (وَلَاتَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ )... . »

بحار الانوار : ٧١ / ٢١٧ .

چه شده است او را ، خدا لعنتش كند ، چرا زبان دشمنان ما را عليه ما باز مي كند؟ مگر سخن وحي را در كتاب حق قرآن مجيد نشنيده است كه خداوند مي فرمايد : به افرادي كه غير از خدا را مي خوانند ناسزا نگوئيد ، زيرا آنها متقابلاً بدون علم و آگاهي به خدا ناسزا خواهند گفت .

٦ - نهي از سبّ در احاديث اهل سنّت :

الف - عبد اللّه بن مسعود از پيامبر اكرم ( ص ) نقل مي كند كه آن حضرت فرمود :

«سباب المسلم فسوق »

صحيح بخاري : ١٧١ ح ٤٨ ، كتاب الايمان - باب خوف المؤمن من أن يحبط عمله . صحيح مسلم : ١ / ٥٨ ، باب قول النبي ( ص ) : «سباب المسلم فسوق » .

سبّ و لعن مسلمان موجب فسق است .

ب - ابو هريرة از رسول خدا ( ص ) نقل مي كند كه فرمود :

«إيّاكم والفحش فإنّ اللّه يبغض الفاحش المتفحّش »

مسند الحميدي : ٢ / ٤٩٠ ، صحيح ابن حبّان : ١٢ / ٥٠٧ ، الجامع الصغير للسيوطي : ١ / ٢٨٣ ح ١٨٥٣ ، كنز العمال : ٣ / ٥٩٨ ح ٨٠٨٨ .

از فحش و ناسزا گوئي دوري كنيد ، زيرا خداوند دشمن انسانهاي فحّاش و بد زبان است .

ج - عن رسول اللّه ( ص ) قال : يا عائشة! إنّ اللّه لا يحبّ الفاحش المتفحّش »

سنن أبي داود : ٢ / ٤٣٥ ، المستدرك : ١ / ١٢ ، سنن نسائي : ٦ / ٤٨٢ .

پيامبر خدا ( ص ) به عايشه فرمود : خداوند فحش دهنده بدزبان را دوست ندارد .

٧ -لعن و نفرين به صاحبش برمي گردد

الف - ابو حمزه ثمالي مي گويد : از حضرت باقر العلوم ( ع ) شنيدم كه فرمود :

«إنّ اللعنة إذا خرجت من فيّ صاحبها تردّدت بينهما ، فإن وجدت سماغاً ، وإلّا رجعت علي صاحبها »

كافي : ٢ / ٣٦٠ ، وسائل الشيعة : ١٢ / ٣٠١ .

لعن و نفرين وقتي كه از دهان شخص خارج مي شود اگر اهلش را نيافت به صاحبش برمي گردد .

ب - ابن حجر عسقلاني از ابو داود و او از ابو الدرداء با سندي خوب نقل مي كند كه : لعنت و سبّ افراد به طرف آسمان بالا مي رود ، درهاي آسمان به رويش بسته مي شود ، پس برمي گردد به زمين و به چپ و راست مي رود ، اگر اهلش را پيدا نكرد ، به شخص لعنت كننده برمي گردد

فتح الباري : ١٠ / ٣٨٩ ، مسند احمد : ١ / ٤٠٨ ، كنز العمّال : ٣ / ٦١٧ ح ٨١٩٣ .

٨ -سبّ و لعن در قرآن

قبل از پرداختن به بحث و گفتگو در آيات قرآن لازم مي دانيم تا از جهت لغت به موضوع بحث كه لعن و سبّ است نيز به پردازيم .

«السبّ في اللغة هو الشتم أو قبيح الكلام » .

معني سبّ در لغت تعرّض به ديگران با سخن زشت و ناپسند است .

راغب مي گويد :

«أنّ السبّ : الشتم الوجيع »

سبّ به معناي سخن زشت دردآور است .

«وأمّا اللعن : فهو إن كان من اللّه سبحانه فمعناه الطرد من الرحمة ، وإن كان من الناس فمعناه الدعاء بالطرد »

رجوع كنيد به المفردات : ٤٧١ ، مجمع البحرين : ٦ / ٣٠٩ ، الصحاح : ٤ / ٢١٩٦ ، النهاية : ٤ / ٣٣٠ ، لسان العرب : ١ / ٤٥٥ ، و١٢ / ٣١٨ .

