پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ١٩١ - آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
کد مطلب: ٥٠٨١ تاریخ انتشار: ١٧ مهر ١٣٩٠ تعداد بازدید: ٧٠٢٩ پرسش و پاسخ » امامت و خلافت آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
سؤال كننده:شجاع الدين رضوي
پاسخ:
مصادر روايت:
اين روايت با تعبيرات گوناگون؛ از جمله :إِنِّي تَرَكْتُ فِيكُمُ الْخَلِيفَتَيْنِ كَامِلَتَيْنِ»؛إني قد تَرَكْتُ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ» ؛إني تارك فيكم الخليفتين» ؛ «اني تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ» در منابع اهل سنت با سند معتبر نقل شده است.
از آن جايي كه سند همه اين روايت، تقريبا يك سند است، ما تنها متن ابن أبي شيبه را كه قديمي ترين كتاب در اين باره است نقل مي كنيم:
نا أَبُو دَاوُدَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ، عَنْ شَرِيكٍ، عَنِ الرُّكَيْنِ، عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ حَسَّانَ، عَنْ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ، يَرْفَعُهُ، قَالَ:
«إِنِّي تَرَكْتُ فِيكُمُ الْخَلِيفَتَيْنِ كَامِلَتَيْنِ: كِتَابَ اللَّهِ، وَعِتْرَتِي، وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّي يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»
من در ميان شما دو جانشين مي گذارم كه كامل هستند، كتاب خدا و عترت من، آن دو از همديگر جدا نمي شوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.
إبن أبي شيبة الكوفي، ابوبكر عبد الله بن محمد (متوفاي٢٣٥ هـ)، مسند ابن أبي شيبة ، ج ١، ص١٠٨، ح١٣٥، تحقيق : عادل بن يوسف العزازي و أحمد بن فريد المزيدي ، ناشر : دار الوطن - الرياض ، الطبعة : الأولي ، ١٩٩٧م؛
إبن أبي شيبة الكوفي، ابوبكر عبد الله بن محمد (متوفاي٢٣٥ هـ)، الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، ج ٦، ص٣٠٩، ح٣١٦٧٩، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ناشر: مكتبة الرشد - الرياض، الطبعة: الأولي، ١٤٠٩هـ؛
الطبراني،ابوالقاسم سليمان بن أحمد بن أيوب (متوفاي٣٦٠هـ)، المعجم الكبير، ج ٥، ص١٥٣، ح٤٩٢١ ؛ ج ٥، ص١٥٤، ح٤٩٢٢ ،تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانية، ١٤٠٤هـ - ١٩٨٣م؛
الشيباني،ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاي٢٤١هـ)، فضائل الصحابة،ج ٢، ص٦٠٣، ح١٠٣٢؛ ج ٢، ص٧٨٦، ح١٤٠٣، تحقيق د. وصي الله محمد عباس، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولي، ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م؛
الشيباني،ابوعبد الله أحمد بن حنبل(متوفاي٢٤١هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج ٥، ص١٨١، ح٢١٦١٨؛ج ٥، ص١٨٩، ح٢١٦٩٧، ناشر: مؤسسة قرطبة - مصر؛
القرطبي ، بقي بن مخلد (متوفاي٢٧٦هـ) ، ما روي الحوض والكوثر (الذيل علي جزء بقي بن مخلد)، ج ١، ص١٣٧، تحقيق : عبد القادر محمد عطا صوفي ، ناشر : مكتبة العلوم والحكم - المدينة المنورة ، الطبعة : الأولي ، ١٤١٣هـ؛
الشيباني، عمرو بن أبي عاصم الضحاك (متوفاي٢٨٧هـ)، السنة، ج ٢، ص٣٥١؛ ج ٢، ص٦٤٣ ، ح١٥٤٨ ـ ١٥٤٩، تحقيق: محمد ناصر الدين الألباني، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الأولي، ١٤٠٠هـ؛
الثعلبي النيسابوري، ابوإسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم (متوفاي٤٢٧هـ)، الكشف والبيان، ج ٣، ص١٦٣، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الأولي، ١٤٢٢هـ-٢٠٠٢م؛
الأنصاري الشافعي، سراج الدين أبي حفص عمر بن علي بن أحمد المعروف بابن الملقن(متوفاي٨٠٤هـ)، تذكرة المحتاج إلي أحاديث المنهاج ، ج ١، ص٦٤، تحقيق : حمدي عبد المجيد السلفي ، ناشر : المكتب الإسلامي- بيروت، الطبعة : الأولي، ١٩٩٤م؛
و ...
بررسي سند روايت:
عُمَرُ بْنُ سَعْد:
از روات مسلم و ساير صحاح سته اهل سنت:
عمر بن سعد بن عبيد أبو داود الحفري بفتح المهملة والفاء نسبة إلي موضع بالكوفة ثقة عابدمن التاسعة مات سنة ثلاث ومائتين م ٤
العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي٨٥٢هـ)، تقريب التهذيب، ج١ ، ص٤١٣، رقم: ٤٩٠٤، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولي، ١٤٠٦ - ١٩٨٦.
