پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ٨٦ - آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان٣١٣ نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)

آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان٣١٣ نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)

کد مطلب: ٤٩٧٤ تاریخ انتشار: ٢١ ارديبهشت ١٣٩٦ تعداد بازدید: ٢٢٣٩٢ پرسش و پاسخ » مهدويت آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان٣١٣ نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)

سؤال كننده : ليلا مشكاني

پاسخ :

اين كه چند نفر از ياران حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف)، زن هستند، دقيقاً مشخص نيست و حتي اين كه زني در ميان ياران خاص آن حضرت باشد، مورد ترديد است؛ چرا كه بيشتر رواياتي كهدرباره عدد ٣١٣ نفر از  ياران حضرت در كتاب هاي معتبر شيعه و اهل سنت نقل شده است، همگي آن ها مرد را ذكر كرده اند و تنها  در بين اين روايات، يك روايت از شيعه و يك روايت از اهل سنت وجود دارد كه گفته اند در بين اين ياران خاص، پنجاه نفر زن وجود دارد.

از اين رو، در نوشتار حاضر ابتدا رواياتي را كه بيانگر ياران آن حضرت از مردان هستند، از منابع اهل سنت و شيعه بررسي كرده و در پايان رواياتي كه زنان را نيز جزء ياران حضرت مي دانند مورد بررسي قرار مي دهيم.

الف: منابع اهل سنت

در منابع اهل سنت رواياتي متعددي آمده است كه تعداد ياران حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) را از ميان مردان بيان كرده اند:

روايت اول

حاكم نيشابوري روايت صحيحي را درباره تعداد ياران حضرت مهدي عليه السلام چنين نقل مي كند:

حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا الحسن بن علي بن عفان العامري ثنا عمرو بن محمد العنقزي ثنا يونس بن أبي إسحاق أخبرني عمار الدهني عن أبي الطفيل عن محمد بن الحنفية قال كنا عند علي رضي الله عنه فسأله رجل عن المهدي فقال علي رضي الله عنه هيهات ثم عقد بيده سبعا فقال: ذاك يخرج في آخر الزمان إذا قال الرجل الله الله قتل فيجمع الله تعالي له قوما قزع كقزع السحاب يؤلف الله بين قلوبهم لا يستوحشون إلي أحد ولا يفرحون بأحد يدخل فيهم علي عدة أصحاب بدر لم يسبقهم الأولون ولا يدركهم الآخرون وعلي عدد أصحاب طالوت الذين جاوزوا معه النهر

محمد حنفيه گويد نزد علي عليه السلام بوديم كه شخصي از مهدي پرسيد حضر علي عليه السلام فرمودند: چقدر دور است ، سپس حضرت هفت بار دستش را بست و فرمود : او ( حضرت مهدي عليه السلام ) در آخر الزمان قيام خواهد كرد، زمانيكه اگر كسي ، خدا خدا ، بگويد كشته مي گردد. آنگاه خداوند متعال گروهي را كه مانند ابرهاي پاره پاره متفرق بوده اند جمع كرده و بين آنها دوستي را حاكم كرده كه از احدي نمي ترسند واز آنكه كسي در جمع آنها وارد شده وبه آنها اضافه مي گردد خوشحال نگشته و تعداد آنها بعدد اصحاب بدر بوده ونه سابقين ونه آينده گان به مقام و فضيلت آنها نخواهند رسيد و نيز تعداد آنها به عدد اصحاب طالوت پيامبر كه همراه او از نهر گذشتند.

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاي ٤٠٥ هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج ٤ ، ص ٥٩٦، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولي، ١٤١١هـ - ١٩٩٠م.

وي در خصوص سند روايت گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين ولم يخرجاه.

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاي ٤٠٥ هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج ٤ ، ص ٥٩٦، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولي، ١٤١١هـ - ١٩٩٠م.

المقدسي الشافعي السلمي، جمال الدين، يوسف بن يحيي بن علي (متوفاي: ٦٨٥ هـ)، عقد الدرر في أخبار المنتظر، ج ١ ص ١٩٩، طبق برنامه الجامع الكبير.

ذهبي نيز درباره روايت گويد:

علي شرط البخاري ومسلم

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاي ٤٠٥ هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج ٤ ، ص ٥٩٦، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولي، ١٤١١هـ - ١٩٩٠م.

روايت دوم

روايتي را طبراني در معجم الكبير خود چنين آورده است:

حدثنا أَحْمَدُ بن مُوسَي الشَّامِي الْبَصْرِي ثنا سَهْلُ بن تَمَامِ بن بَزِيعٍ ثنا عِمْرَانُ الْقَطَّانُ عن قَتَادَةَ عن أبي الْخَلِيلِ عن عبد اللَّهِ بن الْحَارِثِ عن أُمِّ سَلَمَةَ قالت قال رسول اللَّهِ صلي اللَّهُ عليه وسلم يبَايعُ لِرَجُلٍ بين الرُّكْنِوَالْمَقَامِ عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ فَيأْتِيهِ عَصَائِبُ أَهْلِ الْعِرَاقِ وَأَبْدَالُ أَهْلِ الشَّامِ فَيغْزُوَهُمْ جَيشٌ من أَهْلِ الشَّامِ حتي إذا كَانُوا بِالْبَيدَاءِ خُسِفَ بِهِمْ يغْزُوهُمْ رَجُلٌ من قُرَيشٍ أَخْوَالُهُ كَلْبٌ فَيلْتَقُونَ فَيهْزِمُهُمْ فَكَانَ يقَالُ الْخَائِبُ من خَابَ من غَنِيمَةِ كَلْبٍ

ام سلمه روايت كرده است كه رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله فرمود: در ميان مكه و مقام ابراهيم عليه السلام، كساني كه تعدادشان به اندازه اهل بدر است، با مردي بيعت مي كنند. در اين هنگام سران عراق و قهرمانان اهل شام ظاهر مي گردند لشكري از شامي ها با آنها نبرد مي كنند تا هنگامي كه به «بيدا» مي رسند و در آنجا دچار خسوف مي شوند. و با آنها مردي از قريش كه دائي هاي او از «بني كلب» اند نبرد مي كند و در ميدان جنگ با آنها تلاقي مي نمايد و خدا آنها را منهزم مي سازد. آري زيانكار كسي است كه از غنيمت «بني كلب» بهره اي برده باشد.

الطبراني، ابوالقاسم سليمان بن أحمد بن أيوب (متوفاي٣٦٠هـ)، المعجم الكبير، ج ٢٣، ص ٢٩٥، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانية، ١٤٠٤هـ - ١٩٨٣م.

هيثمي نيز اين روايت را نقل كرده و گويد:

رواه الطبراني في الكبير والأوسط باختصار وفيه عمران القطان وثقه ابن حبان

وضعفه جماعة وبقية رجاله رجال الصحيح.

اين روايت را طبراني نقل كرده و در سند آن عمران است كه ابن حبان او را توثيق كرده است اما عده اي نيز او را تضعيف كرده اند اما بقيه رجالش صحيح است.

الهيثمي، ابوالحسن نور الدين علي بن أبي بكر (متوفاي ٨٠٧ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج ٧، ص ٣١٤، ناشر: دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت - ١٤٠٧هـ.

لازم به ذكر است افراد ديگري نيز قطان را توثيق كرده اند.

ابن حجر او را توثيق كرده و گويد:

عمران بن داور بفتح الواو بعدها راء أبو العوام القطان البصري صدوق يهم.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي٨٥٢هـ)، تقريب التهذيب، ج١، ص٤٢٩، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولي، ١٤٠٦ - ١٩٨٦.

عجلي نيز او را ثقه دانسته است:

عمران بن داور العمي بصري ثقة.

عمران ثقه است

العجلي، أبي الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاي ٢٦١هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحديث ومن الضعفاء وذكر مذاهبهم وأخبارهم، ج٢، ص١٨٩، تحقيق: عبد العليم عبد العظيم البستوي، ناشر: مكتبة الدار - المدينة المنورة - السعودية، الطبعة: الأولي، ١٤٠٥ - ١٩٨٥م.

روايت سوم

ابن نعيم روايت صحيحي را از پيامبر صلي الله عليه و آله نقل مي كند كه در آن اشاره شده است كه تعداد ياران امام مهدي به اندازه اهل بدر هستند:

حدثنا أبو يوسف المقدسي عن عبد الملك بن أبي سليمان عن عمرو بن شعيب عن أبيه عن جده قال قال رسول الله صلي الله عليه وسلم في ذي القعدة تحازب القبائل وعامئذ ينتهب الحاج فتكون ملحمة بمني فيكثر فيها القتلي وتسفك فيها الدماء حتي تسيل دماؤهم علي عقبة الجمرة حتي يهرب صاحبهم فيؤتي [ به ] بين الركن والمقام فيبايع وهو كارة ويقال له ان أبيت ضربنا عنقك فيبايعه مثل عدة أهل بدر يرضي عنه ساكن السماء وساكن الأرض.