و امّا لعن اگر در سخن خدا باشد به معناي دور كردن از رحمت است ، و اگر از طرف مردم بود به معناي دور شدن است .

همانگونه كه در لغت بين لعن و سبّ فرق گذاشته شده است ، با تتبّع در آيات قرآن هم اين فرق ديده مي شود ، در حاليكه كلمه «لعن » ٣٧ مرتبه با نسبت دادن آن به خدا ، و يك مرتبه به مردم آمده است . ولي كلمه ( سبّ ) يك مرتبه و در آيه ١٠٨ سوره أنعام آمده است

( وَلَاتَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوَا )

به كساني كه غير از خدا را مي خوانند دشنام ندهيد ، زيرا آنان متقابلاً به خدا ناسزا خواهند گفت .

بنابراين در بررسي آيات قرآن به چند دسته و طائفه از آياتي كه در موضوع سبّ و لعن است برخرد مي كنيم .

الف - گروه اوّل آياتي است كه لعن را به شيطان يا ابليس متوجه مي سازد مانند اين آيه :

( وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَي يَوْمِ الدِّينِ ) ص / ٧٨ .

و مسلّماً لعنت من تا روز داوري و قيامت بر تو خواهد بود .

ب - گروه دوم آياتي كه لعن و سبّ خداوند را متوجه دشمنان اسلام و كفّار نموده است مانند :

( إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَفِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا ) ص / ٧٨ . أحزاب / ٦٤ .

خداوند كافران را لعن كرده و براي آنان آتش سوزاننده اي آماده نموده است .

و به اهل كتاب و خصوصاً يهود مانند :

( لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن بَنِي إِسْرَءِيلَ عَلَي لِسَانِ دَاوُدَ وَعِيسَي ابْنِ مَرْيَمَ ) مائدة / ٧٨ .

كافران بني اسرائيل ، بر زبان داود و عيسي بن مريم ، لعن و نفرين شدند .

و به دشمنان اسلام كساني كه به عنوان منافق لباس دين پوشيده اند مانند :

( وَعَدَ اللَّهُ الْمُنَفِقِينَ وَالْمُنَفِقَتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَلِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ) توبة / ٦٨ .

خداوند به مردان و زنان منافق و كفّار ، وعده آتش دوزخ داده ، جاودانه در آن خواهند ماند ، و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته است ، و عذاب هميشگي براي آنهاست .

و به كساني كه با اعمال و كارهاي ناپسندشان وسيله آزار و اذيّت خدا و رسول را فراهم مي آورند مانند :

( إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْأَخِرَةِ ) أحزاب / ٥٧ .

آنها كه خدا و پيامبرش را آزار مي دهند ، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته است .

و به كساني كه با اخلاق و اعمال فاسدشان نظم جامعه اسلامي را مختل و برهم زده و حقوق مسلّم ديگران را پايمال مي كنند ، مانند :

الف - آنهايي كه قطع رحم كرده و پيوند مهر و محبّت را با اعضاء خانواده و فاميل از بين مي برند

( فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُواْ فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُواْ أَرْحَامَكُمْ* أُوْلَل-ِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَي أَبْصَرَهُمْ ) محمّد / ٢٣ و ٢٢ .

اگر از دستورات الهي رويگردان شويد انتظار مي رود كه در زمين فساد و قطع پيوند خويشاوندي كنيد ، آنها كساني هستند كه خداوند از رحمت خويش دورشان ساخته است .

ب - كساني كه ستمگري و ظلم را حرفه خويش ساخته و از تجاوز به ديگران و زورگويي دست بردار نيستند .

( أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَي الظَّلِمِينَ ) هود / ١٨ .

اي لعنت خدا بر ظالمان باد .

ج - كساني كه به زنان صالح و مؤمن تهمت بي عفّتي زده ، و آبرويشان را ريخته و دامن پاك آنان را با نيش بدزباني آلوده مي كنند

( إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَتِ الْغَفِلَتِ الْمُؤْمِنَتِ لُعِنُواْ فِي الدُّنْيَا وَالْأَخِرَةِ ) نور / ٢٣ .

كساني كه زنان پاكدامن و بي خبر از هر گونه آلودگي و مؤمن را متهم مي سازند ، در دنيا و آخرت از رحمت الهي بدورند .

