يازده رساله فارسي (فلسفي ، منطقي ، عرفاني )
(١)
7 ميل كلى
٤٩٣ ص
(٢)
شكل ميل كلى
٤٩٥ ص
(٣)
كلام علامه ابوريحان بيرونى درباره پانزده ضلعى و ميل كلى
٤٩٨ ص
(٤)
انتصاص ميل كلى بتدريج
٥٠٠ ص
(٥)
تفسير رتق و فتق آسمانها و زمين در قرآن , به انطباق و انفتاح معدل النهار و منطقة البروج بنظر علامه ملا جلال دوانى
٥٠١ ص
(٦)
نوسان منطقة البروج و نوسان اعتدالين
٥٠٥ ص
(٧)
مقدار ميل كلى به حسب ارصاد
٥٠٧ ص
(٨)
مقدار انتقاص ميل كلى در يكسال
٥١٠ ص
(٩)
مذهب سند هند در عمر عالم
٥١١ ص
(١٠)
تفسير رتق و فتق آيه از نظر حكمت متعاليه
٥١٢ ص
(١١)
حركت به اقبال و ادبار نقطه اعتدال و مقدار آن
٥١٢ ص
(١٢)
سبب تقديم معرفت ميل كلى
٥١٥ ص
(١٣)
تحصيل مقدار ميل كلى
٥١٥ ص
(١٤)
برهان هندسى بر اينكه ميل كلى , اعظم ميول است
٥١٧ ص
(١٥)
تزايد ميل كلى بر سبيل تناقض است
٥١٨ ص
(١٦)
ميل قوسهاى متساوى البعد , از نقطه اعتدال متساوى است
٥٢٠ ص
(١٧)
لزوم محاسبه حركت ميل كلى و اقبال و ادبار در تحصيل سمت قبله
٥٢١ ص
(١٨)
8 ظل
٥٣١ ص
(١٩)
ظل مستوى و معكوس و مقياس ظل و ظل سلم و ظل هندسى ( تانژانت و كوتانژانت )
٥٣٣ ص
(٢٠)
تحصيل جيب و ظل , و ظل تمام و جيب تمام
٥٤٧ ص
(٢١)
9 تكسير دايره
٥٥٩ ص
(٢٢)
بيان اجمالى بعضى از وجوه تكسير در علوم غريبه
٥٦٢ ص
(٢٣)
بيان تكسير در اصطلاح رياضى
٥٦٣ ص
(٢٤)
تكسير دائره
٥٦٤ ص
(٢٥)
10 مطالب رياضى
٥٧١ ص
(٢٦)
معنى هندسه و خلق و قدر
٥٧٣ ص
(٢٧)
تفاوت سنه شمسى و قمرى در بيان آيه كهف قرآن
٥٧٥ ص
(٢٨)
ورود قضاياى رياضى در متن مسائل فلسفى
٥٧٨ ص
(٢٩)
اشكال مأمونى و عروس و حمارى كتاب اصول اقليدس
٥٨٠ ص
(٣٠)
عروس و خانواده عروس و سخن مادر عروس و رساله اى در اوصاف و اطوار عروس
٥٨٢ ص
(٣١)
وجه تسميه شكل عروس به عروس
٥٨٣ ص
(٣٢)
رسم علماى پيشين در تمثيل به مسائل رياضى
٥٨٣ ص
(٣٣)
مجسمات خمسه
٥٨٦ ص
(٣٤)
اصل اقليدس
٥٨٨ ص
(٣٥)
تشارك و تعاكس برهان تناهى ابعاد فلسفى و اصل اقليدس هندسى
٥٨٩ ص
(٣٦)
11 پيرامون فنون رياضى
٥٩١ ص
(٣٧)
عالم بر اساس حساب و هندسه آفريده شده است
٥٩٣ ص
(٣٨)
بيان امام صادق ( ع ) در زيبائى جهان و در مدح ارسطو
٥٩٣ ص
(٣٩)
كلمه هندسه معرب اندازه است
٥٩٤ ص
(٤٠)
خلق ايجاد به اندازه است
٥٩٤ ص
(٤١)
در چند جاى قرآن , حق سبحانه , خود را به علم شريف حساب وصف فرموده است
٥٩٥ ص
(٤٢)
يكى از نامهاى قيامت يوم الحساب است
٥٩٥ ص
(٤٣)
رفيع الدرجات و محيط دائره
٥٩٦ ص
(٤٤)
كل فى فلك يسبحون و سير دورى كواكب
٥٩٦ ص
(٤٥)
كلمه شهر در قرآن دوازده بار به عدد دوازده ماه آمده است
٥٩٧ ص
(٤٦)
مدت لبث اصحاب كهف در كهف , به سال شمسى و قمرى
٥٩٧ ص
(٤٧)
تأثير علوم رياضى در تقويت نفس و تقويم و تعديل فكر
٥٩٨ ص
(٤٨)
نياز فقيه به علوم رياضى
٦٠٠ ص
(٤٩)
عدد تا به شمار آدم نرسد , مستعد قبول اعتدال وفقى نمى شود
٦٠٢ ص

