پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ١٧ - رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟

رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟

کد مطلب: ٤٩٠٥ تاریخ انتشار: ١٦ دي ١٣٩٣ تعداد بازدید: ٨٩٨٢ پرسش و پاسخ » نبوت رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟

سؤال كننده : محمد كاوياني

پاسخ اجمالي :

آراء علماي شيعه و سنّي :

الف : عبادت رسول خدا قبل از بعثت ؟

١ . عبادت از چهار سالگي همراه با ابو طالب .

وقد كان صلي قبل ذلك ، وهو ابن أربع سنين ، وهو مع أبي طالب ...

مستطرفات السرائر ، ابن ادريس( ٥٩٨ هـ ) ، ص ٥٧٥ .

٢ . عبادت رسول خدا از ابتداء تكليف به شكل مخفيانه .

مستخفيا يصوم ويصلي علي خلاف ما كانت قريش تفعله مذ كلفه اللّه تعالي ...

روضة الواعظين ، فتّال نيشابوري ، ص ٥٢ .

٣ . نزول جبرئيل و آموزش وضوء و نماز در سنّ ٣٧ سالگي .

فعلمه جبرئيل الوضوء علي الوجه واليدين من المرفق ومسح الرأس والرجلين إلي الكعبين ، وعلمه الركوع و السجود ،

قصص الأنبياء ، قطب الدين راوندي( ٥٧٣ هـ ) ، ص ٣١٥ ، ح ٤٢٤ .

ب : آيا رسول خدا اديان ديگر را نيز عبادت كرده است؟

١ . نظر سيّد مرتضي : توقّّف .

والثالث التوقف عن القطع علي أحد الامرين ، وهذا هو الصحيح ...

الذريعة (أصول فقه) ، ج ٢ ، ص ٥٩٥ .

٢ . شيخ طوسي : عبادت طبق وظيفه شخصي خود .

ان جميع ما تعبد به كان شرعا له ...

عدة الأصول ، شيخ طوسي ، (ط.ج)، ج ٢، ص٥٩٠.

٣ . علامه حلّي : اگر از دين ديگري پيروي كرده بود مي بايست مورد شهرت و افتخار براي اديان ديگر قرار مي گرفت .

لم يكن متعبدا بشرع من قبله ، قبل النبوة ولا بعدها . وإلا ! ! لاشتهر ، ولافتخر به أهل تلك الملة ...

الوصول، ص ١٧٠.

٤ . همراهي شيخ الشريعه اصفهاني با علامه مجلسي در عدم عبادت اديان ديگر ، قبل و بعد از بعثت .

: أحسن من تناول الموضوع هو العلامة المجلسي قدس سره ...، وكان يعبد الله قبل ذلك بصنوف العبادات إما موافقاً لما أمر به الناس بعد التبليغ وهو أظهرأو علي وجه آخر إما مطابقا لشريعة إبراهيم أو غيره ممن تقدمه من الأنبياء عليهم السلام

البيان في عقائد أهل الإيمان ، ص ٥٩ .

٥ . علامه سيّد جعفر مرتضي : پيامبر واجد تمام فضايل انبياء بوده واز كودكي عبادت مي نموده است .

في رواية يزيد الكناسي في الكافي : إن الله لم يعط نبيا فضيلة ، ولا كرامة ، ولا معجزة ، إلا أعطاها نبينا الأكرم ( صلي الله عليه وآله وسلم ) ...

انه ( صلي الله عليه وآله وسلم ) كان مؤمنا موحدا ، يعبد الله ، ويلتزم بما ثبت له أنه شرع الله تعالي مما هو من دين الحنيفية شريعة إبراهيم ( عليه السلام ) ، وبما يؤدي إليه عقله الفطري السليم ، وأنه كان مؤيدا ومسددا ، وأنه كان أفضل الخلق وأكملهم خلقا ، وخلقا وعقلا . وكان الملك يعلمه ، ويدله علي محاسن الأخلاق .

الصحيح من سيرة النبي الأعظم (ص) ، ج ٢ ، ص ١٩٥ .

آراء علماي اهل سنّت :

١ . فخر رازي فقطذكر آراء مي كند .

٢ . ابن حجر : نقل آراء مي كند .

٣ . ابوالحسين بصري معتزلي : عدم عبادت اديان ديگر ، قبل و بعد از بعثت .

باب في جواز تعبد النبي الثاني بشريعة الأول وفي أن نبينا (ص) لم يكن متعبدا قبل النبوة ولا بعدها بشريعة من تقدم لا هو ولا أمته ...

المعتمد ، ابو الحسين بصري ، ص ٣٣٦ .

٤ . حصكفي : عمل طبق برداشت از شريعت ابراهيمي .

المختار عندنا لا، بل كان يعمل بما ظهر له من الكشف الصادق من شريعة إبراهيم وغيره

الدر المختار ، حصكفي ، ج ١، ص ٣٨٧ .

٥ . ابن عابدين : پيروي از نظر جمهور علماء .

أن المختار عندنا عدمه وهو قول الجمهور

حاشية رد المحتار ، ابن عابدين ، ج ١ ، ص ٩٧ .

پاسخ تفصيلي :

در مورد اين سئوال كه از سوي برخي مطرح است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم تا قبل از اين كه به نبوت مبعوث شود و دين مبين اسلام ، به عنوان دين و آيين مورد تبليغ آن حضرت مشخص گردد ، آن حضرت به چه ديني بوده و عبادات خود را به چه نحوي انجام مي داده است مطالبي در ذيل مي آيد كه مي تواند پاسخ اين سئوال را در دو بخش روشن سازد :

الف : آيا اساساً رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم قبل از بر انگيخته شدن به نبوّت عبادت مي نموده است ؟

ب : ودر صورت مثبت بودن پاسخ فوق بر اساسچه دين و آييني عبادت مي نموده است ؟ آيا از دين يهود و يا مسيحيت و يا طبق دين حنيف حضرت ابراهيم عليه السلام عبادت مي نموده است ؟

عبادت رسول خدا قبل از بعثت ؟

عبادت از چهار سالگي همراه با ابو طالب .

روي ابن ادريس المتوفي ٥٩٨ هـ ، عن جامع البزنطي عن زرارة ، قال سمعت أبا جعفر وأبا عبد اللّه من بعده عليهما السلام ، يقولان حج رسول اللّه صلي اللّه عليه وآله عشرين حجة مستسرة ، منها عشرة حجج ، أو قال سبعة ، الوهم من الراوي ، قبل النبوة. وقد كان صلي قبل ذلك ، وهو ابن أربع سنين ، وهو مع أبي طالب في أرض بصري ، وهو موضع كانت قريش تتجر إليه من مكة.

مستطرفات السرائر ، ابن ادريس( ٥٩٨ هـ ) ، ص ٥٧٥ .

ابن ادريس متوفاي ٥٩٨ هـ از جامع بزنطي از زراره روايت مي كند : از حضرت ابا جعفر و حضرت ابا عبد الله عليهما السلام شنيدم كه آن دو بزرگوار فرمودند : رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بيست حج مخفي انجام دادند كه ده و يا هفت تاي آنها ( ترديد از راوي است) حَجّه الاسلام بودند كه تماماً قبل از نبوت انجام شد . و از سنّ چهار سالگي در حالي كه همراه با ابو طالب در سرزمين بُصري بودند به نماز مي ايستادند ( بُصري سرزميني است كه قريش از آنجا به سوي مكه تجارت مي نمودند) .

عبادت رسول خدا از ابتداء تكليف به شكل مخفيانه .

فتّال نيشابوري متوفّاي ٥٠٨ هـ در خصوص نحوه نماز آن حضرت قبل از اسلام و بعثت آورده است :

إعلم : أنّ الطائفة قد اجتمعت علي أنّ رسول اللّه ( صلي اللّه عليه وآله ) كان رسولا نبيا . مستخفيا يصوم ويصلي علي خلاف ما كانت قريش تفعله مذ كلفه اللّه تعالي . فإذا أتت أربعون سنة أمر اللّه عز وجل جبرئيلعليه السلام أن يهبط إليه بإظهار الرسالة.

روضة الواعظين ، فتّال نيشابوري ، ص ٥٢.

بدان ! كه علماء بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه : رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از قبل از رسالتش و از زماني كه به تكليف رسيد بر خلاف آنچه كه از قبيله قريش در اعمال و عبادات ديده مي شد به طور مخفيانه نماز بر پا مي داشت و روزه مي گرفت و آنگاه بود كه آن حضرت به چهل سالگي رسيد و خداوند عزّ و جلّ به جبرئيل عليه السلام امر فرمود تا بر آن حضرت نازل گردد و او را مبعوث به رسالت نمايد .

نزول جبرئيل و آموزش وضوء و نماز در سنّ ٣٧ سالگي .