المروزي، أبو عبد الله نعيم بن حماد (متوفاي٢٨٨هـ) ، كتاب الفتن، ج ١، ص ٣٤١، تحقيق : سمير أمين الزهيري ، ناشر : مكتبة التوحيد - القاهرة ، الطبعة : الأولي ، ١٤١٢هـ.

بررسي سند

عبدالملك بن أبي سليمان

وي از راويان صحيح بخاري و مسلم است

ابن حجر او را توثيق كرده و گويد:

عبد الملك بن أبي سليمان ميسرة العرزمي ...المفتوحة صدوق.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي٨٥٢هـ)، تقريب التهذيب، ج١، ص٣٦٣، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولي، ١٤٠٦ - ١٩٨٦.

عجلي نيز گويد:

عبد الملك بن أبي سليمان العرزمي كوفي ثقة ثبت في الحديث.

عبدالملك ثقه و ثابت در حديث است

العجلي، أبي الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاي ٢٦١هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحديث ومن الضعفاء وذكر مذاهبهم وأخبارهم، ج٢ ص١٠٣، تحقيق: عبد العليم عبد العظيم البستوي، ناشر: مكتبة الدار - المدينة المنورة - السعودية، الطبعة: الأولي، ١٤٠٥ - ١٩٨٥م.

ابن سعد نيز درباره او گويد:

عبد الملك بن أبي سليمان العرزمي ...وكان ثقة مأمونا ثبتا.

عبدالمك ثقه، مورد اطمينان و ثابت بود

الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاي٢٣٠هـ)، الطبقات الكبري، ج٦ ، ص٣٥٠،، ناشر: دار صادر - بيروت.

ذهب نيز او را حافظ كبير ناميده است:

عبد الملك بن أبي سليمان العرزمي الكوفي الحافظ الكبير.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاي ٧٤٨ هـ)، تذكرة الحفاظ، ج١ ص١٥٥، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي.

عمر بن شعيب

وي نيز از راويان صحيح بخاري و مسلم است

ابن حجر درباره او گويد:

عمرو بن شعيب بن محمد بن عبد الله بن عمرو بن العاص صدوق.

عمرو صدوق است

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي٨٥٢هـ)، تقريب التهذيب، ج١ ص٤٢٣، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولي، ١٤٠٦ - ١٩٨٦.

عجلي نيز او را توثيق كرده است:

عمرو بن شعيب بن محمد بن عبد الله بن عمرو بن العاص ثقة.

عمرو ثقه است

العجلي، أبي الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاي ٢٦١هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحديث ومن الضعفاء وذكر مذاهبهم وأخبارهم، ج٢ ص١٧٧، تحقيق: عبد العليم عبد العظيم البستوي، ناشر: مكتبة الدار - المدينة المنورة - السعودية، الطبعة: الأولي، ١٤٠٥ - ١٩٨٥م.

شعيب بن محمد

ابن حجر درباره او گويد:

شعيب بن محمد بن عبد الله بن عمرو بن العاص صدوق ثبت.

شعيب صدوق و ثابت است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي٨٥٢هـ)، تقريب التهذيب، ج١ ص٢٦٧، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولي، ١٤٠٦ - ١٩٨٦.

ابن حبان نيز او را در الثقات آورده است

شعيب بن محمد بن عبد الله.

التميمي البستي، ابوحاتم محمد بن حبان بن أحمد (متوفاي٣٥٤ هـ)، الثقات، ج٦ ص٤٣٧، تحقيق السيد شرف الدين أحمد، ناشر: دار الفكر، الطبعة: الأولي، ١٣٩٥هـ - ١٩٧٥م.

عبدالله بن عمرو بن عاص

وي از صحابه است همچنانكه ابن حجر او را در الاصابه آورده است:

عبد الله بن عمرو بن العاص بن وائل.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي٨٥٢هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج ٤ ص ١٩٢، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، ١٤١٢هـ - ١٩٩٢م.گ

روايت چهارم

روايتي را ابن نعيم از زهري نقل مي كند كه عدد ياران حضرت مهدي عليه السلام را ٣١٢ نفر ذكر كرده است:

حدثنا عبد الله بن مروان عن سعيد بن يزيد عن الزهري قال يخرج المهدي من مكة بعد الخسف في ثلثمائة وأربعة عشر رجلا عدة أهل بدر.

المروزي، أبو عبد الله نعيم بن حماد (متوفاي٢٨٨هـ) ، كتاب الفتن ، ج ١، ص ٣٥١، تحقيق : سمير أمين الزهيري ، ناشر : مكتبة التوحيد - القاهرة ، الطبعة : الأولي ، ١٤١٢هـ.

روايت پنجم

ابن نعيم همچنين روايت ديگري را نيز اين چنين نقل كرده است:

حدثنا سعيد أبو عثمان عن جابر عن عن أبي جعفر قال ثم يظهر المهدي بمكة عند العشاء ....سنته فيظهر في ثلثمائة وثلاثة عشر رجلا عدة أهل بدر.

المروزي، أبو عبد الله نعيم بن حماد (متوفاي٢٨٨هـ) ، كتاب الفتن ، ج ١، ص ٣٤٥، تحقيق : سمير أمين الزهيري ، ناشر : مكتبة التوحيد - القاهرة ، الطبعة : الأولي ، ١٤١٢هـ.

روايت ششم

فاكهي روايتي را از ابن سيرين چنين نقل مي كند:

حدثنا علي بن المنذر قال ثنا محمد بن فضيل بن غزوان قال حدثنا أشعث عن ابن سيرين قال يبايع المهدي بين الحجر والمقام علي عدة أهل بدر ثلاثمائة وثلاثة عشر.

الفاكهي، محمد بن إسحاق بن العباس ابوعبد الله (متوفاي٢٧٥هـ)، أخبار مكة في قديم الدهر وحديثه، ج ١، ص٤٧٠، تحقيق د. عبد الملك عبد الله دهيش، ناشر: دار خضر - بيروت، الطبعة: الثانية، ١٤١٤هـ.

روايت هفتم

مقدسي روايتي را نقل كرده و در آن روايت به عدد ياران حضرت مهدي عليه السلام نيز اين چنين اشاره شده است:

ثم قال عليه السلام : فيجمع الله عز وجل أصحابه علي عدد أهل بدر ، وعلي عدد أصحاب طالوت ، ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلاً ، .....

المقدسي الشافعي السلمي، جمال الدين، يوسف بن يحيي بن علي (متوفاي: ٦٨٥ هـ)، عقد الدرر في أخبار المنتظر، ج١ ص ١٦١، طبق برنامه الجامع الكبير.

روايت هشتم

مقدسي همچنين روايت ديگري را اين چنين نقل كرده است:

وقيل : إنه يخرج من واد بأرض الشام ... ، ويكونون علي عدد أهل بدر ، ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلاً ، ثم تجتمع إليه المؤمنون.

المقدسي الشافعي السلمي، جمال الدين، يوسف بن يحيي بن علي (متوفاي: ٦٨٥ هـ)، عقد الدرر في أخبار المنتظر، ج ١، ص ١٤٩، طبق برنامه الجامع الكبير.

طبق اين روايات تعداد ياران امام مهدي عليه السلام ٣١٣ نفر مرد مي باشد و در اين روايات نامي از زنان برده نشده است البته طبراني روايتي را از پيامبر صلي الله عليه و آله نقل مي كند كه تعداد ياران امام ٣١٤ نفر هستند كه در بين آنها زنان نيز وجود دارند. 
 وي در اين خصوص مي نويسد:

حدثنا محمد بن عثمان بن أبي شيبة قال حدثنا محمد بن عمران بن أبي ليلي قال حدثنا المطلب بن زياد عن ليث عن أبي جعفر محمد بن علي بن حسين عن أم سلمة قالت قال رسول الله صلي الله عليه وسلم يسير ملك المشرق إلي ملك المغرب فيقتله ثم يسير ملك المغرب إلي ملك المشرق فيقتله فيبعث جيشا إلي المدينة فيخسف بهم ثم يبعث جيشا فيسبي ناسا من اهل المدينة فيعوذ عائذ بالحرم فيجتمع الناس إليه كالطائر الواردة المتفرقة حتي تجمع إليه ثلاثمائة واربع عشر فيهم نسوة فيظهر علي كل جبار وبن جبار ويظهر من العدل ما يتمني له الاحياء امواتهم فيحيا سبع سنين فان زاد ساعة فاربع عشرة ثم ما تحت الأرض خير مما فوقها.

الطبراني، ابوالقاسم سليمان بن أحمد بن أيوب (متوفاي٣٦٠هـ)، المعجم الأوسط، ج ٥ ، ص ٣٣٤، تحقيق: طارق بن عوض الله بن محمد، عبد المحسن بن إبراهيم الحسيني، ناشر: دار الحرمين - القاهرة - ١٤١٥هـ.

هيثمي اين روايت را ذكر كرده و در مورد سندش گويد:

رواه الطبراني في الاوسط وفيه ليث بن أبي سليم وهو مدلس وبقية رجاله ثقات.

