زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢ - زن و شهادت

زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ١٢

چیزی به نفع یکی و به ضرر دیگری بنویسد.

«وَ لایأبَ کاتِبٌ اَنْ یکتُبَ کما عَلَّمَهُ اللهُ». نویسنده در آن زمانها کمتر بوده است و ممکن بود که نویسندگان از این کار مضایقه کنند. پول گرفتن هم که معمول نبوده که یک حق تحریری بخواهند بگیرند و در مقابل حق تحریر بنویسند. قرآن توصیه می‌کند که هیچ نویسنده‌ای حق ندارد از نوشتن چنین چیزی ابا کند، به آن ترتیبی که خدا دستور داده است که بنویسند بدون حیف و میل.

«فَلْیکتُبْ» پس او باید بنویسد. «وَ لْ یمْلِلِ الَّذی عَلَیهِ الْحَقُّ» آن کسی که حق به عهده اوست املا کند، هرچه که این املا می‌کند او بنویسد. «وَلْیتَّقِ اللهَ رَبَّهُ وَ لایبْخَسْ مِنْهُ شَیئآ» بترسد از خدا، پروردگار خود، و چیزی را کم نکند. این، هم شامل آن مدیون می‌شود ـ یعنی در وقتی که املا و اقرار می‌کند چیزی کسر نگذارد، حقیقت را بگوید ـ و هم شامل کاتب می‌شود که هرچه این می‌گوید عین همان را بنویسد. این در صورتی است که «من علیه الحق» خودش عاقل و رشید باشد که بتواند املا کند. حالا اگر مدیون خودش صلاحیت این که املا کند ندارد، رشید نیست و به تعبیر قرآن سفیه است[١] ، یا ضعیف است[٢] و یا اصلا قدرت املا کردن ندارد[٣] «فَلْ یمْلِلْ وَلِیهُ بِالْعَدْلِ» کسی که ولی اوست این کار را بکند، حالا یا ولی به معنی کسی که حق تصرف در مال او را دارد یا کسی که یک ]نوع [سرپرستی از او می‌کند مثل وکیلش.


[١] . در مقابل «رشيد»، «سفيه» می‌گويند.

[٢] . ضعيف در اين جا به كسی می‌گويند كه عقل كاملی ندارد، مجنون است،منتها كلمه «مجنون» اينجا به كار برده نشده است. مفسرين معنی «ضعيف»را مختلف گفته‌اند.

[٣] . بعضی از افرادْ سفيه نيستند رشيدند و اختيار مال در دست خودشان استولی اگر به آنها بگوييد كه تو بگو تا من بنويسم، قادر به اين كار نيستند.