د - و كساني كه جان انسانهاي مؤمن را مي گيرند و دستشان به خون آنان آلوده مي گردد

( وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ و جَهَنَّمُ خَلِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ و وَأَعَدَّ لَهُ و عَذَابًا عَظِيمًا ) نساء / ٩٣ .

و هر كس فرد با ايماني را از روي عمد به قتل برساند ، مجازات او دوزخ است ، در حاليكه جاودانه در آن مي ماند ، و خداوند بر او غضب مي كند ، و او را از رحمتش دور مي سازد ، و عذاب عظيمي براي او آماده ساخته است .

هـ - شجره ملعونه در قرآن

در تفسير اين آيه از كتاب خدا ( وَمَا جَعَلْنَا الرُّءْيَا الَّتِي أَرَيْنَكَ إِلَّا فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْءَانِ ) إسراء / ٦٠ .

و ما آن رؤيايي را كه به تو نشان داديم ، فقط براي آزمايش مردم بود ، همچنين شجره ملعونه ( درخت نفرين شده ) را كه در قرآن ذكر كرده ايم.

مفسّرين در تفسير اين آيه نوشته اند كه شجره ملعونه حكم بن ابي العاص است ، و رؤيايي كه پيامبر در عالم خواب ديد بالا رفتن فرزندان مردان حكم يكي پس از ديگري بر منبر آن حضرت بود تفسير كبير : ٢٠ / ٢٣٧ ، الجامع لأحكام القرآن : ١٠ / ٢٨١ و ٢٨٦ ، روح المعاني : ٥ / ١٠٥ و ١٠٧ ، و تفسير قرطبي : ١٠ / ٢٨٦ .

٩ - لعن در سنّت نبوي

پژوهشگران حديث نبوي كه تحقيقات و تفحّص ارزشمندي پيرامون سخنان و فرمايشات پيامبر اكرم ( ص ) داشته اند ، تقريباً تعداد سيصد عنوان در موضوع لعن كه فقط از اين كلمه استفاده شده است استخراج نموده و در معرض مطالعه و ديد ديگران قرار داده اند ، كه اين نكته دليلي روشن بر اهميّت موضوع در سيره نبوي است موسوعة أطراف الحديث النبويّ ( ص ) : ٦ / ٥٩٤ ، مادّه «لعن » .

به چند نمونه توجّه كنيد :

الف - لعن و نفرين پيامبر ( ص ) نسبت به بنو اميّه

در بين فرمايشات و سخنان پيامبر اكرم ( ص ) علاوه بر نهي از سبّ و لعن انسانها خصوصاً افراد با ايمان ، مواردي ديده مي شود كه آن حضرت اشخاص و يا گروههايي را مورد لعن و نفرين قرار داده است . از جمله حكم بن العاص ، كه جبير بن مطعم مي گويد : با رسول خد ( ص ) كنار حجر نشسته بودم ، حكم بن ابي العاص در حال گذر از نزديك ما بود ، پيامبر فرمود : واي بر امّت من از فرزندان و آنچه در صلب اين مرد است المعجم الأوسط للطبراني : ٢ / ١٤٤ . .

و زماني كه معاويه براي فرزندش يزيد از مردم بيعت مي گرفت ، مروان گفت : اين روش ابو بكر و عمر بود ، عبد الرحمن بن ابو بكر در جوابش گفت : سنّت و روش هرقل و قيصر است .

مروان متقابلاً گفت : اين آيه را خداوند در باره تو نازل فرمود : ( وَالَّذِي قَالَ لِوَلِدَيْهِ أُفٍّ لَّكُمَآ ) أحقاف / ١٧ . ، و كسي كه به پدر و مادرش مي گويد : أفّ بر شما .

سخنان اين دو نفر بگوش عائشه رسيد ، گفت : مروان دروغ مي گويد ، رسول خدا پدرش را لعنت كرد ، در حاليكه او در صلب پدرش بود أحقاف / ١٧ . در المنثور سيوطي : ٦ / ٤١ ، أسد الغابة : ٢ / ٣٤ ، سنن الكبري نسائي : ٦ / ٤٥٩ ، تفسير ابن كثير : ٤ / ١٧٢ ، المستدرك علي الصحيحين للحاكم : ٤ / ٤٨١ .

