صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ٢٨٥ -           فصل مناظرات آن حضرت
أو شايسته تر هستى ، بخاطر آن غيضي كه در دل دارى وفريبى كه از چشهمايت پيداست ، هيهات أو گمراهان را ياور انتخاب نمى كرد[١].
وگمان تو كه اگر در صفين بودى از نيرومندى قيس ومهارت ثقيف از همه سزاوارتر بودى ، مادرت به عزايت بنشيند آيا اين امور با ناتوانيت در ميدانهاى نبرد وفرارت در زمانهاى سخت تحقق مى پذيرد ، سوگند بهخدا اگر أمير المؤمنين پرچم شجاعان را به تو مى سپرد ، مى ديدى كه سختيها أو را از پاى در نياورده ، وفريادهاى هول انگيز مى كشيدى .
واما دليرى قيس ، تو را چه كار به قيس ، تو بندهء فرارى هستى كه علومي را آموختى ، واز اينرو ثقيف ناميده شدى ، وبدين وسيله به حيله خود را از قبيلهء ثقيف برشمردى ، تو از مردان آن قبيله نيستى ، وتو به تعمير وسايل صيد وداخل شدن در آغل گوسفندان داناترى از جنگ نمودن واما مهارت چه مهارتي نزد بردگان وبندگان مى باشد .
خواستى با أمير المؤمنين ملاقات كنى ، واو آنچنانكه تو أو را شناختى : شير بيشه وسمى كشنده بود ، قهرمانان در هنگام نبرد در برابرش قدرت ايستادگى نداشتند ، تا چه رسد كه گرگها أو را قصد كنند ، وسوسك ( مرد سياه چهره ) از عقب سر أو را طلب نمايد .
[١] بعد از مرگ عثمان مغيره نزد امام آمد وگفت : نصيحتي به تو دارم اگر مى خواهى كارهات سامان يابد طلحه را بر كوفه وزبير را بر بصره ومعاويه را بر بصره ومعاويه را بر شام بگمار ، وبعد از آنكه خلافتت سامان يافت با آنان هر گونه كه خواهى عمل كن ، كه امام فرمود : ( من از گمراهان ياور انتخاب نمى كنم ) ج ٣ ص ٣٧١ ( حاشيه اصابه ) .