شريك بن عبد الله:
از روات بخاري، مسلم و ساير صحاح سته:
شريك بن عبد الله النخعي الكوفي القاضي بواسط ثم الكوفة أبو عبد الله صدوقيخطيء كثيرا تغير حفظه منذ ولي القضاء بالكوفة وكان عادلا فاضلا عابدا شديدا علي أهل البدعمن الثامنة مات سنة سبع أو ثمان وسبعين خت م٤
تقريب التهذيب ، ج١ ، ص٢٦٦، رقم: ٢٧٨٧
ركين بن الربيع الفزاري:
از روات مسلم و ساير صحاح سته:
ركين بالتصغير بن الربيع بن عميلة بفتح المهملة الفزاري أبو الربيع الكوفي ثقةمن الرابعة مات سنة إحدي وثلاثين بخ م ٤
تقريب التهذيب ، ج ١، ص١٩٤٤، رقم: ١٩٥٦
القاسم بن حسان:
القاسم بن حسان العامري الكوفي مقبول من الثالثة د س
تقريب التهذيب، ج١ ، ص٤٤٩، رقم: ٥٤٥٤
زيد بن ثابت:
صحابي.
تصحيح روايت:
ناصر الدين الباني كه از او با عنوان بخاري دوران ياد كرده اند، اين روايت را «صحيح» دانسته است:
٢٤٥٧. إني تارك فيكم خليفتين : كتاب الله حبل ممدود ما بين السماء و الأرض و عترتي أهل بيتي و إنهما لن يتفرقا حتي يردا علي الحوض
( حم طب ) عن زيد بن ثابت .
( صحيح )
ألباني، محمد ناصر الدين (متوفاي١٤٢٠هـ)، صحيح جامع الصغير وزيادته،ج١، ص٤٨٢، ح٢٤٥٧، ناشر: المكتب الإسلامي .
علي بن أبي بكر هيثمي نيز در دو جا از كتاب خود سند اين روايت را تصحيح كرده است:
رواه الطبراني في الكبير ورجاله ثقات.
الهيثمي، ابوالحسن نور الدين علي بن أبي بكر (متوفاي ٨٠٧ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد،ج ١، ص١٧٠،ناشر: دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت - ١٤٠٧هـ.
رواه أحمد وإسناده جيد
مجمع الزوائد، ج ٩، ص١٦٣
آن چه اين روايت ثابت مي كند:
اين روايت نتايج قابل توجهي دارد؛ از جمله:
١. قرآن و اهل بيت عليهم السلام، هر دو در كنارهم، جانشينان آخرين پيامبر خدا صلي الله عليه وآله هستند، عدم پذيرش رهبري آن ها و يا عدم تمسك به يكي از آن ها ، انكار سخن پيامبر خدا است و منجر به گمراهي ابدي خواهد شد:
وَما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَي اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً.الأحزاب/٣٦.
هيچ مرد و زن با ايماني حق ندارد هنگامي كه خدا و پيامبرش امري را لازم بدانند، اختياري (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرماني خدا و رسولش را كند، به گمراهي آشكاري گرفتار شده است!
با اين توضيح تكليف كساني كه اطاعت از اهل بيت عليهم السلام را با اطاعت از ديگران عوض كرده اند، مشخص مي شود .
٢. اطاعت مطلق از اهل البيت عليهم السلام واجب است؛ همان طوري كه اطاعت مطلق از قرآن واجب است، كسي نمي تواند ادعا كند كه با اطاعت از قرآن، نيازي به اطاعت از «اهل البيت» نيست؛ زيرا در اين صورت سخن رسول خدا صلي الله عليه وآله را رد كرده است؛
٣. اين دو تا قيام قيامت از يكديگر جدا نخواهند شد. (وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّي يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ).
اين جا است كه عصمت مطلق «اهل البيت» عليه السلام ثابت مي شود؛ زيرا اگر اهل بيت معصوم نباشند و از آن هاي خطاي سر بزند، در همان لحظه از قرآن فاصله گرفته اند و اين بر خلاف نص صريح رسول خدا صلي الله عليه وآله است؛ پس همان طوري كه قرآن از هر خطاي مصون است و هيچ باطلي در آن راه ندارد، اهل البيت نيز اين چنين هستند.
لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميد.فصلت/ ٤٢ .
هيچ گونه باطلي، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمي آيد چرا كه از سوي خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است
٤. تأكيد بر عدم جدائي قرآن از اهل بيت تا ورود بر حوض كوثر، از يك طرف جاودانه بودن قرآن را تا قيام قيامت ثابت مي كند و از طرف ديگر بر همگان گوشزد مي كند كه بايد تا قيامت شخصي از اهل بيت در كنار قرآن باشد. و شيعيان از اين مسأله بر زنده بودن امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف استدلال كرده اند.