فخر رازي اين حديث را دليل صحيح بودن تفسير شجره ملعونه در باره حكم و فرزندانش مي داند ، و مي گويد : «وممّا يؤكّد هذا التأويل قول عائشة لمروان : لعن اللّه أباك وأنت في صلبه » ، آنچه كه اين تفسير را تقويت مي كند ، سخن عائشه است به مروان ، كه گفت : خداوند پدرت را لعنت كرد ، در حاليكه تو در صلب او بودي التفسير الكبير : ٢٠ / ٢٣٧ .

صاحب كتاب تفسير الدرّ المنثور نقل مي كند كه عائشه به مروان گفت : شنيدم كه رسول خدا ( ص ) به پدرت و جدّت ابو العاص بن أميّه مي گفت : «إنّكم الشجرة الملعونة في القرآن » ، شما درخت نفرين شده در قرآن هستيد الدرّ المنثور : ٤ / ١٩١ .

امام حسن مجتبي ( ع ) به مروان فرمود : «لقد لعن اللّه أباك الحكم وأنت في صلبه علي لسان نبيّه ، فقال : لعن اللّه الحكم وما ولد » خداوند بر زبان پيامبرش پدرت حكم را لعنت كرد و تو در صلب او بودي ، فرمود : خدا لعنت كند حكم را و آنچه از او به دنيا آيد البداية والنهاية : ٨ / ٢٨٤ ، كنز العمال : ١١ / ٢٥٧ ، تاريخ مدينة دمشق : ٥٧ / ٢٤٤ ، سير أعلام النبلاء : ٣ / ٤٧٨ .

و عبد الرحمان بن ابو بكر به مروان گفت : خداوند پدرت را لعنت كرد و تو در صلب او بودي تفسير قرطبي : ١٦ / ١٩٧ . .

ب - لعنت كردن پيامبر اكرم ( ص ) ابو سفيان و معاويه را

اظهار ناراحتي و عدم رضايت پيامبر از بعضي چهره هاي سرشناس صدر اسلام دليلي قاطع بر انحراف آنان از سيره و روش آن حضرت است ، مخصوصاً اگر اين عدم رضايت به شكل لعن و نفرين باشد ، از جمله اين افراد ابو سفيان و معاويه است ، پدر و پسري كه منشأ بسياري از فتنه ها و آشوب بوده و حوادث دردناكي براي اسلام و امّت اسلام آفريدند .

عبد اللّه بن عمر مي گويد : پيامبر از مكاني در حال عبور بود ، چشمش به ابو سفيان افتاد كه سوار بر شتر بود و معاويه و برادرش يكي پيشاپيش و ديگري پشت سر در حركت بودند فرمود : «اللّهمّ العن القائد والسائق والراكب » .

بار خدايا آنكه سواره است و آن دو كه همراه او و پياده هستند را لعنت كن ، افرادي كه اين حديث را از عبد الله بن عمر شنيدند ، سؤال كردند : آيا خودت از پيامبر شنيدي يا كسي ديگر برايت تعريف كرده است؟ گفت : آري خودم شنيدم ، و اگر دروغ بگويم ، گوشهايم كر شوند همانگونه كه دو چشمم كور شده است

تاريخ الامم والملوك : ١٠ / ٥٨ ، حوادث سال ٢٨٤ هـ ، كتاب صفين : ٢٤٧ ، چاپ مصر .

مشابه اين حديث با نقلهاي متفاوت در كتب روائي و تاريخي آمده است كه خواننده محترم با مراجعه به اين كتابها مي تواند آن را ملاحظه نمايد وتعة صيفي : ٢١٧ ، معاني الاخبار : ٣٤٥ ، الغدير : ٣ / ٢٥٢ ، عن تاريخ الطبري : ١١ / ٣٥٧ .