قطب الدين راوندي متوفاي ٥٧٣ هـ مي نويسد :

ذكر علي بن إبراهيم بن هاشم ، وهو من اجلّ رواة أصحابنا ، ان النبي صلي اللّه عليه وآله وسلم لما اتي له سبع وثلاثون سنه كان يري في نومه كان آتيا اتاه فيقول : يا رسول اللّه - وكان بين الجبال يرعي غنما - فنظر إلي شخص يقول له : يا رسول اللّه ! فقال : من أنت ؟ قال : انا جبرئيل أرسلني اللّه إليك ليتخذك رسولا . وكان رسول اللّه صلي اللّه عليه وآله وسلم يكتم ذلك . فأنزل جبرئيل بماء من السماء ، فقال : يا محمد صلي اللّه عليه وآله وسلم قم فتوضأ ! فعلمه جبرئيل الوضوء علي الوجه واليدين من المرفق ومسح الرأس والرجلين إلي الكعبين ، وعلمه الركوع و السجود ، فدخل علي عليه السلام علي رسول اللّه صلي اللّه عليه وآله وسلم وهو يصلي . - هذا لما تم له صلي اللّه عليه وآله وسلم أربعون سنه - فلما نظر إليه يصلي قال : يا أبا القاسم ما هذا ؟ قال : هذه الصلاة التي امرني اللّه بها ، فدعاه إلي الاسلام ، فاسلم وصلي معه ، وأسلمت خديجة ، فكان لا يصلي الا رسول اللّه وعلي صلوات اللّه عليهما وخديجة خلفه . فلما اتي كذلك أيام دخل أبو طالب إلي منزل رسول اللّه صلي اللّه عليه وآله ومعه جعفر ، فنظر إلي رسول اللّه صلي اللّه عليه وآله وسلم وعلي عليه السلام بجنبه يصليان ، فقال لجعفر : يا جعفر صل جناح ابن عمك ، فوقف جعفر بن أبي طالب من الجانب الاخر ، ثم خرج رسول اللّه صلي اللّه عليه وآله وسلم إلي بعض أسواق العرب فرأي زيدا ، فاشتراه لخديجة ووجده غلاما كيسا ، فلما تزوجها وهبته له ، فلما نبئ رسول اللّه صلي اللّه عليه وآله وسلم أسلم زيد أيضا ، فكان يصلي خلف رسول اللّه صلي اللّه عليه وآله وسلم علي وجعفر و زيد وخديجة.

قصص الأنبياء ، قطب الدين راوندي( ٥٧٣ هـ ) ، ص ٣١٥ ، ح ٤٢٤ . إعلام الوري بأعلام الهدي ، الشيخ الطبرسي( ٥٤٨هـ )، ج ١، ص ١٠٢- كشف الغمة ، الاربلي( ٦٩٣ هـ ) ، ج ١، ص ٨٦ - مناقب آل أبي طالب ، ج ١ ، ص ٤١ - والسيّد الخوئي نقلها عن كشف الغمة.كتاب الطهارة ، ج ٤ ، ص ٩٥- وهكذا السيّد البروجردي نقلها عن كشف الغمة ، جامع أحاديث الشيعة ، ج ٢ ، ص ٢٨٠ و ج ٦ ، ص ٤٠٥ - رقم ٥٤٣٨ . بحار الأنوار، العلامة المجلسي ، ج ١٨ ، ص ١٩٤ و ج ٢٢ ، ص ٢٧٢ - وسائل الشيعة (آل البيت) ، الشيخ الحر العاملي ، ج ١، ص ٣٩٩ - مستدرك الوسائل ، المحدث النوري ، ج ١ ، ص ٢٨٧ - موسوعة التاريخ الإسلامي ، محمد هادي اليوسفي ، ج ١ ، ص ٣٦٩ - مستدرك سفينة البحار ، الشيخ علي النمازي الشاهرودي ، ج ٦ ، ص ٣٢٥ - الأنوار الساطعة ، الشيخ غالب السيلاوي ، ص ١٩١.

علي بن ابراهيم بن هاشم كه از بزرگترين راويان اصحاب ماست گفته است : زماني كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم به سنّ سي و هفت سالگي رسيد در خواب ديد كه شخصي نزد او آمد و در حالي كه آن حضرت به شباني گوسفندان خود مشغول بود خطاب كرد و گفت : اي رسول خدا ! . آن حضرت از او سئوال نمود تو كيستي ؟ او گفت : من جبرئيل هستم كه خداوند مرا به سوي تو فرستاده تا تو را به عنوان رسول خود بر انگيزد . و رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از آن زمان اين موضوع را از ديگران مخفي مي داشت . تا اين كه روزي جبرئيل نازل شد و همراه خود آبي را از آسمان آورده و به آن حضرت خطاب كرد : اي محمّدبر خيز و وضو ساز ! و جبرئيل وضو ساختن را از شستن صورت و دست ها از آرنج تا انگشتان و مسح سر و پاها تا بر آمدگي آن و بعد از آن ركوع و سجود ( نماز ) را به حضرت آموخت ؛ تا اين كه حضرت علي عليه السلام وارد شد و رسول خدا را در حال نماز مشاهده كرد و اين زماني بود كه آن حضرت به سنّ چهل سالگي رسبده بود حضرت علي عليه السلام از آن حضرت سئوال نمود : اين چه عملي است كه انجام مي دهيد ؟ حضرت فرمود : اين نمازي است كه خداوند به من آموخته است و در همين حال حضرت علي عليه السلام را به اسلام دعوت نمود و او هم پذيرفت و با آن حضرت به نماز ايستاد و بعد از او نيز خديجه ايمان آورد و پشت سر آن حضرت كسي جز حضرت علي عليه السلام و حضرت خديجه سلام الله عليها به نماز نمي ايستاد .

چند روزي از اين ماجرا گذشت كه ابو طالب به همراه جعفر وارد منزل رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم شدند و ديدند كه آن حضرت به نماز ايستاده و حضرت علي عليه السلام هم در كنار او به نماز مشغول است ابو طالب رو به جعفر كرد و گفت : در كنار پسر عمويت به نماز بايست ! و جعفر نيز در كنار آنها به نماز ايستاد . [(واقعه اي كه در ادامه مي آيد مربوط به قبل از زمان ازدواج با حضرت خديجه مي گردد)] رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم به يكي از بازارهاي عرب وارد شد و «زيد» را ديد و او را براي خديجه خريداري نمود و متوجه زيركي و كياست او گرديد و زماني كه با خديجه ازدواج نمود خديجه اين غلام ( زيد ) را به رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم باز بخشيد و اين جا بود كه پشت سر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم حضرت علي عليه السلام و جعفر و زيد و خديجه به نماز مي ايستادند .

آيا رسول خدا قبل از اسلام اديان ديگر را نيز عبادت كرده است؟

حال سئوال ديگري كه مطرح است اين كه : آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم قبل از بعثت به اديان ديگر مثل يهود و نصارا هم متعبد بوده و اعمالي را بر اساس آن اديان انجام داده است يا خير ؟

نظر سيّد مرتضي : توقّّف .

جناب علم الهدي سيّد مرتضي در اين رابطه آورده است :

فصل في هل كان النبي صلي الله عليه وآله و سلم متعبدا بشرائع من تقدمه من الأنبياء عليهم السلام في هذا الباب؟

مسألتان : إحديهما قبل النبوة ، والأخري بعدها .

و في المسألة الأولي ثلاثة مذاهب : أحدها أنه ما كان عليه السلام متعبدا قطعا ، والآخر أنه كان متعبدا قطعا ، والثالث التوقف عن القطع علي أحد الامرين ، وهذا هو الصحيح . والذي يدل عليه أن العبادة بالشرائع تابعة لما يعلمه الله تعالي من المصلحة بها في التكليف العقلي ، ولا يمتنع أن يعلم الله تعالي أنه لا مصلحة للنبي صلي الله عليه وآله - قبل نبوته في العبادة بشئ من الشرائع ، كما أنه غير ممتنع أن يعلم أن له عليه السلام - في ذلك مصلحة ، وإذا كان كل واحد من الامرين جائزا ، ولا دلالة توجب القطع علي أحدهما ، وجب التوقف .

وليس لمن قطع علي أنه عليه السلام ما كان متعبدا أن يتعلق بأنه لو كان تعبده عليه السلام بشئ من الشرائع ، لكان فيه متبعا لصاحب تلك الشريعة ، ومقتديا به ، وذلك لا يجوز ، لأنه أفضل الخلق ، واتباع الأفضل للمفضول قبيح .

الذريعة (أصول فقه) ، ج ٢ ، ص ٥٩٥ .

در اين مطلب كه آيا رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم شريعت انبياء قبل از خود را هم عبادت كرده است يا نه ؟ در دو مساله بايد بحث شود :

اوّل : قبل از نبوت

دوّم : بعد از نبوت

در قسمت اوّل سه نظر وجود دارد :

١ . قبل از نبوت قطعاً متعبد به شريعت انبياء نبوده است .

٢ . قبل از نبوت قطعاً متعبد به شريعت انبياء بوده است .

٣ . در اين زمينه توقف نموده و هيچيك از دو نظر فوق را انتخاب ننموده است .

