صحيفه الحسين - حسین بن علی (ع ) - الصفحة ٢١٣
اكنون به نيازمنديم بسوى تو توسل مى جويم ، وچگونه بسوى تو توسل جويم به آنچه محال است كه بتو برسد ، يا چگونه احوالم را نزد تو به شكايت ببرم در حاليكه بر تو پوشيده نيست ، يا چگونه حالم را نزد تو بيان كنم در حاليكه نزد تو آشكار است ، يا چگونه آرزوهايم را به نا اميدى مى كشانى در حاليكه آنها به درگاه تو وارد شده است ، يا چگونه احوالم را نيكو نگردانى در حاليكه بوسيله تو برپا ايستاده است .
بارالها ! با وجود نادانى بسيارم چقدر به من لطف دارى ، وبا كردار زشتم چقدر به من مهربانى ، معبودا چقدر به من نزديكى ومن بتو دورم ، و چقدر به من مهربانى ، پس چه چيز تو را از من باز داشته است ، خدايا از تغيير آثار ودگرگونى احوال دانستم كه خواست تو آنستكه در هر چيز خود را بمن شناسائى تا در چيزى از تو غافل نگردم ، معبودا هر گاه فرومايگيم مرا لال نمود كرم تو مرا گويا نمود ، وهرگاه صفاتم مرا نا اميد ساخت منتهايت مرا به طمع انداخت .
بارالها ! آنكه زيبائيهايش زشتى است ، چگونه زشتيهايش زشتى نباشد ، وآنكه حقائقش صرف ادعاست چگونه ادعاهايش ادعا نباشد ، معبودا حكم نافذ تو واراده غالبت براى سخنگويى سخنى باقى نگذارده وبراى صاحب حالى حالى را قرار نداده است .