پس از شايع شدن اينگونه احاديث ، دستهاي پيدا و پنهان حديث سازان از باند بنو اميّه فعّاليتي عجيب را شروع كرد ، و براي جلوگيري از آثار مخرّب اين سخنان و جلوگيري از آبروريزي اين باند ، سخناني در توجيه و تأويل اين حديث مشهور سرِ زبانها انداخت از جمله اينكه : پيامبر همچون ديگران دچار خطا و اشتباه مي شود و گاه به جهت غلبه غضب ، سخناني مي گويد كه مخالف و در تضاد با سخنان ديگر او است ، مانند اين حديث كه فرموده است : «إنّي لم أبعث لعّاناً » من مبعوث نشده ام تا لعّان باشم و به كسي نفرين كنم ، و يا اين حديث : «سباب المسلم فسق » سبّ كننده مسلمان فاسق است ، و لذا از آن حضرت حديث نقل كردند كه فرمود : خداوندا هر مؤمني را كه من سبّ و لعنش كرده ام آن را وسيله تقرّب به خودت در قيامت قرار ده صحيح مسلم : ٧ / ١٥٧ . .

و در احاديث ديگري نفرين خودش را به افراد مؤمن وسيله كفّاره گناهان او ، و پاكي و طهارت از آلودگيهاي گناه قرار داده است صحيح مسلم : ٧ / ١٥٧ ، و٨ / ٢٦ ، وتذكرة الحفّاظ : ٢ / ٦٩٩ .

در حاليكه اين توجيهات ناشيانه با منطق قرآن كه مي فرمايد : ( وَمَا يَنْطِقُ عَنْ الْهَوي ) رسول ما سخن باطل و از روي هواي نفس نمي گويد ، سازگاري ندارد ، و نيز با اين حديث از عبد اللّه بن عمرو عاص كه مي گويد : آنچه پيامبر مي گفت مي نوشتم تا در ذهنم باقي بماند و آن را فراموش نكنم ، قريش از اين كار مرا نهي كرد ، گفتند : هر چه مي شنوي مي نويسي! و حال آنكه رسول خدا بشري است كه در هنگام خشم و غضب نيز سخن مي گويد .

بعد از آن چيزي ننوشتم و موضوع را به پيامبر گفتم .

فرمود : «اكتب ، فو الذي نفسي بيده ما خرج منه إلاّ حقّ » ، وأشار بيده إلي فيه .

بنويس ، سوگند به آن كسي كه جانم در دست او است از دهان من جز سخن حق خارج نمي شود

مسند احمد : ٢ / ١٦٢ ، المستدرك علي الصحيحين : ١ / ١٠٥ ، تفسير ابن كثير : ٤ / ٢٦٤ ، تاريخ مدينة دمشق : ٣١ / ٢٦٠ .

ج - لعنت كردن بعضي از صحابه به بعضي ديگر

١ - ابو بكر در محضر پيامبر لعنت مي شود .

ابو هريرة مي گويد : مردي در حضور پيامبر ابو بكر را سبّ و لعن مي كرد و آن حضرت متعجّبانه مي خنديد

تفسير ابن كثير : ٤ / ١٢٩ ، مسند احمد : ٢ / ٤٣٦ ، الدر المنثور : ٦ / ١١ .

و در نقلي ديگر آمده است : ( أنّ رجلاً سبّ أبا بكر عند النبي ( ص ) والنبيّ لا يقول شيئاً ) . شخصي در حضور رسول خدا ( ص ) ابو بكر را لعنت مي كرد و آن حضرت هيچ سخني نمي گفت .

ابن حجر نيز مي گويد : در حضور پيامبر شخصي ابو بكر را سبّ مي گفت تاريخ النمازي : ٢ / ١٠٢ ، سبل السلام : ٤ / ١٩٧ .

از ابو برزه نقل شده است كه : مردي ابو بكر را سبّ كرد ، به ابو بكر گفتم : آيا اجازه مي دهي گرنش را بزنم؟ گفت : بعد از پيامبر خدا هيچ كس حق ندارد به جهت سبّ و لعن كسي را بكشد ، و اين حكم فقط مخصوص رسول خدا بود سنن نسائي : ٧ / ١١٠ .

٢ - سبّ و شتم عمار ياسر و خالد بن وليد

عمّار و خالد بن وليد در محضر پيامبر به يكديگر ناسزا و فحش مي دادند ، عمّار تندروي كرد ، خالد ناراحت شد و گفت : اي رسول خدإ؛ آيا اجازه مي دهي تا اين عبد و غلام به من ناسزا بگويد؟ به خدا سوگند اگر تو نبودي او جرأت جسارت به من را نداشت .

پيامبر فرمود : خالد! دست از عمّار بردار ، هر كس به عمّار ناسزا بگويد ، خدا به او ناسزا خواهد گفت ، و هر كس او را ناراحت كند ، خدا را ناراحت كرده است أسباب النزول : ١١٨.

