پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ٦٢ - آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟

آيا جمله « اللّهم وال من والاه ... » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟

کد مطلب: ٤٩٥٠ تاریخ انتشار: ١٦ شهریور ١٣٩٦ - ١٣:٠٠ تعداد بازدید: ٨٣٧٧ پرسش و پاسخ » امامت و خلافت آيا جمله « اللّهم وال من والاه ... » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟

 

سؤال كننده : فائز مؤمني

شبهه :

ابن تيميه در منهاج السنه مي گويد :

. . . لكن حديث الموالاة قد رواه الترمذي و أحمد و الترمذي في مسنده عن النبي (ص) انه قال : « من كنت مولاه فعلي مولاه » و أما الزيادة و هي قوله : « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه الخ » فلا ريب انه كذب .

منهاج السنة النبوية ، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس (الوفاة٧٢٨هـ) ، ج ٧ ، ص ٣١٩ ، ناشر : مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

حديث موالات را ترمذي و احمد بن حنبل روايت كرده اند (مثلاً) ترمذي در مسند خود از پيامبر (ص) روايت مي كند كه فرمود « هر كه من مولاي اويم ، عليّ مولاي اوست » و اما زياده بر اين يعني اين كلام پيامبر (ص) «خدايا دوست بدار هر كه او را دوست بدارد و دشمن دارد هركه با او دشمني كند» بدون ترديد دروغي است كه به پيامبر (ص) نسبت داده شده است ..

و محمد بن عبدالوهاب نيز با چشمان بسته و فقط براي اين كه از ابن تيميه پيروي كرده باشد ، حديث غدير و « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه الي آخر » را اين گونه زير سؤال مي برد :

و أما الزيادة فليست في الحديث . . . و لا ريب أنها كذب .

مسائل لخصها محمد بن عبد الوهاب ، محمد بن عبد الوهابمتوفاي١٢٠٦ هـ ، ج ١ ، ص ١٥٤ ، ناشر : مطابع الرياض - الرياض ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : عبد العزيز بن زيد الرومي ، د . محمد بلتاجي ، د . سيد حجاب .

و اما بيش از « من كنت مولاه فعلي مولاه » در حديث ، نيامده ... و بدون شك دروغ است .

نقد و بررسي ادعاي ابن تيميه :

يكي از خصلت هاي بارز ابن تيميه حراني و پيروانش ، انكار فضائل و روايات صحيح السندي است كه در باره اهل بيت عليهم السلام وارد شده است .

با اين كه بسياري از بزرگان اهل سنت حديث شريف غدير را همراه با جمله « اللهم وال منوالاه ... » نقل و به صحت آن اعتراف كرده اند ؛ اما در عين حال مي بينيم كه مخالفت و عداوت با امير مؤمنان عليه السلام سبب شده است كه ابن تيميه و پيروانش آن را انكار و دروغ بدانند .

بي ترديد اگر ثابت شود كه جمله « اللهم وال من والاه . . . » از نظر سندي طبق قواعد اهل سنت هيچ مشكلي ندارد و علماي سني در طول تاريخ به صحت آن اعتراف كرده اند ، دروغ بودن ادعاي ابن تيميه و در نتيجه عداوت وي با خاندان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم ، ثابت مي شود .

بيش از سي نفر از صحابه آن را نقل كرده اند :

ابن حجر هيثمي كه از علماي بزرگ اهل سنت است ، اعتراف مي كند كه بيش از سي نفر از صحابه حديث غدير را همراه با جمله « اللهم وال من والاه . . . » نقل كرده اند :

الحديث الرابع قال (ص) يوم غدير خم : « من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه »الحديث و قد مر . . . أنه رواه عن النبي (ص) ثلاثون صحابيا .

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة ، أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي (متوفاي٩٧٣هـ ) ، ج ٢ ، ص ٣٥٣ و ٣٥٥ ،الفصل الثاني : في فضائله رضي الله عنه و كرم الله وجهه ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - ١٤١٧هـ - ١٩٩٧م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط

حديث چهارم (در فضائل علي عليه السلام) كه پيامبر اكرم در روز غدير فرمود : « هركه من مولاي اويم ، اين (علي عليه السلام) ، مولاي اوست بارخدابا دوست بدار هركس را كه علي را دوست دارد ، و دشمن بدار هر كس را كه ، دشمن اوست » اين حديث است و همان گونه كه گذشت سي صحابه آن را از پيامبر ، روايت كرده اند .

عجلوني نيز كه از علماي بزرگ اهل سنت است در كشف الخفاء به اين مطلب تصريح مي كند :

« من كنت مولاه فعلي مولاه » رواه الطبراني و أحمد و الضياء في المختارة عن زيد بن أرقم و عليّ و ثلاثين من الصحابة بلفظ « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » فالحديث متواتر أو مشهور .

كشف الخفاء ومزيل الإلباس عما اشتهر من الأحاديث علي ألسنة الناس ، إسماعيل بن محمد العجلوني الجراحي (متوفاي١١٦٢ هـ) ، ج ٢ ، ص ٣٦١ ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤٠٥ ، الطبعة : الرابعة ، تحقيق : أحمد القلاش .

حديث « هركه من مولاي اويم ، عليّ مولاي اوست » را طبراني و احمد بن حنبل و ضياء در كتاب المختارة (كتاب برگزيده)اش از زيد بن ارقم(صحابي) و امير المؤمنين عليه السلام و سي نفر از صجابه ي پيامبر (ص) با لفظ « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » روايت كرده اند پس حديث ، يا متواتر است و يا مشهور .

و جمال الدين زيلعي نيز كه از بزرگان اهل سنت به حساب مي آيد ، نام بيش از ده نفر از صحابه را برده و مي گويد : تعداد ديگري را نيز از صحابه ديده ام كه آن را نقل كرده اند :

الحديث التاسع : قال : و ذلك لدعوة نبينا « اللهم عاد من عاداه »

قلت : روي من حديث زيد بن أرقم و من حديث البراء بن عازب و من حديث سعد بن أبي وقاص و من حديث طلحة بن عبيد الله و أبي سعيد الخدري و أبي هريرة و أنس بن مالك و ابن عمر و جرير بن عبد الله البجلي و جابر بن عبد الله و حذيفة بن أسيد الغفاري و حبشي بن جنادة . . . ثم وقع لي في كتاب الموالاة للحافظ أبي العباس أحمد بن محمد بن سعيد المعروف بابن عقدة فوجدته رواه عن جماعة آخرين من الصحابة رضوان الله عليهم أجمعين .

تخريج الأحاديث والآثار الواقعة في تفسير الكشاف للزمخشري ، جمال الدين عبد الله بن يوسف بن محمد الزيلعي (متوفاي٧٦٢هـ ) ، ج ٢ ، ص ٢٣٤ الي ٢٤٤ ، ناشر : دار ابن خزيمة - الرياض - ١٤١٤هـ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : عبد الله بن عبد الرحمن السعد .

حديث نهم : زمخشري گفت : ذكر اين حديث به خاطر دعاي پيامبر (ص) در مورد عليّ ، است كه فرمود : « اللهم عاد من عاداه » .

من (زيعلي) مي گويم : اين حديث پيامبر(ص) از زيد بن أرقم (صحابي) و البراء بن عازب (صحابي) سعد بن أبي وقاص (صحابي ) طلحة بن عبيد الله (صحابي) و أبي سعيد الخدري (صحابي)و أبي هريرة (صحابي ) و أنس بن مالك (صحابي ) و ابن عمر (صحابي ) و جرير بن عبد الله البجلي (صحابي ) و جابر بن عبد الله (صحابي ) و حذيفة بن أسيد الغفاري (صحابي ) و حبشي بن جنادة (صحابي ) ، روايت شده است . . . و در كتاب الموالات حافظ ابن عقده ، جماعت ديگري از صحابه رضوان الله عليهم اجمعين را يافتم كه اين حديث را ابن عقده از آنان نقل نموده است .

و ابن عبد البر نيز تعدادي از صحابه را نام مي برد كه اين جمله را از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيده و نقل كرده اند :

و روي بريدة و أبو هريرة و جابر و البراء بن عازب و زيد بن أرقم كل واحد منهم عن النبي صلي الله عليه و سلم أنه قال يوم غدير خم «من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» .

الاستيعاب في معرفة الأصحاب ، يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر (متوفاي٤٦٣ ) ، ج ٣ ، ص ١٠٩٩، ناشر : دار الجيل - بيروت - ١٤١٢ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : علي محمد البجاوي

و بريدة و أبو هريرة و جابر و براء بن عازب و زيد بن أرقم هر يك از پيامبر صلي الله عليه و سلم ، روايت كرده اند كه پيامبر (ص) در روز غدير فرمود : « من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » .

تلمساني نيز تعدادي از صحابه ي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم ، را برمي شمرد كه اين روايت را از ر سول خدا صلي الله عليه و آله و سلم ، شنيده و روايت نموده اند .

