صحيفه الحسين - حسین بن علی (ع ) - الصفحة ٢١٩
اينكه علتى از جانب تو داشته باشد ، چگونه از جانب من علتى براى آن باشد .
معبودا ! تو در ذاتت بى نيازى از اينكه بتو سودى از جانب خودت برسد ، چگونه از من بى نياز نباشى ، بارالها قضاء وقدر مرا آرزومند سازد ، و ميل به اطمينانهاى شهوت مرا اسير ساخت ، پس تو ياور من باش تا ياريم كنى وبينايم گردانى ، وبه فضلت مرا بى نياز گردان ، تا از تلاشم بى نيازگردم .
تو كسى هستى كه انوار معرفت را در قلوب اوليائت تاباندى تا تو را شناختند وبه يگانگى ستودند ، وتو كسى هستى كه نامحرمان را از دلهاى دوستانت خارج ساختى تا غير تو را دوست نداشته باشند ، وبه غير تو پناه نبرند ، تو مونس آنانى هرگاه جهانيان ايشان را به وحشت اندازند ، وتو كسى هستى كه هدايتشان كردى هر جا كه نشانه ها برايشان آشكار شد .
چه يافت آنكه ترا گم كرد ، وآنكه تو را يافت ديگر چه گمشده أي دارد ، به يقين زيان كرد آنكه جز به تو رضايت داد وجز تو را برگزيد ، و زيانكار شد آنكه از تو گذشت وبه ديگران رسيد ، چگونه بنده به غير تو اميد بندد در حاليكه احسان خويش را از أو دريغ نكرده أي ، وچگونه به غير تو بياويزد در حاليكه عادت خويش به محبت وبخشش را تغيير نداده أي .