يازده رساله فارسي (فلسفي ، منطقي ، عرفاني ) - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٨٧ - مجسمات خمسه
( ص ٢٦ ) آورده است كه ذيمقر اطيس و پيروان او اين ذرات را مبادى كل دانسته ان د .
خواجه طوسى در شرح فصل ١٢ نمط پنجم اشارات ( ص ١٤٠ ) گويد : ذيمقراطيس و اصحابش اين ذرات را در نوع متفق و در اشكال مختلف دانسته اند , و اصحاب خليط , آن ها را در نوع مختلف دانسته اند و اصحاب خليط , و رأى آنان را در اينموضوع در فصل ٢٣ نمط دوم شرح اشارات بيان كرده است ( ص ٦٧ ) . شيخ در همان مواضع نامبرده شفا گويد قائلين به اتفاق نوعى آن ها آثار مختلفه طبايع خمسه را كه زمين و چهار ديگرند باختلاف اشكال آن اجزاى صغار صلبه دانسته اند .
بسيار مناسب است كه در اين مقام به خطبه ١٦١ نهج البلاغة گفتار برهان الحقائق و معيار البراهين اميرالمؤمنين امام على عليه السلام رجوع شود آنجا كه مى فرمايد : لم يخلق الاشياء من اصول ازلية و لا من اوائل ابدية , بل خلق ما خلق فأقام حده و صور ماصور فاحسن صورته الخ .
مجسمات خمسه در مقاله سيزدهم اصول اقليدس عنوان شده است شكل شانزدهم آن نارى , و هفدهم ارضى , و هجدهم هوائى , و نوزدهم مائى , و بيستم آن سمائى است .
در مقاله پانزدهم , اصول متمم اشكال خمسه مذكور است ولكن اين مقاله منسوب به ابسقلاؤس است وى در تاريخ حكماى قفطى ( ص ٧٢ ) به بزرگى نام برده شد كه حكيمى خبير در فنون علوم رياضى بود و بعد از زمان اقليدس ميزيست و تصانيف بسيار شريف دارد . فيلسوف عرب ابو يوسف يعقوب بن اسحق كندى متوفاى ٢٥٢ هق در سبب اختصاص هر يك از اين مجسمات خمسه بطبايع خمسه رساله اى بتازى گرد آورده است به مبانى رياضى و فلسفى نيكو بيان كرده است , اين رساله مصدر به اين عنوان است : رسالة الكندى فى السبب الذى له نسبت القدماء الاشكال الخمسة الى الاسطقسات . اين رساله با چند رساله فلسفى كندى در مصر سنه ١٣٦٩ هق بطبع رسيده است .
برخى از مطالب و مسائل اصول اقليدس از جنبه رياضى و تاريخى