يازده رساله فارسي (فلسفي ، منطقي ، عرفاني ) - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٥٤ - تحصيل جيب و ظل , و ظل تمام و جيب تمام
بود و چون شمس به اين دايره رسيد نه صفحه جانب غربى آن تخته فلز را ظل بود و نه صفحه جانب شرقى آن را , بلكه خط ظلى از او بر نفس خط زوال اعنى خط نصف النهار منطبق است يعنى ظل شاخص كه همان تخته فلز است بر روى خط زوال قرار مى گيرد , و چون شمس از دايره نصف النهار زايل گردد , يعنى مايل گردد , صفحه جانب شرقى آن سايه افكند . پس هنگام انعدام ظل از صفحه جانب غربى شاخصى آنچنان , اول ظهر حقيقى بود و اگر بر آن خط ديوارى بنا كنند حكم دو صفحه شرقى و غربى ديوار مانند همان دو صفحه شاخص نامبرده است كه در اين عمل خود ديوار شاخص خواهد بود .
بناى ديوار مسجد پيغمبر به دستور آن حضرت بود كه ديوار طرف غرب را درست محاذى دايره نصف النهار بنيان نهاد و بلندى ديوار را به اندازه قامت انسان مقرر داشت و به بيانى كه گفته ايم هر ديوار كه چنين باشد يعنى بر خط زوال , كه در سطح دائره نصف النهار است بنا نهاده شود در همه فصول سال چون ظل صفحه جانب غربى آن به طرف جانب شرقى آن برگردد و ان شئت قلت در آن هنگام كه هيچيك از دو جانب غربى و شرقى آن را ظل نبود , علامت فرا رسيدن ظهر در آن وقت است , و امروز هم در رصدخانه هاى اروپا مانند گرنويچ و پاريس ديوارى به آن طرز مى سازند و گويند بهترين وسيله تعيين ظهر حقيقى آنست پس تعيين ظهر در مسجد پيغمبر بهترين طريقه بود كه امروز علماى اروپا بكار مى برند .
و آخر وقت ظهر را وقتى مقرر داشت كه سايه برگشته برابر ارتفاع ديوار شود و در اين وقت ارتفاع خورشيد از افق چهل و پنج درجه است و دراول تابستان در شهر مدينه آفتاب در نصف النهار فوق الرأس و ارتفاع آن نود درجه است . اين وقت كه آخرين وقت فضيلت ظهر است درست وسط حقيقى ميان ظهر و غروب است حضرت پيغمبر ( ص ) آن را اصل قرارداد و اوقات ديگر را در مدينه و بلاد ديگر بر اين اصل متفرع فرمود و براى همه يك حكم فرمود كه چون فيى ء يعنى سايه به قامت شاخص شود آخر وقت ظهر است در همه جا و همه وقت .