پرسش و پاسخ
(١)
آيا زيارت جامعه كبيره به لحاظ سندي مورد پذيرش است ؟
٤ ص
(٢)
آيا تشيع جعفري با تشيع علوي متفاوت است؟
٥ ص
(٣)
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
٦ ص
(٤)
آيا اهل بيت امام حسين سلام الله عليه در اولين اربعين به کربلا رسيدند؟
٧ ص
(٥)
آيا پياده روي برای زیارت امام حسين عليه السلام مستند ديني دارد؟
٨ ص
(٦)
آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
٩ ص
(٧)
آیا بر اساس خطبه 92 نهج البلاغه که حضرت فرمودند ولَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، به اعتقاد ایشان مبنای خلافت مردمی است یا الهی؟
١٠ ص
(٨)
آيا امير مؤمنان حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید؟
١١ ص
(٩)
آیا مسلمان و شيعه شدن ايرانيان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟
١٢ ص
(١٠)
آيا زنان برخي از انبياء مرتكب عمل شنيع فحشا شدند؟
١٣ ص
(١١)
آیا زائر امام حسین علیه السلام امکان شفاعت گناهکاران را در روز قیامت دارد؟
١٤ ص
(١٢)
آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
١٥ ص
(١٣)
آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟
١٦ ص
(١٤)
رسول خدا صل الله علیه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت ، از چه ديني پيروي مي كردند ؟
١٧ ص
(١٥)
آيا صحت دارد كه با ميلاد پيامبر اكرم صل الله علیه و آله، طاق كسري ريخت، آتشكده زرتشت خاموش شد و ؟
١٨ ص
(١٦)
روايات صحيح السند «مهدويت» از طريق اهل البيت عليهم السلام
١٩ ص
(١٧)
آيا حجت بودن امام زمان علیه السلام مخالف آيه «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للنّاس علي الله حجّة بعْد الرسلِ» نيست؟
٢٠ ص
(١٨)
آيا روايتي در مدح مردم آخر الزمان از معصومين عليهم السلام وارد شده است ؟
٢١ ص
(١٩)
حديث « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهليت مرده است » از كيست ؟
٢٢ ص
(٢٠)
وظيفه ما شيعيان در زمان غيبت امام زمان چيست ؟
٢٣ ص
(٢١)
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟
٢٤ ص
(٢٢)
آيا بر اساس منابع اهل سنت دشنام دادن به شيعيان دشنام به پيامبر صلي الله عليه و آله محسوب مي شود؟
٢٥ ص
(٢٣)
آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟
٢٦ ص
(٢٤)
پاسخ چند پرسش در باره مختار
٢٧ ص
(٢٥)
آيا واقعيت دارد كه هفتاد هزار نفر بدون حساب از زمين كربلا وارد بهشت مي شوند؟
٢٨ ص
(٢٦)
آيا يزيد شخصيت قابل دفاعي داشته است؟
٢٩ ص
(٢٧)
نظر اهل بيت عليهم السّلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشورا چيست؟
٣٠ ص
(٢٨)
آيا مدارك معتبري دال بر قرآن خواندن سر بريده امام حسين علیه السلام بر سر نيزه وجود دارد؟
٣١ ص
(٢٩)
چرا شيعيان نام فرزندان خود را «عبد العلي، عبد الحسين و » مي گذارند؟
٣٢ ص
(٣٠)
نخستين كسي كه براي امام حسين علیه السلام گريه كرد ، چه كسي بود؟
٣٣ ص
(٣١)
آيا عزاداري مداوم در روحيه مردم تأثير منفي نمي گذارد؟
٣٤ ص
(٣٢)
آيا روايت « نحن قريش ، وشيعتنا العرب ، و عدونا العجم » از قول امام حسين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥ ص
(٣٣)
آيا در باره امام حسين علیه السلام آياتي از قرآن نازل گرديده است؟
٣٦ ص
(٣٤)
آيا روايت «حسين مني و انا من حسين» در كتب اهل سنت با سند صحيح نقل شده است؟
٣٧ ص
(٣٥)
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
٣٨ ص
(٣٦)
آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام بدعت است؟
٣٩ ص
(٣٧)
آيا ازدواج امام حسين علیه السلام با ارينب، در پيش آمد قضيه كربلا نقش داشته است؟
٤٠ ص
(٣٨)
آيا گريبان چاك زدن بانوان حرم در عزاي امام حسين علیه السلام صحت دارد؟
٤١ ص
(٣٩)
چرا در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه به جاي قبله رو به قبر نماز بخوان ؟
٤٢ ص
(٤٠)
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟
٤٣ ص
(٤١)
آيا كسي از مفسرين اهل سنت مولي را به معني اولي تفسير كرده است؟
٤٤ ص
(٤٢)
آيا كسي از علماي نحوي اهل سنت مولي را به معني اولي بكار برده است؟
٤٥ ص
(٤٣)
آيا در تاريخ از نقل احاديث مربوط به امام علي عليه السلام توسط حكام جلوگيري مي شده است؟
٤٦ ص
(٤٤)
آيا كسي از علماي اهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده است؟
٤٧ ص
(٤٥)
روايت غدير از چند طريق نقل شده است؟
٤٨ ص
(٤٦)
آيا آيه ابلاغ قبل از غدير نازل شده است؟
٤٩ ص
(٤٧)
چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟
٥٠ ص
(٤٨)
چطور ممكن است كه روزه روز غدير معادل شصت ماه روزه باشد؟ چون اين صحيح نيست پس تمام حديث غدير، بخاطر وجود چنين مطلبي در آن، باطل است!
٥١ ص
(٤٩)
چرا حضرت رسول صلي الله عليه و آله بجاي سخنراني در غدير، بر ولايت امام علي عليه السلام به صورت كتبي تاكيد نكردند تا بتوان بعداً بر آن استناد كرد؟
٥٢ ص
(٥٠)
چه نامها و صفاتي در روايات براي روز غدير ذكر شده است؟
٥٣ ص
(٥١)
آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
٥٤ ص
(٥٢)
اكمال و اتمام دين در روز غدير به چه معناست؟
٥٥ ص
(٥٣)
خطبه غدير را با سند صحيح بيان فرماييد؟
٥٦ ص
(٥٤)
ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟
٥٧ ص
(٥٥)
آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
٥٨ ص
(٥٦)
آيا اسلام ابوبكر ابتداي بعثت بوده يا بعد از دعوت علني؟
٥٩ ص
(٥٧)
پرسش و پاسخ ويژه برنامه غديري (حديث غدير و امامت و خلافت حضرت علي (ع) )
٦٠ ص
(٥٨)
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟
٦١ ص
(٥٩)
آيا جمله « اللّهم وال من والاه » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟
٦٢ ص
(٦٠)
آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟
٦٣ ص
(٦١)
آيا عمر در غدير خم با اميرمؤمنان (ع) بيعت كرده است؟
٦٤ ص
(٦٢)
اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
٦٥ ص
(٦٣)
آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟
٦٦ ص
(٦٤)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
٦٧ ص
(٦٥)
آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟
٦٨ ص
(٦٦)
اگر در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟
٦٩ ص
(٦٧)
آيا امام باقر (عليه السلام) دستور دادند براي شان عزاداري شود؟
٧٠ ص
(٦٨)
آيا اعمال امت بر پيامبر و امامان (عليهم السلام) عرضه مي شود؟
٧١ ص
(٦٩)
آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
٧٢ ص
(٧٠)
از نظر اكثر علماي اهل سنت نخستين مسلمان چه كسي مي باشد؟
٧٣ ص
(٧١)
آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
٧٤ ص
(٧٢)
آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
٧٥ ص
(٧٣)
آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
٧٦ ص
(٧٤)
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
٧٧ ص
(٧٥)
آيا عائشه بعد از شنيدن خبر شهادت اميرمؤمنان (ع) سجده كرده است؟
٧٨ ص
(٧٦)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
٧٩ ص
(٧٧)
آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٨٠ ص
(٧٨)
آيا در قبر و قيامت از ولايت حضرت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
٨١ ص
(٧٩)
آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
٨٢ ص
(٨٠)
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
٨٣ ص
(٨١)
آيا روايت توسل بلال بن حارث به قبر پيامبر (ص) با تأييد عمر، معتبر است؟ (+ تصوير)
٨٤ ص
(٨٢)
آيا روايت توسل ابو أيوب انصاري به قبر رسول خدا (ص) توسط علماي اهل سنت تصحيح شده؟ (+ تصاويركتابها)
٨٥ ص
(٨٣)
آيا طبق منابع شيعه و اهل سنت، در ميان313 نفر از ياران امام زمان (عج) زن نيز وجود دارد؟ (ويرايش جديد)
٨٦ ص
(٨٤)
آيا غايب شدن امام زمان (عليه السلام) در روايات صحيح شيعه پيش بيني شده است؟
٨٧ ص
(٨٥)
آيا ولادت حضرت مهدي (ع) فقط از طريق حكيمه، نقل شده است؟
٨٨ ص
(٨٦)
آيا نام هاي متعدد حضرت نرجس (س) دليل بر عدم تولد حضرت مهدي (عج) است؟
٨٩ ص
(٨٧)
اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها
٩٠ ص
(٨٨)
چگونه امكان دارد امام زمان علیه السلام عمر طولانی داشته باشد؟
٩١ ص
(٨٩)
آيا نام پدر حضرت مهدي (عج)، عبد الله بوده است؟
٩٢ ص
(٩٠)
آيا ميراث امام عسكري (ع) بين برادر و مادر آن حضرت تقسيم شد؟
٩٣ ص
(٩١)
آيا حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن مجتبي (ع) است؟
٩٤ ص
(٩٢)
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
٩٥ ص
(٩٣)
حضرت مهدي (عج) چه شباهت هاي با ذوالقرنين دارد ؟
٩٦ ص
(٩٤)
آيا روايت معتبري مبني بر عدم جواز تعيين زمان ظهور، وجود دارد؟
٩٧ ص
(٩٥)
آيا امام زمان عليه السلام در هنگام ظهور، مسجد الحرام و مسجد النبي را خراب خواهد كرد؟
٩٨ ص
(٩٦)
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
٩٩ ص
(٩٧)
با توجه به روايت « فمن ادعي المشاهدة فهو كذاب مفتر » ادعاهاي كساني كه مي گويند امام زمان را ديده اند ، چگونه قابل توجيه است ؟
١٠٠ ص
(٩٨)
آيا حديث «خلفائي إثنا عشر»، بر وجود و حيات حضرت مهدي دلالت مي كند؟
١٠١ ص
(٩٩)
آيا حضرت مهدي (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مي كند؟
١٠٢ ص
(١٠٠)
آيا حديث ثقلين بر وجود حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند؟
١٠٣ ص
(١٠١)
آيا مهدي شيعه ، همان دجال است ؟
١٠٤ ص
(١٠٢)
آيا كسي از مسلمانان، منكر عقيده مهدويت شده است؟
١٠٥ ص
(١٠٣)
با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟
١٠٦ ص
(١٠٤)
چه كار كنيم تا امام زمان ( عج ) از ما راضي باشد ؟
١٠٧ ص
(١٠٥)
آيا وهابيت اعتقادي به منجي دارند ؟
١٠٨ ص
(١٠٦)
آيا نور حضرت زهرا (سلام الله عليها) از طريق ميوه بهشتي به صلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتقل شد؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
حضرت زهرا سلام الله عليها در چه تاريخي به دنيا آمده است؟
١١٠ ص
(١٠٨)
آيا حديث «فاطمه بضعه مني» با سند صحيح در كتب شيعه آمده است؟
١١١ ص
(١٠٩)
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
١١٢ ص
(١١٠)
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتكما» دلالت مي كند كه مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است؟
١١٣ ص
(١١١)
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟
١١٤ ص
(١١٢)
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم ها در باره حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كلمه «وفات» استفاده مي كرده اند؟
١١٥ ص
(١١٣)
«مصحف فاطمه» چيست ؟
١١٦ ص
(١١٤)
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارهء حرمت آزار و اذيت فاطمهء زهرا س وجود دارد؟
١١٧ ص
(١١٥)
چرا با وجود حضرت علي(علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در رفت؟
١١٨ ص
(١١٦)
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نكردند؟
١١٩ ص
(١١٧)
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
١٢٠ ص
(١١٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها حتي بعد از وفاتش نيز از ناراحت شدن فرزندانش ناراحت مي شود+ تصوير كتاب
١٢١ ص
(١١٩)
آيا زنان ناقص العقل هستند؟
١٢٢ ص
(١٢٠)
آيا خطبه شقشقيه، تنها از طريق عكرمه خارجي نقل شده است؟
١٢٣ ص
(١٢١)
آيا خروج عليه حاكم از ديدگاه اهل سنت و وهابيت مشروعيت دارد؟
١٢٤ ص
(١٢٢)
سؤالات و پاسخ هاي ويژه برنامه طوفان كربلا
١٢٥ ص
(١٢٣)
آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده اند؟!!
١٢٦ ص
(١٢٤)
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
١٢٧ ص
(١٢٥)
اثبات امامت در پنج دقيقه
١٢٨ ص
(١٢٦)
بدعت تراويح، به اعتراف بزرگان اهل سنت + تصاوير كتاب
١٢٩ ص
(١٢٧)
اعتراف علماي اهل سنت به طهارت بول و غائط رسول خدا (ص) و استشفاء صحابه به آن + تصاوير كتب
١٣٠ ص
(١٢٨)
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
١٣١ ص
(١٢٩)
امام شافعي خوردن گربه كوهي ، موش خرما ، جوجه تيغي ، راسو ، بزمجه و جايز است + تصاوير كتاب
١٣٢ ص
(١٣٠)
تبرك پيروان ابن تيميه به ريسمان شپش و آب غسل او + تصوير كتاب ها
١٣٣ ص
(١٣١)
سريال گاف هاي عبدالله حيدري – قسمت دوم بررسي انتساب صحيح بخاري + تصوير كتاب ها
١٣٤ ص
(١٣٢)
امام مالك بن أنس خوردن گوشت سگ ، سوسك ، كرم ، مار و عقرب و حلال است + تصاوير كتاب
١٣٥ ص
(١٣٣)
عائشه خوردن موش حلال است + تصاوير كتاب
١٣٦ ص
(١٣٤)
آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت اميرمؤمنان عليه السلام در كعبه به دنیا آمده اند؟ + تصاوير كتاب ها (ویرایش جدید)
١٣٧ ص
(١٣٥)
روايت «من سب عليا فقد سبني» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٣٨ ص
(١٣٦)
نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب
١٣٩ ص
(١٣٧)
نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس + تصوير كتاب
١٤٠ ص
(١٣٨)
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
١٤١ ص
(١٣٩)
روايت فاطمه « اصدق لهجة» از عائشه با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٢ ص
(١٤٠)
چرا صحابه با خلفاي سه گانه مخالفت نكردند + تصوير كتاب
١٤٣ ص
(١٤١)
روايت «علِي مع القرانِ، والقرآن مع علِي» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٤ ص
(١٤٢)
روايت «وأنت خلِيفتِي فِی كل مؤمِنٍ مِن بعدِی» با سند معتبر + تصوير كتاب
١٤٥ ص
(١٤٣)
آيا روايت «باب حطه بني اسرائيل» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٤٦ ص
(١٤٤)
اگر مراد رسول خدا (ص) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (ع) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟
١٤٧ ص
(١٤٥)
آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
١٤٨ ص
(١٤٦)
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
١٤٩ ص
(١٤٧)
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟
١٥٠ ص
(١٤٨)
آيا لعن يزيد بن معاويه ، جايز است ؟
١٥١ ص
(١٤٩)
اگر شركت در عزاي امام حسين براي خدا نباشد چطور خداوند به آن پاداش مي دهد؟
١٥٢ ص
(١٥٠)
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از كتاب هاي شيعه و سني
١٥٣ ص
(١٥١)
آيا دعاي رسول خدا (ص) در غدير خم «اللهم انصر من نصره» مستجاب شد؟
١٥٤ ص
(١٥٢)
آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (ص) نازل شده، مي شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (ع) دارد؟
١٥٥ ص
(١٥٣)
آيا تهمت يكي از سايت هاي اهل سنت در بت پرستيدن امام علي (ع) قبل از اسلام ، صحت دارد؟
١٥٦ ص
(١٥٤)
آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ويرايش جديد)
١٥٧ ص
(١٥٥)
آيا روايت «علي كنفسي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٥٨ ص
(١٥٦)
آيا روايت «امامان دوازده گانه» به صورت متواتر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٥٩ ص
(١٥٧)
آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٠ ص
(١٥٨)
آيا روايت «طير مشوي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦١ ص
(١٥٩)
آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٢ ص
(١٦٠)
آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٣ ص
(١٦١)
آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٦٤ ص
(١٦٢)
مقصود از روايت «حب علي حسنة، لا يضر معها سيئة» چيست؟
١٦٥ ص
(١٦٣)
آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
١٦٦ ص
(١٦٤)
چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟
١٦٧ ص
(١٦٥)
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
١٦٨ ص
(١٦٦)
آيا در قرآن آيه اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟
١٦٩ ص
(١٦٧)
آيا روايت حسن مثني در انكار دلالت حديث غدير ، صحت دارد ؟
١٧٠ ص
(١٦٨)
آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٧١ ص
(١٦٩)
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او
١٧٢ ص
(١٧٠)
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
١٧٣ ص
(١٧١)
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عج) از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت؟
١٧٤ ص
(١٧٢)
هنگام رحلت امام زمان (عج) چه كسي او را غسل داده و كفن مي كند؟
١٧٥ ص
(١٧٣)
آيا عائشه براي اصلاح امت، جنگ جمل را به راه انداخت ؟ چرا بعد از جنگ جمل مجازات نشد؟
١٧٦ ص
(١٧٤)
آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
١٧٧ ص
(١٧٥)
آيا عبدالله ابي، در بيعت رضوان حضور داشته و با رسول خدا(ص) بيعت كرده است؟
١٧٨ ص
(١٧٦)
آيا به كار بردن تعبير «اعيذ بيا آهيا شراهيا» ، مصداق شرك به خداوند مي باشد؟
١٧٩ ص
(١٧٧)
آيا حقيقت دارد كه عمر بن خطاب، دختران خود را در جاهليت زنده به گور كرده است؟
١٨٠ ص
(١٧٨)
آيا كسي از علماي اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟
١٨١ ص
(١٧٩)
آيا روايت «المرأة شر كلها» صحيح است و شامل همه زنان مي شود؟
١٨٢ ص
(١٨٠)
آيا روايت «أنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق وخليفه الخليفه الفاروق» با سند معتبر در منابع شيعه و سني نقل شده است؟
١٨٣ ص
(١٨١)
آيا واقعيت دارد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از عمر بن خطاب مي ترسيد؟
١٨٤ ص
(١٨٢)
آيا واقعيت دارد كه بخاري، از ابوطفيل صحابي به خاطر شيعه بودنش روايت نقل نكرده است؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟
١٨٦ ص
(١٨٤)
آيا مسموم كردن امام حسن عليه السلام به دستور معاويه بود ؟
١٨٧ ص
(١٨٥)
آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
١٨٨ ص
(١٨٦)
آيا روايت «من آذي عليا فقد آذاني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٨٩ ص
(١٨٧)
آيا محمد بن اسماعيل بخاري، فتوا داده است كه از طريق خوردن شير حيوانات نيز محرميت ثابت مي شود؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
آيا روايت «إني تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
١٩١ ص
(١٨٩)
آيا واقعيت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال ياد گرفته است؟
١٩٢ ص
(١٩٠)
چرا شيعيان مي گويند كه حضرت علي (ع)، سه روز جنازه عثمان را بدون دفن رها كرد؟
١٩٣ ص
(١٩١)
چه كساني از اصحاب در جنگ صفين به شهادت رسيده اند؟
١٩٤ ص
(١٩٢)
آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
١٩٥ ص
(١٩٣)
آيا رسول خدا (ص) ، جنگ هاي جمل، صفين و نهروان را پيش بيني كرده بود؟
١٩٦ ص
(١٩٤)
چرا شيعيان، حضرت علي (عليه السلام) را از خليفه دوم زاهد تر مي دانند؟
١٩٧ ص
(١٩٥)
آيا حديث قرطاس، تنها از طريق ابن عباس نقل شده است؟
١٩٨ ص
(١٩٦)
آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟
١٩٩ ص
(١٩٧)
آيا روايت معتبري مبني بر دادن مأموريت «اعلام برائت از مشركان» به اميرمؤمنان (ع) و عزل ابوبكر از اين مأموريت، در منابع اهل سنت وجود دارد؟
٢٠٠ ص
(١٩٨)
آيا روايت معتبري مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
٢٠١ ص
(١٩٩)
آيا روايت «علي وليكم بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
آيا روايت «أنا مدينة العلم» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
٢٠٣ ص
(٢٠١)
آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده اند ؟
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
آيا أبو المجامع جويني «حاطب ليل» بوده است؟
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
آيا عمر بن خطاب، فقط تهديد كرده است؟
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين افراد آن امت هستند؟
٢١٠ ص
(٢٠٨)
چه كسي خطبه عقد حضرت خديجه و رسول خدا (عليهما السلام) را خواند؟
٢١١ ص
(٢٠٩)
آيا شهادت حضرت محسن (علیه السلام) با اين سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود تو نخستين كس از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي، در تعارض نيست ؟
٢١٢ ص
(٢١٠)
آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟
٢١٣ ص
(٢١١)
آيا روايت «فاطمة بضعة مني» فقط از طريق مسور بن مخرمة نقل شده است؟
٢١٤ ص
(٢١٢)
آيا عائشه، از دفن جنازه امام مجتبي (ع) در خانه رسول خدا (ص) جلوگيري كرده است؟
٢١٥ ص
(٢١٣)
آيا رسول خدا (ص) آياتي از قرآن كريم را فراموش مي كرد؟
٢١٦ ص
(٢١٤)
شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟
٢١٧ ص
(٢١٥)
مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وازواجه أمهاتهم» چيست؟(ويرايش جديد)
٢١٨ ص
(٢١٦)
آيا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟
٢١٩ ص
(٢١٧)
آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
٢٢٠ ص
(٢١٨)
چرا حضرت خضر (علیه السلام) جواني را قبل از ارتكاب جرم كشت؟
٢٢١ ص
(٢١٩)
آيا اميرمؤمنان (ع) به دستور رسول خدا (ص) با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده است؟
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
آيا روايت «فنظر امير المؤمنين(ع) بين فخذيها» با عصمت آن حضرت در تعارض نيست؟
٢٢٣ ص
(٢٢١)
آيا حديث «حمار يعفور» صحت دارد؟
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