و روي بُريدة بن الحُصيب و أبو هُريرة و البراء بن عازب و زيد بن أرقم و جابر بن عبد الله الأنصاريُّ كلُّ واحد عن النبي صلي الله عليه و سلم أنه قال يوم غدير خُم : « من كنت مولاه فعليٌّ مولاه اللهمَّ والِ من والاه وعاد من عاداه»

الجوهرة في نسب النبي وأصحابه العشرة ، محمد بن أبي بكر الانصاري التلمساني المعروف بالبري ، ( المتوفي : ٦٤٤هـ ) ، ج ١ ، ص ٢٩٣

و بُريدة بن الحُصيب و أبو هُريرة و براء بن عازب و زيد بن أرقم و جابر بن عبد الله أنصاريُّ ، هر يك از پيامبر صلي الله عليه و سلم ، روايت كردند كه در روز غدير خم فرمود : « من كنت مولاه فعليٌّ مولاه اللهمَّ والِ من والاه وعاد من عاداه »

آيا مي توان تصور كرد كه اين تعداد از صحابه همگي دروغگو بوده اند ؟

علماي طراز اول اهل سنت و « اللهم وال من والاه . . . »

در ادامه ، نگاه علماي طراز اول اهل سنت را در قبال « اللهمَّ والِ من والاه وعاد من عاداه » طرح كرده و در دو بخش علماي قبل از ابن تيميه و علماي بعد از ابن تيميه آن را بررسي مي كنيم :

علماي قبل از ابن تيميه :

اكنون به بررسي كتب دانشمنداني مي پردازيم كه همگي قبل از ابن تيميه زندگي مي كرده اند و همگي از بزرگان اهل سنت بوده اند ؟ آيا مي توان تصور كرد كه ابن تيميه اين كتاب ها و نظرات آنان را نديده باشد ؟

اين علما نسبت به « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ... » سه اقدام مهم و اساسي نموده اند:

١- نقل اين جمله در كتاب هاي معتبر خود :

بسياري از علماي طراز اول اهل سنت كه قبل از زمان ابن تيميه مي زيسته اند حديث غدير را به همراه « اللهم وال من والاه ... » قرن به قرن و سينه به سينه از مشايخ شان نقل در كتاب هاي خود منعكس كرده اند درزير به پانزده مورد آن اشاره مي كنيم :

١ . ابن ابي شيبه ، استاد بخاري ( متوفاي ٢٣٥هـ)

الكتاب المصنف في الأحاديث و الآثار ، أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي ، ج ٢ ، ص ٦٨٢ ، ج ٦ ، ص ٣٦٨ ، ح ٣٢٠٩١ ، دار النشر : مكتبة الرشد - الرياض - ١٤٠٩ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : كمال يوسف الحوت

٢ . احمد بن حنبل امام حبنلي ها (متوفاي٢٤١هـ) در دو كتاب مسند احمد و فضائل الصحابة اش؛

مسند الإمام أحمد بن حنبل ، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني ، ج ١ ، ص ١١٨ ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر

فضائل الصحابة ، أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني ، ج ٢ ، ص ٦١٠ ، ج ٢ ، ص ٦٨٢ ،دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤٠٣ - ١٩٨٣ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : د. وصي الله محمد عباس

٣ . ابن ماجه قزويني متوفاي (متوفاي٢٧٥هـ) در سنن اش كه يكي از صحاح سته اهل سنت است

سنن ابن ماجه ، محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني ج ١ ، ص ٤٣، دار النشر : دار الفكر - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

٤ . ابوبكر بزار (متوفاي٢٩٢هـ) در مسندش؛

البحر الزخار (مسند بزار ) ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق البزار ، ج ١٠ ، ص ٢١١ ، دار النشر : مؤسسة علوم القرآن , مكتبة العلوم والحكم - بيروت , المدينة - ١٤٠٩ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله

٥ . نسايي(متوفاي٣٠٣هـ) در كتاب السنن الكبري و همچنين در خصائص امير المؤمنين عليه السلام ؛

السنن الكبري ، أحمد بن شعيب أبو عبد الرحمن النسائي (متوفاي٣٠٣ ) ، ج ٥ ص ٤٥ ، ج ٥ ، ص ١٣٠ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١١ - ١٩٩١ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : د.عبد الغفار سليمان البنداري , سيد كسروي حسن

خصائص أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ، أحمد بن شعيب النسائي أبو عبد الرحمن( متوفاي٣٠٣ ) ، ج ١ ، ص ٩٦، دار النشر : مكتبة المعلا - الكويت - ١٤٠٦ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : أحمد ميرين البلوشي

٦ . ابويعلي موصلي (متوفاي٣٠٧هـ) در مسندش ؛

مسند أبي يعلي ، أحمد بن علي بن المثني أبو يعلي الموصلي التميمي، ج ١ ، ص٤٢٨ و ج ١١ ، ص ٣٠٧ ، لنشر : دار المأمون للتراث - دمشق - ١٤٠٤ - ١٩٨٤ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : حسين سليم أسد

٧ . طحاوي (متوفاي٣٢١هـ) : در كتاب شرح مشكل الآثار ؛

شرح مشكل الآثار ، أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوي ج ٥ ، ص ١٨ و ١٩، ناشر : مؤسسة الرسالة - لبنان/ بيروت - ١٤٠٨هـ - ١٩٨٧م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : شعيب الأرنؤوط

٨ . ابن حبان (متوفاي٣٥٤هـ) در صحيح خود ؛

صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان ،محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي (الوفاة :) ، ج ١٥ ، ص ٣٧٥ ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤١٤ - ١٩٩٣ ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : شعيب الأرنؤوط

٩ . طبراني (متوفاي٣٦٠هـ)در المعجم الكبير و المعجم الاوسط ؛

المعجم الكبير ، سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني ، ج ٥ ، ص ١٦٦ ، دار النشر : مكتبة الزهراء - الموصل - ١٤٠٤ - ١٩٨٣ ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي

١٠ . حاكم نيشابوري (متوفاي٤٠٥هـ) در المستدرك ؛

المستدرك علي الصحيحين ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري ، ج ٣ ، ص ١١٨ ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١١هـ - ١٩٩٠م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : مصطفي عبد القادر عطا

١١ . ثعلبي ( متوفاي٤٢٧هـ) در تفسيرش ؛

الكشف والبيان (تفسير الثعلبي ) ، أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم الثعلبي النيسابوري ، ج ٤ ، ص ١٢٦، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان - ١٤٢٢هـ-٢٠٠٢م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : الإمام أبي محمد بن عاشور ، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي

١٢ . جرجاني (متوفاي٤٩٩هـ) در الامالي ؛

كتاب الأمالي وهي المعروفة بالأمالي الخميسية ، المرشد بالله يحيي بن الحسين بن إسماعيل الحسني الشجري الجرجاني ، ج ١ ، ص ١٩٢ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - ١٤٢٢ هـ - ٢٠٠١م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : محمد حسن اسماعيل

١٣ . ابن عساكر (متوفاي٥٧١هـ) در تاريخ مدينه دمشق ؛

تاريخ مدينة دمشق و ذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل ، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي ، ج ٤٢ ، ص ٢٠٩ ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - ١٩٩٥ ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري

١٤ . ابن أثير جزري (متوفاي٦٣٠هـ)در اسدالغابة ؛

أسد الغابة في معرفة الصحابة ، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد الجزري ، ج ٣ ، ص ٤٨٤دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان - ١٤١٧ هـ - ١٩٩٦ م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : عادل أحمد الرفاعي

١٥ . مقدسي (متوفاي٦٤٣هـ) در الأحاديث المختارة

الأحاديث المختارة ، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلي المقدسي ، ج ٢ ، ص ١٠٦ ، ناشر : مكتبة النهضة الحديثة - مكة المكرمة - ١٤١٠ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : عبد الملك بن عبد الله بن دهيش

٢-اختصاص بابي مستقل به اين جمله از روايت غدير :

اقدام اساسي دوم اين بوده كه عده اي از همين علماء ، سالها و بلكه قرن ها قبل از به دنيا آمدن ابن تيميه ، بابي مستقل در مورد اين دعاي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم ، « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . . . » در مورد امير المؤمنين عليه السلام ، در كتب خود ، گشوده و روايات مربوط به آن را در ذيلش جمع آوري نموده اند به عنوان مثال ، دو مورد را متذكر مي شويم :

الف:ابن حبان(متوفاي٣٥٤هـ) عالم معروف اهل سنت :

ذكر دعاء المصطفي (ص) بالولاية لمن والي عليا و المعاداة لمن عاداه :

أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ الأَزْدِيُّ حَدَّثَنَا إِِسْحَاقُ بْنُ إِِبْرَاهِيمَ أَخْبَرَنَا أَبُو نُعَيْمٍ وَيَحْيَي بْنُ آدَمَ قَالا حَدَّثَنَا فِطْرُ بْنُ خَلِيفَة عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ قَالَ قَالَ عَلِيٌّ أَنْشُدُ اللَّهَ كُلَّ امْرِئٍ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ لَمَّا قَامَ فَقَامَ أُنَاسٌ فَشَهِدُوا أَنَّهُمْ سَمِعُوهُ يَقُولُ أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلَي النَّاسِ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ قَالُوا بَلَي يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَإِِنَّ هَذَا مَوْلاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ فَخَرَجْتُ وَ فِي نَفْسِي مِنْ ذَلِكَ شَيْءٌ فَلَقِيتُ زَيْدَ بْنَ أَرْقَمَ فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لَهُ فَقَالَ قَدْ سَمِعْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ يَقُولُ ذَلِكَ لَهُ .

صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان ،محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي (متوفاي٣٥٤ ) ، ج ١٥ ، ص ٣٧٥ ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤١٤ - ١٩٩٣ ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : شعيب الأرنؤوط

ذكر دعاي حضرت مصطفي(ص) به دوستي كسي كه عليّ را دوست بدارد و دشمني كسي كه با عليّ دشمن باشد :

. . . أَبوطٌفَيل گفت : علي (عليه السلام) فرمود : هركسي را كه روز غدير خم سخنان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم آنگاه كه ايستاده بود ، شنيده است ، سوگند مي دهم (كه آنچه شنيده شهادت دهد ) گروهي در مجلس برخواسته و شهادت دادند كه شنيدند كه پيامبر مي فرمود : « اي مسلمانان آيا نمي دانيد كه من (به حكم قرآن ) ازمومنين به خودشان سزاوارتر و مقدم هستم » مسلمانان گفتند : آري اي رسول خدا ! پيامبر فرمود : « هركه من مولاي اويم ، اين (علي عليه السلام) ، مولاي اوست بارخدابا دوست بدار هركس را كه علي را دوست دارد ، و دشمن بدار هر كس را كه ، دشمن اوست » (ابوطفيل مي گويد :) از مجلس عليّ خارج شدم در حالي اين سخنان پيامبر (ص) برايم گران آمده بود ، بعد از آن زيد بن ارقم (صحابي) را ديدم و جريان را براي او بازگو كردم و او گفت : ما از رسول خدا شنيديم كه آن را در مورد عليّ (عليه السلام) مي فرمود .