٣ - عياض بن حمّار

عياض بن حمّار را شخصي سبّ و لعن كرد ، به پيامبر عرض كرد : ديدي اين مرد مرا سرزنش كرد ، در حاليكه او از جهت نسب و شرافت از من پائين تر است؟ رسول خدا ( ص ) فرمود : «المستبان شيطانان يتهاتران ويتكاذبان » مسند احمد : ٤ / ١٦٢ ، السنن الكبري : ١٠ / ٢٣٥ .

دو نفر كه به همديگر ناسزا مي گويند هر دو شيطان هستند ، دشنام مي دهند و دروغ مي گويند .

در حضور عائشه از بعضي صحابه پيامبر كه از دنيا رفته بودند بدگوئي شد ، گفت : به شما دستور داده شده است تا براي گذشته گان طلب مغفرت و آمرزش كنيد ، و شما اكنون از آنان بدگوئي مي كنيد المعجم الأوسط للطبراني : ٥ / ٢٥٤ .

سبّ و لعن بعضي از اصحاب رسول خدا ( ص ) نسبت به بعضي ديگر گويا امري رائج و معمول بوده است كه گاه در حضور پيامبر نيز اين عمل انجام شد ، و عكس العمل آن حضرت نيز متفاوت گزارش شده است . مانند رفتار عمر با عبد اللّه بن أبي ، منافق مشهور كه با همه شهرتش از نفاق بازي و تظاهر به مسلماني ، وقتي كه عمر به پيامبر مي گويد : اجازه بده تا گردن اين منافق را بزنم ، فرمود : دست از اين كار بردار تا نگويند محمد يارانش را به قتل مي رساند

صحيح بخاري : ٦ / ٦٦ ، و٦٧ ، صحيح مسلم : ٨ / ١٩ ، باب نصر الأخ ظالماً أو مظلوماً ، سنن الترمذي : ٥ / ٩٠ ، ومسند احمد : ٣ / ٣٩٣ .

و همچنين در قضيّه ذو الخويصره كه پيامبر فرمود : او و يارانش قرآن مي خوانند ، اگر چه از حنجره آنان تجاوز نمي كند چونان خارج شدن تير از كمان

صحيح مسلم : ٣ / ١٠٩ ، باب ذكر الخوارج .

و در داستان «حاطب » كه عمر به پيامبر گفت : اجازه بده تا گردن اين منافق را بزنم مسند ابو يعلي : ١ / ٣٢١ ، سبل السلام : ٤ / ١٨٨ ، تاريخ ابن خلدون : ٢ / ٤٢ .

و سخن عمر نيز به ابو هريره كه گفت : «يا عدوّ اللّه وعدوّ كتابه ، سرقت مال اللّه » ؛ . اي دشمن خدا و دشمن كتاب خدا ، تو اموال خدا را دزديدي طبقات ابن سعد : ٤ / ٣٣٥ ، معجم البلدان : ١ / ٣٤٨ . با اينكه فقيهان . اهل سنّت فتوا داده اند كه هر كس به شخص ديگري بگويد : اي منافق ، و اي دشمن خدا ، بايد تازيانه بر او بزنند كشف القناع للبهوتي : ٦ / ١٤٣ .

ابن ابي الحديد گفته است : عمر بن خطاب وقتي كه خالد بن وليد مالك بن نويره را به قتل رساند به او گفت : اي دشمن خدا به حريم زندگي فردي مسلمان تجاوز كردي ، خودش را كشتي و با زنش همبستر شدي ، به خدا سوگند اگر بر تو دست يابم سنگسارت مي كنم شرح ابن ابي الحديد : ١ / ١٧٨ .

حسّان بن ثابت ، هند همسر ابو سفيان را لعنت كرده است شرح ابن ابي الحديد : ١ / ١٧٨ . و علي بن ابو طالب ( ع ) روزي كه عثمان به قتل رسيد عبد اللّه بن زبير را به جرم اينكه از عثمان دفاع نكرد لعنت كرد مروج الذهب : ٢ / ٥٤ . .

