زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨
زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ١١٨
میخواهید او را بازداشت کنید یا یک تصمیم سوئی دارید. او بیخبر، از شما پذیرایی میکند، چای برایتان میآورد، ناهار میآورد. اگر بداند که شما در دل چه دارید، شما را به خانهاش راه نمیدهد. الان به شما میگوید بفرمایید. میگویید من نماز نخواندهام میگوید بفرمایید اینجا نماز بخوانید. ولی اگر بداند که شما چه تصمیمی درباره او دارید راضی نیست شما در خانهاش نماز بخوانید. آیا اینجا این «رضایت فعلی» او شرط است، رضایتی که بالفعل دارد، یا آن عدم رضایت شأنی و واقعی او که اگر از احوال شما اطلاع داشته باشد، راضی به این تصرفات نیست؟ میگویند اینجا جایز نیست شما نماز بخوانید.
حتی این در باب غیبت و مانند آن میآید که مسئله خیلی مشکل میشود. شما از یک نفر غیبت میکنید. او خبر ندارد که شما از او غیبت کردهاید، آبرویش را بردهاید، تهمت به او زدهاید. الان با شما با صفا و صمیمیت رفتار میکند، در خانهاش هم به شما اجازه میدهد نماز بخوانید، شام و ناهار میدهد، چای میدهد. ولی اگر اطلاع داشته باشد، شما را به خانهاش راه نمیدهد. آیا اینجا جایز است که انسان از ناهار این شخص بخورد، از چایش بخورد و در خانهاش بنشیند؟ میگویند نه. یعنی این رضایت فعلی ملاک نیست، آن رضایت عمقی که در عمق روحش هست ملاک است.
در این گونه ازدواجها اشکال سر این است که اصل ازدواج درست نیست نه اینکه ازدواج درست است حالا این زن تقاضای حق طلاق دارد. به نظر من اصل ازدواج از اول غلط است. هر خسارت مالی هم که این مرد برای او سبب شده، باید بدهد. نظیر این در خواستگاری البته در قانون مدنی هست که اگر مردی از زنی خواستگاری کرد و بعد این مرد خسارتهایی متحمل شد و زن بعد از این که قول داده بود پشیمان شد، یا