صحيفه الحسين - حسین بن علی (ع ) - الصفحة ١٣
موانع انقلاب در زمان معاويه با توجه به اين اوضاع آشفته وخودكامگى بسيار معاويه ، چرا امام در زمان أو قيام ننمود ، دو عامل را مى توان به عنوان مهمترين دليل بشمار آورد : ١ - تظاهر معاويه به ديندارى گرچه معاويه عملا اسلام را تحريف نموده وحكومت اشرافي اموى را جايگزين خلافت ساده وبى پيرايه اسلامي كرد ، اما أو اين مطلب را به خوبى درك كرده بوده كه چون بنام دين وخلافت اسلامي حكومت مى كند ، نبايد مرتكب كارهايى بشود كه مردم آن را مبارزه با دين تلقى نمايند ، بلكه أو لازم مى ديد هميشه به اعمال خود رنگ دينى بدهد ، وازاينرو كارهايى كه توجيه شرعى نداشت را در خفا انجام مى داد .
اسناد وشواهد تاريخي نشان مى دهد كه أو فرد بى دينى بود وبه هيچ چيز اعتقاد نداشت ، اما خود را در ميان عوام چنان آدم پاكى جلوه گر ساخته بود كه از نظر دينى هيچ اشتباهي در أو ديده نمى شد .
٢ - پيمان صلح امام حسن ( عليه السلام ) با معاويه اين پيمان مورد تأييد امام حسين ( عليه السلام ) نيز بود [١] ، اگر چه تحت فشار
١-
آنچه برخى از مورخين در مورد مخالفت امام با برادر بزرگ خود در زمينه صلح ايشان با معاويه نقل كرده اند ، سخنانى نادرست وساختگى است ، زيرا آن حضرت با عواملى كه برادرش را به قبول صلح وادار كرده بود كاملا آگاه بود ، چنانكه بعد از صلح پيشنهاد بعضى از افراد را براى قيام نپذيرفت ، وحتى بعد از شهادت امام حسن ( عليه السلام ) تا زمانيكه معاويه زنده بود به اقدامي دست نزد ، واحترام ايشان به برادر بزرگ