يازده رساله فارسي (فلسفي ، منطقي ، عرفاني ) - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٨٥ - رسم علماى پيشين در تمثيل به مسائل رياضى
است , به عنوان نمونه در اوائل منطق اشارات ( ص ١١ چاپ سنگى ) در بيان اكتساب مجهول از معلوم گويد ( نقل بترجمه ) : گاهى شى ء از طريق تصور به آن مجهول است پس معناى آن تصور نمى شود تا اينكه شناخته گردد مثل ذوالاسمين و منفصل , و گاهى از جهت تصديق به آن مجهول است تا اين كه آموخته گردد , مثل اينكه قطر قوى بر دو ضلع قائمه اى است كه وتر آن است .
ذوالاسمين يكى از اشكال هندسى است و آن شكل سى و سوم مقاله دهم اصول اقليدس است , خط مركب از دو خط متبائن در طول و منطق در قوه اصم است و آن را ذوالاسمين نامند ( نقل بترجمه ) و ذوالاسمين شش قسم است , در صدر دوم مقاله مذكور اصول تعريف شد و پس از آن طريق تحصيل هر يك به برهان هندسى بيان گرديد .
و همچنين منفصل نيز يكى از اشكال هندسى است و آن شكل هفتادم همان مقاله فوق است , هر گاه يكى از دو خط متبائن در طول و منطق در قوه از ديگرى جدا گردد , باقى اصم است و آن را منفصل نامند . و منفصل نيز شش قسم است , درصدر سوم مقاله نامبرده تعريف شد و بعد از آن راه بدست آوردن يك يك عنوان شد .
آن كه شيخ فرمود( : قطر , قوى بر دو ضلع قائمه اى است كه وتر آن است) اين مطلب همان شكل عروس است كه مربع وتر قائمه مساوى مجموع مربع دو ضلع قائمه است , و از همين بيان قوى باصطلاح هندسى در كتب قدما بخوبى دانسته مى شود كه گفت : وتر زاويه قائمه مثلث قوى بر آن دو ضلع ديگر مثلث است يعنى مربع آن مساوى مجموع مربع اين دو است , و قوه خط مربع او است كه آن خط بروى محيط است .
وتر قائمه را باين علت قطر ناميده است كه چون زاويه قائمه در محيط دائره وا قع شود وتر آن قطر دائره خواهد بود . چنان كه از شكل سى ام مقاله سوم اصول اقليدس استفاده ميگردد .
خواجه طوسى در شرح آن فرمود : مثلا هر گاه يكى از دو ضلع چهار باشد و ديگرى سه , قطر پنج خواهد بود , چه مربع او بيست و پنج است كه مساوى مربع هر دو ضلع ( ١٦ و ٩ ) است . ( نقل بترجمه ) .