ب : ابوبكر آجري(متوفاي٣٦٠هـ) :

باب ذكر دعاء النبي لمن والي علي بن أبي طالب رضي الله عنه و تولاه و دعائه علي من عاداه :

حدثنا أبو محمد عبد الله بن العباس الطيالسي ، قال : حدثنا محمد بن موسي الحرشي ، قال : حدثنا عثمان بن علي قال : حدثنا عبد الملك بن أبي سليمان ، عن عطية ، عن زيد بن أرقم قال : قال رسول الله : « من كنت مولاه فعلي مواه ، اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه » .

الشريعة ،أبي بكر محمد بن الحسين الآجري (متوفاي٣٦٠هـ ) ، ج ٤ ، ص ٢٠٤٩ ، ناشر : دار الوطن - الرياض / السعودية - ١٤٢٠ هـ - ١٩٩٩ م ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : الدكتور عبد الله بن عمر بن سليمان الدميجي

باب ذكر دعاي پيامبر (ص) نسبت به كسي كه علي بن أبي طالب رضي الله عنه را دوست دارد و نفرين پيامبر در مورد كسي كه با او دشمني دارد :

. . . زيد بن ارقم (صحابي) گفت : رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلّم) فرمودند :

« من كنت مولاه فعلي مواه ، اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه » .

٣-اعتراف به صحت سند آن :

بسياري از خود علماي قبل از ابن تيميه نيز به صحيح و معتبر بودن رواياتشان تصريح كرده اند و بعضي از روايات آنان را نيز ديگران صحيح و معتبر معرفي نموده اند كه به عنوان نمونه به ذكر سه مورد اكتفاء مي كنيم :

الف : ابوجعفر طحاوي(متوفاي٣٢١هـ) :

او كسي است كه ذهبي در باره او مي گويد :

الإمام العلامة الحافظ الكبير محدث الديار المصرية و فقيهها أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة بن سلمة بن عبد الملك الأزدي الحجري المصري الطحاوي الحنفي صاحب التصانيف . . .

سير أعلام النبلاء ، محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: ٧٤٨ ، ج ١٥ ، ص ٢٧،دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤١٣ ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي

امام ، علامه ، حافظ بزرگ ، محدث و فقيه كشور مصر ، ابوجعفر أحمد بن محمد بن سلامة بن سلمة بن عبد الملك أزدي حجري مصري طحاوي حنفي صاحب تاليفات . . .

طحاوي مي نويسد :

كما حدثنا أَحْمَدُ بن شُعَيْبٍ قال أخبرنا محمد بن الْمُثَنَّي قال حدثنا يحيي بن حَمَّادٍ قال حدثنا أبو عَوَانَةَ عن سُلَيْمَانَ يَعْنِي الأَعْمَشَ قال حدثنا حَبِيبُ بن أبي ثَابِتٍ عن أبي الطُّفَيْلِ عن زَيْدِ بن أَرْقَمَ قال لَمَّا رَجَعَ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم عن حَجَّةِ الْوَدَاعِ وَ نَزَلَ بِغَدِيرِ خُمٍّ ، أَمَرَ بِدَوْحَاتٍ فَقُمِّمْنَ ثُمَّ قال كَأَنِّي دُعِيتُ فَأَجَبْتُ إنِّي قد تَرَكْتُ فِيكُمْ الثَّقَلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ من الآخَرِ كِتَابَ اللَّهِ عز وجل و َعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِي فِيهِمَا فَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حتي يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ ثُمَّ قال : «إنَّ اللَّهَ عز وجل مَوْلاَيَ و أنا وَلِيُّ كل مُؤْمِنٍ» ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ رضي الله عنه فقال : « من كنت وَلِيَّهُ فَهَذَا وَلِيُّهُ اللَّهُمَّ وَالِ من وَالاَهُ وَ عَادِ من عَادَاهُ » فقلت لِزَيْدٍ سَمِعْتُهُ من رسول اللَّهِ صلي الله عليه و سلم فقال : ما كان في الدَّوْحَاتِ أَحَدٌ إِلاَّ رَآهُ بِعَيْنَيْهِ وَ سَمِعَهُ بِأُذُنَيْهِ .

قال أبو جَعْفَر : فَهَذَا الْحَدِيثُ ، صَحِيحُ الإِسْنَادِ لاَ طَعْنَ لأَحَدٍ في أَحَدٍ من رُوَاتِهِ فيه

شرح مشكل الآثار ، أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوي (متوفاي٣٢١هـ) ، ج ٥ ، ص ١٨ و ١٩ ، ناشر : مؤسسة الرسالة - لبنان/ بيروت - ١٤٠٨هـ - ١٩٨٧م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : شعيب الأرنؤوط

. . . زيد بن ارقم گفت : وقتي رسول خدا صلي الله عليه و سلّم از حجة الوداع ( آخرين حج ) برگشتند و وارد غدير خم شدند ، اصحاب حضرت به دستور ايشان از تنه درختان سكويي بنا كردند حضرت بر بالاي آن رفته و فرمودند : « زمان رحلت من نزديك شده ، من شما را ترك خواهم كرد در حالي كه دو چيز پر ارزش در ميان شما باقي مي گذارم كه يكي از ديگري برتر است ، كتاب خداي عز و جلّ و عترتم اهل بيتم ، دقت كنيد بعد از من با اين دو چه خواهيد كرد ، اين دو هرگز از هم جدايي ندارند تا سرانجام در كنار حوض كوثر ، نزد من آيند سپس پيامبر فرموند : « خداوند عز و جل مولاي من و من مولاي هر مومني هستم » سپس دست علي را گرفتند و فرمودند : « هركس كه من مولاي اويم ، اين (علي) مولاي او است ، بار خدايا دوست بدار هركه را كه علي را دوست دارد و دشمن بدار هر كه را كه او را دشمن دارد » (ابوطفيل مي گويد :) به زيد بن ارقم گفتم : از رسول خدا صلي الله عليه و سلم شنيدي؟ گفت : هر كسي كه آنجا آن را با چشم خودش ديد و با گوش ها ي خودش شنيد .

ابوجعفر گفت : اين حديث ، حديث صحيح الاسنادي است كه احدي حق طعن زدن به احدي از راويان آن راندارد .

ب : حاكم نيشابوري(متوفاي٤٠٥هـ) :

حدثنا أبو الحسين محمد بن أحمد بن تميم الحنظلي ببغداد ثنا أبو قلابة عبد الملك بن محمد الرقاشي ثنا يحيي بن حماد وحدثني أبو بكر محمد بن بالويه وأبو بكر أحمد بن جعفر البزار قالا ثنا عبد الله بن أحمد بن حنبل حدثني أبي ثنا يحيي بن حماد وثنا أبو نصر أحمد بن سهل الفقيه ببخاري ثنا صالح بن محمد الحافظ البغدادي ثنا خلف بن سالم المخرمي ثنا يحيي بن حماد ثنا أبو عوانة عن سليمان الأعمش قال ثنا حبيب بن أبي ثابت عن أبي الطفيل عن زيد بن أرقم رضي الله عنه قال : لما رجع رسول الله صلي الله عليه وسلم من حجة الوداع و نزل غدير خم  أمر بدوحات فقمن فقال : « كأني قد دعيت فأجبت إني قد تركت فيكم الثقلين أحدهما أكبر من الآخر كتاب الله تعالي و عترتي فانظروا كيف تخلفوني فيهما فإنهما لن يتفرقا حتي يردا علي الحوض » ثم قال : « إن الله عز وجل مولاي و أنا مولي كل مؤمن ثم أخذ بيد علي رضي الله عنه فقال من كنت مولاه فهذا وليه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه» و ذكر الحديث بطوله هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين و لم يخرجاه بطوله شاهده حديث سلمة بن كهيل عن أبي الطفيل أيضا صحيح علي شرطهما .

المستدرك علي الصحيحين ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري (متوفاي٤٠٥ هـ ) ، ج ٣ ، ص ١١٨ ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١١هـ - ١٩٩٠م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : مصطفي عبد القادر عطا

زيد بن ارقم گفت : وقتي رسول خدا صلي الله عليه و سلّم از حجة الوداع ( آخرين حج ) برگشتند و وارد غدير خم شدند ، اصحاب حضرت به دستور ايشان از تنه درختان سكويي بنا كردند حضرت بر بالاي آن رفته و فرمودند : « زمان رحلت من نزديك شده ، من شما را ترك خواهم كرد در حالي كه دو چيز پر ارزش در ميان شما باقي مي گذارم كه يكي از ديگري برتر است ، كتاب خداي عز و جلّ و عترتم اهل بيتم ، دقت كنيد بعد از من با اين دو چه خواهيد كرد ، اين دو هرگز از هم جدايي ندارند تا سرانجام در كنار حوض كوثر ، نزد من آيند سپس پيامبر فرموند : « خداوند عز و جل مولاي من و من مولاي هر مومني هستم » سپس دست علي را گرفتند و فرمودند : « هركس كه من مولاي اويم ، اين (علي) مولاي او است ، بار خدايا دوست بدار هركه را كه علي را دوست دارد و دشمن بدار هر كه را كه او را دشمن دارد » (ابوطفيل مي گويد :) به زيد بن ارقم گفتم : از رسول خدا صلي الله عليه و سلم شنيدي؟ گفت : هر كسي كه آنجا آن را با چشم خودش ديد و با گوش ها ي خودش شنيد .

اين حديث طبق شرط بخاري و مسلم (در پذيرش روات) ، صحيح است ولي در دو كتاب خود (صحيح بخاري و صحيح مسلم) آن را ذكر نكرده اند ، شاهد آن حديث سلمة بن كهيل از أبوطفيل است كه آن هم طبق شرط بخاري و مسلم صحيح است .