علامه مناوي، از علماي برجسته اهل سنت در اين باره مي نويسد:
قال ( الشريف ): هذا الخبر يفهم وجود من يكون أهلا للتمسك به من أهل البيت والعترة الطاهرة في كل زمن إلي قيام الساعة حتي يتوجه الحث المذكور إلي التمسك به كما أن الكتاب كذلك فلذلك كانوا أمانا لأهل الأرض فإذا ذهبوا ذهب أهل الأرض ) حم طب عن زيد بن ثابت ( قال الهيثمي: رجاله موثقون ورواه أيضا أبو يعلي بسند لا بأس به والحافظ عبد العزيز بن الأخضر.
اين حديث به ما مي فهماند كه همواره يك نفر از اهل بيت و عترت پاك در هر زماني تا قيام قيامت باشد، تا تشويق به تمسك به او مصداق پيدا كند؛ همان طوري كه قرآن اين چنين است؛ به همين خاطر است كه آنان مايه امان براي اهل زمين هستند و وقتي نباشند، اهل زمين نيز نخواهند بود. اين روايت را احمد بن حنبل در مسند خود و طبراني در معجم كبير از زيد بن ثابت نقل كرده اند و هيثمي گفته است كه «راويان آن موثق هستند. هميچنين ابويعلي و حافظ عبد العزيز بن أخضر آن را با سندي نقل كرده است كه اشكالي در آن نيست».
المناوي، عبد الرؤوف بن علي، فيض القدير شرح الجامع الصغير، ج٣، ص١٥،المكتبة التجارية الكبري - مصر، ١٣٥٦هـ.
٥ . همان طوري كه قرآن كريم ««تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ ء» (النحل/ ٨٩) هست، «اهل البيت» نيز بايد اين گونه باشند؛ زيرا كسي كه هميشه با قرآن است، از تمام حقايق قرآن نيز با خبر است؛ پس او نيز بايد «تبيانا لكل شيء» باشد تا مفهوم «عدم جدائي» بين قرآن و عترت تحقق يابد.
بنابراين، بر طبق اين روايت، قرآن و «اهل البيت» در هر چيز همتراز يكديگر هستند؛ پس پيروان قرآن وظيفه دارند كه از «اهل البيت» نيز پيروي كنند و از رفتن به خانه ديگران خودداري نمايند.
٦ . مراد از «اهل بيتي» نمي تواند همسران پيامبر صلي الله عليه وآله باشند؛ چرا كه ويژگي هاي شمرده شده در اين روايت بر آنان تطبيق نمي كند؛ زيرا در اين روايت رسول خدا از جمله «وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّي يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ» استفاده كرده است.
واضح است كه زنان امهات المؤمنين همگي از دنيا رفته اند و كسي از آنان باقي نمانده است تا قرآن را تا قيامت همراهي نمايد.
از اين گذشته، رفتار و كردار برخي از همسران رسول خدا صلي الله عليه وآله طوري بوده است كه اين جمله هرگز شامل آن ها نخواهد شد؛ از جمله عائشه در جنگ جمل عليه خليفه برحق رسول خدا خروج كرد و باعث شد كه در اين جنگ بيش از بيست هزار نفر كشته شوند؛ و حال آن كه خداوند مي فرمايد:
وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيما.النساء/٩٣.
و هر كس، فرد باايماني را از روي عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است در حالي كه جاودانه در آن مي ماند و خداوند بر او غضب مي كند و او را از رحمتش دور مي سازد و عذاب عظيمي براي او آماده ساخته است.
آيا مي توان پذيرفت كه عائشه در زمان جنگ جمل ، با قرآن بوده است؟
علامه آلوسي تصريح مي كند كه «اهل بيت» مورد نظر در حديث ثقلين شامل همسران پيامبر نخواهد شد:
وأنت تعلم أن ظاهر ما صح من قوله صلي الله تعالي عليه وسلم : إني تارك فيكم خليفتين وفي رواية ثقلين كتاب الله حبل ممدود ما بين السماء والأرض وعترتي أهل بيتي وإنهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض يقتضي أن النساء المطهرات غير داخلات في أهل البيت الذين هم أحد الثقلين لأن عترة الرجل كما في الصحاح نسله ورهطه الأدنون...
تو مي داني كه حديث صحيح پيامبر خدا(ص) كه فرمود: «إني تارك فيكم خليفتين...» اقتضا دارد كه همسران پاك داخل اهل بيتي نباشند كه يكي از ثقلين قرار گرفت. زيرا عترت مرد همانگونه كه در كتاب صحاح (جوهري) وارد شد، نسل و گروه نزديك او مي باشند... .
الآلوسي البغدادي الحنفي، أبو الفضل شهاب الدين السيد محمود بن عبد الله (متوفاي١٢٧٠هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج ٢٢، ص١٦، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)