صحيفه الحسين - حسین بن علی (ع ) - الصفحة ٣٠٧
ومى بينم بر امرى اجتماع كرده ايد كه خداوند را خشمگين ساخته ، وچهره أو را از خود گردانده ايد ، كه نقمتش را بر شما واقع واز رحمتش دور ساخته ، پس پروردگارمان خداوند خوبى بوده وشما بندگان بدى مى باشيد .
به طاعت وفرمانبرى اقرار كرده وبه رسالت پيامبر ايمان آورديد ، آنگاه بسوى فرزندان وخاندان أو هجوم نموديد ، وقصد كشتن آنها را داريد ، ما از خداوند بوده وبسوى أو باز مى گرديم ، اينان گروهى هستند كه بعد از ايمان آوردن كافر شدند ، پس گروه ستمكار از هدايت بدورند .
عمر سعد گفت : واى بر شما نگذاريد بيش از اين سخن گويد ، أو پسر همان پدر است ، بخدا قسم اگر تا فردا در ميان شما بايستد سخنش قطع نشده واز كلامش باز نايستد ، پس شمر - كه لعنت الهى بر أو باد - پيش آمد وگفت : أي حسين چه مى گويى مقصد خود را به ما بفهمان ، امام فرمود : مى گويم : از خدا بترسيد وبه كشتن من اقدام نكنيد ، زيرا كشتن من بر شما حلال نبوده وبى احترامي به مقام من جائز نيست ، من پسر پيامبر شما