چرا رسول خدا (ص) پس از «رزية الخميس» وصيت نامه اش را ننوشت؟
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
آيا روايت «رسول الله (ص) ينام بين علي وعائشة» صحت دارد؟
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
آيا اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه قرطاس حضور داشت؟ اگر حضور داشت، چرا جواب اهانت كنندگان را نداد؟
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
آيا امام حسن (ع) كسي از اصحاب را لعن كرده است؟
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
آيا عمر ، ابوبكر و عثمان و در ترور نافرجام رسول خدا (ص) دست داشته اند ؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
آيا عائشه، صحابه را لعن و سبّ كرده است؟
٢٣١ ص
(٢٢٩)
آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته اند؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟
٢٣٣ ص
(٢٣١)
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
آيا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندي داشته است؟
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
آيا آيه اي در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
آیا جریان پایین آوردن ابوبکر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
آيا شيعيان، ديگر فرقه هاي اسلامي را كافر مي دانند؟
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
آيا معاويه كاتب وحي بود ؟
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
آيا شيعيان ، مخالفان خود را «حرام زاده» مي دانند؟
٢٤١ ص
(٢٣٩)
شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
آيا ابوبكر ، عمر را با مراجعه به همه پرسي و آراي عمومي ، به جانشيني خود برگزيد ؟
٢٤٣ ص
(٢٤١)
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
چرا اميرمؤمنان (ع) با قيام ابوسفيان بر ضد ابوبكر مخالفت كرد؟
٢٥١ ص
(٢٤٩)
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
آيا كتاب الامامه و السياسه براي ابن قتيبه دينوري است ؟
٢٥٣ ص
(٢٥١)
آيا نسبت خوف به پيامبر، اهانت به آن حضرت است؟
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
چرا رسول خدا (ص) خالد بن وليد را به خاطر كشتن قبيله «بني جذيمه» قصاص نكرد؟
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) علي(علیه السلام) را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبكر را براي نماز فرستاد؟
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
آيا كلمه «أولي» در آيه « النبِي اولی بِالمؤمِنِين » به معناي محبت است؟!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي كرد؟
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
چگونه ثابت مي شود كه ابراهيم عليه السلام هنگام نزول آيه «اني جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آيه، منصبي بالاتر و غير از رسالت است؟
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
حديث «سلمان منّا اهل البيت» با انحصار «اهل البيت» در پنج تن آل عبا در آيه تطهير چگونه قابل جمع است؟
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
آيا حديث قرطاس در منابع شيعه نيز آمده است ؟
٢٦١ ص
(٢٥٩)
آيا سوره الانسان در شأن اهل البيت عليهم السلام نازل شده است ؟
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
آيا روايت صحيح السندي مبني بر نيابت و وكالت عثمان بن سعيد از امام زمان عج ، وجود دارد؟
٢٦٣ ص
(٢٦١)
روايت « لو لا علي (ع) لهلك عمر » در چه منابعي آمده است؟
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
آيا سه بار «الله اكبر» گفتن بعد از سلام نماز ، شيوه نماز خلفاء بوده است؟
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
آيا عثمان قاتل دو دختر پيامبر (ص) بوده ؟
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
آيا در قضيه يوم الدار ، فرزندان عبد المطلب از 17 نفر تجاوز مي كرد ؟
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع ) درخواست كنيم ، همان موقع مي شنوند ؟
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
آيا روايت « فإن لم تجديني فأتي أبابكر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد؟
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
آيا روايت « لا اوتي بمن يفضلني علي ابي بكر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتري» از قول امير مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
٢٧١ ص
(٢٦٩)
آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
٢٧٣ ص
(٢٧١)
آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
آيا امام علي عليه السلام پشت سر خلفاء نماز خوانده است؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
آيا آيه 54 سوره مائده « يايها الذِين امنوا من يرتد مِنكم » در مورد ابوبكر است ؟
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
گفتن «آمين» بعد از ولا الضالين چه اشكالي دارد؟
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
آيا روايت «انما اكلت يوم اكل الأبيض» از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد؟
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
آيا آيه 28 سوره غافر « ا تقتلون رجلا ان يقول ربی اللَّه » در شأن ابوبكر نازل شده است ؟
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
قرآن كريم در چه زماني و توسط چه كسي جمع آوري شده است ؟
٢٨١ ص
(٢٧٩)
بداء ، در عقيده شيعي به چه معنايي است ؟ و آيا دليلي بر اثبات اين اعتقاد ، در كتب اهل سنت يافت مي شود ؟
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
آيا آيه « والذِی جاء بِالصدقِ وصدق بِهِ » در شأن أبوبكر نازل شده است ؟
٢٨٣ ص
(٢٨١)
آيا روايت اهل سنت از امير مؤمنان عليه السلام در وجوب خراب كردن سنگ قبرها ، صحت دارد ؟
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
چرا شيعيان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علي ولي الله » را ميگويند؟
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
آيا روايت «فاقتدوا باللذين بعدي أبوبكر وعمر» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
چرا بعضي از اهل سنت بر خلاف شيعيان خون ، مني و شراب را نجس نمي دانند؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اگر ابوبكر و عمر با خلافت امير المؤمنين مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نظر وهابيت در باره نذر چيست ؟
٢٩١ ص
(٢٨٩)
چرا حضرت علي (ع) در زمان حكومتش بخشنامه اي جهت از بين بردن بدعت هاي خلفا صادر نكرد؟
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
آيه افك در باره كداميك از زنان رسول خدا (ص) نازل شده است ؟
٢٩٣ ص
(٢٩١)
حديث قدسي «لولاك لما خلقت الأفلاك» در كدام يك از مصادر شيعه و سني آ مده است؟
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
آيا آيه 55 سوره نور « وعد اللّه الذِين امنوا مِنكم» در باره ابوبكر و عمر نازل شده است ؟
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
آيا شيعيان ، سنت هاي پيامبر را اجرا مي كنند ؟
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
آيا در نهج البلاغه اسم شيعه بيان شده يا به ان اشاره كرده؟
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
آيا كتاب الأنوار النعمانية در نزد ما صحت دارد ؟
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
آيا خلفا چهارگانه با يكديگر اختلاف داشته اند ؟
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
چرا شيعيان با دست باز نماز ميخوانند؟
٣٠١ ص
(٢٩٩)
آيا روايت « أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة» از قول رسول خدا (ص) صحت دارد ؟
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
آيا شيعيان ، بعد از سلام نماز «خان الأمين» مي گويند ؟
٣٠٣ ص
(٣٠١)
آيا شيعه در قرن دوم ، سوم يا چهارم هجري تاريخ نويس دارد ؟
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
آيا بعضي از روايات مفاتيح ، مخالف قران نيست ؟
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
آيا امير مؤمنان عليه السلام با اختيار ، با ابوبكر بيعت كردند؟
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
آيا آيه « إِذ يبايِعونك تحت الشجرةِ » عدالت تمامي صحابه را ثابت مي كند ؟
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
آيا خطيب خوارزم كه كتابي در فضائل امام علي عليه السلام نوشته است ، سني بوده يا شيعه ؟
٣١٠ ص
(٣٠٨)
چرا امام حسن عليه السلام با معاويه صلح و امامت را به او واگذار كردند ؟
٣١١ ص
(٣٠٩)
آيا امام جعفر صادق (ع) اسماعيل را به امامت گماشت ؟
٣١٢ ص
(٣١٠)
چگونه مي توان با حديث منزلت امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام را ثابت كرد ؟
٣١٣ ص
(٣١١)
منظور از ظالم اول ، ثاني و ثالث و رابع درفرازهاي آخر زيارت عاشورا چيست؟
٣١٤ ص
(٣١٢)
آيا شفاعت خواستن از انبياء و صالحين و توسل به آن ها شرك است ؟
٣١٥ ص
(٣١٣)
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
٣١٦ ص
(٣١٤)
آيا نظرات علمي جديد مي تواند رد كلمات ائمه (عليهم السلام) باشند ؟
٣١٧ ص
(٣١٥)
آيا اهل تسنن ، هنگام خواندن سوره در نماز ، بسم الله را مي گويند ؟
٣١٨ ص
(٣١٦)
آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
٣١٩ ص
(٣١٧)
با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و » سبب شرك نمي شود؟
٣٢٠ ص
(٣١٨)
چرا شيعيان ، همانند اهل تسنن نمازهايشان را در پنج وقت نمي خوانند ؟
٣٢١ ص
(٣١٩)
چرا خداوند انسان را آفريد؟
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
چرا امامان با اين كه مي دانستند كه چگونه و كي به شهادت مي رسند ، باز به محل شهادت خود مي رفتند؟
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آيا اويس قرني در جنگ صفين امير المومنين عليه السلام را ياري كرد ؟
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آيا پيامبر (ص) ، ابوبكر را از ترس خبر دادن او به كفار با خود به غار برد ؟
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
با اين كه تنها خداوند است كه هيچ خطا واشتباهي ندارد ، چه دليلي براي عصمت پيامبران وجود دارد ؟
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آيا امام علي عليه السلام از نحوه استقبال ايرانيان انتقاد كردند؟
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آيا زن بايد مطيع بي چون و چراي شوهر باشد؟
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
با توجه به پيشرفت سريع علم بشر آيا احكام 1400 سال پيش اسلام نياز به بازنگري ندارد؟
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آيا در كتاب كافي ، رواياتي دال بر تحريف وجود دارد ؟
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
آيا آيه 100 سوره توبه " والسابِقون الاولون " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٣ ص
(٣٣١)
آيا آيه 29 سوره فتح "محمد رسول اللّهِ " شامل همه صحابه مي شود ؟
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
مقصود از اهل بيت در آيه تطهير و اهل بيت در آيه حضرت ابراهيم عليه السلام چه كساني هستند ؟
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
آيا مراد از « النجم الثاقِب » آقا ولي عصر ارواحنا له الفداه است ؟
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
آيا روايت « العلم نقطة كثرها الجاهلون » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
آيا امام علي عليه السلام ، معتقد به امامت خويش بودند ؟
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟
٣٤١ ص
(٣٣٩)
آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
آيا آيهء « قل لِلمخلفِين مِن الاعرابِ » در بارهء جنگ هاي ابوبكر با اهل رده نازل شده است ؟
٣٤٣ ص
(٣٤١)
آيا آيهء « غلبت الروم » در بارهء عمر بن الخطاب و عثمان نازل شده است ؟
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
آيا آيه اي در خصوص عصمت امامان عليهم السلام در قرآن آمده است ؟
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
ابوتراب يعني چه وچرا به حضرت علي (ع) لقب ابوتراب داده شده؟
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
آيا در كتب روايي شيعه احاديثي در رابطه با تحريف قرآن وجود دارد؟
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
آيا در كتب اهل سنت روايتي مبني بر اين كه اهل كساء ، فقط اهل البيت هستند ، وجود دارد ؟
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
مفاد قرارداد صلح نامه امام حسن(عليه السلام) چيست ؟
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
آيا شايعه همسران متعدّد براي امام مجتبي(عليه السلام) درست است ؟
٣٥١ ص
(٣٤٩)
آيا امام حسن(عليه السلام) مي دانست كه ظرف شير يا آب زهرآلود است؟
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
چرا امامت در فرزندان امام حسين(عليه السلام) ادامه يافت و از فرزندان امام حسن مجتبي(عليه السلام) كسي به اين مقام نرسيد ؟
٣٥٣ ص
(٣٥١)
آيا لعن كردن خلفاء و اصحاب جايز است ؟
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند و وظيفه ما مطرح كردن مرجعيت علمي اهل بيت عليهم السلام است؟
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
نمونه اي بياوريد كه اهل سنت به جنازه يا قبر بزرگانشان تبرك جسته باشند
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
اولين بار چه كسي از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيري كرد ؟
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
آيا روايت « قد حلي أبوبكر الصديق سيفه » از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد ؟
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
نظر شهيد مطهري در باره انتقاد علي عليه السلام از خلافت چيست؟
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
آيا علماي مذاهب چهارگانه ، درباره تبرّك و يا مس منبر و قبر پيامبر ( ص ) و يا قبور صالحين ، نظر مثبت دارند؟
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
آيا امام علي عليه السلام براي جانشيني بعد از خودش وصيت كرده است ؟
٣٦١ ص
(٣٥٩)
آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
آيا روايت « ما أقول فيهما إلا خيراً » از قول زيد بن علي ، در حق ابوبكر و عمر صحت دارد ؟
٣٦٣ ص
(٣٦١)
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بي سواد بودند ؟
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
آيا تمامي روايات كتاب كافي ، صحيح السند هستند ؟
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
آيا روايت « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
آيا روايت « ما أوصي رسول الله ( ص ) » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
آيا روايت « لست بمنكر فضل أبي بكر » از قول امام جواد صحت دارد ؟
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
آيا روايت « لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
آيا عصمت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خدادادي محض است يا اين كه اكتسابي و بر اساس لياقت و امتحان مي باشد ؟
٣٧١ ص
(٣٦٩)
آيا روايت « و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها » از قول امام علي عليه السلام صحت دارد ؟
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
آيا روايت « إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام در باره عمر و ابو بكر صحت دارد ؟
٣٧٣ ص
(٣٧١)
آيا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بر خلافت ابوبكر و عمر بشارت داده است ؟
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
چرا حضرت علي بعد از به دست گرفتن حكومت فدك را بر نگرداند ؟
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مي دانست ؟
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
آيا از علماي اهل سنت هم شخصيت عبد الله سبا را موهوم مي دانند؟ آيا در رابطه با مهدي موعود(ع) در منابع سني روايتي هست؟
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
آيا برگزاري جشنهاي خاص در نهم ربيع الاول اشكال دارد؟
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
هواي غدير خم گرم بوده است يا سرد؟ + تصاوير
٣٨١ ص
(٣٧٩)
آيا ائمه طاهرين علیهم السلام به پيامبر صل الله علیه و آله توسل كرده اند؟
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
آیا امیرمؤمنان علیه السلام، بر ابوبکر رحمت فرستاده و او را اولین و مخلصترین مسلمان دانسته است؟
٣٨٣ ص
(٣٨١)
آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها بر شيخين صحيح است؟ (ویرایش جدید)
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
آيا ابوبكر بر پيكر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نماز خوانده است؟
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
آيا درخواست حضرت يوسف (عليه السلام) از هم زنداني خود توسل محسوب ميشود؟
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
آيا در خصوص امامت امام كاظم (عليه السلام) روايت صحيح وجود دارد؟
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
آيا در شهادت حضرت علي (ع) فرزندانش لباس سياه پوشيده اند؟
٣٩١ ص
(٣٨٩)
آيا روايات معتبر درباره امامت امام صادق (عليه السلام) در منابع شيعه وجود دارد؟
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
آیا شیعیان کوفه امام حسین علیه اسلام را شهید کردند؟
٣٩٣ ص
(٣٩١)
آيا اولياء خدا بعد از مرگ هم قدرتي دارند؟
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
آیا در تفسیر آیهی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
آيا در ميان شهداي كربلا، افراد غير شيعه هم وجود داشتند؟
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
آيا در واقعه عاشورا سرهاي همه 72 تن را بريدند يا نه؟
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
آيا خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت؟
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
آيا عزاداري و گريه تنها براي امام حسين عليه السلام ثواب دارد يا شامل عزاداري اهل بيت غير معصوم ايشان نيز ميشود
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
آيا رسول خدا صلي الله عليه وآله در مجالس رقص و آواز شركت ميكردند؟
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
آيا عمر سند و قبالهي فدك را از دست حضرت زهرا (س) گرفت و پاره كرد؟
٤٠١ ص
(٣٩٩)
آيا متعه (ازدواج موقت) در خيبر تحريم شده است؟
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
آيا در كتابهاي شيعه به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين شده است؟ (ويرايش جديد)
٤٠٣ ص
(٤٠١)
آيا در منابع شيعه روايت معتبري درباره معجزات پيامبر (ص) نقل شده است؟
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
آيا منظور از آيه 122 سوره انعام، ولايت و امامت ائمه عليهم السلام است؟
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
آيا كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام در کتب اهل سنت نقل شده است؟
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
آيا طبق روايات شيعه، هنگام وضو پاها شسته ميشود يا مسح ميگردد؟
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
اسناد تاريخي در فرمان قتل امام حسين عليه السلام
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
آيا روايت امام رضا (عليه السلام) که در آن قرآن را تنها راه هدایت می داند، با حديث ثقلين تعارض دارد؟
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
٤١٠ ص
(٤٠٨)
حضرت زهرا سلام الله عليها «فدك» را چند مرتبه مطالبه كردند؟
٤١١ ص
(٤٠٩)
آيا ابو بكر مشاور نظامي پيامبر صلي الله عليه وآله بوده است؟
٤١٢ ص
(٤١٠)
آيا پيامبر و امير مؤمنان (عليهما السلام) همانند شيعيان در وضو مسح مي کشيدند؟
٤١٣ ص
(٤١١)
آیا اتهام مستشرقان به تأثیر پذیری پیامبر صلي الله عليه وآله از یهودیان و مسیحیان ریشه در کتاب های اهل سنت دارد؟
٤١٤ ص
(٤١٢)
آيا بر اساس اين باب كتاب اصول كافي « انه ليس شي من الحق في يد الناس الا ماخرج من عند الائمه» اهل بيت عليهم السلام علوم روز را باطل مي دانند؟
٤١٥ ص
(٤١٣)
آيا امام حسن عليه السلام بسيار طلاق مي داد (مطلاق بود)؟
٤١٦ ص
(٤١٤)
آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
٤١٧ ص
(٤١٥)
آيا «ليلة المبيت» براي اميرمؤمنان (علیه السلام) فضيلت است؟
٤١٨ ص
(٤١٦)
آيا معاويه غير مسلمان از دنيا رفت؟ آيا معاويه در تابوتي از آتش جهنم است؟
٤١٩ ص
(٤١٧)
آيا امامان اهل سنت شاگردان امام صادق سلام الله عليه بوده اند؟
٤٢٠ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ - الصفحة ٣٨٤ - آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد ميآورد؟

آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد مي‌آورد؟

کد مطلب: ٧٠٥١ تاریخ انتشار: ١٢ خرداد ١٣٩٤ - ١١:٠١ تعداد بازدید: ٣٨٤٥ پرسش و پاسخ » عقائد شيعه آيا حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديد ، سنت جديد و دين جديد مي‌آورد؟

رواياتي از ائمه عليهم السلام نقل شده است که خبر از ظهور حضرت مهدي(عج) با کتاب جديد، سنت جديد و دين مي‌دهند که عده‌اي از وهابيان نيز با توجه به دشمني‌شان با شيعه، شروع به شبهه پراکني مي‌کنند که مهدي شيعيان کتاب جديد و سنت جديد در مقابل قرآن و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله  مي‌آورد و با اين کتابش مردم را گمراه مي‌کند.بخاطر همين ابتداء چند نمونه از اين روايات را نقل کرده و بعد به پاسخ اين شبهه مي‌پردازيم:

نعماني روايتي را در کتاب الغيبه خود از امام باقر عليه السلام چنين نقل کرده است:

...... عن أبي جعفر محمد بن علي...قال عليه السلام: إذا خرج يقوم بأمر جديد ، وكتاب جديد ، وسنة جديدة ، وقضاء جديد...

امام قائم که قيام کند امرى نو و کتابى نو و قضاوتى نو خواهد داشت.

النعماني ،محمد بن إبراهيم ،(متوفاي ٣٨٠)،‌ كتاب الغيبة، ص ٢٦٤، تحقيق : فارس حسون كريم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : ١٤٢٢، چاپ : الأولى

همچنين نعماني روايت ديگري را نيز اين چنين کرده است:

بن يعقوب الجعفي أبو الحسن ، قال : حدثنا إسماعيل بن مهران ، قال : حدثنا الحسن بن علي بن أبي حمزة ، عن أبيه ووهيب بن حفص ، عن أبي بصير ، عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) ، قال : إنه قال لي أبي ( عليه السلام ) : لا بد لنار من أذربيجان لا يقوم لها شئ ، وإذا كان ذلك فكونوا أحلاس بيوتكم ، وألبدوا ما ألبدنا ، فإذا تحرك متحركنا فاسعوا إليه ولو حبوا والله لكأني أنظر إليه بين الركن والمقام يبايع الناس على كتاب جديد على العرب شديد ، وقال : ويل لطغاة العرب من شر قد اقترب

ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: «پدرم- امام باقر عليه السّلام- به من فرمود: ناگزير آتشى از ناحيه آذربايجان زبانه خواهد كشيد كه هيچ چيز در مقابلش نتواند ايستاد، چون چنين شود خانه‏نشين باشيد (بى‏طرف بمانيد) و تا آنگاه كه ما در خانه نشسته‏ايم شما نيز خانه‏نشين باشيد و چون كسى كه از طرف مافعّاليت خود را آغاز كرد به سوى او بشتابيد اگر چه با راه رفتن با دست و زانو باشد به خدا سوگند گوئى هم اكنون به او مى‏نگرم كه ميان ركن و مقام به فرمانى جديد از مردم بيعت مى‏گيرد، فرمانى كه بر عرب سخت گران است، و (پدرم) فرمود:واى بر سركشان عرب از شرّى كه روى نموده است».

النعماني ،محمد بن إبراهيم ،(متوفاي ٣٨٠)،‌ كتاب الغيبة، ص ٢٠٠، تحقيق: فارس حسون كريم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : ١٤٢٢، چاپ : الأولى

پاسخ:

ابتداء به صورت اجمال بايد بگوييم طبق روايات نقل شده، شکي نيست که حضرت مهدي عليه السلام به همان قرآني عمل خواهد کرد که بر جدش رسول خدا صلي الله عليه و آله نازل شده است و سنت پيامبر (ص) و دين اسلام را اجرا خواهد کرد و اگر در برخي روايات نقل شده است که حضرت کتاب جديد، سنت جديد و دين و يا امر  جديد مي‌آورد، اين بدين معنا نيست که قرآني در مقابل قرآن نازل شده بر پيامبر صلي الله عليه و آله مي‌آورد و يا سنتي و ديني بر خلاف سنت و دين پيامبر (ص) مي‌آورد،  بلکه مراد، تجديد احکام، اجراي حدود تعطيل شده کتاب الهي، اصلاح و راي و افکار نادرست مردم، و زدودن فرسودگي و کهنگي از قرآني و سنت و اسلام است که فقط نقش آن باقي مانده است. اما چون اين ها براي مردم تازگي دارد، فکر مي‌کنند قرآن جديد و يا سنت جديد و دين جديد است.

اما به صورت تفصيلي بايد بگوييم:

حضرت مهدي عليه السلام به همان قرآن نازل شده و سنت پيامبر (ص) عمل مي‌کند

در روايات فراوان اهل سنت و شيعه، بر اين مطلب تأکيد شده است که در عصر ظهور، حضرت مهدي عليه السلام قرآن و سنت را معيار اجراي احکام قرار خواهد دادد. در اين روايات با تعابير متفاوتي همچون احياء قرآن، عمل به قرآن، دعوت به قرآن و قضاوت بر اساس قرآن، به اين نکته اشاره شده است لذا امام مهدي عليه السلام به هيچ عنوان در صدد کنار زدن قرآن کريم و جايگزين کردن کتاب ديگري به جاي آن نيستند پاره‌اي از روايات ياد شده از اين قرارند:

منابع شيعه

روايت اول

شيخ صدوق در کتاب عيون اخبار الرضا از زبان اميرمؤمنان عليه السلام نقل کرده که ائمه عليهم السلام از قرآن نازل شده بر پيامبر صلي الله عليه و آله جدا نيستند:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غِيَاثِ‏ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عليه السلام قَالَ‏ : سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام عَنْ مَعْنَى قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله إِنِّي مُخَلِّفٌ فِيكُمُ‏ الثَّقَلَيْنِ‏ كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِي مَنِ الْعِتْرَةُ؟ فَقَالَ: أَنَا وَالْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ وَالْأَئِمَّةُ التِّسْعَةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ تَاسِعُهُمْ مَهْدِيُّهُمْ وَقَائِمُهُمْ لَا يُفَارِقُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَلَا يُفَارِقُهُمْ حَتَّى يَرِدُوا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله حَوْضَه‏.

