صحيفه الحسين - حسین بن علی (ع ) - الصفحة ٢٨٩
اگر گفتارم را تصديق مى كنيد ، وسخن حقى است ، وسوگند به خدا كه از آن زمان كه شنيدم خداوند دروغگويان را دوست ندارد هرگز دروغ نگفته ام ، واگر مرا تكذيب مى كنيد كسانى در بين شما هستند كه اگر از آنان سؤال كنيد به شما خير خواهند داد ، از جابر بن عبد الله انصاري و ابا سعيد خدري وسهل بن سعد ساعدى وزيدبن ارقم وانس بن مالك بپرسيد ، آنان بشما خواهند گفت كه اين حديث را از زبان پيامبر در حق من وبرادرم شنيده اند ، آيا اين سخن شما را از ريختن خون من باز نمى دارد ؟ پس به چه مجوزى مى خواهيد خونم را بريزيد - تا آنجا كه فرمود - : اگر در اين مورد شك وترديد مى نمائيد ، آيا در اين زمينه نيز شك داريد كه من پسر دختر پيامبرتان هستم ، سوگند به خداوند كه در تمام جهان پسر دختر پيامبرى جز من در ميان شما وغير شما نمى باشد ، واى برشما ، آيا مرا به جرم كشتن شخصي در ميانتان ، يا مالى كه من از بين برده ام ، يا بخاطر قصاص در مقابل كارى كه انجام داده ام ، بقتل مى رسانيد ؟ لشكر عمر بن سعد سكوت كردند ، آنگاه فرمود : أي شبث بن ربعى ، أي حجار بن ابجر ، أي قيس بن اشعث ، أي يزيد بن حارث ، آيا به من ننوشتيد كه ميوه ها رسيده وبرگها سبز شده ، وبسوى