صحيفه الحسين - حسین بن علی (ع ) - الصفحة ٩٧
حضرت واقع شد ، امام خونها را با دستش جمع كرد وبسوى آسمان پرتاب كرد وپس از حمد وثناى الهى فرمود : خداوندا ! من بسوى تو شكايت مى كنم آنچه نسبت به پسر دختر پيامبرت اعمال مى شود ، خدايا يكايك آنان را نابود ساز ، وآنان را با پراكندگى بقتل برسان ، وهيچيك از آنان را باقى مگذار .
( ٣٧ ) دعاى آن حضرت بعد از آنكه بسوى ايشان تيراندازى كردند از مسلم بن رباح نقل است كه گفت : با آن حضرت در روز عاشورابودم ، تيرى را بسوى چهره ايشان پرتاب كردند ، به من فرمود : أي مسلم دستت رانزديك آور ، دستم پر از خون شد ، فرمود تا در دست ايشان بريزم ، آن حضرت خونها را بسوى آسمان پرتاب كرد وفرمود : خداوندا ! از خون پسر دختر پيامبرت خونخواهى كن .
مسلم گويد : قطره أي از آن خون به زمين بازنگشت .
( ٣٨ ) دعاى آن حضرت هنگاميكه از اسب بر روى گونه راستش بر زمين افتاد بنام خدا وبياد أو وبر راه پيامبر خدا .