امام صادق عليه السلام فرمود: از امير المؤمنين سلام اللَّه عليه پرسيدند: معنى گفتار حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله كه فرموده: «انّى مخلّف فيكم الثقلين كتاب اللَّه و عترتى» چيست؟ و عترت چه كسانى هستند؟ حضرت فرمود: مقصود از عترت، من و حسنين و نه نفر از اولاد حسين هستيم، نفر نهمى مهدى و قائم عترت است، اينان از قرآن جدا نخواهند شد تا آنگاه كه در كنار حوض خدمت پيغمبر برسند.

الصدوق، محمد بن علي (متوفاي٣٨١هـ)، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج٢، ص٦٠، مؤسسة الأعلمي ـ بيروت.

اين روايت ثابت مي‌كند كه اهل بيت عليهم السلام از قرآن كريم جدا نمي‌شوند.

سند اين روايت صحيح است. در ذيل به بررسي راويان آن مي‌پردازيم:

بررسي سند روايت:
احمد بن زياد بن جعفر همداني:

او از اساتيد شيخ صدوق رحمت الله عليه است و شيخ از او به بزرگي ياد کرده و مي‌گويد:

وكان رجلا ثقة دينا فاضلا رحمة الله عليه ورضوانه.

«او شخص  مورد اعتماد ، متدين و فاضل بود، رحمت و رضوان خداوند بر او نثارش باد».

كمال الدين وتمام النعمة، ص٣٦٩

علامه حلي نيز گويد:

كان رجلا ثقة دينا فاضلا رضي الله عنه

الخلاصةللحلي ص‏١٩

علي بن ابراهيم بن هاشم:

نجاشي  در خصوص ثقه بود او گويد:

قال النجاشي: القمي، ثقة في الحديث، ثبت، معتمد، صحيح المذهب.

او قمي ثقه در روايت، ثابت، معتمد، و صحيح المذهب بود

معجم رجال الحديث، ج ١٢ ص ٢١٢، رقم: ٧٨٣٠.

 ابراهيم بن هاشم:

حضرت آيت الله خوئي در شرح حال او مي‌نويسد:

أقول: لا ينبغي الشك في وثاقة إبراهيم بن هاشم، ويدل على ذلك عدة أمور:

 ١. أنه روى عنه ابنه علي في تفسيره كثيرا، وقد التزم في أول كتابه بأن ما يذكره فيه قد انتهى إليه بواسطة الثقات. وتقدم ذكر ذلك في (المدخل) المقدمة الثالثة.

٢. أن السيد ابن طاووس ادعى الاتفاق على وثاقته، حيث قال عند ذكره رواية عن أمالي الصدوق في سندها إبراهيم بن هاشم: " ورواة الحديث ثقات بالاتفاق ". فلاح السائل: الفصل التاسع عشر، الصفحة ١٥٨.

٣. أنه أول من نشر حديث الكوفيين بقم. والقميون قد اعتمدوا على رواياته، وفيهم من هو مستصعب في أمر الحديث، فلو كان فيه شائبة الغمز لم يكن يتسالم على أخذ الرواية عنه، وقبول قوله.

من مي‌گويم: شايسته نيست که در وثاقت ابراهيم بن هاشم ترديد شود، براي اثبات اين مطلب چند مطلب دلالت دارد:

١. علي بن ابراهيم در تفسير خود روايات زيادي از او نقل کرده است؛ در حالي که او در اول کتاب خود ملتزم شده است که هر چه در اين کتاب آورده است، به واسطه افراد ثقه به او رسيده است. بحث اين مطلب در کتاب المدخل مقدمه سوم گذشت.

٢. سيد بن طاووس ادعاي اتفاق بر وثاقت او را کرده است؛ چنانچه در ذکر روايتي که او در سندش ابراهيم بن هاشم وجود دارد گفته: تمام روات آن به اتفاق علما ثقه هستند.

٣. او نخستين کسي است که حديث مردم کوفه را در قم انتشار داد و قمي‌ها به روايات او اعتماد کرده‌اند. در ميان قمي‌ها کساني بودند که در باره روايت سخت‌گير بودند، اگر در او احتمال اشکال وجود داشت، تمام قمي‌ها بر گرفتن روايت از او و قبول رواياتش اتفاق نمي‌کردند.

معجم رجال الحديث، ج ١ ص ٢٩١، رقم: ٣٣٢.

محمد بن ابي‌ عمير:

وي از اصحاب اجماع مي‌باشد

نجاشي در خصوص او گويد:

قال النجاشي: جليل القدر، عظيم المنزلة فينا وعند المخالفين...

او نزد موافق و مخالف جليل القدر و داراي منزلت و مقام والايي است

رجال النجاشيص‏٣٢٧

کشي نيز گويد:

أجمع أصحابنا على تصحيح ما يصح عن هؤلاء و تصديقهم و أقروا لهم بالفقه و العلم و هم ستة نفر آخر دون الستة نفر الذين ذكرناهم في أصحاب أبي عبد الله ع منهم يونس بن عبد الرحم

رجال‏ الكشيص‏٥٥٦

شيخ طوسي نيز گويد:

ثقة

رجال الطوسيص‏٣٦٥

وي همچنين گويد:

كان من أوثق الناس عند الخاصة و العامة

او نزد شيعه و سني از موثقترين افراد بود

فهرست ‏الطوسيص‏٤٠٥

غياث بن ابراهيم التميمي الأسدي:

نجاشي گويد:

ثقة

              رجال النجاشيص‏٣٠٥

روايت دوم

شيخ صدوق رضوان الله عليه در کتاب کمال الدين روايت ديگري را نيز چنين نقل مي‌کند:

٦٣ـ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وتَعَالَى طَهَّرَنَا وعَصَمَنَا وجَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وحُجَجاً فِي أَرْضِهِ وجَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ وجَعَلَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ ولَا يُفَارِقُنَا.

سليم بن قيس هلالى از امير المؤمنين عليه السلام نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: به درستى كه خداى تبارك و تعالى‏ ما را پاكيزه و معصوم گردانيد، و ما را گواه بر خلق خود و حجت در زمين قرار داد، ما را با قرآن و قرآن را با ما قرار داد، نه ما از قرآن جدا شويم و نه او از ما جدا مى‌شود.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى٣٨١هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ص٢٤٠، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي (التابعة) لجماعة المدرسين ـ قم، ١٤٠٥هـ

همچنان که ملاحظه نموديد، حضرت علي عليه السلام در روايت فوق بيان نمودند که اهل بيت عليهم السلام (که امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف يکي از مصاديق آن مي‌باشند) همواره همراه قرآن هستند و هرگز از آن جدا نمي‌شوند

سند اين روايت صحيح است. در ذيل به بررسي راويان آن مي‌پردازيم:

بررسي سند روايت
محمد بن الحسن بن وليد:

نجاشي در توثيق او گويد:

شيخ القميين و فقيههم و متقدمهم و وجههم

او استاد علماي قم، فقيه آنها بود و بر همگي مقدم و در ميان علماي قم، چهره برتر بود.

رجال النجاشيص‏٣٨٣  الخلاصةللحلي /ص‏١٤٧

شيخ طوسي گويد:

جليل القدر بصير بالفقه ثقة

             رجال الطوسيص‏٤٣٩

محمد بن الحسن الصفار:

نجاشي در خصوص او گويد:

كان وجها في أصحابنا القميين ثقة عظيم القدر راجحا

وي از چهرهاي برتر در ميان علماي قم بود و فردي مورد وثوق و والا مقام و برتر بود

رجال النجاشيص‏٣٥٤ الخلاصةللحلي /ص‏١٥٧

احمد بن محمد بن عيسي:

نجاشي درباره او گويد:

أبو جعفر رحمه الله شيخ القميين و وجههم و فقيههم

شيخ طوسي نيز مي‌نويسد:

ثقة

رجال الطوسيص‏٣٥١

الحسين بن سعيد

شيخ طوسي در فهرست گويد:

ثقة

         فهرست ‏الطوسي ص‏١٥٠

در رجالش نيز گويد:

الأهوازي ثقة

رجال الطوسيص‏٣٥٥

حماد بن عيسي:

نجاشي گويد:

كان ثقة في حديثه صدوقا

او فردي مورد اطمينان و در حديث راستگو بود.

رجال النجاشيص‏١٤٣

شيخ طوسي گويد:

ثقة

             فهرست ‏الطوسيص‏١٥٧

در رجال نيز گويد:

ثقة

رجال الطوسيص‏٣٣٤

سليم بن قيس الهلالي:

سليم بن قيس هلالي، از اصحاب و ياران خاص پنج امام اول شيعيان بوده است. آيت الله خوئي در شرح حال او مي‌نويسد:

سليم بن قيس: قال النجاشي في زمرة من ذكره من سلفنا الصالح في الطبقة الأولى: (سليم بن قيس الهلالي له كتاب، يكنى أبا صادق.

آقاي خوئي رضوان الله تعالي عليه سپس در ادامه نکاتي را در باره او اين چنين بيان مي‌کند:

الأولى: أن سليم بن قيس - في نفسه - ثقة جليل القدر عظيم الشأن، ويكفي في ذلك شهادة البرقي بأنه من الأولياء من أصحاب أمير المؤمنين عليه السلام، المؤيدة بما ذكره النعماني في شأن كتابه، وقد أورده العلامة في القسم الأول وحكم بعدالته.

سليم بن قيس هلالي.. نجاشي او را در زمره گذشتگان صالح از طبقه اول آورده است...

سليم بن قيس هلالي في نفسه، ثقه، جليل القدر و والا مقام است. براي اثبات اين مطلب، شهادت برقي به اين که او اولياء اصحاب اميرمؤمنان عليه السلام بوده کفايت مي‌کند. اين مطلب را گفتار نعماني در باره کتاب سليم تأييد مي‌کند. علامه حلي نيز او را در قسم اول آورده و حکم به عدالتش کرده است.

معجم رجال الحديث، ج ٩، ص ٢٢٦، رقم: ٥٤٠١.

همانطوري که ملاحظه نموديد در دو روايت فوق بيان شد که اهل بيت عليهم السلام از جمله امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف همواره در کنار قرآن بوده و لحظه‌اي از آن جدا نيستند. بنابراين اين ادعا مبني بر اينکه حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف قرآن جديدي غير قرآن رسول خدا صلي الله عليه و آله مي‌آورند، کاملا بي اساس است.

علاوه بر دو روايت فوق، روايات ديگري نيز در اين زمينه وجود دارد که به خاطر اختصار فقط به ذکر روايات بسنده مي‌کنيم.

روايت سوم

کليني روايتي را نقل کرده است که در آن اشاره شده است که امام مهدي عليه السلام به کتاب خدا عمل مي‌کند:

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ أَتَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ إِنَّكُمْ أَهْلُ بَيْتِ رَحْمَةٍ اخْتَصَّكُمُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِهَا فَقَالَ لَهُ كَذَلِكَ نَحْنُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ لَا نُدْخِلُ أَحَداً فِي ضَلَالَةٍ وَ لَا نُخْرِجُهُ مِنْ هُدًى إِنَّ الدُّنْيَا لَا تَذْهَبُ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَجُلًا مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ يَعْمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ‏ لَا يَرَى‏ فِيكُمْ‏ مُنْكَراً إِلَّا أَنْكَرَهُ.

احمد بن عمر مى‏گويد: امام باقر عليه السّلام در پاسخ مردى كه به آن حضرت گفت: شما خاندان رحمت هستيد كه خداى تبارك و تعالى شما را مخصوص و ويژه آن گردانيده،  فرمود: ما اين چنين هستيم، و خداى را سپاسگزاريم. ما هيچ كسی را در گمراهى نيفكنديم و از راه راست بيرون نبرديم. همانا دنيا به پايان نرسد تا آنكه خداوند عزّوجل مردى از خاندان ما اهل بيت كه به كتاب خدا عمل كند و در ميان شما عمل زشتي نمي‌بيند مگر آنكه انکارش مي‌کند.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الأصول من الكافي، ج ٨ ص ٣٩٦،ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

روايت چهارم

همچنين در روايت ديگر از امام باقر عليه السلام آمده است که حضرت مهدي (ع) عالم به قرآن و سنت پيامبر (ص‌)است:

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ (حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْبَرْمَكِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مَالِك عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ :إِنَّ الْعِلْمَ بِكِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ ص ليَنْبُتُ فِي قَلْبِ مَهْدِيِّنَا كَمَا يَنْبُتُ الزَّرْعُ عَنْ أَحْسَنِ نَبَاتِه

جابر از امام باقر عليه السّلام روايت مي‌كند كه فرمود: علم به كتاب خداى تعالى و سنّت پيامبرش در قلب مهدى ما مي‌رويد و نشو و نما مي‌كند همچنان كه نباتات به بهترين وجه نشو و نما مي‌کند

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى٣٨١هـ)، كمال الدين و تمام النعمة،ص ٦٥٣، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ( التابعة ) لجماعة المدرسين ـ قم، ١٤٠٥هـ . (مكتبه اهل بيت)

روايت  پنجم

در روايات ديگر نيز بيان شده است که در زمان ظهور زنان نيز طبق کتاب خدا و سنت رسول خدا (ص)‌ در خانه‌هايشان حکم مي‌کنند . اين نشان از اين دارد که در زمان امام مهدي عليه السلام احکام طبق قرآن نازل شده و سنت پيامبر (ص) جاري مي‌شود.

نعماني روايتي را ذيل بيان (نشانه‏ها و كردار آن امام مهدي عليه السلام) از امام باقر عليه السلام چنين نقل کرده است:

...رَجُلٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ فَيُعْطِيكُمْ فِي السَّنَةِ عَطَاءَيْنِ وَ يَرْزُقُكُمْ فِي الشَّهْرِ رِزْقَيْنِ وَ تُؤْتَوْنَ الْحِكْمَةَ فِي زَمَانِهِ حَتَّى إِنَّ الْمَرْأَةَ لَتَقْضِي فِي بَيْتِهَا بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّه‏

حمران بن أعين از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: مردى از ما خاندان در هر سالى دو نوبت به شما بخشش خواهد كرد و در هر ماه دو نوبت به شما عطا خواهد نمود، در دوران او شما از حكمت برخوردار مى‏شويد تا آنجا كه يك زن در خانه خود بر اساس كتاب خداى تعالى و روش پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله به انجام تكاليف شرعى خود پردازد.

النعماني، محمد بن إبراهيممتوفاي ٣٨٠، كتاب الغيبة، ص ٢٤٥، تحقيق : فارس حسون كريم، چاپ : الأولى، سال چاپ : ١٤٢٢، چاپخانه : مهر – قم، ناشر : أنوار الهدى

 المجلسي، محمد باقر (متوفاى ١١١١هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ٥٢ ص ٣٥٢.،تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م.