ج : ابوطاهر مقدسي(متوفاي٦٤٣هـ) :

أخبرنا الحافظ أبو طاهر أحمد بن محمد بن أحمد السلفي إجازة قال أنا أبو الفتح محمد بن أحمد بن محمد بن الحسين بن الحارث المعلم فيما قرأت عليه من أصل سماعه حدثكم أبو عبدالله الحسين بن أحمد بن محمد بن سعيد الرازي إملاء ثنا أبو الحسن علي بن حسان بن القاسم الجديلي ببغداد ثنا أبو جعفر محمد بن عبدالله بن سليمان الحضرمي ثنا محمود بن غيلان ثنا الفضل بن موسي السيناني ثنا الأعمش عن سعيد بن وهب قال قال علي رضي الله عنه أنشد الله من سمع رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول يوم غدير خم : « الله وليي و أنا ولي المؤمنين من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره » قال فقال سعيد فقام إلي  جنبي ستة قال فقال زيد بن يثيع قام من عندي ستة سئل الدارقطني عنه فقال حدث به الأعمش و شعبة و إسرائيل عن أبي إسحاق عن سعيد بن وهب عن علي و ذكر ما فيه من الاختلاف قال و أشبهها بالصواب قول الأعمش و شعبة و إسرائيل و من تابعهم و قد روي نحو هذا عن عبدالرحمن بن أبي ليلي عن علي عليه السلام . ( إسناده صحيح )

الأحاديث المختارة ، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلي المقدسي الوفاة: ٦٤٣ ، ج ٢ ، ص ١٠٦ ، ناشر : مكتبة النهضة الحديثة - مكة المكرمة - ١٤١٠ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : عبد الملك بن عبد الله بن دهيش

. . . اعمش از سعيد بن وهب از علي (عليه السلام) نقل كرد كه فرمود : كساني را كه روز غدير خم سخنان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم را شنيده كه فرمود : « خداوند ، ولي من و من ولي مومنين ام و هركس كه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست ، بار خدايا دوست بدار هركس را كه علي را دوست دارد و دشمن باش با هر كس كه علي را دشمن دارد و ياور كسي باش كه او را ياري كند » ، سوگند مي دهم (كه آنچه شنيده شهادت دهد) سعيد بن وهب گفت : از كنار من ، شش نفر برخواسته ( و شهادت دادند ) و زيد بن يثيع هم گفت : از كنار من شش نفر برخواستند . . . اسناد اين حديث صحيح است .

و به حدثنا عبدالله بن أحمد ثنا علي بن حكيم الأودي أنا شريك عن أبي إسحاق عن سعيد بن وهب و عن زيد بن يثيع قالا نشد عليّ في الرحبة من سمع رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول يوم غدير خم إلا قام قال فقام من قبل سعيد ستة و من قبل زيد ستة فشهدوا أنهم سمعوا رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول لعلي يوم غدير خم : « اليس الله أولي بالمؤمنين » قالوا بلي قال : « اللهم من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » . ( إسناده حسن )

الأحاديث المختارة ، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلي المقدسي الوفاة: ٦٤٣ ، ج ٢ ، ص ١٠٥ ، ناشر : مكتبة النهضة الحديثة - مكة المكرمة - ١٤١٠ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : عبد الملك بن عبد الله بن دهيش

سعيد بن وهب و زيد بن يثيع نقل كردند كه علي ( عليه السلام ) در صحن مسجد كساني را كه در روز غدير خم سخنان رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم راشنيدند ، سوگند داد ابي اسحاق گفت : از سمتي كه سعيد بن وهب نشسته بود ، شش نفر برخواستند و از سمتي كه زيد بن يثيع نشسته بود نيز شش نفر برخواستند ، و همگي شهادت دادند كه روز غدير خم از رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم ، شنيدند كه در مورد علي(عليه السلام ) مي فرمود : « آيا من از مومنين يه خودشان ، اولي نيستم ؟ » همه گفتند : آري رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم فرمود : خدايا هر كس كه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست بارخدايا دوست بدار هر كس را كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن دارد » اسناد اين حديث حسن است .

أخبرنا عبدالله بن أحمد الحربي بها أن أبا القاسم هبة الله بن الحصين أخبرهم قراءة عليه أنا أبو علي بن المذهب أنا أبو بكر القطيعي ثنا عبدالله بن أحمد حدثني أبي ثنا حسين بن محمد و أبو نعيم المعني قثنا فطر عن أبي الطفيل قال جمع علي بن أبي طالب رضي الله عنه الناس في الرحبة ثم قال أنشد بالله كل امرئ مسلم سمع رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول يوم غدير خم ما قال فقام إليه بعض الناس - قال أبو نعيم فقام ناس كثير - فشهدوا حين أخذ بيده فقال للناس : « أتعلمون أني أولي بالمؤمنين من أنفسهم » قالوا نعم يا رسول الله قال : « من كنت مولاه فهذا مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » قال : فخرجت كأن في نفسي شيئا فلقيت زيد بن  أرقم فقلت له إني سمعت عليا يقول كذا و كذا قال : فما تنكر قد سمعت رسول الله يقول ذلك له × رواه أبو حاتم البستي عن عبدالله الأزدي عن إسحاق بن إبراهيم عن أبي نعيم ويحيي بن آدم عن فطر بن خليفة بنحوه ( إسناده حسن ) .

الأحاديث المختارة ، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلي المقدسي الوفاة: ٦٤٣ ، ج ٢ ، ص ١٧٣ ، ناشر : مكتبة النهضة الحديثة - مكة المكرمة - ١٤١٠ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : عبد الملك بن عبد الله بن دهيش

ابو طفيل نقل مي كند كه علي (عليه السلام ) مردم را در صحن مسجد جمع كرد و و فرمود : هر مسلماني را كه در روز غدير خم ، سخنان رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم را شنيد ، سوگند مي دهم ، بعضي از مردم - ابو نعيم گفت : بسياري از مردم - برخواسته و شهادت دادند كه رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم ، هنگامي كه دست علي (عليه السلام) را گرفتند ، خطاب به مردم فرمودند : « آيا من از مومنين يه خودشان ، اولي نيستم ؟ » همه گفتند : آري اي رسول الله فرمود : هر كس كه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست بارخدايا دوست بدار هر كس را كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن دارد » ابوطفيل مي گويد : از آن  مجلس خارج شدم در حالي اين سخنان پيامبر (ص) برايم گران آمده بود ، بعد از آن زيد بن ارقم (صحابي) را ديدم و گفتم : از علي شنيدم كه چنين و چنان مي گفت ، زيد بن ارقم گفت : انكارش نكن من خود از رسول خدا شنيدم كه آن را در مورد عليّ (عليه السلام) مي فرمود .. . . اسناد اين حديث حسن است ..

علماي بعد از ابن تيميه :

در ادامه ، اقدامات بسياري از علماي طراز اول اهل سنت را كه همگي يا با ابن تيميه هم عصر بوده و يا بعد از ابن تيميه اند مي زيسته اند ، كساني كه با اين ادعاي ابن تيميه آشنا بودند (يعني از اواسط قرن هشتم به بعد ) را بررسي مي كنيم .

اين علماي اهل سنت نيز سه اقدام اساسي در مورد « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . . . » انجام داده اند :

١-نقل احاديث علماي قبل از ابن تيميه :

در اين اقدام ، علماي متاخر از ابن تيميه ، همان احاديث موجود در كتب معتبر اهل سنت را كه قبل از ابن تيميه تدوين شده را ، در كتب خود نقل نموده اند از جمله :

١ . مزي رجالي سرشناس اهل سنت (متوفاي: ٧٤٢ هـ)در تهذيب الكمال

تهذيب الكمال ، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي ، ج ١١ ، ص ٩٠ و ج ١١ ، ص ١٠٠ ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤٠٠ - ١٩٨٠ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : د. بشار عواد معروف

٢ . ذهبي (متوفاي: ٧٤٨هـ) در تاريخ الاسلام :

تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام ، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي ، ج ٣ ، ص ٦٣١ ، دار النشر : دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - ١٤٠٧هـ - ١٩٨٧م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : د. عمر عبد السلام تدمري

٣ . زيعلي (متوفاي٧٦٢هـ) در التخريج :

تخريج الأحاديث والآثار الواقعة في تفسير الكشاف للزمخشري ، جمال الدين عبد الله بن يوسف بن محمد الزيلعي ، ج ٢ ، ص ٢٣٤، دار النشر : دار ابن خزيمة - الرياض - ١٤١٤هـ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : عبد الله بن عبد الرحمن السعد

٤ . يافعي (متوفاي٧٦٨هـ) در مرآة الجنان :

مرآة الجنان وعبرة اليقظان ، أبو محمد عبد الله بن أسعد بن علي بن سليمان اليافعي ، ج ١ ، ص ١٠٩ ، دار النشر : دار الكتاب الإسلامي - القاهرة - ١٤١٣هـ - ١٩٩٣م.

٥ . ابن كثير دمشقي(متوفاي٧٧٤هـ) در السيرة النبوية و البداية و النهاية :

السيرة النبوية لابن كثير ، أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي الدمشقيالوفاة: ٧٧٤ ، ج ٤ ، ص ٤١٦ ،

البداية والنهاية ، إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: ٧٧٤ ، ج ٥ ، ص ٢٠٩ ،دار النشر : مكتبة المعارف - بيروت

٦ . ابن ابي بكر هيثمي(متوفاي٨٠٧ هـ) در مجمع الزوائد :

مجمع الزوائد مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، علي بن أبي بكر الهيثمي ج ٩ ، ص ١٠٧ ، ناشر : دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - ١٤٠٧

٧ . ابن ابي بكر (متوفاي٨٠٧ هـ)در موارد الضمآن :

موارد الظمآن إلي زوائد ابن حبان ، علي بن أبي بكر الهيثمي أبو الحسن ، ج ١ ، ص ٥٤٤ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت ، تحقيق : محمد عبد الرزاق حمزة

٨ . ابن حجر عسقلاني (متوفاي٨٥٢ هـ) در كتاب المطالب العالية :

المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية ، أحمد بن علي بن حجر العسقلاني ، ج ١٦ ، ص ٩٧ ، دار النشر : دار العاصمة/ دار الغيث - السعودية - ١٤١٩هـ ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشتري

٩ . ثعالبي (متوفاي٨٧٥ هـ) در تفسير خود :

الجواهر الحسان في تفسير القرآن ، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف الثعالبي ، ج ٤ ، ص ٩٢ ، دار النشر : مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت

١٠ . سيوطي (متوفاي٩١١هـ) در تفسير درالمنثور و جامع الاحاديث و همچنين در كتاب تاريخ الخلفاء خود :

الدر المنثور ، عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: ٩١١ ، ج ٣ ، ص ١٠٥ ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - ١٩٩٣ .

جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير) ، الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي ج ٥ ، ص ٤٠٠ و ج ١٦ ، ص ٢٧٢ .

تاريخ الخلفاء ، عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي ، ج ١ ، ص ١٦٩ ، دار النشر : مطبعة السعادة - مصر - ١٣٧١هـ - ١٩٥٢م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : محمد محي الدين عبد الحميد

١١ . ابن حجر هيثمي(متوفاي٩٧٣هـ) در الصواعق المحرقة :

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة ، أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي ، ج ١ ، ص ١٠٦ و ص ١٠٧ و ج ٢ ، ص ٣٥٥ ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - ١٤١٧هـ - ١٩٩٧م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط

١٢ . متقي هندي (متوفاي٩٧٥هـ) در كنزالعمال :

كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال ، علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي ج ٥ ، ص ١١٤ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٩هـ-١٩٩٨م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : محمود عمر الدمياطي .

١٣ . حلبي (متوفاي١٠٤٤هـ) در السيرة الحلبية :

السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون ، علي بن برهان الدين الحلبي الوفاة: ج ٣ ، ص ٣٣٦ ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت - ١٤٠٠

١٤ . عاصمي (متوفاي ١١١١هـ) در كتاب سمط النجوم :

سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي ، عبد الملك بن حسين بن عبد الملك الشافعي العاصمي المكي ، ج ٣ ، ص ٣٦ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٩هـ- ١٩٩٨م ، تحقيق : عادل أحمد عبد الموجود- علي محمد معوض .

١٥ . عجلوني(متوفاي١١٦٢هـ) در كتاب كشف الخفاء

كشف الخفاء ومزيل الإلباس عما اشتهر من الأحاديث علي ألسنة الناس ، إسماعيل بن محمد العجلوني الجراحي الوفاة: ، ج ٢ ، ص ٣٦١ ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤٠٥ ، الطبعة : الرابعة ، تحقيق : أحمد القلاش .

١٦ . آلوسي (متوفاي١٢٧٠هـ)در روح المعاني :

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني ، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي ، ج ٦ ، ص ١٩٥ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت .

٢- تصحيح و تحسين سند روايات :

اقدام دوم اساسي كه بسياري از علماي اهل سنت بعد از ابن تيميه انجام دادند ، اعتراف به متواتر بودن « اللهم وال من والاه . . . » و يا قوي الاسناد بودن آن و يا صحيح بودن بعضي و حسن بودن بعضي ديگر ، نمودند كه در زير به چند نمونه از اين اقدام اكتفاء مي كنيم :

الف: ذهبي ، هم دوره ي ابن تيميه (متوفاي٧٤٧هـ) :

و قد روي النسائي في سننه ، عن محمد بن المثني عن يحيي بن حماد عن أبي معاوية ، عن الاعمش ، عن حبيب بن أبي ثابت ، عن أبي الطفيل ، عن زيد بن أرقم ، قال : لما رجع رسول الله من حجة الوداع و نزل غدير  خم أمر بدوحات فقممن ثم قال : « كأني قد دعيت فأجبت إني قد تركت فيكم الثقلين : كتاب الله و عترتي أهل بيتي ، فانظروا كيف تخلفوني فيهما فإنهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض » ثم قال: « الله مولاي و أنا ولي كل مؤمن » ثم ثم أخذ بيد علي فقال : « من كنت مولاه فهذا وليه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » فقلت لزيد : سمعته من رسول الله صلي الله عليه و سلم ؟ فقال : ما كان في الدوحات أحد إلا رآه بعينيه و سمعه بأذنيه .

قال شيخنا أبو عبد الله الذهبي : و هذا حديث صحيح .

السيرة النبوية لابن كثير ، أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي الدمشقي (المتوفي : ٧٧٤هـ) الوفاة: ٧٧٤ ، ج ٤ ، ص ٤١٦ ، البداية والنهاية ، إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: ٧٧٤ ، ج ٥ ، ص ٢٠٩ ، دار النشر : مكتبة المعارف - بيروت .

... ابو طفيل از زيد بن ارقم نقل كرد كه زيد گفت : وقتي رسول خدا صلي الله عليه و سلّم از حجة الوداع ( آخرين حج ) برگشتند و وارد غدير خم شدند ، اصحاب حضرت به دستور ايشان از تنه درختان سكويي بنا كردند حضرت بر بالاي آن رفته و فرمودند : « زمان رحلت من نزديك شده ، من شما را ترك خواهم كرد در حالي كه دو چيز پر ارزش در ميان شما باقي مي گذارم كه يكي از ديگري برتر است ، كتاب خداي عز و جلّ و عترتم اهل بيتم ، دقت كنيد بعد از من با اين دو چه خواهيد كرد ، اين دو هرگز از هم جدايي ندارند تا سرانجام در كنار حوض كوثر ، نزد من آيند سپس پيامبر فرموند : « خداوند عز و جل مولاي من و من مولاي هر مومني هستم » سپس دست علي را گرفتند و فرمودند : « هركس كه من مولاي اويم ، اين (علي) مولاي او است ، بار خدايا دوست بدار هركه را كه علي را دوست دارد و دشمن بدار هر كه را كه او را دشمن دارد » (ابوطفيل مي گويد :) به زيد بن ارقم گفتم : از رسول خدا صلي الله عليه و سلم شنيدي؟ گفت : هر كس كه آنجا بود ، آن را با چشم خود ديده و با گوش ها يش شنيد .

استاد ما ذهبي گفت : اين حديثِ صحيحي است .

و عن الذهبي : أن « من كنت مولاه فعلي مولاه » متواتر أتقين أن رسول الله صلي الله عليه و سلم قاله وأما « اللهم وال من والاه » فزيادة قوية الاسناد .

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني ، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: ١٢٧٠هـ ، ج ٦ ، ص ١٩٥ ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت

و از ذهبي نقل شده كه گفت : عبارت « من كنت مولاه فعلي مولاه » متواتر و يقين دارم كه رسول الله صلي الله عليه و سلم ، آن را فرموده است و اما « اللهم وال من والاه » ، (كه در دنباله ي آن آمده ) اضافه ي قوي الاسنادي است .

ب : ابن كثير دمشقي سلفي (متوفاي٧٧٤هـ)

و قال النسائي في كتاب " خصائص علي ": حدثنا الحسين بن حرب ، حدثنا الفضل بن موسي، عن الاعمش، عن أبي إسحاق ، عن سعيد بن وهب ، قال : قال علي في الرحبة : أنشد بالله رجلا سمع رسول الله يوم غدير خم يقول : « إن الله ولي المؤمنين و من كنت وليه فهذا وليه ، اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه و انصر من نصره » و كذلك رواه شعبة عن أبي إسحاق و هذا إسناد جيد .

السيرة النبوية لابن كثير ، أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي الدمشقي (المتوفي : ٧٧٤هـ) ، ج ٤ ، ص ٤١٩

سعيد بن وهب نقل كرده است كه علي ( عليه السلام ) در صحن مسجد فرمود :

سوگند مي دهم كساني را كه در روز غدير خم سخنان رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم را شنيدند كه مي فرمود : « براستي كه خداوند ، ولي مومنين است و هر كس كه من مولاي اويم ، اين (علي) مولاي اوست بار خدايا دوست بدار هركه را كه علي را دوست دارد و دشمن بدار هر كه را كه او را دشمن دارد » و همچنين اين حديث را شعبه از ابواسحاق ، روايت كرده است و اين سندي ، نيكو است .

ج : هيثمي از اعلام قرن نهم اهل سنت (متوفاي٨٠٧هـ)

باب قوله صلي الله عليه و سلم : « من كنت مولاه فعلي مولاه » :

عن رباح بن الحارث قال جاء رهط إلي عليّ بالرحبة قالوا السلام عليك يا مولانا فقال : كيف أكون مولاكم و أنتم قوم عرب قالوا سمعنا رسول الله يوم غدير خم يقول : « من كنت مولاه فهذا مولاه » قال رباح : فلما مضوا تبعتهم فقلت من هؤلاء قالوا نفر من الأنصار فيهم أبو أيوب الأنصاري ، رواه أحمد و الطبراني إلا أنه قال قالوا سمعنا رسول الله يقول : « من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » و هذا أبو أيوب بيننا فحسر أبو أيوب العمامة عن وجهه ثم قال سمعت رسول الله يقول : « من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » و رجال أحمد ثقات .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، علي بن أبي بكر الهيثمي (متوفاي٨٠٧ ) ، ج ٩ ، ص ١٠٣ ، ناشر : دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - ١٤٠٧

باب قول پيامبر صلي الله عليه و سلم : « هر كس كه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست » :

رباح نقل كرده كه گروهي در صحن مسجد به نزد علي عليه السلام آمده و عرض كردند : سلام بر تو اي مولاي ما ، علي عليه السلام فرمود : من چگونه مولاي شما هستم در حالي كه شما گروهي عرب هستيد؟ گفتند : در روز غدير از رسول خدا شنيديم كه مي فرمود : « هر كس كه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست » رباح گفت : وقتي آنها رفتند ، تعقيبشان كردم ( و از چند نفر پرسيدم ) اين ها كه هستند ؟ گفتند : گروهي از انصارند كه در ميانشان ابوايوب انصاري است . اين حديث را احمد بن حنبل و طبراني ، روايت كرده اند با اين تفاوت كه آن گروه گفتند : از رسول خدا شنيديم كه مي فرمود : « هر كس كه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست ، بار خدايا دوست بدار هركه را كه علي را دوست دارد و دشمن بدار هر كه را كه او را دشمن دارد » و اين ابوايوب است در حالي كه عمامه اش را از چهره اش بر داشت ، گفت : از رسول خدا شنيدم كه مي فرمود : « هر كس كه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست ، بار خدايا دوست بدار هركه را كه علي را دوست دارد و دشمن بدار هر كه را كه او را دشمن دارد » و راويان احمد بن حنبل ، موثق اند .

