صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ٣١
فتنه انگيزانى بودند كه فقط دل به غارت وغنيمت بسته بودند ، وگروهى شكاك كه حق را از باطل بدرستى نمى شناختند ، وعدهء زيادي كه پيرو تعصبهاى قبيله أي بودند واز رؤساى قبائل پيروى مى كردند وكارى با دين نداشتند ، آنگاه شيخ مفيد در بارهء وضع روحي واجتماعى آنان مى نويسد : جنگ را ناخوش مى داشتند وطرفدار آسايش وسلامت وخواستار تسليم وسازش بودند .
آغاز شكست سپاه اسلام پس از آنكه امام فرماندهى مقدم سپاه را به عبيدالله بن عباس سپرد ، أو بهمراهى سپاه حركت كرد ، تا به ( مسكن ) رسيد ودر آنجا اردو زد ، وروياروى سپاه معاويه قرار گرفت ، معاويه طبق شيوهء هميشگى خود براى درهم شكستن روحيهء سپاه از چند راه به تضعيف روحيهء اين گروه كه بعنوان مقدم سپاه امام بودند همت گماشت : ١ - اعزام جاسوسها : نخستين دسيسهء خطرناك معاويه براى ايجادفساد در سپاه امام اعزام جاسوسان وخبر گذاران بود تا لشكريان را بترسانند وآنان را به سستى وپستى كشانند ، ودر اين ماجرا همگى يك سخن را تبليغ كردند ، يعنى : حسن بن على طى نامه هائى معاويه را به صلح دعوت كرده است پس چرا شما خود را به كشتن مى دهيد ، اين دروغ موجى از سراسيمگى وترس در ميان سپاه را برانگيخت وروح تمرد را در واحدهاى لشكر پديد آورد .
٢ - پخش رشوه : معاويه براى تخريب روحيه سپاه ، سرداران سپاه