صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ٢٨١ -           فصل مناظرات آن حضرت
وما از بهترين درختى هستيم كه شاخه هاي بارور وميوه هاي پاكيزه وبدنهاى بر جا مانده أي را رويانيد ، در آن اصل اسلام وعلم نبوت است ، آنگاه كه جاى افتخار رسيد برتر گرديده ، وآنگاه كه از برتر شدن ما جلوگيرى شد ما طلب برترى نموديم ، وما درياهاى عميقي هستيم كه تهى از آن نگرديده ، وكوههاى محكمى هستيم كه مغلوب نمى گرديم .
در اين هنگام مروان بن حكم ومغيرة بن شعبه سخن گفتند واو وپدرش را كم ارزش جلوه دادند ، امام حسن عليه السلام سخن گفت وفرمود : أي مروان ! آيا از ترس وخوارى وضعف وعجز سخن مى گويى ، گمان كردى كه خود را ستودم در حاليكه پسر پيامبر خدايم ، ومقامم را بالا بردم در حاليكه سرور جوانان اهل بهشتم ، واى بر كسى كه فخر مى فروشد وتكبر مى كند تا خود را برتر جلوه دهد ، وكسى خود را بزرگ مى نماياندوقصد گردن فرازى دارد ، اما ما خاندان رحمت وجايگاه كرامت وبزرگوارى ، وموضع خير ونيكى ، ومعدن ايمان ، ونيزه اسلام ، وشمشير دين هستيم .
مادرت به عزايت بنشيند چرا سكوت نمى كنى قبل از آنكه امور هولناك را به سويت بفرستم وبيان دارم ، وتو را به نشانه أي بنمايانم كه از نامت بى نياز شوى ، اما بازگشتت با غارت آيا در روزى بود كه نادارى را سرپرستى كرده ، وترسوئى را پناه دادى ، بهره وغنيمتت فرارت بود