صحيفه الحسين - حسین بن علی (ع ) - الصفحة ٢٠٩
وشر فاسقان جن وانس را از من دفع كن .
آنگاه آن حضرت در حاليكه چهره اش بسوى آسمان بود واز چشمانشان همانند دو مشك آب مى ريخت ، به صداى بلند گفت : أي شنواترين شنوندگان ، أي بيناترين بينندگان ، واى سريعترين حسابرسان ، واى مهر بانترين مهربانان ، بر محمد وخاندانش آقايان باميمنت درود فرست ، وخدايا از تو مى خواهم حاجتى را كه اگر عطا كنى آنچه منع نمائي به من زيان نمى رساند ، واگر محرومم دارى آنچه بدهى به من سودى نمى رساند ، از تو مى خواهم كه مرا از آتش آزاد سازى ، معبودي جز تو نيست ، يگانه أي وشريكي ندارى ، فرمانروائى از آن توست و ستايش تو را سزاست ، وتو بر هر كار قادرى ، أي پروردگار أي پروردگار .
روايت شده كه آن حضرت بعد از اين دعا مكررا مى فرمود : أي پروردگار أي پروردگار ، وكساني كه در گرداگرد ايشان بوده وشاهد خواندن ايشان بودند ، از دعاكردن به خودشان باز مانده ودعاي ايشان را گوش كرده وآمين مى گفتند ، وبه همين اكتفا كرده بودند ، آنگاه صداهايشان به گريستتن با ايشان بلند شد وخورشيد غروب كرد ، ومردم به همراه آن حضرت از منى كوچ كردند .