نظر ما ( جناب سيّد مرتضي رحمه الله عليه) همين است ( توقف و عدم گرايش به يكي از دو نظر ) . دليل ما اين است كه : تعبّد به شرايع ، تابعمصالحي است كه خداوند متعال در تكليف عقلي به آن آگاهي داشته و هيچ امتناعي ندارد كه خداوند بداند كه هيج گونه مصلحتي در عبادتپيامبرش به شريعت سابق وحود ندارد همان گونه كه امتناعي ندارد خداوند در اين عبادت مصلحتي ببيند ( و او را به عبادت شريعت سابق مامور نمايد ) و حال كه هر يك از دو وجه مي تواند جايز باشد و نمي توان به يكي از دو نظر قطع و يقين پيدا نمود لازم است كه توقف نموده و بدون گرايش به يكي از دو قول باقي بمانيم .

و براي كسي كه قائل به اين نظر است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم متعبّد به شريعتي نبوده است اين محذور وجود ندارد كه اگر از شريعتي تبعيت نمايد در حقيقت از صاحب آن شريعت ( پيامبر قبلي ) هم تبعيت نموده است و اين ( عقلاً ) جايز نمي باشد ، چون رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم اشرف و برترين خلق خداوند است و تبعيت او از پيامبري ديگر تبعيت افضل از مفضول است . ( يعني تبعيت كسي كه خود برتر است از كسي كه نسبت به او برتري ندارد )

شيخ طوسي : عبادت طبق وظيفه شخصي خود .

جناب شيخ طوسي متوفّاي ٦٤٠ هـ در اين رابطه آورده است :

فصل في أنه عليه السلام هل كان متعبدا بشريعة من كان قبله من الأنبياء أم لا ؟

عندنا أنّ النبي صلي الله عليه وسلم لم يكن متعبداً بشريعة من تقدمه من الأنبياء ، لا قبل النبوة و لا بعدها ، وان جميع ما تعبد به كان شرعا له . ويقول أصحابنا : انه عليه السلام قبل البعثة كان يوحي إليه بأشياء تخصه ، وكان يعمل بالوحي لا اتباعا لشريعة قبله .

وأمّا الفقهاء فقد اختلفوا في ذلك والمتكلمون : فالذي ذهب إليه أكثر المتكلمين من أهل العدل :

أبو علي و أبو هاشم انه لم يكن متعبدا بشريعة من تقدمه ، وان جميع ما تعبد به كان شرعا له دون من تقدمه .

و في العلماء من قال : انه كان متعبدا بشريعة من تقدمه ، واختلفوا : فمنهم من قال : تعبد بشريعة إبراهيم عليه السلام . ومنهم من قال : تعبد بشريعة موسي عليه السلام .

واختلف المتكلمون في أنه عليه السلام قبل البعثة هل كان متعبدا بشئ من الشرايع أم لا؟ فمنهم : من (قطع علي أنه كان متعبدا بشريعة بعض من تقدمه من الأنبياء . ومنهم : منقطع علي خلافه . ومنهم : من توقف في ذلك وجوز كلا الامرين .

والذي يدل علي ما ذهبنا إليه : اجماع الفرقة المحقة ، لأنه لا اختلاف بينهم في ذلك ، واجماعها حجة علي ما سندلعليه إن شاء الله .

ويدل علي ذلك أيضا : ما ثبت بالاجماع من أنه عليه السلام أفضل من سائر الأنبياء ، ولا يجوز أن يؤمر الفاضل باتباع المفضول علي ما دللنا عليه في غير موضع .

عدة الأصول ، شيخ طوسي ، (ط.ج)، ج ٢، ص٥٩٠.

اين فصل در اين موضوع است كه آيا رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم شريعت انبياء قبل از خود را هم عبادت كرده است يا نه ؟

ما بر اين اعتقاد هستيم كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم به هيچ شريعتي از انبياء قبل از خود متعبّد نبوده ، نه قبل از نبوتش و نه بعد از نبوتش بلكه هر عبادتي كه آن حضرت انجام مي داده براي خود آن حضرت به عنوان يك شريعت محسوب مي گرديده است .

در اين زمينه ( بعضي از ) علماي ما بر اين اعتقاد هستند كه آن حضرت قبل از بعثت به عباداتي مورد وحي قرار مي گرفتند كه مخصوص خود آن حضرت بود و او نيز به وحي عمل مي نمودند امّا نه از باب تبعيت از شريعت قبل از خود .

و بين فقهاء و متكلمين در اين زمينه اختلاف نظر وجود دارد :

اكثر متكلمين از اهل عدل ( معتزله ) همان طور كه در آينده مورد ملاحظه قرار خواهد گرفت بر چند اعتقادند :

ابو علي و ابو هاشم ( از معتزله ) معتقدند : رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم نه قبل از بعثت و نه بعد از آن به هيچ شريعتي از انبياء قبل خود متعبّد نبوده و آنچه خود عمل مي نموده به عنوان شريعت مخصوص خود حضرت تلقي مي گرديده است .

و در بين علماء بعضي بر اين اعتقادند كه آن حضرت به شريعت بعضي از پيامبران قبل از خود متعبّد بوده است . امّا به كدام شريعت ؟ در اين خصوص اختلاف نظر وجود دارد . بعضي قائلند آن حضرتبه شريعت حضرت ابراهيم و بعضي قائلند به شريعت حضرت موسي عليهما السلام متعبّد بوده است .

و نيز بين متكلمين هم دراين مورد اختلاف وجود دارد بعضي به طور قطع قائلند :

كه آن حضرت به شريعت انبياء قبل خود متعبّد بوده و بعضي به طور قطع با اين نظر مخالفند و بعضي هم توقف نموده و هر يك از دو وجه را جايز دانسته اند .

دليل ما بر مدّعايمان : اجماع علماي فرقه محقّه بر اين مطلب و عدم وجود اختلاف در آن است

و دليل ديگر ما اين است كه : به اجماع ثابت گرديده كه آن حضرت از تمام انبياء قبل از خود افضل و برتر است بنا بر اين جايز نمي باشد كه خداوند متعال افضل را به تبعيت از مفضول امر نمايد . و اين نكته اي است كه ما در چندين مورد به آن تاكيد نموده ايم .

علامه حلّي : اگر از دين ديگري پيروي كرده بود مي بايست مورد شهرت و افتخار براي اديان ديگر قرار مي گرفت .

جناب علامة حلي در رابطه با موضوع بحث آورده است :

الحق ! ! أنه عليه السلام، لم يكن متعبدا بشرع من قبله ، قبل النبوة ولا بعدها . وإلا ! ! لاشتهر ، ولافتخر به أهل تلك الملة ، ولوجب مراجعة من تقدم ، لو كان متعبدا بعد النبوة ، ولعلم معاذاً عند سؤاله.

الوصول، ص ١٧٠.

حقّ اين است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم متعبّد به هيچ شريعتي قبل از خود نبوده است نه قبل از بعثت و نه بعد از بعثت . و اگر غير از اين مي بود حتماً شهرت پيدا نموده و اهل آن شريعت به آن افتخار و مباحات مي نمودند و همچنين لازم مي شد هراز چند گاهي به آن شريعت مراحعه مي نمود و سئوالات خود را از آن پاسخ مي گرفت .

همراهي شيخ الشريعه اصفهاني با علامه مجلسي در عبادت كردن قبل از بعثت طبق شريعتي كه پس از بعثت خواهد آمد .

جناب محقق فقيه شيخ شريعتي أصفهاني مي نويسد :

أقول : أحسن من تناول الموضوع هو العلامة المجلسي قدس سره في كتابه الجليل ( بحار الأنوار ) ١٨ / ٢٧٧ من الطبعة الجديدة ، ونحن ننقل هنا بحثه لاستيعابه ، فنقول : قال بعد نقل أدلة القوم : أقول إنما أوردنا دلائل القول في نفي تعبده ( ص ) بعد البعثة بشريعة من قبله لاشتراكها مع ما نحن فيه في أكثر الدلائل ، فإذا عرفت ذلك فاعلم أن الذي ظهر لي من الأخبار المعتبرة والآثار المستفيضة هو أنه ( ص ) كان قبل بعثته مذ أكمل الله عقله في بدو سنّه نبيّاً مؤيّداً بروح القدس يكلمه الملك ويسمع الصوت ويري في المنام ، ثم بعد أربعين سنة صار رسولاً وكلّمه الملك معاينة ونزل عليه القرآن وأمر بالتبليغ ، وكان يعبد الله قبل ذلك بصنوف العبادات إما موافقاً لما أمر به الناس بعد التبليغ وهو أظهرأو علي وجه آخر إما مطابقا لشريعة إبراهيم أو غيره ممن تقدمه من الأنبياء عليهم السلام لا علي وجه كونه تابعا لهم وعاملا بشريعتهم بل بأن ما أوحي إليه كان مطابقا لبعض شرائعهم أو علي وجه آخر نسخ بما نزل إليه بعد الإرسال .