در سند اين روايت ليث بن ابي سليم وجود دارد كه مدلس است اما بقيه رجال همه ثقه هستند.

الهيثمي، ابوالحسن نور الدين علي بن أبي بكر (متوفاي ٨٠٧ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج ٧ ، ص ٣١٥، ناشر: دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت - ١٤٠٧هـ.

اين روايت نه تنها از نظر سند همچنانكه هيثمي گفته است، مشكل دارد، توان مقابله با آن همه روايت كه اسم زن در آنها نيامده است، ندارد.

ب: منابع شيعه

روايات در اين باره در كتب شيعه آنقدر فراوان است كه نيازي به بررسي سند نيست، اما يك روايت را از باب نمونه مورد بررسي سندي قرار داده و بقيه را بدون بررسي سند نقل مي كنيم:

روايت اول

مرحوم شيخ صدوق روايت صحيحي را با اين سند چنين نقل مي كند:

وَبِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام سَيأْتِي فِي مَسْجِدِكُمْ ثَلَاثُمِائَةٍ وَثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا يعْنِي مَسْجِدَ مَكَّةَ يعْلَمُ أَهْلُ مَكَّةَ أَنَّهُ لَمْ يلِدْهُمْ آبَاؤُهُمْ وَلَا أَجْدَادُهُمْ عَلَيهِمُ السُّيوفُ مَكْتُوبٌ عَلَي كُلِّ سَيفٍ كَلِمَةٌ تَفْتَحُ أَلْفَع كَلِمَةٍ فَيبْعَثُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي رِيحاً فَتُنَادِي بِكُلِّ وَادٍ هَذَا الْمَهْدِي يقْضِي بِقَضَاءِ دَاوُدَ وَسُلَيمَانَ عليهما السلام وَلَا يرِيدُ عَلَيهِ بَينَةً.

ابان بن تغلب گفت: امام صادق عليه السلام فرمود: در همين مسجد شما يعني در مكه به زودي سيصد و سيزده مرد مي آيند كه اهل مكه بخوبي مي دانند آنها را پدران و نياكان آنان به دنيا نياورده اند (آن ها را نمي شناسند). به دست آنها شمشيرهاي است كه بر هر كدام آن ها كلمه اي نوشته شده كه هزار كلمه از آن گشوده مي شود؛ پس خداوند بادي مي فرستد تا هر وادي فرياد بزنند كه اين مهدي است و به روش داود و سليمان و قضاوت مي كند و براي حكم خود بينه و شاهد نمي طلبد.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي٣٨١هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ص٦٧١، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ( التابعة ) لجماعة المدرسين ـ قم، ١٤٠٥هـ . (مكتبه اهل بيت)

بررسي سند

سند اين حديث همان سند روايتي است كه قبل از اين روايت در كتاب كمال الدين و النعمه مي باشد كه به اين صورت است:

محمد بن الحسن بن وليد:

نجاشي درباره او مي گويد:

شيخ القميين وفقيههم، ومتقدمهم ووجههم ثقة ثقة، عين...

بزرگ مردم قم، فقيه و پيش كسوت آنان به شمار مي رفت، وي بسيار مورد اعتماد و مطمئن بود و شخصيت برجسته اي داشت.

رجال النجاشي، ص٣٨٣.

شيخ طوسي نيز مي گويد:

جليل القدر، عارف بالرجال، موثوق به... جليل القدر، بصير بالفقه، ثقة.

وي گرانقدر و والا مقام است، به علم رجال تسلط دارد و مورد اعتماد است. در فقه نكته سنج و آگاه و مطمئن است».

الفهرست، ص٢٣٧

محمد بن الحسن بن فروخ الصفار

نجاشي مي گويد:

كان وجها في أصحابنا القميين، ثقة، عظيم القدر، راجحا، قليل السقط في الرواية.

در ميان عالمان شيعه قم، داراي قدر و منزلت، مورد اعتماد، گرانقدر و برتر از ديگران بوده و روايات او، افتادگي كمتري داشت:

رجال النجاشي، ص٣٥٤

يعقوب بن يزيد

نجاشي ميگويد

وكان ثقة صدوقا...

وي مورد اعتماد و بسيار صادق و راستگو بود:

رجال النجاشي، ص٤٥٠.

شيخ طوسي ميگويد:

كثير الرواية، ثقة.

وي روايات بسياري نقل كرده و مورد اعتماد است:

الفهرست، ص٢٦٤

محمد بن أبي عمير:

وي از برترين راويان شيعه و از اصحاب اجماع به شمار مي رود؛ يعني از افرادي است كه هر روايتي كه با سند صحيح به آن ها برسد، شيعيان اتفاق بر قبول آن دارند.

نجاشي در باره او ميگويد:

جليل القدر، عظيم المنزلة فينا وعند المخالفين...

وي از نظر ما و حتي مخالفان، عالم گرانقدر و والا مقام است:

رجال النجاشي، ص٣٢.

شيخ طوسينيز مي گويد:

وكان من أوثق الناس عند الخاصة والعامة، وأنسكهم نسكا، وأورعهم وأعبدهم.

وي مطمئن ترين، زاهدترين، با تقواترين و عابدترين شخص نزد شيعه و سني است

الفهرست، ص٢١٨

أبان بن عثمان الأحمر

مرحوم كشي او را جزء اصحاب اجماع آورده است:

أجمعت العصابة علي تصحيح ما يصح من هؤلاء وتصديقهم لما يقولون وأقروا لهم بالفقه، من دون أولئك الستة الذين عددناهم وسميناهم، ستة نفر: جميل بن دراج. وعبد الله بن مسكان، وعبد الله بن بكير، وحماد بن عيسي، وحماد ابن عثمان، وأبان بن عثمان.

تمام شيعيان اجماع دارند بر تصحيح رواياتي كه با سند صحيح از اين افراد نقل شود و همچنين بر راستگو بودن آن ها اجماع دارند:...

رجال الكشي، ج٢، ص٦٧٣

أبان بن تغلب

نجاشي مي نويسد

عظيم المنزلة في أصحابنا، لقي علي بن الحسين، وأبا جعفر، وأبا عبد الله عليه السلام وروي عنهم، وكانت له عندهم منزلة وقدم.

كه او محضر سه امام عليه السلام را درك و جايگاه خاصي نزد آن بزرگواران داشته و شيعيان نيز براي او موقعيت ممتازي قائل بودند:

رجال النجاشي، ص١٠.

شيخ طوسي نيز مي گويد

ثقة، جليل القدر، عظيم المنزلة في أصحابنا.

او ثقه جليل القدر است كه جايگاه ويژه نزد اصحاب ما دارد

الفهرست، ص٥٧

بنابراين اين روايت از نظر سند معتبر است

روايت دوم

اين روايت را نعماني چنين نقل كرده است:

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد ، عن هؤلاء الرجال الأربعة ، عن ابن محبوب . وأخبرنا محمد بن يعقوب الكليني أبو جعفر ، قال : حدثني علي بن إبراهيم بن هاشم ، عن أبيه . قال : وحدثني محمد بن عمران ، قال : حدثنا أحمد بن محمد بن عيسي ، قال : وحدثنا علي بن محمد وغيره ، عن سهل بن زياد ، جميعا ، عن الحسن بن محبوب . قال : وحدثنا عبد الواحد بن عبد الله الموصلي ، عن أبي علي أحمد بن محمد بن أبي ناشر ، عن أحمد بن هلال ، عن الحسن بن محبوب ، عن عمرو بن أبي المقدام ، عن جابر بن يزيد الجعفي ، قال : " قال أبو جعفر محمد بن علي الباقر ( عليه السلام ) : يا جابر ، الزم الأرض ولا تحرك يدا ولا رجلا حتي تري علامات أذكرها لك إن أدركتها ... . فيجمع الله عليه أصحابه ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا، ويجمعهم الله له علي غير ميعاد قزعا كقزع الخريف .

امام باقر عليه السلام بعد از ذكر نشانه هاي ظهور ووقايع ظهور فرمود: ...پس خداوند سيصد و سيزده مرد ياران آن حضرت را بر او گرد مي آورد و بدون قرار قبلي خداوند آنان را گرد مي آورد همچون پاره هاي ابر پائيز كه بهم ميپيوندند

النعماني ،محمد بن إبراهيم ،(متوفاي ٣٨٠)، كتاب الغيبة، ص ٢٨٨ - ٢٩١ ، تحقيق : فارس حسون كريم، قم ناشر : أنوار الهدي ، سال چاپ : ١٤٢٢، چاپ : الأولي

اين روايت در بسياري از كتاب هاي شيعه نقل شده و روايتي است كاملاً معتبر.

