صحيفه الحسين - حسین بن علی (ع ) - الصفحة ٢١
مردمان را از شرتان آسوده كرد ، أمير المؤمنين را بر شما پيروز گردانيد ، امام خاموش ماند تا مرد شامى آنچه در دل داشت بيرون ريخت ، امام از أو آياتى از قرآن كه در شأن اهل بيت نازل شده بود را پرسيد ، ومتذكر شد كه اين آيات در حق ايشان نازل شده است ، آن مرد دانست كه در چه اشتباهي بزرگ واقع شده وبه درگاه خداوند توبه كرد .
از اينجا مى توان اهميت سفر بازماندگان نهضت حسيني به شام را دانست ، زيرا اينان در اين سفر آثار چهل سال تبليغات مسموم كننده را از بين بردند وچهره كريه حكومت اموى را بخوبى معرفى كردند .
يكى از راههائى كه بنى اميه براى تخدير افكار مردم ورام ساختن آنان ترويج مى كردند جبرگرائى است ، يعنى همه چيز را به خدا مستند مى نمودند ، در برابر هر كارى تلقين مى كردند كه كار خدا بود كه اينگونه انجام گرفت واگر مصلحت خدائى نبود اينگونه نمى شد ، منطق جبرگرائى اينستكه آنچه هست همانست كه بايد باشد ، وآنچه نيست همانست كه نبايد باشد .
پس از حادثه عاشورا با استفاده از اين روش مزدوران يزيد شروع به تبليغ كردند وپيروزى ظاهري يزيد را خواست خداوند معرفى نمودند ، همانگونه كه ابن زياد پس از شهادت امام در مسجد كوفه با استفاده از رنگ مذهب گفت : خداى را شكر مى كنيم كه حق را پيروز كرد وأمير المؤمنين يزيد را يارى نمود ودروغگو پسر دروغگو را كشت .
امام سجاد ( عليه السلام ) وحضرت زينب كه از اين شگرد تبليغاتي آگاه بودند ، همواره در گفتارهايشان اين پايگاه فكرى را كوبيده ويزيد ويزيديان