كنت نبيا وآدم بين الماء والطين أو بين الروح والجسد .

ولنذكر بعض الوجوه لزيادة الاطمئنان علي وجه الاجمال :

الأول: إن ما ذكرنا من كلام أمير المؤمنين عليه السلام من خطبته القاصعة المشهورة بين العامة والخاصة يدل علي أنه صلي الله عليه وآله من لدن كان فطيماً كان مؤيّداً بأعظم ملك يعلمه مكارم الأخلاق ومحاسن الآداب ، وليس هذا إلا معني النبوة كما عرفت في الأخبار الواردة في معني النبوة ، وهذا الخبر مؤيد بأخبار كثيرة سبقت في الأبواب السابقة في باب منشأه ( ص ) وباب تزويج خديجة وغيرها من الأبواب .

الثاني: الأخبار المستفيضة الدالة علي أنهم عليهم السلام مؤيدون بروح القدس من بدء حالهم بنحو ما مر من التقرير .

الثالث: صحيحة الأحول وغيرها حيث قال نحو ما كان رأي رسول الله ( ص ) من أسباب النبوة قبل الوحي حتي أتاه جبرئيل من عند الله بالرسالة ، فدلت علي أنه ( ص ) كان نبيا قبل الرسالة ، و يؤيده الخبر المشهور عنه ( ص ) كنت نبيا وآدم بين الماء والطين أو بين الروح والجسد .

ويؤيده أيضا الأخبار الكثيرة الدالة علي أن الله تعالي اتخذ إبراهيم عليه السلام عبدا قبل أن يتخذه نبيا وأن الله اتخذه نبيا قبل أن يتخذه رسولا وأن الله اتخذه رسولا قبل أن يتخذه خليلا وأن الله اتخذه خليلا قبل أن يجعله إماما .

الرابع:ما رواه الكليني في الصحيح عن يزيد الكناسي قال : سألت أبا جعفر عليه السلام : أكان عيسي بن مريم حين تكلم في المهد حجة لله علي أهل زمانه ؟ فقال : كان يومئذ نبيا حجة لله غير مرسل ، أما تسمع لقوله حين قال (إني عبد الله آتاني الكتاب وجعلني نبيا وجعلني مباركا أينما كنت وأوصاني بالصلاة والزكاة ما دمت حيا). سورة مريم : ٣١ .

قلت : فكان يومئذ حجة لله علي زكريا في تلك الحال وهو في المهد ؟

فقال : كان عيسي في تلك الحال آية للناس ورحمة من الله لمريم حين تكلم فعبر عنه ، وكان حجة نبيا علي أي تكلم عن مريم حين سكتت وأشارت إلي ابنها .

من سمع كلامه في تلك الحال ، ثم صمت ولم يتكلم حتي مضت له سنتان وكان زكريا الحجة لله علي الناس بعد صمت عيسي عليه السلام بسنتين ، ثم مات زكريا فورثه ابنه يحيي الكتاب والحكمة وهو صبي صغير ، أما تسمع لقوله عز وجل (يا يحيي خذ الكتاب بقوة وآتيناه الحكم صبيا). سورة مريم : ١٢ .

فبلغ عيسي سبع سنين تكلم بالنبوة والرسالة حين أوحي الله تعالي إليه ، فكان عيسي الحجة علي يحيي وعلي الناس أجمعين - الخبر.أصول الكافي ١ / ٣٨٢ .

وقد ورد في أخبار كثيرة أن الله لم يعط نبيا فضيلة ولا كرامة ولا معجزة إلا وقد أعطاه النبي صلي الله عليه وآله ، فكيف جاز أن يكون عيسي عليه السلام في المهد نبيا ولم يكن نبيا إلي أربعين سنة نبيا.

ويؤيده ما مر في أخبار ولادته وما ظهر منه في تلك الحال من إظهار النبوة وما مر وسيأتي من أحوالهم وكمالهم في عالم الأظلة وعند الميثاق وأنهم يعبدون الله تعالي ويسبحونه في حجب النور قبل خلق آدم عليه السلام ، وأن الملائكة منهم تعلموا التسبيح والتقديس والتهليل إلي غير ذلك من الأخبار الواردة في بدء أنوارهم .

ويؤيده ما ورد في أخبار ولادة أمير المؤمنين عليه السلام أنه قرأ الكتب السماوية علي النبي ( ص ) بعد ولادته وما سيأتي من أن القائم عليه السلام في حجر أبيه أجاب عن المسائل الغامضة وأخبر عن الأمور الغائبة وكذا سائر الأئمة عليهم السلام كما سيأتي في أخبار ولادتهم ومعجزاتهم ، فكيف يجوز عاقل أن يكون النبي صلي الله عليه وآله في ذلك أدون منهم جميعا .

الخامس: أنه صلي الله عليه وآله بعد ما بلغ حد التكليف لا بد من أن يكون إما نبيا عاملا بشريعته أو تابعا لغيره ، لما سيأتي من الأخبار المتواترة أن الله لا يخلي الزمان من حجة ولا يرفع التكليف عن أحد ، وقد كان في زمانه أوصياء عيسي وأوصياء إبراهيم عليهما السلام ، فلو لم يكن أوحي إليه بشريعة ولم يعلم أنه نبي كيف جاز له أن لا يتابع أوصياء عيسي ولم يعمل بشريعتهم إن كان عيسي مبعوثا إلي الكافة وإن لم يكن مبعوثا إلي الكافة وكانت شريعة إبراهيم باقيا في بني إسماعيل كما هو الظاهر فكان عليه أن يتبع أوصياء إبراهيم ويكونوا حجة عليه عليه السلام ، وهو باطل بوجهين :

أحدهما: أنه يلزم أن يكونوا أفضل منه كما مر تقريره .

وثانيهما: ما مر من كونه محجوجا بأبي طالب و بآبي[من ألقاب علماء النصاري و هو آخرهم(راجع : هامش بحارالانوار،ج١٨،ص١٤٠)]بل كانا مستودعين.

السادس:إنه لا شك في أنه صلي الله عليه وآله يعبد الله قبل بعثته بما لا يعلم إلا بالشارع كالطواف والحج وغيرهما ، كما سيأتي أنه ( ص ) حج عشرين حجة مستسرا ، وقد ورد في أخبار كثيرة أنه ( ص ) كان يطوف وأنه كان يراعي الآداب المنقولة من التسبيح والتحميد عند الأكل وغيره ، وكيف يجوز ذو مسكة من العقل علي الله تعالي أن يهمل أفضل أنبيائه أربعين سنة بغير عبادة والمكابرة في ذلك سفسطة فلا يخلو إما أن يكون عاملا بشريعة مختصة به أوحي الله إليه وهو المطلوب أو عاملا بشريعة غيره وهو لا يخلو من وجوه ...

البيان في عقائد أهل الإيمان ، ص ٥٩ .

بهترين سخن در اين موضوع را علامه مجلسي رحمة الله عليه در كتاب ارزشمند بحار الانوار جلد ١٨ ، صفحه ٢٧٧ از چاپ جديد آورده است كه ما در اين جا اين بحث را به صورت كامل ذكر مي كنيم :

علامه مجلسي بعد از نقل ادله علماي شيعه مي گويد :

ما ادلّه قول نفي تعبد آن حضرت به شريعت ديگري از ماقبل خود بعد از بعثت را ذكر نموديم

و در اكثر موارد با نظر ما اشتراك دارد .

بعد از معلوم شدن اين مطلب بدان كه : آنچه از روايات معتبر و مستفيض به دست مي آيد اين است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم قبل از آن كه به نبوّت مبعوث گردد از همان آغازين روزهاي بلوغ عقلي ، مورد تاييد روح القدس بود و ملكي با او سخن مي گفت و آن حضرت صداي آن ملك را مي شنيد و او را در خواب مي ديد و بعد از آن كه به سنّ چهل سالگي رسيد به رسالت مبعوث گرديد و.در آن هنگام ديگر ملك به طور عيني با حضر ت سخن مي گفت و قرآن بر آن حضرت نازل مي گرديد و موظّف به تبليغ آن گرديد امّا آن حضرت سال هاقبل از اين خداوند را عبادت نموده بود كه بعضي از آن عبادات را بعداً از سوي خداوند به مردم نيز امر فرمود و بعضي از آن ها هم به شكل ديگري بود كه مطابق با شريعت حضرت ابراهيم عليه السلام و يا ديگر پيامبران قبلي بود البته نه به شكلي كه تابع و عمل كننده به آن شريعت محسوب گردد بلكه به شكلي بعد از نبوت ، آن احكام مورد نسخ قرار گرفته است .