روايت سوم

اين روايت را نيز نعماني از ابان چنين نقل كرده است:

أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَي الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ حَسَّانَ الرَّازِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ:سَيَبْعَثُ اللَّه ثَلَاثَمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا إِلَي مَسْجِدٍ بِمَكَّةَ يَعْلَمُ أَهْلُ مَكَّةَ أَنَّهُمْ لَمْ يُولَدُوا مِنْ آبَائِهِمْ وَ لَا أَجْدَادِهِمْ عَلَيْهِمْ سُيُوفٌ مَكْتُوبٌ عَلَيْهَا أَلْفُ كَلِمَةٍ كُلُّ كَلِمَةٍ مِفْتَاحُ أَلْفِ كَلِمَةٍ وَ يَبْعَثُ اللَّهُ الرِّيحَ مِنْ كُلِّ وَادٍ تَقُولُ هَذَا الْمَهْدِيُّ يَحْكُمُ بِحُكْمِ دَاوُدَ وَ لَا يُرِيدُ بَيِّنَةً.

أبان بن تغلب از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: «خداونددر آينده سيصد و سيزده [مرد] را در مسجدي [در] مكّه بر مي انگيزد، و اهل مكّه مي دانند كه آنان از پدرانشان و اجدادشان زاده نشده اند (يعني اهل مكّه نيستند)، براي ايشان شمشيرهائي است كه هزار كلمه بر آن نوشته شده، هر كلمه خود كليد هزار كلمه است، خداوند از هر سرزميني باد را برانگيزد تا بگويد: اين همان مهدي است كه بر طبق حكم داود حكم مي كند و به گواه نياز ندارد».

النعماني ،محمد بن إبراهيم ،(متوفاي ٣٨٠)، كتاب الغيبة، ص ٣٢٨، تحقيق : فارس حسون كريم، قم ناشر : أنوار الهدي ، سال چاپ : ١٤٢٢، چاپ : الأولي

روايت چهارم

شيخ طوسي روايتي را در اين خصوص چنين نقل كرده است:

حدثنا أبو سليمان أحمد بن هوذة الباهلي ، قال : حدثنا إبراهيم بن إسحاق النهاوندي بنهاوند سنة ثلاث وسبعين ومائة ، قال : حدثنا عبد الله بن حماد الأنصاري سنة تسع وعشرين ومائتين ، عن عبد الله بن بكير ، عن أبان بن تغلب ، قال : كنت مع جعفر بن محمد ( عليه السلام ) في مسجد بمكة وهو آخذ بيدي ، فقال : يا أبان ، سيأتي الله بثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا في مسجدكم هذا ، يعلم أهل مكة أنه لم يخلق آباءهم ولا أجدادهم بعد عليهم السيوف ، مكتوب علي كل سيف اسم الرجل واسم أبيه وحليته ونسبه ، ثم يأمر مناديا فينادي : هذا المهدي يقضي بقضاء داود وسليمان ، لا يسأل علي ذلك بينة.

أبان بن تغلب گويد: «در مكّه خدمت امام صادق عليه السّلام در مسجدي بودم، و آن حضرت در حالي كه دست مرا گرفته بود، به من فرمود: اي أبان در آينده نزديك خداوند سيصد و سيزده مرد را در همين مسجد شما گرد مي آورد، و اهل مكّه مي دانند كه پدرانشان و اجدادشان هنوز آفريده نشده اند، آنان شمشيرها به ميان بسته اند، بر هر شمشيري اسم آن مرد و نام پدرش و مشخّصاتش و نسبش نوشته شده است، پس (آن حضرت) نداكننده اي را دستور مي دهد و او آواز مي دهد: اين همان مهدي است كه بر طبق قضاوت داود و سليمان قضاوت مي كند و براي آن گواهي نمي طلبد

الطوسي، الشيخ ابوجعفر محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاي٤٦٠هـ)، كتاب الغيبة، ص ٣٢٨، تحقيق الشيخ عباد الله الطهراني/ الشيخ علي احمد ناصح، ناشر: مؤسسة المعارف الاسلامية، الطبعة : الأولي، ١٤١١هـ.

المجلسي، محمد باقر (متوفاي ١١١١هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، - ج ٥٢ ، ص ٣٦٩،تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م.

روايت پنجم

صدوق روايت طولاني را از پيامبر صلي الله عليه و آله نقل كرده است كه در آن به عدد اصحاب حضرت مهدي عليه السلام چنين اشاره شده است:

حدثنا أبو الحسن أحمد بن ثابت الدواليبي بمدينة السلام قال : حدثنا محمد بن الفضل النحوي قال : حدثنا محمد بن علي بن عبد الصمد الكوفي قال : حدثنا علي بن عاصم ، عن محمد بن علي بن موسي ، عن أبيه علي بن موسي بن جعفر ، عن أبيه جعفر بن محمد ، عن أبيه محمد بن علي ، عن أبيه علي بن الحسين ، عن أبيه الحسين بن علي عليهما السلام قال : دخلت علي رسول الله صلي الله عليه وآله وعنده أبي بن كعب فقال رسول الله صلي الله عليه وآله : مرحبا بك يا أبا عبد الله يا زين السماوات والأرض...... يجْمَعُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مِنْ أَقَاصِي الْبِلَادِ عَلَي عَدَدِ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَعَهُ صَحِيفَةٌ مَخْتُومَةٌ فِيهَا عَدَدُ أَصْحَابِهِ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَنْسَابِهِمْ وَ بُلْدَانِهِمْ وَ صَنَائِعِهِمْ وَ كَلَامِهِمْ وَ كُنَاهُمْ كَرَّارُونَ مُجِدُّونَ فِي طَاعَتِهِ

امام حسين عليه السلام فرمود : بر پيامبر صلي الله عليه و آله وارد شد در حالي كه ابي بن كعب نيز در محضر پيامبر (ص) بودند حضرت به من فرمود: اي زينت زمين و آسمان خداوند از دورترين شهرها به تعداد أهل بدر يعني سيصد و سيزده مرد براي او سپاه گرد آورد. او نوشته اي در دست دارد كه لاك و مهر شده و در آن تعداد و اسامي اصحاب او و نيز نسب شهرهاي آنها و خلق و خوي، وضع ظاهري، چهره و قيافه و نيز كنيه آنان ثبت شده است. اين نفرات جنگاور بوده، در اطاعت و فرمانبرداري از او كوشا هستند و مجدّانه عمل مي كند.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي٣٨١هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ص ٢٦٨، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ( التابعة ) لجماعة المدرسين ـ قم، ١٤٠٥هـ . (مكتبه اهل بيت)

روايت ششم

وي همچنين از امام سجاد عليه السلام چنين نقل كرده است

حدثنا أحمد بن محمد بن يحيي العطار رضي الله عنه قال : حدثنا أبي : عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب ، عن محمد بن سنان ، عن أبي خالد القماط ، عن ضريس ، عن أبي خالد الكابلي ، عن سيد العابدين علي بن الحسين عليهما السلام قال : المفقودون عن فرشهم ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا عدة أهل بدر فيصبحون بمكة ، وهو قول الله عز وجل : " أينما تكونوا يأت بكم الله جميعا وهم أصحاب القائم عليه السلام .

امام چهارم زين العابدين عليه السلام فرمود آنها كه از بستر خود براي ياري امام قائم ناپديد شوند سيصد و سيزده مرد باشند بشماره اهل بدر كه صبح آن شب در مكه باشند و اين ست گفته خداي تعالي (در سوره بقره آيه ١٤٨) هر جا كه باشيد خدا شما را همه را بياورد» اين ها اصحاب قائم عليه السلام باشند

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي٣٨١هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ص ٦٥٤، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ( التابعة ) لجماعة المدرسين ـ قم، ١٤٠٥هـ . (مكتبه اهل بيت)

روايت هفتم

نعماني همچنين از امام باقر عليه السلام چنين نقل روايت كرده است:

اخبرنا أحمد بن هوذة أبو سليمان ، قال : حدثني إبراهيم بن إسحاق النهاوندي ، عن عبد الله بن حماد الأنصاري ، عن أبي الجارود ، عن أبي جعفر الباقر ( عليه السلام ) ، قال : أصحاب القائم ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا أولاد العجم ، بعضهم يحمل في السحاب نهارا ، يعرف باسمه واسم أبيه ونسبه وحليته ، وبعضهم نائم علي فراشه فيوافيه في مكة علي غير ميعاد

ابي جعفر امام باقر عليه السّلام كه فرمود: ياران قائم سيصد و سيزده مرد از فرزندان عجم خواهند بود كه بعضي از آنان بروز در ميان ابر حمل مي شود و بنام خود و بنام پدرش و نسبش و خصوصياتش معروف است و بعضي از آنان در بسترش بخواب باشد كه بمكّه اش ديدار كند بدون قرار وقت قبلي.

