زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥
زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص:٨٥
نه به آیه «وَ قَرْنَ فی بُیوتِکنَّ» میشود استدلال کرد برای ممنوعیت مداخله زن در سیاست و نه به عمل عایشه و عدم اعتراض مسلمین به قول اینها، میشود استدلال کرد برای جواز مداخله زن.
دلیل پنجم: حدیث امام باقر ٧
دلیل دیگر همان حدیثی است که در باب قضاوت هم عرض کردیم. حدیثی هست از حضرت باقر ٧، میفرماید: وَ لاتُوَلِّی الْمَرْاَةُ الْقَضاءَ وَ لاتُوَلِّی الاِْمارَةَ[١] به زن منصب قضاوت سپرده نمیشود و به زن امارت و
امیری (کار امیر بودن) هم سپرده نمیشود یعنی نباید به او سپرده شود.
امیر بودن از نظر مفهومِ آن روز سه موضوع داشته است. یکی این که شخص، خلیفه باشد که امیرِ کل باشد، که به او میگفتند امیرالمؤمنین. دیگر این که امیر بلد باشد، جای استاندار یا فرماندار فعلی. سوم این که امیر جیش باشد یعنی امیر و فرمانده سپاه باشد. طبق این روایت نه به زن امارت مؤمنین یعنی خلافت سپرده میشود، نه استانداری و فرمانداری سپرده میشود و نه امیری سپاه. این را هم البته توجه داشته باشید که امارت از نظر اسلامی یک موضوع خاصی است و حکم خاصی دارد. به اصطلاح فقهی میگویند یک منصب الهی است، یک سَلته[٢] الهی است. اگر
کسی امیرالمؤمنین شد آنوقت بر مردم یک سلسله تکالیف نسبت به او واجب میشود و امر او واجبالاطاعه است. همین طور اگر کسی امیر یک بلد شد ـ که منصوب از ناحیه خلیفه وقت خواهد بود ـ باز یک سلته الهی یعنی حالت مطاعیت و واجبالاطاعه بودن پیدا میکند. مثلا باید پشت سر امیر بلد نماز جماعت بخوانند و فرمانش را بپذیرند.
[١] . بحارالانوار ج ١٠٠ / ص ٢٥٤.
[٢] . ]به معنی پيشی گرفتن و مقدم بودن.[