حال براي اطمينان بيشتر و تكميل مطلب ، بعضي از وجوه ديگر را ذكر مي كنيم :

اوّل : آنچه كه ما از خطبه قاصعه اميرالمومنين عليه السلام كه ميان شيعه وسنّي مشهور است نقل كرديم بر اين مطلب دلالت دارد كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم از همان زمان كه از شير مادر باز گرفته شد به واسطه بزرگترين فرشته الهي مورد تاييد و تعليم مكارم و محاسن و سجاياي اخلاقي بود . و اين چيزي نيست مگر همان نبوتي كه قبلاً در اخبار و روايات وارده در باب معناي نبوت گذشت و اين معنا با روايات متعدي مورد تاييد قرار مي گيرد كه در ابواب قبل در باب تولّد و كودكي و رشد و ازدواج با حضرت خديجه و غير آن گذشت .

دوّم : روايات مستفيضه اي كه بر اين مطلب دلالت دارد كه انبياء عليهم السلام به همان نحو كه قبلاً گفتيم از ابتداي تولّدشان مورد تاييدات روح القدس هستند .

سوّم : روايت صحيحه احول و غير آن ، كه مي گويد : آن حضرت حتي قبل از آن كه به رسالت مبعوث شود پيامبر بود و جبرئيل از سوي خدا بر او نازل مي شد . اين روايات همه بر اين مطلب دلالت دارد كه آن حضرت نبي بود قبل از آن كه به رسالت مبعوث گردد و اين مطلب را خبر مشهور از قول رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم تاييد مي كند كه فرمود :

« من نبي بودم و حال آن كه آدم بين آب و گل و يا روح وجسد بود .»

و نيز روايات متعددي كه بر اين مطلب دلالت مي كند كه خداوند متعال حضرت ابراهيم عليه السلام را به عنوان عبد و بنده خود برانگيخت قبل از آن كه به نبوت بر انگيزد و او را به عنوان نبي بر انگيخت قبل از آن كه او را به مقام رسالت برانگيزد و او را به مقام رسالت برانگيخت قبل از آن كه بهمقام دوستي برانگيزد و او را به مقام دوستي بر انگيخت قبل از آن كه به مقام امامت بر انگيزد .

چهارم : آنچه مرحوم شيخ كليني رحمة الله عليه از يزيد كنّاسي روايت نموده كه مي گويد : از حضرت ابا جعفر امام باقر عليه السلام سئوال نمودم : آيا زماني كه عيسي بن مريم عليهما السلام در گهواره لب به سخن گشود حجت خدا بر مردم زمان خود بود ؟ حضرت فرمود : در همان وقت هم نبي خدا و حجت از سوي خدا براي مردم زمان خود بود لكن به رسالت مبعوث نشده بود . آيا نشنيده اي اين سخن خداوند را كه مي فرمايد : « بدرستي كه من عبد خدايم كه او به من كتاب عطا فرموده و مرا نبيقرار داده و هر جا باشم مايه بركت آن مكان هستم و مرا تا زنده هستم به نماز و زكات توصيه نموده است . »( مريم/ ٣١)

عرضه داشتم : پس در حالي كه در گهواره بود حجت خداوند برحضرت زكريا نيز بود ؟

حضرت فرمود : عيسي در آن حال آيه و نشانه اي از سوي خدا بر مردم و رحمتي از سوي خدا بر مريم بود در حالي كه مردم از او سئوال مي كردند و انتظار جواب و پاسخ از او داشتند و او ناچار به سكوت و اشاره به عيسي جهت پاسخ بود . و هركس پاسخ او را مي شنيد ساكت مي شد .

تا اين كه حضرت عيسي دو ساله شد و در طول اين دو سال حضرت عيسي سكوت كرد و با كسي سخن نگفت و در اين مدت حضرت زكريا حجت خدا بر مردم بود تا اين كه حضرت زكريا هم از دنيا رفت و فرزندش يحيي در كودكي كتاب و حكمت را به ارث برد . آيا نشنيده اي كه خداوند مي فرمايد : « اي يحيي كتاب را با قوت بگير ! و ما به او حكمت را در كودكي عطا نموديم »

تا اين كه عيسي به هفت سالگي رسيد و در حالي كه خداوند به او وحي مي نمود او با نبوت و رسالت با مردم لب به سخن مي گشود و در آن زمان حضرت عيسي حجت خدا بر حضرت يحيي و بر تمام مردم بود .( تا آخر روايت اصول كافي ، ج ١ ، ص ٣٨٢ )

و در روايات متعددي آمده است كه خداوند متعال به هيچ پيامبري ، فضيلت و كرامت و معجزه اي عطا نكرد مگر اين كه همان ها را به رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلّم عطا فرمود حال با اين توصيف چگونه ممكن است كه خداوند حضرت عيسي را در گهواره به نبوت برانگيزد ولي رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلّم تا چهل سالگي به نبوت نرسيده باشد ؟

همين مطلب را روايات و اخبار رسيده در باب ولادت آن حضرت و آنچه كه در آن حال از حضرت مشاهده گرديده شد تاييد مي كند و نيز رواياتي كه قبلاً گذشت در باره احوالات انبياء در عالم اظله و هنگام ميثاق كه آنها در همان جا هم قبل از زمان خلقت آدم عليه السلام در حجاب هايي از نوربه عبادت و تسبيح خداوند متعال مشغول بودند و ملائكه نيز تسبيح و تقديس و تهليل خداوند را از آنها مي آموختند و همين طور روايات ديگري كه در باب آغاز نور انبياء وارد گرديده است .

و نيزروايات وارده در باب تولد اميرالمومنين عليه السلام اين سخن را تاييد مي كند كه آن حضرت به محض ولادت براي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم شروع به تلاوت قرآن و ديگر كتب آسماني نمود و نيز ديگر رواياتي كه در باره حضرت قائم ( عجل الله تعالي فرجه الشريف ) وارد شده است كه آن حضرت در حالي كه در آغوش پدر بود از سخت ترين سئوالات علمي و امور غائبه خبر مي داد و نيز ساير ائمه عليهم السلام كه اخبار و روايات و معجزاتشان در محل خود خواهد آمد . حال با اين توصيف چگونه ممكن است تصوّر گردد رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم از آنچه گفته شد مقام و جايگاهش كمتر باشد .

پنجم : رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم بعد از آن كه به حدّ تكليف رسيد يا بايد نبي مي بود و به شريعت خود عمل مي كرد و يا اين كه تابع و پيرو پيامبري ديگر غير از خود مي بود . چون رواياتي در آينده مي آيد كه خداوند به هيچ وجه زمينش را از حجت خالي نمي گذارد و تكليف را از هيچ مكلفي بر نمي دارد و درحالي كه در زمان آن حضرت از اوصياء و نمايند گان حضرت عيسسي و حضرت ابراهيم وجود داشتند حال اگر بنا باشد خداوند به رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلّم به شريعت خاصّي وحي نازل نكند و او به عنوان نبي او نباشد چگونه جايز است كه آن حضرت از هيچك از نمايندگان و اوصياء حضرت ابراهيم عليه السلام كه در زمانش حاضر بودند تبعيت نكند و به شريعت آنها نيز عمل ننمايد و حال آن كه حضرت عيسي عليه السلام بر تمام مردم مبعوث گرديده است و اگر حضرت عيسي بر همه مردم مبعوث نمي شد و همان طور كه به نظر صحيح مي رسد شريعت حضرت ابراهيم عليه السلام تا زمان رسول خدا در بين فرزندانش باقي مانده باشد بايد رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم از شريعت ابراهيم و يا نمايندگان او تبعيّت كند و آنها هستند كه حجّت خدا بر آن حضرت هستند و اين مطلب به دو دليل باطل است :

يك : چون همانطور كه قبلاً گفته شد لازم مي آيد آنها از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم افضل و برتر باشند .

دو : همان طور كه فبلاً گذشت حجّت خدا بر ابوطالب و آبي [ لقب يكي از علماي نصاري كه دوازدهمين و آخرين آنها بود( مراجعه شود : حاشيه بحار الانوار ج ١٨ ص ١٤٠ )]

ششم : در اين مطلب شكي نيست كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم قبل از بعثتش نيز خداوند را به شكلي كه كسي جز خداوند نمي دانسته مانند طواف و حج عبادت مي نموده و همان گونه كه در آينده مي آيد آن حضرت بيست حجّ در خفا و پنهان انجام داده است و در روايات متعددي آمده است كه آن حضرت طواف مي نمود و بسياري از آداب منقول همچون تسبيح و تحميد به هنگام خوردن و آشاميدن را رعايت مي نمود حال چگونه ممكن است خداوند صاحب همه عقل ها ، افضل انبيائش را براي چهل سال بدون عبادت رها كند .

هر گونه مقاومت در برابر اين مطالب سفسطه اي بيش نيست .

پس نتيجه اين شد : كه يا بايد آن حضرت عامل به شريعتي مختص به خود باشد كه از سوي خداوند به او وحي نازل مي گرديده كه مطلوب و مورد نظر ما هم همين است . و يا اين كه قائل شويم آن حضرت تابع و پيرو شريعت غير خود بوده است ...

علامه سيّد جعفر مرتضي : پيامبر واجد تمام فضايل انبياء و عبادت از كودكي .