و عن عمرو بن ذي مر و سعيد بن وهب و عن زيد بن بثيع قالوا سمعنا عليا يقول نشدت الله رجلا سمع رسول الله يقول يوم غدير خم لما قام فقام ثلاثة عشر رجلا فشهدوا أن رسول الله قال : «ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم» قالوا بلي يا رسول الله قال : « فأخذ بيد علي فقال : « من كنت مولاه فهذا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و أحب من أحبه و أبغض من يبغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله » .

رواه البزار و رجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة و هو ثقة .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: ٨٠٧ ، ج ٩ ، ص ١٠٤ و ١٠٥ ، ناشر : دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - ١٤٠٧

عمرو بن ذي مر و سعيد بن وهب و زيد بن بثيع گفتند كه ما شنيديم كه علي (عليه السلام) مي فرمود : سوگند مي دهم كسي را كه سخن رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم ، را در روز غدير خم آن هنگام كه ايستاده بود ، شنيد بلافاصله سيزده مرد برخواسته و شهادت دادند كه رسول خدا فرمود : « آيا من از مومنين يه خودشان ، اولي نيستم ؟ » همه گفتند : آري اي رسول خدا ، پيامبر فرمود : « خدايا هر كس كه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست ، بار خدايا ! دوست بدار هر كس كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن دارد و دوستدار كسي باش كه او را دوست دارد و كسي را مبغوض بدار كه او را مبغوض دارد و ياور كسي باش كه ياور اوست و خوار گردان كسي را كه او را خوار گرداند »

اين حديث را بزار ، نقل كرده كه راويانش همه صحيح اند به جز فطر بن خليفة كه او هم موثق است .

و عن عبدالرحمن بن أبي ليلي قال شهدت عليا في الرحبة يناشد الناس أنشد الله من سمع رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول في يوم غدير خم :

«من كنت مولاه فعلي مولاه» لما قام فشهد قال عبدالرحمن فقام اثنا عشر بدريا كأني أنظر إلي أحدهم عليه سراويل فقالوا : نشهد أنا سمعنا رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول يوم غدير خم : « ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم و أزواجي أمهاتهم » قلنا بلي يا رسول الله قال : « فمن كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » ، رواه أبو يعلي و رجاله وثقوا .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، علي بن أبي بكر الهيثمي (متوفاي٨٠٧ ) ، ج ٩ ، ص ١٠٦ ، ناشر : دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - ١٤٠٧

عبدالرحمن بن أبي ليلي گفت : علي عليه السلام را در صحن مسجد ديدم كه مردم را سوگند مي داد و مي فرمود : به خدا سوگند مي دهم كسي را كه از ر سول خدا در روز غدير خم شنيد در حالي كه ايستاده بودند : « هر كه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست » عبدالرحمن بن أبي ليلي گفت : دوازده نفر از صحابه ي پيامبر كه در جنگ بدر حضور داشتند برخواستند ـ گويا هم اكنون هر كدامشان را در حالي كه بر سرشان رواندازي بود ، مي نگرم ـ و گفتند : شهادت مي دهيم كه از ر سول خدا صلي الله عليه وسلم ، در روز غدير خم شنيديم كه مي فرمود : « آيا من از مومنين يه خودشان ، اولي و سزاوارتر نيستم و همسرانم مادران مومنين نمي باشند ؟ گفتيم : آري اي رسول خدا ، پيامبر اكرم فرمود : « خدايا هر كس كه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست ، بار خدايا ! دوست بدار هر كس كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن دارد » ، اين حديث را ابويعلي روايت كرده و تمامي راويان آن توثيق شده اند .

و عن زيد بن أرقم قال : نشد علي الناس ، أنشد الله رجلا سمع النبي صلي الله عليه و سلم يقول : « من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » فقام اثنا عشر بدريا فشهدوا بذلك و كنت فيمن كتم فذهب بصري .

رواه الطبراني في الكبير و الأوسط خاليا من ذهاب البصر و الكتمان و دعاء علي و في رواية عنده و كان علي دعا علي من كتم و رجال الأوسط ثقات .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، علي بن أبي بكر الهيثمي (متوفاي٨٠٧ ) ، ج ٩ ، ص ١٠٦ ، ناشر : دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - ١٤٠٧

زيد بن ارقم گفت : علي (عليه السلام) مردم را سوگند داد و فرمود : به خدا سوگند مي دهم كسي را كه از ر سول خدا در روز غدير خم شنيد كه فرمود : هر كه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست ، بار خدايا ! دوست بدار هر كس كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن دارد » بلافاصله دوازده نفر كه در جنگ بدر به همراه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم ، حضور داشتند ، برخواسته و به آن شهادت دادند و من از كساني بودم كه اين شهادت را كتمان نمودم لذا بينايي ام را از دست دادم . اين روايت را طبراني در دو كتاب المعجم الكبير و المعجم الاوسط ، روايت كرده اما از بين رفتن بينايي و كتمان زيد بن ارقم و نفرين علي (عليه السلام ) در آن نيآمده است البته در حديث ديگر كه طبراني آن را روايت كرده ، علي (عليه السلام ) ، كتمان كننده را نفرين نمودند و روات معجم الاوسط ، موثق اند .

و عن حبشي بن جنادة قال سمعت رسول الله صلي الله عليه وسلم يقول يوم غديرخم : « اللهم من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره وأعن من أعانه » ، رواه الطبراني و رجاله وثقوا.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، علي بن أبي بكر الهيثمي (متوفاي٨٠٧ ) ، ج ٩ ، ص ١٠٦ ، ناشر : دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - ١٤٠٧

حبشي بن جنادة (صحابي) گفت : روز غدير خم از زسول خدا صلي الله عليه وسلم شنيدم كه مي فرمود : « هر كه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست ، بار خدايا ! دوست بدار هر كس كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن دارد » اين حديث را طبراني ، روايت كرده است و راويان آن توثيق شده اند .

و عن سعيد بن وهب عن زيد بن بثيغ قال : نشد علي عليه السلام الناس في الرحبة من سمع رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول يوم غدير خم لما قام قال : فقام من قبل سعيد ستة و من قبل زيد سبعة فشهدوا أنهم سمعوا رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول يوم غدير خم لعلي : « أليس أنا أولي بالمؤمنين » قالوا : بلي قال : «اللهم من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » ، رواه عبدالله و البزار بنحوه أتم منه . . . و إسنادهما حسن .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، علي بن أبي بكر الهيثمي( متوفاي٨٠٧ ) ، ج ٩ ، ص ١٠٧ ، ناشر : دار الريان للتراث- دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - ١٤٠٧

سعيد بن وهب از زيد بن يثيع نقل كرده است كه علي ( عليه السلام ) در صحن مسجد كساني را كه در روز غدير خم سخنان رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم را آن هنگام كه ايستاده سخن مي گفت ، شنيده است ، سوگند داد ، زيد گفت : از سمتي كه سعيد بن وهب نشسته بود ، شش نفر برخواستند و از سمتي كه زيد بن يثيع نشسته بود نيز هفت نفر برخواستند ، و همگي شهادت دادند كه روز غدير خم از رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم ، شنيدند كه در مورد علي(عليه السلام ) مي فرمود : « آيا من از مومنين يه خودشان ، اولي نيستم ؟ » همه گفتند : آري رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم فرمود : خدايا هر كس كه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست بارخدايا دوست بدار هر كس را كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن دارد »

اين دو حديث را عنبدالله و بزار ، كامل تر از اين ، روايت كرده اند . . . و اسناد اين دو ، حسن است .

الفصل الثاني : في فضائله رضي الله عنه و كرم الله وجهه و هي كثيرة عظيمة شهيرة حتي قال أحمد : ما جاء لأحد من الفضائل ما جاء لعلي .

. . . الحديث الرابع قال e يوم غدير خم : « من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » الحديث و قد مر في حادي عشر الشبه و أنه رواه عن النبي e ثلاثون صحابيا و أن كثيرا من طرقه صحيح أو حسن .

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة ، أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: ٩٧٣هـ ، ج ٢ ، ص ٣٥٣ و ٣٥٥ ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - ١٤١٧هـ - ١٩٩٧م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط

فصل دوم : در مورد فضائل علي رضي الله عنه و كرم الله وجهه ، كه فراوان و بزرگ و مشهورند تا جايي كه احمد بن حنبل (امام حنبلي ها) گفته است : آن مقدار كه در مورد علي ، فضائل روايت شده ، در مورد احدي از صحابه روايت نشده است .

حديث چهارم (در فضائل علي عليه السلام) : 'پيامبر اكرم در روز غدير فرمود : « هركه من مولاي اويم ، اين (علي عليه السلام) ، مولاي اوست بارخدابا دوست بدار هركس را كه علي را دوست دارد ، و دشمن بدار هر كس را كه ، دشمن اوست » اين حديث است و همان گونه كه گذشت سي نفر از صحابه آن را از پيامبراكرم ، روايت كرده اند .

د : عاصمي مكّي (متوفاي١١١١هـ) :

. . . لفظه عند الطبراني بسند صحيح أنه خطب بغدير خم ثامن عشر ذي الحجة مرجعه من حجة الوداع  تحت شجرات برح له ما تحتها بعد صلاة الظهر فقال : « أيها الناس إنه قد نبأني اللطيف الخبير أنه لم يعمر نبي إلا نصف عمر الذي يليه من قبله وإني لأظن أني يوشك أن أدعي فأجيب و إن مسئول و إنكم مسؤولون فماذا أنتم قائلون قالوا نشهد أنك قد بلغت و جهدت و نصحت فجزاك الله خيرا فقال : « ألستم تشهدون أن لا إله إلا الله و أن محمدا عبده و رسوله وأن جنته حق وناره حق و أن الموت حق و أن البعث بعد الموت حق و أن الساعة آتية لا ريب فيها و أن الله يبعث من في القبور » قالوا : بلي نشهد بذلك قال : « اللهم اشهد » ثم قال : « أيها الناس إن الله مولاي و أنا مولي المؤمنين و أنا أولي بهم من أنفسهم » وفي رواية « ألستم تعلمون أني أولي بالمؤمنين من أنفسهم » قالوا : بلي قال : « فمن كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره واخذل من خذله وأدر الحق معه أينما دار»ثم قال : « أيها الناس إني فرطكم و إنكم واردون علي الحوض حوضا عرضه كما بين بصري إلي صنعاء فيه عدد نجوم السماء قدحان من فضة وإني سائلكم حين تردون علي و إني تارك فيكم الثقلين فانظروا كيف تخلفوني فيهما الثقل الأكبر كتاب الله عز وجل سبب طرفه بيد الله و طرفه بأيديكم فاستمسكوا به لا تضلوا ولا تبدلوا وعترتي أهل بيتي فإنه قد نبأني اللطيف الخبير أنهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض» .

سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي ، عبد الملك بن حسين بن عبد الملك الشافعي العاصمي المكي (متوفاي١١١١هـ ) ، ج ٢ ، ص ٣٧٩ ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٩هـ- ١٩٩٨م ، تحقيق : عادل أحمد عبد الموجود- علي محمد معوض

لفظ اين حديث ، طبق آنچه در كتاب طبراني با سند صحيح آمده است اين است كه رسول خدا صلي الله  عليه و آله وسلم ، در روز هجدهم ذي حجه ، زمان بازگشت از حجه الوداع در غدير خم ، زير سايه درختان ، بعد از نماز ظهر ، خطبه خواندند و فرمودند : « اي مردم . . . به زودي از ميان شما خواهم رفت ما و شما مسئوليم . . . سپس فرمودند : اي مردم ! خدا مولاي من و من مولاي مومنين و از خودشان به خودشان ، اولي هستم » . . .گفتند : آري اي رسول خدا ! پيامبر اكرم فرمود : « هركه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست با الها دوست بدار كسي را كه او را دوست دارد و دشمن بدار كسي را كه او را دشمن دارد و ياور كسي باش كه ياور اوست و خوار كن كسي را كه او را خوار كند و هر كجا كه هست حق را با او بدار » . . .

هـ : عجلوني (متوفاي١١٦٢هـ)

« من كنت مولاه فعلي مولاه » رواه الطبراني و أحمد و الضياء في المختارة عن زيد بن أرقم و عليّ و ثلاثين من الصحابة بلفظ « اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » فالحديث متواتر أو مشهور .

كشف الخفاء ومزيل الإلباس عما اشتهر من الأحاديث علي ألسنة الناس ، إسماعيل بن محمد العجلوني الجراحي (متوفاي١١٦٢ ) ، ج ٢ ، ص ٣٦١ ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤٠٥ ، الطبعة : الرابعة ، تحقيق : أحمد القلاش

و : ألباني از علماي معاصر اهل سنت

او از جمله ي كساني است كه در مورد اين حديث ، تلاش بيشتري نموده و تعدادي از طرق و اسناد آن را بررسي كرده است :

١٧٥٠- « من كنت مولاه ، فعلي مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه » .

ورد من حديث زيد بن أرقم و سعد بن أبي وقاص و بريدة بن الحصيب و علي بن أبي

طالب و أبي أيوب الأنصاري و البراء بن عازب و عبد الله بن عباس و أنس بن مالك و أبي سعيد و أبي هريرة .

اين حديث از ( چندين صحابي از جمله :) زيد بن أرقم و سعد بن أبي وقاص و بريدة بن الحصيب و علي بن أبيطالب (عليه السلام) و أبي أيوب الأنصاري و البراء بن عازب و عبد الله بن عباس و أنس بن مالك و أبي سعيد و أبي هريرة ، روايت شده است ( كه به بعضي از آنها اشاره اي مي شود )

حديث زيد و له عنه طرق خمس :

الأولي : . . . عن أبي الطفيل قال : جمع علي رضي الله عنه الناس في الرحبة ثم قال لهم : أنشد الله كل امرئ مسلم سمع رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول يوم غدير خم ما سمع لما قام فقام ثلاثون من الناس . . . فشهدوا حين أخذ بيده فقال للناس : " أتعلمون أني أولي بالمؤمنين من أنفسهم ؟ " قالوا : نعم يا رسول الله ، قال : « من كنت مولاه ، فهذا مولاه ، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » قال : فخرجت و كأن في نفسي شيئا ، فلقيت  زيد بن أرقم ، فقلت له : إني سمعت عليا يقول كذا و كذا قال : فما تنكر ، قد سمعت رسول الله صلي الله عليه وسلم يقول ذلك له » . . .

قلت : و إسناده صحيح علي شرط البخاري .

١- حديث زيد ( بن ارقم ) كه خود داراي پنج طريق است .

طريق اول : . . . ابو طفيل نقل مي كند كه علي (عليه السلام ) مردم را در صحن مسجد جمع كرد و فرمود : هر مسلماني را كه در روز غدير خم ، سخنان رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم را شنيد ، سوگند مي دهم ، سي نفر از مردم برخواسته و شهادت دادند كه رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم ، هنگامي كه دست علي (عليه السلام) را گرفتند ، خطاب به مردم فرمودند : « آيا من از مومنين يه خودشان ، اولي نيستم ؟ » همگي گفتند : آري اي رسول الله فرمود : هر كس كه من مولاي اويم ، علي مولاي اوست بارخدايا دوست بدار هر كس را كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن دارد » ابوطفيل مي گويد : از آن مجلس خارج شدم در حالي اين سخنان پيامبر (ص) برايم گران آمده بود ، بعد از آن زيد بن ارقم (صحابي) را ديدم و گفتم : از علي شنيدم كه چنين و چنان مي گفت ، زيد بن ارقم گفت : انكارش مكن من خود از رسول خدا شنيدم كه اين سخنان را در مورد عليّ (عليه السلام) مي فرمود . . . من ( الباني ) مي گويم : اين حديث طبق شرط بخاري در تصحيح احاديث ، صحيح است .

سعد بن أبي وقاص ، و له عنه ثلاث طرق :

الثانية : عن عبد الواحد بن أيمن عن أبيه به أخرجه النسائي في الخصائص (١٦ ) و إسناده صحيح أيضا ، رجاله ثقات رجال البخاري غير أيمن والد عبد الواحد و هو ثقة كما في التقريب .

سعد بن ابي وقاص كه خود داراي سه طريق است :

طريق دوم : از عبد الواحد بن أيمن كه او از پدرش و او از سعد بن ابي وقاص ، اين حديث را با اين طريق نسايي در خصائص اميرالمومنين نقل كرده است و همچنين اسناد آن نيز ، صحيح است ، راويان آن همگي ، راويان بخاري اند جز ايمن پدر عبدالواحد كه او همان طور كه در كتاب تقريب التهذيب ( ابن حجر عسقلاني )آمده است ( اگرچه از راويان ، بخاري نيست ) ، موثق است .

علي بن أبي طالب ، و له عنه تسع طرق :

السادسة : عن عبد الرحمن بن أبي ليلي قال : " شهدت عليا رضي الله عنه في الرحبة ينشد الناس . . . أخرجه عبد الله بن أحمد ( ١ / ١١٩ ) من طريق يزيد بن أبي زياد و سماك بن عبيد بن الوليد العبسي عنه .

قلت : و هو صحيح بمجموع الطريقين عنه .

علي بن ابي طالب (عليه السلام ) كه خود داراي نُه طريق است :

طريق ششم : عبد الرحمن بن أبي ليلي گفت : در صحن مسجد ، علي (عليه السلام ) را ديدم كه مردم را سوگند مي داد . . . اين حديث را عبدالله بن احمد در ج١ص١١٩ ، از طريق يزيد بن أبي زياد و سماك بن عبيد بن الوليد العبسي از عبد الرحمن بن أبي ليلي ، روايت كرده است

من ( ألباني ) مي گويم : اين حديث با هردو طريق آن ، صحيح است .

و در پايان ، مطالب خود را در مورد اين حديث ، جمع بندي مي كند :

و للحديث طرق أخري كثيرة جمع طائفة كبيرة منها ، الهيثمي في المجمع ( ٩ / ١٠٣ - ١٠٨) و قد ذكرت و خرجت ما تيسر لي منها مما يقطع الواقف عليها بعد تحقيق الكلام علي أسانيدها بصحة الحديث يقينا و إلا فهي كثيرة جدا ، و قد استوعبها ابن عقدة في كتاب مفرد ، قال الحافظ ابن حجر : منها صحاح و منها حسان و جملة القول أن حديث الترجمة حديث صحيح بشطريه ، بل الأول منه متواتر عنه صلي الله عليه و سلم كما ظهر لمن تتبع أسانيده و طرقه ، و ما ذكرت منها كفاية .

اين حديث ، طرق هاي فراوان ديگري نيز دارد كه هيثمي در مجمع الزوائد ج٩ص١٠٣ الي ١٠٨ ، بسياري از آنها را ، جمع آوري نموده است من هم آن مقدار را كه برايم مقدور بود ، آوردم ، احاديثي كه اگر كسي آنها را ببيند و در موردشان تحقيق كند ، يقين خواهد كرد كه اسناد آن يقيناً صحيح است ، ( و نتوانسته ام همه ي طريق ها را  بياورم ) زيرا كه واقعاً زياد اند و ابن عقده در مورد اين حديث كتاب مستقلي ، تاليف كرده و تمام طريق هاي اين حديث را جمع آوري نموده است و حافظ ابن حجر در مورد اين احاديث گفته است : بعضي از آنها ، صحيح و بعضي حسن هستند ، خلاصه ي كلام اين كه : هر دو جزءاين حديث (١- « من كنت مولاه ، فعلي مولاه » و ٢- « اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ») ، صحيح است بلكه جزء اول آن ( « من كنت مولاه ، فعلي مولاه» ) ، از پيامبر صلي الله عليه وسلم ، متواتر است ، و اين مطلب براي كسي كه در اسناد و طرق اين حديث ، جستجو كند ، روشن مي شود و اين مقدار كه من ذكر كردم ، كافي است ..