١٠ - آثار نوشته شده در بديهاي شيخين

يكي از روشهاي ديگر در يادآوري نقصهاي گفتاري و رفتاري افراد استفاده از نوشتن و ضبط آن است كه در طول تاريخ در اين زمينه آثاري مكتوب از اهل قلم و تصنيف به رشته تحرير در آمده است ، از آن جمله راجع به مسلمانان صدر اسلام و ياران پيامبر اكرم و چهره هاي سرشناس كه به فصلهايي كوتاه از رفتار و كردار آنان پرداخته اند ، مانند ابن خراش كه دو جلد در باره زشتكاريهاي خليفه اول و دوم نوشت ، و چون مورد اعتماد و اطمينان بود و به دروغگويي از نقل حوادث و گزارشات تاريخي متّهم نبود ، او را به طرفداري از اهل بيت پيامبر ( ص ) متّهم نمودند ، و اشخاصي از قبيل او را كه به نقل زشتكاريها پرداخته اند به همين اتّهام مورد حمله و هجوم قرار داده اند الكامل في ضعفاء الرجال : ٥ / ٥١٩ ، تهذيب التهذيب : ٢ / ٨٣ . .

و گاهي آثاري از اين قبيل در ميان شعله هاي آتش به خاكستر تبديل مي شد ، مانند كتاب «ابو عوانه » - وضّاح بن خالد - احمد بن حنبل در باره او مي نويسد : «ابو عوانه » كتابي در معايب اصحاب پيامبر نوشت ، سلام بن ابي مطيع كتاب را از او گرفت و در آتش سوزاند العلل و معرفة الرجال لأحمد بن حنبل : ١ / ٢٥٤ . .

ابو العبّاس بن عقده نيز از كساني است كه كتاب در باره زشتكاريهاي صحابه مي نوشت ، و با اينكه از دروغگوئي تبرئه شده است به نوشته هايش اعتماد نكرده اند لسان الميزان : ١ / ٢٦٣ ، و٢٦٤ ، و٢٦٥ ، ميزان الاعتدال : ١ / ١٣٨ .

١١ - نام كساني كه صحابه را شتم كرده اند

ذهبي در ترجمه و شرح حال ابو صلت هروي بعد از اينكه از او تجليل و تعريف كرده است مي نويسد : «إلّا أنّ ثمّ أحاديث يرويها في المثالب » آدم خوبي است ولي در سخنانش از شيخين بدگويي مي كند سير أعلام النبلاء : ١١ / ٤٤٧ - ٤٤٨ .

و در شرح حال «رواجني » بعد از اعتراف به وثاقت و مورد اطمينان و اعتماد بودنش مي نويسد : او از مسلمانان صدر اسلام بدگوئي و شماتت مي كرد ، اگر چه تعمّدي در دروغگوئي نداشت سير أعلام النبلاء : ١١ / ٥٣٧ - ٥٣٨ .

ابن حجر در شرح حال جعفر بن سليمان به نقل از ابن حبّان مي نويسد : جعفر از چهره هاي موثّق و مورد اعتماد در نقل حديث است ، فقط يك عيب دارد و آن هم تمايل او به اهل بيت ( ع ) است . و ازدي گفته است : جعفر انسان دروغگوئي نيست ولي نسبت به گذشتگان بي مهري كرده ، و گوشه هايي از اعمال ناشايست آنان را بازگو نموده است تهذيب التهذيب : ٢ / ٨٣ .

عمرو بن ثابت ، و اسماعيل بن عبد الرحمن اسدي ، و تليد بن سليمان ، و عمرو بن شمر ، و محمّد بن عبد اللّه شيباني ، و زياد بن منذر ، و سالم بن ابي حفصه ، و علي بن بذيمه ، و عمرو بن حمّاد قنّاد ، و افرادي ديگر نيز در موضوع سبّ و شتم بعضي از صحابه سخنان و مطالبي دارند كه در كتابهاي معتبر اهل سنّت از آنها ياد شده است

صحيح مسلم : ١ / ١٢ ، تهذيب التهذيب : ١ / ٢٧٣ - ٢٧٤ ، سير أعلام النبلاء : ١٨ / ١٢ ، لسان الميزان : ٤ / ٣٦٦ ، ٥ / ٢٣١ ، تهذيب الكمال : ١٠ / ١٣٦ ، ٢١ / ٥٩٤ ، الكامل في ضعفاء الرجال : ٦ / ٥٤٥ .

نويسنده: دكتر سيد محمد حسيني قزويني