روايت هفتم

صدوق روايتي را از جابر نقل مي‌کند که پيامبر صلي الله عليه و اله فرمودند مهدي موعود عليه السلام  به سنت پيامبر (ص) عمل مي‌کند:

عن عبد الله بن المغيرة عن سفيان بن عبد المؤمن الأنصاري ، عن عمرو ابن شمر ، عن جابر قال ... وقال رسول الله صلى الله عليه وآله وهو رجل مني اسمه كاسمي يحفظني الله فيه ويعمل بسنتي يملأ الأرض قسطا وعدلا ونورا بعد ما تمتلي ظلما وجورا وسوءا

 حضرت فرمودند: آن حضرت مردى است از من، اسمش همچون اسم من بوده و خدا امر من را در او حفظ و نگاه مى‏دارد، به سنّت من عمل كرده و زمين را پر از عدل و داد و نور نموده بعد از آن كه از ظلم و ستم و زشتى‏ها پر شده باشد.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى٣٨١هـ)، علل الشرائع ، ج ١ ص ١٦١تحقيق : السيد محمد صادق بحر العلوم، ناشر: المكتبة الحيدرية ـ النجف ، ١٣٨٥هـ ـ ١٩٦٦م

طبق اين روايات که داراي تعدد طرق نيز هستند، قرآني که در زمان حضرت مهدي عليه السلام مورد عمل قرار مي‌گيرد، همان قرآني است که بر پيامبر صلي الله عليه و آله نازل شده است و به همان سنت پيامبر صلي الله عليه و آله عمل مي‌کند 

منابع اهل سنت

در روايات معتبر اهل سنت نيز نقل شده است که جضرت مهدي عليه السلام بعد از ظهور طبق سنت پيامبر (ص) با مردم رفتار مي‌کند و دين اسلام را در زمين پياده مي‌کند:

روايت اول

روايت معتبري را ابويعلي  نقل کرده است که در آن آمده است حضرت مهدي عليه السلام به شريعه و سنت پيامبر صلي الله عليه  و آله عمل مي‌کند:

حدثنا أبو هشام الرفاعي حدثنا وهب بن جرير حدثنا هشام بن أبي عبد الله عن قتادة عن صالح أبي الخليل عن صاحب له وربما قال صالح عن مجاهد عن أم سلمة زوج النبي صلى الله عليه وسلم قالت قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ..فيخرج رجل من قريش من أهل المدينة... فيقسم بين الناس فيئهم ويعمل فيهم سنة نبيهم ويلقي الإسلام بجرانه إلى الأرض

مردي از قريش از اهل مدينه  اموال را بين مردم تقسيم مي‌کند و در ميان مردم به سنت پيامبر صلي الله عليه و آله رفتار مي کند و اسلام را به طور کامل در روي زمين پياده مي کند

أبو يعلي الموصلي التميمي، أحمد بن علي بن المثني (متوفاى٣٠٧ هـ)، مسند أبي يعلي، ج ١٢   ص ٣٦٩ تحقيق: حسين سليم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث - دمشق، الطبعة: الأولى، ١٤٠٤ هـ – ١٩٨٤م.

محقق کتاب گويد:

إسناده من طريق مجاهد حسن

أبو يعلي الموصلي التميمي، أحمد بن علي بن المثني (متوفاى٣٠٧ هـ)، مسند أبي يعلي، ج ١٢   ص ٣٦٩ تحقيق: حسين سليم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث - دمشق، الطبعة: الأولى، ١٤٠٤ هـ – ١٩٨٤م.

ابن ماجه نيز اين روايت را با اندکي اختلاف نقل کرده است :

...فَيَقْسِمُ الْمَالَ وَيَعْمَلُ في الناس بِسُنَّةِ نَبِيِّهِمْ صلى الله عليه وسلم وَيُلْقِي الْإِسْلَامُ بِجِرَانِهِ إلى الأرض

در ميان مردم به سنت پيامبر صلي الله عليه و آله رفتار مي کند و اسلام را به طور کامل در روي زمين پياده مي کند

السجستاني الأزدي،  ابوداود سليمان بن الأشعث (متوفاى ٢٧٥هـ)، سنن أبي داود، ج ٤   ص ١٠٧ تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، ناشر: دار الفكر.

ابن  قيم اين روايت را نقل و گويد:

ورواه أبو يعلى الموصلي في مسنده من حديث قتادة عن صالح أبي الخليل عن صاحب له وربما قال صالح عن مجاهد عن أم سلمة والحديث حسن ومثله مما يجوز أن يقال فيه صحيح

الزرعي الدمشقي الحنبلي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أبي بكر أيوب (مشهور به ابن القيم الجوزية ) (متوفاى٧٥١هـ)، المنار المنيف في الصحيح والضعيف ، ج ١   ص ١٤٥ تحقيق : عبد الفتاح أبو غدة ، ناشر : مكتب المطبوعات الإسلامية – حلب، الطبعة : الثانية ، ١٤٠٣هـ .

ابن حجر نيز در خصوص اين روايت گويد:

وصح أنه صلى الله عليه وسلم قال ( يكون اختلاف

الهيثمي، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر (متوفاى٩٧٣هـ)، الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ٢   ص ٤٧٦ تحقيق عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسة الرسالة - لبنان، الطبعة: الأولى، ١٤١٧هـ - ١٩٩٧م.

شارحين اين روايات نيز اشاره کرده‌اند که اين شخص مهدي مي‌باشد که طبق شريعت پيامبر صلي الله عليه و آله عمل مي‌کند

ملا علي قاري در اين خصوص گويد:

أي المهدي في الناس ( بسنة نبيهم ) أي شريعته

مهدي در بين مردم به شريعت پيامبر (ص) عمل مي‌کند

ملا علي القاري، نور الدين أبو الحسن علي بن سلطان محمد الهروي (متوفاى١٠١٤هـ)، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، ج ١٠   ص ٩٤ تحقيق: جمال عيتاني، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٢٢هـ - ٢٠٠١م .

عظيم آبادي نيز قريب به اين تعبير را ذکر مي‌کند:

ويعمل ) أي المهدي ( في الناس بسنة نبيهم ) فيصير جميع الناس عاملين بالحديث ومتبعيه

مهدي در بين مردم به سنت عمل مي‌کند يعني اينکه مردم را عمل به روايات و پيروان آن مي‌گرداند

العظيم آبادي، محمد شمس الحق (متوفاى١٣٢٩هـ)، عون المعبود شرح سنن أبي داوود، ج ١١   ص ٢٥٥ ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الثانية، ١٩٩٥م.

روايت دوم

طبراني روايتي را چنين نقل مي‌کند:

حدثنا أحمد قال حدثنا أبو جعفر قال حدثنا محمد بن سلمة عن أبى الواصل عن أبي الصديق الناجي عن الحسن بن يزيد السعدي أحد بني بهدلة عن أبي سعيد الخدري قال سمعت رسول الله يقول يخرج رجل من أمتي يقول بسنتي

مردي از امت من خروج مي‌کند که به سنت من سخن مي‌گويد.

الطبراني، ابوالقاسم سليمان بن أحمد بن أيوب (متوفاى٣٦٠هـ)، المعجم الأوسط، ج ٢ ص ١٥  تحقيق: طارق بن عوض الله بن محمد،‏عبد المحسن بن إبراهيم الحسيني، ناشر: دار الحرمين - القاهرة – ١٤١٥هـ.

روايت سوم

در کتاب السنن الواردة في الفتن وغوائلها والساعة وأشراطها ،روايت ديگري چنين نقل شده است:

حدثنا عبدالله بن عمرو  حدثنا عتاب بن هارون حدثنا الفضل بن عبيدالله حدثنا عبدالله بن عمرو  حدثنا محمد بن سلمة  حدثنا أبو الواصل ٤ عن أبي أمية الحبطى  عن الحسن بن يزيد  السعدي  عن أبي سعيد الخدري قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم يخرج رجل من أمتى  يعمل بسنتي ينزل الله له البركة من السماء

المقرئ الداني ،أبو عمرو عثمان بن سعيد الوفاة: ٤٤٤ ،السنن الواردة في الفتن وغوائلها والساعة وأشراطها ج ٥ ص ١٠٦٣، دار النشر : دار العاصمة - الرياض - ١٤١٦ ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. ضاء الله بن محمد إدريس المباركفوري

المقدسي الشافعي السلمي، جمال الدين، يوسف بن يحيي بن علي (متوفاى: ٦٨٥ هـ)، عقد الدرر في أخبار المنتظر، ج ١ ص ٢٢٩، طبق برنامه الجامع الكبير.

بنابراين وقتي مهدي موعود (ع) ظهور کند، به همان قرآن نازل شده بر پيامبر صلي الله عليه و آله و به سنت ايشان در بين مردم عمل خواهد کرد و دين اسلام را آشکار مي‌کند

مراد تجديد احکام تعطيل شده قرآن و سنت و اسلام است

پيرايه‌هائى كه در طول تاريخ اسلام توسط حکام جور، فاسق و نالايق و ديگران به اسلام بسته شده است، دين مبين اسلام را طورى نشان داده است كه اگر حضرت مهدي عليه السلام بخواهد آنها را از اسلام دور كند و حقيقت قرآن و اسلام را آشكار سازد، مردم گمان خواهد کرد که حضرت يك قرآن و اسلام جديدى را آورده است در صورتي که حضرت برنامه‌هاي همان اسلامي را به اجرا مي‌گذارد که جدش رسول الله صلي الله عليه و آله آن را از طريق وحي آورده بود. همچنانکه در روايات نيز به اين امر اشاره شده است.

در دعاها و روايات مربوط به امام زمان عليه السلام، امام به عنوان تجديد کننده احکام تعطيل شده قرآن که مردم به آن عمل نمي‌کنند، معرفي شده است که در اين صورت مراد از کتاب جديد يعني زنده کننده احکام قرآن است . همچنين بيان شده است که حضرت مهدي عليه السلام  فرسودگي را از اسلام بر طرف کرده و اسلام را زنده و آشکار مي‌کند

در دعاي معروف و معتبر عهد که ابن المشهدي نيز آن را  نقل کرده است ، به اين مسئله چنين اشاره شده است:

واجعله مفزعا للمظلوم من عبادك ، وناصرا لمن لا يجد ناصرا غيرك ، ومجددا لما عطل من احكام كتابك ، ومشيدا لما ورد من اعلام دينك وسنن نبيك صلى الله عليه وآله ، واجعله اللهم ممن حصنته من بأس المعتدين .

پروردگارا! او را پناه بندگان ستمديده‏ات و ياور مردمى كه جز تو ياورى ندارند قرار ده! او را بفرست تا احكام تعطيل شده كتابت (قرآن) را تجديد و آثار دينت و سنت‏هاى پيغمبرت را محكم كند و او را از خطر وجود دشمنان، در پرتو لطف خود نگاهدار!

المشهدي الحائري، الشيخ أبو عبد الله محمد بن جعفر بن علي (متوفاى٦١٠هـ)، المزار،- ص ٦٦٥ ، تحقيق: جواد القيومي الأصفهاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي، الطبعة : الأولى ، رمضان المبارك ١٤١٩هـ .

الكفعمي، متوفاي( ٩٠٥ ) المصباح  ٥٥٢، بيروت، ناشر : مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، چاپ : الثالثة، سال چاپ : ١٤٠٣ - ١٩٨٣م

اين دعا را علامه مجلسي نقل و در خصوص اسناد آن گويد:

مَا رُوِيَبِالْأَسَانِيدِ الْمُعْتَبَرَةِ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ: مَنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ تَعَالَى أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِهَذَا الْعَهْدِ كَانَ مِنْ أَنْصَارِ قَائِمِنَا فَإِنْ مَاتَ قَبْلَهُ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ قَبْرِهِ وَ أَعْطَاهُ بِكُلِّ كَلِمَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَ هُوَ اللَّهُمَ‏ رَبَ‏ النُّورِ الْعَظِيمِ‏ الدُّعَاء

بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏٥٣ ؛ ص٣٢٧

همچنين در روايتي از پيامبر صلي الله عليه و آله در اين خصوص چنين آمده است:

.. إِنَّ الثَّانِيَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِي يَغِيبُ حَتَّى لَا يُرَى وَ يَأْتِي عَلَى أُمَّتِي زَمَنٌ لَا يَبْقَى مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ وَ لَا مِنَ الْقُرْآنِ‏ إِلَّا رَسْمُهُ‏ فَحِينَئِذٍ يَأْذَنُ اللَّهُ لَهُ بِالْخُرُوجِ فَيُظْهِرُ الْإِسْلَامَ وَ يُجَدِّدُ الدِّينَ

دوازدهمين فرزندم از نظرها پنهان مى‏گردد و ديده نمى‏شود و زمانى بر پيروان من خواهد آمد که از اسلام جز نام و از قرآن جز نقشى باقى نماند. در اين هنگام خداوند بزرگ به او(مهدي) اجازه مى‏ دهد و اسلام را با او آشکار و تجديد مى‏کند

الخزاز القمي الرازي ، أبي القاسم علي بن محمد بن علي، كفاية الأثر في النص على الأئمة الاثني عشر ، ص١٥، تحقيق: السيد عبد اللطيف الحسيني الكوه كمري الخوئي، ناشر: انتشارات ـ قم، ١٤٠هـ .

در دعاي که از امام مهدي عليه السلام نيز نقل شده است ، چنين آمده است:

دُعَاءٌ آخَرُ مَرْوِيٌّ عَنْ صَاحِبِ الزَّمَانِ ع خَرَجَ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الضَّرَّابِ الْأَصْفَهَانِيِّ بِمَكَّةَ بِإِسْنَادٍ لَمْ نَذْكُرْهُ اخْتِصَاراً نُسْخَتُهُ‏- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ....‏  اللهم ! جدد به ما امتحى من دينك وأحي به ما بدل من كتابك وأظهر به ما غير من حكمك حتى يعود دينك به وعلى يديه غضا جديدا خالصا مخلصا لا شك فيه

خدايا دين محوشده خودت را بوسيله امام مهدي عليه السلام تجديد كن و احکام کتابت را که‏ تغيير پيدا کرده است، بوسيله ايشان احياء کن و احکام تغيير يافته‌ات را بوسيله ايشان آشکار كن تا دين تو به حالت نخست بازگردد  در حالى به دست او  دين با طراوت،  جديد و صحيح و عارى از كژى و بدعت باشد

الطوسي، الشيخ ابوجعفر محمد بن الحسن بن علي بن الحسن ، مصباح المتهجد، ص ٤٠٨ ، بيروت، مؤسسة فقه الشيعة - لبنان چاپ  الأولى ، سال چاپ : ١٤١١ - ١٩٩١ م

شيخ طوسي در جاي ديگر از امام رضا عليه السلام چنين نقل مي‌کند:

رَوَى يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ‏ أَنَّ الرِّضَا ع كَانَ يَأْمُرُ بِالدُّعَاءِ لِصَاحِبِ الْأَمْرِ بِهَذَا...اللهم طهر منهم بلادك واشف منهم عبادك وأعز به المؤمنين وأحي به سنن المرسلين ، ودارس حكم النبيين وجدد به ما امتحى من دينك وبدل من حكمك حتى تعيد دينك به وعلى يديه جديدا غضا محضا صحيحا, لَا عِوَجَ فِيهِ وَ لَا بِدْعَةَ مَعَه‏

خدايا بلادهايت را از وجود آلوده آنان(کفار، جبارين،ملحدين) پاك كن،و با محو ايشان بندگانت را تشفي بده، و مؤمنان را به وجود آن حضرت عزيز گردان،و روش‌هاى رسولان و احكام كهنه پيامبران را به او زنده كن،و به وسيله او آنچه را از دينت محو شده و از قانونت تغيير يافته،تجديد فرما،تا دينت را به وجود او بازگردانى،و بر دو دست او جديد و تازه و خالص و صحيح نمايى كه كجى در آن ديده نشود و بدعت و پيرايه‏اى همراهش نباشد،تا اينكه با عدالتش تاريكيهاى‏ نابرابرى را روشن كنى،

الطوسي، الشيخ ابوجعفر محمد بن الحسن بن علي بن الحسن ، مصباح المتهجد، ص ٤١٠، بيروت، مؤسسة فقه الشيعة - لبنان چاپ  الأولى ، سال چاپ : ١٤١١ - ١٩٩١ م

در دعايي که در غيبت امام مهدي عليه السلام خوانده مي‌شود که شيخ صدوق نيز آن را نقل مي‌کند، چنين آمده است:

وَتُطَهِّرَ مِنْهُمْ بِلَادَكَ وَ اشْفِ مِنْهُمْ صُدُورَ عِبَادِكَ وَ جَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحَى مِنْ دِينِكَ‏وأَصْلِحْ‏ بِهِ‏ مَا بُدِّلَ‏ مِنْ‏ حُكْمِكَ‏ وَ غَيِّرْ مِنْ سُنَّتِكَ حَتَّى يَعُودَ دِينُكَ بِه‏

شهرهاي خود را از وجود (جباران و کافران) پاك کن و سينه بندگانت را تشفّى ده و دين محوشده خودت را به دست حضرت مهدي (ع) تجديد كن و احكام‏ تبديل شده و سنت تغيير يافته خود را با و جود او اصلاح كن تا دين تو بر برگردد

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى٣٨١هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ج‏٢ ؛ ص٥١٤، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ( التابعة ) لجماعة المدرسين ـ قم، ١٤٠٥هـ . (مكتبه اهل بيت)

 در زيارتنامه امام حسن عسگريعليه السلام نيز به اين امر اشاره شده است که فرزند آن حضرت با زدودن فرسودگي از اسلام در حقيقت اسلام ناب را تجديد مي‌کند و پرده از کهنگي قرآن بر مي‌دارد

علامه مجلسي از سيد بن طاووس در اين خصوص چنين نقل مي‌کند:

السلام عليك يا أبا الإمام المنتظر ، الظاهرة للعاقل حجته ، والثابتة في اليقين معرفته المحتجب عن أعين الظالمين ، والمغيب عن دولة الفاسقين ، والمعيد ربنا به الاسلام جديدا بعد الانطماس ، والقرآن غضا بعد الاندراس

درود بر شما اي پدر امام منتظر که براي خردمند حجت او عيان است و شناخت و معرفت او يقينا ثابت است همان كسي كه از ديده ستمکاران نهان و از دولت و حکومت فاسقان غايب شده است.همان شخصي كه پروردگار ما به وسيله اش دين اسلام را پس از محو شدن وقرآن را پس از كهنه گى تازه می گرداند.