علّامة محقق جناب سيد جعفر مرتضي در رابطه با موضوع بحث ، كلام جامعي دارد كه ما ملخّصآن را در ذيل مي آوريم :

البحث الثاني : بماذا كان يدين النبي صلي الله عليه وآله وسلم قبل البعثة؟

إن ايمان النبي ( صلي الله عليه وآله وسلم ) وتوحيده قبل بعثته يعتبر من المسلمات ، ولكن يبقي : أنهم قد اختلفوا في أنه ( صلي الله عليه وآله وسلم ) هل كان متعبدا بشرع أحد من الأنبياء قبله أو لا . فهل هو متعبد بشرع نوح ، أو إبراهيم ، أو عيسي ، أو بما ثبت أنه شرع ، أو لم يكن متعبدا بشرع أحد ، ذهب إلي كل فريق . ( راجع : تاريخ الخميس ج ١ ص ٢٥٤ )

وتوقف عبد الجبار ، والغزالي ، والسيد المرتضي . وذهب المجلسي إلي أنه ( صلي الله عليه وآله وسلم ) حسبما صرحت به الروايات : كان قبل البعثة ، مذ أكمل الله عقله في بدو سنه نبيا ، مؤيدا بروح القدس.

وكان عيسي أيضا مؤيدا بروح القدس ، قال تعالي : (وأيدناه بروح القدس ) ولو لم يكن نبينا صلي الله عليه وآله وسلم مؤيدا بروح القدس ، لكان يحيي وعيسي أفضل منه صلي الله عليه وآله وسلم .

يكلمه الملك ، وليسمع الصوت ، ويري في المنام ، ثم بعد أربعين سنة صار رسولا ، وكلمه الملك معاينة ، ونزل عليه القرآن ، وأمر بالتبليغ . وقال المجلسي : إن ذلك ظهر له من الآثار المعتبرة ، والأخبار المستفيضة . ( البحار ج ١٨ ص ٢٧٧ )

ما استدلّوا علي نبوته منذ صغره

وقد استدلوا علي نبوته ( صلي الله عليه وآله وسلم ) منذ صغره بأن الله تعالي قد قال حكاية عن عيسي : (إني عبد الله آتاني الكتاب ، وجعلني نبيا ، وجعلني مباركا أينما كنت ، وأوصاني بالصلاة والزكاة ما دمت حيا). مريم : ٣٠ . ويقول تعالي عن يحيي ( عليه السلام ) : (وآتيناه الحكم صبيا) مريم : ١٢ . فإذا أضفنا إلي ذلك : أنه قد ورد في أخبار كثيرة ، بعضها صحيح ، كما في رواية يزيد الكناسي في الكافي : إن الله لم يعط نبيا فضيلة ، ولا كرامة ، ولا معجزة ، إلا أعطاها نبينا الأكرم ( صلي الله عليه وآله وسلم ) . فان النتيجة تكون : هي أن الله تعالي قد اعطي نبينا محمدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) الحكم والنبوة منذ صغره ثم أرسله للناس كافة ، حينما بلغ الأربعين من عمره . . . وقد أيد المجلسي هذا الدليل بوجوه كثيرة.

راجع : البحار : ج ١٨ ص ٢٧٧ - ٢٨١ .

نعم، ثمة روايات كثيرة تلمح وتصرح بنبوته قبل بعثته ، أشار إليها المجلسي كما قلنا ، وأشار العلامة الأميني أيضا إلي حديث : إنه ( صلي الله عليه وآله وسلم ) كنت نبيا وآدم بين الروح والجسد ، ورواه عن العديد من المصادر من غير الشيعة. (راجع : الغدير : ج ٩ ص ٢٨٧ ).

ولكن لا يمكن الحكم بمضمون هذه الروايات إلا بعد التأكد من أسانيدها ودلالتها ، وثبوت ذلك بشكل قطعي ، حيث إنه يراد إثبات أمر إعتقادي بها ، والمطلوب في الاعتقادات هو القطع ، ولا يكفي ما دونه .

وبعد كل ما تقدم ، فان ما نستطيع نحن الجزم به ، هو انه ( صلي الله عليه وآله وسلم ) كان مؤمنا موحدا ، يعبد الله ، ويلتزم بما ثبت له أنه شرع الله تعالي مما هو من دين الحنيفية شريعة إبراهيم ( عليه السلام ) ، وبما يؤدي إليه عقله الفطري السليم ، وأنه كان مؤيدا ومسددا ، وأنه كان أفضل الخلق وأكملهم خلقا ، وخلقا وعقلا . وكان الملك يعلمه ، ويدله علي محاسن الأخلاق . كما أننا نجدهم ينقلون عنه ( صلي الله عليه وآله وسلم ) : انه كان يلتزم بأمور لا تعرف إلا من قبل الشرع وكان لا يأكل الميتة ، ويلتزم بالتسمية والتحميد ، إلي غير ذلك مما يجده المتتبع لسيرته صلوات الله عليه .

هذا كله ، لو لم نقتنع بالأدلة الدالة علي نبوته ( ص ) من صغره ( صلي الله عليه وآله وسلم ) .

الصحيح من سيرة النبي الأعظم (ص) ، ج ٢ ، ص ١٩٥ و التبيان ، ج ٣ ، ص ٥٣٢ ، تفسير مجمع البيان ، ج ٣ ، ص ٣٤١ ، فقه القرآن ، قطب راوندي ، ج ٢ ، ص ٢٠.

مبحث دوّم : دين رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم قبل از بعثت چه بوده است ؟

اين كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم قبل از بعثت مومن و موحّد بوده از اصول مسلّم به شمار مي رود . لكن در اين مطلب اختلاف كرده اند كه آيا آن حضرت به شريعتي از انبياء قبل از خود متعبّد بوده است يا خير ؟ و آيا آن حضرت متعبّد به شريعت حضرت نوح عليه السلام ويا حضرت ابراهيم عليه السلام و يا حضرت عيسي عليه السلام بوده ؟ و يا اساساَ به شريعتي كه به عنوان يك دين آسماني نازل گرديده باشد متعبّد بوده ؟ و يا اين كه ( قبل از بعثت ) اصلاً به هيچ شريعتي پاي بند نبوده است ؟

در اين رابطه هركس نظري داده ( مراجعه شود به كتاب تاريخ الخميس ، ج ١ ، ص ٢٥٤)

اشخاصي چون عبدالجبّار و غزالي و سيّد مرتضي ( علم الهدي ) توقف نموده و نظري را انتخاب ننموده اند .

علّامه مجلسي رحمة الله عليه بر اين عقيده است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم بر اساس آنچه كه در روايات آمده ، قبل از بعثت و از همان زمان آغاز زندگيش خداوند عقلش را تكميل نمود و او را به عنوان نبي بر انگيخت و به واسطه ملك روح القدس مورد تاييد قرار داد .

و در حالي كه حضرت عيسي عليه السلام به دليل قرآني « و أيدناه بروح القدس » از جانب روح القدس مورد تاييد بوده است اگر پيامبر ما به واسطه روح القدس مورد تاييد نمي بود لازم مي آمد كهحضرت عيسي وحضرت يحيي از او افضل و برتر باشند .

و حال آن كه ملكي با رسولخدا صلي الله عليه وآله وسلم سخن مي گفت و حضرت صداي او را مي شنيد و در خواب او را مي ديد و بعد از آن كه به سنّ چهل سالگي رسيد به مقام رسالت مبعوث گرديد و به صورت عيني ملك را مشاهده مي نمود و قرآن بر او نازل مي گرديد و موظّف به تبليغ گرديد .

علّامه مجلسي مي گويد : اين حقايق از روي آثار و نشانه هاي معتبر و اخبار و روايات متعددي كه وارد گرديده است اثبات مي گردد .( بحار الانوار ، ج ١٨ ، ص ٢٧٧ )

آنچه مورد استدلال براي نبوّت آن حضرت از زمان كودكي قرار مي گيرد :

خداوند متعال در جريان نبوّت حضرت عيسي مي فرمايد : « بدرستي كه من بنده خدايم كه به من كتاب عطا فرموده و مرا به عنوان پيامبر برگزيده و هر كجا باشم مرا موجب بركت قرار داده و تا زنده هستم به نماز و زكات توصيه نموده است »( مريم/٣٠ )

و خداوند در باره حضرت يحيي عليه السلام مي فرمايد : « و ما در كودكي به او حكم ( نبوت ) را عطا نموديم » ( مريم/١٢) وچون به اين مطلب اخبار و روايات كثيره اي كه بعضي از آنها صحيح مي باشند را اضافه كنيم مثل روايت يزيد كنّاسي را كه مي گويد : « خداوند هيچ پيامبري را فضيلت و كرامت و معجزه اي عطا نكرد مگر آن كه همان را به پيامبر ما عطا كرد » نتيجه اين مي شود كه : خداوند متعال به پيامبر ما حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم حكم و نبوّت را از كودكي عنايت فرموده و چون به سنّ چهل سالگي رسيد او را به رسالت بر انگيخت ...