السلسلة الصحيحة - ج ٤ ص ٢٤٩

[ من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه ] . صحيح ، انظر طرقه و شواهده في الكتاب فهي كثيرة و أولها عن أبي الطفيل عنه قال : لما دفع النبي صلي الله عليه و سلم من حجة الوداع و نزل غدير خم أمر بدوحات فقممن ثم قال : « كأني دعيت فأجبت و إني تارك فيكم الثقلين أحدهما أكبر من الآخر : كتاب الله و عترتي أهل بيتي فانظروا كيف تخلفوني فيهما فإنهما لن يتفرقا حتي يردا علي الحوض » ثم قال : « إن الله مولاي وأنا ولي كل مؤمن ثم إنه أخذ بيد علي رضي الله عنه فقال : « من كنت وليه فهذا وليه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » . صحيحٌ .

السلسلة الصحيحة - مختصرة ج ٤ ص ٣٣٠

حديث « من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » حديثي صحيح است به طرق و  شواهدش كه در اين كتاب كه بسيارند ، نگاه كن اولين آنها ، روايت ابوطفيل است كه مضمون آن اين است كه ، وقتي پيامبر صلي الله عليه و سلم ، از حجة الوداع برمي گشتند و وارد غدير خم شدند ، اصحاب حضرت به دستور ايشان از تنه درختان سكويي بنا كردند حضرت بر بالاي آن رفته و فرمودند : « زمان رحلت من نزديك شده ، من شما را ترك خواهم كرد و دو چيز پر ارزش در ميان شما باقي مي گذارم كه يكي از ديگري برتر است ، كتاب خداي عز و جلّ و عترتم اهل بيتم ، دقت كنيد بعد از من با اين دو چه خواهيد كرد ، اين دو هرگز از هم جدايي ندارند تا سرانجام در كنار حوض كوثر ، نزد من آيند سپس پيامبراكرم فرموند : « خداوند عز و جل مولاي من و من مولاي هر مومني هستم » سپس دست علي را گرفتند و فرمودند : « هركس كه من مولاي اويم ، اين (علي) مولاي او است ، بار خدايا دوست بدار هركه را كه علي را دوست دارد و دشمن بدار هر كه را كه او را دشمن دارد » . اين حديث ، صحيح است .

« من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » و هو حديث صحيح غايةً ، جاء من طرقجماعة من الصحابة ، خرجت أحاديث سبعة منهم و لبعضهم أكثر من طريق واحد و قد خرجتها كلها و تكلمت علي أسانيدها في سلسلة الأحاديث الصحيحة .

ظلال الجنة ج ٢ ص ٣٣٨

حديث « من كنت مولاه فعليّ مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » ، در بالاترين مرتبه ي ، صحت است ، و از طريق جماعتي از صحابه روايت شده است كه من هفت حديث از آنها را آورده ام و براي بعضي از اين احاديث ، بيش از يك طريق و جود دارد كه من تمام طريق هاي آن حديث را آورده ام و در مورد سندهايشان در كتاب سلسله ي احاديث صحيحه ، سخن گفته ام .

حدثنا علي بن محمد حدثنا أبو الحسين أخبرني حماد بن سلمة عن علي بن زيد ابن جدعان عن عدي بن ثابت عن البراء بن عازب قال : أقبلنا مع رسول الله صلي الله عليه و سلم في حجته التي حج فنزل في بعض الطريق فأمر الصلاة جامعة فأخذ بيد علي رضي الله عنه فقال : « ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم » قالوا : بلي قال : « ألست أولي بكل مؤمن من نفسه » قالوا بلي قال : « فهذا ولي من أنا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه» ( صحيح )

صحيح ابن ماجة ، ج ١ ، ص ٢٦ ، ح١١٣

. . . براء بن عازب گفت : به همراه رسول خدا صلي الله عليه و سلم ، در مسير بازگشت از جج شان بوديم ، در منزلي (از منازل بين راه) توقف كرديم و رسول خدا ، دستور دادند كه نماز (ظهر و عصر) با هم خوانده شود سپس دست علي عليه السلام را گرفته و فرمودند : « آيا من از مومنين به خودشان اولي نيستم؟ » گفتند : آري ، فرمود : « آيا من از هر مومني به خودش ، اولي نيستم؟ » گفتند : آري ، فرمود : « اين (علي) ولي كسي است كه من مولاي اويم ، بارخدايا ! دو.ست بدار كسي را كه او را دوست دارد و دشمن باش با كسي كه با او دشمن است » اين حديث ، صحيح است .

٣- نقد اين ادعاي ابن تيميه :

علاوه بر دو اقدام فوق ، گروهي از علماي اهل سنت كه بعد از ابن تيميه آمدند اقدام سومي نيز انجام دادند و آن اين بود كه به صراحت ، ادعاي ابن تيميه را بر كذب و دروغ شمردن «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . . . » ، مورد نقد قرار داده و آن را مردود معرفي نمودند از جمله :

الف : ابن حجر مكّي متوفاي (٩٤٧هـ ق) ازاسطوانه هاي حديثي و رجالي اهل سنت

أنه ( يعني حديث من كنت مولاه ) ، حديث صحيح لا مرية فيه و قد أخرجه جماعة كالترمذي و النسائي و أحمد و طرقه كثيرة جدا و من ثم رواه ستة عشر صحابيا و في رواية لأحمد أنه سمعه من النبي صلي الله عليه و سلم ثلاثون صحابيا و شهدوا به لعلي لما نوزع أيام خلافته كما مر و سيأتي و كثير من أسانيدها صحاح و حسان و لا التفات لمن قدح في صحته و لا لمن رده بأن عليا كان باليمن لثبوت رجوعه منها و إدراكه الحج مع النبي و قول بعضهم إن زيادة « اللهم وال من والاه الخ » موضوعة ، مردود فقد ورد ذلك من طرق صحح الذهبي كثيرا منها .

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة ، أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي (متوفاي٩٧٤هـ ) ، ج ١ ، ص ١٦٤ ، ناشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - ١٤١٧هـ - ١٩٩٧م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط

. . . و حرف بعضي ها كه گفته اند : اضافه ي « اللهم وال من والاه الخ » جعلي و دروغ است ، مردود است براستي كه اين زيادي از طرقي وارد شده كه بسياري از طرق آن را ذهبي ، تصحيح كرده است .

ب : ملا علي قاري(متوفاي١٠١٤هـ)

. . . ثم قول بعضهم إن زيادة : « اللهم وال من والاه » موضوعة ، مردودة ، فقد ورد ذلك من طرق صحح الذهبي كثيرا منها .

مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح ، علي بن سلطان محمد القاري (متوفاي١٠١٤هـ ) ، ج ١١ ، ص ٢٥٨ ، ناشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت - ١٤٢٢هـ - ٢٠٠١م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : جمال عيتاني

. . . حرف هاي بعضي كه گفته اند : اضافه ي « اللهم وال من والاه الخ » جعلي و دروغ است ، مردود است براستي كه اين زيادي از طرقي وارد شده كه بسياري از طرق آن را ذهبي ، تصحيح كرده است .

ج : برهان الدين حلبي (متوفاي١٠٤٤هـ)

. . . و قول بعضهم إن زيادة « اللهم وال من والاه إلي آخره » موضوعة ، مردود فقد ورد ذلك من طرق صحح الذهبي كثيرا منها .

السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون ، علي بن برهان الدين الحلبي متوفاي١٠٤٤ ، ج ٣ ، ص ٣٣٦ ناشر : دار المعرفة - بيروت - ١٤٠٠

. . . و حرف بعضي ها كه گفته اند : اضافه ي « اللهم وال من والاه الخ » جعلي و دروغ است ، مردود است براستي كه اين زيادي از طرقي وارد شده كه بسياري از طرق آن را ذهبي ، تصحيح كرده است .

د : ألباني از علماي طراز اول و معاصر اهل سنت :

او بعد از ذكر اسناد و طرق فراوان حديث « من كنت مولاه ، فعلي مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه » ، نتيجه گيري كرده و مي نويسد :

. . . و جملة القول أن حديث الترجمة حديث صحيح بشطريه ، بل الأول منه متواتر عنه صلي الله عليه و سلم كما ظهر لمن تتبع أسانيده و طرقه و ما ذكرت منها كفاية .

خلاصه ي كلام اين كه : هر دو جزءاين حديث (١- « من كنت مولاه ، فعلي مولاه » و ٢- « اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ») ، صحيح است بلكه جزء اول آن ( « من كنت مولاه ، فعلي مولاه» ) ، از پيامبر صلي الله عليه وسلم ، متواتر است ، و اين مطلب براي كسي كه در اسناد و طرق اين حديث ، جستجو كند ، روشن مي شود و اين مقدار كه من ذكر كردم ، كافي است ..

و بلافاصله پس از اين نتيجه گيري ، انگيزه اش را از بررسي اسناد اين احاديث ، بيان مي كند :

إذا عرفت هذا ، فقد كان الدافع لتحرير الكلام علي الحديث و بيان صحته ، أنني رأيت شيخ الإسلام بن تيمية ، قد ضعف الشطر الأول من الحديث و أما الشطر الآخر ، فزعم أنه كذب ! و هذا من مبالغته الناتجة في تقديري من تسرعه في تضعيف الأحاديث قبل أن يجمع طرقها و يدقق النظر فيها و الله المستعان .

السلسلة الصحيحة - ج ٤ ص ٢٤٩

حال كه اَسناد و طرق اين حديث را شناختي ، بايد بگويم : انگيزه ي من از نوشتن اين مطالب ، پيرامون اين حديث و بيان صحت آن ، اين است كه ديدم شيخ الاسلام ابن تيميه ، جزء اول آن («من كنت مولاه ، فعلي مولاه » ) را ضعيف شمرده و همچنين گمان كرده ، جزء دوم آن ( « اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه » ) ، دروغ و كذب است ، به نظر من ، منشاء اين ادعاي او ، زياده روي است كه در اثرشتاب زدگي او در تضعيف احاديث ، قبل از جمع كردن اَسناد و طرق يك حديث و دقت و تامل در آنها ، صورت گرفته است .

در پايان مي گوييم : آيا ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب اين منابع دست اول اهل سنت و نظرات علماي اهل سنت را قبل از خود نديده اند (همان گونه كه ألباني گفت ) كه لب به چنين سخناني گشوده و خود را رسواي خاص و عام كرده اند كه اگر چنين باشد ، نشانگر عمق جهلشان به متون روايي اهل سنت و يا اين كه ديده اند ولي... .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)