المجلسي، محمد باقر (متوفاى ١١١١هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ٩٩ ص ٦٧، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م.

در روايتي ديگر اشاره شده است که وقتي حضرت مهدي عليه السلام به امر جديد دعوت مي‌کند، اين جديد بودن،  به لحاظ غربت اسلام است که غريب مي‌شود

نعماني چنين نقل کرده است:

حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد بن عقدة ، قال : حدثني علي بن الحسن التيملي ، قال : حدثني أخواي محمد وأحمد ابنا الحسن ، عن أبيهما ، عن ثعلبة بن ميمون وعن جميع الكناسي ، جميعا ، عن أبي بصير ، عن كامل ، عن أبي جعفر ( عليه السلام ) أنه قال إن قائمنا إذا قام دعا الناس إلى أمر جديد كما دعا إليه رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) ، وإن الإسلام بدأ غريبا وسيعود غريبا كما بدأ ، فطوبى للغرباء

ابو بصير از كامل و از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: «قائم ما چون قيام كند مردم را به امر نوينى دعوت خواهد نمود همان گونه كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله دعوت فرمود، و اسلام غريبانه آغاز شد و باز همچنان كه غريبانه آغاز شد بود، غريب خواهد گرديد، و خوشا بحال غريبان

النعماني ،محمد بن إبراهيم ،(متوفاي ٣٨٠)،‌ كتاب الغيبة، ص ص ٣٣٦، تحقيق : فارس حسون كريم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : ١٤٢٢، چاپ : الأولى

شيخ مفيد روايتي را از امام‏ صادق عليه‏السلام نقل مي‌کند که فرمودند: 

وَ رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ عَجْلَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَال‏ اذا قام‏القائم دعاالناس الى ‏الاسلام جديدا و هداهم الى امر قد دثر و ضل عنه‏الجمهور و انما سمى‏ القائم مهديا لانه يهدى الى امر مضلول عنه و سمى‏القائم لقيامة بالحق‏

امام صادق عليه السلام فرمودند: وقتى قائم قيام کند مردم را از نو به اسلام فراخواند و آنان را به امرى که کهنه و فرسوده گرديده و عامه مردم از آن گمراه شده‏ اند، رهنمون سازد. قائم ، مهدى ناميده شده است زيرا مردم را به امر گمشده اي راهنمايى مى‏کند و بدين جهت قائم ناميده شده است که براي اقامه حق قيام مي كند.

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري البغدادي (متوفاى٤١٣ هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج ٢ ص ٣٨٣، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، ١٤١٤هـ - ١٩٩٣ م.

در يکي از ادعيه مربوط به امام مهدي عليه السلام اشاره شده است که حضرت قرآني را که احکامش تغيير  پيدا کرده است، زنده مي‌کند:

اللهم ! جدد به ما امتحى من دينك وأحي به ما بدل من كتابك وأظهر به ما غير من حكمك حتى يعود دينك به وعلى يديه غضا جديدا خالصا مخلصا لا شك فيه وَ لَا شبهة معه ولا باطل عنده ولا بدعة لديه‏

بار خدايا!به دست او آنچه از دينت فراموش شده را تازه گردان،و آنچه‏ از معانى كتابت تغيير يافته را زنده كن،و آنچه از احكامت دگرگون شده را آشكار ساز،تا دينت به وسيله او و به دست او شاداب،نوين،ناب و بى‏آلايش گردد آنچنان‏كه شكى در آن نبوده و شبهه‏اى با آن نباشد،و باطل و بدعتى‏ همراه آن نماند

الطوسي، الشيخ ابوجعفر محمد بن الحسن بن علي بن الحسن ، مصباح المتهجد،  - ص ٤٠٨ ، بيروت، مؤسسة فقه الشيعة - لبنان چاپ  الأولى ، سال چاپ : ١٤١١ - ١٩٩١ م

    الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى٣٨١هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ج‏ ٢ ؛ ص ٥١٤ تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ( التابعة ) لجماعة المدرسين ـ قم، ١٤٠٥هـ . (مكتبه اهل بيت)

زنده کردن قرآن با برگرداندن راي نادرست بر قرآن

در برخي روايات ما آمده است، امام مهدي عليه السلام  با برگرداندن راي و افکار نادرست مردم به کتاب الهي، قرآن را زنده مي‌کند . همچنانکه در بيان حضرت علي عليه السلام درباره امام مهدي عليه السلام  در اين خصوص چنين نقل شده است:

وَيَعْطِفُ الرَّأْيَ عَلَى الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّأْيِ. وَ يُحْيِي مَيِّتَ الْكِتَابِ وَالسُّنَّةِ.

و رأى را بقرآن بر مى‏گرداند (مردم را از بكار بستن انديشه‏هاى نادرست نهى و به رجوع به قرآن وا مى‏دارد تا به دستور كتاب خدا رفتار نموده و مخالف آن را دور اندازند) زمانيكه مردم قرآن را به رأى و انديشه (خود) مبدّل كرده باشند (از قرآن چشم پوشيده امور را طبق انديشه نادرست خود انجام دهند).

نهج البلاغه خطبه ١٣٨.

بنابراين مراد از آوردن قرآن جديد ، اصلاح افكار نادرست مردم بر اساس تعاليم قرآن است .

مراد از تجديد قرآن، قرائتي است که در زمان پيامبر (ص) مرسوم بوده است

در زمان صدر اسلام، پيامبر صلي الله عليه و آله و اهل بيت و يا حتي صحابه نيز قرائت خاصي داشتند ، لذا اين احتمال وجود دارد که علاوه بر موارد فوق، وقتي حضرت مهدي عليه السلام ظهور کند، قرائت صدر اسلام را در بين مردم رواج دهد چنانچه علماي اهل سنت نيز به اين نوع قرائات اشاره کرده‌اند.

ثعلبي در اين‌باره مي‌نويسد:

(مالك يوم الدين) اختلف القراء فيه من عشرة أوجه : الوجه الأول : مالك - بالألف وكسر الكاف - على النعت وهو قراءة النبي صلى الله عليه وسلم وأبي بكر وعمر وعثمان وعلي وطلحة والزبير وسعد وعبد الرحمن بن عوف وابن مسعود وأبي بن كعب ومعاذ بن جبل وابن عباس وأبي ذر وأبي هريرة وأنس ومعاوية ومن التابعين وأتباعهم عمر بن عبد العزيز ومحمد بن شهاب الزهري ومسلمة بن زيد والأسود بن يزيد وأبو عبد الرحمن السلمي وسعيد بن جبير وأبو رزين وإبراهيم وطلحة بن عوف وعاصم بن أبي النجود و . . . . . بن عمر...

در قرائت «مالک يوم الدين» ده وجه وجود دارد وجه اول اينکه مالک با الف و با کسر کاف باشد که صفت باشد براي رب اين قرائت پيامبر (ص) وسلم ،أبي بكر، عمر عثمان، علي ، طلحة، الزبير، سعد، عبد الرحمن بن عوف، ابن مسعود، أبي بن كعب، معاذ بن جبل، ابن عباس، أبي ذر، أبي هريرة، أنس، معاوية،  از تابعين نيز . تابعين تابعين عمر بن عبد العزيز، محمد بن شهاب، مسلمه،اسود، ابوعبد الرحمان، سعيد بن جبير، أبو رزين، إبراهيم، طلحة بن عوف ، عاصم و ابن عمر، بود

الثعلبي النيسابوري، ابوإسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم (متوفاى٤٢٧هـ)، الكشف والبيان، ج ١ ص ١١٢ تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٢٢هـ-٢٠٠٢م.

در تفسير قشيري نيز به قرائت پيامبر (صلي الله عليه وآله) در در خصوص آيه ( فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ ) چنين اشاره شده است که حرف «ر» در «الروح» را با ضمه می خواندند

وي مي‌نويسد:

وقيل : كانت قراءة النبي ( الرُّوح ) بضم

گفته شده قرائت نبي در خصوص «الروح» با ضم را بوده است

القشيري النيسابوري الشافعي، ابوالقاسم عبد الكريم بن هوازن بن عبد الملك ، (متوفاى٤٦٥هـ)، تفسير القشيري المسمي لطائف الإشارات، ج ٣   ص ٢٨١ تحقيق: عبد اللطيف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت /لبنان، الطبعة: الأولى، ١٤٢٠هـ ـ ٢٠٠٠م.

همچنين در خصوص قرائت حضرت علي عليه السلام که داراي قرائت خاصي بود، چنين آمده است:

نحاس مي‌نويسد:

( فرهان مقبوضة ) هذه قراءة علي بن أبي طالب رضي

اين نوع خواندن فرهان مقبوضه ، قرائت حضرت علي عليه السلام است

النحاس المرادي المصري، أبو جعفر أحمد بن محمد بن إسماعيل (متوفاى٣٣٨هـ)، إعراب القرآن ،، ج ١   ص ٣٤٨  تحقيق : د. زهير غازي زاهد ، ناشر : عالم الكتب - بيروت ، الطبعة : الثالثة ، ١٤٠٩هـ ـ ١٩٨٨م.

و در جاي ديگر مي‌گويد:

وهي المعروفة من قراءة علي بن أبي طالب

النحاس المرادي المصري، أبو جعفر أحمد بن محمد بن إسماعيل (متوفاى٣٣٨هـ)، إعراب القرآن، ج ٤   ص ١٧٠، تحقيق : د. زهير غازي زاهد ، ناشر : عالم الكتب - بيروت ، الطبعة : الثالثة ، ١٤٠٩هـ ـ ١٩٨٨م.

و يا در جاي ديگر مي‌نويسد:

خاتمه مسك ) وزعم أن هذه القراءة قراءة علي بن أبي طالب

النحاس المرادي المصري، أبو جعفر أحمد بن محمد بن إسماعيل (متوفاى٣٣٨هـ)، إعراب القرآن، ج ٥   ص ١٨١تحقيق : د. زهير غازي زاهد ، ناشر : عالم الكتب - بيروت ، الطبعة : الثالثة ، ١٤٠٩هـ ـ ١٩٨٨م.

ثعلبي نيز به قرائت حضرت علي عليه السلام چنين اشاره مي‌کند:

إنَّ الذين فرَّقوا دينهم ( قرأ حمزة والكسائي : فارقوا بالألف أي خرجوا من دينهم وتركوه وهي قراءة عليّ بن أبي طالب كرّم

الثعلبي النيسابوري، ابوإسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم (متوفاى٤٢٧هـ)، الكشف والبيان، ج ٤   ص ١٨١ تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٢٢هـ-٢٠٠٢م.

شنقيطي نيز در اين خصوص مي‌نويسد:

( أمرنا ) بالتشديد . وهي قراءة على رضي الله عنه .

الجكني الشنقيطي، محمد الأمين بن محمد بن المختار (متوفاى ١٣٩٣هـ.)، أضواء البيان في إيضاح القرآن بالقرآن، ج ٣ ص ٧٧ تحقيق: مكتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر. - بيروت. - ١٤١٥هـ - ١٩٩٥م.

بعد از اينکه مشخص شد قرائت خاص در زمان صدر اسلام متداول بوده است و اين نوع قرائت نيز خللي در معني قرآن ايجاد نمي‌کرده و تحريف نيز به حساب نمي‌آيد، لازم است بيان شود که وقتي گفته مي‌شود حضرت مهدي عليه السلام قرآن جديدي را مي‌آورد، يکي از احتمالات در اينجا اين است که حضرت قرائتي را که در زمان پيامبر (صلي الله عليه وآله) مرسوم بوده را آشکار مي‌کند چون مردمان بعدي با آن قرائت  مأنوس نيستند لذا فکر مي‌کنند اين قرآن جديدي است.

خواندن قرآن با شأن نزول

در روايات نقل شده است در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله وقتي قرآن نازل مي‌شد، صحابه سعي مي‌کردند قرآن را به همراه شأن نزول قرائت کنند همچنان درباره آيه تبليغ که در شأن حضرت علي عليه السلام نازل شده است، اين چنين بوده است که نام حضرت را نيز در کنار خود آيه قرائت مي‌کردند لذا احتمال دارد مراد از کتاب جديدي که امام زمان عليه السلام مي‌آورد، قرأت قرآن همراه با شأن نزول است که در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله مرسوم بوده است

سيوطي در اين خصوص اين چنين راويت مي‌کند:

وأخرج ابن مردويه عن ابن مسعود قال : كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم ) يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ( ان عليا مولى المؤمنين ) وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس

السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى٩١١هـ)، الدر المنثور، ج ٣   ص ١١٧، ناشر: دار الفكر - بيروت – ١٩٩٣.

الآلوسي البغدادي الحنفي، أبو الفضل شهاب الدين السيد محمود بن عبد الله (متوفاى١٢٧٠هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني،  ج ٦   ص ١٩٣، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

ابن مردويه، أبي بكر أحمد بن موسى الأصفهاني، متوفاي ٤١٠، مناقب علي بن أبي طالب (ع) وما نزل من القرآن في علي (ع) ص ٢٤٠، تحقيق : جمعه ورتبه وقدم له : عبد الرزاق محمد حسين حرز الدين،‌چاپ : الثانية، سال چاپ : ١٤٢٤ - ١٣٨٢ش

همچنين ابن مردويه در جاي ديگر در مورد چگونگي قرائت آيه ديگر در زمان پيامبر (ص) مي‌نويسد:

ابن مردويه ، عن ابن عباس : كنا نقرأ على عهد رسول الله : كفى الله المؤمنين القتال بعلي .

ابن مردويه از اين عباس نقل مي‌کند که در عصر پيامبر صلي الله عليه و آله ما چنين قرائت مي‌کرديم  خداوند مؤمنان را از جنگ به وسيله علي بى نياز ساخت

ابن مردويه، أبي بكر أحمد بن موسى الأصفهاني، متوفاي ٤١٠، مناقب علي بن أبي طالب (ع) وما نزل من القرآن في علي (ع) مناقب علي بن أبي طالب (ع) وما نزل من القرآن في علي (ع) - أبي بكر أحمد بن موسى ابن مردويه الأصفهاني - ص ٣٠٠ ، حقيق : جمعه ورتبه وقدم له : عبد الرزاق محمد حسين حرز الدين،‌چاپ : الثانية، سال چاپ : ١٤٢٤ - ١٣٨٢ش

سيوطي نيز چنين نقل مي‌کند ابن مسعود آيه را چنين قرائت مي‌کرده است

وأخرج ابن أبي حاتم وابن مردويه وابن عساكر عن ابن مسعود رضي الله عنه أنه كان يقرأ هذا الحرف ) وكفى الله المؤمنين القتال ( بعلي بن أبي طالب

السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى٩١١هـ)، الدر المنثور، ج ٦  ص ٥٩٠، ناشر: دار الفكر - بيروت١٩٩٣.

