صحيفه الحسين - حسین بن علی (ع ) - الصفحة ٢١٥
معبودا ! چه بسيار طاعتي كه بنا كردم ، وحالتي كه بنيان نهادم ، و عدالتت اعتمادم بر آنها را ويران نمود ، بلكه فضلت عذرم را در مورد آنها پذيرفت ، بارالها مى دانى واگر چه طاعتت بطور استمرار از من انجام نگرفته اما محبت تو در من مستمر است ، خدايا چگونه تصميم بگيرم در حاليكه تو غالبى ، وچگونه تصميم نگيرم در حاليكه تو دستور دهنده أي .
بارالها ! تفكر آثار باعث دورى ديدار مى گردد ، بنابراين مرا با خود بهخدمتي وادار كه مرا به تو پيوند دهد ، چگونه بر تو استدلال شود به آنچه در وجودش بتو نيازمند است ، آيا براى غير تو ظهورى است كه براى تو نيست ، تا آن آشكار كننده تو باشد ، كى غائب بودى تا نياز به دليل براى اثبات تو داشته باشيم ، وكى دور بوده أي تا آثار ما را به تو برساند ، كور باد چشمى كه تو را بر خود مراقب نبيند ، وزيانكار باد معامله بنده أي كه بهره أي از دوستيت ندارد .
معبودا ! دستور به رجوع به آثار دادى ، پس مرا با جامه نور و رهنمائى با بصيرت بخود باز گردان ، تا از آنها بسويت باز گردم همانطور كه در آن وارد شدم ، يعنى از نظر به آنها ( استقلالا ) مصون بوده ، واز اعتماد بر