النعماني ،محمد بن إبراهيم ،(متوفاي ٣٨٠)، كتاب الغيبة، ص ٣٢٩، تحقيق : فارس حسون كريم، قم ناشر : أنوار الهدي ، سال چاپ : ١٤٢٢، چاپ : الأولي

روايت هشتم

روايت ديگري را نعماني از امام باقر عليه السلام چنين نقل كرده است:

حدثنا علي بن الحسين ، قال : حدثنا محمد بن يحيي ، عن محمد بن حسان الرازي ، عن محمد بن علي الكوفي ، عن علي بن الحكم ، عن علي بن أبي حمزة ، عن أبي بصير ، عن أبي جعفر الباقر ( عليه السلام ) : أن القائم يهبط من ثنية ذي طوي في عدة أهل بدر ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا حتي يسند ظهره إلي الحجر الأسود ، ويهز الراية الغالبة . قال علي بن أبي حمزة : فذكرت ذلك لأبي الحسن موسي بن جعفر ( عليه السلام ) ، فقال : كتاب منشور

ابو بصير از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه: قائم عليه السّلام در ميان گروهي به عدد اهل بدر- سيصد و سيزده مرداز ثنيه (گردنه) ذي طوي پائين مي آيد تا آنكه پشت خود را به حجر الأسود تكيه مي دهد و پرچم پيروزي را به اهتراز در مي آورد.

النعماني ،محمد بن إبراهيم ،(متوفاي ٣٨٠)، كتاب الغيبة، ص ٣٢٩، تحقيق : فارس حسون كريم، قم ناشر : أنوار الهدي ، سال چاپ : ١٤٢٢، چاپ : الأولي

روايت نهم

اين روايت را علامه مجلسي نقل كرده است:

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيهِمْ مُصْعِدِينَ مِنْ نَجَفِ الْكُوفَةِ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِيدِ.

گوئي به آن سيصد و چند مرد ياران مي نگرم كه از نجف كوفه بالا مي روند، گويا قلبهاي آنان (در استحكام و استواري) پاره ها و قطعه هاي آهن است

المجلسي، محمد باقر (متوفاي ١١١١هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ٥٢ ، ص ٣٤، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م.

روايت دهم

روايت ديگري را نيز علامه مجلسي چنين نقل كرده است:

قال رَسُولُ اللَّهِ ص يا عَلِي إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا خَرَجَ يجْتَمِعُ إِلَيهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا عَدَدَ رِجَالِ بَدْرٍ فَإِذَا كَانَ وَقْتُ خُرُوجِهِ يكُونُ لَهُ سَيفٌ مَغْمُودٌ نَادَاهُ السَّيفُ قُمْ يا وَلِي اللَّهِ فَاقْتُلْ أَعْدَاءَ اللَّه

پيغمبر صلّي اللَّه عليه و آله فرمود: يا علي موقعي كه قائم ظهور كند سيصد و سيزده مرد به تعداد مردان جنگ بدر بگرد وي اجتماع كنند و وقت آمدنش نزديك شود شمشير غلاف شده اي دارد كه همان شمشير به وي مي گويد: اي ولي خدا برخيز و دشمنان را بكش .

المجلسي، محمد باقر (متوفاي ١١١١هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ٥٢ ص ٣٠٣، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م.

روايت يازدهم

روايتي را قمي در كفاية الأثر چنين نقل كرده است:

أخبرنا أبو عبد الله الخزاعي ، قال أخبرنا محمد بن أبي عبد الله الكوفي ، عن سهل بن زياد الآدمي ، عن عبد العظيم بن عبد الله الحسني، قال : قلت لمحمد بن علي بن موسي .....وهو سمي رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم وكنيه ، وهو الذي تطوي له الأرض ويذل له كل صعب ، يجتمع إليه من أصحابه عدد أهل بدر ثلاثمائة وثلاث عشر رجلا من أقاصي الأرض ، وذلك قول الله عز وجل أينما تكونوا يأت بكم الله جميعا إن الله علي كل شئ قدير ، فإذا اجتمعت له هذه العدة من أهل الاخلاص أظهر أمره ، فإذا أكمل له العقد وهي عشرة ألف رجل خرج بإذن الله ، فلا يزال يقتل أعداء الله حتي يرضي الله تبارك وتعالي

او همنام و هم كينه رسول خداست و او است كسي كه زمين زير پاي او نورديده شودو هر سركشي براي او رام گردد و يارانش كه بشماره اهل بدرند يعني ٣١٣ مرد از دورترين نقطه هاي زمين گرد او فراهم شوند و اينست تفسير گفته خداي عز و جل (در سوره بقره آيه ١٤٨) فرمايد هر كجا باشيد خدا شما را مي آورد گردهم بدرستي كه خدا بر هر چيز توانا است- چون اين شماره از مردم زمين از اهل اخلاص گرد او جمع شوند خدا امر او را آشكار كند و چون شماره آنها يك عقد كامل شد كه ده هزار مرد است باذن خدا خروج كند و پي در پي دشمنان خدا را بكشد تا خداي تعالي راضي گردد.

الخزاز القمي الرازي ، أبي القاسم علي بن محمد بن علي، كفاية الأثر في النص علي الأئمة الاثني عشر ، ص ٢٨٢، تحقيق: السيد عبد اللطيف الحسيني الكوه كمري الخوئي، ناشر: انتشارات ـ قم، ١٤٠هـ .

المجلسي، محمد باقر (متوفاي ١١١١هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ٥١ ص ١٥٧، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م.

روايت دوازدهم

مفضل روايتي را از امام صادق عليه السلام اين چنين روايت كرده است:

عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَي الْقَائِمِ عليه السلام عَلَي مِنْبَرِ الْكُوفَةِ وَ حَوْلَهُ أَصْحَابُهُ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا عِدَّةُأَهْلِ بَدْرٍ وَ هُمْ أَصْحَابُ الْأَلْوِيةِ وَ هُمْ حُكَّامُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ عَلَي خَلْقِهِ حَتَّي يسْتَخْرِجَ مِنْ قَبَائِهِ كِتَاباً مَخْتُوماً بِخَاتَمٍ مِنْ ذَهَبٍ عَهْدٌ مَعْهُودٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَيجْفِلُونَ عَنْهُ إِجْفَالَ الْغَنَمِ الْبُكْمِ فَلَا يبْقَي مِنْهُمْ إِلَّا الْوَزِيرُ وَ أَحَدَ عَشَرَ نَقِيباً كَمَا بَقَوْا مَعَ مُوسَي بْنِ عِمْرَانَ عليه السلام فَيجُولُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لَا يجِدُونَ عَنْهُ مَذْهَباً فَيرْجِعُونَ إِلَيهِ وَ اللَّهِ إِنِّي لَأَعْرِفُ الْكَلَامَ الَّذِي يقُولُهُ لَهُمْ فَيكْفُرُونَ بِهِ

مفضل بن عمر گويد امام صادق عليه السلام فرمود گويا بقائم (ع) نگاه مي كنم بالاي منبر كوفه است وسيصد و سيزده مرد يارانش بشماره اهل بدر اطرافش هستند و آنان پرچمداران و حكام خدايند در روي زمين بر خلقش تا آن كه امام عليه السلام از قباي خود يك نامه با مهر طلائي بيرون مي كند كه سفارشي است از طرف رسول خدا براي او و چون آن را اعلام ميدارد مانند گوسفند وحشت زده گنگ از دورش ميرمند و جز يك وزير و يازده نقيب و سرهنك كسي نميماند همان اندازه كه با حضرت موسي ماندند اين ها در سراسر زمين ميگردند و جز او مرجعي بدست نمي آورند و بسوي او برمي گردند بخدا من ميدانم براي آن ها چه ميگويد كه كافر مي شوند.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي٣٨١هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ص ٦٧٣، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ( التابعة ) لجماعة المدرسين ـ قم، ١٤٠٥هـ . (مكتبه اهل بيت -

روايت سيزدهم

روايتي را محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام درباره نشانه هاي ظهور ذكر نقل كرده و در آن به عدد ياران امام مهدي عليه السلام نيز چنين اشاره شده است:

محمد بن مسلم قال : سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول...إِذَا خَرَجَ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَي الْكَعْبَةِ وَ اجْتَمَعَ إِلَيهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا وَ أَوَّلُ مَا ينْطِقُ بِهِ هَذِهِ الْآيةُ بَقِيتُ اللَّهِ خَيرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ثُمَّ يقُولُ أَنَا بَقِيةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ خَلِيفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَيكُمْ فَلَا يسَلِّمُ عَلَيهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا قَالَ السَّلَامُ عَلَيكَ يا بَقِيةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ فَإِذَا اجْتَمَعَ إِلَيهِ الْعِقْدُ وَ هُوَ عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ خَرَجَ فَلَا يبْقَي فِي الْأَرْضِ مَعْبُودٌ دُونَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ صَنَمٍ وَ وَثَنٍ وَ غَيرِهِ إِلَّا وَقَعَتْ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَ وَ ذَلِكَ بَعْدَ غَيبَةٍ طَوِيلَةٍ لِيعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يطِيعُهُ بِالْغَيبِ وَ يؤْمِنُ بِهِ.