الآلوسي البغدادي الحنفي، أبو الفضل شهاب الدين السيد محمود بن عبد الله (متوفاى١٢٧٠هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج ٢١ ،ص ١٧٥، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

بنابراين وقتي گفته مي شود حضرت مهدي عليه السلام با کتاب جديد مي‌آيد، احتمال دارد مراد نوع قرائت قرآن همراه با شأن نزول باشد که در زمان پيامبر صلي الله عليه و اله مرسوم بوده است نه اينکه حضرت قرآن جديد مي‌آرود

آشکار کردن قرآن حضرت علي عليه السلام که به ترتيب نزول بود

در روايات ذکر شده است که وقتي امام مهدي عليه السلام ظهور کند، طبق قرآن جدش علي عليه السلام حکم مي‌کند لذا وقتي گفته مي‌شود حضرت با کتاب جديد مي‌آيد بخاطر اين است که اين قرآن از دسترس مردم دور بوده است و وقتي مردم اين قرآن را مي‌بينند براي آنها چيز جديدي است. البته لازم به يادآوري است که قرآن حضرت علي عليه السلام همان قرآن در بين مردم ولي به ترتب نزول بوده است، همچنانکه ابن حجر گويد:

علي أنه جمع القرآن على ترتيب النزول عقب موت النبي صلى الله عليه وسلم

علي عليه السلام قرآن را طبق ترتيب نزول بعد از رحلت پيامبر (ص) جمع کرد

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢ هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج ٩  ص ٥٢، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة – بيروت

وي همچنين گويد:

إن مصحف على كان على ترتيب النزول أوله اقرأ ثم المدثر ثم ن والقلم ثم المزمل

همانا مصحف علي عليه السلام به ترتيب نزول بود  به اين صورت که اولش سوره اقرأ سپس مدثر بعد ن و القلم و سپس مزمل بود

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢ هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج ٩   ص ٤٢. تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة – بيروت

ابن سيرين نيز به اين مسئله چنين اعتراف کرده است:

قال ابن سيرين فبلغنى أنه كتب على تنزيله ولو أصيب ذلك الكتاب لوجد فيه علم كثير

به من رسيده است که علي عليه السلام قرآنش را طبق نزول نوشته است اگر اين کتاب يافت شود علوم فراوان در آن پيدا مي‌شود

ابن عبد البر النمري القرطبي المالكي، ابوعمر يوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاى ٤٦٣هـ)، الاستيعاب في معرفة الأصحاب،  ج ٣   ص ٩٧٤، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤١٢هـ.

الطبري، ابوجعفر محب الدين أحمد بن عبد الله بن محمد (متوفاى٦٩٤هـ)، الرياض النضرة في مناقب العشرة، ج ٢ ، ص ٢١٧، تحقيق عيسي عبد الله محمد مانع الحميري، ناشر: دار الغرب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٩٩٦م.

الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاى٧٦٤هـ)، الوافي بالوفيات، ج ١٧   ص ١٦٧، تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - ١٤٢٠هـ- ٢٠٠٠م.

در روايات صحيح نيز به اين امر اشاره شده است که حضرت مهدي عليه السلام احکام را به روش قرآن حضرت علي عليه السلام اجرا خواهد کرد که چند مورد را ذكر مي‌کنيم:

روايت اول

کليني روايت صحيحي را در اين خصوص چنين نقل کرده است:

محمد بن يحيى ، عن محمد بن الحسين، عن عبد الرحمن بن أبي هاشم ، عن سالم بن سلمة قال : قرأ رجل على أبي عبد الله ( عليه السلام ) وأنا أستمع حروفا من القرآن ليس على ما يقرؤها الناس ، فقال أبو عبد الله ( عليه السلام ) : كف عن هذه القراءة اقرأ كما يقرأ الناس حتى يقوم القائم فإذا قام القائم ( عليه السلام ) قرأ كتاب الله عز وجل على حده وأخرج المصحف الذي كتبه علي ( عليه السلام )

مردى براى امام صادق (ع) چند كلمه از قرآن خواند كه من گوش مى‏كردم طبق آن روشي كه مردم مى‏خوانند،نبود. امام صادق (ع) به او فرمود: از اين قرائت خوددارى كن و چنان قرائت كن كه مردم امروزه قرائت مى‏كنند تا امام قائم (ع) ظهور كند و هر گاه امام قائم (ع) ظهور كرد، كتاب خدا عز و جل را بر حدّ و قرار خود مى‏خواند و آن مصحفى را كه على (ع) نوشته بود بيرون آورد

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الأصول من الكافي، ج ٢ ص ٦٣٣، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

بررسي سند
محمد بن يحيي أبو جعفر العطار القمي

نجاشي در خصوص او گويد:                     

٩٤٦ - محمد بن يحيى أبو جعفر العطار القمي

شيخ أصحابنا في زمانه ثقة عين كثير الحديث. له كتب منها: كتاب مقتل الحسين [عليه السلام‏] و كتاب النوادر أخبرني عدة من أصحابنا عن ابنه أحمد عن أبيه بكتبه.

محمد بن  يحيي از بزرگان اصحاب ما در زمان خود و ثقه و مايه افتخار بود

رجال النجاشي/باب‏الميم/٣٥٣

شيخ طوسي نيز گويد:

- محمد بن يحيى العطار روى عنه الكليني قمي كثير الرواية.

محمد بن يحيي کثير الروايه است

رجال الطوسي/باب‏ذكرأسماء.../باب‏الميم/٤٣٩

ابن داود نيزگويد:

محمد بن يحيى أبو جعفر العطار لم [جخ‏] روى عنه الكليني و هو [قمي‏] كثير الرواية ثقة.

او کثر الروايه و ثقه است

رجال ابن ‏داود/الجزءالأول‏من.../باب‏الميم/٣٤٠

حلي نيز گويد:

محمد بن يحيى أبو جعفر العطار القمي شيخ من أصحابنا في زمانه ثقة عين كثيرا

محمد بن يحيي شيخ اصحاب ما در زمان خود ثقه و سرشناس بود

الخلاصةللحلي/الفصل‏الثالث‏و.../الباب‏الأول‏محمد/١٥٧

محمد بن الحسين أبي الخطاب:

نجاشي مي‌گويد:

جليل من أصحابنا، عظيم القدر، كثير الرواية، ثقة، عين، حسن التصانيف، مسكون إلى روايته...

وي فرد با عظمت در ميان علماي شيعه بوده و بسيار گرانقدر است، روايات زيادي نقل کرده و مورد اعتماد است و داراي شخصيت برجسته بود. تأليفات خوبي داشت و روايات او اطمينان آور است:

رجال النجاشي، ص٣٣٤.

شيخ طوسي او را با عنوان «کوفي ثقه» ياد مي‌کند:

كوفي، ثقة.

رجال الطوسي، ص٣٧٩؛ معجم رجال الحديث، ج١٦، ص٣٠٨ ـ ٣٠٩، رقم: ١٠٥٨١

عبد الرحمن بن محمد بن أبي هاشم البجلي أبو محمد :

نجاشي درباره او گويد:

جليل من أصحابنا ثقة ثقة

او جليل القدر و موثق موثق است

     رجال النجاشي/باب‏العين/٢٣٦

علامه حلي نيز گويد:

جليل من أصحابنا ثقة ثقة

الخلاصةللحلي /ص‏١١٤

 سالم بن سلمة:

نام وي سالم بن مكرم بن عبد الله است. نجاشي درباره وثاقت او گويد:

أبو خديجة و يقال: أبو سلمه الكناسي. يقال صاحب الغنم مولى بني أسد الجمال. يقال: كنيته كانت أبا خديجة و أن أبا عبد الله عليه السلام كناه أبا سلمه ثقة ثقة

او موثق موثق است

      رجال‏ النجاشي/باب‏السين/١٨٨

بنابراين روايت معتبر است

روايت دوم

مرحوم طبرسي نيز روايتي طولاني را درباره قرآن حضرت علي عليه السلام نقل کرده است که حضرت مهدي عليه السلام طبق آن حکم مي‌کند. وي مي‌نويسد:

فقال عليه السلام : نعم إذا قام القائم من ولدي ، يظهره وَ يَحْمِلُ‏ النَّاسَ‏ عَلَيْه‏ فتجري السنة به صلوات الله عليه

حضرت علي عليه السلام بعد از امتناع عمر از دريافت قرآن، فرمودند: وقتى قائم از اولاد من ظهور نمايد مردم را بر اساس آن قرآن راه برده و سنّت به دست او (كه درود خدا بر او باد) جارى گردد.

الطبرسي، أبي منصور أحمد بن علي بن أبي طالب (متوفاى ٥٤٨هـ)، الاحتجاج، ج ١ ص ٢٢٨، تحقيق: تعليق وملاحظات: السيد محمد باقر الخرسان، ناشر: دار النعمان للطباعة والنشر - النجف الأشرف، ١٣٨٦ - ١٩٦٦ م.

روايت سوم

روايت ديگري را جابر از امام باقر عليه السلام در اين خصوص چنين نقل کرده است:

وروى جابر ، عن أبي جعفر عليه السلام أنه قال : إذا قام قائم آل محمد عليه السلام ضرب فساطيط لمن يعلم الناس القرآن على ما أنزل الله جل جلاله فأصعب ما يكون على من حفظه اليوم ، لأنه يخالف فيه التأليف

امام باقر (ع) فرموده است: هنگامى كه قائم آل محمد (ع) قيام مى‏كند خيمه‏هايى براى افرادى كه به مردم قرآن مى‏آموزند بر پا مى‏شود و آنان قرآن را به ترتيبى كه خداوند نازل فرموده است آموزش مى‏دهند و حفظ آن در آن روز از اين جهت بسيار دشوار است كه ترتيب آن بر خلاف ترتيب كنونى آيات و سوره‏هاست.

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري البغدادي (متوفاى٤١٣ هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج ٢ ص ٣٨٦، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، ١٤١٤هـ - ١٩٩٣ م.

المجلسي، محمد باقر (متوفاى ١١١١هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ٥٢ ص ٣٣٩، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م.

بنابراين اگر گفته مي‌شود امام مهدي عليه السلام کتاب جديد مي‌آورد، مراد قرآني است که در دست حضرت علي عليه السلام بوده و به ترتيب نزول نوشته شده بود و در آن به تفسير و تاويل آيات نيز اشاره شده بود و در آن علوم فراواني وجود دارد همچنانکه در منابع اهل سنت آمده است

مراد از آوردن قرآن تاويل آن است

اينکه در روايات آمده است که حضرت مهدي عليه السلام کتاب جديد مي‌آورد، مراد تاويل قرآن است نه اينکه کتابي بر خلاف قرآن نازل شده بر پيامبر صلي الله عليه و آله بياورد همچنانکه در روايت آمده است:

 ( هل ينظرون إلا تأويله يوم يأتي تأويله ) من الآيات التي تأويلها بعد تنزيلها قال : ذلك بعد قيام القائم

القمي، أبي الحسن علي بن ابراهيم (متوفاى٣١٠هـ) تفسير القمي، ج ١ ص ٢٣٥، تحقيق: تصحيح وتعليق وتقديم: السيد طيب الموسوي الجزائري، ناشر: مؤسسة دار الكتاب للطباعة والنشر - قم، الطبعة: الثالثة، صفر ١٤٠٤.

إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب - الشيخ علي اليزدي الحائري - ج ١ ص ٥٩

البته لازم به ذکر است که تاويل قرآن، از چيزهايي است که مختص به اهل بيت مي‌باشد همچنانکه پيامبر صلي الله عليه و آله در روايتي درباره حضرت علي عليه السلام مي‌فرمايد:

حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا حُسَيْنُ بن مُحَمَّدٍ ثنا فِطْرٌ عن إِسْمَاعِيلَ بن رَجَاءٍ الزبيدي عن أبيه قال سمعت أَبَا سَعِيدٍ الخدري يقول كنا جُلُوساً نَنْتَظِرُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَخَرَجَ عَلَيْنَا من بَعْضِ بُيُوتِ نِسَائِهِ قال فَقُمْنَا مَعَهَ فَانْقَطَعَتْ نَعْلُهُ فَتَخَلَّفَ عليها علي يَخْصِفُهَا فَمَضَى رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَمَضَيْنَا معه ثُمَّ قام يَنْتَظِرُهُ وَقُمْنَا معه فقال ان مِنْكُمْ من يُقَاتِلُ على تَأْوِيلِ هذا الْقُرْآنِ كما قَاتَلْتُ على تَنْزِيلِهِ فَاسْتَشْرَفْنَا وَفِينَا أبو بَكْرٍ وَعُمَرُ فقال لاَ وَلَكِنَّهُ خَاصِفُ النَّعْلِ قال فَجِئْنَا نَبَشِّرُهُ قال وَكَأَنَّهُ قد سَمِعَهُ

ابوسعيد خدري نقل مى‏كند كه در انتظار تشريف فرمائى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله نشسته بوديم. فاصله‏اى نشد كه پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله از خانه يكى از همسرانش بيرون آمد. از جاى برخاستيم که ناگهان بند كفش پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله پاره شد. على عليه السّلام كفش را گرفت و به وصله زدن آن پرداخت. رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به حركت خود ادامه داد و ما همه همراه آن حضرت حركت كرديم. پس از اندك فاصله‏اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ايستاد و ما هم به پيروى از ايشان ايستاديم. پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله منتظر آمدن على عليه السّلام بود. در اين هنگام، پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود: به راستى يكى از شما براى تأويل قرآن مى‏جنگد، همانطور كه من براى تنزيل آن جنگيدم. ابو بكر و عمرگفتند: آيا ما همان مردى هستيم كه براى بيان تأويل قرآن مى‏جنگيم؟ پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: نه، لکن او آن كسي كه كفش مرا وصله مى‏زند، به ملاقات على عليه السّلام رفتيم تا او را به مأموريتى كه در آينده خواهد داشت، مژده دهيم‏ حضرت على عليه السّلام به مژده ما توجهى نكرد و گويا اين موقعيت را از خود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله شنيده بود

الشيباني،  ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى٢٤١هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج ٣   ص ٨٢، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

هيثمي درباره سند اين روايت گويد:

رواه احمد ورجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة وهو ثقة

الهيثمي، ابوالحسن نور الدين علي بن أبي بكر (متوفاى ٨٠٧ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج ٩   ص ١٣٤، ناشر: دار الريان للتراث/‏ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت – ١٤٠٧هـ.

الباني اين روايت را صحيح دانسته و گويد:

 ( صحيح )

إن منكم من يقاتل على تأويل هذا القرآن كما قاتلت على تنزيله فاستشرفنا وفينا أبو بكر وعمر فقال : لا ولكنه خاصف النعل . يعني عليا رضي الله عنه

الألباني ، محمد ناصر الدين، السلسلة الصحيحة،ج ٥، ٦٣٩،  الرياض،الناشر : مكتبة المعارف

زدودن فرسودگي و کهنگي از قرآن و اسلامي است که فقط نقش آن باقي مانده است

در روايات اشاره شده است به اينکه زماني مي‌رسد که مردم فرامين قرآن و اسلام را ناديده گرفته و از قرآن و اسلام فقط نقش ظاهري آن باقي مي‌ماند يعني چنان گرد فرسودگى و کهنه‌گى بر قرآن مي‌نشيند که گويي قرآني در بين مسلمين نبوده است. لذا وقتي امام مهدي  عليه السلام ظهور مي‌کند و مي‌خواهد احکام قرآن را در جامعه اسلامي به اجرا گذاشته و فرسودگي را از سيماى قرآن  بزدايد و تعاليم واقعى اسلام را از نو زنده کند، گويا آن حضرت مردم را به  کتاب جديدي  فرا مى‏خواند که در نزد مردم فراموش شده بوده است.