يازده رساله فارسي (فلسفي ، منطقي ، عرفاني ) - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٩٧ - شكل ميل كلى

اما آن كه گفتيم قوس ضلع اين شكل ( قوس ٢٤ درجه ) قوس ميل كلى است , بيانش اين است كه معدل النهار دائره عظيمه اى است كه منطقه حركت اولى است و دو قطب آن دو قطب عالم است كه ستاره جدى در قرب قطب شمالى آن قرار دارد و نقطه متقاطر آن قطب جنوبى است , و آن را دائره اعتدالين و دائره استواى سماوى نيز گويند و فصل مشترك بين اين دائره و بين سطح ارض را خط استوا گويند و اين استواى زمينى است .

و دائره منطقة البروج كه آن را دائره شمسيه نيز گويند عظيمه اى است كه منطقه حركت ثانيه است و آن را دائره اوساط بروج نيز گويند از جهت آن كه بر وسط بروج مى گذرد , و آن را دائره بروج نيز خوانند از براى آن كه قسمت بروج اولا بر آن نموده اند , و آن را فلك بروج نيز دانند چه در فن هيئت و نجوم فلك بر دوائر اطلاق مى شود , و آن را منطقه ثوابت نيز گويند , و وجه تسميه آن بدائره شمسيه اين است كه مدار شمس است و هيچگاه شمس از سطح او خارج نمى گردد و به تعبير فنى هيچگاه او را عرض نبود .

منطقه البروج در سطح معدل النهار نيست , بلكه يكديگر را در دو نقطه متقابل تقاطع مى كنند و چون هر دو عظيمه اند , همديگر را بدان دو نقطه متقابل كه محل تقاطع ايشانند , تنصيف مى نمايند و بعكس دوائر متناصفه در سطح كره نيز از دوائر عظام اند چنانكه در شكل دوازدهم و سيزدهم مقاله اولى اكرثاوذوسيوس مبرهن شده است . و آن دو نقطه را دو نقطه اعتدال گويند يكى را نقطه اعتدال ربيعى و رأس حمل , و ديگرى را نقطه اعتدال خريفى و رأس ميزان . نهايت دورى آن ها را از يكديگر ميل كلى مى نامند , يعنى ميل آن دو , از هر يك از دو نقطه تقاطع شروع مى شود تا بدان غايت مى رسد و ميل هاى ديگر كه ميان او و هر يك از دو نقطه اعتدال اند ميول جزئيه اند .

از تقاطع دو عظيمه نامبرده لاجرم ميل كلى در هر دو جانب معدل نهار اعنى جهت شمال و جهت جنوب تحقق مى يابد . جانب شمال آن , آن نقطه اى است از منطقة البروج كه رأس سرطان است و آن را نقطه انقلاب