قائم ما خروج كند و چون ظهور كند به خانه كعبه تكيه زند و سيصد و سيزده مرد به گرد او اجتماع كنند و اوّلين سخن او اين آيه قرآن است: بَقِيتُ اللَّهِ خَيرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » سپس مي گويد: منم بقية اللَّه در زمين و منم خليفه خداوند و حجّت او بر شما و هر درود فرستنده اي به او چنين سلام گويد: السّلام عليك يا بقية اللَّه في ارضه ، و چون براي بيعت ده هزار مرد به گرد او اجتماع كنند خروج خواهد كرد. و در زمين هيچ معبودي جز اللَّه تعالي نباشد و در صنم ووثن و غيره آتش در افتد و بسوزند و آن پس از غيبتي طولاني است، تا خدا بداند چه كسي در دوران غيبت از او اطاعت كرده و بدو ايمان مي آورد.

المجلسي، محمد باقر (متوفاي ١١١١هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ٥٢ ، ص ١٩١، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م.

روايت چهاردهم

اين روايت را ابي بصير از امام صادق عليه السلام چنين نقل كرده است:

وبهذا الاسناد ، عن الحسين بن سعيد ، عن ابن أبي عمير ، عن أبي أيوب ، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيرٍ عَنْ أَبِي أَيوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع كَمْ يخْرُجُ مَعَ الْقَائِمِ ع فَإِنَّهُمْ يقُولُونَ إِنَّهُ يخْرُجُ مَعَهُ مِثْلُ عِدَّةِ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا قَالَ وَ مَا يخْرُجُ إِلَّا فِي أُولِي قُوَّةٍ وَ مَا تَكُونُ أُولُو الْقُوَّةِ أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ آلَافٍ.

ابو بصير گويد مردي از اهل كوفه از امام ششم پرسيد چند نفر با قائم عليه السلام در ظهور همراهند بدرستي كه ايشان ميگويند همراهان قائم عليه السلام مانند شماره اهل بدرند كه سيصد و سيزده مرد بودند؟ فرمود قائم ظهور نكند مگر با نيروي مهمي و نيروي مهم كمتر از ده هزار نباشد

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي٣٨١هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ص ٦٥٤، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ( التابعة ) لجماعة المدرسين ـ قم، ١٤٠٥هـ . (مكتبه اهل بيت)

روايت پانزدهم

محمد بن جرير طبري شيعي روايتي را در اين باره چنين نقل كرده است:

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عَلَيهِ السَّلَامُ)، قَالَ: سَأَلْتُهُ، مَتَي يقُومُ قَائِمُكُمْ؟ وبهذا الاسناد عن أبي عبد الله جعفر بن محمد ، قال : حدثنا محمد ابن حمران المدائني عن علي بن أسباط ، عن الحسن بن بشير ، عن أبي الجارود ، عن أبي جعفر ( عليه السلام ) ، قال : سألته ، متي يقوم قائمكم ؟ قَالَ: يا أَبَا الْجَارُودِ، لَا تُدْرِكُونَ. فَقُلْتُ: أَهْلَ زَمَانِهِ.فَقَالَ: وَ لَنْ تُدْرِكَ أَهْلَ زَمَانِهِ، يقُومُ قَائِمُنَا بِالْحَقِّ بَعْدَ إِياسٍ مِنَ الشِّيعَةِ، يدْعُو النَّاسَ ثَلَاثاً فَلَا يجِيبُهُ أَحَدٌ، فَإِذَا كَانَ الْيوْمُ الرَّابِعُ تَعَلَّقَ بِأَسْتَارِ الْكَعْبَةِ، فَقَالَ: يا رَبِّ، انْصُرْنِي، وَ دَعْوَتُهُ لَا تَسْقُطُ، فَيقُولُ (تَبَارَكَ وَ تَعَالَي) لِلْمَلَائِكَةِ الَّذِينَ نَصَرُوا رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّي اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلَهُ) يوْمَ بَدْرٍ، وَ لَمْ يحُطُّوا سُرُوجَهُمْ، وَ لَمْ يضَعُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَيبَايعُونَهُ، ثُمَّ يبَايعُهُ مِنَ النَّاسِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا، يسِيرُ إِلَي الْمَدِينَةِ.

ابي الجارود گويد: از امام باقر عليه السلام سئوال كردم قائم شما چه زماني قيام ميفرمايد ؟ فرمود: اي ابا جارود شما آنزمان را نخواهيد ديد . عرضكردم اهل زمانش چطور ؟ فرمود : اهل زمانش راهم نمي بينيد قائم ما بعد از مأيوس شدن و نا اميد گشتن شيعيان قيام مي كند و مردم را سه بار دعوت مي كند و به كمك مي طلبد ولي هيچكس پاسخ او را نميدهد ، تا آنكه روز چهارم به پرده كعبه مي چسبد و مي گويد : خدا يا ياريم كن ودعايش رد نميشود خداوند نيز به ملائكه اي كه رسول الله ( صلي الله عليه وآله ) را در روز بدر ياري كردند دستور مي دهد حضرت مهدي عليه السلام را ياري كنند وآنها كه تا آنزمان هنوز آماده باش بوده وزين اسبهاي واسلحه هاي خود را زمين نگذاشته اند با حضرت بيعت مي كنند ، سپس سيصد وسيزده مرد با حضرت بيعت مي نمايند و حضرت به مدينه رفته ومردم نيز همراه حضرت به مدينه مي روند.

الطبري ( الشيعي)، محمد بن جرير ( قرن ٤) دلائل الامامة ، ص ٤٥٥، تحقيق : قسم الدراسات الإسلامية - مؤسسة البعثة قم، ناشر : مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة ، چاپ : الأولي سال چاپ : ١٤١

روايت شانزدهم

طبري همچنين نقل مي كند:

وأخبرني أبو المفضل محمد بن عبد الله ، قال : أخبرنا محمد بن همام ، قال : أخبرنا جعفر بن محمد بن مالك ، قال : حدثنا علي بن يونس الخزاز ، عن إسماعيل بن عمر بن أبان ، عن أبيه ، عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) قال : إذا أراد الله قيام القائم بعث جبرئيل في صورة طائر أبيض ، فيضع إحدي رجليه علي الكعبة ، والأخري علي بيت المقدس ، ثم ينادي بأعلي صوته : ( أتي أمر الله فلا تستعجلوه ). قال : فيحضر القائم فيصلي عند مقام إبراهيم ( عليه السلام ) ركعتين ، ثم ينصرف ، وحواليه أصحابه ، وهم ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا ، إن فيهم لمن يسري من فراشه ليلا ، فيخرج ومعه الحجر ، فيلقيه فتعشب الأرض

امام صادق عليه السلام فرمودند: چون خدا به پا خواستن قائم را اراده كند، جبرئيل را به صورت پرنده اي سفيد بر انگيزد، پس يكي از پاهايش را بر كعبه قرار دهد و پاي ديگرش را بر بيت المقدس، سپس با بلند ترين صدايش ندا دهد: "[هان ] امر خدا در رسيد، پس در آن شتاب مكنيد." و سپس قايم در مقام ابراهيم حاضر گردد و دو ركعت نماز در آنجا بخواند سپس بر گردد و در كنارش اصحابش باشند، آنها سيصد و سيزده مرد باشند، با آنها كسي است كه شبانه از بسترش برخواسته و به او پيوسته است پس خروج مي كند وبا او سنگ(سنگ موسي)مي باشد كه بابرخورد به زمين،زمين انشعاب مي يابد

الطبري ( الشيعي)، محمد بن جرير ( قرن ٤) دلائل الامامة ، ص ٤٧٢، تحقيق : قسم الدراسات الإسلامية - مؤسسة البعثة قم، ناشر : مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة ، چاپ : الأولي سال چاپ : ١٤١

روايت هفدهم

روايتي را ابن مهزيار از امام زمان عليه السلام چنين نقل كرده است:

وروي أبو عبد الله محمد بن سهل الجلودي ، قال : حدثنا أبو الخير أحمد بن محمد بن جعفر الطائي الكوفي في مسجد أبي إبراهيم موسي بن جعفر ( عليه السلام ) ، قال : حدثنا محمد بن الحسن بن يحيي الحارثي ، قال : حدثنا علي بن إبراهيم بن مهزيار الأهوازي، قال : خرجت في بعض السنين حاجا إذ دخلت المدينة وأقمت بها أياما ، أسأل واستبحث عن صاحب الزمان (عليه السلام) بُويعَ السُّفْيانِي يأْذَنُ لِوَلِي اللَّهِ، فَأَخْرُجُ بَينَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ فِيثَلَاثِمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا سَوَاءً، فَأَجِي ءُ إِلَي الْكُوفَةِ وَ أَهْدِمُ مَسْجِدَهَا وَ أَبْنِيهِ عَلَي بِنَائِهِ الْأَوَّلِ، وَ أَهْدِمُ مَا حَوْلَهُ مِنْ بِنَاءِ الْجَبَابِرَة.

مردم با سفياني بيعت كنند، به ولي خدا اجازة خروج داده مي شود، آن زمان من به همراهي سيصد و سيزده نفر، مرد كارزار، بين صفا و مروه قيام مي كنم و به سوي كوفه مي آيم و مسجد كوفه را خراب مي كنم و به جاي آن مسجدي ديگر مي سازم و همة ساختمان هايي را كه در اطراف مسجد كوفه توسط مستكبران ساخته شده بود، خراب مي كنم ...

