صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ٣٨
مجروح شده بود را روى تختى خواباندند وبه مدائن بردند[١].
بار سوم با خنجر در وقت نماز به آن حضرت حمله كرده ومضروبش ساختند .
امام در برابر اين حوادث آنچه پيش آمده بود امام را در وضعيتى سخت قرار داد ، براى تصميم گيرى در برابر آنچه بوقوع پيوسته بود گروهى از سران وبزرگان را دعوت كرد وبراى ايشان سخن گفت وزيانهاى صلح با معاويه را بر شمرد ، ولى گفتار امام اثرى نمى بخشيد وآنان از فرصت معالجهء امام استفاده كرده وبراى پيوستن فضاحت بار به معاويه بيشتر تلاش مى كردند ، وضع امام در اين موقعيت موجب سرگردانى وحيرت بود ، از يك سو مبارزه با معاويه جهادى واجب مى ديد ، واز سوى ديگر از هم پاشيدگى وروحيهء خيانت آميز سپاهيان را مى نگريست ، با اينكه از اصلاحشان نا اميد بود باز خواست يك بار ديگر ميزان پايداريشان را در صورت وقوع جنگ بيازمايد از اينرو براى آنان خطبه خواند ، هنوز خطبه امام پايان نيافته بود كه از هر سو فرياد سپاهيان برخاست : زنده مى مانيم زنده مى مانيم .
امام پس از اين ماجراى دردناك دانست كه اگر بخواهد با معاويه بجنگد تنها ودست خالي مى ماند ، با مشاهدهء چنين موقعيت سياه و دردناك امام مصلحت را در پذيرش صلح ديد وبيش از آنكه فاجعه أيننگين پيش آيد در قبول آن شتاب ورزيد .
[١] ارشاد المفيد : ١٧٠ .