پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ٤٠٥ - آيا منظور از آيه ١٢٢ سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
آيا منظور از آيه ١٢٢ سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
کد مطلب: ٨٤٢٠ تاریخ انتشار: ١٤ دي ١٣٩٤ - ١٨:٢٨ تعداد بازدید: ٤٠٦٧ پرسش و پاسخ » امامت و خلافت آيا منظور از آيه ١٢٢ سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
پاسخ:
خداوند در قرآن چنين ميفرمايد:
«اوَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ».
«آيا كسى كه مرده بود، سپس او را زنده كرديم، و نورى برايش قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه برود، همانند كسى است كه در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! اين گونه براى كافران، اعمال (زشتى) كه انجام مىدادند، تزيين شده (و زيبا جلوه كرده) است».
سوره انعام، آيه ١٢٢.
در روايات معتبر و فراوان از ائمه عليهم السلام در ذيل آيه فوق نقل شده است که مقصود از زنده شدن مرده در اين آيه، زنده شدن افراد گمراه و جاهل، توسط نور ولايت ائمه عليهم السلام است و مراد از ماندن در تاريکي، انکار و قبول نکردن ولايت و امامت آنها ميباشد.
در اين خصوص روايات فراواني وجود دارد همچنانکه علامه مجلسي در اينباره ميگويد:
قد مرتأويل النور بالإمام و الولاية في أخبار كثيرة.
در قبل گفتيم که در روايات زيادي، نور به امام و ولايت [ايشان بر خلق] تأويل شده است.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار،ج٨٤ ؛ ص٣١٥ دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، ١٤٠٣ ق.
در ادامه به ذکر روايات در اين باب ميپردازيم:
روايت اول
کليني روايت معتبري را در اين خصوص از امام باقر عليه السلام نقل کرده است:
محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن محمد بن إسماعيل عن منصور بن يونس عن بريد قال سمعت أبا جعفر ع يقول في قول الله تبارك و تعالى- أو من كان ميتا فأحييناه و جعلنا له نورا يمشي به في الناس » فقال ميت لا يعرف شيئا و نورا يمشي به في الناسإماما يؤتم به- كمن مثله في الظلمات ليس بخارج منها قالالذي لا يعرف الإمام.
بريد گويد از امام محمد باقر عليه السلام شنيدم که در تفسير قول خداى تبارك و تعالى:«آيا آن كس كه مرده بود، پس زنده كرديم او را و قرار داديم براي او را نور و روشنى كه در بين مردم با آن نور مىرود به آن نور در ميان مردمان» فرمود: مرده در اين آيه، كسى است كه چيزى را نمىشناسد. و نورى كه به آن در ميان مردمان مىرود، «امامى است كه به او اقتدا مىشود»چون كسى است كه داستانش يا خودش در تاريكىها مانده كه نتواند از آن بيرون بيايد پس حضرت فرمود كهكمن مثله في الظلمات ليس بخارج منها» ، كسى است كه امام را نمىشناسد
كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية ،ج١ ؛ ص١٨٥، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، ١٤٠٧ ق.
علامه مجلسي گويد:
الحديث الثالث عشر:موثق.
مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج٢ ؛ ص٣٢١
بررسي سند
محمد بن يحيي
نجاشي از علماي بزرگ رجال شيعه، درباره ايشان مينويسد:
محمد بن يحيى أبو جعفر العطار القمي ، شيخ أصحابنا في زمانه ،ثقة، عين ، كثير الحديث.
محمد بن يحيي ، ابو جعفر عطار اهل قم، بزرگ شيعه در زمان خودش، شخص مورد اعتماد، داراي جايگاه ويژه ميباشد و روايتهاي فراواني نقل کرده است.
النجاشي الأسدي الكوفي، ابوالعباس أحمد بن علي بن أحمد بن العباس (متوفاى٤٥٠هـ)، فهرست أسماء مصنفي الشيعة المشتهر ب رجال النجاشي، تحقيق: السيد موسي الشبيري الزنجاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الخامسة، ١٤١٦هـ.
علامه حلي نيز اين مطلب را ذکر کرده است:
شيخ من أصحابنا في زمانهثقة عين
الخلاصة للحلي /ص١٥٧
أحمد بن محمد بن عيسى
نجاشي در باره ايشان ميفرمايد:
أحمد بن محمد بن عيسى بن عبد الله بن سعد بن مالك بن الأحوص بن السائب بن مالك بن عامر الأشعري . من بني ذخران بن عوف بن الجماهر بن الأشعر يكنى أبا جعفر ، وأول من سكن قم من آبائه سعد بن مالك بن الأحوص ...
