صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ١٤١ -           فصل دوم
أي مردم ! ديشب مردى از ميان شما رفت كه نه از پيشينيان ونه ازآيندگان كسى بر أو پيشى نمى گيرد ، پيامبر هميشه پرچم جهاد را به أو مى سپرد ، وجبرئيل از سمت راست ، وميكائيل از سمت چپ أو مى جنگيدند ، وجز با پيروزى باز نمى گشت ، وخداوند پيروزى مسلمانان را بدست أو تحقق مى بخشيد ، أو در در زمان شهادت چيزى از طلا ونقره از خود باقى نگذارده ، جز چيزى كه يكى از كودكانش داشت ، ودر بيت المال پولى را باقى نگذارد جز هفتصد درهمى كه از عطايش باقى مانده بود ، ومى خواست براى ام كلثوم كنيزى بخرد .
آنگاه فرمود :أي مردم ! هر كس مرا مى شناسد كه مرا مى شناسد ، وآنكه نمى شناسد بداند كه من حسن پسر على عليه السلام هستم .
آنگاه اين آيه كه حكايت قول حضرت يوسف است را خواند : ( دين پدرانم ابراهيم واسحاق ويعقوب را پيروى كردم ) .
من پسر انذار كننده ، ومن پسر خواننده بسوى خدا ، ومن پسر كسى هستم كه بعنوان رحمت براى جهانيان فرستاده شده است ، ومن از خاندانى هستم كه خداوند پليدى را از آنان دور ساخت وايشان را پاك