صحيفه الحسين - حسین بن علی (ع ) - الصفحة ٢٧
كسى مواظب حالشان باشد ، نه سرپرستى از مردانشان آنان را همراهى كند ؟ مردم از اين سو وآن سو براى نظاره آنان فراهم شوند ؟ ! اما از كسى كه سينه اش از بغض ما آكنده است جز اين چه توقعي مى توان داشت ؟ مى گويى كاش پدرانم كه در جنگ بدر كشته شدند اينجا بودند ، وهنگام گفتن اين جمله با چوب به دندان پسر پيغمبر مى زنى ؟ ابدا به خيالت نمى رسد كه گناهى كرده أي ومنكري زشت ، مرتكب شده أي چرا نكنى ؟ تو با ريختن خون فرزندان پيغمبر وخانواده عبد المطلب كه ستارگان زمين بودند دشمنى دو خاندان را تجديد كردى ، شادى مكن ، چه ، بزودى در پيشگاه خدا حاضر خواهى شد ، آن وقت است كه آرزو مى كنى كاش كور ولال بودى واين روز را نمى ديدى ، كاش نمى گفتى : پدرانم اگر در اين مجلس حاضر بودند از خوشى در پوست نمى گنجيدند .
خدايا خودت حق ما را بگير وانتقام ما را از آنكه به ما ستم كرد ، بستان .
به خدا پوست خود را دريدى وگوشت خود را كندى .
روزى كه رسول خدا وخاندان أو وپاره هاي تن أو در سايه رحمت خدا آرميده باشند ، تو با خوارى هرچه بيشتر پيش أو خواهى ايستاد ، آن روز روزى است كه خدا وعده خود را انجام خواهد داد ، اين ستمديدگان راكه هريك در گوشه أي به خون خود خفته اند ، گرد هم خواهد آورد ، أو خود مى گويد : مپنداريد آنان كه در راه خدا كشته شده اند مرده اند ، نه ، آنان زنده اند واز نعمتهاى پروردگار خود بهره مند مى باشند .
اما آن كس ( معاويه ) كه تو را اينگونه بناحق بر گردن مسلمانان سوار