وأبو جعفر رحمه اللهشيخ القميين ، ووجههم ، وفقيههم،
احمد بن محمد بن عيسي ... بزرگ علماي قم، سرشناسترين و فقيه آنها است.
رجال النجاشي - النجاشي - ص ٨٢
شيخ طوسي نيز بعد از معرفي ايشان به اسم و نسب ميفرمايد:
وأبو جعفرهذا شيخ قم ووجهها وفقيهها.
الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى٤٦٠هـ)، الفهرست، ص ٦٨، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، چاپخانه: مؤسسة النشر الإسلامي، الطبعة الأولى١٤١٧
شيخ طوسي در كتاب ديگرش ميفرمايد:
أحمد بن محمد بن عيسى الأشعري القمي ،ثقة، له كتب .
الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى٤٦٠هـ)، رجال الطوسي، ص٣٥١، تحقيق: جواد القيومي الأصفهاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الأولى، ١٤١٥هـ.
محمد بن اسماعيلبن بزيع
نجاشي درباره او گويد:
كان من صالحي هذه الطائفة و ثقاتهم كثير العمل
او از صالحان شيعه و از افراد مورد اعتماد شيعه ميباشد که از علماي اهل عمل نيز بود
رجال النجاشي ، ص٣٣١
شيخ طوسي نيز ميگويد او مورد اطمينان و داراي مذهب صحيح [شيعه] بود:
ثقة صحيح
رجال الطوسي، ص٣٦٤
منصور بن يونس
مذهب وي واقفي بود اما از نظر عالم بزرگ علم رجال شيعه يعني مرحوم نجاشي او فرد مورد اطميناني ميباشد:
نجاشي ميگويد:
ثقة
رجال النجاشي ، ص٤١٢
بريد بن معاويه
نجاشي ميگويد:
وجه من وجوه أصحابنا، وفقيه أيضا، له محل عند الأئمة.
يکي از چهرههاي شناخته شده در ميان شيعيان و همچنين فقيه است و نزد امامان جايگاهي ويژه داشت.
رجال النجاشي، ص١١٢؛ معجم رجال الحديث، ج٤، ص١٩٤ ـ ١٩٥، رقم: ١٦٨١.
كشى در كتاب رجال خود، ايشان را از اصحاب اجماع ميداند و تصريح ميکند که او يکي از افرادى است كه تمام شيعيان بر تصديق رواياتي که سندش به صورت صحيح به آنها برسد، اجماع دارند:
اجتمعت العصابة على تصديق هؤلاء الأولين من أصحاب أبي جعفر ع
رجال الكشي، ص٢٣٨
بنابراين روايت معتبر است
اين روايت در حقيقت بيانگر آن است که هر کس امام خود را نشناسد مانند مردگان ميباشد علامه مجلسي در اين خصوص گويد:
و من كان عالما حيا لا يعرف الإمام فهو في الظلمات كالأموات لا يتخلص منها و لا ينتفع بعلمه.
انسان زندهاي که علم داشته باشد اما امام خود را نشناسد، او همانند مردگان در تاريکي است و از آن رهايي ندارد و از علم خود نيز بهرهاي نميبرد.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج٢ ؛ ص٣٢٢، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ: دوم، ١٤٠٤ ق.
روايت دوم
در تفسير قمي نيز روايتي از امام صادق عليه السلام اين چنين نقل شده است:
و حدثني أبي عن حميد بن شعيب عن الحسن بن راشد قال قال أبو عبد الله ع ....
أو منكان ميتا فأحييناه قال جاهلا عن الحق و الولاية فهديناه إليهاو جعلنا له نورا يمشي به في الناس قالالنور الولايةكمن مثله فيالظلمات ليس بخارج منها يعني في ولاية غيرالأئمة ع
امام صادق عليه السلام فرمود: او من کان ميتا...يعني کسي کهبه حق و ولايت ما علم نداشته باشدما او را به ولايت هدايت ميکنيم «و جعلنا له نورا...» مقصود از نور،ولايت است و «کمن مثله في الظلمات...» يعني کساني که در ولايت غير ائمه عليهم السلام ميباشد.
قمى، على بن ابراهيم، تفسير القمي،ج١،ص٢١٥ دار الكتاب - قم، چاپ: سوم، ١٤٠٤ق.
