زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣ - زن و شهادت
زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص:١٣
تا این جا با «ما نحن فیه» ارتباط ندارد، عمدهاش این جاست : «وَاسْتَشْهِدوا شَهیدَینِ مِنْ رِجالِکمْ» جستجو کنید دو شاهد از مردان خودتان. حالا حتما باید مرد باشند؟ «فَاِنْ لَمْیکونا رَجُلَینِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأتانِ» اگر آن دو شاهد هردوشان مرد نیستند، یک مرد و دو زن. «مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ» اما این شاهدها، اعم از مرد یا زن، از کسانی باشند که مرضی و پسندیده هستند یعنی مورد وثوق و اعتمادند. همانی است کهما با نام «عدالت» شرط میکنیم، میگوییم شاهد باید عادل باشد خواه مرد یا زن.
«اَنْ تَضِلَّ اِحْدیهُما فَتُذَکرَ اِحْدیهُمَا الاُْخْری» یک نکته سر همین جمله است. این جمله تعبیری است برای این که چرا دو زن باید باشند؛ حالا یک زن باشد چطور؟ میفرماید: برای این که اگر یکی از دو زن در مطلب گم شد، دیگری به یادش بیاورد؛ برای این که مبادا یکی از اینها در وقتی که میخواهد شهادت بدهد، گویی فراموش کند، مطلب از نظرش محو شود، آن دیگری مدد و کمک این باشد که یادش بیاورد بگوید نه، این جور بود؛ تا دوتایی به اصطلاح ذهنهایشان را روی هم قرار دهند و آن دیگری به یاد آن اوّلی بیاورد. در قرآن راجع به این که زن میتواند قاضی باشد یا نمیتواند، چیزی نیست ولی راجع به شهادت همین مقدار در قرآن هست.
چرا دو زن به جای یک مرد؟
فرضیه اول: نقص عقل زن
در این جا سؤال مهمی پیش میآید و آن همین است که چرا به جای یک مرد حتما باید دو زن باشد؟ به اصطلاح، فلسفه این کار چیست؟ برای فلسفه این کار سه فرض میشود ذکر کرد :