روايت صحيحي را شيخ طوسي چنين نقل مي‌کند:

 محمد بن الحسن الصفار عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب عن جعفر بن بشير ومحمد بن عبد الله بن هلال عن العلا بن رزين القلا عن محمد بن مسلم قال : سألت أبا جعفر ( عليه السلام ) عن القائم عجل الله فرجه إذا قام باي سيرة يسير في الناس ؟ فقال : بسيرة ما سار به رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) حتى يظهر الاسلام  قُلْتُ وَ مَا كَانَتْ سِيرَةُ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ أَبْطَلَ مَا كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَ اسْتَقْبَلَ النَّاسَ بِالْعَدْلِ وَ كَذَلِكَ الْقَائِمُ ع إِذَا قَامَ يُبْطِلُ مَا كَانَ فِي الْهُدْنَةِ مِمَّا كَانَ فِي أَيْدِي النَّاسِ وَ يَسْتَقْبِلُ بِهِمُ الْعَدْلَ.

 علاء بن محمد گويد از حضرت باقر عليه السّلام پرسيدم: قائم چگونه در ميان مردم رفتار ميكند؟ فرمود به روش پيغمبر (ص) عمل مي‌نمايد تا آنكه اسلام را آشكار مي‌سازد. عرض كردم: روش‏ پيغمبر چگونه بود؟ فرمود: پيغمبر آثار كفر جاهليت را از ميان برد و با مردم به عدالت رفتار كرد. قائم هم موقعى كه قيام مي‌كند هر اعمال نامشروع و بدعتى را كه هنگام صلح و سازش با بيگانگان اسلام در ميان مسلمين مرسوم گشته از ميان ميبرد و مردم را بعدالت گسترى رهبرى مينماي

الطوسي، الشيخ ابوجعفر محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى٤٦٠هـ)، تهذيب الأحكام، ج ٦ ص ١٥٤،  تحقيق : السيد حسن الموسوي الخرسان ، ناشر : دار الكتب الإسلامية ـ طهران ، الطبعة الرابعة،‌١٣٦٥ ش .

علامه مجلسي اين روايت را صحيح دانسته است:

صحيح

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار، ج‏٩، ص: ٤٠٩، محقق / مصحح: رجائى، مهدى، ناشر: كتابخانه آيه الله مرعشي نجفي‏، سال چاپ: ١٤٠٦ ق چاپ: اول‏

بررسي سند
محمد بن الحسن الصفار

نجاشي در خصوص وثاقت او گويد:

كان وجها في أصحابنا القميين ثقة عظيم القدر .

او از سرشناسان اصحاب قمي ما و ثقه  و جايگاهي بزرگ داشت

رجال النجاشي/ص‏٣٥٤ :

حلي نيز گويد:

كان وجها في أصحابنا القميين ثقة عظيم القدر راجحا قليل السقط في الرواية

الخلاصةللحلي /ص‏١٥٧ :

محمد بن الحسين بن أبي الخطاب

نجاشي گويد:

محمد بن الحسين بن أبي الخطاب أبو جعفر الزيات الهمداني و اسم أبي الخطاب زيد جليل من أصحابنا عظيم القدر كثير الرواية ثقة عين‏

او يکي از اصحاب ما داراي جايگاهي بزرگ و کثير الروايه و ثقه است

رجال النجاشي/باب‏الميم/٣٣٤

شيخ طوسي نيز گويد:

کوفي ثقة

فهرست ‏الطوسي/ص‏٤٠٠

وي در رجال طوسي نيز او را توثيق کرده است:

ثقة

رجال الطوسي/ص‏٣٧٩

جعفر بن بشير

نجاشي گويد:

جعفر بن بشير أبو محمد البجلي الوشاء من زهاد أصحابنا و عبادهم و نساكهم و كان ثقة

او از زهاد، عبادان و پارسايان اصحاب ما و ثقه مي‌باشد و

رجال النجاشي/باب‏الجيم/١١٩

شيخ طوسي نيز گويد:

جعفر بن بشير البجلي ثقة جليل القدر

او ثقه و جليل القدر بود

فهرست ‏الطوسي/باب‏الجيم/باب‏جعفر/١٠٩

علاء بن رزين القلاء

نجاشي گويد:

العلاء بن رزين القلاء ...و كان ثقة

        رجال النجاشي/باب‏العين/ومن‏هذا.../٢٩٨

شيخ طوسي نيز گويد:

العلاء بن رزين القلاء ..جليل القدر ثقة

   فهرست ‏الطوسي/باب‏العين/باب‏العلاء/٣٢٢

حلي نيز گويد:

العلاء بن رزين القلاء ..ثقة ثقة

  رجال ابن ‏داود/الجزءالأول‏من.../باب‏العين‏المهملة/٢٣٥

محمد بن مسلم

وي از اصحاب اجماع مي‌باشد

کشي گويد:

اجتمعت العصابة على تصديق هؤلاء الأولين من أصحاب أبي جعفر

بر تصديق انها اجماع شده است

  رجال‏ الكشي/الجزءالأول/الجزءالثالث/٢٣٨

نجاشي نيز گويد:

وجه أصحابنا بالكوفة فقيه ورع صحب أبا جعفر و أبا عبد الله عليهما السلام و روى عنهما و كان من أوثق الناس

او سرشناس اصحاب ما در کوفه فقيه با تقوا او ازاصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السلام و از موثق‌ترن مردم بود

رجال النجاشي/ص‏٣٢٤

در روايتي ديگري از پيامبر صلي الله عليه و آله در اين خصوص چنين آمده است:

.. إِنَّ الثَّانِيَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِي يَغِيبُ حَتَّى لَا يُرَى وَ يَأْتِي عَلَى أُمَّتِي زَمَنٌ لَا يَبْقَى مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ وَ لَا مِنَ الْقُرْآنِ‏ إِلَّا رَسْمُهُ‏ فَحِينَئِذٍ يَأْذَنُ اللَّهُ لَهُ بِالْخُرُوجِ فَيُظْهِرُ الْإِسْلَامَ وَ يُجَدِّدُ الدِّينَ

دوازدهمين فرزندم از نظرها پنهان مى‏گردد و ديده نمى‏شود و زمانى بر پيروان من خواهد آمد که از اسلام جز نام و از قرآن جز نقشى باقى نماند. در اين هنگام خداوند بزرگ به او(مهدي) اجازه مى‏ دهد و اسلام را با او آشکار و تجديد مى‏کند

الخزاز القمي الرازي ، أبي القاسم علي بن محمد بن علي، كفاية الأثر في النص على الأئمة الاثني عشر ، ص١٥، تحقيق: السيد عبد اللطيف الحسيني الكوه كمري الخوئي، ناشر: انتشارات ـ قم، ١٤٠هـ .

اين روايات بر اين امر دلالت دارند که مردم با عمل نکردن به قرآن و دين، باعث غربت و فراموشي اين کتاب آسماني شده‌اند و وقتي که حضرت مهدي عليه السلام احکام قرآن و اسلام را اجرا مي‌کند، براي مردم که اين امر تازگي دارد نه اينکه قرآن و اسلام جديدي را مي‌آورد؟!
بنابراين طبق اين روايات حضرت مهدي عليه السلام با قرآن جديد مي‌آورد، به اين معني نيست که حضرت قرآن جديدي غير از قرآن موجود مي‌آورد، بلکه مراد، اجراي احکام تعطيل شده قرآن، آشکار کردن قرآن حضرت علي عليه السلام و يا برپا کردن قرائت زمان پيامبر صلي الله عليه و آله است. وقتي که حضرت بدعت‌ها را باطل مي‌کند و احکام و حدود خدا را به همان گونه‌اي که صادر شده بود، ظاهر مي‌کند، براي مردم چنين برنامه‌اي تازگي دارد لذا از اين باب است که گفته مي‌شود حضرت مهدي عليه السلام کتاب جديد مي‌آورد.

آشکارکردن سنت از بين رفته

همچنانکه نقل شده است که بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله روايات را آتش زده و از بين بردند

ذهبي در اين خصوص مي‌نويسد:

جمع أبي الحديث عن رسول الله و كانت خمسمائة حديث، فبات ليلته يتقلب كثيراً، قالت: فغمني، فقلت: أتتقلب لشكوى أو لشيء بلغك؟ فلما أصبح، قال: أي بنية هلمي الأحاديث التي عندك، فجئته بها، فدعا بنار فحرقها.

پدرم (ابوبكر) احاديث رسول خدا را كه پانصد حديث بود را جمع آوري كرد، شب خوابيد و زياد اين پهلو و آن پهلو مي شد (خوابش نمي برد) عايشه مي گويد من ناراحت شدم، گفتم : آيا مشكلي داري يا خبري به تو رسيده است ؟‌ همان زماني كه صبح شد گفت: اي دخترم آن رواياتي كه نزد تو گذاشته بودم بياور، من آنها را آوردم  آتش خواست و آنها را سوزاند.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ٧٤٨ هـ)، تذكرة الحفاظ، ج١، ص٥ ناشر: دار الكتب العلمية  بيروت، الطبعة: الأولى.

همچنين نقل شده است که ابوبکر مردم را از نقل روايات پيامبر صلي الله عليه و آله منع مي‌کرد:

جمع الناس بعد وفاة نبيهم فقال إنكم تحدثون عن رسول الله صلى الله عليه وسلم أحاديثتختلفون فيها والناس بعدكم أشد اختلافا فلا تحدثوا عن رسول الله شيئا فمن سألكم فقولوا بيننا وبينكم كتاب الله فاستحلوا حلاله وحرموا حرامه

ابوبکر بعد از شهادت پيامبر (ص)‌ مردم را جمع کرد و گفت شما از پيامبر (ص) رواياتي را نقل مي‌کنيد که در آن اختلاف مي‌کنيد و مردم بعد از شما نيز اختلاف شديدي پيدا مي‌کنند بنابراين از پيامبر (ص) چيزي روايت نکنيد و هرگاه کسي از شما سوال کرد بگوييد بين ما و شما قرآن کافي است پس حلال آن را حلال و حرامش را حرام بدانيد

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ٧٤٨ هـ)، تذكرة الحفاظ، ج ١   ص ٢،ناشر: دار الكتب العلمية  بيروت، الطبعة: الأولى.

بنابرين وقتي گفته مي شود حضرت مهدي عليه السلام سنت و يا حکم جديد مي‌آورد، احتمال دارد همان چيزهايي باشد که نابوده شده و از بين رفته است لذا وقتي حضرت آنها را نقل مي‌کند، مردم فکر مي‌کنند چيزي جديدي است.   

حضرت عيسي نيز دين اسلام را تجديد  مي‌کند

علماي اهل سنت اعتراف کرده‌اند که حضرت عيسي عليه السلام بعد از نزول در زمان حضرت مهدي عليه السلام، دين پيامبر صلي الله عليه و آله را تجديد مي‌کند

قرطبي در ذيل رواياتي مانند «كيف أنتم إذا نزل بن مريم فيكم وإمامكم منكم» که در صحيح بخاري نيز نقل شده است، گويد :

قال علماؤنا رحمة الله عليهم : فهذا نص على أنه ينزل مجددا لدين النبي صلى الله عليه وسلم للذي درس منه لا بشرع مبتدأ

علماء گفته‌اند که اين نص بر اين است که عيسي در حالي نازل مي‌شود که تجديد کننده دين پيامبر (ص) است که فرسوده و کهنه شده است نه اينکه ديني را ابتدائا بياورد

الأنصاري القرطبي، ابوعبد الله محمد بن أحمد بن أبي بكر بن فرح (متوفاى٦٧١هـ)، الجامع لأحكام القرآن، ج ١٦   ص ١٠٧ ناشر: دار الشعب – القاهرة.

ابن بطال نيز گويد:

أن عيسى يأتى بتصحيح شريعة محمد

عيسي براي تصحيح شريعت محمد صلي الله عليه و آيه مي‌آيد

إبن بطال البكري القرطبي، ابوالحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاى٤٤٩هـ)، شرح صحيح البخاري، ج ٦   ص ٦٠٥ ،تحقيق: ابوتميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، ١٤٢٣هـ - ٢٠٠٣م.

عيني نيز گويد عيسي (ع)  براي آشکار کردن دين پيامبر (ص) نازل مي‌شود:

وأن الدين الحق هو الدين الذي هو عليه ، وهو دين الإسلام دين محمد صلى الله عليه وسلم الذي هو نزل لإظهاره وإبطال بقية الأديان..

دين حق همان  ديني که عيسي دارد و آن هم همان دين اسلام  دن محمد صلي الله عليه و آله است که عيسي نازل مي‌شود و آن دين را آشکار مي‌کند و ساير اديان را باطل مي‌کند

العيني الغيتابي الحنفي، بدر الدين ابومحمد محمود بن أحمد (متوفاى ٨٥٥هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج ١٢ ص ٣٥ ناشر: دار إحياء التراث العربي،‌ بيروت.

با اين بيان وقتي تجديد دين بوسيله عيسي عليه السلام، به معني دين جديد آوردن نيست، بلکه به معني آشکار کردن دين پيامبر صلي الله عليه و آله است، در خصوص حضرت مهدي عليه السلام نيز چنين است.

نتيجه کلي

با اين توضيحات روش شد:

١. حضرت مهدي عليه السلام به همان قرآن نازل شده و سنت پيامبر (ص) عمل مي‌کند

٢. مراد از کتاب جديد، اجراي احکام تعطيل شده قرآن، آشکار کردن قرآن حضرت علي عليه السلام، برپا کردن قرائت زمان پيامبر صلي الله عليه و آله و يا خواندن قرآن با شأن نزول مي‌باشد.

٣. آشکار کردن قرآن حضرت علي عليه السلام که به ترتيب نزول بود

٤. مراد از آوردن قرآن، تاويل آن است

٥ . حضرت عيسي نيز دين اسلام را تجديد  مي‌کند

٦. مقصود از اسلام جديد نيز اين است که با ظهور حضرت مهدي (ع)، اسلامي که مردم از آن دور مانده‌ بودند، جان تازه بر خود گرفته و در بين مردم آشکار شده و به آن عمل مي‌شود. در حقيقت حضرت دين اسلام را دوباره بازسازي مي‌کند نه اينکه دين جديدي غير از دين اسلام مي‌آورد و با ظهور حضرت مهدي عليه السلام است که سنت، قضاء و حکم شريعت، که بخاطر عمل نکردن به آنها فرسوده و کهنه و تغيير پيدا کرده بود، به اجرا در آيد تا آنجا که مردم گمان مي‌کنند چيز جديدي است .به عبارت ديگر انقلاب حضرت مهدى(عج) يك دگرگونى عميق و اساسى است در جامعه ايجاد مي‌کند که مردم خيال مى كنند چيز جديدى غير از اسلام است در حالي که حضرت همان اسلام را تجديد مي‌کند. بويژه اينکه حکومت در دست حاکمان جور بوده و يا شرائط طوري بوده است که برخي از احکام و حدود، اجرا نشده است، لذا با برپايي حکومت جهاني عادلانه حضرت مهدي عليه السلام اين احکام و حدود الهي اجرا مي‌شود  لذا اين براي مردم چيز نو و تازه‌اي است.

موفق باشيد

 

گروه پاسخ به شبهات

موسسه تحقيقاتي ولي عصر (عج)