الطبري ( الشيعي)، محمد بن جرير ( قرن ٤) دلائل الامامة ، ص ٥٤٢، تحقيق : قسم الدراسات الإسلامية - مؤسسة البعثة قم، ناشر : مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة ، چاپ : الأولي سال چاپ : ١٤١

روايت هجدهم

ابي بصير از امام صادق عليه السلام نقل مي كند:

عن أبي بصير ، عن أبي عبد الله عليه السلام ..الْمُحْتَجُّ بِالْكِتَابِ عَلَي النَّاصِبِ مِنْ سَرَخْسَ رَجُلٌ.فَذَلِكَ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَرَجُلًا بِعَدَدِ أَهْلِ بَدْرٍ، يجْمَعُهُمُ اللَّهُ إِلَي مَكَّةَ فِي لَيلَةٍ وَاحِدَةٍ، وَ هِي لَيلَةُ الْجُمُعَةِ، فَيتَوَافَوْنَ فِي صَبِيحَتِهَا إِلَي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ، لَا يتَخَلَّفُ مِنْهُمْ رَجُلٌ وَاحِدٌ، وَ ينْتَشِرُونَ بِمَكَّةَ فِي أَزِقَّتِهَا يلْتَمِسُونَ مَنَازِلَ يسْكُنُونَهَا.

آن كسي كه از سرخس بوسيله قرآن با دشمنان استدلال ميكند. اينها سيصد و سيزده مردند كه خدا همه را در يك شب جمعه در مكّه معظمه جمع ميكند، شب را در بيت اللَّه الحرام صبح ميكنند و احدي از آنها تخلف نخواهد كرد، آنگاه در بين كوچه هاي مكه منتشر ميشوند و جستجوي اطاق ميكنند كه سكنا نمايند

الطبري ( الشيعي)، محمد بن جرير ( قرن ٤) دلائل الامامة ، ص ٥٥٤، تحقيق : قسم الدراسات الإسلامية - مؤسسة البعثة قم، ناشر : مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة ، چاپ : الأولي سال چاپ : ١٤١

روايت نوزدهم

در كتاب مختصر بصائر الدرجات از امام صادق عليه السلام آمده است:

... الحسين بن حمدان عن محمد بن إسماعيل وعلي بن عبد الله الحسنيين عن أبي شعيب محمد بن نصر عن عمر بن الفرات عن محمد بن المفضل عن المفضل ابن عمر قال : سألت سيدي الصادق .. فَتَفْرَحُ نُفُوسُ الْمُؤْمِنِينَ بِذَلِكَ النُّورِ، وَ هُمْ لَا يعْلَمُونَ بِظُهُورِ قَائِمِنَا أَهْلَ الْبَيتِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَّلَامُ، ثُمَّ يصْبِحُونَ وُقُوفاً بَينَ يدَيهِ عليه السلام، وَ هُمْ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا، بِعِدَّةِ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله يوْمَ بَدْرٍ.

آنگاه در بين ركن و مقام مي ايستد و با صداي رسا مي گويد: اي نقبا و مردمي كه بمن نزديك هستيد، و اي كساني كه خداوند شما را پيش از ظهور من در روي زمين براي ياري من ذخيره كرده است، براي اطاعت از من بسوي من بيائيد! صداي او باين افراد ميرسد و آنها در شرق و غرب عالم بعضي در محراب عبادت و گروهي خوابيده اند، و با اين وصف با يك صدا كه ميشنوند و با يك چشم بهم زدن در بين ركن و مقام نزد او خواهند بود.سپس خداوند بنور دستور ميدهد كه بصورت عمودي از زمين تا آسمان جلوه كند و هر كه ساكن زمين است، از آن نور استضائه نمايد و نور از ميان خانه اش بر وي بدرخشد و از اين نور دلهاي مؤمنين مسرور گردد، در حالي كه هنوز آنها نمي دانند كه قائم ما اهل بيت ظهور كرده است. ولي چون صبح شود همه در برابر قائم خواهند بود و آنها سيصد و سيزده مرد به تعداد لشكر پيغمبر در روز جنگ بدر هستند.

الحلي، حسن بن سليمان، مختصر بصائر الدرجات ص ١٨٢ ، النجف الأشرف، ناشر : منشورات المطبعة الحيدرية ، سال چاپ : ١٣٧٠ - ١٩٥٠ م، چاپ : الأولي

روايت بيستم

در روايت مفضل از امام صادق عليه السلام چنين آمده است:

يسِيرُ الْمَهْدِي إِلَي الْكُوفَةِ وَ ينْزِلُ مَا بَينَهَا وَ بَينَ النَّجَفِ وَ عَدَدُ أَصْحَابِهِ فِي ذَلِكَ الْيوْمِ سِتَّةٌ وَ أَرْبَعُونَ أَلْفاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ سِتَّةُ آلَافٍ مِنَ الْجِنِّ وَ النُّقَبَاءُ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلا.

سپس مهدي از مدينه بكوفه ميرود و در بين كوفه و نجف فرود مي آيد در آن روزيارانش چهل و شش هزار فرشته و شش هزار نفر جن و سيصد و سيزده مرد نقيب ميباشند

الحلي، حسن بن سليمان، مختصر بصائر الدرجات ص ١٨٨ ، النجف الأشرف، ناشر : منشورات المطبعة الحيدرية ، سال چاپ : ١٣٧٠ - ١٩٥٠ م، چاپ : الأولي

ج: بررسي روايتي كه مي گويد: زنان نيز از جمله ٣١٣ نفر هستند

در تمام روايات فوق، هيچ اشاره اي به اينكه زنان جزء ٣١٣ نفر هستند، نشده است تنها يك روايت از شيعه و يك روايت در منابع اهل سنت وجود دارد كه در بين اين ياران، ٥٠ نفر زن هستند. روايت اهل سنت همچنانكه گفته شد، ضعيف است . روايت شيعه را نيز در اين خصوص نقل كرده و مورد بررسي قرار مي دهيم تا مشخص شود كه آيا اين روايت، مي تواند ثابت كند كه ٥٠ نفر زن جزء ياران خاص حضرت هستند يا نه؟

روايت را عياشي با اين سند در تفسيرش ذكر كرده است:

عن جابر الجعفي عن أبي جعفر عليه السلام يقول : الزم الأرض لا تحركن يدك ولا رجلك ابدا حتي تري علامات اذكرها لك في سنة ... ويجيئ والله ثلاثمائة وبضعة عشر رجلا فيهم خمسون امرأة يجتمعون بمكة علي غير ميعاد قزعا كقزع الخريف ...

سوگند به خدا سيصد و اندي نفر مرد مي آيند و در ميان شان پنجاه نفر زن هستند در مكه اجتماع مي كنند بي آن كه قبلا وعده داده باشند ، آمدن شان همچون ابرهاي پاييزي است كه با حركات تند مي آيند .

العياشي السلمي السمرقندي، محمد بن مسعود بن عياش (متوفاي٣٢٠هـ) تفسير العياشي ،، ج١، ص ٦٤ - ٦٦ ، تحقيق: السيد هاشم الرسولي المحلاتي، ناشر : المكتبة العلمية الإسلامية - طهران.

اين تنها روايتي است كه دلالت دارد كه پنجاه نفر از زنان از ياران خاص حضرت مهدي عليه السلام مي باشد، اما اين روايت داراي اشكالاتي است كه موجب عدم پذيرش آن مي شود:

اشكالات اين روايت:

اولا: سند روايت، تا جابر بن عبد الله جعفي، ذكر نشده است پس نمي شود به آن استناد كرد لذا سند مرسل است.

ثانيا: عين همين روايت با سند كامل، در كتاب غيبت نعماني از كليني نقل شده است كه عبارت «فيهم خمسون امرأة» نيامده است همچنانكه در روايت دوم بيان شد.

ثالثا: با دقت در روايات ائمه عليهم السلام، متوجه مي شويم كه استعمال لفظ رجل در روايات، منظور مرد است. مثلا در روايتي چنين آمده است:

عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ الْحَسَنِي قَالَ: كَتَبْتُ إِلَي أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي عَلَيهِ السَّلَامُ أَسْأَلُهُ عَنْ ذِي الْكِفْلِ مَا اسْمُهُ وَ هَلْ كَانَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ فَكَتَبَ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيهِ بَعَثَ اللَّهُ تَعَالَي جَلَّ ذِكْرُهُ مِائَةَ أَلْفِ نَبِي وَ أَرْبَعَةً وَ عِشْرِينَ أَلْفَ نَبِي الْمُرْسَلُونَ مِنْهُمْ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا وَ إِنَّ ذَا الْكِفْلِ مِنْهُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيهِم .

از حضرت عبد العظيم حسني نقل شده است: نامه اي به امام حسن عسگري عليه السلام نوشتم و از ايشان درباره نام ذي الكفل و پيامبر بودن او سؤال كردم، آن حضرت در پاسخ نوشتند: خداوند تعالي صد و بيست و چهار هزار نبي مبعوث كرد كه سيصد و سيزده نفر از آنها مرسل بودند و ذي الكفل از جمله ايشان بود.

المجلسي، محمد باقر (متوفاي ١١١١هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ١٣ ص ٤٠٥، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م.

امام حسن عسگري عليه السلام وقتي مي خواهند بفرمايند ٣١٣ نفر از انبياء مرسل بودند از واژه «رجلا» استفاده مي كنند با توجه به اينكه انبياء همه مرد بودنده اند و زني ميان آنها نبوده است.

همچنين در روايت ديگر كه خروج پيامبر صلي الله عليه واله براي جنگ بدر را ذكر مي كند، آمده است:

خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله فِي ثَلَاثِمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلا

المجلسي، محمد باقر (متوفاي ١١١١هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ١٩، ص ٢٤٦، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م.

يا در روايت نبرد جالوت كه تنها ٣١٣ نفر از مردان جنگي از امتحان پيروز شدند، چنين نقل شده است:

محمد بن يحيي ، عن أحمد بن محمد ، عن محمد بن خالد ، والحسن بن سعيد ، عن النضر بن سويد ، عن يحيي الحلبي ، عن هارون بن خارجة ، عن أبي بصير ، عن أبي جعفر عليه السلام... ي قول الله عز وجل : " إن الله قد بعث لكم طالوت ملكا قالوا أني يكون له الملك علينا ونحن أحق بالملك .... فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا ثَلَاثَمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا مِنْهُمْ مَنِ اغْتَرَفَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ يشْرَب فلما برزوا قال الذين اغترفوا : لا طاقة لنا اليوم بجالوت وجنوده وقال الذين لم يغترفوا : كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة بإذن الله والله مع الصابرين.

همه آشاميدند جز سيصد و سيزده نفر، كه برخي يك مشت نوشيدند و برخي اصلا نچشيدند و اينان بودند كه به پيكار رفتند. آنان كه يك مشت نوشيده بودند گفتند «ما عده اندك تاب مقاومت با جالوت نداريم.» و آنان كه اصلا نچشيدند گفتند: «چه بسيار شد كه گروه اندك بر گروه انبوه چيره شد با رخصت حق و خدا با صابران است».

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي٣٢٨ هـ)، الأصول من الكافي، ج ٨ ص ٣١٦، ناشر: اسلاميه ، تهران ، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

بنابراين با توجه به اينكه در بين پيامبران و در بين ٣١٣ نفر اصحاب بدر و در بين ياران طالوت، زني وجود نداشته است، به اين نتيجه مي رسيم كه مراد از« ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا» كه در اين روايات آمده است، فقط مرد هستند نه زن و اگر زني نيز در جنگ باشد، آنان در پشت جبهه براي پرستاري وخدمات رساني به جنگجويان بوده اند.

رابعا: با دقت در برخي روايات(روايت چهارم) آمده است كه بر روي شمشيرهاي آن ٣١٣ نفر، اسم تك تك مردان نوشته شده است.

همچنانكه شيخ طوسي اين روايت را چنين نقل كرده است:

... سيأتي الله بثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا في مسجدكم هذا ، يعلم أهل مكة أنه لم يخلق آباءهم ولا أجدادهم بعد عليهم السيوف ، مكتوب علي كل سيف اسم الرجل.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاي٤٦٠هـ)، كتاب الغيبة، ص ٣٢٨، تحقيق الشيخ عباد الله الطهراني/ الشيخ علي احمد ناصح، ناشر: مؤسسة المعارف الاسلامية، الطبعة : الأولي، ١٤١١هـ.

اگر زن نيز در بين آنها بود چرا فقط نام مردان بر روي شمشيرشان نوشته شده است؟!

خامسا: گرفتن اسلحه يا شمشير دردست مردان مي باشد كه نماد مبارزه نظامي مي باشد كه شان زنان بالاتر از نبرد نظامي مي باشد بلكه در روايات آمده است كه زنان حضور فعال در ياري رساندن به جنگجويان و مداواي آنان نقش فعالي دارند؛ همچنانكه در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله نيز چنين بوده است.

روايتي را كليني در اين خصوص چنين نقل كرد است:

علي بن إبراهيم ، عن أبيه ، ومحمد بن يحيي ، عن محمد بن الحسين جميعا ، عن عثمان بن عيسي ، عن سماعة ، عن أحدهما ( عليهما السلام ) قال : إن رسول الله ( صلي الله عليه وآله ) خرج بالنساء في الحرب حتي يداوين الجرحي ولم يقسم لهن من الفيئ شيئا ولكنه نفلهن.

رسول خدا(ص) زنان را در جنگ به همراه برد تا زخميان را مداوا كنند، و از غنايم جنگ، سهميه اي براي آنان قرار نداد ولي به عنوان بخشش و هبه، سهمي به آنان داد.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي٣٢٨ هـ)، الأصول من الكافي، ج ٥ ص ٤٥، ناشر: اسلاميه ، تهران ، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

همچنين در روايت نقل شده است كه در زمان امام مهدي عليه السلام نيز زنان در اين زمينه نقش فعالي را دارند:

وأخبرني أبو عبد الله ، قال : حدثنا أبو محمد هارون بن موسي ، قال : حدثنا أبو علي محمد بن همام ، قال : حدثنا إبراهيم بن صالح النخعي ، عن محمد ابن عمران ،عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيهِ السَّلَامُ يقُولُ: يكَن مَعَ الْقَائِمِ عَلَيهِ السَّلَامُ ثَلَاثَ عَشْرَةَ امْرَأَةً قُلْتُ: وَ مَا يصْنَعُ بِهِنَّ؟ قَالَ: يدَاوِينَ الْجَرْحَي ، وَ يقُمْنَ عَلَي الْمَرْضَي، كَمَا كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ .قُلْتُ: فَسَمِّهِنَّ لِي.فَقَالَ: الْقِنْوَاءُ بِنْتُ رُشَيدٍ، وَ أُمُّ أَيمَنَ، وَ حَبَابَةُ الْوَالِبِيةُ، وَ سُمَيةُ أُمُّ عَمَّارِ بْنِ ياسِرٍ، وَ زُبَيدَةُ ، وَ أُمُّ خَالِدٍ الْأَحْمَسِيةُ، وَ أُمُّ سَعِيدٍ الْحَنَفِيةُ، وَ صُبَانَةُ الْمَاشِطَةُ، وَ أُمُّ خَالِدٍ الْجُهَنِية.

مفضل بن عمر مي گويد : از امام صادق عليه السلام منقول است كه فرمود : با قائم عليه السلام سيزده تن زن وجود دارد ، عرض كردم بوسيله آنها چه كاري انجام مي دهد ؟ فرمود : آنها زخمي ها را مداوا مي كنند ، و از بيماران پرستاري مي كنند ، همانگونه كه همراه رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ اين كار را انجام دادند ، عرض كردم : آنها را برايم نام ببر ، امام عليه السلام فرمود : قنواء دختر رشيد ، وام ايمن ، وحبابه والبيه ، وسميه مادر عمار ياسر ، وزبيده وام خالد احمسيه ، وام سعيد حنفيه ، وصبانه ماشطه ، وام خالد جهنيه

الطبري ( الشيعي)، محمد بن جرير ( قرن ٤) دلائل الامامة، ص ٤٨٤، تحقيق : قسم الدراسات الإسلامية - مؤسسة البعثة قم، ناشر : مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة ، چاپ : الأولي سال چاپ : ١٤١

سادسا: مقايسه ياران حضرت مهدي عليه السلام با اهل بدر مي رساند كه همانطور كه در بدر و نبرد نظامي زني نبوده است در ٣١٣ نفر هم زني نمي باشد «ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ» هر چند براي مداوا در جنگها حاضر مي شدند.

نتيجه

١. روايات صحيح و فراوان، به اين امر دلالت دارد كه ٣١٣ نفر يار امام زمان عليه السلام، همه مرد هستند. با توجه به اينكه در اين روايات اسمي از زن برده نشده است.

٢. وجود يك و يا دو روايت ضعيف كه مي گويد، زنان نيز داخل ٣١٣ نفر هستند، در مقابل اين همه روايات، اعتبار چنداني ندارد.

٣- نبودن زنان در بين اين ٣١٣ نفر به اين معنا نيست كه مقام زن از مرد كم است، بلكه زنان گاهي مي توانند كاري را انجام دهند كه كمتر از جنگ و نبرد نيست مانند كاري كه حضرت زينب عليه السلام در كربلا كرد . ايشان دست به شمشير نشد اما كاري كرد كه نهضت امام حسين عليه السلام از بين نرفت و تا قيامت نام اين نهضت باقي است. لازم به يادآوري است كه در زمان حكومت امام زمان عليه السلام است كه زنان به اصل جايگاه و ازرش خود پي خواهند برد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)