اين مطالب را روايات متعددي تاييد مي كند ( مراجعه شود به بحار ، ج ١٨ ، ص ٢٧٨ )

بله يكسري از روايات هست كه به نبوّت آن حضرت قبل از بعثت اشاره و يا تصريح دارد كه همان گونه كه قبلاً گفتيم علّامه مجلسي رحمه الله عليه به آنها اشاره نموده است . و نيز علّامه اميني رحمه الله عليه نيز به اين حديث از قول رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم اشاره نموده است كه فرمود : « از همان وقت كه آدم بين روح و جسد بود من پيامبر بودم » . اين حديث را جمعي از منابع شيعه نقل نموده اند ( رجوع شود : الغدير ج ٩ ص ٢٨٧ ) .

لكن طبق مضمون اين روايات نمي توان حكم نمود مگر بعد از اطمينان از حيث سند و دلالتشان و ثبوت قطعي آنها ؛ چرا كه اين روايات در صدد اثبات امري اعتقادي است و آنچه كه در اعتقادات وجود آن لازم است قطع و يقين است و به كمتر از آن نمي توان اعتماد نمود .

حال پس از اين مقدّمه آنچه كه مي توان برآن جزم و يقين پيدا كرد اين است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم ( قبل از بعثت ) شخصي مومن و موحّد بوده و خداوند را عبادت مي نموده و به آنچه كه از دين حنيف حضرت ابراهيم عليه السلام برايش ثابت مي گرديده و عقل سليم به آن دسترسي مي يافته متعبّد بوده و مورد تاييد الهي و افضل و اكمل مردم از حيث خَلق و خُلق وعقل بودهو ملكي او را تحت تعليم قرار داده و محاسن اخلاقي را به او آموزش مي داده و همان گونه بوده كه در روايات آمده : آن حضرت به يكسري امور پاي بند بوده كه تا از طريق شرع برايش معلوم نمي شده به آن روي نمي آورده است مثلاً : گوشت حيوان مرده نمي خورده و خود را ملزم به تسبيح و تحميد الهي

مي دانسته است . و نيز موارد متعدد ديگري كه هر متتبع در متون به آنها برخورد مي كند .

اينها تماماً در صورتي است كه نخواهيم ادلّه دلالت كننده بر نبوّت آن حضرت از زمان كودكي را بپذيريم .

آراء علماي اهل سنّت

فخر رازيفقط ذكر آراء مي كند :

فخر رازي متوفاي ٦٠٦ هـ مي نويسد :

هل كان متعبدا بشرع من قبله وفيه بحثان .

البحث الأول : أنه قبل النبوة هل كان متعبدا بشرع من قبله أثبته قوم ونفاه آخرون وتوقف فيه ثالث احتج المنكرون بأمرين:

الأول: أنه لو كان متعبدا بشرع أحد لوجب عليه الرجوع إلي علماء تلك الشريعة والاستفتاء منهم والأخذ بقولهم ولو كان كذلك لأشتهر ولنقل بالتواتر قياسا علي سائر أحواله فحيث لم ينقل علمنا أنه ما كان متعبدا بشرعهم.

الثاني: أنه لو كان علي ملة قوم لافتخر به أولئك القوم ولنسبوه إذا إلي أنفسهم ولاشتهر ذلك فإن قلت ولو لم يكن متعبدا بشرع أحد لأشتهر ذلك.

قلت: الفرق أن قومه ما كانوا علي شرع أحد فبقاؤه لا علي شرع البتة لا يكون شيئا بخلاف العادة فلا تتوفر الدواعي علي نقله أما كونه علي شرع لما كان بخلاف عادة قومة فوجب أن ينقل.

احتج المثبتون بأمرين:

الأول: أن دعوة من تقدمه كانت عامة فوجب دخوله فيها.

الثاني: أنه كان يركب البهيمة ويأكل اللحم ويطوف بالبيت.

والجواب عن الأول: أنّا لا نسلم عموم دعوة من تقدمه، سلمناه لكن لا نسلم وصول تلك الدعوة إليه بطريق يوجب العلم أو الظن الغالب وهذا هو المراد من زمان الفترة.

وعن الثاني: أن نقول أما ركوب البهائم فهو حسن في العقل إذا كان طريقا إلي حفظها بالعلف وغيره وأما أكله لحم المذكي فحسن أيضا لأنه ليس فيه مضرة علي حيوان وأما طوافه بالبيت فبتقدير ثبوته لا يجب لو فعله من غير شرع أن يكون حراما .

البحث الثاني في حاله عليه السلام بعد النبوة.

قال جمهور المعتزلة وكثير من الفقهاء: إنه لم يكن متعبدا بشرع أحد.

وقال قوم من الفقهاء: بل كان متعبدا بذلك إلا ما استثناه الدليل الناسخ.

ثم اختلفوا فقال قوم كان متعبدا بشرع إبراهيم وقيل بشرع موسي وقيل بشرع عيسي.

واعلم أن من قال إنه كان متعبدا بشرع من قبله إما أن يريد به أن الله تعالي كان يوحي إليه بمثل تلك الأحكام التي أمر بها من قبله أو يريد أن الله تعالي أمره باقتباس الأحكام من كتبهم فإن قالوا بالأول فإما أن يقولوا به في كل شرعه أو في بعضه والأول معلوم البطلان بالضرورة لأن شرعنا يخالف شرع من قبلنا في كثير من الأمور والثاني مسلم ولكن ذلك لا يقتضي إطلاق القول بأنه كان متعبدا بشرع غيره لأن ذلك يوهم التبعية وأنه ص ما كان تبعا لغيره بل كان أصلا في شرعه وأما الاحتمال الثاني وهو حقيقة المسألة فيدل علي بطلانه وجوه:

الأول: لو كان متعبدا بشرع أحد لوجب أن يرجع في أحكام الحوادث إلي شرعه وأن لا يتوقف إلي نزول الوحي لكنه لم يفعل ذلك لوجهين:

الأول: أنه لو فعل لأشتهر.

والثاني: أن عمر رضي الله عنه طالع ورقة من التوراة فغضب رسول الله عليه الصلاة والسلام وقال لو كان موسي حيا لما وسعه إلا اتباعي ولما لم يكن كذلك علمنا أنه لم يكن متعبدا بشرع أحد

الحجة الثانية: أنه عليه السلام لو كان متعبدا بشرع من قبله لوجب علي علماء الأعصار أن يرجعوا في الوقائع إلي شرع من قبله ضرورة أن التأسي به واجب وحيث لم يفعلوا ذلك البتة علمنا بطلان ذلك.

الحجة الثالثة: أنه عليه الصلاة والسلام صوب معاذا في حكمه باجتهاد نفسه إذا عدم حكم الحادثة في الكتاب والسنة ولو كان متعبدا بحكم التوراة كما تعبد بحكم الكتاب لم يكن له العمل باجتهاد نفسه حتي ينظر في التوراة والإنجيل.

المحصول ، فخر رازي ( ٦٠٦ هـ ) ، ج ٣ ، ص ٢٦٣ .

در اين كه آيا رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم به شريعتي از شرايع قبل از خود متعبّد بوده است يا نه دو بحث است .

بحث اوّل : در اين رابطه سه نظر وجود دارد ؛ عدّه اي جواب مثبت داده و عدهّ اي آن را نفي كرده و گروه سوّمي توقّف نموده و نظري را انتخاب ننموده است . استدلال منكرين و نافين اين است :

اوّل : اگر رسول خد صلي الله عليه [و آله] و سلّم به شريعتي از شرايع قبل متعبّد مي بود لازم بود كه هر از چند گاهي به علماي آن شريعت رجوع و از آنان استفتاء و به اقوال آنان عمل نمايد و اگر چنين بود و اين اتّفاق افتاده مي بود حتماً اين مطلب مشهور شده و همچون ديگر احوالات ايشان به تواتر نقل مي گرديد و حال كه چنين مطلبي نقل نگرديده است معلوم مي شود چنين چيزي نبوده است .

دوّم : اگر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم به شريعت قومي پاي بند مي بود افراد آن قوم همواره به اين مطلب افتخار مي كردند و اين گرايش را به خود نسبت مي دادند و اين نيز مشهور مي گرديد . و اگر كسي اشكال كند كه اگر آن حضرت به شريعت ديگري هم نمي بود بايد اين مطلب اشتهار مي يافت . در پاسخ مي گوئيم : اين دو با هم فرق دارد چون نبودن بر شريعتي ، امري غير متعارف نيست تا انگيزه اي براي نقل آن بوجود آيد امّا در فرض مخالف ، داعي و انگيزه براي نقل آن وجود دارد و لازم است كه نقل گرديده باشد .

استدلال مثبتين و قائلين به تعبّد آن حضرت به شريعتي ديگر :

مثبتين به دو نكته استدلال مي كنند :

اوّل : دعوت انبياء قبلي عام و فرا گير بوده لذا بايد همه را شامل شود .

دوّم : آن حضرت سوار بر چهار پايان مي شده و گوشت مي خورده و طواف كعبه مي كرده است .

