صحيفه الحسين - حسین بن علی (ع ) - الصفحة ١٩٥
تا يارى خواهم ، پس أي مولايم با چه چيز با تو روبرو شوم ، آيا با گوشم يا با چشمم ، يا با زبانم ، يا با دستم ، يا با پايم ، آيا همه آنها نعمتهاى تو نمى باشد وبه تمامى آنها نافرمانيت را ننمودم ، أي مولايم پس حجت ودليل از آن توست .
أي آنكه مرا از پدران ومادران پوشاند از اينكه مرا با تندى برانند ، و از خويشاوندان وبرادران تا بر من عيب گيرند ، واز فرمانروايان تا مجازاتم كنند ، واى مولايم اگر آنان بر آنچه تو آگاه بودى مطلع بودند در اينصورت مرا مهلت نداده وطردم مى ساختند وبامن قطع رابطه مى كردند .
پس مولايم هم اينك در پيشگاه تو ايستاده ام ، خاضعانه وخوار و دلتنگ وناچيز ، نه بيگناهم تا عذر خواهى كنم ، ونه نيرومندم تا يارى ستانم ، ونه حجتى دارم تا احتجاج نمايم ، ونه مى گويم كه گناهكار نيستم و كار زشتى نكرده ام ، واى مولايم اگر انكار هم مى كردم سودى نمى داد ، چگونه واز كجا ، در حاليكه تمامى اعضايم بر آنچه عمل كرده ام شاهدند .
وبه يقين مى دانم وشكى ندارم كه تو از امور بزرگ از من پرسش مى كنى ، وتو حاكم عادلي هستى كه ستم نمى كنى ، وعدالت تو هلاكت كننده من است ، واز عدالتت مى گريزم ، واى مولايم اگر مرا عذاب كنى به سبب گناهانم مى باشد كه بعد از حجتت بر من انجام داده ام ، واگر بر من ببخشائى بخاطر بردبارى وجود وكرم توست .