روايت سوم
روايت ديگري را عياشي چنين نقل کرده است:
و في رواية أخرى عن بريد العجلي قال سألت أبا جعفر ع عن قول الله «أو من كان ميتا فأحييناه- و جعلنا له نورا يمشي به في الناس» قال: الميت الذي لا يعرف هذا الشأن، يعني هذا الأمر «و جعلنا له نورا»إماما يأتم به يعني علي بن أبي طالب، قلت: فقوله: «كمن مثله في الظلمات ليس بخارج منها» فقال بيده هكذا هذا الخلق الذي لا يعرفون شيئا
بريد ميگويد: امام صادق عليه السلام در خصوص آيه فرمود: مقصود از «ميت» در آيه، کسي است که اين شأن يعني همان امر امامت اهل بيت عليهم السلام را نشناسد ، «وجعلنا له نورا» امامي براي او قرار ميدهيم که به آن اقتدا کند يعني علي عليه اسلام. بريد ميگويد از امام پرسيدم پس معناي گفتار خداوند که فرمود: «کمن مثله...» با دستش اشاره و فرمود همين گونه که اين خلق [غير شيعيان] امر امامت را نميشناسند.
عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العياشي،ج١ ، ص٣٧٦ المطبعة العلمية،تهران، چاپ: اول، ١٣٨٠ ق.
روايت چهارم
ابن شهرآشوب روايت ديگري رااز امام صادق عليه السلام نقل ميکند که در آن آمده است:
قال الصادق ع أو من كانميتاعنا فأحييناه بنا
امام صادق عليه السلام فرمود:كسي که مرده بود يعني جدا از ما بود، خداوند آن شخص را بواسطه ما اهل بيت عليهم السلام زندهاش كرد.
ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج٣ ، ص٢٧٠ قم، چاپ: اول، ١٣٧٩ ق.
بنابراين مردم با ولايت ائمه عليهم السلام از جهل و تاريکي و گمراهي خارج ميشوند. همچنانکه پيامبر صلي الله عليه و آله در حديث شريف سفينه نجات از گمراهي را در سايه اطاعت از اهل بيت عليهم السلام ترسيم نموده است.
در حديث سفينه پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند:
٣٣١٢ أخبرنا ميمون بن إسحاق الهاشمي حدثنا أحمد بن عبد الجبار حدثنا يونس بن بكير حدثنا المفضل بن صالح عن أبي إسحاق عن حنش الكناني قال سمعت أبا ذر يقول وهو آخذ بباب الكعبة أيها الناس من عرفني فأنا من عرفتم ومن أنكرني فأنا أبو ذر سمعت رسول اللهeيقولمثل أهل بيتيمثل سفينة نوح من ركبها نجا ومن تخلف عنها غرق
ابوذر ميگويد از پيامبر صلي الله عليه و آله شنيدم که ميفرمود مثل اهل بيت من مانند کشتي نوح است که هر کس بر آن سوار شود، نجات پيدا ميکند، و هر کس تخلف کند، غرق ميشود
حاکم بعد از نقل حديث ميگويد:
هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه
ذهبي نيز بعد از نقل روايت مينويسد:
«م» يعني اين روايت شرطهاي مسلم بن حجاج نيشابوري را دارست
الحاكم النيسابوري ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الوفاة: ٤٠٥ هـ ، المستدرك على الصحيحينج ٢ ، ص ٣٧٣،دار المعرفة - بيروت - ، تحقيق : يوسف عبد الرحمان المرعشلي. عبارت ذهبي «م»که نشان از اعتبار روايت دارد، در چاپ دار الكتب العلمية حذف شده است
ابن حجر هيثمي وجه تشبيه اهلبيت به کشتي نوح را چنين توصيف ميکند:
ووجه تشبيههم بالسفينة فيما مر أن من أحبهم وعظمهم شكرا لنعمة مشرفهموأخذ بهدي علمائهم نجا من ظلمة المخالفات ومن تخلف عن ذلك غرق في بحر كفر النعم وهلك في مفاوز الطغيان
وجه تشبيه اهل بيت عليهم السلام به کشتي همانطور که گذشت به اين جهت است: هر کس آنها را دوست بدارد و بزرگ شمرد بخاطر شکرنعمت پيامبر صلي الله عليه و آله يعني کسي که به آنها شرافت بخشيده و به دستوارت و راهنمايي علماي اهل بيت عليهم السلام عمل کند، از ظلمت مخالفت با دين نجات مييابد و هر کس از دستورات آنها تخلف نمايد، در درياي کفر نعمت غرق مي شود و در گرداب طغيان هلاک ميشود.
الهيثمي، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر (متوفاى٩٧٣هـ)، الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ٢ ، ص ٤٤٦ - ٤٤٧، تحقيق عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسة الرسالة - لبنان، الطبعة: الأولى، ١٤١٧هـ - ١٩٩٧م.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عجل الله فرجه