امّا جواب از اوّل اين كه : ما عمومي بودن دعوت انبياء قبل را قبول نداريم و اگر هم بپذيريم قبول نداريم كه اين دعوت ، آن حضرت را هم شامل شده باشد آن هم به طريقي كه براي ما علم آور و يا موجب قطع و يقين باشد و مراد از زمان فترت ( انقطاع وحي) هم همين است .

جواب از دوّم : سوار بر چهار پايان شدن امري است پسنديده و عقلاني در صورتي كه راه محافظت از آن با علف و غير آن باشد و خوردن گوشت تذكيه شده نيز امري پسنديده است چون هيچ ضرر و زياني در آن نيست و راجع به طواف كعبه نيز بر فرض ثبوت اگر بدون تبعيّت از شرعي صورت گرفته باشد عمل حرامي به حساب نمي آيد .

بحث دوّم راجع به وضعيت ديني آن حضرت بعد از بعثت است .

اكثريت معتزله و بسياري از فقهاء مي گويند : آن حضرت به هيچ شريعتي متعبّد نبوده است .

گروهي از فقهاء قائلند : آن حضرت متعبّد بوده مگر در مواردي كه دليل آن را استثناء كرده .

سپس اختلاف كرده و قومي گفته اند : آن حضرت به شريعت حضرت ابراهيم عليه السلام و بعضي به شريعت حضرت موسي عليه السلام و بعضي به شريعت حضرت عيسي عليه السلام قائل گشته اند .

بدان كه كسي كه قائل به متعبد بودن آن حضرت قبل از بعثت است يا عقيده بر اين دارد كه به آن حضرت وحي نيز مي شده مثل آن وحيي كه در ساير احكام به پيامبر پيشين مي شده و يا منظورش اين است كه خداوند متعال آن حضرت را امر به اقتباس احكام از كتاب هاي آنها نموده است . اگر قائل به راي اوّل شوند يا بايد بگويند نسبت به تمام شرايع و يا بگويند نسبت به بعضي از شرايع اين گونه بوده است در حالي كه شقّ اوّل آن واضح البطلان است چون شرع ما در بسياري از موارد با شرايع سابق مخالف است و شقّ دوّم نيز اگر چه قابل قبول است لكن نه اين كه بگوئيم مطلقا اين چنين بوده چون لازمه اين سخن اين است كه آن حضرت را تابع شرايع ديگر بدانيم در حالي كه آن حضرت در شريعت نه تنها تابع نبوده بلكه حضرت در شريعتش اصل بوده . و امّا در رابطه با احتمال دوّم كه حقيقت مساله هم همين است وجوهي براي بطلان آن وجود دارد :

اوّل : اگر آن حضرت به شريعت كسي متعبّد مي بود لازم بود در حوادث و اتفاقات به شريعتش مراجعه نمايد و منتظر نزول وحي نماند امّا آن حضرت اين كار را نمي كرد به دو دليل :

اوّل : چون اگر چنين كرده بود حتماً مشهور مي گشت .

دوّم : عمر برگي از تورات را مطالعه كرد و به همين دليل رسول خدا صلي الله عليه [و آله] و سلّم غضبناك شد و فرمود : اگر موسي زنده مي بود چاره اي جز تبعيّت از من نمي داشت و زماني كه ما اين مورد را مي بينيم به يقين مي فهميم كه آن حضرت به شرايع قبل متعبّد نبوده است .

دليل دوّم : اگر آن حضرت متعبّد به شرايع ديگر مي بود لازم بود بر علماي اعصار كه در وقايع و حوادث به شريعت قبل خود مراجعه كنند چرا كه تاسّي و مراجعه بر آنان واجب است و زماني كه مي بينيم چنين مراجعه اي صورت نگرفته به بطلان اين نظر علم پيدا مي كنيم .

دليل سوّم : آن حضرت « معاذ» را در حكمي كه در كتاب و سنّت نيافته بود و از پيش خود اجتهاد كرده بود تاييد نمود و اگر بنا مي بود كه آن حضرت به حكم تورات متعبّد مي بود نمي توانست بدونمراجعه به تورات و انجيل اجتهاد به نفس كند .

ابن حجر : نقل آراء مي كند .

أختلف في تعبده صلي الله عليه وسلم بماذا كان يتعبد بناء علي أنه هل كان متعبدا بشرع سابق أولا والثاني قول الجمهور ومستندهم أنه لو وجد لنقل ولأنه لو وقع لكان فيه تنفير عنه وبماذا كان يتعبد قيل بما يلقي إليه من أنوار المعرفة وقيل بما يحصل له من الرؤيا وقيل بالتفكر وقيل باجتناب رؤية ما كان يقع من قومه ورجح الآمدي وجماعة الأول ثم اختلفوا في تعيينه علي ثمانية أقوال آدم أو نوح أو إبراهيم أو موسي أو عيسي أو أي شريعة أو كل شريعة أو الوقف .

اختلاف شده در اين كه آيا رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم ( قبل از بعثت) بر اساس شريعتي ديگر از اديان گذشته عبادت مي نموده است يا نه ؟ قول جمهور علماء اين است كه آن حضرت بر اساس شريعت ديگري عبادت نمي نموده است و براي اين ادّعاي خود اين گونه استدلال ميكنند كه اگر چنين مي بود حتماً نقل شده مي بود و مراحعه به آن دين صورت مي گرفت . همچنين در اين كه آن حضرت بر چه اساسي عبادت مي نموده است ؟ بعضي گفته اند : طبق آنچه كه از انوار معرفت القاء مي پذيرفت و برخي نيز طبق آنچه كه از از رويا و خواب به حضرت مي رسيد و بعضي گفته اند : طبق تفكّرات خود حضرت و گروهي ديگر گفته اند : طبق آنچه كه از قوم خود مشاهده مي نمود .

آمدي و گروهي ديگر قول اوّل ( القاءات نوراني و معرفتي) را ترجيح داده اند . و ( قائلين به تبعيت از شريعت ديگر) در اين مطلب نيز اختلاف كرده اند كه آيا از دين چه كسي پيروي مي كرده است ؟ آدم يا نوح يا إبراهيم يا موسي يا عيسي يا هرشريعت ديگري ؟ و يا توقف و عدم اختيار قولي .

فتح الباري ، ابن حجر، ج ١٢ ، ص ٣١٢.

ابوالحسين بصري معتزلي : عدم عبادت اديان ديگر ، قبل و بعد از بعثت .

باب في جواز تعبد النبي الثاني بشريعة الأول وفي أن نبينا (ص) لم يكن متعبدا قبل النبوة ولا بعدها بشريعة من تقدم لا هو ولا أمته ...

فصلي پيرامون جواز عبادت پيامبري از پيامبر ديگر و نيز پيرامون اين كه پيامبر ما و امّت او هيچ يك از شرايع و اديان ديگر را عبادت نكرده است ...

المعتمد ، ابو الحسين بصري ، ص ٣٣٦ .

حصكفي : عمل طبق برداشت از شريعت ابراهيمي .

هل كان قبل البعثة متعبدا بشرع أحد؟ المختار عندنا لا، بل كان يعمل بما ظهر له من الكشف الصادق من شريعة إبراهيم وغيره ...

آيا پيامبر قبل از بعثت شريعت ديگري را عبادت نموده است ؟ نظر مختار ما اين است كه اين چنين نبوده است و دين ديگري را تبعيت ننموده است بلكه آن حضرت بر اساس آنچه براي خودش طبق شريعت حضرت ابراهيم و ديگر اديان واضح مي گرديده است عمل مي كرده است .

الدر المختار ، حصكفي ، ج ١، ص ٣٨٧ .

ابن عابدين : پيروي از نظر جمهور علماء .

مطلب في تعبده عليه الصلاة والسلام بشرع من قبله ... وسيأتي أول كتاب الصلاة أن المختار عندنا عدمه وهو قول الجمهور

در رابطه با عبادت پيامبر عليه الصلاه و السلام به شريعتي ديگر قبل از اسلام ... در ابتداي كتاب صلاة گفته شد كه نظر مختار ما عدم عبادت آن حضرت طبق شريعت ديگر است و نظر جمهور علماء هم همين است .

حاشية رد المحتار ، ابن عابدين ، ج ١ ، ص ٩٧ .

و نيز مي توان جهت اطّلاع از ديگر آراء اهل سنّت به منابع زير مراجعه نمود :

المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز ، ابن عطية أندلسي ، ج ٢ ، ص ٣١٨ ، تفسير القرطبي ، ج ١٦ ، ص ٥٧ ، تفسير آلوسي ، ج ٢٥ ، ص ٥٩ ، المستصفي ، غزالي ، ص ١٦٥ ، المحصول ، رازي ، ج ٣ ، ص ٢٦٣ ، الاحكام ، آمدي ، ج ٤ ، ص ١٣٧ ، الوافي بالوفيات ، الصفدي ، ج ٧ ، ص ١٨ ، إمتاع الأسماع ، المقريزي ، ج ٢ ، ص ٣٥٩ .