زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١

زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ٧١

پسری که متولد می‌شود و دختری که متولد می‌شود که بگوییم آنجا که دختر متولد می‌شود قسمت بیشتری از زن منتقل می‌شود و آنجا که پسر متولد می‌شود قسمت بیشتری از مرد؛ ولی از طرف دیگر من می‌بینم که افراد بزرگی، علمایی این حرف را می‌زنند. می‌گویم شاید اینها یک چیزی می‌فهمند؛ آخر امرِ به این واضحی!

می‌گویند «زن این خصائص را به ارث برده». اگر زن به ارث برده، زن که خصائص ارثی را فقط از مادر به ارث نمی‌برد. به طور کلی جنس نر مثلا شیر نر قوی‌هیکل‌تر و نیرومندتر و دندانهایش ]تیزتر[ است، گاو نر هم شاخهای بزرگتری دارد و در این که جنس نر با جنس ماده فرق می‌کند ]شکی نیست.[ یک وقت کسی می‌آید این را روی این حساب ]توجیه می‌کند[ که خلقت و طبیعت، یک جریان هدفداری را طی می‌کند و به اصطلاح فلسفی اصل علت غائی است که زن را زن و مرد را مرد می‌کند نه اصل علل فاعلی. با اینکه از لحاظ علل فاعلی اینها مساوی هستند مع ذلک به یک حد که می‌رسد یک جاذبه‌ای، جذبی، یک چیزی هست که از جلو طبیعت را می‌کشد، بعضی را از این سو می‌برد بعضی را از آن سو. دسته اول را به شکل زن درمی‌آورد با این همه مشخصات روحی و جسمی خاص، و دسته دوم را به شکل مرد درمی‌آورد با مشخصات دیگر. ولی از لحاظ علل فاعلی به وجود آورنده اینها تفاوتی میان زن و مرد نیست. وقتی که این طور است پس ما نمی‌توانیم بگوییم علت این که زنِ امروز ضعیف‌تر است ]عامل وراثت است.[

مثلا امروز آمار گرفته‌اند و مسلّم شده است که در مسائل خشک علمی مانند مسائل ریاضی و مسائل فلسفی ]در مجموع[ زنها به پای مردها نمی‌رسند و مرد قویتر از زن است، به ندرت ]خلاف آن [اتفاق می‌افتد. ولی در مسائل دیگر زن به پایه مرد می‌رسد، شاید در بعضی